ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
۱.

بررسی بازنمایی عرفان اسلامی در برنامه پرگار بی بی سی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۳۷۰
رسانه ها واسطه میان آگاهی انسان و ساختارهای اجتماعی هستند. براین مبنا، چنان که بپذیریم رسانه ها در این واسطه گری و در فرایند ادراک انسان از جهان پیرامون، بی طرف و خنثی عمل نمی کنند، از منطق رسانه به مثابه ابزار انعکاس دهنده حقایق فراتر رفته و به سمت منطق رسانه به مثابه ابزاری کنشمند و دارای عاملیت حرکت کرده ایم. با چنین تعریفی از رسانه، در مقاله حاضر، یکی از برنامه های تلویزیون بی بی سی با عنوان «پرگار» و محوریت موضوع عرفان اسلامی بررسی شده است. براین اساس، با به کارگیری رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی و بعضی از کلیدواژه های مرتبط با منطق نظریه بازنمایی، چهار برنامه پرگار با موضوع «عرفان و تصوف» تحلیل و بررسی شدند. نتایج نشان می دهد این برنامه با استفاده از ابزارهای زبانی و رهیافت هایی همانند برجسته سازی از مسیر تکرار و کلیشه سازی، ایجاد دوگانگی و تقابل در تعاریف ارائه شده از عرفان و عملکردهای آن به منظور صورت بندی معنا و پیوند عرفان اسلامی با مسئله ولایت فقیه، روایتی تقلیل یافته، دستکاری شده و کاملاً سیاسی از عرفان و تصوف اسلامی ارائه داده است. در حقیقت، این بازنمایی، نه توصیف واقعیت تاریخی عرفان و تصوف اسلامی، بلکه تولید واقعیتی رسانه ای است که بیش از هرچیز در خدمت سیاست خارجی بریتانیا و گفتمان لیبرال سکولار مسلط قرار دارد.
۲.

ظرفیت های اقتباس از مثنوی در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان (مطالعه موردی: گفت و گوی نمایشی در ده حکایت از داستان های حیوانات)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۲۴۵
حکایت، نوعی گفتمانی روایی است که انتقال پیام های اخلاقی و رفتاری را به شیوه غیرمستقیم امکان پذیر می سازد. تمثیل نیز گونه ای ابزار بلاغی است که ذهن را به قیاس و قضاوت میان دو امر مشابه سوق می دهد؛ ازاین رو، حکایت های تمثیلی ابزار مناسبی برای پرورش تفکر کودک و نوجوان و تسهیل در تحقق اهداف تعلیم وتربیت به شمار می آیند. در ادبیات فارسی، حکایت های تمثیلیِ مثنوی، بستر مناسبی برای قصه گویی خلاق فراهم می آورند. افزون بر این ویژگیِ کلی، گفت وگومحوریِ تمثیل ها، مؤلفه ای است که ما را با قابلیت اقتباس از تمثیل های مثنوی در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان روبرو می کند. نخستین ویژگی نمایشیِ حکایت های تمثیلی در مثنوی، واقع گرایی و باورپذیری است؛ زیرا احکام اخلاقی را ازطریق گفت وگو میان مردم عادی طرح می کنند و بیشترِ زمینه های معرفتی را با متن زندگی پیوند می زنند. ویژگی دیگر، سادگی و کوتاهی گفت وگوها و نیز رفت وآمد میان طرفین گفت وگوست که از منظر سبک، برای بازآفرینی در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان مناسب اند. همچنین، حکایت های گفت وگومحورِ مثنوی، سرشتی چندصدایی دارند؛ به نحوی که اندیشه های موافق و مخالف در قالب گفت وگو بیان می شود و فرهنگ گفت وگو را به گروه سنی کودک و نوجوان آموزش می دهد. مؤلفه هایی مانند خلق گفت وگو میان حیوانات یا پردازش گفت وگوهایی که کودکان در آن نقش دارند نیز به این مجموعه ویژگی ها اضافه می شود. در این پژوهش، قابلیت اقتباس از گفت وگوهای نمایش قصه های مثنوی برای اقتباس در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان با روش توصیفی تحلیلی بررسی شده است.
۳.

