فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۴۱ تا ۵٬۲۶۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۳ مورد.
منبع:
سیاست دوره ۵۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
225 - 203
حوزههای تخصصی:
همان اندازه که امروزه در اجتناب ناپذیر بودن دموکراسی به عنوان الگوی حکومتی مطلوب تردید نیست، در مورد کاستی ها و ضعف های آن آگاهی وجود دارد. اندیشمندان علوم اجتماعی و به ویژه علوم سیاسی از رویکردهای مختلف برای یافتن الگوهایی کامل تر و کارامدتر در تلاش بوده اند. هابرماس، لاکلائو و موفه از نظرگاهی پساساختارگرایانه در پی ارائه الگوهایی از سیاست و حکومت دموکراتیک هستند، که پاسخگوی کمبود های نظریه های پیشین بوده و در برقراری سامانی نیک و دموکراتیک در میان منافع، اندیشه ها و گرایش های مختلف سیاسی و اجتماعی کارا و راهگشا باشد. پرسش اصلی این است که کدام یک از دو نظریه پساساختارگرا و دو الگوی دموکراسی مجادله ای و مشورتی از امکانات دموکراتیک و واقع گرایانه تری برخوردارند. در فرضیه ای برگرفته از نظریه دموکراسی رادیکال بیان می شود که کثرت گرایی اجتماعی، برابری، و نفی هرگونه تلاش برای انکار ستیزه گری بالقوه و نهفته در روابط انسانی، دموکراسی لیبرال را به رادیکال تبدیل کرده و با جلوگیری از تمامیت خواهی به سامان نیک سیاسی منجر می شود. با رویکردی تحلیلی-تبینی، و بهره گیری از روش تحلیل مفهومی کیفی آثار نظریه پردازان پساساختارگرا درباره دموکراسی، و الگوهای مطرح شده در این نظریه ها از جنبه های مختلف به ویژه «نحوه رویارویی با کثرت گرایی ارزش ها و منابع قدرت سیاسی و اجتماعی»، «امکانات دموکراتیک» و «تحقق پذیری» مقایسه خواهد شد، تا میزان ضعف و قوت هریک تبیین شود. یافته های پژوهشی نشان می دهد که الگوی هابرماس بر پایه بنیان های فکری وی قادر نخواهد بود، در واقعیت اجتماعی و متن مناسبات قدرت، تضاد منافع و کثرت گروه ها راهگشا باشد. درحالی که دموکراسی رادیکال لاکلائو و موفه که ضمن پذیرش تضاد و کشمکش ها در رویکردی واقع گرایانه در پی آن است که برخوردها و دشمنی ها را به کوشش، رقابت و مجادله شهروندان بدل کند، می تواند به کامیابی و واقعیت نزدیک تر باشد.
طرح نورد استریم 2 و منافع آلمان، روسیه، اتحادیه اروپا و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح نورد استریم 2 تا پیش از اقدام های روسیه در فوریه 2022 در اوکراین به موضوع چالش برانگیزی در اتحادیه اروپا و آمریکا تبدیل شده بود. به طوری که تأثیر این طرح بر امنیت و منافع برخی از اعضای اتحادیه اروپا و آمریکا سبب دودستگی در میان اعضای اتحادیه اروپا شده بود. همچنین روابط میان آلمان و آمریکا را با چالش روبه رو کرده بود. از این رو، در این نوشتار می خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که علت حمایت آلمان و روسیه و همچنین مخالفت برخی از اعضای اتحادیه اروپا و آمریکا با طرح نورد استریم 2 چیست؟ در پاسخ این فرضیه مطرح است که علت حمایت و مخالفت این کشورها با این طرح تأثیرهایی است که این طرح می تواند بر امنیت و منافع ملی این کشورها داشته باشد. برای پاسخ گویی به این پرسش و آزمون فرضیه از روش کیفی مطالعه موردی چندگانه بهره می گیریم. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای است و با رویکردی توصیفی تحلیلی در بستر مفهومی نظریه نوواقع گرایی آن ها را تجزیه وتحلیل می کنیم. برمبنای آزمون فرضیه، تأمین امنیت انرژی، ارتقای مرکزیت آلمان در حوزه انرژی، تثبیت موقعیت سیاسی و اقتصادی آلمان در روسیه، تنوع سازی در سیاست انتقال انرژی، درآمد هنگفت صادرات گاز و قراردادن ابزاری قدرتمند در اختیار روسیه، وابستگی بیشتر اتحادیه اروپا به انرژی روسیه، استفاده ابزاری روسیه از این طرح و تأثیر این طرح بر منافع اقتصادی و هدف های آمریکا در برابر روسیه از مهم ترین دلایل حمایت آلمان و روسیه و مخالفت آمریکا، لهستان، استونی، لئونی و لیتوانی با این طرح بوده است.
