فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
185 - 199
حوزههای تخصصی:
روان شناسان معتقدند، وجود بعضی از گره های روانی، عامل شکل دهی بسیاری از رفتارهای آدمی است. روان افراد در مقابل انواع تنش ها، برای جلوگیری از فروپاشیدگی روانی، به ساز و کارهایی پناه می برد که فروید و همکارانش آنها را مکانیسم های دفاعی روان می نامند. اضطراب و حس حقارت، مهم ترین عامل تنیدگی هستند و مکانیسم های دفاعی، زمانی به کار می افتند که اضطرابی عمیق، روان آدمی را در هم می فشارد. دلیل تراشی، فرافکنی، جبران، انکار، سرکوب و موارد فراوانی از این قبیل، نوعی واکنش دفاعی در برابر این از هم پاشیدگی روانی هستند. این نوشتار بر آن است تا انگیزه رفتارهای نابهنجار سودابه در شاهنامه فردوسی را از دید مکانیسم های دفاعی روان مورد بررسی قرار دهد. خیانت به همسر، ریشه در ساز و کار دوپاره سازی شخصیت او دارد، اتهام دروغین به سیاوش، واکنش فرافکنی را در روان او تأیید می کند و دلیل تراشی مهم ترین واکنش او در رابطه با سیاوش است. باطل سازی و پرخاشگری نیز از زمره مکانیسم های دفاعی روان سودابه هستند که در هنگام بروز تنش در روان سودابه، به منصه ظهور می رسند. دستاورد این بررسی حاکی از آن است که رفتارهای نابهنجارسودابه، ریشه در عقده های فراوان در شخصیت وی دارد، عقده هایی که از دید دانش روان شناسی قابل بررسی و اصلاح هستند. به همین دلیل شخصیت سودابه با توجه به ساز و کار روانی ویژه ای که دارد به لحاظ دفاعی در مقابل تنش های روانی که در داستان مطرح شده در شاهنامه فردوسی بر او وارد شده است مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد
A Critical Study of the Myth of Memory and Forgetfulness in Contemporary Poetry: A Case Study of Shamlu’s Poems(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the types of myths, alongside those of creation, resurrection, salvation, rebirth, renewal, and the savior, is the myth of memory and forgetfulness, which has also featured prominently in Iranian mystical allegorical tales. This myth has Indian and Greek foundations and has manifested in poetry that is deeply intertwined with mythology. Mircea Eliade has referred to this myth, and Ahmad Shamlu, as one of the contemporary Persian poets, repeatedly evokes it throughout his collected works. The purpose of this research is to analyze the myth of memory and forgetting in contemporary poetry. For this purpose, using a library-based and descriptive methodology, we examine instances of the emergence and manifestation of this myth in Shamlu’s poetry. The results indicate that, in Shamlu’s work, the myth of memory and forgetfulness is interwoven with the myth of the Fall. In some instances, the Anima archetype evokes this myth. In others, this myth is linked to the concept of ‘Alam al-Dharr’ (the World of Particles or the Primordial Covenant) in Islamic and mystical thought, representing the anguish and sorrow resulting from a mystical separation from the Divine Truth. In some cases, it intentionally or unintentionally recalls Indian and Gnostic narratives and shares similarities with the concept of reincarnation in Hindu thought.
دوبیتی های باباطاهر در خلاصه الاشعار تقی الدین کاشانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خلاصه الاشعار و زبده الافکار (مورخ حدود 1007 ق) تقی الدین کاشانی پس از جنگ موزه قونیه (مورخ 848 ق) دومین منبعی است که در آن 33 دوبیتی کهن و اصیل باباطاهر آمده است. نگارنده پس از بررسی این دوبیتیها آنها را از نظر مشکلات زبانی و معنایی به 3 دسته ساده (5 دوبیتی)، متوسط (16 دوبیتی) و مشکل (12 دوبیتی) تقسیم کرده و در این مقاله به خوانش و گزارش 9 دوبیتی مشکل پرداخته است. در این خوانش و گزارش نخست تصحیح علمی انتقادی، آوانگاری و ترجمه فارسی هریک از دوبیتیها انجام شده و سپس وزن هجایی و عروضی، قافیه و ردیف و شرح واژگان و اصطلاحات، آموزه های اساطیری، مباحث مربوط به فرهنگ مردم و نکته های تطبیقی و ... شاهدها و مثالهای متنوعی از متون مختلف و گفتار مردم آمده است. پیرو بررسیهای انجام شده در این مقاله نتایج زیر به دست آمده است: 1) زیرساخت زبانی دوبیتیهای باباطاهر گورانی است که تحت تأثیر کردی، لکی، لری و فارسی قرار گرفته و در سایه اشراف بر زبانهای ایران باختری ابهامی در خوانش و فهم آنها باقی نمی ماند. 2) پیرو سنت شعری گورانی وزن دوبیتیها نیز هجایی است که در اثر دستکاریهای کاتبان و راویان به وزن عروضی نزدیک شده است.
کارکرد زبان آرکائیک (کهن) و زبان عامیانه در شعر نظیری نیشابوری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نظیری نیشابوری، از شاعران مشهور سبک هندی است که با استفاده از ظرفیت های زبانی متنوع، تصویرهای شعری خلاقانه را در این سبک، پدید آورد. یکی از مهمترین جلوه های این تنوع، کاربرد هم زمان زبان کهن (آرکائیک) و زبان عامیانه در شعر است که سبب غنای کلام او شده و آن را به آئینه ای تمام نما، از تحولات اجتماعی و فرهنگی -زبانی عصر او بدل کرده است. آمیختگی و ترکیب زبان فاخر و کهن با واژگان عامیانه و گاه محاوره ای، سبب شده، شعر او هم برای خواص، جذاب باشد و هم برای عوام، قابل درک شود. زبان آرکائیک در قالب واژگان مهجور و ساختارهای نحوی سنتی و اصطلاحات کهن، بُعدی سنتی به شعر او می بخشد و زبان عامیانه از طریق واژگان روزمره و کنایات مردمی و اصطلاحات محاوره ای، صبغه مردمی و صمیمیت و پویایی را به شعر او القا می کند. مقاله حاضر با روش تحلیلی – توصیفی، به بررسی و تحلیل کارکرد زبان کهن (آرکائیک) و زبان عامیانه در شعر نظیری نیشابوری پرداخته است تا جلوه های این دو نوع زبان را در شعر او با ذکر نمونه هایی نشان داده و نقش و تأثیر آنها را در شکل گیری سبک ادبی او بیان کند.
اشعار نویافته از قاسم کاهی در جُنگ شرف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
31 - 48
حوزههای تخصصی:
جُنگ شرف یکی از نسخه های موجود در کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی است که به دست عبدالرحمن ابن شرف گردآوری شده است. بخش عمده این جُنگ را اشعار جامی و شعرای قرن نهم و دهم تشکیل داده است. در این میان اشعار شاعران پیش از قرن نهم نیز دیده می شود. شعر بسیاری از شعرای فارسی زبان ایران شرقی را در این مجموعه می توان یافت؛ شعرایی که بیشتر یا در شبه قاره هند ساکن بوده اند یا به آن بلاد سفرکرده اند. از جمله شعرایی که شعرشان در این جُنگ معرفی می شوند، قاسم کاهی است. از قاسم کاهی سی و یک غزل در جنگ شرف آمده که از بین آنها هجده غزل در دیوان چاپی وی موجود نیست. این پژوهش نشان می دهد جنگ شرف به عنوان منبعی که در دوران کاهی کابلی تصنیف شده است چه کمکی به افزایش غزل های وی می کند. در این مقاله نخست ضمن ارائه مقدمه ای کوتاه، پیشینه ای از پژوهش های مشابه صورت گرفته خواهیم آورد. در ادامه به زندگی و احوال آثار کاهی خواهیم پرداخت و در پایان ضمن ارائه هجده غزل نویافته و بررسی مختصری درباره این آثار، به ذکر دلایلی مبنی بر صحت انتساب این غزلیات به قاسم کاهی خواهیم پرداخت.
Metamorphic Narratives: A Comparative Study of Transformation in Gholam Hossein Saedi's The Cow and Franz Kafka's The Metamorphosis
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۲, Spring and Summer ۲۰۲۵
105 - 127
حوزههای تخصصی:
This study employs the framework of Influence Studies within Comparative Literature to explore the impact of Franz Kafka (1883-1924) on Gholam Hossein Saedi (1936-1985). The primary focus of this comparative study is to assess the quality of influence and elucidation regarding the overarching perspective on loneliness, isolation, identity crisis, and metamorphosis, ultimately aiming to comprehend the similarities and distinctions between Gholam Hossein Saedi's The Cow (1965) and Franz Kafka's The Metamorphosis (1915). The present research, conducted through a descriptive-analytical approach and grounded in the French school of comparative literature, concerned with influence studies, determines that the central theme of Kafka's novel revolves around human destiny, which is altered by societal issues. Both narratives illustrate the transformation of their main characters into non-human forms, emphasizing the alienation and isolation faced by individuals in contemporary society. Kafka examines the absurdity of human existence through Gregor's transformation and his subsequent ostracism by society, while Saedi sheds light on the struggles of marginalized communities through Mashd Hassan's change into a cow. The findings of this study demonstrate that Saedi, influenced by Kafka, has adapted and expanded the notion of metamorphosis in The Cow, thereby enriching the landscape of Persian literature.
بررسی چینش صرفی قوافی در غزلیات حافظ (با تکیه بر قوافی مختوم به یاء)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
146 - 167
حوزههای تخصصی:
الگوی چینش قوافی، مستخرج از قوافی غزل های حافظ با یای نکره، نسبت، مصدر و فعل است. این پژوهش سعی دارد به این پرسش پاسخ بگوید که آیا روش یا الگویی برای خوانش قوافی با انواع یاء در شعر حافظ وجود دارد؟ این الگو یا روش چینش قوافی چیست؟ با پاسخ بدین پرسش، هدف پژوهش که رسیدن به خوانش درست تر و دقیق تر قوافی در شعر حافظ است محقق می گردد. بر این اساس ثابت می شود در غزلیات حافظ تنها قوافی نکره (با یای نکره) است که بدون اختلاط با قوافی مصدری و نسبت، و کاملاً یکدست کنار هم به کار رفته است (تعداد 36 غزل). بنابراین صفات نسبی (با یای نسبت) و همین طور مصدر (با یای مصدری)، هیچ کدام در هیچ غزلی به صورت یکدست قافیه پردازی نشده است. دلیل اصلی هم قافیه نشدن یای نکره با یای نسبت و مصدر، تفاوت تلفظ و ساخت آوایی این سه نوع یاء است. حدود 13 غزل ممکن است برای عده ای از خوانندگان و تحصیل کنندگان شعر فارسی، بدخوانی ها یا دشواری هایی در خوانش قوافی در پی داشته باشد اما بدیهی است که دشواری خوانش متوجه همگان نیست بلکه این پژوهش می کوشد الگویی برای خوانش قوافی اشعار به ویژه غزلیات ارائه کند تا در صورت امکان، اصل و قاعده ای گردد برای خوانش شعر همه شاعران. قوافی مهم (با یای نکره) که می تواند مشمول دشوارخوانی و بدخوانی باشد بدین شرح است: فلانی، روانی، جوانی، نیکنامی، تمامی، خوشخرامی، دگری، خودکامی، همایی، خماری و تماشایی.
The Transformation of the Hero in ‘Arash’ (by Bahram Beyzai)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
21 - 28
حوزههای تخصصی:
Arash , the famous Archer and mythical-historical hero, is a significant absentee from Persian classical poetry, especially Shahnameh . However, in contemporary times, several poets and writers, including Bahram Beyzai, have adopted Arash's narrative. Beyzai creates the most distinctive version of this narrative by offering a modern approach and deconstructing the original narrative. Beyzai's Arash is not the renowned hero and archer but rather a stableman who transforms into a hero without any metaphysical support or physical strength, just by relying on the power of mind and heart. The present study examines the distinctive characteristics of the hero in Beyzai's narrative and, based on Lacan's psychoanalytic theory, analyzes the transformation of Arash from a stableman to a hero. The results show that the most critical differences between Arash in Beyzai's work and the original narrative are: the lack of support from divine forces, lack of extraordinary physical abilities, emphasis on an inner journey rather than an external one, and the focus on the power of heart and mind instead of physical strength. Studying the transformation of Arash's personality based on Lacan's theory shows two stages: the first is Arash's confrontation with the big Other, which separates him from his initial unified perception of the world and turns him into an alienated and split subject. The second and main stage is Arash's victory over the big Other during his symbolic ascent to Mount Alborz. This conquest enables Arash to break through the 'symbolic order' and attain the superior knowledge and power of a hero.
A Study of the Story Hazrat Khidr and Hazrat Musa and the Story Hazrat Ayyub Based on the Criticism of Structuralism and with an Approach to Roland Barthes' Theory of Five Codes(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
57 - 64
حوزههای تخصصی:
One type of literary criticism that has received attention in linguistic studies in the twentieth century is structuralist criticism. Accordingly, in structuralist criticism, we can examine the meaning of each phenomenon as a set of rules and a holistic view. One of the thinkers who developed new approaches in this field with the help of Ferdinand de Saussure's views is Roland Barthes. The result of Barthes' theorizing is the five codes model, which was published in one of his works called S/Z . Barthes’ five codes model is one of the best models that semioticians use to analyze texts and find the meaning of the text. Since the theory of codes can be used to analyze any type of narrative and story, this study attempts to provide information in a library-based manner and with a narratological approach to conduct a descriptive-analytical study of two Quranic stories. In this regard, we use two interpretive works, namely Kashf al-Asrar and Tafsir al-Tabari and several other literary commentaries, to analyze these two stories. This study shows that the general structure of Quranic narratives can be deciphered only by considering the structure of the text itself and without considering external factors, with the help of Roland Barthes' narrative codes. In addition, it was concluded that Quranic interpretation and the five codes both have a common goal. By going through the primary and superficial layers of the text, one can discover the inner meanings and reach the secondary layers of the text.
Etude analytique des éléments socio-culturels du roman California Dream de Najib Redouane dans une approche traductive(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La présente recherche se penche sur la traduction des éléments socio-culturels véhiculant les affinités et les décalages entre les langues-cultures source et cible, ce qui pose, certainement, des problèmes pour le traducteur. Celui-ci doit les surmonter avant de les transférer dûment vers une autre langue, mais comment et en se basant sur quelles théories de traduction? Afin de trouver des réponses appropriées à ces questions, on a opté pour la traduction du roman California Dream (2018) de Najib Redouane qui regorge d’éléments socio-culturels dont la plupart rentrent dans le domaine de nomenclature. Une fois le texte traduit, on a sélectionné quelques extraits du roman contenant ces éléments en trois catégories: anthroponyme, toponyme et pragmonyme. Une analyse détaillée de la traduction de ces passages a été effectuée pour passer au crible les modalités de leur transmission vers le persan, parcours qui fait état de la méthodologie descriptive-analytique basée sur les théories de Michel Ballard. Selon les résultats de recherche, pour les anthroponymes et les toponymes, le recours à la transcription, à la translittération et aux notes infrapaginales s’avère indispensable afin de respecter le principe d’étrangéité du texte. Quant au transfert des pragmonymes, on a fait usage de l’assimilation phonétique et graphique, de la traduction littérale, de l'incrémentalisation, de l'équivalent culturel et de la substitution.
بررسی آیین های گیاهی در میان قوم لک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین های گیاهی آیین هایی هستند که در آن ها گیاهان نقش محوری و نمادین دارند. بعضی از گیاهان و درختان از روزگاران کهن گاه تقدیس و گاهی سرزنش شده اند. در آغاز مردم برای پاسداشت خدایان کشاورزی و امثال آن، گیاهان و درختان را بزرگ می داشتند و برای آن ها آیین هایی را برگزار می کردند. قوم لک یکی از اقوامی است که همچنان آیین های گیاهی را در میان خود زنده نگاه داشته است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای و مصاحبه انجام گرفته است. هدف این پژوهش آن بوده است که آیین های گیاهی قوم لک را بررسی و تحلیل کند. بنابراین بعد از بررسی این نتایج به دست آمده است: باورهای مردم لک درباره درختان و گیاهان بیشتر برگرفته از فهم بشر نخستین نسبت به درختان و گیاهان است. این که آن ها گمان می کردند درختان و گیاهان جاندارند و پیرامون خود را درک می کنند. در نظر لک ها برخی از درختان و گیاهان باعث رسیدن به خواسته ها می شوند. به همین منظور آن ها آیین هایی مانند ترساندن درخت بی میوه، نامگذاری به نام درختان و گیاهان، احترام به درختان، دود کردن سقز، نگاه داشتن تاک، آویختن درک و کنگر، سبزه نوروز، آش دندان، خالکوبی با طرح گل ها و گیاهان و... را اجرا می کنند.
آیین خیّام خوانی با درنگی بر چرایی رواج و رواییِ آن در کرانه خلیج فارس و بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین خیّام خوانی به عنوان یکی از زیباترین و برجسته ترین تجلیّات فرهنگ و هنر اقلیمی کرانه خلیج فارس و بوشهر، آیینی است با پیشینه ای دیریاز که موسیقی، پایکوبی و خواندن اشعار خیّام نیشابوری همراه با آوای سازهایی از قبیل «نی جفتی» و «فلوت» شاکله آن را به وجود آورده است. رباعیات خیّام از یکسو به سبب اشتمال بر مضامینی چون ناپایداری زندگی و ناپیدایی سرانجام آدمی، بی اعتنایی و فراموشی رنج های گذشته، زیستن در اکنون و بی توجّهی به دشواری های زندگی و ساده انگاشتن آن و از دیگر سو تطابق و همگرایی آن با اصول و شیوه زندگی مردمی که عقاید و فلسفه خیّام در وجود آن ها راه یافته، زمینه ساز گرایش مردم استان بوشهر به رباعیات این شاعر نامدار و تبدیل آن به گونه ای خاص و منحصر به فرد از موسیقی بومی و محلی این منطقه شده است. منابع کتابخانه ای استفاده شده است. پژوهش حاضر به دلیل اهمیّت مسئله در یافتن پاسخ هایی برای دلایل رواج و رواییِ خیّام خوانی در بوشهر و جایگاه خیّام میان مردم این منطقه صورت گرفته است. با بررسی و پژوهش در این زمینه، مشخص شد که دلایل مختلفی همچون 1. تطابق فلسفه زیستی مردم بوشهر با افکار و مسلک خیّام به دلیل شرایط جغرافیایی، 2. نجوم شناسی خیّام و پیوند آن با اشتغال مردم بوشهر به دریانوردی، 3. حضور دوبیتی سرایان مطرحی همچون فایز دشتی و مفتون در بوشهر و تشابهات قالب دوبیتی با رباعی و همچنین 4. ادبیات شبانی و آوازهای بومی و محلی، در گرایش مردم استان بوشهر به رباعیات خیّام تأثیرگذار بوده است.
Vers une philosophie du comique: ironie et rire dans Je m’en vais de Jean Echenoz(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Chez Jean Echenoz, et particulièrement dans Je m’en vais , l’humour ne se réduit pas à un simple ornement narratif: il constitue une modalité critique et existentielle centrale dans une esthétique postmoderne. Cet article s’interroge sur la manière dont le comique déconstruit les codes traditionnels du récit tout en révélant la crise du sujet moderne. En mobilisant une lecture textuelle approfondie, combinée à des approches philosophiques et esthétiques, nous montrons que l’ironie echenozienne fragilise à la fois la logique narrative et la cohérence du sujet. Le rire, quant à lui, oscille entre distance critique, déréalisation et vacuité existentielle. Cette tension produit une esthétique du soupçon où le comique agit comme un espace de survie lucide face à l’absurde. En ce sens, le comique chez Echenoz participe d’une mise en crise permanente des repères ontologiques et narratifs. Le comique devient ainsi un outil d’exploration des limites du langage et de la représentation. Ainsi, l’humour chez Echenoz apparaît comme une stratégie postmoderne pour habiter la fragilité du sujet sans prétendre restaurer une vérité perdue.
بازشناسی دو الگوی روایی از متون زردشتی در بیتی از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲۸
44 - 21
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است تا از بیت «به رشک اندر اهریمن بدسگال / همی رای زد تا بیاگند یال» از داستان کیومرث در شاهنامه تفسیری تازه ارائه دهد. ازاین رو با ذکر بیت مذکور و نگاه انتقادی به تفاسیر ارائه شده آغاز می شود. سپس با تکیه بر دو کلیدواژه «رایزنی» و «قوی شدن»، به منابع زردشتی رجوع می کند و شواهدی را از حضور دو الگوی روایی در این متون موردبررسی قرار می دهد. جمع آوری، بررسی، تحلیل و مقایسه ساختاری شواهد مذکور با رویکردی توصیفی-تحلیلی نشان می دهد الگوی نخست از سه مرحله 1-انجمن شدن، 2-رایزنی 3- اقدام و الگوی دوم از پنج مرحله 1-اطلاع از سرنوشت، 2-بیهوشی/بی حرکتی، 3-برانگیختن، 4-هوشیاری/حرکت 5-اقدام تشکیل شده است. سپس در نتیجه تحلیل و تفسیر مفهوم بیت مذکور بر اساس الگوهای فوق، آشکار می شود که این الگوها با پشت سر گذاشتن تحوّلاتی به بیت مذکور راه یافته اند. مفهوم این بیت درواقع اهریمن را توصیف می کند که برای آشفتن روزگار کیومرث، فرزندش سیامک و مردم، به رایزنی و مشورت با دیوان می نشیند. او به واسطه این رایزنی و طرح پیشنهادهایی با هدف آشوب، کشتار و ویرانی از جانب دیوان، قدرت می گیرد و سپس با تصویب نقشه حمله، فرزندش خزوران را با سپاهی از دیوان برای عملی کردن این نقشه راهی می کند. هم چنین در توجیه ادغام دو الگوی مذکور در این بیت می توان گفت احتمالاً این الگوها به سبب هم پوشانی برخی عناصر در هم ادغام شده و در این بیت به صورت الگوی نهایی چهار مرحله ای 1-اطلاع، 2-انجمن شدن، 3-رایزنی و 4-اقدام درآمده اند.
تحلیل گفتمان انتقادی در سروده های حماسی طاهره صفّارزاده با تکیه بر نظریه نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی نو و شاخه ای مهم از تحلیل گفتمان است. یکی از کاربردهای این رویکرد در حوزه ادبیّات و بررسی آثار ادبی است. طاهره صفّارزاده از شاعران برجسته معاصر و سراینده اشعار مقاومت و حماسه های پایداری است؛ با توجّه به این که پژوهش حاضر بر آن است، اشعار حماسی طاهره صفّارزاده را بر اساس گفتمان انتقادی فرکلاف مورد بررسی قرار دهد تا به تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بر اشعار وی پی بَرَد. برای رسیدن به این منظور اشعار این بانوی شاعر در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، بررسی شده است. این نوشتار به روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی– تحلیلی انجام شده است. نتایج حاصل نشان می دهد طاهره صفّارزاده با ترکیب بندی ابعاد گفتمان های مسلّط زمان پهلوی و انقلاب اسلامی، ساختار گفتمانی مسلّط دو دوره سیاسی و به تبع آن اجتماعی متفاوت آن روزگاران را بازتولید کرده است؛ بنابراین اشعار او با انتقاد از عملکردهای سیاسیّونِ دوره پهلوی، انزجار از استعمار و زورگویی، نظم گفتمانی ویژه ای را بازتولید کرده است.
تحلیل مؤلفه های وجودشناسی نظریه برایان مک هیل در رمان «اگر شبی از شب های زمستان مسافری»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
288 - 321
حوزههای تخصصی:
نظریات پست مدرنیسم را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد. دسته اول شامل نظریه پردازانی همچون بری لوئیس، پیتر والن و دیوید لاج است که مجموعه ای از ویژگی های سبکی پست مدرنیسم را معرفی می کنند، از جمله عدم قطعیّت، پارانویا، و بی نظمی زمانی. دسته دوم، نظریه ای شاخص از برایان مک هیل است که برای توضیح پست مدرنیسم از مفهوم عنصر غالب در فرمالیسم روسی الهام گرفته است. مک هیل معتقد است که پست مدرنیسم بر وجودشناسی تمرکز دارد، در مقابل معرفت شناسی که عنصر غالب مدرنیسم است. وجودشناسی به بررسی ماهیت وجود و هستی می پردازد. مک هیل استدلال می کند که درک جهان، پیش نیاز پاسخگویی به پرسش های وجودشناسانه است، اما آثار مدرن از ارائه پاسخ های قطعی امتناع می کنند و خواننده را در عدم قطعیت وجودی قرار می دهند. حال این پژوهش در جستجوی پاسخ به این مسأله است که شگردها و مؤلفه های وجودشناسی در رمان اگر شبی از شب های زمستان مسافری از ایتالو کالوینو با توجه به نظریه برایان مک هیل کدامند و چگونه این شگردها و مؤلفه ها بر اساس نظریه برایان مک هیل در برجسته کردن عنصر وجودشناسانه این اثر نقش دارند؟ این پژوهش به بررسی رمان اگر شبی از شب های زمستان مسافری اثر ایتالو کالوینو می پردازد و تلاش می کند تا شگردها و عناصر وجودشناسانه در این رمان را بر اساس نظریه مک هیل شناسایی کند. نتایج نشان می دهد که این رمان با استفاده از تکنیک هایی مانند چندصدایی، عدم قطعیت، بی نظمی زمانی و مکانی، و پارانویا، به پیچیدگی و دشواری شهرت دارد و به خوبی عناصر وجودشناسانه را به تصویر می کشد.
جلوه های «فرودست» اسپیواک در شخصیت های زن دو رمان جای خالی سلوچ و عرس الزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
173 - 217
حوزههای تخصصی:
نقد پسااستعماری پژوهشی است میان رشته ای که یکی از مهم ترین شاخه های نظری آن مطالعات فرودستان است. اسپیواک از پیشگامان رویکرد فرودست پسااستعماری است. وی متون ادبی را جایگزین مناسبی برای بیان تاریخ فرودستان قلمداد می کند. دولت آبادی و صالح دو رمان نویس معاصر ایرانی و سودانی در رمان های خود «جای خالی سلوچ» و « عرس الزین» به بازنمایی مشکلات فرودستان؛ ازجمله زنان می پردازند. در این تحقیق به روش تحلیلی– توصیفی، با تکیه بر الگوهای ادبی اسپیواک، مشخص می گردد که در دو اثر پسااستعماری جای خالی سلوچ دولت آبادی و عرس الزّین طیب صالح به مشکلات زندگی پرمشقّت جامعه روستایی، به ویژه اعمال خشونت های پنهان و نهادینه شده مردان علیه فرودستان خاص همچون، زنان، دختران، پرداخته شده است و وجوه مشترک هویت و عاملیت قهرمانان زن خودآیین دو روایت موردنظر که باخودآگاهی و گفتمان های خلاقانه و خردمندانه، می کوشند در جنبش های روزمرّه و تدریجی، نیروهای متناقض درونی و در پی آن روابط با مردان فرصت طلب و سودجوی را تعدیل و تنظیم نمایند، به تصویر کشیده شده است. به موازات این بازنمایی ناهمگونی دیدگاه تردیدآمیز و وهم آلود دولت آبادی با نگاه خوش بینانه طیب صالح به آینده جامعه روستا نشین ایران و سودان، به تفاوت های انکارناپذیر فرهنگی و طبقاتی ستمدیدگان به ویژه زنان به سیر رخدادهای اجتماعی، سیاسی، زیستی و اقتصادی انحصاری زمان وقوع داستان نسبت داده شده و نتایج حاصل از آن در تمثیل های نمادین پایان هر دو روایت انعکاس یافته است.
چیستی زبان در نظرگاه احمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
1 - 25
حوزههای تخصصی:
در سنّت عرفانی ما، احمد غزالی، یکی از عرفای برجسته ای است که از منظرهای مختلف بر عرفا، نویسندگان و شعرای پس از خود تأثیر بسزایی گذاشت. یکی از ابعاد مهم شخصیت او، نظریه پردازی در حوزه های مختلف است. از این رو بررسی آرا و نظرهای احمد غزالی از جنبه های مختلف، ضروری و حائز اهمیت است. یکی از سویه های بایسته و قابل وارسی در آثار غزالی، بررسی نگره های او درباره عنصر «زبان» و ماهیت آن است. پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با رویکردی پدیدارشناختی به آثار احمد غزالی نوشته شده است، به بررسی آرای او در حوزه چیستی زبان می پردازد. نتایج این جستار نشان می دهد که او در مواجهه با مقوله زبان، بیشتر دیدگاهی هستی شناسانه دارد تا نگاهی ابزاری و زبان شناسیک. غیر از رویکرد عام او به زبان که با عنصر «دل» پیوند دارد، با تأمل و درنگ در آثار غزالی می توان تلقی او از مفهوم زبان را در دو حوزه دسته بندی کرد: 1- بررسی چیستی زبان در معنای عام و بر پایه نظریه بازی های زبانی 2- بررسی زبان در معنای خاصِ عرفانیِ آن در قالب گفت، سکوت و فراسکوت.
بررسی تأثیرپذیریِ دو تحریرِ حمزه نامه از متون حماسیِ پهلوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: یکی از شناخته شده ترین رُمانس های عاشقانه پهلوانیِ ادب فارسی، قصه امیرحمزه صاحبقران است که به ماجرای عشق ورزی حمزه به مهرنگار، دختر انوشیروان، و ماجراجویی های او در این راه می پردازد. از حمزه نامه، تحریرهایی گوناگون به زبان فارسی در دست است که قدیمی ترینِ آن ها احتمالاً مربوط به پیش از دوران صفوی است و یکی از متأخّرترین تحریرهای آن نیز به سال 1239 هجری قمری بازمی گردد که توسط مشهدی باقر بازاری به رشته تحریر درآمده است. نکته مهم و قابلِ ذکر درباره تحریرهای گوناگون و متنوعِ حمزه نامه ها، تأثیرپذیری گسترده شان از متون حماسیِ پهلوانی است؛ به گونه ای که به باور نگارنده، از میانِ قصه های عامیانه بلند فارسی، حمزه نامه به عنوان یکی از شاخص ترین آثار از حیثِ الگوبرداری از حماسه های پهلوانی به شمار می آید. این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از متون منظوم و منثور پهلوانی صورت می گیرد، سعی بر آن دارد تا تأثیرپذیری دو تحریرِ قدیم و جدید حمزه نامه از متون پهلوانی را از منظر ساختار زبانی (با تأکید بر گزاره های قالبی)، الگوبرداری های داستانی، بن مایه های داستانی، عناصر ویژه متون پهلوانی، و به کارگیری نام های شاهنامه ای، مورد بررسی قرار دهد. نتیجه ای که این پژوهش به دست می دهد این است که فاصله زمانی بین دو تحریر قدیم و جدید حمزه نامه، هیچ تأثیری در کاهشِ به کارگیری عناصر متون پهلوانی در این قصه نداشته است و شائبه این که این اثرپذیری، صرفاً مربوط به تحریری خاص یا دوره ای خاص می شده است را می زداید. روش: روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی- توصیفی و بر اساس مطالعات کتابخانهای است. یافته ها: حمزه نامه یکی از قصه های بلند عامیانه فارسی است که به گستردگی، زیرِ تأثیرِ ادب پهلوانی شامل متون منظوم پهلوانی و طومارهای نقالی بوده است. با توجه به این که از این قصه تحریرهای متعددی در دست است، نگارنده، کهن ترین و نیز یکی از متأخرترین تحریرهای این اثر را برگزیده تا با بررسی این دو تحریر، که فاصله زمانی نسبتاً زیادی از یکدیگر دارند، این شائبه که این اثرپذیریِ حمزه نامه از متون پهلوانی، مربوط به دوره یا تحریری خاص می شده است را بزداید. البته این مسأله را نیز نمی توان نادیده گرفت که تحریر کهنِ حمزه نامه، بیشتر زیرِ تأثیرِ شاهنامه و متون اصیل پهلوانی بوده است و عناصر معدودی از داستان ها، بن مایه ها و ساختارهای روایت های نقالی در آن نمود پیدا کرده است؛ درحالی که بالعکس، تحریر جدید حمزه نامه، بیشتر، از روایت ها، عناصر و شیوه نگارشِ طومارهای نقالی بهره جسته است.
Revisiting the Semiotic: A Study of Jorie Graham’s Poetic Consciousness in Sea Change(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۱, Autumn and Winter ۲۰۲۵
183 - 198
حوزههای تخصصی:
The present paper analyzes Jorie Graham’s “Sea Change”, the eponymous poem of her 2008 poetry collection, through Julia Kristeva’s theories on semiotic and the abject. By tracing the historical attitudes towards embodiment, this research attempts to examine Graham’s outlook towards the mind/body and by extension nature/culture dichotomies in her poetry. The previous studies on the Sea Change collection have mostly focused on Graham’s formal structures and ecological concerns; no other research has used Kristeva’s theories to examine the importance of one’s embodied experience of the world in her poetry to reveal how negative attitudes towards the body lead to a fractured existence for the human subject. Graham’s poetic language addresses the neglect to which the semiotic has been subjected, redefines the body in terms that are not abject and opens up a safe cultural space for it. Her poetry illuminates how mystification and degradation of the body have a positive correlation with oppression of the nature, as concepts belonging to similar dichotomous lines of thought, and highlights the call for a re-evaluation of the attitudes towards the human subject’s existence in the world.