احمد عابدی

احمد عابدی

مدرک تحصیلی: دانشیار کودکان استثنایی، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۰۳ مورد.
۱.

تأثیر آموزش برنامه هوش موفق استرنبرگ بر افزایش خلاقیت و تحمل ابهام دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۶۵
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثر آموزش برنامه هوش موفق استرنبرگ بر افزایش خلاقیت و تحمل ابهام دانش آموزان انجام شد. روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را 15842 نفر ازدانش آموزان پسر کلاس چهارم در سال تحصیلی1399-1400 در شهر اصفهان تشکیل دادند که30 نفر با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش ده جلسه آموزش برنامه ی هوش موفق استرنبرگ دریافت نمود. داده ها از طریق آزمون تفکر خلاق تورنس فرم B (2002) و پرسشنامه تحمل ابهام مک لین (1993) جمع آوری و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس آمیخته تحلیل شد . یافته ها : نتایج نشان داد که برنامه هوش موفق استرنبرگ بر افزایش خلاقیت و تحمل ابهام دانش آموزان در مرحله پس آزمون اثربخش بوده و این تأثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار مانده است. نتیجه گیری : بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که آموزش برنامه هوش موفق استرنبرگ با فراهم کردن فرصت برای غنی کردن محیط آموزشی دانش آموزان با بهره گیری از روش هایی همانند کاربرد حل مساله، بازی های غیرساختاری،کاربرد غیر معمول اشیاء، مکالمه ی اعداد و طرح داستان های نیمه تمام می تواند به عنوان یک برنامه کارآمد جهت افزایش خلاقیت و تحمل ابهام دانش آموزان مورد استفاده گیرد.
۲.

تأثیر امید درمانی برابعاد کیفیت زندگی و عزت نفس دختران افسرده نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر امید درمانی بر ابعاد کیفیت زندگی و عزت نفس دختران افسرده انجام شد. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دختران نوجوان مشغول به تحصیل در سال تحصیلی1395- 1396 شهر اصفهان بود که از میان آنان 24 دختر افسرده (12 نفر گروه آزمایش، 12 نفر گروه کنترل) به شیوه نمونه گیری خوشه ای و با توجه به ملاک های ورودی انتخاب شد و گروه آزمایش در معرض 8 جلسه 90 دقیقه ای امید درمانی قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه افسردگی بک2 (بک، 1996) و پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان جهانی بهداشت، 1996) و پرسشنامه عزت نفس (کوپراسمیت، 1967) استفاده شد. بمنظور تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که امید درمانی بر ابعاد 4 گانه کیفیت زندگی شامل سلامت جسمی (05/0p<؛ 36/0F=) و سلامت روانی (05/0p<؛ 30/0F=) و روابط اجتماعی (05/0p<؛ 35/0F=) و ادراک محیط زندگی (05/0p<؛ 32/0F=) دختران افسرده تاثیر داشت و همچنین باعث ارتقای عزت نفس تحصیلی (05/0p<؛ 44/0F=) و عزت نفس خود (05/0p<؛ 40/0F=) در این دانش آموزان شد. نتیجه گیری: بنابراین درمان مبتنی بر امید در افزایش عزت نفس و کیفیت زندگی دختران نوجوان افسرده موثر بوده و میتوان از آن در مدارس و مراکز مشاوره بمنظور کاهش افسردگی استفاده نمود و با طراحی برنامه های آموزشی و فرهنگی با محتوای امید، از افزایش افسردگی در میان نوجوان پیشگیری کرد و کیفیت زندگی و عزت نفس آنان را ارتقا داد.
۳.

هوش موفق: رویکردی کارآمد برای دانش آموزان تیزهوش کم پیشرفت

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۵
مفهوم تیزهوش ناتوان در ظاهر یک مفهوم ضد و نقیض است؛ زیرا در آن دو ویژگی که دو سر یک طیف هستند در فرد جمع شده است و این سوال را در ذهن تداعی می کند که چگونه ممکن است کودکی هم تیزهوش باشد و هم ناتوان؟ به طور کلی یکی از خطراتی که دانش آموزان تیزهوش با آن روبه رو می شوند، کم پیشرفتی است. این یک واقعیت شگفت آور است برای کسانی که توانایی بالایی دارند. نظریه ی هوش موفق استرنبرگ یکی از جدیدترین و کارآمدترین نظریات در زمینه هوش و تیزهوشی و آموزش هوش است . بنابراین هدف از این پژوهش ، بررسی تحلیلی کاربرد آموزش هوش موفق برای دانش آموزان تیزهوش کم پیشرفت بود. پژوهش حاضر با روش مرور سیستماتیک منابع علمی ، به معرفی برنامه آموزش هوش موفق برای دانش آموزان تیزهوش کم پیشرفت می پردازد. نتایج نشان داد که آموزش هوش موفق با به کار گیری، سه هوش تحلیلی، عملی و خلاق باعث رشد مهارت های مختلف در دانش آموزان تیزهوش کم پیشرفت می شود. بنابراین برنامه ریزی برای ارایه مداخلات مناسب به این گروه اهمیت ویژه ایی دارد.
۴.

