ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی

ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی

ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال 21 پاییز 1404 شماره 80 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی کارکردهای نمادین و اسطوره ای طعام و نوشیدنی هایِ قدسی در تشرّف عرفانی: با محوریت کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۸
کنش های جسمانی چون خوردن و آشامیدن از جمله مأکولات غیرعادی در «کشف الأسرار» روزبهان بقلی است که دارای کارکردهای بلاغی خاصی است و در قالبِ مکاشفات کتاب نیز تکرار شده است. «نوشیدنِ اسم اعظم»، «خوردنِ روغنِ بنات النعش»، «خرمای نبوی»، «دریاآشامی» های متعدد و مواردی مشابه از این دست، تصاویرِ غریب و بعضاً ناآشنایی هستند که روزبهان در روایتش از تشرّف به عالم تصوّف از آن ها می خورد و می آشامد و یا شاهد تحققِ این مصادر در شخص دیگری است. در روایت روزبهان هر بار پس از مواجه با این مأکولات، گشایش یا دستاوردی در روند تشرّف حاصل می شود. تکرار این فضا در مکاشفاتِ روزبهان، شباهت در خور تأملی با الگوهای روایی در اساطیر دارد. برهمین اساس این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با محوریتِ «کشف الاسرارِ» روزبهان به بررسی و تحلیل کارکردهایی که در طعام ها و نوشیدنی های قدسی در تشرّف عرفانی وجود دارد، پرداخته است. نتایج نشان می دهد که جلوه های این کنش با عبور از معانی قاموسی بر کارکردهای نمادین و اسطوره ایِ این مأکولات متمرکز است. این دسته از مأکولاتِ قدسی در نظام فکری روایی روزبهان، ابزار عبور از موانع سلوک، عاملی برای تحوّلات روحی و اتصال به حقایق برتر است. این کاربردِ نمادین از مأکولات قدسی در بستر تشرّف های عرفانی، پیوندی است میان سنت های روایی در عرفان و الگوهای رواییِ کهن در اساطیر.
۲.

تحلیل تطبیقی اسطوره ای شخصیت گوبدشاه اغریرث با گَنِشا و ایزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۹۷
در اساطیر ایران و سرزمین های کهن مجاور آن یعنی هند و مصر به شخصیت هایی با پیکری نیم انسان نیم حیوان برمی خوریم که ماهیت شان تأمل برانگیز است. در مقاله حاضر دو شخصیت هندی گنشا با سر فیل و بدن انسان، داکشا با سر بز و بدن انسان و الهه مصری ایزیس با سر گاو و بدن انسان معرفی و بررسی می شوند. سپس به شخصیت گوبدشاه با بالاتنه انسان و پایین تنه گاو که از جاودانان در اساطیر ایران است می پردازیم. چرایی و چگونگی ایجاد پیکر ترکیبی برای گنشا، داکشا و ایزیس در اساطیر به تفصیل شرح داده شده است اما با کمال تعجب علت و چگونگی به وجود آمدن گوبدشاه در اساطیر ایرانی مسکوت مانده یا به دست ما نرسیده است. از این رو پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی در نظر دارد چگونگی پیدایش گوبدشاه را بررسی کند. در چنین شرایطی توجه به فرایند به وجود آمدن پیکر انسان-حیوان برای گنشا، داکشا و ایزیس می تواند راه را به طریق قیاس برای کشف چگونگی پیدایش گوبدشاه هموار سازد. این بررسی قیاسی به ما نشان می دهد که گوبدشاه صورتی احیا شده از اغریرت است که پس از به دو نیم شدن اغریرت به دست برادرش افراسیاب به جرم آزاد کردن اسیران ایرانی، احتمالا به یاری ایزدان، بالاتنه او به پایین تنه یک گاو پیوند زده شده و نیز به مقام جاودانگی رسیده است.
۳.

تحلیل تطبیقی اسطوره های جمشید و میترا و پیوند آن ها با خورشید در چارچوب نظریه های الیاده و یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۹
اسطوره ها به عنوان یکی از بنیان های فرهنگی و معنایی تمدن های باستانی، در شکل گیری ساختارهای فکری، اجتماعی و روانی جوامع نقش کلیدی داشته اند؛ ازاین رو بررسی تطبیقی اسطوره ها و نمادهای کهن، ابعاد تازه ای از هویت، نقش های اجتماعی و نگرش های کیهانی را نمایان می کند. در اساطیر هندو-ایرانی، شخصیت های «جمشید» و «میترا» پیوندی نمادین و کارکردی با «خورشید» دارند که در دو بستر متفاوت متجلی شده اند. در این راستا، این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی و بهره گیری از نظریه تقدس و نمادپردازی میرچا الیاده و نظریه کهن الگوی کارل گوستاو یونگ، به بررسی و تحلیل این پیوندهای نمادین پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «خورشید»، فراتر از یک پدیده طبیعی، به عنوان نمادی از بازگشت جاودانه و امنیت روانی، نظم کیهانی و معنویت، در ارتباط با این اساطیر ظاهر می شود. در این میان، «جمشید» تجلی اقتدار زمینی، قدرت سیاسی و تمایل انسان به نظم بخشی به جهان مادی و پیوند با نیروهای ایزدی و طبیعت است؛ در حالی که «میترا» با الگوی ناجی و معنوی، نماد عدالت الهی، نیاز انسان به رشد روحانی و رهایی از قیود دنیوی به شمار می رود. ازمنظر تحلیل روان شناختی یونگ، این تفاوت های بنیادین، منعکس کننده تمایل عمیق انسان به امنیت، روشنایی و امید در برابر آشفتگی های درونی و بیرونی است و خورشید را به عنصری محوری در بازتعریف هویت های فرهنگی و آیینی تبدیل می کند.
۴.

تحلیل داستان موسی و شبان بر اساس نظریه انتخاب گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۶۸
ویلیام گلسر نظریه پرداز امریکایی با ارائه نظریه انتخاب، سهم مهمی در تغییر روان شناسی کنترل بیرونی به کنترل درونی با تأکید برمسئولیت پذیری، واقعیت پذیری و انتخاب ایفا کرد. تئوری انتخاب می گوید تمام آنچه از ما سرمی زند رفتار است و تمام رفتارها انتخاب می شوند و همواره از سوی ژن ها و از درون برانگیخته می شویم تا پنج نیاز اساسی خود را برآورده کنیم: نیاز به عشق و احساس تعلق، قدرت و پیشرفت، آزادی، تفریح و بقا.در این نظریه همه ما دنیایی به نام دنیای مطلوب داریم. تصویر ذهنی خاصی از یک جهان آرمانی که دوست داریم در آن زندگی کنیم که هسته اصلی زندگی ما است. این پژوهش بر آن است تا به شیوه تحلیلی – توصیفی با تکیه بر تئوری انتخاب ویلیام گلسر، الگوی رفتاری دو شخصیت برجسته داستان، موسی و شبان را تدوین نماید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که موسی و شبان هر یک راه های مختلفی برگزیده اند.موسی با توجه به قدرت پیامبری و اقتدار معنوی خود انتخاب شبان را انکار کرده و او را مورد مذمت قرار می دهد. خداوند موسی را سرزنش کرده و مسئولیتش را به او یادآوری می کند.انتخاب شبان مورد تأیید و عنایت الهی قرار می گیرد و در طرفه العینی از وادی شریعت به طریقت اوج می گیرد و به حقیقت می رسد.
۵.

ارتباط شاهدبازی در اشعار شاعران برجسته فارسی زبان با عشق مجازی در رساله ضیافت افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۲
شاهدبازی در اشعار شاعران ایران از دیرباز محل بحث بوده است و به عبارتی برداشت های متفاوت از عشق مرد به مرد باعث شده است تا گاهی ریشه یابی فکری و فلسفی آن نادیده گرفته شود. در این پژوهش به شیوه تحلیلی تطبیقی، ارتباط میان دو مفهوم «شاهدبازی» در اشعار شاعران و «عشق مجازی» در رساله ضیافت افلاطون بررسی شده است. در ابتدا با استفاده از روش تحلیل مضمون و بررسی رساله ضیافت افلاطون، به ده مضمون اصلی در ارتباط با دو مضمون محوری یعنی «عشق زمینی» و «عشق آسمانی» دست یافته شد که با توجه به هدف پژوهش، به بررسی پنج مفهوم اصلی عشق آسمانی که عبارتند از: «فداکاری و ارزشمند بودن»، «مقصود، رشد دانش»، «زیباگرایی بدون هوس»، «پیر و جوان بودن عاشق و معشوق» و «مردانه بودن» پرداخته شد و سپس با ارتباط دهی این مفاهیم به اشعار شاعرانی که در زمینه عشق مرد به مرد اشعاری سروده بودند، توانستیم مشابهت هایی پیدا کنیم و به این نتیجه دست یابیم مفاهیم برآمده از اشعار شاعران که در راستای عشق آسمانی با رویکرد عرفانی بودند، در راستای همان مفاهیم اصلی مستخرج از رساله ضیافت افلاطون است.
۶.

تأملی تطبیقی بر ماهانتا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
وجود پیر و استاد از موضوعات اساسی و مهم در عرفان و همه بنیادهای باطن گرایانه جهان است. رهرو طریقت، به جهت سلوک و طی طریق نیازمند وجود راهنما و پیری است تا به وی کمک کند و او را به سر منزل مقصود برساند. در ادیان مختلف معیارها و مشخصه های گوناگونی برای پیر ارائه شده و عنوان های مختلف به وی نسبت داده شده است. در مکتب اکنکار از پیر و استاد کامل با عنوان ماهانتا یاد می شود و مشخصه ها و ویژگی هایی برای ماهانتا بیان شده است. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی تلاش بر آن بوده است تا جایگاه ماهانتا و پیر بررسی و با مقایسه میان آن دو، وجوه شباهت ها و افتراقات میانشان بررسی شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا شاخصه های ماهانتا با پیر در عرفان اسلامی همخوانی دارد؟ نتایج کلی حاکی از آن است که علی رغم شباهت هایی که در توصیف و وظایف و ابعاد وجودی پیر و ماهانتا وجود دارد، نظر به تفاوت مبنایی نگرش توحیدی میان این دو دیدگاه، تفاوت های بسیاری نیز به چشم می خورد؛ قابل ذکر است که ماهانتا در باور اومانیستی مکتب اکنکار وجودی شرک آلود ومنافی با مبانی توحیدی دارد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۸۰