تحلیل اثر آسیب های محیط اقتصادی ایران بر سیاست گذاری عمومی
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس سال هشتم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
165 - 187
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاری در بستر محیط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی صورت می گیرد و از آن متأثر است و بر آن نیز تأثیر می گذارد. سؤال مطروحه در پژوهش این است که کدام بخش از ویژگی های منفی محیط اقتصادی کشور، چه تأثیرهای منفی ای بر عرصه سیاست گذاری عمومی دارد؟ بنابراین هدف تعیین شده، بررسی و پرداختن به معایب تأثیرگذار محیط اقتصادی بر عرصه سیاست گذاری کشور، از منظر آسیب شناسی است. در این راستا از روش کیفی مبتنی بر رویکرد کتابخانه ای و گردآوری مطالب و فیش برداری از کتب و مقالات مختلف، برای تبیین این اثرگذاری بهره گرفته شده و به طور متناظر هر یک از معایب محیط و آسیب مربوطه در سیاست گذاری بیان شده است. اساس مقاله بر این فرض استوار است که ویژگی های محیط اقتصادی کشور که به درآمدهای حاصل از فروش نفت متکی است، همچون متغیر مستقل؛ عرصه سیاست گذاری عمومی کشور را به عنوان متغیر وابسته متأثر می نماید. یافته های پژوهش بر تائید فرضیه وجود تأثیرپذیری سیاست گذاری عمومی از معایب محیط اقتصادی صحه گذاشته است. نتایج نشان داده است که آسیب های متعددی از این معایب موجود در محیط اقتصادی، بر عرصه سیاست گذاری عمومی کشور تحمیل گردیده و سیاست گذاری را از نیل به اهداف مطلوب تعیین شده باز می دارد.
تبیین پیشران های کلیدی آینده روابط ایران و عراق در افق1410(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشور عراق در منطقه خلیج فارس به دلیل موقعیت ژئوپلتیک و ظرفیتهای بالقوه اقتصادی، و ویژگیهای خاص سیاسی، فرهنگی و اجتماعی یکی از بازیگران مهم تاثیرگذار در همسایگان ایران و خاورمیانه است. دراین پژوهش در پاسخ به این سوال برآمدیم که عوامل و پیشران های کلیدی آینده روابط ایران و عراق تا سال1410 کدامند؟ در پاسخ به سوال مذکور ابتدا با استفاده از مرور منابع و سوابق علمی پیشین مرتبط و استفاده از نظر 23 نفر از خبرگان، تعداد 117 شاخص تاثیرگذار احصاء و سپس با استفاده از روش دلفی تعداد 21 شاخص مهم و اثرگذار که بیشترین تاثیر را داشتند مشخص گردید و در ادامه بوسیله نرم افزار آینده پژوهی میک مک و به کارگیری روش تحلیل ماتریس اثرات متقاطع و ورود اطلاعات به نرم افزار تعداد شش پیشران کلیدی شامل: راه پیمایی اربعین، اشتراکات فرهنگی ، حمایت و کمک های ایران به گروه های مقاومت(حشدالشعبی،کتائب و عصائب اهل الحق)، قرابت های مذهبی شیعی، تهدیدات و منافع مشترک بین دو کشور، تقابل نظم عربی با هلال شیعی شناسایی شدند. تمرکز و استفاده از این شاخص ها به منظور تدوین چشم انداز و سیاستهای ج.ا.ایران جهت گسترش و تعمیق پیوندهای راهبردی با عراق در ساخت آینده مطلوب روابط دو کشور تاثیرگذار خواهد بود.
مقایسه راهبردهای آمریکا در دوران اوباما و ترامپ جهت تغییر رفتار یا تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۸
83-106
حوزههای تخصصی:
کشور ایالات متحده آمریکا از سال 1945 بدنبال برتری پارادایم نظم لیبرال برخاسته از نظام سرمایه داری بر پارادایم رقیب بوده، و این کار پس از دوران جنگ سرد با شدت و حدت بیشتری پیگیری شد با این تفاوت که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و فروپاشی شوروی، به جای جهان کمونیسم، کشور ایران، دشمن فرضی قلمداد گردید. سیاست خارجی ایالات متحده در نظام بین الملل، صرفا بازتابی از راهبردهای نظام سیاسی حاکم بر این کشور است که بر اساس رهیافت واقع گراایی شکل گرفته است که آن هم بر اساس مکتب سیاست قدرت می باشد هدف از بهره گیری از قدرت، ارتقاء منافع می باشد بطوریکه آمریکا بر اساس مفاهیمی مانند قدرت و منافع ملی، راهبردهای خارجی خود را اعمال می نماید. تعامل دیپلماتیک ایالات متحده در زمان اوباما با ایران، مکمل راهبرد فشارهای همه جانبه و در واقع قسمتی از دیپلماسی اجبار بود و این سیاستها در زمان دولت ترامپ به صورت خصمانه و با گونه ها و اشکال مختلفی با ابزارهای فناورانه، شرایط سیستمی و استفاده از قدرت هوشمند بر علیه ایران اعمال شد و دامنه تحریمها گسترده تر گشت ولی این سیاستها به نتائج مورد نظر آمریکا نرسیده و اعتبار و هژمون جهانی این کشور را تضعیف نمود. سیاست خارجی ایالات متحده از بین الملل گرائی لیبرال در دوران اوباما به نوانزواگرائی، واقع گرائی و عمل گرائی در دوران ترامپ مبدل گشت.
وضعیت سین کیانگ و روابط چین و ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه خودمختار سین کیانگ از دوران سلسله هان، برای حاکمان چینی درحکم یک معمای پیچیده عمل کرده و مردم آن در حوزه های فرهنگی، مذهبی، قومی و... متفاوت بوده اند. افزون براین، ویژگی های جغرافیایی و وجود یک منطقه مرزی از عوامل دیگری است که کنترل چین بر این منطقه را به چالش کشیده است. با شروع سال 1949، چین با جدایی طلبی اویغورها و استقلال ترکستان شرقی، به عنوان یک معضل داخلی، روبه رو شد. از اوایل دهه 1990، چین، جنبه های بین المللی این معضل را به رسمیت شناخت و مجبور به مقابله با تجلی های خارجی آن شد. این سیاست جدید، روابط چین با ترکیه را که افزون بر پیوندهای تاریخی، زبانی، مذهبی و فرهنگی با اویغورهای مسلمان، به لحاظ ایدئولوژیکی هم از ملی گرایی اویغور الهام گرفته و جایگاه مناسبی برای پناهندگان اویغور است، تحت تأثیر قرار داد؛ بنابراین، نگارندگان قصد دارند به این پرسش پاسخ دهند که «وضعیت سین کیانگ چه تأثیری بر روابط چین و ترکیه داشته است؟» به نظر می رسد، کیفیت و کمیت روابط چین و ترکیه پیش از دهه 1990، با تأثیرپذیری از دگرگونی های سین کیانگ، در وضعیت نامطلوبی بوده و تحولات سین کیانگ پس از دهه 1990، تحت تأثیر روابط اقتصادی، نظامی، و سیاسی بین دو کشور، به زیان اویغورها مدیریت شده است.
اقتصاد سیاسی سیاست خارجی دولت های نفت محور (با تأکید بر نظریه رابرت کاکس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجّه به روند تحوّلات نظام اقتصاد سیاسی جهانی، درک صحیح از مقوله سیاست خارجی کشورهای با نظام اقتصادی نفت محور اهمّیت دوچندان دارد. باوجود پژوهش های بسیاری که در پی شناخت چگونگی شکل گیری سیاست خارجی در این کشورها انجام شده است، تبیین سیاست خارجی این کشورها با توجّه به فراوانی عوامل اثرگذار، بسیار دشوار است؛ امّا به نظر می رسد نظرات کاکس بستر مناسبی را برای فهم و درک چگونگی شکل گیری سیاست خارجی در این کشورها ارائه می دهد. نوشتار پیش رو این پرسش کلیدی را مطرح می کند که نظام تولیدی نفت محور چه تأثیری بر سیاست خارجی دولت های نفت محور دارد؟ برمبنای آراء کاکس به نظر می رسد ساختار تولید نفت محور با ایجاد روابط اجتماعی تولید و پیکربندی دولت، بر شکل گیری سیاست خارجی در این کشورها تأثیری اساسی دارد؛ به عبارت دیگر کنش سیاست خارجی در این کشورها درادامه روابط اجتماعی تولید و درراستای بازتولید انحصار بهره مندی از نفت قرار دارد. از این رهگذر هدف پژوهش حاضر بررسی و فهم چگونگی رابطه نظام تولیدی نفت محور و سیاست خارجی است. یافته های نوشتار با تأکید بر نظرات کاکس و روش بنیادی اکتشافی، نشان می دهد که منافع و تمایلات طبقات و نیروهای اجتماعی مسلّط در روابط اجتماعی تولید نفت محور، تأثیر اساسی بر کنش سیاست خارجی در کشورهای با نظام اقتصادی نفت محور دارد.
بررسی گفتمانیِ امکان گفت وگوی تمدن اسلامی و تمدن غرب (مبتنی بر دو نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان غربی)
حوزههای تخصصی:
غرب، تمدن اسلامی را به عنوان تمدن به رسمیت می شناسد، اما حاضر به «گفت وگو» با آن نیست و درمقابل از رویکردِ «برخورد» استفاده می کند؛ این امر مسئله ای اساسی بین تمدن اسلامی و تمدن غرب است. نخستین و مهم ترین گام نظریه پردازان سیاسی غرب برای برخورد، آن است که امکان گفت وگو بین تمدن اسلامی و تمدن غرب را از بین ببرند. با مراجعه به دو نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان غربی، استفاده می شود که غرب بدین منظور، با گفتمان سازی بر محور نشانه «تزویر» می کوشد به جهانیان القا کند که تمدن اسلامی از ظرفیت گفت وگوی بیناتمدنی برخوردار نیست. غرب در این مسیر، از حربه هایی چون اسلام هراسی و برچسب زنی به مسلمانان استفاده می کند. درمقابل تمدن اسلامی با تمسک به نشانه «آگاهی»، باید به دنبال فراهم آوردن امکان گفت وگو باشد. در این مقاله با روش گفتمانی، این دو رویکرد در دونامه رهبر معظم انقلاب در قالب گفتمان، مفصل بندی، و زمینه های هژمونیک شدن هریک بررسی شده است. امام خامنه ای در پی گفتمانی اند که شرایط مناسب برای گفت وگوی تمدن اسلامی با اهالی تمدن غرب و نه نظریه پردازان و سیاست مداران تمدن غربی، را مهیا سازد؛ چراکه اینان با مقاصدی، به دنبال برخورد تمدنی اند.
آیت الله سید علی سیستانی، واقع گرایی اسلامی، صلح و امنیت در عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال هجدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
151 - 172
حوزههای تخصصی:
نقش مرجعیت در جوشش و اعتلای حوزه نجف اشرف و همچنین تحولات عراق بسیار پُررنگ بوده است. در این میان به ویژه آیت الله سیستانی به خاطر داشتن شخصیتی کاریزماتیک، عملگرا بودن، واقع گرایی و مصلحت گرایی، موقعیتی راهبردی داشته اند که در دوره اخیر کاملاً برجسته است. سؤال اصلی این پژوهش ناظر بر نقش ایشان در برقراری صلح، وفاق و امنیت ملی در داخل عراق و همچنین در سیاست خارجی صلح آمیز این کشور با دیگر کشورها است. برای این منظور محققان از نظریه و الگوی تحلیلی برآمده از واقع گرایی اسلامی بهره برده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که آیت الله سیستانی به ترکیبی مؤثر و هدفمند از اصول اسلامی و هنجارهای پذیرفته شده جامعه جهانی برای تحقق آرمان سیاسی دست یافته اند که امکان تأسیس و تقویت اصل صلح را در گستره داخلی عراق و مناسبات خارجی این کشور فراهم ساخته است.
Disability and Cinema in India: Representation of Women with Disabilities in Bollywood since 1970(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۶, Issue ۴, Autumn ۲۰۲۲
743 - 776
حوزههای تخصصی:
This study aims to examine the representation of women with disabilities (sensory impairment) in the Indian cinema, focusing on the Hindi speaking Bollywood. Three popular movies shown in Bollywood have been selected in order to investigate the way in which women with disability are represented. The movies include Koshish (i.e. ‘Effort’, (1972), Lafangey Parindey (i.e. ‘Cheeky Birds’, (2010) and Kaabil ([i.e. ‘Capable’, (2017). The year 1970 has been selected as the beginning of the time frame because it is the closest time to the first Bollywood movie (Koshish, 1972), in which a disabled woman is depicted as a leading role. To analyze the movies, Critical Disability Theory (CDT) was selected as the study’s theoretical framework, and Qualitative Content Analysis (QCA) has been applied as the study’s research method. Results reveal that the representation of women with disability has undergone significant positive changes over time, which includes variations in social status, ability and achievements, issues and concerns, patterns of pleasure, presence and acceptance, social attitude, words and phrases used, as well as changes in policies related to women with disabilities.
مسئولیت حمایت و استیلای طالبان بر افغانستان درپرتو دیالکتیک هنجارهای بشری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
253 - 273
حوزههای تخصصی:
وضعیت افغانستان دارای جایگاه ژئو سیاسی است و وقایع آن توجه قدرت های بزرگ دنیا را جلب می کند. یورشهای نظامی، بازداشت های خودسرانه، کوچ اجباری، رعب و وحشت، ناامنی، عملیات تروریستی مکرر و سلب حقوق زنان و کودکان و مردان افغانی از جمله اقداماتی بوده که با تسلط افغانستان توسط طالبان در اوت 2021 رخ داد. این درحالی است که حاکمیت یک دولت باید در بردارنده تعهد حمایت از افراد تحت صلاحیتی آن باشد زمانی که دولتی به این تعهد عمل نمی کند باید انتظار واکنش جامعه بین المللی را داشت. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی در صدد است با در نظر داشتن وضعیت اخیر افغانستان و تسلط طالبان ، با تاکید بر لزوم رعایت تعهدات حقوق بشری نسبت به ملت افغانستان از طرف طالبان، امکان اعمال دکترین مسئولیت حمایت را به عنوان راه کاری برای خاتمه به وضعیت نابسمان افغان ها مطرح نماید تا در نهایت مشخص شود که مسئولیت حمایت مستلزم تعهد ایجابی در ذات مفهوم سنتی حاکمیت دولت ها است. حاکمیت نه تنها حق بلکه مسئولیتی است که به موجب آن یک دولت به مراقبت و رعایت حقوق افراد تحت صلاحیت خود متعهد می باشد به این ترتیب در رابطه دیالکتیکی میان حاکمیت از یک طرف و ارزش های بشری از طرف دیگر آنتی تز مسئولیت حمایت قابل ارائه است
شناسایی عوامل مؤثر بر بازگشت کارآفرینانه متخصصان و فارغ التحصیلان ایرانی خارج از کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و پنجم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۹۸)
155 - 175
حوزههای تخصصی:
در گذشته نگاه یک طرفه ای مبتنی بر راهبرد بازدارندگی در قبال مهاجرت متخصصان وجود داشت، اما امروزه بازگشت متخصصان به میهن خود در قالب مجاری متنوعی از جمله بازگشت کارآفرینانه در دستور کار دولت ها قرار دارد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر بازگشت کارآفرینانه متخصصان ایرانی خارج از کشور، به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را مجموعه 217 نفر از متخصصان و فارغ التحصیلانی که از طریق طرح همکاری با متخصصان و دانشمندان ایرانی غیرمقیم به کشور بازگشته و کسب وکار خود را راه اندازی کرده اند، تشکیل می دهند. نتایج حاصل از توزیع پرسشنامه حاکی از آن است که نُه عامل بر بازگشت کارآفرینانه متخصصان و فارغ التحصیلان ایرانی اثرگذار هستند که به ترتیب اهمیت عبارتند از: دسترسی به شبکه های شخصی و خانوادگی، احساس وظیفه نسبت به کشور مادری، هزینه های پایین تر راه اندازی کسب وکار، فرصت های کارآفرینی، وضعیت اکوسیستم کارآفرینی، دسترسی به شبکه های علمی و دولتی، وضعیت کلی کشور، برنامه ها و سیاست های تشویقی دولت و چالش های مهاجران در کشور میزبان.
Military Structure in Imam Khomeini's Political Thought and Action (Emphasising on Army)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Revolutions can be analyzed at the level of roots, trends and consequences. "Systematization" is related to the level of the process or stage of transition from the old system to the revolutionary system.This article analyzes Imam Khomeini's political thought and action in the field of military systematization.. The result of processing the article hypothesis is that the Pahlavi military-security structure under the leadership of Imam Khomeini (ra) is a strategy-stimulating and arousing national pride And the feelings of the military; Not to insult or slander them; And encouraged, honored, and emphasized their dignity in a new way On the one hand, the former military foundations remained and the army of the Islamic Republic It was reproduced based on the same Pahlavi army And a military vacuum was prevented for the collapse of the post-Pahlavi regime On the other hand, the management structure of the Iranian army changed slowly That the restoration of the old and pre-revolutionary regime was not possible either The formation of three institutions of the Revolutionary Committee, the Revolutionary Guards and the mobilization of the oppressed was completed.This article has been processed qualitatively and descriptively-analytically The formation of three institutions of the Revolutionary Committee, the Revolutionary Guards and the mobilization of the oppressed was completed.This article has been processed qualitatively and descriptively-analytically.
واکاوی ضرورت مصادرۀ اموال دشمن در جنگ (در صدر اسلام و جنگ های جهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال دهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
329 - 357
حوزههای تخصصی:
برداشت های چندگانه و متفاوت از ضرورت مصادره اموال دشمن و ابهام در ماهیت، آثار و شرایط این اصل در جنگ، منجر به نقض حقوق مالکیت بشری شده است. یکی از روش های خوب برای رفع ابهامات، مطالعه تطبیقی در خصوص مصادره اموال در جنگ در صدر اسلام و جنگ های جهانی است. بنابراین، پرسش هایی که مطرح می شود این است که در جنگ مصادره چه اموالی ضروری است و چه اموالی متعلق به دشمن است؟ فرض بر این است که مصادره اموالی ضروری است که مستقیماً برای اهداف نظامی استفاده می شود و ممکن است باعث تغییر اهداف نظامی یا کند شدن دسترسی دشمن به اهداف نظامی شود و مصادره اموالی که کاربرد نظامی داشته و متعلق به دشمن باشد، ممکن است. پس، در این نوشتار با روش تحلیلی-تطبیقی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، درصدد تجزیه وتحلیل اموال دشمن (اموال نظامی و غیرنظامی) و تأثیر مصادره این اموال در دستیابی به اهداف نظامی هستیم. در هر دو دوره صدر اسلام و جنگ جهانی مصادره اموال دشمن پذیرفته شد، اما تفاوت در تناسب، ضرورت و تفکیک بین اموال نظامی و غیرنظامی است. در اسلام اموال مصادره شده متناسب با اوضاع واحوال و شرایط هر جنگ است، اما در جنگ جهانی بین اموال مصادره شده هیچ ضرورت، تناسب و تفکیکی وجود نداشت.
روابط منطقه ای ایران و ترکیه پس از تحولات سوریه (2017- 2010)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران و ترکیه از موقعیت ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی منحصر به فردی در منطقه برخوردار هستند. بحران س وریه ب اعث تأثیرپذیری معادلات منطقه ای و روابط ک شورهای م نطقه از یک دیگر از جمله ایران و ترکیه ش د. تحولات سوریه موجب شد چارچوب روابط ایران و ترکیه را به عنوان رسیدن به قدرت منطقه ای تحت تاثیر قرار داده و در آن تغییر ایجاد نماید. بنابراین این سوال اصلی مطرح می شود که تحولات سوریه چه تاثیری بر روابط منطقه ای ایران و ترکیه در راستای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای ایجاد نموده است؟ در این مقاله سعی می شود در چارچوب نظریه موازنه قدرت منطقه ای و با استفاده از روش های توصیفی – تحلیلی ابعاد موضوع و سوال فوق بررسی و تجزیه و تحلیل گردد. ﯾﺎﻓﺘﻪهای ﭘﮋوهش ﻧﺸ ﺎن ﻣ ﯽ دهد ﺗﺤﻮﻻت جهان ﻋﺮب به ویژه تحولات سوریه ﺑﺎعث ﺗﺸﺪﯾﺪ رﻗﺎﺑﺖ ﻣﻨﻄﻘﻪای اﯾﺮان و ﺗﺮﮐﯿﻪ، در قالب شکلﮔﯿﺮی اﺗﺤﺎدها و اﺋﺘﻼف های ﻣﻨﻄﻘﻪای و ﻓﺮاﻣﻨﻄﻘﻪای ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ اﯾﺮان و ﺗﺮﮐﯿﻪ گردید که در یک سوی آن روﺳﯿﻪ، اﯾﺮان، ﻋﺮاق و ﺳﻮرﯾﻪ و در ﺳﻮی دﯾﮕﺮ ﺗﺮﮐﯿﻪ، ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن ﺳﻌﻮدی، ﻗﻄﺮ و ﮔﺮوه های ﺳﻠﻔﯽ ﻗﺮار داشت. همچنین ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ ﺗﺮﮐﯿﻪ در اﯾ ﻦ ﻣﺴ ﯿﺮ ﻣﻮﺟ ﺐ ارﺗﻘﺎی ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻣﻨﻄﻘﻪای اﯾﺮان و ﺗﻌﺪﯾﻞ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻣﻨﻄﻘﻪای ﺗﺮﮐﯿﻪ ﺷﺪ.
تبیینی سیاسی-تاریخی از تحولات پوششیِ زنان ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله ناظر بر وضعیت حجاب/بی حجابی در ایران معاصر است؛ که مسئله اصلیِ آن ارجاع به وضعیت فعلیِ جامعه ایران دارد. به این معنا که گسترش در دامنه و شُمار زنان و دخترانی که با حجاب اسلامی همنوا نیستند با چه منطقی قابل تبیین است؟ در پاسخ به این مسئله رویکردی تاریخی اتخاذ شد؛ و به دلیلِ مستندات موضوعه نیز نقطه آغاز آن را بر عصر ناصری بنا کردیم. از این جهت که نمونه این مطالعه، منفرد است؛ کار در زمره تحقیقات کیفی-تاریخیْ و از نوعِ درون موردیْ قرار می گیرد. در این راهبرد که واقعیت در پرتو تئوریْ مورد مطالعه قرار گرفته و به نوعی نظریه آزمایی صورت می گیرد؛ مکانیسم های علّیِ موجود در تئوریْ در واقعیتِ مورد مطالعه ردیابی می شوند. نظریه نوربرت الیاس در ارتباط با تغییرات رفتاری افراد نیز راهنمایِ این پژوهش است. پس از جمع آوری و تحلیلِ مستندات تاریخیْ این نتیجه حاصل شد که کلیتِ بی حجابیِ رایج در ایران فعلیْ نمی تواند مشخصاً و تنها، نتیجه ای دیالکتیکی و برآمده از سیاست های جمهوری اسلامی بوده باشد. درعین حالْ ظهور اینترنت و گسترش شبکه ای اجتماعی در دهه های اخیر نیز نمی تواند مبنای پاسخ به مسئله مورد واکاوی این تحقیق باشد. به نظر می رسد بخشی از زنان ایرانی از اواخر دوره ناصرالدین شاه و از حیث پوشش در مسیری به سمت غربی شدن در حرکت بوده ؛ و آنچه امروز شاهدیم، می تواند پیامدِ تا اینجایِ فرایندِ مذکورِ همچنان در جریان باشد. نتیجتاً پژوهش حاضر، ضمن تقویت تئوری الیاسْ کاربرد آن در تحلیل و تعلیل مسائل مرتبط در بستر جامعه ایران را تأیید و پیشنهاد می کند.
پاندمی کووید 19 و باز اندیشی پارامتر های نظام بین الملل
منبع:
مطالعات فرهنگ دیپلماسی سال اول بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
21 - 39
حوزههای تخصصی:
کوید 19 در چین ظهور کرد و در مدت کوتاهی در سراسر جهان گسترش یافت. این بیماری به دلیل ویژگی انتقال آسان و سریع، عدم توسعه داروها و روش های درمان، بحث هایی را در مورد تأثیرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی درصحنه ملی و بین المللی ایجاد کرده است. بسته به مدت زمان، مقیاس و منطقه گسترش این بیماری، هنوز مشخص نیست که این مسئله تا چه میزان می تواند بر سیستم بین المللی تأثیر بگذارد؛ اما واضح است که جهان پس از اپیدمی مانند گذشته نخواهد بود. ازاین رو، مقاله حاضر باهدف درک تاثیرات کنونی و پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی این اپیدمی بر سیستم بین المللی، قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که پاندمی کووید 19 چگونه روندهای اصلی و پارامتر های نظام بین الملل را تحت تأثیر قرار داده است؟ و آیا تحولات به وجود آمده در پهنای سیاست جهانی می تواند چشم انداز منسجمی از سیستم بین المللی تغییریافته را در دوره پسا کرونا ترسیم کند؟ در راستای پاسخ به این پرسش، ارزیابی و تحلیل داده ها با اتکا به روش تحلیل-تاثیر روند و آموزه های ادبیات تولید شده پیرامون مسئله تغییر در مطالعات روابط بین الملل صورت بندی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این پاندمی سیستم بین المللی را بسیار شکننده و نامطمئن کرده و با تقویت گفتمان رئالیسم، نظم فعلی در حال دور شدن از مسیری است که توسط سیاست های نئولیبرال تعین شده است.
نقش دیپلماسی دین در سیاست خارجی چین و تأثیر آن بر جنوب شرق آسیا 2020-2010
منبع:
مطالعات فرهنگ دیپلماسی سال اول تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
1 - 22
حوزههای تخصصی:
کشورهای جنوب شرق آسیا به سبب موقعیت ژئوپلیتیک بسیار مورد توجه دولت مردان پکن قرار گرفته است. ازاین رو کشور چین با به کارگیری ابزارهای متنوع نسبت به حضور و مشروعیت بخشی به اقدامات و فعالیت های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در جهت تأمین منافع خود در این منطقه گام های مؤثری برداشته است. مقامات پکن با تأکید بیشتر بر رویکرد قدرت نرم و با بهره گیری از دیپلماسی دینی استراتژی جدیدی را اتخاذ نموده تا به هدف خود مبنی بر افزایش پتانسیل و توانایی ها در منطقه جنوب شرق آسیا دست یابند. پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که "چگونه مؤلفه دیپلماسی دین در سیاست خارجی چین در جنوب شرق آسیا در سال های 2020-2010 تأثیر گذاشته است؟" فرضیه اصلی این مقاله این است که "دیپلماسی دین از طریق گسترش مبادلات مذهبی بر سیاست خارجی پکن در منطقه جنوب شرق آسیا تأثیر گذاشته و منجر به افزایش قدرت نرم چین در این منطقه گشته است." روش بررسی این پژوهش تحلیلی-تبیینی و جمع آوری داده ها و اطلاعات مقاله از طریق روش کتابخانه ای و اینترنتی است. هدف این پژوهش، پرداختن به دیپلماسی دینی به عنوان یکی از ابزارهای مؤثر در سیاست خارجی این کشور در منطقه جنوب شرق آسیا است.
بررسی عوامل هویتی و تأثیر آن بر سیاست خارجی افغانستان در زمان حکومت اشرف غنی
حوزههای تخصصی:
عوامل هویتی نقش مهمی در عرصه سیاست خارجی کشور ایفا می کنند. این اثر هم می تواند هدف ها و فرصت ها باشد. بدین معنا که وجود هویت قومی، زبانی و میان دو کشور می تواند باعث ایجاد طرفین و دستیابی به مسائل مذهبی شود و یا بالعکس خطرات و تهدیداتی درازمدت شود. این رویه درباره کشور افغانستان به دلیل وجود هویت های متعدد قومی، قومی، مذهبی و زبانی بسیار برجسته است. در همین راستا، نوشتار حاضر درصدد است تا عوامل هویتی بر سیاست خارجی افغانستان را در دوره اشرف غنی احمدزی مورد بحث قرار دهد. تحقیق این است که عوامل هویتی برجسته در این دوره شامل چه مواردی است و آیا این عوامل برای سیاست خارجی افغانستان خطرآفرین و یا فرصت آور بوده است؟ یافته های مقاله حاضر نشان دهنده ناکامی سیاست خارجی اشرف غنی از منظر استفاده فرصت ایجاد از عوامل هویتی بوده است. در حوزه منطقه با غرب آسیا، علیرغم عدم چالش خطر، می تواند از فرصتی که برای مقابله با تهدیداتی استفاده کند. برنامه دولت اشرف غنی در حوزه اقتصادی نیز نشان دهنده عدم موفقیت وی در انتخاب عوامل هویتی است و مشکلات مهاجران، ثبات اقتصادی و وابستگی به کمک های، نشانگر تسلط عنصر «قوم » بر اساس ملی هم در داخل و هم در خارج از کشور. از مرزهای افغانستان در این دوره است. نظری پژوهش حاضر، سازه انگاری و روش مقاله نیز توصیفی و تحلیلی و بهره گیری از اسناد و منابع کتابخانه ای است.
The “Counter-Terrorism” Strategy of the Islamic Republic of Iran in the West Asia(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۳, Issue ۳۵- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۲
23 - 60
حوزههای تخصصی:
Peace and security are blessings that God has given to mankind for the sake of growth and development of human societies. What is certain is that peace is a human ideal and all human beings need peace and comfort in their daily lives to work and strive and to realize their material and spiritual abilities. Terrorism -as an old phenomenon with a new form and nature- is one of the most important and challenging problems of our world. Meanwhile, it is so brutal, outrageous, scary and reprehensible that it can be called as "cancer of our modern world". Terrorism by itself does not determine the system of action and reaction. Dealing with terrorism must follow a logical order; An order that is defined against all anti-peace phenomena and lies in natural, divine and human values. The international system lacks a clear and comprehensive strategy against security threats and peace violations. Therefore, the counter-terrorism mechanisms and measures stipulated in the existing international documents have sometimes taken a direction that are not necessarily compatible with other measures that have been established regarding other categories of world peace; Rather, their contradictions and incompatibilities are clearly visible in practice. With an innovative action, especially in the last decade, the Islamic Republic of Iran has taken a strategy to eradicate terrorism. In this regard, while dealing with the roots and intellectual and religious foundations of terrorism, Iran has simultaneously, Tactically and operationally tried to fight with the manifestations of terrorism and prevent the expansion of terrorist attacks. in this field, it has had extensive cooperation with international and regional organizations and their executive bodies, such as Interpol.