بررسی عملکرد هوش مصنوعی مولد در ترجمه متون عرفانی کهن فارسی به انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۷۶
متون عرفانی کهن فارسی بخش مهمی از میراث فرهنگی و ادبی ایران را تشکیل می دهد و ترجمه این متون به زبان های دیگر از جهات مختلفی حائز اهمیت است. بااین وجود، ترجمه چنین متونی چالش های بسیاری به همراه دارد، که به رازآلودگی، پیچیدگی زبانی، اصطلاحات خاص عرفانی و سبک ادبی منحصر به فرد این آثار برمی گردد که در انتقال به بافت زبانی فرهنگی متفاوت در زبان مقصد، کار ترجمه را دشوار می کند. این پژوهش برآن است ظرفیت هوش مصنوعی مولد در ترجمه این متون را بررسی کند. بدین منظور، سه مقطع از کتاب های اسرارالتوحید، کشف المحجوب و مصباح الهدایه با استفاده از ابزارهای چت جی پی تی و جمینای در دو مرحله به انگلیسی ترجمه و ارزیابی شد؛ مرحله اول با استفاده از دستور ساده ترجمه و مرحله دوم با دستور دقیق (مهندسی دستور). نتایج هر دو مرحله نشان داد که این ابزارها توانایی درخورتوجهی در تشخیص سیاق، سبک و گونه متون دارند و می توانند بر پایه تحلیل متن مبدأ، در کمترین زمان ترجمه هایی متناسب و کاربردی برای مخاطب عام در زبان انگلیسی ارائه کنند. بااین حال، اشکالاتی نیز در عملکرد آن ها وجود دارد که ضرورت بازبینی و ویرایش انسانی را برجسته می کند.
۴.

تأملی در مبانی تصوف زهدمآبانه در شعر مجیر بیلقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۲۷
با ظهور سنایی غزنوی (۴۷۳ 545ق.)، تصوف به گونه ای رسمی وارد شعر فارسی شد. پس از او، شاعران بسیاری تحت تأثیر و به تقلید از سنایی مضامین عرفانی را در آثار خود جای دادند. شاعران سبک آذربایجانی از نخستین گروه هایی بودند که به تأثیر از سنایی و به تقلید از او به سرودن شعر صوفیانه روی آوردند. نظامی مخزن الاسرار را در پیروی از سنایی سرود و خاقانی خود را خَلفِ صادق سنایی می دانست. دیگر شاعر سبک آذربایجانی، مجیر بیلقانی نیز در همان مسیر گام نهاد؛ راهی که به ویژه استادش خاقانی شروانی پیش تر پیموده بود. در شعر مجیر، مبانی فکری صوفیه بازتابی گسترده دارد و گرایش به عالم معنا، زهد و دنیاگریزی، ریاضت، عزلت، پرورش دل، فقر، قناعت و ترک هوا و حرص از مهم ترین مضامین شعری او به شمار می رود. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی جلوه های فرهنگ صوفیانه را در شعر مجیر بیلقانی بررسی و تحلیل انتقادی کرده است. همچنین، نوع تصوف مجیر تبیین شده و تأثیر آموزه های عرفانی بر زندگی عملی او نیز با استناد به شواهد شعری واکاوی شده است. نتایج پژوهش نشان از حضور پُررنگ مبانی فکری صوفیه در شعر مجیر دارد. در میان این مضامین، زهد و دنیاگریزی برجستگی بیشتری یافته و گرایش به ریاضت، سختی کشی و عزلت گزینی از دیگر ویژگی های مهم تصوف اوست. هم چنان که از اشعار مجیر برمی آید، او مبانی عرفانی را صرفاً برای مضمون سازی در شعرش به کار نبرده است؛ بلکه از روی اعتقاد و علاقه، آن ها را در شعرش گنجانده است.
۵.

سنجش توانمندی هوش مصنوعی در بازآفرینی تجارب عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
پیشرفت چشمگیر هوش مصنوعی در حوزه پردازش زبان طبیعی، امکان تازه ای را برای تعامل با متون عرفانی فراهم کرده است. این در حالی است که عرفا در طول تاریخ، همواره تصریح کرده اند که کشف وشهود عرفانی، خاص گروهی است که مورد لطف حق واقع می شوند و درنتیجه، زبان خاص خود را دارد که از گستره فهم نااهلان خارج است. اخیراً هوش مصنوعی که فاقد هرگونه احساس و خودآگاهی است، این ادعا را به چالش کشیده است. در این پژوهش برای سنجش توانایی هوش مصنوعی در شبیه سازی تجارب عرفانی از روش توصیفی تجربی استفاده شده است. پس از مرور نظریات عرفا و اندیشمندان درباره تجربه عرفانی و هوش مصنوعی، دو متن عرفانی، یکی از بایزید بسطامی (نثر) و دیگری از مولوی (نظم)، به مدل زبانی ChatGPT ارائه شد تا شیوه بازآفرینی آن ها بررسی شود. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی قادر است با شناسایی و بازتولید نمادها، استعارات، لحن و ساختار زبانی متون عرفانی، روایتی نزدیک به فضای تجربه عرفانی ارائه دهد. بااین حال، فقدان شهود و تجربه درونی، شبیه سازی آن را به سطح زبانی محدود می سازد و از ورود به قلمرو تجربه پدیداری ناتوان است. پژوهش حاضر نشان می دهد که اگرچه هوش مصنوعی تجربه عرفانی را به صورت درونی درنمی یابد، می تواند در بازنمایی ادبی و ایجاد پل میان سنت های عرفانی و ابزارهای نو، مفید واقع شود و ابزار قدرتمندی برای تحلیل، بازنمایی و آشنایی مخاطب معاصر با سنت های عرفانی باشد.
۶.

شیوه ترجمانی عطار از منابع متقدم (بررسی موردی: شبلی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۴۲
بنابر گفته عطار در مقدمه تذکره الاولیا مبنی بر اقتباس روایات آن از آثار متقدم، هدف پژوهش حاضر بررسی نحوه مواجهه وی در نقل این روایات و رویکرد اتخاذی او در جایگاه نقال و مترجم است. باتوجه به گستردگی عارفان در این اثر، حیطه پژوهش به روایات شبلی دلف بن جحدر محدود شده است. محور های روایات شبلی در تذکره الاولیا و حلیه الاولیا و طبقات الأصفیاء با رویکردی تطبیقی و روش کتابخانه ای بررسی شده است. در این فرایند، با تفسیر و تحلیل عبارات کلیدی، محور های داستانی و نحوه بازنمایی صحنه ها، چگونگی انتقال مفاهیم عرفانی مد نظر عطار روشن است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عطار در جایگاه مترجم و نویسنده، موضع یکسانی نداشته و نقشی دوگانه ایفا کرده است. او در نقل روایات شبلی هم به نقل دقیق از منبع وفادار بوده و هم در اقتباس روایات با استفاده از عناصری همچون تأویل، حذف و تفسیر، به بازآفرینی و اعمال سبک شخصی خود پرداخته است. این بازآفرینی با هدف ساده سازی، حذف زوائد و انتقال بهتر پیام عرفانی برای مخاطب فارسی زبان صورت گرفته است که نشان دهنده تعامل میان تعهد به اصالت متن و توجه به نیازهای فرهنگی مخاطب است.
۷.

خوانش ترامتنی مثنوی مولانا در خانقاه شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۳۶
مثنوی «مولانا در خانقاه شمس» منظومه نسبتاً بلندی است که شهریار آن را به مناسبت روز مولوی سروده است. با اینکه این اثر تاکنون کمتر از سوی محققان نقد و بررسی شده است، می توان آن را از جنبه های مختلف تحلیل کرد. یکی از این رویکردها، تحلیل ترامتنی است که در این پژوهش به آن توجه شده و منظومه مذکور از این دیدگاه تحلیل و نقد و خوانش جدیدی از آن ارائه شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و ازلحاظ فضای انجام کار، کتابخانه ای است. هدف از انجام آن، تحلیل روابط ترامتنی این اثر با متون مختلف ، به ویژه مثنوی مولوی، است. فرض نویسندگان بر این بوده است که شهریار در ساختار و محتوای این شعر، آگاهانه با متون مختلف پیوند بینامتنی ایجاد کرده و از آنها بهره مند شده است. مبتنی بر این ایده و براساس محورهای پنج گانه ترامتنیت ژنت، تأثیرپذیری شهریار از متون مختلف، به ویژه مثنوی مولوی، اثبات شده و این نتایج به دست آمده است؛ ساختار و محتوای مثنوی مولوی و شعر و اندیشه شاعرانی همچون رودکی، فردوسی، خیام، انوری، سعدی، حافظ و... در شکل گیری این شعر مؤثر بوده اند که بنابر تقسیم بندی ترامتنیت ژنت در پنج زیرمجموعه بینامتنیت، پیرامتنیت، فرامتنیت، سرمتنیت و بیش متنیت بررسی و تحلیل شده اند.
۸.

نسخه شناسی تاریخی آثار فارسی جلال الدین دوانی (از قرن نهم تا چهاردهم قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۷
باتوجه به دگرگونی های آگاهانه و خودخواسته و دگرسانی های ناآگاهانه و ناخواسته ای که در گذر زمان در نسخه های خطی رخ داده است، اغلب هرچقدر تاریخ کتابت یک نسخه به روزگار مؤلف نزدیک تر باشد، از اعتبار بیشتری برخوردار است؛ بنابراین، اگر تصحیح متون براساس نسخه های عصر مؤلف یا نزدیک به عهد او صورت پذیرد، نتایج استوارتر و درست تری به دنبال خواهد داشت تاجایی که اساساً تصحیح متن زمانی ازنظر روش شناختی علمی خواهد بود که مصحح از رهگذر نسخه شناسی تاریخی به کهن ترین نسخه های اثر دست یافته باشد. در این راستا، روشن است که پیش از تصحیح علمی مجموعه آثار جلال الدین دوانی، دستیابی به قدیم ترین دست نویس های برجای مانده از تألیفات او، مسئله ای ضروری است. براین اساس، هدف پژوهش حاضر، نسخه شناسی تاریخی آثار فارسی دوانی است تا از رهگذر آن، نسخه های اقدم هر اثر وی شناسایی شود. در فرایند پژوهش، با بررسی فهرست بیش از هزار کتابخانه به چهارده زبان مختلف در دست کم چهل کشور گوناگون، حداقل هفت هزار نسخه خطی از آثار فارسی و عربی دوانی از قرن نهم تا پایان قرن چهاردهم هجری قمری ردیابی شده است. در این جستار، با روش مطالعه تطبیقیِ فهرست ها و نسخه های اخیر، مشخصات قدیم ترین دست نویس های برجای مانده از آثار فارسی دوانی، ازجمله برخی از نسخه های دوران حیات وی روشن شده است که در تصحیح علمی آثار او راهگشا هستند. درمجموع، از رهگذر نسخه شناسی تاریخی انجام گرفته، ضمن دستیابی به ۱۱۵۴ نسخه خطی فارسی دوانی، نسخه اقدم ۲۳ اثر فارسی وی معرفی شده است.
۹.

تحلیل آداب سخن در تذکره الاولیای عطار باتکیه بر نظریه ادب زبانی «براون و لوینسون»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
متون تعلیمی عرفانی جایگاه مهمی در پهنه گسترده ادبیات فارسی دارد و تذکره الاولیای عطار از برجسته ترین نمونه های آن است. این اثر اگرچه در ظاهر شامل شرح حال برزگان عرفان است، اما در اثنای شرح حال این بزرگان، نکات آموزشی بسیاری ازجمله آداب سخن را به مریدان منتقل می کند. ادب زبانی از مباحث اصلی زبان شناسی امروز است که نظریه پردازانی همچون براون و لوینسون برای تحلیل آن پنج راهبرد را معرفی کرده اند؛ گوینده باتوجه به مقام و شأن اجتماعی خود و مخاطب، از این راهبردها برای بیان مقاصدش بهره می برد. پژوهش حاضر در پی آن است که دریابد ادب زبانی در تذکره الاولیای عطار به عنوان ابزاری تأثیرگذار بر مخاطب، بر اساس کدام راهبردهای ادب زبانی ساخته شده است؟ نتایج نشان می دهد که عطار در تذکره الاولیا برای تعلیم آداب سخن از چهار راهبرد پوشش مستقیم، ادب منفی، راهبرد غیرمستقیم و خودداری از اقدام استفاده کرده و راهبرد ادب مثبت را به کار نبرده است.
۱۰.

بازشناسی جایگاه شمس الدین محمد ساوجی در تاریخ تصوف ایرانی بر پایه شواهد تاریخی و نسخه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
شمس الدین محمد بن حسن ساوجی ازجمله مشایخ کمتر شناخته شده تصوف ایرانی در دوران پس از حمله مغول (سده هفتم هجری) است که باوجود اشارات پراکنده منابع تاریخی و تذکره های صوفیه به جایگاه معنوی و نفوذ اجتماعی او، تاکنون به طور مستقل موضوع پژوهش علمی قرار نگرفته است. شواهد تاریخی و نسخه شناختی موجود از جایگاهی نسبتاً برجسته برای او در میان اولیای قرن هفتم و هشتم هجری حکایت دارد. استخراج اطلاعاتی درباره او، از منابعی همچون تجارب السلفِ هندوشاه، چهل مجلسِ علاء الدوله سمنانی، تاریخ الاسلامِ شمس الدین الذهبی، نفحات الانسِ عبدالرحمن جامی به ضمیمه حواشی و گزارش هایی که برخی از کاتبان نسخه های خطی داده اند (همچون روایت علی بن حسام الدین مشهور به متقی الهندی، صاحب کنزالعمال درهامش نسخه بحرالحقائق و هامشِ نسخه بحرالحقائق به شماره 615) تا حدّی پرده از چهره این عارف کم شناخته برمی دارد. این پژوهش به این نتیجه دست یافته است که شمس الدین ساوجی، به احتمال بسیار، نسخه تفصیلی تفسیر بحرالحقائقِ استادش، نجم الدین رازی را در شوشتر به اختصار درآورده وآنچه امروزه از این تفسیر شهرت یافته، محصولِ تلخیص و پیرایشِ متن به همّت اوست. این مقاله، با اتکا بر داده های نسخه شناسی و منابع تاریخی، به بازخوانی و تحلیل نقش ساوجی در بستر تاریخ تصوف در جنوب ایران می پردازد و از این رهگذر، بر ضرورت بازشناسی چهره های حاشیه نشین در مطالعات عرفانی تأکید می ورزد.
۱۱.

نقد ترجمه ومعادل یابی اصطلاحات و مفاهیم نظامی با تکیه بر نظریّه نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
ترجمه و معادل یابی واژگان و اصطلاحات نظامی چالش های مخصوص خود را دارد. اختلاف درجات نظامی کشورهای عربی با ایران، تفاوت سازمانی و ساختاری و اختلاف در طبقه بندی اطلاعات حسّاس موضوعاتی است که پژوهشگران این مقاله به دنبال نقد و بررسی ترجمه و معادل یابی اصطلاحات و مفاهیم مربوط به آن ها هستند. ترجمه، معادل یابی و فهم دقیق درجات نظامی، ساختار سازمانی برخی نهادها و همچنین کیفیت طبقه بندی اطلاعات در کشورهای عربی و ایران می تواند حتّی در سرنوشت دو ملّت تأثیرگذار واقع شود. از آن جایی که نویسندگان این پژوهش معتقدند این مضامین بایست بر اساس کفوّیت و جایگاهشان در کشور مبدأ و مقصد ترجمه شوند، نظریه پیتر نیومارک از مهم ترین نظریاتی است که در این باب مطرح شده است. این پژوهش با تکیه بر نظریه نیومارک و با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی درصدد نقد ترجمه و معادل یابی های صورت گرفته در حوزه های سه گانه است. بخشی از نتایج این پژوهش حاکی از آن است که بهتر است درجه ملازم به ستوان دوُم، ملازم اوّل به ستوان یکم، عمید به سرتیپ دوّم، لواء به سرتیپ، فریق به سرلشکر و فریق أوّل به سپهبد ترجمه گردد چنانکه توصیه می شود مترجم با دقت نظر بسیار بالایی طبقه بندی اطلاعات دیگر کشورها را مطالعه کند و بر مبنای حساسیّت اطلاعات و تعریفی که از محرمانگی در دو کشور ارائه می گردد آن ها را طبقه بندی کند.
۱۲.

تحلیل گفتمان روایی« إمرأه عند نقطة الصفر» نوال السعداوی و « طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی پور بر اساس نظریه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۳۵۴
تحلیل گفتمان روایی یکی از شیوه های بررسی ساختاری داستان است که با تکیه بر توضیح و تفسیر راههای پرداخت روساخت یک متن روایی، راه را برای کشف معنا و مفهوم پنهان نویسنده فراهم میآورد. دو داستان« إمرأه عند نقطه الصفر» نوال السعداوی و « طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی پور ، دارای زبان و سبک زنانه هستند و هر دو نویسنده سعی کرده اند با تمرکز بر شخصیت زنان در داستان خود، نوع نگرش زنان به جامعه را نشان دهند. این مقاله سعی دارد تا با بررسی تطبیقی این دو داستان، و ترسیم تکنیکهای گفتمان روایی آنها، علاوه بر کشف الگوی ساختاری، به معنا و مفهوم پنهان در متن نیز دست یابد. روش پژوهش، تحلیلی توصیفی بوده و با استناد به منابع کتابخانهای و مطالعه موردی نمونه های داستانی دو نویسنده، به ترسیم تفاوتها و شباهتهای این دو داستان بدون توجه به بحث تأثیر و تأثرپرداخته است. در پایان مشخص شد که هر دو داستان صرف نظر از مکاتب مختلف، در کنارشباهت محتوایی، از منظر ساختاری قابلیت بررسی بسیاری از منظر تحلیل گفتمان روایی را دارند. بازگشتهای زمانی، تکرار، وقفه توصیفی، خلاصه، کانون بیرونی، راوی دانای کل، کانونی سازی دوگانه و عنصر گفتگو از مهمترین تکنیکهای روایی این دو داستان است. داستان شهرنوش پارسی پور بر آشفتگی ذهنی و روحی شخصیت اصلی استوار است، اما داستان السعداوی ، از حدت و صراحت لهجه استواری شخصیت اصلی داستان حکایت دارد.زن و چالش های جنسیتی موجود در بستر فرهنگی تقریبا مشابه، هر دو داستان را به نمونه های ارزنده ای تبدیل نموده است.
۱۳.

پاستورال ایرانی و ظرفیت های مغفول آن در ادب فارسی: تحلیل مصداقی حکایت موسی و شبان مولوی و پی دارو چوپان نیمایوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۷
ادب شبانی (پاستورال) یکی از کهن ترین ژانرهای ادبی در سنت غربی است که از یونان و روم باستان تا قرائت های معاصر اکوکریتیکی، همواره بستر بازاندیشی در نسبت انسان و طبیعت و نیز تقابل میان شهر و روستا بوده است. با وجود اهمیت این ژانر در مطالعات جهانی، در بوطیقای فارسی تاکنون به عنوان گونه ای مستقل شناخته نشده و اغلب ذیل «ادب روستایی» یا «ادب اقلیمی» تقلیل یافته است. این غیبت نظری سبب شده بخش قابل توجهی از متون فارسی با مختصات شبانی، از چشم انداز گونه شناختی مغفول بمانند. این پژوهش با هدف پرکردن این خلأ، ضمن مرور مبانی نظری پاستورال در سنت غربی، به تحلیل دو نمونه از متون فارسی پرداخته است: نخست، حکایت کلاسیک «موسی و شبان» در مثنوی مولوی که می توان آن را تجلی «پاستورال عرفانی» دانست، دوم، روایت بلند «پی دارو چوپان» نیما یوشیج به عنوان نمونه ای معاصر که با بهره گیری از عناصر سنتی پاستورال (چوپان، عشق چوپان، طبیعت و شکار) اما با دگرگونی در کارکرد نمادین، نوعی «پاستورال ایرانی» خلق می کند که در آن طبیعت به عنوان کنشگری فعال در سرنوشت انسانی عمل می نماید. یافته ها نشان می دهد که ادب فارسی ظرفیت بازتعریف ژانر شبانی را دارد؛ نتیجه پژوهش آن است که توجه به پاستورال در ادبیات فارسی می تواند هم خلأ گونه شناختی بومی را پر کند و هم امکان پیوندزدن این ادبیات با گفتمان های تطبیقی و محیط زیستی معاصر را فراهم سازد.
۱۴.

مطالعه نمادشناسی نقش مایه پری در سفال آمل و ارتباط آن با مفاهیم اسطوره ای و باورهای عامیانه مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۳۴۷
عناصر اساطیری همچون پری، از دیرباز در باورهای عامیانه و هنرهای سنّتی جوامع مختلف دارای جایگاه ارزشمندی است؛ در این میان در اساطیر مازندران و به صورت ویژه در سفالینه های آمل، نقش مایه پری به صورت نمادین به عنوان شاخص ترین بستر معنایی جلوه گر شده است. این پژوهش با تحلیل بصری و نمادینِ نقش پری در سفال آمل، و با رویکرد اسطوره ای در صدد دست یابی به لایه های پنهان عناصر بصری پری و این آثار است؛ مفاهیم اسطوره ای که نشأت گرفته از باورهای کهن مازندران است. نتایج پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی گرد آمده است، نشان می دهد که نقش مایه پری در سفال آمل، نه تنها یک عنصر تزئینی صرف، بلکه حامل لایه های عمیق نمادین و اسطوره ای است که بازتابنده بینش، باورها و جهان بینی مردمان کهن مازندران است. این نمادها در قالب تصویرهایی از پرندگان، اسب ، کبوتر و ماهی روایت گر پیوندی ژرف میان انسان و طبیعت، اسطوره و واقعیت هستند. بازشناسی این نقش مایه ها، افقی نو به روی پژوهش در زمینه ی نمادشناسی هنر سنّتی ایرانی گشوده است و نشان می دهد که سفال آمل، همچون آینه ای تمام نما، تاریخ، فرهنگ و روان جمعی مردمانی را بازتاب می دهد که هنوز هم در لایه های پنهان هنرشان، اسطوره ها نفس می کشند.
۱۵.

جدال هم افزایِ تخیلات واقع گرا؛ بررسی گزاره های رئالیسم جادویی در دور رمان کافکا در کرانه اثر موراکامی و شجره العابد اثر عمار علی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۶۸
نمادهای واقعی تخیُّل گریز بوده و مفاهیم و صور انتزاعی نیز به صورت بنیادین پیوندی با نمادهای رئالیستی ندارند، اما محمل ادبیات آوردگاهی است که این دو سویه ناهمگون از تأملات منطق گریز را واجد پیوندی ناگسستنی می کند، به گونه ای که گاه مرز میان آنها قابل تشخیص نیست، بخصوص در مؤلفه هایی چون رازگونگی، پوچ گرایی، فضای وهم آلود، دگردیسی و مسخ شدگی و تا حدودی صوفی گری. شاید شرایط سیاسی و اجتماعی موجود در جوامع نکبت زده جهانی، نویسندگان را به این سبک فراخوانده و باعث شده نویسنده با زبانی رمزگونه و تلفیق نمادین واقعیت وخیال، واقعیت های جامعه را به تصویر کشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفه های رئالیسم جادویی در دو رمان شجره العابد از عمار علی و « کافکا در کرانه » از موراکامی پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عناصر وهم وخیال، تنهایی، اوضاع سیاسی-اجتماعی، سکوت و بایکوت اختیاری، حضور موجودات فراحسی، ورازگونگی وپوچ گرایی در این دو رمان استعمال شده است. عناصری چون استحاله و دگردیسی و صوفی گری تنها در رمان شجره العابد، و مؤلفه هایی چون پوچ گرایی وفضای متعفن فقط در رمان کافکا کاربرد داشته است. برجسته ترین این مؤلفه ها در شجره العابد ترسیم فضای تعفن آلود و جنبه متصوفانه بوده، و مؤلفه های برجسته رمان کافکا تقابل، پوچ انگاری و رازگونگی بوده است. عمار علی به اوضاع نابسامان جامعه، مسائل اجتماعی و نمادهای عرفانی پرداخته است، اما موراکامی به مسائل انسانی در جامعه خود از جمله به تنهایی، پوچی ومرگ ومسائل فرهنگی اشاره کرده است. گاه نیز اشارات فراواقعی موراکامی قهری، انقباضی، انزواطلبانه و از روی اعتماد به عناصر مادی بوده، در حالیکه نگاه غالب در نزد عمار علی  انبساطی، خودخواسته، غیرمادی وعاطفه محور بوده است.
۱۶.

