فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
نظریه تحلیل رفتار متقابل شخصیت TA یکی از نظریات مطرح در عرصه روانشناختی شخصیّت می باشد. اریک برن به عنوان برجسته ترین نظریه پرداز در این حیطه شخصیت انسان ها را بر سه جنبه والد، بالغ، کودک استوار می داند که هنگام برقراری ارتباط با افراد دیگر در شخصیت وی پدیدار می گردد. این دانش با ادبیات رابطه بسیار تنگاتنگی دارد بویژه ادبیات داستانی که رفتار شخصیت های اصلی داستان را تحت تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی به نیکوترین شکل بیان می کند. رمان ما تبقی لکم اثر غسان کنفانی بیانگر شرایط بغرنج یک خانواده جنگ زده فلسطینی است که دچار از هم پاشیدگی و بحران شده است. هوشنگ مرادی کرمانی با رمان شما که غریبه نیستید موضوع رنج ها و ضربات عاطفی دوران زندگانی خود از کودکی تا بزرگسالی را به تصویر می کشد. هدف از این تحقیق، تبیین زوایای پنهان بافت متنی هر دو رمان و آشکارسازی روابط سلطه جویانه و مستبدانه شخصیت های اصلی هر دو رمان نسبت به یکدیگر می باشد. در این جستار ادبی با روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای نظریه اریک برن شخصیت های دو رمان مذکور را بررسی و تحلیل نموده و مؤلفه های یکسان شان را تطبیق می دهیم.
پیوند تشیّع با وجوه حیات سیاسی و حِکمی سدهٔ یازدهم هجری در اندیشهٔ زلالی خوانساری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
11 - 52
حوزههای تخصصی:
ادیبان پارسی گوی عصر صفوی با توجّه به شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این دوره به ویژه یکپارچگی ایران زمین در بستر رسمیت و فراگیری مذهب امامیهٔ اثنی عشری و سلطنت دودمان سیادت تبار صفوی از حیث نمود هویّت ایرانیان، سهم بزرگی از بازتاب هویّت ایرانی در تاریخ این سرزمین را به خود اختصاص داده اند. در این میان، زلالی خوانساری، از شاعران برجستهٔ اواخر سدهٔ دهم و اوایل سدهٔ یازدهم هجری در روزگار شاه عباس صفوی (996-1038ق)، در کلّیات خود به طرز وسیعی به وجوه حیات سیاسی و حکمی سدهٔ یازدهم هجری پرداخته است. تحقیق حاضر بر آن است تا از منظر تاریخی و به روش توصیفی-تحلیلی با اتّکا بر منابع تاریخی و ادبی عصر صفوی به خصوص کلّیات زلالی خوانساری به این پرسش، پاسخ دهد که جایگاه وی در بیان پیوند تشیّع با وجوه حیات سیاسی و حکمی سدهٔ یازدهم هجری چگونه است؟ دستاوردهای مطالعه و پژوهش حاضر، بیانگر آن است که زلالی خوانساری به عنوان ادیب و شاعر چیره دستی که در طرز شاعری و استفادهٔ مطلوب از اسالیب و صنایع ادبی مورد توجّه شاعران و ناقدان ادبی عهد صفوی واقع شده، به روشنی از عناصر گوناگون دخیل در هویّت سرزمینی، قومی، فکری و مذهبی ایرانیان بهره برده و در اجزاء و قطعات مختلف کلّیات منظوم خود به کار بسته است. و از این حیث، ضمن آنکه تأثیر عمیق خویش از هویّت ایران یکپارچهٔ شیعی عصر صفوی را نشان داده است، با توانمندی تحسین برانگیز خویش در استفاده از ابزار ادبی و شاعری، جهت نمایاندن ابعاد گوناگون هویّت مزبور، توفیق بسیار یافته است.
کاربست تعلیمی نظریه ژان ژاک روسو در مطالعه رمان «به هادس خوش آمدید» اثر بلقیس سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
50 - 70
حوزههای تخصصی:
به هادس خوش آمدید داستانی واقع گرا و در بافت خانواده با محوریت شخصیت زن اثرِ بلقیس سلیمانی است. این رمان در زمان جنگ و با توجه به اجتماع دهه شصت ایران ترسیم شد ه است. روسو ناقد «واقعیات جامعه» از انسان، عدالت و حق به صورت فلسفه سیاسی بحث می کند. او انسان ایده ال / بالغ را حاصل تربیتی بر محوریت قانون و آزادی اخلاقی می داند. پژوهش پیش رو با روش کتاب خانه ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی درپیِ بررسی تعلیم و تربیت در بستر خانواده و نشان دادن آسیب های موجود در این بستر و بازتاب آن در آینده فرزندان است. در این رمان، شخصیت اصلی یا قهرمان سرخورده می شود؛ زیرا در خانواده ای رشد کرده که قانون آن را پدری سنتی و مستبد تدوین کرده و با زور و ارعاب حق انتخاب را از اعضای خانواده و فامیل گرفته است. براثر نظام فئودالی، گفتمان غالب با پدر است و بر خاندان و ایل نفوذ دارد. اعضای خانواده تعلیم و تهذیب نشده اند، لذا به آزادی اخلاقی تن نمی دهند. از طرف دیگر قانون بدون در نظر گرفتن منفعت عمومی و بدون رضایت اعضا تدوین شده است. شخصیت های داستان که نسخه ای از افراد جامعه هستند، در گذر زمان استحاله می شوند و این تغییر به سوی سراشیبی و خسران است. خانواده پرآسیب و غیرایمن و اعضا بالغ نیستند. از این رو عقوبت و مجازات در شخصیت های داستان به ویژ قهرمان داستان دیده می شود.
تحلیل داستان موسی و شبان بر اساس نظریه انتخاب گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
109 - 138
حوزههای تخصصی:
ویلیام گلسر نظریه پرداز امریکایی با ارائه نظریه انتخاب، سهم مهمی در تغییر روان شناسی کنترل بیرونی به کنترل درونی با تأکید برمسئولیت پذیری، واقعیت پذیری و انتخاب ایفا کرد. تئوری انتخاب می گوید تمام آنچه از ما سرمی زند رفتار است و تمام رفتارها انتخاب می شوند و همواره از سوی ژن ها و از درون برانگیخته می شویم تا پنج نیاز اساسی خود را برآورده کنیم: نیاز به عشق و احساس تعلق، قدرت و پیشرفت، آزادی، تفریح و بقا.در این نظریه همه ما دنیایی به نام دنیای مطلوب داریم. تصویر ذهنی خاصی از یک جهان آرمانی که دوست داریم در آن زندگی کنیم که هسته اصلی زندگی ما است. این پژوهش بر آن است تا به شیوه تحلیلی – توصیفی با تکیه بر تئوری انتخاب ویلیام گلسر، الگوی رفتاری دو شخصیت برجسته داستان، موسی و شبان را تدوین نماید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که موسی و شبان هر یک راه های مختلفی برگزیده اند.موسی با توجه به قدرت پیامبری و اقتدار معنوی خود انتخاب شبان را انکار کرده و او را مورد مذمت قرار می دهد. خداوند موسی را سرزنش کرده و مسئولیتش را به او یادآوری می کند.انتخاب شبان مورد تأیید و عنایت الهی قرار می گیرد و در طرفه العینی از وادی شریعت به طریقت اوج می گیرد و به حقیقت می رسد.
کمال گرایی در آثار عطار براساس دیدگاه اخلاقِ مراقبت و همدلی نل نادینگز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عطار نیشابوری(540 – 618 هه. ق)، در آثار خویش به موضوع انسان، کمال و سعادت او و راه های رسیدن به آن پرداخته است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، تلاش دارد تا وجوه اشتراک کمال گرایی را در آثار عطار براساس آرای نل نادینگز (قرن بیستم) مفسر تعلیم و تربیت در خصوص اخلاق مراقبت و همدلی به مثابه نظام ِ ارزشی انسانی تبیین سازد. محور معنویت، در زندگی آدمی، در جهت کمال و ارتقای روحانی انسان، اهمیت وافری دارد. براساس باور نل نادینگز، مراقبت، اساس روابط انسانی را تشکیل می دهد. براساس ماحصل تحقیق، روابط مراقبتی، همدلی و توجه به دیگری دارای اهمیت ویژه ای در اخلاق مراقبت است؛ به نحوی که کل زندگی شخص را تحت تأثیر قرار می دهد. تمام فعالیت های ما و ارزش های زندگی، حول مراقبت نظم پیدا می کند. آثار عطار نیز مؤلفه های اخلاق مراقبت را بازنمایی می کنند و دارای تمامی ویژگی های اخلاق مراقبت هستند. اخلاق مراقبت در آثار عطار، نگرشی اخلاقی مبنی بر انسجام بخشی مطلوب به جامعه است و به عنوان ارزشی انسانی، مدّ نظر قرار می گیرد و می تواند در جامعه ترویج شود تا در کنار سایر رویکردهای اخلاقی، پاسخگوی بخشی از نیاز امروزی جامعه باشد.
