فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۶۱ تا ۵٬۱۸۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
امروزه کشورهای دنیا تلاش می کنند با بهره گیری از عوامل ژئوپلیتیکی نسبت به اتخاذ راهبردهای مناسب در راستای منافع ملّی خود اقدام نمایند. منطقه خلیج فارس و کشورهای پیرامونی آن یکی از مناطق حساس و راهبردی دنیا است که به دلیل ارزش های ارتباطی، ژئواکونومیکی، ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. مقاله حاضر با هدف تبیین و شناسایی عوامل ژئوپلیتیکی نظامی مؤثر بر راهبردهای دفاعی ایران در حوزه خلیج فارس اجرا شده و سعی دارد تا به پرسش اصلی آن «عوامل ژئوپلیتیکی نظامی مؤثر بر راهبردهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران در حوزه خلیج فارس کدام اند؟» پاسخ دهد. نوع تحقیق، توسعه ای و شیوه گردآوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز کتابخانه ای و اسنادی و میدانی است و با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و موردی زمینه ای تلاش گردیده تا این عوامل نظامی شناسایی و نسبت به تأیید و تعیین نقش عوامل آن ها (در قالب بسترهای فرصت آفرین، تهدید زا، قوت و ضعف) اقدام گردد. در همین رابطه پرسش نامه های مربوطه بین جامعه آماری 40 نفری به صورت تمام شمار توزیع و با استفاده روش-های تجزیه وتحلیل آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار SPSS به جمع بندی پاسخ های تحقیق پرداخته شده است. درنهایت 18 عامل استخراج و معرفی گردید که «قدرت نظامی و توان کمّی و کیفی بالای نیروهای مسلح ایران» و «تسلیحات راهبردی و بازدارنده موشکی جمهوری اسلامی ایران» و «انعقاد قراردادها و پیمان های نظامی کشورهای منطقه در جهت خرید تسلیحات و تجهیزات» به عنوان مهم ترین عوامل ژئوپلیتیکی نظامی مؤثر بر راهبردهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران در حوزه خلیج فارس رتبه بندی گردیدند.
روابط ترکیه و روسیه در جهان پساغربی؛ از رقابت ژئوپلیتیکی تا مشارکت راهبردی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار به دنبال درک نظام مند ماهیت مشارکت راهبردی ترکیه و روسیه در شرایط گذار نظام بین الملل هستیم. برخلاف بسیاری از دیدگاه های غالب که از چرخش ژئوپلیتیکی سیاست خارجی ترکیه به اوراسیا و پدیدارشدن روابط راهبردی میان ترکیه و روسیه سخن می گویند، در این نوشتار چنین روندی را نه چرخشی محوری بلکه واکنشی پویا به گذار در نظام بین الملل، پویایی های سیاست داخلی و تحول های ژئوپلیتیکی محیط پیرامونی دو قدرت نوپدید اوراسیایی می دانیم. با بهره گیری از چارچوب مفهومی «مشارکت راهبردی» به مطالعه محدودیت های راهبردی در شکل دهی به مشارکت راهبردی پایدار میان دو قدرت اوراسیایی تجدیدنظرطلب در یک محیط جدید بین المللی و منطقه ای می پردازیم. در پاسخ به این پزسش که آیا ترکیه و روسیه می توانند به شریکان راهبردی یکدیگر تبدیل شوند؟ در این نوشتار این ایده اصلی را مطرح می کنیم که نزدیکی راهبردی ترکیه و روسیه خروجی برهم کنش بازتوزیع قدرت و ثروت بین المللی، بحران در اتحاد فراآتلانتیکی، ژئوپلیتیک درحال تغییر منطقه ای و پویایی های سیاست داخلی ترکیه است و به ضرورت به معنای ظهور مشارکت راهبردی بین دو قدرت اوراسیایی در یک نظام بین الملل پساغربی نیست. هرچند شرایط نوین بین المللی بسترهای همگرایی ترکیه و روسیه را فراهم ساخته است، اما روابط دو کشور همچنان دارای عناصر مهمی از مناقشه و رقابت و متأثر از وضعیت روابط آن ها با غرب است. در این میان، نقش روابط نامتقارن اقتصادی، واگرایی راهبردی در حوزه انرژی، عاملیت ناپایدار رهبری اقتدارگرایانه پوتین و اردوغان و همچنین رقابت های ژئوپلیتیکی در معادلات در حال تغییر دریای سیاه، قفقاز جنوبی، شرق مدیترانه و خاورمیانه برجسته می شود.