مقایسه دو روش دارودرمانی و بازی های مبتنی بر توجه بر نشانه های بیش فعالی و علائم عصب شناختی نرم در پسران مبتلا به نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
مقدمه: در سال های اخیر مطالعات زیادی در رابطه با وجود علائم عصب شناختی نرم در اختلال نقص توجه/بیش فعالی انجام گرفته اما پیرامون مقایسه اثربخشی درمان های رایج بر کاهش این علائم در کشور ما پژوهش های اندکی انجام شده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثرات دارو درمانی و بازی های توجهی بر این علائم انجام شد. روش کار: این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، با گروه گواه، و بر روی نمونه ای شامل 100 نفر از دانش آموزان پسر دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی در سال تحصیلی 96-1395 به انجام رسید. پس از اجرای آزمون عصب شناختی کمبریج CNI و مقیاس Conners والدین، با توجه به نمرات به دست آمده و نقطه برش، آزمودنی ها در دو گروه علائم عصب شناختی نرم بالا و پایین جای گرفته و هر کدام از گروه ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه (مجموعا شش گروه) گمارده شدند و مداخله های درمانی روی آنان صورت گرفت. داده های به دست آمده با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS-23 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده ها روشن ساخت که گرو های آزمایشی و گروه گواه با یکدیگر تفاوت معناداری دارند و دو روش درمانی بر اساس شدت علائم عصب شناختی، موجب کاهش علائم شده اند. دارو درمانی بیشتر بر علائم شدید عصب شناختی نرم، و بازی های توجهی بر علائم خفیف اثر داشته است. نتیجه گیری: یافته های مذکور می تواند در انتخاب نوع درمان، بر حسب شدت علائم عصب شناختی، یاریگر درمانگران باشد. علاوه بر این از یافته های پژوهش حاضر در توضیح ارتباط میان جنبه های عصب روان شناختی اختلال نقص توجه/بیش فعالی با عوامل داروشناختی و چگونگی اثربخشی دارو نیز می توان بهره گرفت.
۵.

بررسی ارتباط میان علائم عصب شناختی نرم در پسران دارای اختلال کاستی توجه / فزون کنشی با علائم عصب شناختی نرم در مادران آن ها و تدوین برنامه درمانی برای کودک و مادر: مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه: در سال های اخیر مطالعات زیادی در رابطه با وجود علائم عصب شناختی نرم در اختلال کاستی توجه / فزون کنشی انجام گرفته اما هنوز پیرامون رابطه ی احتمالی میان این گونه علائم در کودک و مادر، و همچنین پیشنهاد رهیافت های مداخله ای و درمانی، در کشور ما پژوهشی صورت نگرفته است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط میان علائم عصب شناختی نرم در پسران دارای اختلال کاستی توجه / فزون کنشی با مادران شان و ارائه برنامه درمانی برای رفع علائم هم درکودک و هم در مادر بود. روش: این مطالعه از نوع ترکیبی بود بدین ترتیب که در بخش اول (کمی) از روش توصیفی از نوع همبستگی استفاده شد و در بخش دوم (کیفی) با توجه به نتایج بدست آمده و با استفاده از شبکه مضامین (آتراید - استرلینک) برنامه ای برای بهبود علائم مادر و کودک طراحی گردید. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دارای اختلال کاستی توجه / فزون کنشی ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی 96-1395 بوده است. از میان 170 مراجعی که در 5 مرکز درمانی، تشخیص این اختلال را گرفته و حاضر به همکاری بودند، یکصد نفر از کودکان و مادرانشان به شیوه تصادفی انتخاب و تست عصب - شناختی کمبریج (1995) روی آنها اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه انجام شد. یافته ها: در بخش کمی پس از تحلیل داده ها، نتایج همبستگی و رگرسیون نشان دهنده همبستگی معنی داری بین علائم عصب شناختی نرم کودک و مادر بود (0/23 =R) همچنین بیشترین میزان همبستگی ها بین نمره کل علائم عصب شناختی نرم کودک با هماهنگی حرکتی مادر (0/71 r=)، نمره کل عصب شناختی نرم مادر با هماهنگی حرکتی و کنترل پاسخ کودک (0/68 و 0/77 r=) و خرده مقیاس های مشابه در هردوی آنها بود. در بخش کیفی نیز با استفاده از روش شبکه مضامین، مضامین پایه (علائم عصب شناختی نرم مادر و کودک)، مضامین سازماندهنده (هماهنگی حرکتی، یکپارچگی حسی و کنترل پاسخ) و مضامین فراگیر (فعالیت های طراحی شده) مشخص شدند که با توجه به آنها برنامه درمانی برای کودک و مادر به طور جداگانه تدوین و اعتباریابی شد که از اعتبار مناسبی برخوردار بود. نتیجه گیری: ارتباط معنی دار علائم عصب شناختی نرم و نشانه های اختلال کاستی توجه / فزون کنشی در کودک و مادر حکایت از آن دارد که سازوکار های احتمالی عصب روانشناختی در بروز این ارتباط دخالت دارند و به همین سبب تشخیص بهنگام این گونه علائم در مادران و پیگیری های درمانی مناسب برای مادر و کودک از اهمیت خاصی برخوردار است.
۶.

مقایسه اثربخشی برنامه مثبت اندیشی فردریکسون با برنامه تغییر ذهنیت دوئیک بر سبک های مقابله ای دانش آموزان تیزهوش مبتلا به اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی برنامه مثبت اندیشی فردریکسون با برنامه تغییر ذهنیت دوئیک بر سبک های مقابله ای دانش آموزان تیزهوش مبتلا به اضطراب امتحان پایه نهم شهر اصفهان بود. روش: روش این پژوهش نیمه تجربی (آزمایشی) و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر تیزهوش پایه نهم شهر اصفهان بود که در سال تحصیلی 1396-1395 مشغول به تحصیل بودند تعداد آن ها 450 نفر بود. در آغاز غربالگری انجام شد و از جامعه آماری تعداد 45 دانش آموز مضطرب که براساس پرسشنامه اضطراب امتحان اهواز نمره های بالاتری کسب کردند ، انتخاب شدند. سپس به روش نمونه گیری تصادفی ساده به دو گروه آزمایشی (15 نفر در گروه آموزش مثبت اندیشی فردریکسون و 15 نفر در گروه آموزش برنامه تغییر ذهنیت دوئیک) و 15 نفر در گروه کنترل تقسیم شدند. گروه مثبت اندیشی فردریکسون 8 جلسه و گروه تغییر ذهنیت دوئیک 8 جلسه آموزش دریافت کردند، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تمامی شرکت کنندگان پرسشنامه مقابله با استرس را در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری شش ماهه تکمیل کردند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-22 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که دو گروه آزمایشی در ارتباط با سبک مقابله ای هیجان مدار، مسأله مدار و اجتنابی، نسبت به گروه کنترل اثربخش بودند و این اثربخشی تا دوره پیگیری تداوم داشت. نتیجه گیری: با به کارگیری برنامه های مثبت اندیشی و تغییر ذهنیت می توان سبک های مقابله ای دانش آموزان تیزهوش را بهبود بخشید. همچنین هیچ تفاوت معناداری بین اثربخشی برنامه مثبت اندیشی فردریکسون و تغییر ذهنیت دوئیک در سبک مقابله ای دانش آموزان تیزهوش مشاهده نشد.
۷.

سنتز پژوهشی آسیب شناسی نظام آموزشی مدارس استعدادهای درخشان و ارائه الگوی شاخص های ارتقاء برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
پژوهش حاضر دو هدف شامل بررسی آسیب های نظام آموزشی مدارس استعدادهای درخشان و ارائه الگوی شاخص های ارتقاء برنامه درسی را دنبال کرده است. روش پژوهش، کیفی و رویکرد سنتزپژوهی بود. جامعه آماری شامل مجموعه ی منابع نظری و پژوهشی(داخلی و خارجی)بود که ابتدا 261 منبع جستجو شد. 94 منبع که بیشترین هماهنگی را با هدف پژوهش داشتند انتخاب و443 جمله واره استخراج گردید. داده ها به شیوه استقرایی و تحلیل تماتیک 101تم بدست آمد. یافته ها نشان داد آسیب های نظام آموزشی شامل 39 مفهوم پایه؛ 7 تم فرعی و 3 تم اصلی است. شاخص های ارتقاء برنامه درسی شامل 62 مفهوم پایه؛ 3 تم فرعی و1 تم اصلی می باشد. نتایج نشان می دهد آموزش تک بعدی؛ نقص درطراحی و تدوین برنامه ها و نظام یاددهی-یادگیری منفعلانه از جمله مشکلات آموزشی مدارس استعدادهای درخشان هستند. همچنین مولفه فوق برنامه درسی شامل: برنامه درسی چندوجهی و هدفمند؛ بهینه سازی و افزایش کیفیت یاددهی-یادگیری؛ تقویت انگیزه یادگیری و پرورش دانش آموزان پویا به عنوان شاخص ارتقاء برنامه درسی (راهکارمطلوب)در نظر گرفته شد. بنابراین پیشنهاد می شود از این یافته ها جهت تدوین برنامه آموزشی دانش آموزان تیزهوش استفاده شود.
۸.

فراتحلیل اثربخشی مداخلات روان شناختی بر کاهش مشکلات هیجانی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه در سالهای 1388-97(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱۱
دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری ویژه، بر اثر خطاهای یادگیری همواره دچار علائم اضطراب می شوند و نسبت به دانش آموزان عادی، مشکلات هیجانی بیشتر و عزت نفس پایین تری از خود نشان می دهند. این امر اهمیت کشف مناسب ترین مداخلات روان شناختی در کاهش مشکلات هیجانی این دانش آموزان را برجسته می نماید. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخلات روان شناختی بر کاهش مشکلات هیجانی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه است. این پژوهش به روش فراتحلیل یا یکپارچه کردن نتایج پژوهشهای گوناگون، انجام گرفته است. به عنوان حجم نمونه 25 پژوهش از میان 35 پژوهش که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بودند، انتخاب شد و فراتحلیل انجام گرفت. ابزار پژوهش نمون برگ فراتحلیل است. پژوهشهای مورد استفاده در این فراتحلیل، مبتنی بر 807 نمونه و 25 اندازه اثرند. نتایج فراتحلیل نشان داد که میزان اندازه اثر مداخلات روان شناختی بر کاهش مشکلات هیجانی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه 1/122= d است (0/001 ≥p). این اندازه اثر طبق جدول کوهن دارای اثر بالایی است. یافته ها نشان دادند که پژوهش قاضی عسگر و همکاران (1388) تحت عنوان "تأثیر آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر میزان اضطراب و عملکرد ریاضی دانش آموزان دختر با ناتوانی یادگیری ریاضی"، بالاترین اندازه اثر(1/81) و پژوهش بیگدلی و همکاران(1396) با عنوان "اثربخشی آموزش حل مسئله ریاضی با روش بازی بر انگیزش درونی حل مسئله در دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی"، پایین ترین اندازه اثر(0/61) را دارد. نتایج حاکی از آن است که با توجه به اینکه مداخلات روان شناختی بر کاهش مشکلات هیجانی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه مؤثر بوده است، لذا پیشنهاد می شود از مداخلاتی که اندازه اثر بیشتری دارند، بهره گرفته شود.
۹.

مرور نظام مند اثربخشی مداخلات بالینی بر بهبود تعاملات والد- کودک در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
مقدمه: تعاملات مثبت والد- کودک موجب پیشگیری از آسیب های روانشناختی، تحولی، هیجانی و اجتماعی در کودکان می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخلات روانشناختی بر بهبود تعاملات والد- کودک در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی انجام شد. روش: روش پژوهش، مرور نظام مند و جامعه آماری شامل کلیه پژوهش های داخلی بود که با استفاده از کلید واژه های تعاملات والد- کودک، والدگری، نقص توجه/ بیش فعالی و ابزار سندکاوی در پایگاه های اطلاعاتی پرتال جامع علوم انسانی، مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، مجلات تخصصی نور، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و بانک اطلاعات نشریات کشور مورد جستجو قرار گرفتند. ۳۳۴ پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند که ۱۱ پژوهش به لحاظ روش شناختی و ملاک های ورودی مورد قبول بود. کلیه پژوهش ها براساس دستورالعمل پریزما تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد بیشترین پژوهش ها مربوط به سال های ۱۳۹۹-۱۳۹۸ است و حجم نمونه پژوهش ها ۳۵۰ نفر است. شهرهای تهران و اصفهان بیشترین پژوهش ها را به خود اختصاص داده اند و نشانگر آن است که در سال های اخیر توجه پژوهشگران بر موضوع مداخلات مختلف در زمینه تعاملات والد-کودک افزایش داشته است. مداخلات مرتبط با نوروفیدبک (۴۰ جلسه) و والدگری چندبعدی (۱۶ جلسه) بیشترین سهم را به لحاظ جلسات مداخله ای داشته اند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اهمیت مداخلات مبتنی بر بهبود تعاملات والد- کودک و اثربخشی آن بر کاهش تنیدگی روانی، مشکلات رفتاری و کاهش مشکلات توجهی در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی است؛ بنابراین برنامه های آموزشی رفتاری با مشارکت والدین و به کارگیری مداخلات چندبعدی و تلفیقی، مؤثرترین شیوه های درمانی هستند که می تواند در رأس برنامه ریزی پژوهشگران و درمانگران این حوزه قرار گیرد.
۱۰.

ارائه الگوی غنی سازی برنامه درسی مدارس استعدادهای درخشان ایران: پژوهش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۶
غنی سازی برنامه درسی با آموزش های کاربردی، هسته اصلی شکوفایی و هدایت استعدادهای درخشان است. بنابراین هدف از این پژوهش ارائه الگوی غنی سازی برنامه درسی دانش آموزان استعدادهای درخشان ایران بود که با روش کیفی و رویکرد داده بنیاد انجام شد. مشارکت کنندگان شامل کارشناسان حوزه برنامه درسی، مدیران، معلمان و دانش آموزان مدارس استعدادهای درخشان شهر اصفهان بودند که با روش هدفمند انتخاب و دیدگاه آنان با ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با 15مصاحبه به اشباع رسید و بر مبنای رویکرد نظام مند کوربین و استراووس (2008) تحلیل شد. یافته ها شامل 135 کد باز، 18 کد محوری و 9 کد گزینشی بود. نتایج نشان داد در حوزه برنامه درسی استعدادهای درخشان، مولفه های غنی سازی برنامه درسی (پدیده محوری)؛ چشم اندازنوین در آموزش تیزهوشان؛ منابع و امکانات کاربردی (عوامل علی)؛ حمایت های اجتماعی، فرهنگی، محیطی، خانوادگی و بهسازی فرآیند آموزش و ارزیابی (عوامل زمینه ای)؛ ضعف در پیوستگی و همکاری خانه و مدرسه (عامل مداخله گر)؛ آموزش مهارت های شناختی و فراشناختی؛ برنامه درسی چندبعدی (راهبردها) و موفقیت های فردی، اجتماعی، عاطفی، تحصیلی و شغلی دانش آموزان (پیامد)، از اهمیت ویژه برخوردار است و توجه به آنها مسیرآموزش را به سوی ارتقاءکیفیت و شکوفایی استعدادهای این دانش آموزان رهنمون می سازد.  
۱۱.