استعاره مفهومی عشق در دفتر چهارم مثنوی معنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
101 - 132
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی رویکردی نوین به متون ادبی است که با کمک آن می توان از راهبرد و تجربه موجود از مفاهیم عینی به درک مفاهیم انتزاعی رسید و در نهایت، اندیشه های پنهانی نویسنده را برای مخاطب آشکار کرد. از آنجا که زبان عرفان، زبان رمز و اشاره است، بنابراین گاه شاعر، قالب این قواعد را برای بیان اندیشه ها و تجربه های خود تنگ می بیند و از ابزار استعاره بهره می گیرد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در نظر دارد به بررسی استعاره مفهومی عشق در دفتر چهارم مثنوی معنوی بر اساس نظریه لیکاف و جانسون بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که همانند شدن عشق به آتش، غیرت، کشتی، نور، چوگان و زندگی در لایه های پنهان ذهن مولانا وجود داشته و به وسیله این مفاهیم عینی، مفهوم انتزاعی «عشق» را برای مخاطبان خویش، مفهوم سازی و ملموس کرده است. همچنین خاصیت ترک نام و ننگ در راه عشق، رسیدن به فنا و بی خودی، گذرا بودن عشق، بی قراری و باختن در عشق و در نهایت راز بودن و وحدت و یکپارچگی عشق در دفتر چهارم مثنوی، دیدگاه و اندیشه مولانا و تأکید و توجّه وی را به این مقوله عرفانی نمایان ساخته است.
بازآفرینی اسطوره ققنوس در شعر معاصر فلسطین با تکیه بر رویکرد میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
133 - 168
حوزههای تخصصی:
اسطوره، نیرویی فعال با وزنی کلان و منشور عملی جوامع بدوی است. شاعران فلسطینی با پیوند اسطوره انسان بدوی به زندگی انسان امروزی، به دنبال رساندن منظوری خاص از دغدغه های خود هستند. آن ها با کاربست اسطوره های گوناگون، از جمله اسطوره ققنوس، تصویری شاعرانه از آلام و رنج های خود به نمایش می گذارند. پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی و با تکیه بر نظریه اسطوره شناسی میرچا الیاده و رویکردی هرمنوتیکی، خوانش شاعران معاصر فلسطین از اسطوره ققنوس را بررسی می کند. در این راستا، ابتدا نمادها، رمزگشایی و ابعاد زبانی و نحوی اشعار تحلیل می شود و سپس بر اساس نظریه الیاده، لایه های پنهان معنایی این اشعار آشکار می شود. با توجه به آرای الیاده در ارتباط با اسطوره های بازگشت به بنیان، نگارندگان پس از کشف چگونگی بازگشت ققنوس، به این مسأله پاسخ می دهند که شاعران فلسطینی با کاربست این اسطوره به خلق چه مضامینی در سروده های خود پرداخته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که سمیح القاسم با نگاهی مأیوس، تنها از ویژگی های پرنده ققنوس برای تصویرسازی شعری استفاده می کند. فدوی طوقان و معین بسیسو با کاربست این اسطوره، به بیان اهداف سیاسی و اجتماعی می پردازند و در مقابل، کاربست این اسطوره در شعر محمود درویش در خدمت مفاهیم شخصی است.
بررسی مایه های اسطوره ای زمان در شعر اوکتاویوپاز و شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
182 - 214
حوزههای تخصصی:
در این جستار، جلوه های اسطوره ای زمان در شعر اوکتاویو پاز و شفیعی کدکنی بررسی و مشابهت یابی شده است در این مقاله، به سه جلوه زمان بخش پذیر و بخش ناپذیر تجلی آن در اسطوره؛ بن مایه های اسطوره بازگشت به اصل؛ و در پایان، مایه های اسطوره ای خلق مدام و استکمال و تدویر اشاره شده است و در روند بررسی و نگارش، کوشش بر آن بوده است تا مقایسه تطبیقی میان بازتاب های شعری این سه جلوه اساطیری زمان در آثار پاز و کدکنی به دست داده شود. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی بوده است و شیوه های تحقیق، تطبیقی و مقایسه ای همراه با شرح و تأویل پیچش های شعر منثور چندمعنایی موردنظر بوده است. هدف از نگارش این جستار، مقایسه و کشف دیدگاه های مشابه دو شاعر در موضوع عنصر زمان و زیر مجموعه های آن بوده است. این جستار نشان داده است که شعر و اندیشه شاعر مکزیکی با وجود برخورداری خاستگاه های دانش اساطیر مکزیک و هند؛ دلیلی روشن برای مشابهت و نزدیکی دیدگاه دو شاعر به دست داده است. اسطوره های ایرانی که خاستگاه هندوآریایی هم دارند، در شعر شفیعی کدکنی و در شعر پاز - که به واسطهحضور در هند با اساطیر شرقی آشنایی یافته بود - شباهت های بنیادین نشان داده است.
تحلیل و تطبیق اسطوره دئنا در ارداویراف نامه و کمدی الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باور ها و تفکرات یک تمدن، در اسطوره ها، کهن الگو ها و در پی آن، در ادیان آن کشور نمود داده می شود و به تدریج به هویت مردم آن کشور تبدیل می شود . دین زرتشتی یکی از ادیان کهن ایرانی است که در تاریخ شکوفایی ایران نقش بسزایی داشته است. در این پژوهش ابتدا به دئنا (دین)، یکی از قوای تشکیل دهنده انسان از منظر دین زرتشتی پرداخته و در ادامه با دنیای معنوی ارداویراف نامه و کمدی الهی دانته آلیگیری تطبیق و تحلیل می شود. تاکنون متون و کتب متفاوتی درمورد دئنا، در موقعیت های جغرافیایی متفاوت نوشته شده است که نشان می دهد این ایزدبانو در مکان های مختلف از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. از جمله این کتاب ها می توان به ارداویراف نامه اشاره کرد که کمدی الهی شباهت بسیاری به آن دارد. این پژوهش به روش تحلیلی تطبیقی به تعریف دئنا می پردازد و نقش این اسطوره را در کمدی الهی و ارداویراف نامه بررسی می کند و در پایان به این نتیجه می رسد که دانته، از ظهور ویرژیل تا لحظه خداحافظی بئاتریس و دانته، به شیوه تمثیلی از دئنا و چیستا استفاده کرده و ویژگی های دئنا را به بئاتریس و ویژگی های چیستا را به ویرژیل تعمیم داده است.
تأثیرپذیری شعر معاصر ایران از ادبیات غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
71 - 92
حوزههای تخصصی:
شعر معاصر ایران، به ویژه پس از انقلاب مشروطیت، دستخوش تحولات عمیقی شد که در قالب و محتوای آن نمود یافت. این تغییرات، نتیجهٔ تعامل با فرهنگ نو و تحولات اجتماعی و سیاسی آن دوره بود که به دگرگونی در عناصر تخیل، آرمان ها و مخاطبان شعر انجامید. یکی از ویژگی های بارز شعر معاصر، شکستن سنت ها و تلاش برای نوآوری بود. شاعران این دوره، با فاصله گیری از قالب های سنتی، به تجدد در فرم و محتوا پرداختند و به مسائلی همچون انسان و هستی توجه ویژه ای نشان دادند. زاویهٔ دید و استفاده از زبان مناسب برای بیان این مفاهیم، به چندگانگی در ارائهٔ شعر منجر شد. ظهور شعر نو، به ویژه با تلاش های نیما یوشیج، فصلی جدید در زبان و ادبیات فارسی گشود. او با تغییر در ماهیت شعر قدیم و ارائهٔ مفهومی نو از آن، زبان، تخیل، احساس، معنا، فرم و ساختار شعر را متحول کرد. این تغییرات، به گسترش جریان ها و نحله های متعدد در شعر نیمایی انجامید که گاه رنگ مکاتب ادبی غربی را نیز به خود گرفت. در واقع، تحولات شعر معاصر ایران، بازتابی از تغییرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه بود که با نوآوری در فرم و محتوا، به بیان مفاهیم جدید پرداخت و نقش مهمی در دگرگونی ادبیات ایران ایفا کرد.
خوانش نمادها و بینش ها در بخش اساطیری شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
93 - 113
حوزههای تخصصی:
هدف تطبیق نمادها و گونه بینش ها در بخش اساطیری دو اثر کلاسیک (شاهنامه و ایلیاد و ادیسه) است که در پژوهش های ادبی کلاسیک جایگاهی خاص دارند. این تحقیق از نظر هدف، بنیادی و بر اساس ماهیت تحقیق گردآوری داده ها، کیفی و مبتنی بر روش تطبیقی توصیفی است. با توجه به هدف پژوهش، بیت ها به عنوان واحد تحلیل و برگرفته ها از متن کامل شاهنامه فردوسی تصحیح هشت جلدی جلال خالقی مطلق و کتاب ایلیاد و ادیسه هومر با تر جمه سعید نفیسی است. چارچوب نظری این رویکرد شامل نمادها، بینش ها، با مقوله ها و استعاره های فرهنگی مبنای مطالعه است. یافته های تحقیق نشان داد نمادها و نگرش ها درارتباط اجتماعی مبتنی بر فلسفه فکری خردگرایانه در نگاه فردوسی و هومر مشتمل بر مولفه های همزیستی مسالمت آمیز با دیگران، همچون: گفت و گوی سازنده میان افراد، نگرش مبتنی رشدگرایی و تعادل بخشی و قابل فهم بودن ارزش ها، اهمیت دلیری و پایایی در بیان رای و کردار درست و آگاهی اجتماعی است. در نتیجه، به سبب ابعاد گسترده و جامعیت نمادها، در فرهنگ ملل بر ضرورت ساخت ابزارهای معتبر و بسته های آموزش مهارت که در این مطالعه شناسایی شد، توجه شود. سوال اصلی این است که نمادهای اخلاق در فلسفه حاکم بر گونه بینش ها در جامعه اساطیری ایران و یونان باستان از حیث وجوه افتراق و اشتراک اندیشه فردوسی و نگاه هومر در بخش اساطیری و حماسی کدامند؟
بررسی همسانی مؤلفه های فردی در شعر سیمین بهبهانی و غاده السمان از منظر هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
139 - 162
حوزههای تخصصی:
سیمین بهبهانی و غاده السّمّان دارای روحیه ای آرمان گر هستند که بی تردید روان شناسی شخصیت هورنای می تواند با کشف ذهنیت افراد در حل مسائلی که سبب بروز رفتارهای انزواطلبانه یا منازعات اجتماعی می شود، کمک کند. در جامعه ی این دو شاعر، جنس زن دارای محدودیت ها و رنج هایی است که آنها را برآن داشته تا با توصیف شرایط و ایده آل های خویش به آگاه سازی این قشر از افراد جامعه بپردازند. تحلیل اشعار سیمین و غاده برای نشان دادن زوایای پنهان شخصیت مردم روزگارشان است. این پژوهش با روش بنیادی و توصیفی تحلیلی سعی دارد همسانی مؤلفه های فردی در اشعار این دو شاعر را بررسی نماید و بر این اساس بیان کند کدام تیپ شخصیتی مد نظر هورنای، در اشعار آنها بازتاب بیشتری داشته است. حاصل آنکه اشعار سیمین بیان کننده فضای نامساعد اجتماعی است که سبب می شود فرد برای رویارویی با اضطراب حاصل از آن دست به انتقاد بزند و هنگامی که در رسیدن به آرمان های خود ناامید می شود، به عزلت پناه ببرد. نتایج پژوهش نشان می دهد دو شاعر هر سه نوع تیپ شخصیتی را در اشعار خویش منعکس کرده اند؛ اما بر اساس یافته ها در همسانی فردی تیپ شخصیتی «عزلت طلب» بیشترین بسامد را به خود اختصاص می دهد که در اشعار هر دو به طور یکسان دیده می شود؛ چرا که در این حالت تمایل فرد به واکنش هیجانات عاطفی بیشتر است.
بررسی شباهت آرا در آثار ناصرخسرو و احمد کسروی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
279 - 310
حوزههای تخصصی:
ناصرخسرو حکیم و شاعر اسماعیلی است که میکوشد اندیشهها و باورهای اسماعیلی خود را در قالب نظم و نثر بیان کند. احمد کسروی نیز از اندیشمندان معاصر است که جنبش سیاسی – اجتماعی «پاکدینی» را برای پاک کردن توده ایران از آلودگیهای فکری بنیان نهاد و باورها و اندیشههای خود را ابتدا در مجله «پیمان» و سپس در روزنامه «پرچم» منتشر کرد. وقتی که آثار و زندگی ناصرخسرو و احمد کسروی را بررسی میکنیم میبینیم که این دو از ابعاد گوناگونی به هم شبیه هستند. به عبارت دقیقتر، به نظر میرسد در برخی از اندیشهها ناصرخسرو از پیشتازان فکری احمد کسروی است. گویی کسروی، ناصرخسرو را الگوی خود قرار داده است. هدف این مقاله که با روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای تدوین شده، نقد و بررسی دیدگاههای مشترک در اندیشههای ناصرخسرو و احمد کسروی است. انتقاد و اعتراض، تحول درونی، جبرستیزی، ادبیات متعهد، انحصارگرایی، خردگرایی و اصلاحگرایی، موارد مشترکی هستند که در اندیشههای ناصرخسرو و کسروی دیده میشود. آنها هرگز از اندیشههای خود بازنگشتند. در نهایت، یکی آواره یمگان شد و دیگری در دادگستری جان باخت.
طنز اخلاقی یا هجو اخلاق؛ درنگی بر اخلاق الاشراف عبید زاکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معمای معکوس ساختنِ فضایل اخلاقی در کتاب اخلاق اشراف، مسأله اصلیِ مقاله پیش رو است. با هدف رفع ابهام از انگیزه مصنّف و ضمن روش تحلیلِ متنی و اسنادی، نتیجه تحقیق نشان می دهد: عبید زاکانی از کاوش در ماهیت نظری اخلاق امتناع کرده و در عوض با توصیف آن چه به نام اخلاق هست، کاربردی نارس را به اخلاقیات مرسومِ زمانه اش نسبت داده؛ که در انتهای این مسیر، با انگیزه طنزنگاری یا هجویه سرایی، اخلاق مختار خود را تجویز کرده است. در واقع، آن چه عبید به عنوان ناکارآمدیِ فضایل مشهور در کتب اخلاقی و افواه عمومی روایت کرده است، صرف نظر از این که تبارشناسی اخلاق، یا طغیان فرهنگی- طبقاتی، یا طریقت رندی، یا نهیب به بی عملی باشد یا خیر، به تقریبْ چالشی است برای فایده و پیامد منتسب به اخلاق. در مقام تنقیح و بازنویسی این مشی کنایی و در جهت پذیرش زیست اخلاقی در عالم معاصر، که ثمره عملی این تحقیق است، به نظر می رسد راهکاری بدیل، با تلفیقی از دو رویکرد عمل گرایانه و فضیلت گرایانه، جبرانی خواهد بود برای اخلاقیات کم رمق در تقریر عبید.
تحلیل بوستان سعدی با نظریه کنش اجتماعی ماکس وبر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماهیت تعلیمی دو اثر سعدی، بوستان و گلستان -به عنوان گنجینه آموزه های اخلاقی- بر همگان آشکار است. در حالی که گلستان لحن ملایم و غیرمستقیم دارد، بوستان با استفاده مکرر از افعال امری و بازدارنده و روش های متقاعدکننده، سبک مقتدرانه تری را به نمایش می گذارد. تمرکز اولیه سعدی بر اصلاح فرد به منظور بهبود جامعه به عنوان یک کل قرار دارد؛ که با رویکرد فردگرایانه برخی نظریه های جامعه شناختی نوین، به ویژه نظریه کنش اجتماعی ماکس وبر، همسو است. در این مقاله ایده های جامعه شناختی ماکس وبر درباره درک معانی ذهنی کنش گران به کنش های خود معرفی می شود. وبر کنش اجتماعی را به چهار نوع کنش عقلانی هدف مدار، کنش عقلانی ارزش محور، کنش عاطفی و کنش سنتی تقسیم می کند. پس از آن روش های آموزشی مختلف سعدی در بوستان مانند تشویق، هشدار و گزاره های مشروط بر اساس نظریه کنش اجتماعی وبر ترسیم می شود . جامعه آماری، بوستان است تا چگونگی رویکردهای آموزشی سعدی با اشکال مختلف کنش اجتماعی وبر روشن و نبوغ سعدی به عنوان یک مصلح اجتماعی در چشم اندازهای جامعه شناختی مدرن آشکار شود. این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی، نظریه کنش اجتماعی وبر را در ابیات بوستان، تحلیل و میزان هم پوشانی آن را بررسی می کند. آثار سعدی، همگون با جنبه هایی از نظریه های جامعه شناختی معاصر، مانند نظریه کنش اجتماعی وبر و جایگاه سعدی به عنوان متفکری تلقی می شود که بینش او فراتر از مرزهای زمان و فرهنگ خود است.
کارکردهای زیبایی شناسانه جملات معترضه در تاریخ جهانگشای جوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
105 - 123
حوزههای تخصصی:
زمینه: عطاملک جوینی در تاریخ جهانگشا، تنها درپی روایت تاریخ نیست و اغلب بیان کوتاه، ساده و مستقیمی را که در گزارش های تاریخی رایج است، فرونهاده و از ترفندها و آرایه های ادبی که از زبان آشنایی زدایی می کنند، بهره می جوید تا علاوه بر لذّت آفرینی، به القای غیرمستقیم برخی از حقایق بپردازد. یکی از ابزارهای مهم او در این امر، استفاده از جملات معترضه است که به عنوان شگردی زبانی در ساخت نثر تاریخ جهانگشا و انتقال بهتر مفاهیم و برخی از ظرایف زیبایی شناختی متن، نقشی ویژه دارد و البتّه نویسندگان نثر فنّی، جملات معترضه را برای ابراز هنر در فنّ نویسندگی و به منظور تبیین مفاهیم، بیان دیدگاه ها و تزیین عبارات به کارگرفته اند.
روش: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تبیین کارکردهای زیبایی شناسانه این جملات در بلاغت و صنعت پردازی، تقویت موسیقی کلام و حمایت از معنا در تاریخ جهانگشا و همچنین شناخت مناسبات این کارکردها با موضوعات متنی پرداخته است.
یافته ها: یافته های پژوهش، حاکی از آن است که جملات معترضه از منظر زیبایی شناسی در آفرینش و تقویت تصاویر و عملکرد آن ها در متن، ایجاد موسیقی کلام و انتقال بهتر احساس و عاطفه، نقش مهمّی دارند و بستر مناسبی را برای توصیفات مؤلّف و آمیختگی و آراستگی متن با آیات، روایات، عبارات عربی و دیگر ترفند های بیانی و بدیعی فراهم کرده اند . به علاوه بیشتر واژگان موجود در این جملات نیز به منظور شکل گیری تناسب و تجانس لفظی و معنوی با سایر عبارات جهانگشا انتخاب شده اند.
اوزان ایقاعی در تصنیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۳)
33 - 52
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث چالش برانگیز در میان پژوهشگران در حوزه تصنیف یا ترانه سرایی مسئله وزن تصنیف و ماهیت آن است. برخی وزن تصنیف را از مقوله اوزان هجایی می دانند؛ برخی دیگر به عروضی بودن این اوزان اعتقاد دارند؛ عده ای هم بر هجایی تکیه ای بودن این اوزان تأکید دارند. این اختلاف نظر تا آنجا ادامه می یابد که برخی به واسطه نداشتن درک درست از ساختار و شاکله تصنیف، پاره ای از تصنیف ها را بدون وزن قلمداد می کنند. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر ساختار متفاوت و ویژه تصنیف ها بعداز دوره مشروطه ساحت چندگانه موسیقایی این تصنیف ها را بررسی و تحلیل کنیم. برایند این جستار نشان می دهد که تصنیف با توجه به ملازمت بلافصل آن با ملودی و ریتم، الزامات موسیقایی خاصی دارد که متأثر از نقرات و ایقاعات موسیقی است. حاصل این اتفاق، خلق اوزانی است که به آن «اوزان ایقاعی» می گوییم. توجه به خوانش ملودیک اشعار، دقت در درنگ ها، مکث ها، کشش اصوات، نقاط شروع و پایان ضرب های تصنیف، ما را به اوزان ایقاعی که ویژگی های خاصی دارد، رهنمون می سازد.
شناسایی و دسته بندی موضوعی اشعار حافظ با استفاده از هوش مصنوعی و متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناسایی و دسته بندی موضوعی اشعار دیوان حافظ همواره مورد توجه حافظ پژوهان بوده و مطالعات گوناگونی دراین باره انجام گرفته است. عمده این پژوهش ها، اشعار را براساس تقسیم بندی تاریخی یا دوره زندگی شاعر دسته بندی کرده اند یا از نظرات کارشناسان و خبرگان حوزه ادبیات فارسی بهره برده اند. این پژوهش با شناسایی موضوعات اشعار دیوان حافظ براساس هوش مصنوعی و متن کاوی صورت گرفته و نظرات کارشناسان در آن دخالتی نداشته است. در این مطالعه، پس از بیان ویژگی های ظاهری و انجام پیش پردازش های لازم روی اشعار، هشت موضوع اصلی در دیوان حافظ شناسایی شده است. سپس، باتکیه بر واژگان پرکاربرد هر موضوع و استفاده از هوش مصنوعی، این موضوعات نام گذاری شده اند. موضوعات استخراج شده شامل «سوز و گداز»، «مدح و ستایش»، «فراق و وصال»، «زیبایی و دلربایی»، «عیش و مستی»، «راز عشق»، «طریقت و عرفان» و «رندی و آزادگی» است. در ادامه، اشعار حافظ براساس این موضوعات دسته بندی شده اند و میزان ارتباط هر شعر با هر موضوع، برپایه بیشترین ارتباط و یا برخورداری از حدآستانه ارتباط، استخراج شده است. روش به کارگرفته شده در این پژوهش، مستقل از نظر خبرگان و کاملاً مبتنی بر یادگیری ماشین و هوش مصنوعی است. این رویکرد با واکاوی واژگان به بررسی و شناسایی موضوعات موجود در دیوان حافظ پرداخته است و قابلیت تعمیم به دیگر متون ادبی را نیز دارد.
نمودهای «دیگری» در شعر خردسال و کودک با رویکرد هرمنوتیکی میان فرهنگی (مطالعه ی موردی دفتر شعرهای طیّبه شامانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه ی میان فرهنگی در جست وجوی راهکاری برای نهادینه کردن فرهنگ گفت وگو و پذیرش «دیگری» با هدف پایان دادن به وضعیت نزاع فرهنگ های متکثر در عصر جهانی شدن است. عنصر اصلی و اساسی در پژوهش های مرتبط با رویکرد هرمنوتیکی میان فرهنگی، موضوع فهم و درک «دیگری»، «غیر» یا «بیگانه»، میزان اهمیت و نوع نگاه به آن و نمونه های مرتبط با این گونه مفاهیم است. شیوه های معرفی «دیگری» به نسل نوپای هر فرهنگ با کمک شعر کودک و خردسال که بیشتر ماهیتی آموزشی دارد، نقشی تعیین کننده در شکل گیری باور او به «دیگری» در آینده خواهد داشت. شعر به عنوان معتمدترین اثر کلامی به ویژه برای خردسالان و کودکان نقش مهمی در هویت یابی و تعیین مجرای ورود آنان به زندگی اجتماعی و نوع برخورد با جهان های فرهنگی گوناگون دارد. در این پژوهش که از نوع بنیادی و به روش تحلیل کیفی است، کوشش شده است تا انواع «دیگری-بیگانه» های معرفی شده به خردسال و کودک، از ابتدای زمانِ ایجادِ مرز میان «خود» و «دیگری» واکاوی شود و با عنایت به آراء اندیشمندانِ رویکرد هرمنوتیکیِ میان فرهنگی چون رام ادهر مال، فرانتس مارتین ویمر و هاینتس کیمرله، شاخص ترین نمودهای آن شناسایی گردد. یافته ها نشان می دهد که در شعر خردسال و کودکِ بررسی شده در این پژوهش، باتوجه به اصالت رئالیسم ایدئولوژیک، انواع دیگری عموماً شامل دیگریِ نزدیک و هم فرهنگ (خود-دیگری)، دیگری دور از نوع (بیگانگی نرمال) و (بیگانگی رادیکال) است و نشانه هایی از دیگریِ دگرفرهنگ (بیگانگی محض) در این اشعار دیده نمی شود. همچنین یافته ها نمایانگر آن است که از این «دیگری »ها به عنوان بستری برای دستیابی به فهمِ خود، شکل گیری فرایندِ فهمیدن و آموزشِ نوع تعامل با دیگری های حاضر در زندگی روزمره ی کودک و خردسال استفاده می شود. روش معرفی این «دیگری» ها به کودک نیز تا حدود زیادی متناسب با مؤلفه های رویکرد هرمنوتیکی میان فرهنگی است.
«ابر- زن» به عنوان یک کالای نوظهور در نظام سرمایه داری متأخر: دیدگاه های ژیژک و بدیو پیرامون موقعیت زنان در دوران معاصر
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 44
حوزههای تخصصی:
نظام سرمایه داری متأخر، سوژه را به هیولایی کامجو و در بهترین حالت، به روان پریشی سردرگم تنزّل داده که مأیوسانه در پی شناخت جایگاه خود در این جهان است. ناامیدی نسبت به سوژه معاصر، سرمایه داری را بر آن داشته تا از آخرین محصول خود یعنی ابر-زن رونمایی کند تا هژمونی دلخواه خود را فراهم سازد. پسا-سرمایه داری، همه توجه خود را معطوف به «ابر-زن» نموده و مسیر پیشرفت او را در تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هموار ساخته است. این پژوهش با بهره بردن از دیدگاه های آلن بدیو و اسلاوی ژیژک، ظهور ابر-زن را مرتبط با سقوط جایگاه مرد در دوران معاصر می داند. بدیو به واسطه دیدگاه مسیحی-کمونیستی خود، باور دارد که از درون نظام سرمایه داری ناجی ای به نام «نو-دختر» ظهور می کند تا نوید بخش آزادی بشریت باشد؛ اما ژیژک، پیدایش نو-دختر را با نظریه دیالکتیک هگل پیوند می دهد که به عنوان یک پادنهشت برخاسته از دل نظام سرمایه داری می داند و آن را به چالش می کشد. یافته اصلی پژوهش حاضر بر این نکته تأکید می ورزد که ژیژک در نظریه مورد بحث، ضمن متهم کردن نظام سرمایه داری به ریاکاری در تسامح با جنبش های جنسیتی نوظهور، همگان را به انجام یک «اقدام» برای رسیدن به آزادی واقعی دعوت می نماید.