راهبردهای برجسته سازی و به حاشیه رانی در گفتمان انتخاباتی حسن روحانی (مطالعه موردی: انتخابات ریاست جمهوری سال 1396)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برجسته سازی و به حاشیه رانی یکی از فرایندهای اثرگذار در منازعات گفتمانی در انتخابات است. در واقع، یکی از ویژگی های گفتمان پیروز آن است که توانایی برجسته سازی نقاط قوت خود و نقاط ضعف حریف و به حاشیه رانی نقاط قوت رقیب و نقاط ضعف خود را داشته باشد. مقاله حاضر درصدد است در چارچوب نظریه تحلیل گفتمان لاکلاو و با مورد پژوهی انتخابات سال 96 به پاسخ به این پرسش بپردازد که راهبردهای گفتمان پیروز در برجسته سازی و به حاشیه رانی چه بود؟ یافته های تحقیق با تمرکز بر سخنرانی های انتخاباتی، مستند تبلیغاتی و مناظرات انتخاباتی حسن روحانی مبنی بر آن است که روحانی با استفاده از غیریت سازی با دولت قبل و تسری بار منفی آن به نامزدهای اصولگرا و توجه به بعد اسطوره ای گفتمان خود و رقیب به برجسته سازی نقاط مثبت خود و نقاط ضعف رقیب پرداخته است. وی همچنین با توسل به دال تهی و قابلیت اعتبار به برجسته سازی نقاط ضعف رقیب و به حاشیه رانی برخی نقاط قوت آن روی آورده است. و در نهایت، وی برای خنثی نمودن تبلیغات رقیب، دال امنیت را در منظومه گفتمانی خود جای داده است.
نگرشی بر مفهوم آزادی و قانون در فلسفه اخلاق کانت
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۸
91 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف نوشتار حاضر، بررسی مفهوم آزادی و رابطه آن با قانون در فلسفه اخلاق کانت می باشد. وی در فلسفه اخلاق خود، آزادی را مبنای استدلال اخلاقی قرار داده و معتقد است زمانیکه انسان دارای اراده ای آزاد است در آن صورت اخلاق، واقعی است و قانون اخلاق نیز برای همه انسان ها معتبر می باشد. از نظر او آزادی، به معنای امکان انجام هرکاری نیست که شخصی می خواهد، زیرا انسانی که آزادی انجام هرکاری را می خواهد، در واقع برده ی نفس پست خود است. اختیار فقط موقعی منشا عمل و علت آن می گردد که مطابق قانون اخلاقی باشد. در پژوهش حاضر قصد داریم با استفاده از روش توصیفی ارتباط میان آزادی و قانون اخلاقی را از دیدگاه ایمانوئل کانت مورد بررسی قرار دهیم. کانت می خواهد نشان دهد که اخلاق فقط یک نظام انتزاعی و صوری نیست بلکه امری است تحقق پذیر و انسان در آن مقام هست که بدان واقعیت بخشد. مسئله ای که ناچار مطرح می شود مسئله ی اختیار و امکان آزادی در نزد انسان است.
سیاست خارجی در عصر پساسیاست: گذار از کوتاه مدت گرایی به عمق استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۵ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۸)
135 - 156
حوزههای تخصصی:
شکستن دیواره های مقاومت ملت-دولتِ وستفالیایی، فرسایش تدریجی سازمانِ سرزمینیِ زیست اجتماعی، جابه جایی کانون های قدرت ملّی، تغییر صحیفه سیاست بین المللی و ظهور شبکه های نوین اقتدار به مثابه شناسه های برسازنده سیاست خارجی نوین در عصر پساسیاست هستند. ملهم از این تحوّل، سیاست خارجی به معنای تصمیم نیست، بلکه محصول تصمیم است. اما منتقدان با الهام از منظومه شناختی سنتی، چنین خوانشی را به معنای مرگ سیاست خارجی، اعلام برائت از سیاست مدرن و آیتی بر گفتمان ضدِّ-سیاست خارجی می پندارند. حال آن که حامیان با درک محیطی هوشمندانه و عمل گرا، این خوانش نوین را نوید ظهور دکترین تغییر سیاست خارجی و گذار از سیاست قدرت به سیاست تغییر تلقّی می کنند. ملهم از این امر، تحلیل نحوه سیاست گذاری خارجی در عصر وابستگی متقابل به عنوان اهتمام اصلی نوشته جاری است. این که آیا سیاست خارجی حکومتی هم چنان پایدار ماند یا ظهور گفتمان های نوین، آیتی بر مرگ آن است؟ فرضیه پژوهش با نکوهش خشک اندیشی متعصّبان و تأکید بر منطق فرآیندی، سیاست خارجی را یک امر بسترپرورده و زمانمند می داند. این پژوهش با کاربرد نظریه جامعه شناسی کثرت گرا، روش شناسی تحلیلی و منطق تحوّل گرای هم افزا دست به فرضیه آزمایی می زند. یافته های پژوهش نشان می دهد که تحوّلات شناختی و فنّاورانه در عصر پساسیاست لزوماً منجر به مهجوریت سیاست خارجی نشد، بلکه تغییر در الگوها، رویه ها و راهبردهای سیاست خارجی را به یک ضرورت بدل ساخت.
تحلیل عملکرد شورای حقوق بشر در خصوص پدیده تغییرات آب وهوایی (2008-2020)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۵ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۴۰)
101 - 124
حوزههای تخصصی:
تغییرات آب وهوایی به عنوان پدیده ای زیست محیطی، جنبه های گوناگون زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده و دارای آثار نامطلوبی بر حقوق بشر است. این پدیده به دلیل آسیب های فراوانی که دارد انواع مختلف حقوق بشر را از جمله حق بر حیات، حق بر سلامت، حق بر دسترسی به آب سالم، حق بر غذا، حق بر مسکن مناسب، حق آزادی ملت ها در تعیین سرنوشت، حق بر توسعه و حقوق افراد آسیب پذیر از جمله افراد مسن، زنان، کودکان، مهاجران، معلولین و مردمان بومی را تهدید می نماید. شورای حقوق بشر ملل متحد با وقوف به این مسئله، ارتباط میان تأثیرات تغییرات آب وهوایی و حقوق بشر را در دستور کار خود قرار داده است و اقداماتی در این زمینه به عمل آورده است. در این پژوهش سعی بر این است تا عملکرد شورای حقوق بشر در خصوص ارتباط میان تغییرات آب وهوایی و حقوق بشر با توجه به اسناد شورای حقوق بشر، بررسی و تحلیل شود و به این پرسش پاسخ دهد که عملکرد شورای حقوق بشر در خصوص موضوع یاد شده در میان سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۰ چگونه قابل تحلیل است.
چندجانبه گرایی فدراسیون روسیه در آسیا - اقیانوسیه؛ مطالعه موردی آ سه آن و اَپِک
منبع:
سازمان های بین المللی سال چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۲
453-480
حوزههای تخصصی:
با روی کار آمدن «ولادیمیر پوتین» به عنوان رئیس جمهور روسیه برای بار سوم، روسیه شروع به افزایش همکاری با سازمان های منطقه ای آسیا - اقیانوسیه، ازجمله انجمن ملل جنوب شرقی آسیا ( آ سه آن) و سازمان همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه (اَپِک) کرد. این موضوع ابتکار جدیدی نبود و در سال های پس از فروپاشی شوروی در قالب ایده «نظام چندقطبی پریماکوف» دنبال می شد؛ بااین حال، ویژگی جدید تغییر تمرکز روسیه از سازمان های غربی به نهادهای چندجانبه شرقی بود. بر همین اساس پرسش اصلی پژوهش این است که «روسیه از همکاری با نهاد های چندجانبه آسیا - اقیانوسیه چه هدفی را دنبال می کند؟». یافته های پژوهش نشان می دهد هرچند که بهره بردن از مزایای اقتصادی این نهاد ها با توجه به تأثیرگذاری آنها در اقتصاد منطقه ای وجهانی به عنوان یکی از دلایل گرایش روسیه به این نهاد های چندجانبه است، همکاری روسیه با این سازمان ها را باید در قالب جهان بینی بزرگ تری قرار داد و آن هم حاکی از این است که تعامل روسیه با نهادهای چندجانبه آسیا - اقیانوسیه، متأثر از چشم اندازی دیرینه در سیاست خارجی این کشور است که می خواهد سیستم بین المللی را از نظم تک قطبی تحت سلطه ایالات متحده به نظمی چندقطبی تغییر دهد. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است.
چالش های فراروی جمهوری اسلامی در مهندسی فرهنگ انسجام و وحدت در جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستاری که در پی می آید تلاشی در بازنمود چالش ها و موانع مهندسی فرهنگی در عرصه انسجام و وحدت در جهان اسلام است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، و بر حسب دستاورد یا نتیجه تحقیق از نوع توسعه ای کاربردی و از لحاظ هدف تحقیق از نوع اکتشافی و به لحاظ نوع داده های مورد استفاده، یک تحقیق کیفی است. نتایج حاصل از تحلیل و ترکیب داده های جمع آوری شده نشان می دهد که «تعارضات ایدئولوژیک فرهنگی»، و «چندفرهنگی گرایی در جهان اسلام»، «شکاف بین تغییرها و تدبیرهای فرهنگی»، «حاکمیت ساختار قومی و قبیله ای» «فقدان درک مشترک فرهنگی از وحدت و انسجام»، «حاکمیت نگرش امنیتی به مطالبات قومی و مذهبی» از جمله موارد مهم در چالش های فراروی جمهوری اسلامی در مهندسی فرهنگی وحدت و انسجام در جهان اسلام است. این پژوهه «امکان پذیری رویارویی با چالش ها» را یکی از مهم ترین برون دادهای بازنمایی این چالش ها می داند.
تحلیل اجتماعی ریسک های سرمایه گذاری در پروژه های نفت و گاز ایران با استفاده از تصمیم گیری کارآمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با در نظر گرفتن پژوهش های پیشین، پروژه های صنعت نفت و گاز ایران دارای عدم قطعیت های فراوانی بوده است. لذا تصمیم گیری در این پروژه ها همواره با ریسک هایی از جمله ریسک های سیاسی و اجتماعی مواجه می باشد. با ظهور تکنیک های مدیریت ریسک ، ارائه دید کاملی از ریسک های سرمایه گذاری در پروژه های نفت و گاز در ایران ضروری است. بنابراین شرکت ها نفتی ایران در کنار ارزیابی های اقتصادی، ناگزیر به شناسایی عوامل عدم اطمینان و تحلیل ریسک ها در پروژها جهت سرمایه گذاری می باشد. لذا این پژوهش به دنبال ارائه چارچوبی جهت ارزیابی ریسک های سرمایه گذاری در پروژه های نفت و گاز می باشد. به این منظور نخست، با مطالعه پیشینه پژوهش و مشورت با خبرگان، 21 ریسک دسته بندی گردید. با بکارگیری رویکرد دلفی فازی ریسک های شناسایی شده، پالایش و نهایی گردید. در این تحقیق، روش بهترین- بدترین، به منظور وزن دهی ریسک ها، به کار گرفته شد. از میان ریسک های تعیین شده، با استفاده از روش مالتی مورا بحرانی ترین ریسک ها مشخص گردید.
بررسی «همه گیری اطلاعاتی» در کشورهای جهان پس از شیوع ویروس کرونا؛ ضرورت افزایش سواد اطلاعاتی و سواد رسانه ای در میان شهروندان
منبع:
سیاست کاربردی سال سوم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
239-250
حوزههای تخصصی:
همزمان با شیوع گسترده ویروس کرونا در زمستان 1398 که کشورها را یکی پس از دیگری درنوردید، انبوهی از اطلاعات درست و نادرست، فضای جوامع این کشورها را دربرگرفت. این موج به اندازه ای بزرگ بود که کارشناسان حوزه رسانه از واژه «همه گیری اطلاعاتی» برای اشاره به آن استفاده کردند. ناشناخته بودن عملکرد دقیق این ویروس نزد متخصصان، گسترش بسیار سریع آن و سرعت بالای پخش اطلاعات بعضاً نادرست به واسطه شبکه های اجتماعی به آشفتگی و اضطراب شهروندان در بسیاری از کشورها دامن زد. در این میان، رسانه های معتبر برخی کشورها از جمله ایران کوشیدند که مرجعیت خبری را در سطح جامعه به دست گرفته و با تمهیداتی، ابتکار عمل را در سطح رسانه ای در برابر این همه گیری اطلاعاتی در اختیار داشته باشند. اما یکی از دلایلی که این همه گیری اطلاعاتی در مواردی با موفقیت اشاعه یافت، ضعف سواد رسانه ای و اطلاعاتی شهروندان در جوامع میزبان بود. این آسیب پذیری و ابعاد پیش بینی نشده آن، یادآور ضرورت غیرقابل انکار افزایش سواد اطلاعاتی و رسانه ای به عنوان مهارت های اساسی زندگی شهروندان در عصر کنونی است. از این رو در این پژوهش پس از تشریح پدیده ای که از آن با عنوان «همه گیری اطلاعاتی» یاد می شود به تقویت سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی به عنوانی راهکاری حیاتی در برابر سیطره آن اشاره خواهد شد. همچنین یادآور می شود که سواد رسانه ای به مکملی به نام مرجعیت رسانه ای نیاز دارد که هر دو می بایست همچون یک ضرورت حکمرانی در دستور کار قرار بگیرد.
جمهوری اسلامی ایران و نظام بین الملل: چرایی چالش ها و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به تداوم وضعیت چالش در روابط ایران و کانون های قدرت در نظام بین الملل به ویژه آمریکا، تحقیقات و پژوهش های متعدد وگسترده ای در خصوص تبیین وضعیت ایران و نظام بین الملل وجود دارد که این حجم انبوه از تحلیل ها، ضرورت یک فرا مطالعه ویکپارچه سازی برای رسیدن به هسته مشترک آنها را الزامی می سازد و این پژوهش به دنبال ترکیب یافته های قبلی و نگاهی جدید و جامع به این چالش می باشد. سوال اصلی در این پژوهش به این قرار است که پدیده وضعیت چالش گونه نظام بین الملل با ایران در یافته های پژوهشی پژوهشگران ایران چگونه بازنمایی شده است؟ برای پاسخ به این سوال، این مقاله با رویکردی لایه ای به پدیده چالش مذکور و بهره گیری از روش تحلیل مضمون به بررسی ادبیات موجود پرداخته و کلیه آثار موجود در حوزه موضوعی تحقیق اعم از کتاب، مقاله و رساله دکتری مورد بررسی قرار گرفت. یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که مولفه های بنیادین تولیدکننده وضعیت چالش عبارتند از سه حوزه گفتمان ها، اقدامات و مدیریت چالش ها؛ که گفتمان ها و به صورت خاص تقابل دو گفتمان سلطه طلبانه آمریکایی با گفتمان مقاومت ضد سلطه از سوی گفتمان انقلاب اسلامی از مهم ترین عوامل این چالش به حساب می آیند و مبتنی بر این یافته ها، هرچند امکان مدیریت این چالش در سطوح روئین و با الگوهای مدیریت چالش در راستای کاهش تهدیدات و افزایش فرصت ها وجود دارد، اما، آینده چالش بین المللی ایران به دلیل ظرفیت تقابل گفتمانی با فراز و نشیب تداوم خواهد یافت.
اثرات نظامی گری بر فقر و بی عدالتی در آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
51 - 73
حوزههای تخصصی:
اقتصاد آمریکا یک نظام سرمایه داری است و تحلیل سیستماتیک اقتصاد این کشور، فارغ از تحلیل نظام سرمایه داری امکان پذیر نیست. هدف اصلی این مقاله بررسی ویژگی های خاص نظام سرمایه داری در تطبیق با مؤلفه های اقتصاد کلان آمریکاست و نیز پاسخ به این سؤال که آیا می توان با توجه به ماهیت های ذاتی نظام سرمایه داری، احتضار این نظام و افول اقتصاد آمریکا را نتیجه گرفت؟ نتایج تحقیق دلالت بر آن دارد که از بُعد شاخص های کلان اقتصادی، تکیه بر سرمایه داری لیبرال باعث شده اقتصاد آمریکا مسیر رشد خود را استمرار دهد، اما از ابعاد مختلفی نیز دچار افول نسبتاً شدیدی شده است. کاهش سهم اقتصاد آمریکا از تولید جهانی از 21 درصد به 15 درصد و قدرت گرفتن رقبای این کشور مانند چین با تصاحب سهم 17 درصدی در سال 2019، از دست دادن رتبه یک اقتصادی جهان و واگذاری آن به چین از سال 2016، افزایش نابرابری های اقتصادی و نیز چرخه های تجاری بحران زا که از هر ده سال رخ می دهد، اقتصاد آمریکا را در معرض تهدیدات جدی و افول نسبتاً شدیدی قرار داده است. بدون تردید افول قدرت اقتصادی آمریکا امری تحقق یافته است و استمرار این روند در سال های آتی اقتصاد آمریکا را در وضع نامناسب تری قرار خواهد داد. از طرفی با افزایش نابرابری ها و ذات بحران زای نظام سرمایه داری و وقوع بحران های پی در پی، فروپاشی اقتصاد آمریکا هرچند محتمل است، اما زمان دقیقی برای آن قابل تصور نیست و دخالت عامل انسانی در اقتصاد، همانند دولت می تواند این امر را دچار تسریع، تأخیر یا اصلاً نجات دهنده باشد.
ظرفیت نگرش هستی شناختی به دموکراسی غربی از منظر تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند سده ی اخیر، دموکراسی یکی از پرطرفدارترین نظام های سیاسی در کشورهای غربی بوده که مورد توجه برخی دولت ها و ملت ها در جهان اسلام نیز قرار گرفته است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشکیل حکومت مردم سالار (جمهوری اسلامی)، تتبّع و کنکاش درباره نظام های مردم سالار و خصوصا نظام های دموکراتیک افزایش چشمگیری یافت و این مقوله با رویکردهای مختلف و همچنین دغدغه های گوناگون مورد بررسی قرار گرفت. در این میان، رویکردی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، رویکرد تمدنی است. این مقاله با روشی توصیفی- علّی به آن بخش از نظام های دموکراتیک که نقش ویژه ای در تمدن غرب و ظرفیت تمدن سازی داشته، می پردازد. بر این اساس، پرداختن به حکومت های دموکراتیک، صرفا از باب مردم سالار بودن آن ها نیست، بلکه به جایگاه دموکراسی در شکل گیری و تداوم تمدن غرب و ظرفیت این نظام در شکل گیری و قوام تمدن نوین اسلامی نیز ارتباط پیدا می کند. طبق نتایج به دست آمده، به دلیل اصل خودآیینی یا خودمختاری، انسان شناسی فلسفی غربی، نوع نگرش به امر سیاسی و مفهوم قدرت، با رهیافت هستی شناختی به دموکراسی، می توان جایگاه تمدنی این نظام را در تمدن غرب به اثبات رساند، اما به دلیل مغایرت ارزش های بنیادین دو نظام اندیشگی اسلام و غرب، یکپارچگی در تمدن غرب، زوال در افق تمدن غرب، تحقق نیافتن کرامت انسانی، این نظام امکان ظرفیت سازی و زمینه سازی برای شکل گیری و تدوام تمدن نوین اسلامی را دارا نیست
تحلیل تاثیر سازه شخصی محمود احمدی نژاد بر قالب بندی و الگوی تصمیم گیری پرونده هسته ای درچارچوب تئوری جورج کِلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال دهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۷ (پیاپی ۶۷)
173 - 204
حوزههای تخصصی:
سیستم سازه های شخصی سیاستگذار یکی از مهمترین قالب های شناخت رفتار، کنش و تصمیم گیری او می باشد. در واقع اگرچه عوامل متعددی در نوع فهم و تصمیم گیری یک موضوع از سوی یک رهبر تاثیر دارند اما بدون شک سازه های شخصی به معنای ادراک، ارزش و باورهای او نقش بی بدیلی در این فرآیند دارد. بنابراین فهم بازنمایی پرونده هسته ای ایران و الگوی تصمیم گیری برآمده از این بازنمایی قطعا بدون شناخت سازه شخصیتی رهبران حاکم در سیاست خارجی ناقص خواهد بود. برپایه همین مساله هدف اصلی این مقاله شناخت تاثیر سازه شخصیتی احمدی نژاد در مسیر مناقشه هسته ای در مقابل غرب بعنوان طرف مقابل است. بر این اساس پرسش مقاله آن است که سازه شخصی احمدی نژاد چه تاثیری بر قالب بندی و سپس الگوی تصمیم گیری پرونده هسته ای داشته است؟ یافته های پژوهش در چارچوب تئوری جورج کِلی و سپس انطباق این یافته ها با آزمون کمی نشان می دهد که نقش سازه شخصی احمدی نژاد ضمن تاثیر اساسی بر پرونده هسته ای، آن را در قالب یک موضوع امنیتی- هویتی بازنمایی و به تناسب این قالب، تصمیم گیری ارزشی- روانشناختی را بر پایه پنج اصل تعبیر، دوگانگی، انتخاب، نوسان و جامعه جویی به عنوان الگوی مطلوب در خصوص آن بکار گرفت. روش پژوهش با توجه به تحلیل موضوع در دو سطح، توصیفی و پیمایشی (پرسشنامه) است.
طراحی الگوی بازی جنگ راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ششم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۲
95 - 129
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های الگوی بازی جنگ راهبردی و اعتبارسنجی آن در ارتش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر رویکردی آمیخته (کیفی- کمی) و با روش توصیفی از نوع اکتشافی- علّی صورت گرفته است. جامعه آماری برای فرآیند مصاحبه، شامل خبرگان حوزه بازی جنگ در سطح نیروهای مسلح بوده اند که به روش هدفمند قضاوتی و مبتنی بر معیارهایی به شناسایی آنان پرداخته شد و تعداد 12 نفر تا مرحله اشباع نظری داده ها در فرایند مصاحبه مشارکت نمودند. همچنین جامعه آماری برای توزیع پرسشنامه، شامل برخی از فرماندهان، معاونین و مسئولین نیروهای مسلح و دانشگاه های سازمانی بوده اند که حداقل دارای مدرک کارشناسی ارشد، آشنا با حوزه بازی جنگ و جایگاه سازمانی 18 راهبردی می باشند. با توجه به تعداد محدود جامعه آماری (46 نفر)، از روش سرشماری برای توزیع پرسشنامه ها استفاده گردید. ابزار جمع آوری داده ها در مرحله اول شامل مطالعه اسناد و مدارک و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان برای ارائه الگو و در مرحله دوم پرسشنامه 87 سؤالی برای اعتبارسنجی آن می باشد که روایی آن به دو روش همگرایی و تشخیصی و پایایی پرسشنامه به روش پایایی مرکب و آلفای کرونباخ تأیید گردیده است. تجزیه وتحلیل داده های کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوا (تِماتیک) و داده های کمی با استفاده از روش تحلیل عامل تأییدی در نرم افزار Smart-PLS 3 انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی بازی جنگ راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران دارای سه بُعد، "طراحی بازی جنگ"، "اجرای بازی جنگ" و "ارزیابی بازی جنگ" راهبردی می باشد که از 18 مؤلفه و 87 شاخص تشکیل یافته است. همچنین نتایج بخش کمی گویای آن است که ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های احصاء شده بخوبی الگوی بازی جنگ راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران را پشتیبانی نموده اند.
ظهور و افول جمهوری کُردستان در مهاباد و ساختارهای توزیعی قدرت در سطح منطقه ای
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله بررسی نقش کشورهای منطقه ی از جمله ترکیه و عراق بر اساس ساختارهای توزیعی قدرت در سطح منطقه و تحت تاثیر فشارهای بین المللی در روند شکل گیری و در نهایت سقوط جمهوری کُردستان در مهاباد در سال ۱۹۴۶ است. مطالعات متعددی در زمینه جنبش های کُردی در خاورمیانه و البته جنبش کُردی در ایران انجام گرفته است اما نکته حائز اهمیت در این مطالعه بررسی نقش قدرت های منطقه ای از جمله ترکیه و عراق با توجه به الگوی توزیع قدرت در جریان ظهور و سقوط جمهوری کُردستان در مهاباد است؛ مسئله ای که در مطالعات انجام گرفته در این زمینه تا حدود زیادی مغفول مانده است. از اینرو، بحث کانونی این مقاله با توجه به منابع و اسناد در دسترس و کتابخانه ای و منابع الکترونیکی و آرشیوهای موجود با رویکُردی تحلیلی - توصیفی صورت گرفته است. با توجه به مستندات و منابع و آرشیوهای دولتی و غیردولتی نباید نقش کشورهای منطقه ای از جمله ترکیه و عراق را در سقوط جمهوری کُردستان در مهاباد نادیده گرفت و این حرکت را صرفاً به اقدامات، منافع، حمایت ها و قطع حمایت های قدرت های چون شوروی، بریتانیا و ایالات متحده تقلیل داد. به عبارت دیگر، این دو قدرت منطقه ی به ویژه ترکیه به عنوان نیروهای تسهیل گر نقش محوری در تغییر رویکرد قدرت های بین المللی در قبال جمهوری کردستان در مهاباد داشتند.
اعجاز و اعجاب قدرت نرم؛ بازنمایی یهودیان در سینمای روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۵
149-171
حوزههای تخصصی:
قدرت نرم یکی از مهم ترین مؤلفه های حکومت ها و دولت ها برای تغییر اذهان نسبت به خود است. کارکرد مؤلفه های این قدرت، زمینه را برای تغییر افکار و اذهان به سمت مطلوب فراهم می کند و تقریباً همه دولت های موفق و برتر، به این مهم توجه خاص مبذول می دارند. این توجه پس از جنگ جهانی دوم و توسعه و گسترش صنعت سینما و اقبال عامه به این رسانه ماهیت و کارکرد مضاعفی پیدا کرده است. سینما، به عنوان یک ابَررسانه قدرتمند، توانایی بسیار بالایی در معرفی سرزمین ها، قومیت ها، ملت ها و سیاست های یک کشور پیدا کرده است. این مهم، مستمراً از مسیر کاربست قدرت نرم و به خدمت گرفتن رسانه ها با تکیه بر ابزارها و فن آوری های هنرمندانه، قادر است تصویری غیرواقعی ارائه کند که مطلوب و مقصود کارگردان و جریان حاکم بر تولید رسانه و «آفرینندگان دنیای جدید» مبتنی بر قدرت نرم است. سینما در حقیقت یکی از بهترین ابزارهای قدرت نرم در خدمت بازنمایی واقعیت است. در این نوشتار، جایگاه یهودیان روسیه با تکیه بر بازنمایی آنان در فیلم های سینمایی منتخب مورد توجه قرار گرفته و از خلال آن چگونگی توجه و تعامل با اقلیت یهودی مورد تجزیه و تحلیل واقع شده است. بازنمایی یهودیان در سینمای روسیه مبتنی بر کلیشه های رایج خوب و بد در سینماهای صاحب سبک دیگر است و بار اصلی فیلم در دفاع از حقوق آنان و حمایت از اقلیت مظلوم نمایانده، تنظیم شده است. یهودیان در سینمای روسیه به عنوان یک اقلیت قومی، همواره مظلوم، مهجور و ستمدیده به تصویر کشیده می شوند.
فراتحلیل روند دین داری ایرانیان در دهه گذشته و پیامدهای امنیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میزان و کیفیت دین داری مردم در جامعه ایران که بافت فرهنگی سنتی-دینی و حاکمیت اسلامی دارد، اهمیت راهبردی دارد و تغییرات آن می تواند پیامدهای امنیتی ایجاد کند. این مقاله می کوشد روند میزان دین داری ایرانیان را طی سال های 1388 تا 1398 ترسیم و تغییرات صورت گرفته را نشان دهد و پیامدهای امنیتی این تغییرات را بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در دوره زمانی فوق، تغییرات محسوسی در میزان دین داری مردم ایران رخ نداده، اما نوع دین داری، از شریعت محوری به دین عاطفی متمایل شده است. هرچند این نوع تغییر خطرآفرین به نظر نمی رسد، اما زیاده روی در دین داری عاطفی، ممکن است پیامدهای امنیتی از جمله تغییر گروه های مرجع عمومی، افزایش فرقه های دینی، کاهش نفوذ روحانیت و تضعیف جایگاه حاکمیت دینی و ولایت فقیه در پی داشته باشد.
تحول پارادایمی در معانی و دلالت های مفهوم امنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحول پارادایمی با تحول نظری مرزبندی مهمی دارد. این نوع تحول نه ناظر بر تحول در اجزاء نظری، بلکه ناظر بر تحول در فضای نظری است که برآیند آن، تغییر رادیکال در پیش فرض ها و برداشت های زمینه ای است؛ امری که سرانجام نه تنها به تحول در معانی، بلکه به تحول در دلالت های مفهومی می انجامد. مفهوم امنیت مانند سایر مفاهیم بسیط می تواند در گذر از فرآیند «تفهم» به تکوین «فهم» های متفاوتی بینجامد؛ زیرا تاریخ مند است و ذیل پارادایم های مختلف، دلالت های گوناگونی به خود می گیرد. از این نظر، تولد مفهوم امنیت به معنای کلاسیک آن را می توان مقارن با پیدایش پارادایم سیاسی تلقی کرد؛ پارادایمی که در قالب آن، امنیت هم ردیف حفظ نظم سیاسی و تمامیت ملت-دولت بود. پس از آن، گذار از پارادایم سیاسی به پارادایم اقتصادی امنیت روی داد؛ که بیش از هر چیز در شکل «تأمین اجتماعی» نمودار و در چارچوب آن، تلاش برای کاهش فاصله طبقاتی و افزایش عدالت اجتماعی به مبحث کانونی مطالعات امنیت بدل شد. از اواخر قرن بیستم به این سو، شاهد پیدایی پارادایم فرهنگی امنیت هستیم. این مقاله بر آن است که گذار به پارادایم فرهنگی امنیت، نتیجه مستقیم ورود به مرحله مدرنیته متأخر است که امکان طرح نظریات نوینی درباره امنیت فراهم آمد؛ که مهم ترین آن، نظریه امنیت جامعوی است؛ که اطمینان خاطر افراد و گروه های اجتماعی نسبت به حفظ هویت و ارزش هایشان را در کانون توجه مطالعات امنیت قرار می دهد.
سیاست زدگی و حکمرانی امنیت ملی؛ روندها، الگوها و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست زدگی یا سیاسی کردن در معنای عام به دخالت دادن و ترجیح انگیزه های سیاسی و گروهی در داوری ها و تصمیم گیری ها اطلاق می شود. در حوزه حکمرانی، سیاست زدگی عبارت است از رعایت نکردن اصل بی طرفی در سیاست گذاری ها و تصمیم گیری ها و دخالت دادن دیدگاه ها، گرایش ها و سوگیری های سیاسی در امور حرفه ای؛ که ممکن است در سطوح و الگوهای مختلف بروز یابد. هرچند سیاست زدگی در همه حوزه های کشورداری از مهم ترین آسیب ها و عوامل ناکارآمدی به شمار می رود، اما در حوزه حکمرانی امنیت ملی پیامدهای مخرب تری دارد. در چنین حالتی، کارگزاران، کنش گران سیاسی و تحلیل گران راهبردی و اطلاعاتی ترجیحات سیاسی شان را در مراحل مختلف انتخاب موضوع، جمع آوری داده ها، پردازش و تحلیل اطلاعات و تولید گزارش ها دخالت داده و از عینیت گرایی به نفع مصالح سیاسی صرف نظر می کنند. این پژوهش با مطالعه روندها و رخدادهای برجسته حوزه حکمرانی امنیت ملی در ایران، ابعاد و اثرگذاری این موضوع را بررسی کرده و یافته های آن نشان می دهد که سیاست زدگی در قالب هایی نظیر قطبی شدگی، نفوذ، موازی کاری و افشاگری یا نشت اطلاعات، هزینه های سیاسی و امنیتی قابل توجهی در پی دارد. بر این اساس، پیشنهادهایی برای کنترل سیاست زدگی یا مدیریت پیامدهای آسیب زای آن ارائه شده است.