فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۲۱ تا ۵٬۲۴۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش ضمن پاسخ دهی به این سؤال که «چگونه شورای عالی امنیت ملی نقش خود را در حکمرانی امنیتی ایفا می نماید؟»، به آسیب های موجود در این حوزه می پردازد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از مصاحبه با دوازده نفر از کارشناسان خبره به روش ارجاع زنجیره ای و سپس تهیه و تنظیم پرسش نامه (با ضریب آلفای کرونباخ 87/0) با استفاده از نکات کلیدی مستخرجه از مصاحبه و توزیع میان 30 نفر از صاحب نظران و دست اندرکاران حوزه امنیت ملی است. برای تجزیه وتحلیل داده ها و بررسی فرضیات از روش ها ی آمار توصیفی واستنباطی و برای رتبه بندی شاخص ها از آزمون فریدمن استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شورای عالی امنیت ملی از طریق سه کارویژه تعیین سیاست، هماهنگی بازیگران عرصه حکمرانی و بسیج منابع می تواند نقش خود را در حکمرانی امنیتی جمهوری اسلامی ایران ایفا نماید. در واقع ماهیت حکمرانی شورا، حکمرانی تنظیمی است. همچنین یافته ها نشان می دهد تعداد 46 آسیب در این سه کارویژه قابل شناسایی است و مهمترین آسیب ها ی مترتب بر شورا در این سه حوزه عبارتند از: بعد تعیین سیاست (با میانگین 39/2)، بعد هماهنگی بازیگران عرصه حکمرانی (با میانگین 35/2) و بعد بسیج منابع (با میانگین 27/1).
تداوم و تغییر در سیاست گذاری روابط خارجی عراق از 1920 تا 2020(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۴۱)
89 - 106
حوزههای تخصصی:
پس از تشکیل عراق جدید طی یک قرن اخیر، این کشور سه نوع متفاوت از نظام سیاسی را تجربه کرده و در سطح داخلی و خارجی دچار دگرگونی های مهمی شده است. در بعد سیاست گذاری خارجی، سؤال این است که با هر تغییر در نظام سیاسی عراق اولویت های سیاست خارجی این کشور چگونه ترسیم شد؟ عراق در سال 1920، پس از فروپاشی عثمانی تحت سرپرستی پادشاهی متحد بریتانیا قرار گرفت. در سال 1921 نظام مشروطه سلطنتی عراق با قیمومیت انگلستان شکل گرفته و در سال 1932 از قیمومیت انگلستان خارج شد. در این زمان حفظ ثبات و کسب استقلال، از مهم ترین مؤلفه های سیاست خارجی عراق بود. پس ازاین با سه کودتای نظامی در دهه 50 و 60 میلادی، سیاست گذاری این کشور بر مبنای ایجاد حکومت سوسیالیستی و وحدت عربی شکل گرفت. پیگیری این هدف به دلیل سرکوب داخلی و تهاجم خارجی علیه همسایگان با شکست روبه رو شد. در دوره بعد، با سرنگونی حکومت بعثی طی حمله آمریکا به عراق در سال 2003، مجدداً نظام سیاسی این کشور تغییر کرده و مجموعه جدیدی از اولویت ها طرح شد که به دور از قرائت های هویتی و ایدئولوژیک صرفاً بر مبنای اصالت بخشیدن بر مفاهیم دموکراسی و منافع ملی تنظیم یافت.
تحلیل رفتار سیاست خارجی و امنیتی دولت های کوچک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۴۳)
5 - 34
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به ماهیت رفتاری دولت های کوچک می پردازد. دولت های کوچک نماینده اکثریت کشورها در نظام بین الملل هستند اما مطالعه مسائل و چالش های امنیتی آن ها نادیده گرفته شده است. این غفلت تا حد زیادی به این دلیل است که تمرکز نظری روابط بین الملل، به ویژه از دریچه رویکرد واقع گرایی، عمدتا بر تبیین تغییرات موازنه قدرت ناشی از تعاملات بین قدرت های بزرگ بوده و به همین ترتیب، از نظر تحلیل سیاست خارجی و امنیتی، تمرکز بر تبیین رفتار قدرت های بزرگ بوده است. نتیجه این است که دولت های کوچک در درک پویایی نظام بین الملل تا حد زیادی بی ربط تلقی می شدند. به طور مشخص، پرسش این مقاله این است که چگونه می توانیم درباره سیاست های خارجی و امنیتی کشورهای کوچک فکر کنیم و ویژگی های محیطی که دولت های کوچک در آن تکامل می یابند، چیست. پاسخ به این سوال مستلزم تبیین محیط بین المللی از یک سو و شناسایی رابطه ساختاری بین دولت های کوچک و معضل امنیتی از سوی دیگر است. این رابطه مشوق ها و محدودیت هایی را برای دولت های کوچک ایجاد می کند و منجر به تصمیماتی می شود که ممکن است راهبردی باشند یا نباشند. این نوشتار با بهره گیری از روش تبیینی و گردآوری کتابخانه ای به نتایج و فرآیندهای سیاست خارجی و امنیتی دولت های کوچک می پردازد و فرضیه خود را بر وجود الگوهای متفاوتی از روابط حمایت گرایانه در نظر گرفته است که لزوما با نتایج یکسانی در ساختار امنیتی دولت های کوچک همراه نیست. یافته های تحقیق نشان دهنده تغییر از تعاریف سنتی امنیتی با تاکید بر ویژگی های دفاعی و تسلیحاتی، به نگرانی های امنیتی جدید است که در آن همکاری نهادی و حمایت گرایانه بزرگ تر نزد دولت های کوچک ضروری به نظر می رسد.
China's influence expansion strategy in Africa (1993-2021).(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۳, Issue ۳۵- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۲
197 - 218
حوزههای تخصصی:
Smart power is one of the concepts and terms derived from the western discourse and the order of liberal democracy, which has specific meanings, meanings and indicators in this discourse. What is emphasized in this article is a different narrative from the Chinese perspective to smart power. Statistical data, documents and current trends all confirm that despite the dominance of the liberal order and its mechanisms on the political and economic structures of the world, Beijing has increasingly expanded its role and influence in different regions of the world, including Africa. This country has become a key country in the international system by taking advantage of the international opportunities provided by globalization along with the fundamental redefinition of national principles and interests. What enables a deep analysis in the text of this apparent conflict is the Chinese narrative of intelligent power, which is rooted in Chinese culture and thoughts, contemporary historical developments, and ultimately the consensus of the country's elites. Therefore, the main question of this article can be posed as what are the coordinates of Chinese smart power and how can the development and influence of China in Africa be justified based on the concepts and coordinates of this concept of soft power?Keywords: China, African continent, smart power, Chinese culture, influence
چرایی و پیدایی محور مقاومت و تحلیل ساختاری مسائل مرتبط از منظر آینده نگاری راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
194 - 226
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران، از ابتدای پیدایش مطابق با اصول مکتبی خود و با پشتیبانی قانون اساسی، همواره به دنبال حمایت مادی و معنوی از جریان های مقاومت اسلامی و نهضت های آزادی بخش بوده و در این مسیر متحمل هزینه های بسیاری نیز شده است. موفقیت های مقاومت اسلامی لبنان در مقابل رژیم صهیونیستی، شکل گیری بسیج مردمی (حشد الشعبی) در عراق برای مقابله با گروه تروریستی داعش ، در کنار رشد فکری و سیاسی سال های اخیر مردم کشورهای منطقه غرب آسیا و گره خوردن مطالبات ایشان با آرمان هایی چون استقلال طلبی، عدالت جویی، اسلام خواهی، کوتاه کردن دست قدرت های مداخله گر از منطقه، در کنار خیزش بیداری اسلامی مردم ستمدیده در کشورهایی مانند بحرین، یمن، فلسطین، سوریه و ... همگی فرصت مناسبی را فراهم آورده است تا بتوانیم با نگاهی ژرف تر، به تحلیل چرایی و پیدایی جبهه مقاومت و مبانی فکری آن در حوزه سیاست خارجی بپردازیم و از منظر آینده نگاری راهبردی و ابزارهای مرتبط با آن، مؤلفه های این جبهه را بررسی نماییم. در این پژوهش با استفاده از روش های آینده نگاری راهبردی، در ابتدا از طریق پویش محیطی به شناسایی پدیده ها و مسائل مرتبط با چرایی و پیدایی جبهه مقاومت پرداخته شده است و پس ازآن با استفاده ازنظر خبرگان، اولویت های مهم این مسائل دسته بندی شده اند. در پایان نیز با کمک روش تحلیل تأثیر متقابل و نرم افزار میک مک، عوامل کلیدی اثرگذار و تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم آن ها ارزیابی و مهم ترین مسائل مرتبط با چرایی و پیدایی محور مقاومت موردبررسی قرارگرفته است.
نارسایی قوانین ایالتی آمریکا و ضرورت هم گام سازی در حقوق زیست بین المللی در خصوص بارورسازی ابرها و تاسیس آژانس اصلاح آب و هوا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۷۵)
81 - 101
حوزههای تخصصی:
عملیات بارورسازی ابرها که در دهه های اخیر با اهدافی هم چون مقابله با خشکسالی و کاهش آلودگی های محیطی و نیز به عنوان یکی از طرق مقابله با گرمایش زمین، درسرزمین های بسیاری از جمله ایالات آمریکا به کار گرفته شده است، تحت پوشش قوانین محلی و ایالتی است. گستردگی سرزمینی منطقه تحت پوشش هر عملیات بارورسازی، بارورسازان و افراد متاثر از این عملیات و نیز محاکم را به دلیل قوانین متفاوت ایالتی دچار تعارض و سردرگمی می نماید. فقدان قانون فدرال و عدم هم گرایی قوانین ایالتی، عامل فرار عاملین از مسؤولیت عواقب نامطلوب ناشی از بارورسازی و بی پناهی قانونی متضررین از چنین عملیاتی است. این تحقیق در پاسخ به سوال: قوانین بارورسازی ابر تا چه میزان پاسخگوی نیازهای حقوقی ناشی از این فرآیند است و چه راهکاری برای رفع نقائص احتمالی آن وجود دارد؟ و با هدف تبیین عدم کفایت قوانین موجود و ضرورت ایجاد قانون جامع در سطح فدرال، با روش توصیفی تحلیلی به بررسی مشکلات ناشی از فقدان مقررات فدرال و ایالتی بودن قوانین پرداخته و با برشماری مزایا و معایب تنظیم مقررات فدرال و نیز ارائه راه های رفع معایب و اثبات راهگشا نبودن قوانین عام مسوولیت، کفه محاسن تدوین این قانون و حکومت آن بر قوانین ایالتی را سنگین تر می یابد. هم چنین با اشاره به نواقص اجرایی قوانین موجود، ضرورت تاسیس آژانسی برای تنظیم گری، مدیریت و نظارت بر فرآیند بارورسازی ابرها را اثبات می کند.
مقایسه راهبردهای آمریکا در دوران اوباما و ترامپ جهت تغییر رفتار یا تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۸
83-106
حوزههای تخصصی:
کشور ایالات متحده آمریکا از سال 1945 بدنبال برتری پارادایم نظم لیبرال برخاسته از نظام سرمایه داری بر پارادایم رقیب بوده، و این کار پس از دوران جنگ سرد با شدت و حدت بیشتری پیگیری شد با این تفاوت که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و فروپاشی شوروی، به جای جهان کمونیسم، کشور ایران، دشمن فرضی قلمداد گردید. سیاست خارجی ایالات متحده در نظام بین الملل، صرفا بازتابی از راهبردهای نظام سیاسی حاکم بر این کشور است که بر اساس رهیافت واقع گراایی شکل گرفته است که آن هم بر اساس مکتب سیاست قدرت می باشد هدف از بهره گیری از قدرت، ارتقاء منافع می باشد بطوریکه آمریکا بر اساس مفاهیمی مانند قدرت و منافع ملی، راهبردهای خارجی خود را اعمال می نماید. تعامل دیپلماتیک ایالات متحده در زمان اوباما با ایران، مکمل راهبرد فشارهای همه جانبه و در واقع قسمتی از دیپلماسی اجبار بود و این سیاستها در زمان دولت ترامپ به صورت خصمانه و با گونه ها و اشکال مختلفی با ابزارهای فناورانه، شرایط سیستمی و استفاده از قدرت هوشمند بر علیه ایران اعمال شد و دامنه تحریمها گسترده تر گشت ولی این سیاستها به نتائج مورد نظر آمریکا نرسیده و اعتبار و هژمون جهانی این کشور را تضعیف نمود. سیاست خارجی ایالات متحده از بین الملل گرائی لیبرال در دوران اوباما به نوانزواگرائی، واقع گرائی و عمل گرائی در دوران ترامپ مبدل گشت.
مسئولیت حمایت و استیلای طالبان بر افغانستان درپرتو دیالکتیک هنجارهای بشری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
253 - 273
حوزههای تخصصی:
وضعیت افغانستان دارای جایگاه ژئو سیاسی است و وقایع آن توجه قدرت های بزرگ دنیا را جلب می کند. یورشهای نظامی، بازداشت های خودسرانه، کوچ اجباری، رعب و وحشت، ناامنی، عملیات تروریستی مکرر و سلب حقوق زنان و کودکان و مردان افغانی از جمله اقداماتی بوده که با تسلط افغانستان توسط طالبان در اوت 2021 رخ داد. این درحالی است که حاکمیت یک دولت باید در بردارنده تعهد حمایت از افراد تحت صلاحیتی آن باشد زمانی که دولتی به این تعهد عمل نمی کند باید انتظار واکنش جامعه بین المللی را داشت. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی در صدد است با در نظر داشتن وضعیت اخیر افغانستان و تسلط طالبان ، با تاکید بر لزوم رعایت تعهدات حقوق بشری نسبت به ملت افغانستان از طرف طالبان، امکان اعمال دکترین مسئولیت حمایت را به عنوان راه کاری برای خاتمه به وضعیت نابسمان افغان ها مطرح نماید تا در نهایت مشخص شود که مسئولیت حمایت مستلزم تعهد ایجابی در ذات مفهوم سنتی حاکمیت دولت ها است. حاکمیت نه تنها حق بلکه مسئولیتی است که به موجب آن یک دولت به مراقبت و رعایت حقوق افراد تحت صلاحیت خود متعهد می باشد به این ترتیب در رابطه دیالکتیکی میان حاکمیت از یک طرف و ارزش های بشری از طرف دیگر آنتی تز مسئولیت حمایت قابل ارائه است
حکمرانی در جامعه پیچیده شبکه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمرانی در سه سویه مشارکت ، مشروعیت و تقنین منشاء اثر و گفت وگو می باشد. حکمرانی به مثابه موضوع قدرت، هم زمان با تطورات قدرت دچار دگرگونی شده و بسترهای جدیدی را تجربه می کند. بر این مبناء موضوع حکمرانی، هنگامی که در جوامع پیچیده و شبکه ای قرار می گیرد شرایطی متفاوت از جوامع پیشاشبکه ای پیدا می کند. این تحقیق در پی آن است تا به این موضوع بپردازد که حکمرانی در جامعه پیچیده شبکه ای چگونه است؟ از این رو هدف اصلی این تحقیق، شناخت چارچوبی است که بتواند به پردازش جدیدی از کیفیت حکمرانی در جامعه پیچیده و شبکه ای بپردازد. در این پژوهش که دارای رویکردی توصیفی- تحلیلی می باشد سعی شده تا با استفاده از روش اسنادی در ضمن گفتمان تفسیری و نظریه پیچیدگی و با رجوع به منابع معتبر، ابعاد مختلف موضوع، بررسی و بیان گردد. یافته های تحقیق بیانگر آن است که طراحی هویت های رقومی یکتا و انحصاری و همچنین داده های کلان و معنادار برای حکمرانی در جامعه پیچیده شبکه ای، نقش اساسی را ایفاء می کنند.
Feasibility study of the impact of the Governance Gap on the Efficiency of the Political System from the Perspective of Political Stability; Case study of the Islamic Republic of Iran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
The governance gap is an important one and somewhat unknown. Although there is a lot of talk about how and why, but so far it has not been addressed in detail. This gap is the result of non-compromise and agreement on principles and foundations and arising from the atmosphere of conflict that arose in the years after 1997 between the two discourses of reformism and fundamentalism. In this research, using the method of discourse, while examining the discourse of the Islamic Revolution as well as the two discourses of reformism and fundamentalism, the two issues of the relationship between the conflict and the gap between the two with the category of "efficiency "and then" political stability "have been considered. This study seeks to answer the question: "What effect has the governance gap in the Islamic Republic of Iran had on the efficiency of the system in the years after 1997?" And its main finding is that the governance gap, by creating instability in the political system, has provided grounds for inefficiency in some areas. In a way, if this rift and conflict did not exist, the political system would have functioned better.
سیاست خارجی هند در افغانستان (2001-2013)؛ با تأکید بر نقش افغانستان در تأمین منافع ملی هند
منبع:
مطالعات فرهنگ دیپلماسی سال اول زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
124 - 99
حوزههای تخصصی:
بعد از تحولات 11 سپتامبر 201، روابط هند و افغانستان برای خود ایجاد کرد و نیازمند این بود تا در سیاست خارجی در افغانستان بازنگری داشته باشید. با توجه به موقعیت افغانستان، این کشور از ویژه ای برای هند خود بود و در طی این سال ها سعی می کردید تا بررسی ها را نیز از طریق به نتیجه انجام دهید. موقعیت استراتژیک فرصتی برای تحدید نفوذ و توانایی پاکستان را به هند داده است و علاوه بر آن بر آن به عنوان ارتباطی بین هند و آسیای مرکزی می شود به این ترتیب هند می توانست از طریق افغانستان به این منطقه دسترسی داشته باشد و به انواع مختلفی از خود دست پیدا کند. این مقاله در پی پاسخگویی به این سوال است که سیاست خارجی هند در افغانستان (2001-2013) برای چه استراتژی استوار بود و چه نقشی در این مورد برای ملی هند داشت؟ فرضیه مقاله این است که هند برای دستیابی به ملی خود ابتدا از طریق کمک به ایجاد همگرایی با افغانستان پرداخت و سپس با جلب اعتماد طرف های افغانستانی، این کشور را می توان برای رسیدن به آسیای مرکزی برای انجام کارهای اقتصادی و سیاسی. خود در نظر گرفت. برای ارزیابی فرضیه تحقیق نیز از نظریه رابطه های زاهار استفاده شده است. این پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده و برای گردآوری منابع از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
نقش دیپلماسی دین در سیاست خارجی چین و تأثیر آن بر جنوب شرق آسیا 2020-2010
منبع:
مطالعات فرهنگ دیپلماسی سال اول تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
1 - 22
حوزههای تخصصی:
کشورهای جنوب شرق آسیا به سبب موقعیت ژئوپلیتیک بسیار مورد توجه دولت مردان پکن قرار گرفته است. ازاین رو کشور چین با به کارگیری ابزارهای متنوع نسبت به حضور و مشروعیت بخشی به اقدامات و فعالیت های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در جهت تأمین منافع خود در این منطقه گام های مؤثری برداشته است. مقامات پکن با تأکید بیشتر بر رویکرد قدرت نرم و با بهره گیری از دیپلماسی دینی استراتژی جدیدی را اتخاذ نموده تا به هدف خود مبنی بر افزایش پتانسیل و توانایی ها در منطقه جنوب شرق آسیا دست یابند. پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که "چگونه مؤلفه دیپلماسی دین در سیاست خارجی چین در جنوب شرق آسیا در سال های 2020-2010 تأثیر گذاشته است؟" فرضیه اصلی این مقاله این است که "دیپلماسی دین از طریق گسترش مبادلات مذهبی بر سیاست خارجی پکن در منطقه جنوب شرق آسیا تأثیر گذاشته و منجر به افزایش قدرت نرم چین در این منطقه گشته است." روش بررسی این پژوهش تحلیلی-تبیینی و جمع آوری داده ها و اطلاعات مقاله از طریق روش کتابخانه ای و اینترنتی است. هدف این پژوهش، پرداختن به دیپلماسی دینی به عنوان یکی از ابزارهای مؤثر در سیاست خارجی این کشور در منطقه جنوب شرق آسیا است.
Iran's Look East Strategy: Sino-Iran Rapprochement and the Indian Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the wake of US withdrawal of Iran nuclear deal, or JCPOA, and re-imposition of sanctions, Iranian policymakers came down gradually in favor of cooperation with the East, chief among them China, culminating in the signing of 25-year Iran-China and the adoption of Iran’s Look East Strategy in 2021. Considering the changing flux in Iran’s diplomacy toward the regional cooperation and ever-increasing Sino-Iranian rapprochement, the main question of this contribution is about the effect of Sino-Iranian rapprochement on India, one of Iran’s biggest Asian trading partners. The main hypothesis states that Sino-Iranian rapprochement has led India to expand the scope of its connectivity projects through Iran, throwing spoke in the wheel of China’s Belt and Road Initiative in South and Central Asia. Constructivist Institutionalism (CI) developed by Hay was adopted as the theoretical framework. The methodology used for this research is based upon qualitative methodology and discourse analysis to focus on Iran and India relations in the context of Iran’s Look East strategy. Our findings indicate that Indian policy makers are following the Vasudhaiva Kutumbakam principle in their engagement with Iran, seeking to increase Iran-India ties in the face of Chinese competition with long-term strategic and security deal. As part of India’s civilizational role in the Central Asia and a response to growing Chinese footprints in the region, India has undertaken certain concrete measures such as institutionalization of India-Central Asia summit on a multi-lateral framework and inclusion of Iran’s Chabahar port in the International North-South Corridor. The research findings reveal that the corporate remains the weak link in the chain of the state-temple-corporate complex of the Hindu nationalist BJP in relation to Iran. India is also set to lock in cooperation with Iran through long-term strategic deal, institutionalizing security cooperation, and strengthening the private sector participation in Chabahar project.
همسانی در نقش آفرینی اجتماعی مطابق حقوق بین الملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اصل برابری در اسناد و اعلامیه های حقوق بین الملل، با توجه به موجودیت اجتماعی انسان، با تأکید بر لزوم رعایت حقوق مساوی افراد بر مبنای آزادی حق مشارکت در تعیین سرنوشت، رفع تبعیض و دستیابی به حقوق اجتماعی انس ان را، صرفنظر از تفاوت ها مهم می داند. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، با بهره گیری از منابع و متون مرتبط، موضوع همسانی نقش آفرینی اجتماعی افراد در جوامع مختلف را بدون تبعیض، از نگاه حقوق بین الملل بررسی نموده است. آیا انسان مطابق قابلیت های وجودیش در نقش آفرینی اجتماعی مختار است یا قومیت، ملیت، نژاد و... در این امر تأثیرگذارند؟ یا همسانی و مساوات در مشارکت اجتماعی متأثر از ملیت، نژاد، مذهب و... می باشد؟ بنابر نتایج پژوهش، مطابق مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر و مقایسه تطبیقی، قومیت، ملیت، نژاد، رنگ پوست، جنسیت و مذهب نباید موجب تبعیض و عدم برخورداری از حقوق و مشارکت اجتماعی برابر در آحاد جامعه شود.
تحلیلی بر پیشینه شکل گیری و رشد سلفی گری و بازتاب آن در جهان اسلام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۳
21 - 44
حوزههای تخصصی:
سلفی گری و نوسلفی گری به عنوان پدیده ای تاریخی در جهان اسلام، در سه دهه اخیر با شکل گیری و تشدید فعالیت گروه های سلفی، نمود و ظهور بیشتری یافته است. این مقاله تلاش دارد تا به این سوال اصلی بپردازد که ریشه ها و زمینه های تاریخی شکل گیری و رشد سلفی گری چیست و چه بازتابی در جهان اسلام و بویژه در بحران های اخیر در غرب آسیا داشته است؟ فرضیه این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته این است که ظهور و گسترش سلفی گری، محصول یک پدیده چندبعدی و عمیقِ هویتی و سیاسی به عنوان برساخته ای ذهنی است که در دیالکتیک با واقعیات عینیِ دولت های اسلامی و مداخلات قدرت های بزرگ بر پیچیدگی و گستردگی آن افزوده و بر اختلاف و واگرایی میان مذاهب و دولتهای اسلامی بویژه در دو دهه اخیر در غرب آسیا دامن زده است
ترویج نوآوری به واسطه استانداردسازی: مطالعه موردی قانون سوخت کم سولفور سازمان بین المللی دریانوردی
منبع:
سازمان های بین المللی سال پنجم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۵
311-343
حوزههای تخصصی:
از ابتدای دهه 1990 میلادی «تأثیر قوانین و استانداردها جهت تحریک نوآوری در سازمان ها»، محل بحث مقالات و تحقیقات مختلفی بوده است. این پژوهش جهت شناسایی انواع استانداردها و سازوکار تأثیر آن ها بر نوآوری به واسطه سیاست های عمومی، ابتدا با مطالعات کتابخانه ای تعاریف نوآوری و سیاست نوآوری را جمع آوری و در ادامه ارتباط انواع استاندارد با نوآوری و تأثیر قوانین دولتی با انواع استانداردهای اشاری را بررسی کرده است. سپس در مطالعه موردی «استاندارد الزام آور استفاده از سوخت کم سولفور از ابتدای سال 2020 در صنعت کشتی رانی» ساختار سازمان بین المللی دریانوردی و مراحل تبدیل یک پیشنهاد به استاندارد در این سازمان را تشریح نموده است. در بخش پایانی با به کارگیری روش کیفی و مصاحبه با خبرگان، راهکارهای متنوعی که کشورها و شرکت های بزرگ در صنایع مختلف برای تطابق با این استاندارد ارائه نموده اند، از نظر واکنش نوآورانه به موضوع استاندارد تحلیل و ارزیابی شده است؛ راهکارهایی شامل بهره برداری از گازوئیل دریایی و سوخت های کم گوگرد، بهره برداری از آمیزه های سوختی کم گوگرد، نصب واحدهای آلاینده زدای گازهای احتراقی در کشتی ها، استفاده از گاز طبیعی یا استفاده از سایر سوخت های دریایی مانند متانول، سوخت های زیستی در دست واحدهای تحقیق و توسعه در صنایع مختلف پالایشگاهی، شیمیایی، نانو و پلیمر که انواع نوآوری در فناوری های محصول و فرایند و در سطوح مختلف را ایجاب می کنند. این مطالعه موردی نشان داده است که یک استانداردسازی جهانی در ترغیب انواع روش های نوآوری مؤثر است و می تواند مسیر توسعه آینده کشورها و شرکت ها را شکل دهد.
مهاجرت و مرزهای بشردوستانه؛ نقض حقوق بشر به نام حقوق بشر در اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پناهندگی و مهاجرت و آثار و پیامدهای آن از جمله معضلات جهان معاصر ماست. در این میان، مرزهای بشردوستانه مفهومی بدیع و تازه در نظام بین الملل است که ناظر بر برخی تلاش ها برای کاستن از آلام مهاجران در مرزهاست. اما نگاه عمیق تر به مرزهای بشردوستانه بیانگر وجود نوعی تبعیض و نابرابری نهادینه شده در ساختار و سازمان اجرایی این مرزهاست. این مقاله در چارچوب رویکردی هنجاری – توصیفی نشان می دهد که سیاست ها و اقدامات بشر دوستانه، که منطقا باید درد و رنج مهاجرین و پناهندگان را تسکین دهند، در نهایت سیاسی هستند و در عمل به بخشی از ابزار توجیه انواع و اقسام خشونت ورزی در مرزها تبدیل می شوند. در این راستا به نظر می رسد که تأکید بر رویه ها و مؤلفه های امنیت انسانی به جای امنیت ملی و دولتی می تواند چارچوبی مطلوب برای به ثمر نشاندن مرزهای بشردوستانه باشد. امنیت انسانی متضمن توجه به امنیت فرد نسبت به دولت ها و رهایی از ترس و رهایی از فقر و دیگر آرمان های اولیه حقوق بشر است. موضوع این امنیت، حیات و کرامت انسانی و غایت آن، محافظت از بنیادهای اصلی حیات نوع بشر در مقابل تهدیدهای فراگیر و تأمین مصالح درازمدت زندگی انسان های پناهنده و مهاجر است. از این رو در تلاقی میان تلاش های انسان دوستانه و امنیتی سازی، قراردادن موضوع امنیت انسانی در کانون رژیم های مرزی، جوهر گفتمان سیاسی است که باید در موضوع مهاجران و پناهندگان در غرب اتخاذ گردد.
تبیین پیشران های کلیدی آینده روابط ایران و عراق در افق1410(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشور عراق در منطقه خلیج فارس به دلیل موقعیت ژئوپلتیک و ظرفیتهای بالقوه اقتصادی، و ویژگیهای خاص سیاسی، فرهنگی و اجتماعی یکی از بازیگران مهم تاثیرگذار در همسایگان ایران و خاورمیانه است. دراین پژوهش در پاسخ به این سوال برآمدیم که عوامل و پیشران های کلیدی آینده روابط ایران و عراق تا سال1410 کدامند؟ در پاسخ به سوال مذکور ابتدا با استفاده از مرور منابع و سوابق علمی پیشین مرتبط و استفاده از نظر 23 نفر از خبرگان، تعداد 117 شاخص تاثیرگذار احصاء و سپس با استفاده از روش دلفی تعداد 21 شاخص مهم و اثرگذار که بیشترین تاثیر را داشتند مشخص گردید و در ادامه بوسیله نرم افزار آینده پژوهی میک مک و به کارگیری روش تحلیل ماتریس اثرات متقاطع و ورود اطلاعات به نرم افزار تعداد شش پیشران کلیدی شامل: راه پیمایی اربعین، اشتراکات فرهنگی ، حمایت و کمک های ایران به گروه های مقاومت(حشدالشعبی،کتائب و عصائب اهل الحق)، قرابت های مذهبی شیعی، تهدیدات و منافع مشترک بین دو کشور، تقابل نظم عربی با هلال شیعی شناسایی شدند. تمرکز و استفاده از این شاخص ها به منظور تدوین چشم انداز و سیاستهای ج.ا.ایران جهت گسترش و تعمیق پیوندهای راهبردی با عراق در ساخت آینده مطلوب روابط دو کشور تاثیرگذار خواهد بود.
بررسی عوامل ناامنی در عراق بر اساس مدل هاگت و تأثیر آن بر روابط با ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشور عراق، از مرزهایی تشکیل شده که در طول کمتر از یک قرن از شکل گیری این کشور به شکل رسمی و جدید، همواره متزلزل بوده و با چالش های امنیتی مواجه بوده است. با اذعان به تأثیر مثبت و منفی عوامل جغرافیایی، در این تحقیق هدف پاسخ به این سؤال بود که عوامل جغرافیایی چه نقشی در ایجاد ناامنی ها در عراق و تأثیر آن بر روابط با ایران داشته اند؟ در این زمینه با استفاده از مدل دوازده ماده ای پیتر هاگت سعی شد که به سؤال فوق پاسخ داده شود و فرضیه پژوهش این بوده است که تقریباً همه ی عوامل ناامنی در عراق و علل تنش زای پایدار و ناپایدار در روابط این کشور با ایران از ماهیتی جغرافیایی و ژئوپلیتیکی برخوردار بوده و بسیاری از فاکتورهای مدل هاگِت، در این مورد، صدق می کنند. نتیجه ای که عاید شده، این بود که هرچند شیعیان در حال حاضر، در کشور عراق، قدرت را در دست دارند، اما تنش های پایدار در روابط ایران و عراق، عمدتاً ماهیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی دارند که این امر ضرورت توجه به این عوامل توسط تصمیم گیرندگان سیاست خارجی ایران را مضاعف می کند. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات و داده های مورد نیاز بر مبنای روش کتابخانه ای و فیش برداری گردآوری شده اند.
سیاست دولت عراق در قبال انزوای عربی سوریه (2021-2011)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آغاز بحران سوریه در اواخر سال 2010، موضوع انزوای دیپلماتیک از سوی کشورهای عربی نظیر عربستان و قطر در دستورکار قرار گرفت. برای این منظور، گام اولیه حذف جمهوری عربی سوریه از نهادهای عربی بود که سرآمد آن ها، "اتحادیه عرب" است. اما در مقابل این روند، دولت عراق همواره به عنوان یک مانع ظاهر شده است. در این مقاله برآنیم تا به این سوال پاسخ دهیم: «چرا پس از سال 2011، عراق بر اساس یک رویه ثابت دیپلماتیک، بدنبال بازگرداندن کرسی سوریه در اتحادیه عرب به دولت دمشق بوده است؟». در مسیر کاوش پاسخ مناسب با مطالعه منابع کتابخانه ای، پژوهش های عمدتا میدانی بومی-عربی و اندیشکده های معتبر بین المللی به اعتبار این فرضیه را سنجیدیم: «دولت عراق پس از بروز بحران در سوریه، به دلیل وابستگی متقابل پیچیده ای که با این کشور همسایه داشت و همچنین به امید کسب اعتبار دیپلماتیک در جهان عرب، در جهت حفظ کرسی دمشق نزد این سازمان تحرکات دیپلماتیک پایا داشته است». بر این اساس، پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تبیینی، ضمن ارائه شمای کلی از نگاه دولت عراق به مسئله عضویت سوریه در اتحادیه عرب، چرایی تشابه رفتاری حکومت های نوری المالکی، حیدر العبادی، عادل عبدالمهدی و مصطفی الکاظمی در قبال این پرونده را تبیین می نماید.