بررسی اثربخشی تئاتر درمانی (سایکودراما) بر بهبود علائم وسواسی – جبری و خشم در بیماران مبتلا به اختلال وسواس – اجبار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه: مطالعات قبلی نشان دهنده اثربخشی تئاتر درمانی بر التیام سوگ، خشم، اختلالات اضطرابی و خلقی و اختلال کندن پوست به عنوان یکی از اختلالات مرتبط با وسواس بوده اند با این حال تحقیقات اندکی در زمینه کاربرد تئاتر درمانی برای بیماران مبتلا به اختلال وسواس -اجبار وجود دارد. هدف: بررسی اثربخشی تئاتر درمانی بر بهبود علائم وسواسی – جبری و خشم در بیماران مبتلا به اختلال وسواس – اجبار بود. روش: تحقیق حاضر با طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری بیماران مبتلا به اختلال وسواس - اجبار مراجعه کننده به کلینیک روانشناسی و مشاوره نیک آوین شهر اصفهان در طی ماه های خرداد ماه 1399 تا تیرماه 1399 و شرکت کنندگان 24 نفر بیمار مبتلا به وسواس (16 زن و 8 مرد) بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای داده شدند. در طول انجام تحقیق هر دو گروه تحت رژیم دارویی برای معالجه وسواس بودند با این تفاوت که گروه آزمایش به مدت 4 هفته، هر هفته 3 جلسه تئاتردرمانی را به صورت یک درمان گروهی دریافت کردند. بسته آموزشی تئاتردرمانی مورد استفاده در پژوهش حاضر توسط نویسنده اول مقاله (شیرانی) در سال 1399 ایجاد و طراحی شده و به نگارش درآمده است. قبل و بعد از انجام مداخله از پرسشنامه وسواس مادزلی (1977) و فرم کوتاه مقیاس خشم نواکو (1994) استفاده شد. تجزیه و تحلیل یافته ها نیز با استفاده از روش آماری" تحلیل کوواریانس چند متغیری و SPSS-23 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تئاتر درمانی بر بهبود علائم وسواسی – جبری و کاهش خشم در بیماران مبتلا به اختلال وسواس - اجبار به صورت معناداری اثربخش است (0/05 P<). نتیجه گیری: بیماران مبتلا به وسواس که در جلسات گروهی تئاتردرمانی شرکت کردند بهبودی علائم اختلال وسواس - اجبار و کاهش خشم را نشان دادند. با توجه به نتایج این پژوهش تئاتردرمانی به عنوان یک درمان مؤثر برای بهبود علائم اختلال وسواس - اجبار پیشنهاد می شود.
۱۲.

مرور نظام مند و متاآنالیز اثربخشی مداخلات روان شناختی بر سلامت روان دانش آموزان استعدادهای درخشان ایران

تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۳۴۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف مرورنظام مند و فراتحلیل به بررسی اثربخشی مداخلات روان شناختی بر سلامت روان دانش آموزان استعدادهای درخشان ایران پرداخت. روش: روش پژوهش مرورنظام مند و فرا تحلیل و جامعه آماری شامل کلیه پژوهش های داخلی بود که با استفاده از کلید واژه های تیزهوشان و استعدادهای درخشان در پایگاه های اطلاعاتی پرتال جامع علوم انسانی، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور، گوگل اسکولار، پایگاه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و بانک اطلاعات نشریات کشور مورد جستجو قرارگرفتند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 327 پژوهش یافت شد و 18 پژوهش که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود مورد بررسی نهایی قرار گرفت. ابزار پژوهش در روش مرور نظام مند مطابق با دستورالعمل پریزما و در روش فرا تحلیل، از ابزار چک لیست وارسی فراتحلیل استفاده شد. یافته ها: یافته ها بیانگر آن بود که مداخلات مرتبط با مثبت نگری، تنظیم هیجانی و هوش موفق، و نیز متغیر اضطراب و اعتماد به نفس با بالاترین فراوانی، بیشترین سهم را به لحاظ مداخلات روان شناختی - آموزشی دارا است. بیشترین اندازه اثر، به پژوهش لاهیجانیان و همکاران (1389) بر اثر بخشی درمان شناختی-رفتاری بر ادراک خود وکمترین اندازه اثر به پژوهش نیکنام و همکاران (1396) بر اثربخشی آموزش حل مسئله خلاقانه بر سازگاری اجتماعی اختصاص داشت. نتیجه گیری : نتایج نشان داد مداخلات روان شناختی بر سلامت روان دانش آموزان مدارس استعدادهای درخشان مؤثر بوده است. بنابراین به نظر می رسد که مداخلات روانشناختی می تواند به عنوان روشی مناسب برای بهبود سلامت روان دانش آموزان مدارس استعداد های درخشان استفاده شود.
۱۳.

بررسی شاخص های روان سنجی نسخه فارسی سیستم ارزیابی رفتار کودکان در دختران و پسران کم توان ذهنی خفیف و با بهره هوش نرمال(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
اهداف: هدف از پژوهش حاضر بررسی شاخص هایی روان سنجی نسخه فارسی سیستم ارزیابی رفتار کودکان (BASC-3، ویرایش سوم)، در دختران و پسران کم توان ذهنی خفیف و با بهره هوش نرمال در شهر یزد بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع مطالعات مقطعی بود. این پژوهش بر روی دختران و پسران کم توان ذهنی خفیف و با بهره هوش نرمال در سال 1395-1396 اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه دختران و پسران کم توان ذهنی خفیف و با بهره هوش نرمال در سنین 18-12 سال در مدارس عادی، استثنایی و مؤسسات حرفه آموزی شهر یزد بود. نمونه پژوهش شامل 438 نفر دانش آموز بودند که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه سیستم ارزیابی رفتار کودکان ویرایش سوم (فرم والدین و معلمان) بود. تجزیه وتحلیل داده با نرم افزار SPSS نسخه 24 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. یافته ها: نتایج به دست آمده با استفاده از تحلیل عاملی، ضریب همبستگی خرده مقیاس ها با نمره کل، روش آزمون بازآزمون و آلفای کرونباخ نشان دهنده این بود که سیستم ارزیابی رفتار کودکان از روایی و پایایی مناسب برخوردار است و فرم والدین و معلمان برای هر دو گروه افراد کم توان ذهنی خفیف و با بهره هوش نرمال قابل استفاده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان گفت که پرسش نامه سیستم ارزیابی رفتار کودکان ویرایش سوم (فرم والدین و معلمان) از ویژگی های روان سنجی مناسب برخوردار است و با اطمینان می توان از آن ها در جهت ارزیابی مشکلات رفتاری و انطباقی نوجوانان و جوانان کم توان ذهنی خفیف و با بهره هوش نرمال در ایران استفاده کرد.
۱۴.

ارائه چارچوب ادراکی از اخلاق حرفه ای بر اساس نص وحیانی برای منابع انسانی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۴۹
سازمان و مدیریت، به منزله یکی از ارکان نظام بشری، از یک طرف دیرینگی موضوعی و تمدنی دارد و از طرف دیگر در نظام ارزشی مطرح است. اخلاق حرفه ای یکی از ابعاد ناشناخته نظام ارزشی مدیریتی در سازمان هاست. اخلاق حرفه ای و مؤلفه های آن در سازمان می تواند در بهبود سیستم اداری مبتنی بر آموزه های اسلامی مؤثر باشد. در این نوشتار به الگوی اخلاق حرفه ای در سازمان با استناد به آیات و روایات در دو قالب توضیحات تفصیلی و جدول محقق ساخته و استخراج یک مدل مفهومی از اخلاق حرفه ای در سازمان پرداخته شد. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع داده ها کیفی است. جامعه آماری این پژوهش همه مستندات، متون دینی، و کتب تفسیر بود. تقوا، ﺗﻮﮐﻞ ﺑﻪ ﺧﺪا، ﻋ ﺪاﻟﺖ، ﺻﺪاﻗﺖ، اﻣﺎﻧﺖ داری، مسئولیت پذیری، خوش گفتاری، دوراندیشی، و ... مؤلفه های اصلی این نوشتار است. در این تحقیق سعی شد با این نگاه نو مؤلفه های مورد نظر در سازمان با استفاده از آیات و روایات تبیین و تفسیر شود تا با الگوگیری از آن برای منابع انسانی سازمانی زمینه تحقق سازمان ارزشی فراهم شود. ﺑﺮ اﺳﺎس آﻧﭽﻪ از ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪ رﻋﺎﯾﺖ اﺻﻮل اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪ ای در ﺳﺎزﻣﺎن از سوی ﮐﺎرﮐﻨﺎن و ﻣﺪﯾﺮان اهمیتی وﯾ ﮋه دارد و رﻋﺎﯾ ﺖ ﻣﺆﻟﻔ ﻪ های اﺧ ﻼق ﺣﺮﻓﻪ ای ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ یک ﻣﺰﯾﺖ رﻗﺎﺑﺘﯽ در ﺳﺎزﻣﺎن ها ﻣﺤ ﺴﻮب ﺷﻮد.
۱۵.

تدوین الگوی تعامل مؤثر والد -کودک ویژه کودکان پیش از دبستان (4 تا 6 سال): یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۳۰۲
زمینه: تعاملات والد - کودک در سال های اولیه زندگی، یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده در رشد شناختی، اجتماعی، عاطفی و رفتاری کودک است. اما الگوی تعاملات مؤثر والد-کودک، ویژه کودکان سنین پیش از دبستان از چه مولفه هایی برخوردار است؟ هدف : هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی تعامل مؤثر والد-کودک ویژه کودکان پیش از دبستان است. روش : مطالعه حاضر در چارچوب استراتژی تحقیق کیفی و براساس روش تحلیل تماتیک براون و کلارک (2006) انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه منابع نوشتاری مرتبط با تعاملات والد-کودک بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد و از نظر مؤلفه های تعاملات والد- کودک مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در این بررسی، داده ها از تعداد 115 منبع استخراج گردید و در قالب مضامین قرار گرفت، به طوریکه در مرحله اول، 89 تم بنیادین؛ مرحله دوم 21 تم سازمان دهنده شناسایی شد. در مرحله سوم 8 تم فراگیر انتزاع و شبکه مضامین تشکیل گردید. در مرحله آخر اعتبار و پایایی الگوی مذکور با استفاده از روش اعتبارسنجی روایی تفسیری، به معنای ارائه و بازخورد نتایج پژوهش به صاحب نظران، مورد تایید قرارگرفت. نتیجه گیری: الگوی تعامل مؤثر والد-کودک، ویژه کودکان پیش از دبستان از اعتبار کافی برخوردار است. از اینرو پیشنهاد می شود از این الگو در تدوین پروتکل های آموزشی مبتنی بر روابط والدین و کودکان مورد استفاده گیرد.
۱۶.

ساخت و اعتباریابی مقیاس اختلال کژ تنظیمی خلقی ایذایی-فرم والد (DMDDS)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۰۷
زمینه و هدف: اختلال کژ تنظیمی خلقی ایذایی یکی از اختلالات طبقه خلقی از پنجمین ویرایش تشخیص اختلالات روانی است. این اختلال از کودکی شروع شده و برای والدین، معلمان، دوستان و خود کودکان مشکلات زیادی ایجاد می کند. این اختلال که با مشکلات اجتماعی همراه است بسیار ناتوان کننده است. پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتبار یابی اولیه مقیاس اختلال کژ تنظیمی خلقی ایذایی انجام شد. مواد و روش ها: روش این پژوهش، توصیفی و ابزارسازی بوده و جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه والدین کودکان ۱۲-۶ سال شهر اصفهان در سال ۱۳۹۷. تعداد نمونه آماری شامل ۳۰۰ نفر بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انجام گرفت. جهت گردآوری داده ها به منظور سنجش این اختلال از مقیاس محقق ساخته ی اختلال کژ تنظیمی خلقی ایذایی (DMDDS) استفاده شد. برای بررسی گویه ها از روایی محتوایی کمی و کیفی، روایی صوری کمی و کیفی، تحلیل عامل اکتشافی (EFA) با چرخش واریماکس، تحلیل عامل تائیدی (CFA) و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. یافته ها: بر اساس پارامترهای شاخص ضریب تأثیر بالای ۵/۱، شاخص روایی محتوای بالای ۶۲/۰، نسبت روایی بالای ۷۰/۰، همچنین بر پایه تحلیل عامل اکتشافی و تحلیل عامل تائیدی تعداد ۲۴ گویه در ابزار حفظ شد. با در نظر گرفتن ارزش ویژه بالای ۱، چهار عامل تکانش گری، عملکرد، خلقی و ناکامی استخراج گردید. طبق نتایج به دست آمده از عوامل چهارگانه مذکور، این مقیاس قادر به پیش بینی ۸۰/۵۰ درصد از تغییرات کل مقیاس بود. همچنین ضریب اعتبار کل مقیاس به روش آلفای کرونباخ ۸۹۴/۰ به دست آمد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، شاخص روایی محتوایی و نیز صوری و سازه ای مقیاس طراحی شده برای والدین قابل قبول بوده و می تواند جهت ارزیابی اختلال کژ تنظیمی خلقی ایذایی در کودکان ۱۲-۶ سال مورداستفاده قرار گیرد.
۱۷.

اثربخشی برنامه ی انگیزشی تغییر ذهنیت دوئیک بر جهت گیری هدف و هوش موفق دانش آموزان تیز هوش

تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۲۷۸
مقدمه: نظریه دوئیک به بررسی باورهای ذهنی که افراد در مورد هوش خود دارند، می پردازد. باور های ذهنی که دانش آموزان تیزهوش راجع به هوش خود دارند، می تواند در هوش خلاقانه، تحلیلی و عملی و همچنین جهت گیری هدف آن ها تأثیرگذار باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر اثربخشی برنامه ی انگیزشی تغییر ذهنیت دوئیک بر جهت گیری هدف و هوش موفق دانش آموزان تیزهوش بود. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری دانش آموزان تیزهوش دوره ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵ بود. نمونه پژوهش تعداد ۳۰ نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب و با روش تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار اندازه گیری آزمون هوش ریون، پرسشنامه اهداف پیشرفت الیوت و مک گیرکور و پرسشنامه هوش موفق استرنبرگ و گریگورنکو بود. همچنین جهت آزمون فرضیه ها از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره و نرم افزار spss نسخه ۲۴ استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد برنامه انگیزشی تغییر ذهنیت دوئیک بر هر چهار مؤلفه جهت گیری هدف یعنی تسلط گرایشی (۰/۰۰۱= P )، تسلط اجتنابی (۰/۰۰۱= P )، عملکرد گرایشی (۰/۰۰۱= P )، عملکرد اجتنابی (۰/۰۰۱= P ) و همچنین هوش تحلیلی (۰/۰۰۳= P )، عملی (۰/۰۰۷= P ) و خلاق (۰/۰۴۶= P ) دانش آموزان تیزهوش تأثیرگذار بوده است. نتیجه گیری: براساس یافته های حاصل شده پیشنهاد می گردد برای افزایش سطح انگیزش شایستگی دانش آموزان تیزهوش از آموزش هوش افزایشی مبتنی بر نظریه دوئیک استفاده شود.
۱۸.

اثربخشی مداخله انگیزشی مبتنی بر تغییر ذهنیت دوئیک بر خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۶۸
زمینه: ضعف در خودکارآمدی اجتماعی و یا مشکل در برقراری روابط اجتماعی، دانش آموزان تیزهوش را در معرض خطر آسیب های روانی و عدم رشد عاطفی - اجتماعی قرار می دهد. پژوهش های متعدد به مقایسه میزان خودکارآمدی دانش آموزان تیزهوش و عادی پرداخته اند، اما پژوهشی که به ارتقاء خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان تیزهوش کمک کند مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله انگیزشی مبتنی بر تغییر ذهنیت دوئیک بر خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان تیزهوش انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر مدارس استعدادهای درخشان شهر اصفهان در سال تحصیلی 98-99 بود که تعداد 30 نفر از آنان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایابی شدند. گروه آزمایش، 8 جلسه 50 دقیقه ای مداخله تغییر ذهنیت دوئیک را به صورت گروهی دریافت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه خودکارآمدی اجتماعی کنلی (1989) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و نرم افزار SPSS نسخه 23 صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله انگیزشی مبتنی بر تغییر ذهنیت دوئیک بر افزایش خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان تیزهوش در مؤلفه های قاطعیت اجتماعی، عملکرد در موقعیت های اجتماعی، شرکت در گروه های اجتماعی، جنبه های دوستی - صمیمیت و کمک کردن -کمک گرفتن، تأثیر معنا داری دارد (0/05 ≥P). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، مداخله انگیزشی مبتنی بر تغییر ذهنیت دوئیک، نتایج معتبری بر ارتقاء خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان تیزهوش ارائه می دهد.
۱۹.

تأثیر آموزش فیلیال تراپی بر اضطراب ویروس کرونا در کودکان: اعتباریابی مقیاس اضطراب ویروس کرونا نسخه کودکان (CVA-C)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۵۶
با توجه به شیوع ویروس کرونا و پیامدهای آن، پژوهش حاضر از دو بخش تشکیل شده است: در بخش اول، روایی و پایایی مقیاس اضطراب ویروس کرونا در کودکان ارزیابی شد و در بخش دوم اثربخشی آموزش فیلیال تراپی بر اضطراب کودکان بررسی شد. در قسمت اول پژوهش تعداد 151 کودک به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به عبارات مقیاس پاسخ دادند. به منظور بررسی روایی از همبستگی گویه ها با نمره کل و تحلیل عاملی تأییدی و به منظور بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. در قسمت دوم پژوهش از تمام مادران کودکان 9 تا 12 سال با اضطراب شدید ویروس کرونا، 22 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش نمونه گیری تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. جهت تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده شد. نتایج قسمت اول نشان داد مقیاس اضطراب ویروس کرونا کودکان از یک عامل روان شناختی تشکیل شده است و مقیاس از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است (01/0P<). ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسش نامه 88/0 برآورد شد. نتایج بخش دوم نشان داد که فیلیال تراپی اثربخشی معناداری بر اضطراب ویروس کرونا در کودکان داشت (01/0P<). بر اساس یافته های پژوهش مقیاس اضطراب ویروس کرونا کودکان از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است و از فیلیال تراپی می توان به عنوان روش درمانی مفید جهت کاهش اضطراب کرونا در کودکان بهره برد.
۲۰.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری یکپارچه با درمان فراتشخیصی بر علائم بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر همبود با افسردگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۴۳
اهداف پژوهش: حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری یکپارچه با درمان فراتشخیصی بر علائم بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر همبود با افسردگی انجام شد. مواد و روش ها: برای اعتبارآزمایی رقابتی از طرح نیمه تجربی دو گروهی به روش مورد منفرد استفاده شد. جامعه آماری شامل افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر همبود با افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان در سال 1398 بود که از میان آنان 10 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه درمان شناختی رفتاری یکپارچه و درمان فراتشخیصی گمارش شده و مورد مداخله قرار گرفتند. آزمودنی های دو گروه در مراحل خط پایه، جلسات سوم، پنجم، هشتم، دهم و پیگیری یک ماهه با مقیاس های اضطراب فراگیر، مقیاس افسردگی بک و پرسش نامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا مورد ارزیابی قرار گرفتند. گزارش نتایج از تحلیل دیداری نمودارها با شاخص تغییر پایا، درصد بهبودی و معناداری آماری و بالینی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو درمان تغییرات معناداری از نظر بالینی و آماری در آماج های درمانی ایجاد کرده و تأثیرات درمانی در دوره پیگیری نیز ادامه داشته است، اما درصد بهبودی در آزمودنی های گروه درمان شناختی رفتاری یکپارچه نسبت به آزمودنی های گروه درمان فراتشخیصی بیشتر بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج و بر اساس مبانی نظری اثربخشی درمانی، درمان شناختی رفتاری یکپارچه از نظر اندازه تغییر و ثبات بر درمان فراتشخیصی ارجحیت دارد، اما از نظر میزان پذیرش هر دو یکسان هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان