احمد عابدی

احمد عابدی

مدرک تحصیلی: دانشیار کودکان استثنایی، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۱۲ مورد.
۱.

شناسایی و اعتباربخشی مؤلفه های برنامه مطلوب آموزش ریاضی پیش از دبستان و تحلیل محتوای کتب مربوط

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش عملی ریاضی بر شایستگی ریاضی و رفتارهای یادگیری کودکان بود، روش انجام این پژوهش طرح شبه آزمایشی بوده است. بدین منظور 60 نفر از کودکان (دختر) دوره پیش دبستانی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. در ابتدا از دو گروه آزمون شایستگی ریاضی گرفته شد. سپس آموزش عملی مؤلفه های مشخص شده ریاضی پیش از دبستان طی 6 ماه در گروه آزمایشی اجرا گردید و گروه کنترل آموزش های معمول پیش دبستانی ها را دریافت کرد. پس از اتمام برنامه آموزشی از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. نتایج نشان داد تفاوت میانگین شایستگی ریاضی در دو گروه به طورکلی معنادار بود. بررسی فعالیت های یادگیری در حین آموزش نشان داد نوع برنامه و روش ارائه در نوع فعالیت، رفتار کلامی و مشارکت کودکان مؤثر بوده و بیشترین تأثیر را بر نوع فعالیت گذاشته است.
۳.

اثربخشی بازی درمانی با رویکرد فیلیال تراپی بر کیفیت تعاملات والد فرزند وکیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان دارای مشکلات رفتاری/ هیجانی

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه و هدف: هدف این پژوهش تعیین تأثیر آموزش بازی درمانی با رویکرد فیلیال تراپی بر کیفیت تعاملات والد فرزند و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان دارای مشکلات رفتاری/ هیجانی بود . روش: پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مادران دارای کودکان مشکلات رفتاری هیجانی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش تحت مداخله هشت جلسه ای فیلیال تراپی به شیوه جلسات گروهی هفتگی یک ساعته قرار گرفت و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسش نامه های رابطه والد- فرزند پیانتا و همکاران (1996) و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت لندگراف و آبتز (1996) بود. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چند متغیری نشان داد که بین نمرات گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون ابعاد رابطه والد فرزند و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودک تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج نشان داد که مداخله فیلیال تراپی باعث افزایش نزدیکی و کاهش وابستگی و تعارض در رابطه والد کودک شده است. همچنین نتایج نشان داد که مداخله بازی درمانی به شیوه فیلیال تراپی در بهبود ابعاد کیفیت مرتبط با سلامت کودک موثر می باشد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که مداخله بازی درمانی به شویه فیلیال تراپی در بهبود رابطه والد فرزند و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودک از کارایی و اثربخشی لازم برخوردار است.
۴.

فراتحلیل رابطه بین فرسودگی شغلی و سلامت روان در ایران: طی سال های 79 تا 92

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۸
با توجه به تاثیر فرسودگی شغلی بر سلامت روان، هدف از پژوهش حاضر فراتحلیل تحقیقات انجام شده پیرامون رابطه میان فرسودگی شغلی و سلامت روان بود. این پژوهش با استفاده از تکنیک فراتحلیل،نتایج حاصل از انجام تحقیقات مختلف را یکپارچه کرده و میزان اندازه اثر رابطه فرسودگی شغلی با سلامت روان را مشخص نمود. بدین منظور از بین 26 پژوهش، 17 پژوهش که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود، انتخاب شده و فراتحلیل بر روی آنها انجام گرفت. پژوهش حاضر مبتنی بر 2800 شرکت کننده و 17 انداز اثر می باشدکه چک لیست فراتحلیل برای آنها مورد استفاده قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد رابطه فرسودگی شغلی و سلامت روان به طور کلی (415/0) می باشد که نشان دهنده رابطه نسبتا قوی میان این دو متغیر است. نتایج این پژوهش بر اهمیت توجه به فرسودگی شغلی و پیامدهای زیانبار آن در زمینه سلامت روان تاکید می ورزد.
۵.

مقایسه اثربخشی نوروفیدبک و ترکیب نوروفیدبک و آموزش والدگری بارکلی بر ابعاد توجه و ادراک دیداری کودکان با اختلال نقص توجه- بیش فعالی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۶
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه/ بیش فعالی (Attention Deficit Hyperactivity Disorder یا ADHD) یکی از اختلالات شایع روان پزشکی است که باعث آسیب تحصیلی، اجتماعی و خانوادگی می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی نوروفیدبک (Neurofeedback) و ترکیب نوروفیدبک و آموزش والدگری بارکلی (Barkly parental training) بر ابعاد توجه و ادراک دیداری کودکان مبتلا به ADHD بود. مواد و روش ها: این مطالعه یک کار آزمایی بالینی با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه، در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری ده هفته ای بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مبتلا به ADHD شهر اصفهان در مقطع دبستان در سال تحصیلی 97-1396 بود. تعداد 42 نفر از بین مراجعه کنندگان به کلینیک آموزش وپرورش اصفهان به همراه مادرانشان به شیوه هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی و با نسبت های مساوی در گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. همه کودکان با آزمون عملکرد پیوسته دیداری/شنیداری (Integrative Visual and Auditory Performance Test یا IVT) در سه مرحله، مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (Repeated measures ANOVA) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد در مراحل پس آزمون و پیگیری بین دو گروه آزمایش در نمرات هوشیاری دیداری (96/0≥p)، کانون توجه دیداری (76/0≥p)، زمان واکنش دیداری (87/0≥p) و ادراک دیداری (42/0≥p) تفاوت معناداری وجود ندارد، اما در هر دو گروه آزمایش نسبت به گروه گواه افزایش معناداری در نمرات ابعاد توجه و ادراک دیداری مشاهده شد. نتیجه گیری: نوروفیدبک و ترکیب نوروفیدبک و آموزش والدگری بارکلی تأثیر یکسانی در افزایش ابعاد توجه و ادراک دیداری کودکان مبتلا به ADHD دارند.
۶.

اثربخشی روش والدگری کازدین بر روابط والد-کودک در دانش آموزان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۶
زمینه و هدف: اختلال نافرمانی مقابله ای (Oppositional Defiant Disorder یا ODD)، اختلالی تدریجی و مزمن است که تقریباً همیشه در روابط بین فردی و عملکردی تحصیلی کوک تداخل ایجاد می کند. آموزش والدگری یکی از روش های مداخله مؤثر در ODD است که در آن والدین می آموزند چگونه با فرزند خود رفتار نمایند. ازاین رو پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش والدگری کازدین (Kazdin method for parenting) بر روابط والد-کودک (Parent-child relationships) در دانش آموزان مبتلا به ODD انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری 90 روزه بود. از بین دانش آموزان مبتلا به ODD بر اساس کسب نمره بالاتر از نقطه برش در سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (Child Behavior Checklist یا CBCL) و مصاحبه بالینی انجام شده توسط مشاور مدرسه، تعداد 30 دانش آموز انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). گروه آزمایش برنامه والد گری Kazdin را طی 12 جلسه به مدت 90 دقیقه دریافت کردند. شرکت کنندگان در پژوهش در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به پرسشنامه رابطه والد-کودک (Child-Parent Relationship Scale یا CPRS) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: برنامه آموزش والدگری Kazdin منجر به افزایش معنی دار تعامل والد- کودک در خرده مقیاس های نزدیکی و رابطه کلی مثبت و کاهش تعارض و وابستگی در کودکان مبتلا به ODD شد (001/0>p). نتیجه گیری: برنامه آموزش والدگری Kazdin موجب افزایش روابط والد- کودک در کودکان مبتلا به ODD شد. بر اساس نتایج حاضر آموزش والدین به شیوه کازدین می تواند روش کارآمدی در بهبود روابط والد-کودک در بین دانش آموزان مبتلا به ODD باشد.
۷.

اثربخشی برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی بر اساس مدل Anderson بر رفتارهای یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
زمینه و هدف : کارکردهای اجرایی، کارکردهای عالی شناختی و فراشناختی می باشند که نقص در آن ها، یکی از ویژگی های اصلی اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه (Attention deficit hyperactivity disorder یا ADHA) است. این اختلال منجر به بروز مشکل در رفتارهای یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی بر اساس مدل کارکرد اجرایی Anderson بر رفتارهای یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان مبتلا به ADHA انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و همراه با گروه شاهد بود. جامعه مورد بررسی را دانش آموزان مبتلا به ADHA از بین تمام دانش آموزان پایه ششم مدارس ابتدایی منطقه 15 تهران تشکیل داد. با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 30 دانش آموز انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمایش برنامه آموزشی کارکرد اجرایی بر اساس مدل Anderson را طی 10 جلسه دریافت کرد. ابزارهای مورد استفاده، پرسش نامه عملکرد تحصیلی درتاج و مقیاس رفتارهای یادگیری (Learning Behaviors Scale یا LBS) McDermott بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: برنامه آموزشی کارکرد اجرایی بر اساس مدل Anderson، منجر به افزایش معنی دار متغیرهای خودکارامدی، تأثیرات هیجانی، برنامه ریزی و فقدان کنترل پیامد گردید (001/0 > P). همچنین، در افزایش متغیرهای انگیزه شایستگی، نگرش نسبت به یادگیری، پشتکار/ توجه و راهبرد/ انعطاف پذیری رفتارهای یادگیری تأثیرگذار بود (001/0 > P). نتیجه گیری: برنامه آموزشی کارکرد اجرایی بر اساس مدل Anderson، موجب ارتقای رفتارهای یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان مبتلا به ADHA می شود.
۸.

مقایسه اثربخشی مداخلات عصب روان شناختی و روش دیویس بر عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان پایه اول و دوم ابتدایی

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه: در پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی مداخلات عصب روان شناختی و روش دیویس برعملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان پایه اول و دوم ابتدایی مورد بررسی قرار گرفت. روش: طرح پژوهش آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون – پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان نارسا خوان پایه اول و دوم ابتدایی است که، درسال تحصیلی 95-94 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش نیز شامل 45 دانش آموز نارسا خوان (15 نفر به روش عصب روان شناختی و 15 نفر به روش دیوس مورد درمان قرار گرفتند و 15 نفر دانش آموز که هیچ مداخله ای روی آن ها صورت نگرفت)، به روش     نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب گردیدند. ابزار به کار رفته در این پژوهش آزمون تشخیص اختلال خواندن بر اساس DSM-5، آزمون عملکرد خواندن معلم ساخته و آزمون هوش ریون کودکان بود. درگروه های آزمایشی، روش مداخله عصب روان شناختی و مداخله به روش دیویس به مدت 16 جلسه 40 دقیقه ای برای هرکدام از دو گروه ارائه گردید. داده ها با نرم افزار spss و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون خواندن گروه های آزمایشی با گروه کنترل، تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0 ≥P ). نتایج مقایسه های زوجی نیز نشان داد که نمرات زمون گروه عصب روان شناختی به طور معناداری نسبت به روش دیویس کارآمدتر بود (001/0 ≥P ). نتیجه گیری: مداخلات عصب روان شناختی می تواند رویکردی مؤثر در درمان ناتوانی های یادگیری خواندن (نارساخوانی) باشد[z1] [z2] .
۹.

بررسی اثربخشی آموزش فرزندپروی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودکارآمدی والدینی مادرانِ کودکان دارای مشکلات رفتاری برونی شده

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فرزندپروی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودکارآمدی والدینی در مادرانِ کودکان با مشکلات رفتاری برونی شده بود. این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعة آماری پژوهش شامل مادرانِ کودکان با مشکلات رفتاری برونی شده در سنین پیش از دبستان در اصفهان بود. نمونه گیری به شیوة دردسترس انجام شد. بدین ترتیب 30 نفر از مادران داوطلب پس از بررسی ملاک های ورود به پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل( هر گروه 15 نفر) گمارش شدند. آموزش فرزندپروری متنی بر پذیرش و تعهد طی 10 جلسة 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد در حالی که برای گروه کنترل مداخله ای صورت نگرفت. ابزار پژوهش پرسشنامة خودکارآمدی والدینی دومکا بود که در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط هر دو گروه تکمیل شد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد میزان خودکارآمدی والدینی مادران در گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری افزایش داده است. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که مداخلات مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود احساس کفایت و رضایت والدین از عملکرد خود در رابطه با کودک مؤثر است.
۱۰.

تأثیر برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون بر تنظیم هیجانات دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه و هدف: مشکل در تنظیم هیجان از جمله مسائلی است که دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی با آن روبه رو هستند. پژوهش حاضر با هدف تأثیر برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون بر تنظیم هیجانات دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی انجام شد. روش: این مطالعه به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه انجام شد. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان دختر نارسا خوان مقطع ابتدایی با دامنه سنی12-9 سال از مدارس آموزش عمومی شهر اصفهان در سال تحصیلی 95-1394 بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و بر حسب تصادف در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر)، جایدهی شده اند. مداخله شامل 12جلسه 45 دقیقه ای بود که در گروه آزمایش اجرا شد. در این مطالعه از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و همکاران، 2002)، آزمون هوش وکسلر ویرایش چهارم (وکسلر، 2003)، و آزمون خواندن و نارساخوانی (کرمی نوری و مرادی، 1387) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که برنامه آموزش هیجانات مثبت بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی تأثیر معنادار دارد (0/0001> P ). نتیجه گیری : برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون می تواند بر تنظیم و مهار هیجانات دانش آموزان نارساخوان تأثیر گذارد و درمان گران می توانند از آن در کنار سایر روش های آموزشی-درمانی استفاده کنند.
۱۱.

مقایسه اثربخشی مداخلات عصب روان شناختی و روش دیویس بر مهارت های زبانی (واج شناسی، معنی شناسی، نحو) دانش آموزان نارساخوان

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
زمینه و هدف: نارساخوانی رایج ترین نوع ناتوانی یادگیری است که به تأخیر و نارسایی در توانایی خواندن مربوط و با نارسایی زیاد در پیدایش مهارت های شناخت واژگان و فهم مطالب خوانده شده مشخص می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی مداخلات عصب روان شناختی (Neuropsychological intervention) و روش دیویس (Davis method) بر مهارت های زبانی (واج شناسی، معنی شناسی، نحو) دانش آموزان نارساخوان (Dyslexic students) بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر نارسا خوان پایه اول و دوم ابتدایی (سن 7 تا 9 سال) شهر اصفهان بود، که در سال تحصیلی 95-1394 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش نیز شامل 45 دانش آموز نارساخوان (15 نفر در هر یک از گروه های عصب روان شناختی، دیویس و کنترل) بود که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل آزمون تشخیص اختلال خواندن بر اساس پنجمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی، آزمون عملکرد خواندن محقق ساخته، آزمون هوش Raven کودکان و آزمون رشد زبان (Test Of Language Development یا TOLD) بود. داده ها با نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 و آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) تحلیل شدند. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون خواندن گروه های آزمایشی و کنترل تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0≥p). نتایج مقایسه های زوجی نیز نشان داد که نمرات پس آزمون گروه عصب روان شناختی به طور معناداری نسبت به روش دیویس کارآمدتر بود (001/0 ≥p ). نتیجه گیری: زبان نقش مهمی در درک و بیان افراد ایفا می کند زیرا زبان دارای پایه های عصب روان شناختی متعددی است. برخی از مهارت های عصب روان شناختی شامل توجه، حافظه و کارکردهای اجرایی پیش درآمد زبان دریافتی هستند؛ بنابراین یکی از گام های اساسی برای اکتساب زبان، مهارت های عصب روان شناختی است.
۱۲.

طراحی بسته مداخله بهنگام عصب – روانشناختی کودک محور و ارزیابی اثربخشی آن بر عملکرد زبان کودکان با تاخیر رشد شناختی

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
هدف پژوهش حاضر تدوین بسته مداخه بهنگام عصب- روانشناختی کودک محور و ارزیابی اثربخشی آن بر عملکرد زبان کودکان با تاخیر رشد شناختی است. روش پژوهش نیمه آزمایشی است و از طرح پیش آزمون ، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. جمعیت مورد مطالعه پژوهش را کلیه کودکان 4 تا 6 ساله دارای تاخیر رشدی تشکیل داده اند که در مهدکودک ها و مراکز پیش دبستانی تبریز مشغول بودند. روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای بود و سه منطقه به صورت تصادفی انتخاب و از هر کدام از آنها نیز سه مرکز مهدکودک و پیش دبستانی به صورت تصادفی انتخاب شدند. بسته مداخلاتی توسط پژوهشگران طراحی شد، سپس به منظور غربالگری، مقیاس هوشی وکسلر پیش از دبستان ویرایش سوم از کودکان به عمل آمد و تعداد 30 نفر از افرادی که دارای تاخیر در رشد شناختی بودند و ملاک های ورود به پژوهش را داشتند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایدهی شدند. سپس اجرای برنامه مداخلاتی عصب – روانشناختی کودک محور به مدت 16 جلسه بر روی گروه آزمایش انجام گرفت و گروه کنترل نیز هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند، داده ها با آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-22 تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که بین آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل از نظر عملکرد زبانی در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0 > P). بنابراین می توان نتیجه گرفت که بسته مداخلات بهنگام عصب – روانشناختی کودک محور منجر به افزایش عمکرد زبانی در کودکان تاخیر رشدی شده است.
۱۳.

اثربخشی روان نمایشگری بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: مشکل در تنظیم هیجان ازجمله مسائلی است که دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی (Dyslexia) با آن روبه رو هستند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی روان نمایشگری (Psychodrama) بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر مقطع تحصیلی ابتدایی مبتلابه نارساخوانی شهر اصفهان انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه سوم تا ششم ابتدایی بودند که در سال تحصیلی 95-1394 در مدارس عادی مناطق پنج گانه شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند. نمونه موردمطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان دختر نارسا خوان مقطع ابتدایی با دامنه سنی12-9 سال بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. آزمون خواندن و نارساخوانی (Reading & Dyslexia Test یا RDT) جهت تشخیص ناتوانی یادگیری روی دانش آموزان اجرا شد و 30 دانش آموز مبتلابه نارساخوانی انتخاب و برحسب تصادف در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر)، قرار گرفتند. مداخله شامل 12جلسه 45 دقیقه ای بود که در گروه آزمایش اجرا شد. در این مطالعه از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ)، ویرایش چهارم آزمون هوش وکسلر (Wechsler Intelligence Scale for Children-Fourth Edition یا WISC-IV) به منظور کسب اطمینان از عادی بودن هوش گروه نمونه، که یکی از معیارهای لازم در تشخیص ناتوانی یادگیری است و آزمون خواندن و نارساخوانی استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 و روش تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل نشان داد که برنامه آموزش روان نمایشگری بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی تأثیر معنادار دارد (0001/0>P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که برنامه آموزش روان نمایشگری در تنظیم مؤثر هیجان دانش آموزان مبتلابه نارساخوانی مؤثر است. به طوری که دانش آموزان بعد از دریافت این رویکرد علاوه بر کاهش هیجانات منفی و بهبود تنظیم هیجانات مثبت، در زمینه های دیگری مانند رفتارهای بین فردی و اجتماعی نیز بهبود نشان دادند. بنابراین تمرکز بر مهارت های تنظیم هیجان به عنوان عامل مهمی در تداوم اختلالات یادگیری، می تواند در طراحی مداخلات پیشگیرانه و کاهش بروز اختلالات روان شناختی ناشی از آن مفید باشد.
۱۴.

اثربخشی مداخله گروهی مهارت های اجتماعی مبتنی بر برنامه دی روزیر1 در بهبود ارتباط، همکاری، ابراز وجود و همدلی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر درمان مداخلات گروهی مهارت های اجتماعی مبتنی بر برنامه دی روزیر بر بهبود ارتباط، همکاری، ابراز وجود و همدلی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم صورت گرفت. روش: طرح این پژوهش تک آزمودنی (طرح معکوس A-B-A ) بوده است. با استفاده از نمونه گیری هدف مند، سه دانش آموز مبتلا به اختلال طیف اتیسم انتخاب شدند. با استفاده از مقیاس بهبود مهارتهای اجتماعی ( SSIS )، خط پایه در حیطه های مورد نظر ترسیم شد. جلسات درمانی براساس برنامه آموزش مهارت های اجتماعی دی روزیر طی 20 جلسه (هفته ای یک جلسه، به مدت 40 دقیقه) برگزار شد. مقیاس بهبود مهارتهای اجتماعی ( SSIS ) حین درمان و پس از هر سه جلسه آموزشی تکمیل شد. برای پیگیری نتایج آموزش، یک ماه بعد نیز این پرسشنامه توسط مربی دانش آموزان تکمیل شد. یافته ها: براساس نتایج تحلیل دیداری داده ها این برنامه در زمینه بهبود مهارت همکاری، ارتباط، ابراز وجود مؤثر بوده است. در ارتباط با متغیر همدلی این برنامه برای آزمودنی شماره 3 مؤثر نبوده و نیاز به بررسی های بیشتر وجود دارد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاکی از اثربخشی برنامه دی روزیر در بهبود مهارت های اجتماعی است. ماهیت مداخله گروهی و ایجاد فرصت تمرین و دریافت بازخورد می تواند رشد مهارت های اجتماعی را در کودکان مبتلا به اتیسم تسهیل کند.
۱۵.

تأثیر تمرین های یوگا بر کارکردهای حرکتی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۲۹۴
هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر تمرینات یوگا بر کارکردهای حرکتی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بود. شرکت کنندگان 26 کودک با اختلال (بین سنین شش تا 10 سال) بودند که به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. سپس، آن ها به طور تصادفی به گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 12 هفته در تمرینات یوگا شرکت کردند؛ درحالی که گروه کنترل درطول این مدت به فعالیت های روزانه خود پرداختند. هر دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون شرکت کردند و بعد از چهار ماه، آزمون پیگیری را انجام دادند. نتایج نشان داد که تمرینات یوگا تأثیر مثبتی بر کارکردهای حرکتی (زمان واکنش، زمان حرکت و زمان پاسخ) کودکان با اختلال دارد. همچنین، تمرینات یوگا می توانند برای بهبود کارکردهای حرکتی در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی استفاده شوند.
۱۶.

مقام فوق تجرد عقلی نفس از دیدگاه صدرالمتألهین، امام خمینی و علامه حسن زاده آملی

تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۹۴
بحث از مقام فوق تجرد نفس، یکی از مهم ترین مباحث، در معرفت نفس انسانی است. در این نوشتار مسیله را طبق مبنای هستی شناسی مؤسس حکمت متعالیه، صدرالمتألهین مطرح می کنیم و به شرح ادله نقلی آن توسط فیلسوف و عارف برجسته پیرو مکتب او، امام خمینی ره می پردازیم. سپس براهین و ادله عقلی علامه حسن زاده آملی را در این زمینه بررسی می کنیم. این نظریه، عبارت است از تجرد نفس از ماهیت. ماهیت حکایت از حد و قصور شیء و ضعف و نقص آن دارد، حال اینکه نفس را حد یقف نیست. ازاین رو حد منطقی برای او نیست، هرچند او را نسبت به مافوقش حد به معنای نفاد است.
۱۷.

Effectiveness of early educational interventions on self regulation skills in preschool children.

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۳۷
Aims: The aim of the current research was to Investigat the effectiveness of early educational interventions on the self regulation skills of preschool children.  Method: Statistical population was the Preschool children of Isfahan kindergarten aged 6 to 7 during 2017-2018.The sample consisted of 30 Preschool children that were selected using Attainable sampling. The sample consist of 30 Preschool children that were selected using cluster sampling (each group consisted of 15 children). The early educational interventions performed in experimental group. In the semi experimental design, the Preschool Self-regulation Assessment (Smith Donald, 2007) used to measure research variables.  Results: Results showed that early educational interventions were effective in cognitive, emotional and behavioral regulation skills and leading to improved school readiness in children. Conclusion: So early education can have the main role in self regulation among children. Thus, it indicates that effective self-regulation provides a foundation for positive classroom behavior and academic achievement.
۱۸.

تأثیر درمان پذیرش و تعهد (ACT) بر اضطراب امتحان و بهزیستی روانشناختی دانش آموزان دبیرستانی

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۳۷
زمینه و هدف: اضطراب امتحان (Test anxiety) یکی از شایع ترین اضطراب ها در محیط های آموزشی است که علاوه بر تأثیرات منفی در عملکرد تحصیلی، می تواند منجر به کاهش بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان شود. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy یا ACT) بر اضطراب امتحان و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان بود. مواد و روش ها: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دبیرستانی پسر شهر نجف آباد در سال تحصیلی 93-1392 بود. حجم نمونه شامل 60 نفر (هر گروه 30 نفر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. هر دو گروه پرسشنامه های اضطراب امتحان (Test Anxiety Scale یا TAS) و بهزیستی روان شناختی (Psychological Well-Being Scale یا PWBS) را به عنوان پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 19 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد میان نمرات پس آزمون گروه های آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (80/44F = ، 001/0>p). به عبارت دیگر، ACT باعث کاهش معنادار اضطراب امتحان (17/33F = ) و افزایش معنادار بهزیستی روان شناختی (26/27F = ) شده است (001/0>p). نتیجه گیری : نتایج نشان داد روش ACT در کاهش اضطراب امتحان و بهبود بهزیستی روان شناختی دانش آموزان مؤثر است.
۲۰.

اثربخشی برنامه جامع برای بهبود خواندن بر موفقیت و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه و هدف: نارساخوانی (Dyslexia) علاوه بر مشکلات تحصیلی، تأثیرات مختلفی بر وضعیت روان شناختی دانش آموزان دارد. با توجه به این موضوع، پژوهش حاضر باهدف تدوین برنامه جامع برای بهبود خواندن (Reading Improvement Comprehensive Program یا RICP) و اثربخشی آن بر موفقیت و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد نابرابر بود. برای انتخاب نمونه، از بین دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی شهر اصفهان که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، به روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. ابزار پژوهش مقیاس هوش وکسلر برای کودکان (Wechsler Intelligence Scale for Children یا WISC)، آزمون جامع تشخیص نارساخوانی (Dyslexia Comprehensive Diagnostic Test یا DCDT)، مقیاس تاب آوری تحصیلی (Academic Resilience Scale یا ARS) و مقیاس موفقیت تحصیلی (Academic Success Scale یا ASS) بود. برنامه RIC طی 16 هفته فقط به دانش آموزان گروه آزمایش ارائه گردید. محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام گرفت. یافته ها: نتایج بیانگر آن بود که RICP بر تاب آوری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان تأثیر معنی داری دارد (001/0=p). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که RICP از طریق توجه به مفهوم سازی های جدید در حوزه نارساخوانی و نیز هیجان ابرازشده مراقبان اصلی، تاب آوری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان را بهبود می بخشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان