مطالب مرتبط با کلیدواژه

تأدیب النسوان


۱.

بازخوانی انتقادی مفهوم جنسیت و مرزهای تن در کتاب تأدیب النسوان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنسیت جنس سکسوالیته بدن بدنمندی تأدیب النسوان قاجار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۵ تعداد دانلود : ۴۷۹
این پژوهش با بررسی کتاب تأدیب النسوان به مطالعه و بازخوانی مفهوم جنسیت به مثابه یک برساخت اجتماعی می پردازد تا نشان دهد چگونه مرزهای تن و حدود و ثغور آن با مکانیزم های زبانی تعریف و سپس سرکوب می شود آنجا که تن به واسطه ی زبان به فهم درمی آید به ساخت اجتماعی و فرهنگی تبدیل می شود؛ ساختی که راهی برای فهم آن پدیده ی مادی و زیست شناختی بدن باقی نمی گذارد. بدن زن در کتاب تأدیب النسوان بدنی ذاتاً مزاحم، غیرطبیعی و ضداجتماعی است. بروز و نمایش همین بدن مزاحم است که شاهزاده ی قاجاری را وامی دارد تا در تصحیح آن کتابی مرقوم کند. نصیحت نامه ی او شمای کلی از نظام گفتمانی مردسالارانه در ایران را به نمایش می گذارد که جنسیت را مشخصه ی محدود کننده و طبیعی زنان در نظر می گیرد. سوژه ی مردانه در این کتاب با آلوده انگاری و بیگانه سازی نمادین بدن زن "خود" را تطهیر می کند تا مرز روشنی بین خود و آن "دیگری" که هم غریبه و هم به اندازه ی کافی آشنا است ترسیم کند.
۲.

نقد دو رساله «تأدیب النسوان» و «معایب الرجال» با رویکرد زبانی لیکاف(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان و جنسیت تأدیب النسوان معایب الرجال رابین لیکاف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۷
بسیاری از زبان شناسان اجتماعی با بررسی رابطه زبان و جنسیت، بر این باورند زنان به دلیل جایگاه اجتماعی فروتری که نسبت به مردان دارند، اقتدارپذیرند و از زبانی با ویژگی های مخصوص استفاده می کنند که متناسب با جایگاه فرودست آن ها در جامعه است. دو رساله تأدیب النسوان و معایب الرجال نمونه ای از نخستین تقابل مردان و زنان در عصر قاجار هستند و این پژوهش در پی آن است تا براساس نظریه های زبان شناسی اجتماعی به ویژه آرای زبانی لیکاف و به شیوه استقرایی، با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، زبان و میزان تأثیر جنسیت نویسندگان بر زبان را در این دو رساله («تأدیب النسوان» به عنوان نوشتاری مردانه و «معایب الرجال» به عنوان نوشتاری زنانه) بررسی مقایسه ای کند. برای دست یابی به این هدف، مؤلفه های واژگانی چون رنگ واژه ها، دش واژه ها، سوگند واژه ها و شاخص هایی در سطح جمله، مانند جمله های آمرانه، تعدیل کننده ها و تشدیدکننده ها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد نویسنده مرد، با به کارگیری کلیشه های زبانی مردانه، در پی تثبیت جایگاه فرادستانه خود بر زنان بوده است. در مقابل، نویسنده زن، عمدتاً از متغیرهای زبانی زنانه استفاده کرده که این امر می تواند نشان دهنده پذیرش نقش های جنسیتی سنتی باشد. با این حال، در برخی موارد، نویسنده زن تلاش کرده با استفاده از زبان مردانه، توجه مخاطبان مرد را برانگیزد و قدرت نمایی کند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که نویسنده زن در تلاش برای شکستن مرزهای زبانی و دستیابی به صدایی مستقل، با چالش ها و موانعی مواجه بوده و گاهی ناگزیر به استفاده از زبان مردانه شده است.