تأملی تطبیقی بر ماهانتا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۵۷
وجود پیر و استاد از موضوعات اساسی و مهم در عرفان و همه بنیادهای باطن گرایانه جهان است. رهرو طریقت، به جهت سلوک و طی طریق نیازمند وجود راهنما و پیری است تا به وی کمک کند و او را به سر منزل مقصود برساند. در ادیان مختلف معیارها و مشخصه های گوناگونی برای پیر ارائه شده و عنوان های مختلف به وی نسبت داده شده است. در مکتب اکنکار از پیر و استاد کامل با عنوان ماهانتا یاد می شود و مشخصه ها و ویژگی هایی برای ماهانتا بیان شده است. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی تلاش بر آن بوده است تا جایگاه ماهانتا و پیر بررسی و با مقایسه میان آن دو، وجوه شباهت ها و افتراقات میانشان بررسی شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا شاخصه های ماهانتا با پیر در عرفان اسلامی همخوانی دارد؟ نتایج کلی حاکی از آن است که علی رغم شباهت هایی که در توصیف و وظایف و ابعاد وجودی پیر و ماهانتا وجود دارد، نظر به تفاوت مبنایی نگرش توحیدی میان این دو دیدگاه، تفاوت های بسیاری نیز به چشم می خورد؛ قابل ذکر است که ماهانتا در باور اومانیستی مکتب اکنکار وجودی شرک آلود ومنافی با مبانی توحیدی دارد.
۱۷.

بررسی مقایسه ای مطلق گویی امثال و حکم در غزلیات حافظ و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۰
حافظ و سعدی، هر دو در زمینه پند و اندرز و صدور احکام زندگی، مطلق گویی هایی در دیوان غزلیات خود دارند و به شکل مسلّم و قطعی، حکم داده اند، هرچند قطعاً مهمترین نصایح و احکام سعدی در گلستان و بوستان مشهود و معروف است. ضرب المثل شدن و تکرار بسیاری از ابیات و مصاریع این دو شاعر بزرگ، گواهی است بر اهمّیت کاربرد امثال و حکم ایشان، نه تنها در ایران، که در جهان؛ امثال و حکمی که قطعی صادر شده و انتظار می رود مطلقاً پذیرفته و به کار گرفته شوند. هدف از این پژوهش، بررسی و تطبیق امثال و حکم حاوی مطلق گویی در دیوان غزلیات حافظ و سعدی است. در این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده است، احکام و اندرزهای مطلق این دو شاعر از دیوان غزلیات ایشان استخراج، بررسی و مقایسه شده اند. سوال های اساسی پژوهش این است که حافظ و سعدی در امثال و حکم غزلیات خود، در چه زمینه هایی مطلق گویی کرده اند و اهمیت اندرزها و احکام مطلق گوی ایشان در چیست و مطلق گویی در اشعار این دو شاعر چه تفاوت ها و چه همانندی هایی دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد که هردو شاعر، از پشتوانه دانش، معرفت، تجربه و کمال یافتگی که شرط لازم برای مطلق گویی است برخوردار بوده اند. هر دو از واژه هایی خاص مطلق گویی استفاده کرده اند. همچنین اغراق های مطلق گویانه سعدی نسبت به حافظ بیشتر است و شیرین تر بیان شده است، اما در باب نصایح، برتری با حافظ است. همچنین در موضوعات فلسفی و پرسش ها و پاسخ های مهّم زندگی، حافظ بر سعدی برتری دارد.
۱۸.

تحلیل شناختی-فرهنگی استعاره «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۶
این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم سازی استعاری «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی می پردازد. مسئله اصلی، شناسایی شباهت ها و دسته بندی ابعاد تنوع مفهوم سازی «بلا» و توصیف دقیق «کانون معنایی» استعاره در هر سنت است. چارچوب نظری، نظریه استعاره شناختی-فرهنگی کِوِچِش (۲۰۰۵) با تمرکز بر تعامل مفاهیم جهان شمولی و تنوع فرهنگی است. پژوهش با روش ترکیبی (کمی-کیفی) انجام شده و داده ها با استفاده از تحلیل محتوا و رویکرد کیفی تحلیل نگاشت های استعاری بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد حوزه های مبدأ مشترکی چون «ظرف»، «بار»، «آتش» و «خوردنی» برای مفهوم سازی «بلا» در متون مورد بررسی هر دو زبان وجود دارد. با این حال، تفاوت های قابل توجهی در ترجیحات شناختی-فرهنگی و بسط استعاره ها مشاهده می شود که در چهار سطح قابل دسته بندی است: ۱) تفاوت در بسامد استعاره ها، ۲) مفهوم سازی همخوان و بدیل، ۳) دامنه حوزه مقصد و ۴) تنوع در نگاشت ها و استنتاج های استعاری. تحلیل کیفی این ابعاد، نشان می دهد که کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی عربی، با برجستگی و بسامد بالای حوزه مبدأ «نیرو و حرکت» بلا را به عنوان مواجهه با نیروی قوی و محتوم الهی که از بالا به پایین جهت دهی شده است مفهوم سازی می کند در حالیکه کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی فارسی، با برجستگی و بسامد حوزه مبدأ «آتش و ظرف» بلا را به عنوان تجربه ای فعال برای رسیدن به کمال و پختگی در مسیر سلوک مفهوم سازی می کند. این یافته ها بر لزوم طبقه بندی توصیفی ابعاد تنوع استعاری مفاهیم انتزاعی عرفانی در پرتو نظریه شناختی-فرهنگی تأکید می ورزد.
۱۹.

نقش میرحامد حسین در تبیین مبانی اعتقادی مذهب امامیه در شبه قاره هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۵
استواری و قوام دین، ارتقای سطح دینی، فکری، علمی و اجتماعی مردم و رشد و پویایی و وسعت دادن به نگرش مردم و مصون نگاه داشتن آنان از اندیشه های انحرافی، یکی از وظایف خطیر عالمان، فرهیختگان و آشنایان به آموزه های دین است. بررسی و تحلیل نقش آفرینان در این عرصه، اقدامی ستودنی و درخور اهمیت است. میر حامد حسین هندی، یکی از این چهره های فاخری است که در بالندگی و اعتلای دین اسلام و مذهب اهل بیت (ع) و پیشگامان جهاد تبیین در شبه قاره هند، با منطق وزین و استدلال شکوهمندانه خویش، به دفاع از آموزه های وحیانی و تعالیم حیات بخش اسلام، در یک شرایط سخت و دشواری همت گماشت و در این عرصه، کتاب های سترگ و شایسته ای ازجمله «عبقات الانوار» را نگاشت که به عنوان مشعل فروزان و طریق هدایت و از مهم ترین منابع علمی در تبیین مبانی نظام امامت شمرده می شود. تلاش های جاودانه او در هندوستان به عنوان دانشوری بیدارگر و روشن ضمیر، موجب دستاوردهای ارجمندی در این سامان بوده است. نوشتار حاضر می کوشد با طرح این پرسش که نقش میر حامد حسین در گفتمان سازی معارف اعتقادی شیعی در شبه قاره هند چیست، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ضمن آشنایی با زیست نامه این عالم برجسته و عوامل گسترش مذهب امامیه در هندوستان، به بررسی عناصر ترویج مبانی اعتقادی مذهب اهل بیت (ع) در سایه سار نقش آفرینی میر حامد حسین در شبه قاره هند اشاره کند. از نتایج پژوهش، می توان دریافت که این چهره علمی و مدافع مکتب آل الله، در نهادینه سازی مبانی اعتقادی شیعه، خدمات صادقانه و ماندگاری داشته است که ازجمله آن می توان به نگارش کتاب هایی در حوزه امامت شناسی، تربیت شاگردان متعهد در گستراندن تعالیم اسلام ناب و احداث کتابخانه ناصریه اشاره کرد.
۲۰.

بررسی تطبیقی قلمرو طنز کودک در داستان های «حذاءالطنبوری و العرندس» از کامل الکیلانی و «دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه» از فرهاد حسن زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
طنز در داستان های کودکانه، متناسب با دنیای آن ها است به گونه ای که کودک با مطالعه و شنیدن داستان، خود را در فضایی جذاب تصور می کند نویسنده ها هم سعی می کنند کودکان را از طریق فضای مفرح، با شیوه ای ادبی خاص، تربیت و آموزش دهند و آن ها را به اندیشیدن وادار نمایند و روحیه کنجکاوی و پرسش گری را در آن ها تقویت کنند. اگر لایه های سطحی و زیرین طنز کودک در داستان ها در یک فضای واقعی و متناسب با زندگی و نیازها بین دو زبان، مقایسه شود قرابت فرهنگ ها را مشخص می کند و باعث غنی شدن طنز در یک مرز و بوم می شود.از این رو با توجه به این مهم، در این جستار سعی شده است با بهره گیری از تحلیل محتوا، قلمرو های طنز کودک حذاءالطنبوری و العرندس از کامل الکیلانی، نویسنده مصری، و دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه از فرهاد حسن زاده نویسنده ایرانی، با روش تطبیقی مکتب آمریکایی، بررسی شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قلمرو طنز این داستان ها: سرگرم کنندگی، تعلیمی – آموزشی و تفکر ساده انتقادی با زبانی ساده است در این میان ،داستان های کامل الکیلانی برای کودکان در سنین بالاتر مناسب تر دیده می شود و در مقابل داستان های حسن زاده به گونه ای خلق شده است که برای کودکان در سنین پایین تر، بسیار جذاب و دلنشین است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان