فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۲۱ تا ۵٬۵۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
مسئله جایگاه عقل در فهم معارف دینی، به ویژه در باب توحید، از دیرباز موضوع مباحثات گسترده ای در میان اندیشمندان اسلامی بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی، به مقایسه جایگاه و کارکرد عقل در فهم توحید از منظر دو جریان فکری تأثیرگذار یعنی وهابیت و اخوان المسلمین می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که وهابیت، برخلاف اخوان المسلمین، قلمرو عقل در فهم توحید را محدود کرده و به نوعی رویکردی حداقلی نسبت به آن دارد. این تفاوت در نگاه به عقل، پیامدهای قابل توجهی در فهم مفاهیم بنیادین توحید، از جمله براهین اثبات وجود خدا، تقسیم بندی توحید، اثبات صفات خداوند و تفسیر صفات خبری داشته است. رویکرد حداقلی وهابیت به عقل همچنین منجر به نفی برخی از آموزه های اسلامی همچون توسل، استغاثه و ولایت تکوینی اولیاء شده است. در مجموع، این پژوهش نشان می دهد که اختلاف در نگاه به عقل، به تفاوت های چشمگیری در فهم و تفسیر آموزه های توحیدی در میان وهابیت و اخوان المسلمین منجر شده است.
بررسی تفسیر آیه «وَاحْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسَانِی» بر مبنای تبارشناسی داستان موسی (ع) و جبرئیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
۲۰۴-۱۷۳
حوزههای تخصصی:
سرگذشت حضرت موسی× در سوره های متعدد و از زوایای مختلفی بیان شده است. در آیه 27 طه، آغاز رسالت ایشان و درخواست آن حضرت مبنی بر رفع گره زبان مطرح می شود. معلول دانستن لکنت زبان به سبب ماجرای ذغال و طلا در کودکی موسی×، با توجه به تبارشناسی آن تا تفاسیر یهودیان از تورات و تلمود و میدراش، تفسیری اسرائیلی از آیه تلقّی می گردد. با توجه به ظاهر آیه، بیان لکنت زبان آن حضرت، شبهاتی مبنی بر تناقض عیوب جسمانی با مقام نبوت و ناکارآمدی آن در مقام تبلیغ القاء می نماید. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی بر آن است تا با بررسی تفاسیر فریقین، دلالت آیه مذکور بر نقص حضرت موسی× یا عدم آن روشن گردد. برخی مفسران اسباب غیرجسمانی برای لکنت زبان موسی× ذکر نموده اند؛ مانند: خوف از قبطیان، افصح بودن هارون× نسبت به موسی×؛ اما اکثر آنان بر مبنای روایت جمره، سببیت نقص جسمانی؛ اعم از مادرزادی یا عارضی را پذیرفته اند. این روایت افزون بر مشکل سندی، در دلالت نیز با ادلّه قرآنی و روایی معتبر، ناسازگار است. در صورت تفسیر آیه نامبرده بر اساس روایت تفسیری مذکور، حداقل باید با قول به مرتفع شدن لکنت و گره، بر اثر دعای موسی× از مستقر شدن شبهه وجودِ دائمی لکنت زبان برای موسی× احتراز نمود.
بازخوانی انتقادی آیه ۲۱ نساء با تمرکز بر جایگاه لغوی تفسیری دو مفهوم «میثاق غلیظ» و «احسان» در حقوق زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال ضرورت تشریح ضعف و کاستی های برخی نظرات تفسیری موجود در إقناع اذهان، پژوهش پیش رو با هدف بازنگری و درنگ در تفسیر آیه 21 نساء انجام یافته است. این رویکرد، مبتنی بر تمرکز در لغت، توجه به موضوع و پیوند محتوایی آیه به ویژه مفهوم «میثاق غلیظ» با آیات قبل از خود و دیگر آیات مربوط به طلاق، به طور خاص فراز «تسریح باحسان» است. حاصل این واکاوی بیانگر آن است که موضوع مالی آیه نه فقط مهریه بلکه همه اموال اعطا شده به همسر است. محتوای آیه نیز در ادامه تبیین گزاره های رفتاری هنجار بین مرد و زن در خانواده اسلامی، با ترسیم هندسه اخلاق- حقوق، مطایق با آیات قبل و دیگر آیات هم موضوع است. در این هندسه در صورت اراده مرد به طلاق، دوران محبت بین همسران از یک سو و میثاق غلیظ به معنای همه وظایف مالی او در برابر همسر از سوی دیگر یادآوری شده است. همچنین با توصیه به بخششی بیش از حقوق واجب زن هنگام طلاق (تسریح باحسان)، به عنوان تسکینی برای او در مرارت طلاق، چشم اندازی از ضرورت توجه به حقوق زن ترسیم شده است. دراین نگره، هیچ مردی نه تنها در ادای همه حقوق مالی و واجب زن، نباید کوتاهی کند بلکه نمی تواند سودای بازپس گیری چیزی از اموال اعطایی به همسر را نیز داشته باشد.
تحلیل هیجان شرم در روان شناسی اخلاق و امکان سنجی ابتناء اخلاق الهی و اجتماعی بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۵
۱۵۰-۱۳۳
حوزههای تخصصی:
هیجانات اخلاقی از ظرفیت مناسبی برای تبیین برخی از فضائل اخلاقی برخوردار می باشند؛ که در مباحث روانشناسی اخلاق به روش تجربی مباحث متنوعی ذیل هر یک از هیجانات شناسایی شده، بیان شده است. هدف از نگارش این پژوهش تبیین تاثیر هیجان شرم به عنوان رکن اصلی هیجانات خودآگاه بر ساحت اخلاق الهی و اخلاق اجتماعی است. مهم ترین نتیجه ای که با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی وجمع آوری اسنادی به دست آمده است این است که هیجان شرم امری فطری که متشکل از سه مولفه نظارت بیرونی، کرامت درونی و قبح رفتاری است و می تواند به عنوان یک فضیلت اخلاقی در ارزیابی خویشتن و در نسبت با خداوند، زمینه نیل انسان به مراتبی از تقوا که مبتنی بر کرامت خود می باشد،را محقق سازد. افزون بر این هیجان شرم در حوزه اخلاق اجتماعی منشأ بروز رفتارهای نیکی مانند «احترام» و «اکرام دیگران» و «وفای به عهد» می شود.
مفهوم شناسی و تحلیل مصادیق امکان از منظر فلسفه ملاصدرا و عرفان محقق قیصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
271 - 294
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «امکان» یکی از اصطلاحات پرکاربرد و مشترک در فلسفه و عرفان نظری است. عدم شناخت این دسته از اصطلاحات مشترک که احیاناً در فلسفه و عرفان نظری معانی متفاوتی دارند می تواند باعث خطا هایی در فهم گزاره های این دو علم شود. هدف از این پژوهش معناشناسی اصطلاح «امکان»، بررسی اشتراکات و افتراقات آن از منظر صدرالمتألهین شیرازی به عنوان بنیان گذار حکمت متعالیه و محقق قیصری شارح برجسته مکتب عرفانی ابن عربی است. نگارندگان در این پژوهش بر آن اند تا در راستای رسیدن به این هدف به این سؤال اصلی پاسخ دهند که اصطلاح امکان، در نظام تفکری ملاصدرا ازسویی و محقق قیصری ازسوی دیگر، چه اشتراکات و افتراقاتی دارد؟ این پژوهش از نوع مطالعه بنیادین است که به روش توصیفی و تحلیلی تهیه شده است. براساس دستاورد های پژوهش، نقطه اشتراک ملاصدرا و محقق قیصری در کاربست اصطلاح امکان، ماسوی الله است که در نظر هر دو اندیشمند، با وصف «امکان» توصیف می شوند؛ اما مصادیق «امکان» در دیدگاه محقق قیصری دامنه وسیع تری دارد و اعیان ثابته ممکن الظهور را نیز شامل می شود؛ چنان که درباره اصطلاح «امتناع» در دیدگاه محقق قیصری، بر همین منوال، اعیان ثابته ممتنع الظهور را در بر می گیرد. امکان فقری در حکمت متعالیه وصف وجود است، اما امکان از نگاه محقق قیصری هیچ گاه وصف وجود قرار نمی گیرد.
مستندات فرارشته ای بودن مطالعات تفسیری
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸
53 - 74
حوزههای تخصصی:
پژوهش های میان رشته ای در جهان نوین و به ویژه در دهه های اخیر و در پی ظهور مسائل پیچیده و چند تباری اجتماعی- زیستی در جوامع شهروندی، مورد توجه دانش پژوهان دانشگاهی و مدیران ساختار های اجتماعی قرار گرفته است. نوپدید بودن و گسترش پژوهش های میان رشته ای و میزان و عمق امتزاج و تلفیق این علوم، موجب مطرح شدن گونه ها و رویکرد های متفاوتی از آن شده که کلان طیف های آن عبارتند از: چند رشته ای، بینا رشته ای و فرا رشته ای. میان رشته ای بین منابع اسلامی و به ویژه تفسیر قرآن با سایر علوم بشری، از این قاعده مستثنی نیست. پرسش اصلی مقاله حاضر که با روش مساله محور، توصیفی، تحلیلی و نظری کنکاش می شود، آن است که مستندات فرارشته ای بودن مطالعات تفسیری قرآن چیست؟ دستاورد این پژوهش، دستیابی به مستندات چهارگانه در احتساب مطالعات تفسیری قرآن به عنوان تحقیقی فرارشته ای به شرح ذیل است:
اول، وجود شاخصه های چهارگانه پژوهش های فرارشته ای در مطالعات قرآنی؛ دوم، نقش مولفه های چهارگانه متن پژوهی (= نویسنده، متن، خواننده و واقعیت پنهان و تاریخی متن) در مطالعات تفسیری است که مقتضی فرا رشته ای می باشد؛ سوم، کاربست رویکرد های پنج گانه معناشناختی تحلیل واژه ها، تاریخی واژگان، گفتمان حاکم بر متن و معناشناسی شناختی زبان و ذهن که مقتضی عبور از مرز های تخصصی علوم می باشد؛ چهارم، ارتباط بنیادین مفاهیم قرآنی با کلان رشته های سه گانه (= علوم انسانی غیر تجربی و تجربی و علوم تجربی طبیعی) و گستره وسیعی از ذیل رشته های علمی.
مقایسه تطبیقی نظریات تفسیری ابن عاشور و علامه طباطبایی پیرامون آیه 124 سوره بقره
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸
93 - 115
حوزههای تخصصی:
مقایسه تطبیقی تفسیر مفسران پیرامون آیات و موضوعات قرآنی از جمله راه های فهم صحیح مراد الهی است. در این روش، آراء مفسران قرآن براساس شواهد قرآنی، عقلی و نقلی مورد مقایسه و ارزیابی قرار می گیرد و نظر صحیح پیرامون آیه و موضوع منتخب، تبیین می شود. ابن عاشور و علامه طباطبایی روش تفسیری قرآن به قرآن را مبنای تفسیر خود قرار داده اند. بر این اساس، مقایسه و ارزیابی نظریات تفسیری این دو مفسر با یکدیگر اهمیت به سزایی دارد و موجب فهم مراد الهی براساس سیاق آیات قرآن می شود. آیه 124 سوره بقره افزون بر ارائه نمایی کلی از مکالمه حضرت ابراهیم با خداوند و درخواست های وی از ذات ربوبی، حاوی مفاهیم و اصطلاحات مهم کلمات، ابتلاء و امامت است که فهم معنای دقیق حقیقی آن ها تأثیر مهمی در شکل گیری زمینه فکری و اعتقادی مسلمانان نسبت به سنت های الهی همانند ابتلاء و نیز موضوع مهم و اصولی امامت دارد. در همین راستا، تحقیق حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تفسیر آن دو مفسر پیرامون محتوای آیه 124 سوره بقره از جمله: اصطلاحات مهم قرآنی ابتلاء، کلمات و امامت و نیز درخواست حضرت ابراهیم برای اعطای امامت به ذریه اش و در نهایت پاسخ خداوند به او، پرداخته است. براین اساس، ابن عاشور و علامه طباطبایی، سیاق واحدی را بر آیه شریفه در نظر می گیرند و درباره دعای ابراهیم و پاسخ خداوند به آن؛ نظری مشابه با همدیگر مطرح نموده اند، اما زمان شروع ابتلای ابراهیم و تفسیر اصطلاحات قرآنی مذکور در آیه محلّ اختلاف این دو مفسر است. ابن عاشور اصطلاحات مذکور را همانند مفسران سلف فریقین تفسیر نموده است، حال آنکه علامه طباطبایی ضمن استناد به آیات متعدد قرآنی، تفسیری بدیع و متفاوت از اصطلاحات قرآنی آیه محلّ بحث ارائه نموده است.
Development and Validation of the Familiarity with the Qur’an Questionnaire(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Qur’an encompasses a multitude of valuable teachings that serve as essential guidance for Muslims. To fully derive benefits from this divine source, a comprehensive and continuous engagement is imperative. The present study aimed to develop and standardize the "Familiarity with the Qur’an Questionnaire" (FwQQ) and to investigate its factorial structure. Utilizing the insights of Qur’an teachers, experts, and lecturers of Qur'anic studies with seminary degrees from Saqqez County, the characteristics of individuals familiar with the Qur’an were identified. Based on these characteristics, a 22-item questionnaire was developed. A total of 434 primary and secondary school teachers as well as Qur’anic studies instructors from Saqqez, selected through multi-stage cluster sampling, participated in the study and completed the questionnaire. The collected data were analyzed using SPSS and LISREL software through exploratory factor analysis (EFA) (including principal component analysis (PCA) with varimax rotation), and confirmatory factor analysis (CFA) (using fit indices). The Kaiser-Meyer-Olkin (KMO) test indicated that the data were suitable for factor analysis. Additionally, PCA with varimax rotation revealed that the FwQQ comprises two factors: "Learning and Teaching the Qur’an," and "Tendency towards the Qur’an and Contemplation on It." These results were also supported by CFA, demonstrating a good fit between the data and the two-factor model. The reliability of the questionnaire, calculated using Cronbach's alpha, was found to be 0.97 for the overall scale, 0.93 for the first factor, and 0.96 for the second factor. This validated instrument holds promise for future research exploring the role of Familiarity with the Qur’an in various psychological and social contexts.
Discourse Analysis of Ayatollah Khamenei’s Letter to American University Students: Applying Paul Gee’s Theoretical Framework
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۲, Issue ۴, ۲۰۲۴
347 - 362
حوزههای تخصصی:
This study examines a recent letter by Ayatollah Khamenei addressed to university students in the United States who are actively participating in protests against U.S. foreign policy and its support for the Zionist regime. The central research objective is to analyze the discourse structures within the letter to determine how they function in advancing specific messages within a defined ideological framework. Additionally, the study explores how the letter constructs notions of power and identity, and how these constructions may influence public perception. Employing James Paul Gee’s discourse analysis methodology (2014, 2018), the study investigates both the textual and ideological dimensions of the letter. The findings highlight several key themes: the dichotomy between political entities (e.g., the Zionist regime versus Palestine), the praise of American students for supporting the people of Gaza, and the advocacy for Palestinian human rights in the pursuit of peace and independence. These themes are embedded within the broader context of global political conflict. The analysis also identifies multiple identity constructs, including the U.S. government and its political allies, American youth and student activists, Muslims, the Axis of Resistance, and the oppressed, particularly women and children, in occupied Palestine. Through this discourse, the letter seeks to persuade, commend, and galvanize American students, urging them to remain on what is portrayed as “the right side of history”.
نقد انگاره بت پرستی جرالد هاوتینگ با تأکید بر رویکرد تفسیری علامه طباطبائی
حوزههای تخصصی:
جرالد هاوتینگ یک محقق و خاورشناس برجسته انگلیسی در زمینه پایه های تشکیل اسلام است. در کنار فرضیه های مختلف او نسبت به نوع پیدایش و گسترش آموزه ها و محیط جغرافیایی اسلام و قرآن در جهان عرب، یکی از فرضیات مهم در باب فهم علمی مفهوم بت پرستی جرالد هاوتینگ است که اساساً مبتنی بر این ایده اقامه گشته که بت پرستی یکی از ویژگی های اصلی و تعیین کننده دینِ عرب پیش از اسلام به شمارمی رود. و نظرات انتقادی او نسبت به متن قرآن حاوی مسائل مختلفی است که سرشت جدلی آیات در موضوع بت پرستی را نیز شامل می گردد و نوع بیان قرآن نسبت به مخالفان که از اعتقاد اسلام پیروی نمی کنند بدین شکل است. از این رو نگاه حدسی و موردی هاوتینگ لازم می آورد که اعتقاد بت پرستی به گروه خاصی که تنها به پرستش اصنام گوناگون مشغولیت دارند اطلاق گردد.از این رو پژوهش حاضر در نظر دارد به توصیفی- تحلیلی به نقد چنین انگاره ای براساس نگاه تفسیری علامه طباطبائی بپردازد. براساس کلام علامه ارتباط همگون و نزدیکی بین کفر و شرک وجود دارد و شمولیت این عنوان برخلاف اعتقاد جرالد هاوتینگ علاوه بر بت پرستان، در بیشتر اوقات یهودیان و نصاری را نیز شامل می شود. به این بیان در بسیاری از آیات که موضوع بحث از شرک و کفار است، پیروان ادیان الهی دیگر مانند یهود و مسیحیت نیز در دایره مخاطبان آیات به حساب آمده اند.
بازپژوهی تحلیلی آراء تئودور نولدکه پیرامون نگارش قرآن
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در راستای «نقد و بررسی آراء تئودور نولدکه درباره رسم الخط و قرائت قرآن» و مجموعه ای از فرضیه ها و مطالب مهمی که پیرامون قرائات و رسم الخط قرآن ابراز شده تنظیم و تدوین شده است، و در پی آن است که وحیانی بودن و وثاقت متن قرآن را از طریق آیات و روایات و شواهد تاریخی و ... به اثبات رساند و شبهات وارده از طرف نولدکه و برخی از مستشرقان به ساحت مقدس قرآن در این موضوع را پاسخگو باشد. پژوهه حاضر با بهره جستن از شیوه توصیفی و تحلیلی و با رویکرد انتقادی همراه با گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات سامان یافته و به بازپژوهی تحلیلی آراء تئودور نولدکه درباره قرائت قرآن پرداخته است. تئودور نولدکه معتقد است پیامبر(ص) وجود اشکالات لفظی در قرآن را پذیرفته، امّا آنها را به نویسندگان نسبت می دهد و از ناحیه آنها می داند. نتایج پژوهه حاضر حاکی از آن است که: رسم الخط و کتابت قرآن غیر از قرائت است زیرا مأخذ قرائت، روایات و اسناد است ولی مأخذ رسم الخط همان طرقی است که در نوشتن معمول می باشد. بنابراین آیات قرآنی باید همان گونه قرائت شود که نقل شده، نه طبق رسم الخط و کتابت آن، اساس و پایه قرائت است، (قرائت شفاهی که از پیامبر(ص) رسیده) و رسم الخط قرآن، مبتنی بر قرائت می باشد. شبهات نولدکه در مورد رسم الخط و متن قرآن از اساس باطل است زیرا دلایل او در این خصوص مخدوش می باشد و در اثبات آرای او ناتمام و ناقص است.
جایگاه ماهی در زندگی اجتماعی و پزشکی مسلمانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
82 - 105
حوزههای تخصصی:
ماهی به عنوان یک ماده خوراکی به ویژه در مناطق واقع در حاشیه رودخانه ها و دریاها، مورد استفاده فراوان بود. مسلمانان به اقتضای مناطق سکونت خود، با این ماده غذایی بی پایان و انواع و اقسام ماهی ها آشنایی داشتند و از آنها به شکل های مختلف غذایی و دارویی استفاده می کردند. ماهی، و انواع حلال و حرام و محدودیت ها و ممنوعیت های صید آن، هم در قرآن و هم در احادیث دینی وارد شده و در ادبیات و فرهنگ عمومی مردم مسلمان راه یافته است. در این پژوهش، با استفاده از متون تاریخی، حدیثی، پزشکی، ادبی و شعری مسلمانان تا پیش از پیدایش علوم جدید، اطلاعاتی مانند ماهی های مرغوب و نامرغوب، عوامل مؤثر در مرغوبیت گوشت ماهی، شیوه های پخت ماهی، شیوه های نگهداری گوشت ماهی برای مدت طولانی، تأثیر گوشت ماهی در افراد با سنین و طبع های مختلف، محدودیت ها و مراقبت های لازم پس از خوردن ماهی، اهمیت غذایی و دارویی و کاربردهای درمانی و صنعتی گوشت و اجزاء بدن ماهی ها، راه های خارج کردن استخوان ماهی از گلو و شیوه های نظارت محتسبان بر کار ماهی فروشان، جمع آوری شده و در صدد پاسخ به این سوال است که ماهی چه کاربردها و چه جایگاهی در زندگی اجتماعی و فرهنگ غذایی و حوزه درمانی مسلمانان داشته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که ماهی در جوامع اسلامی، ضمن داشتن ارزش غذایی و کاربرد درمانی، ارزش اقتصادی محلی داشته و با توجه به شرایط خاص گوشت ماهی و نبود امکانات نگهداری، ارزش صادراتی و اهمیت تجاری نداشته است.
اصل منع استنباط معکوس در اندیشه اصولی سیدمرتضی در رد دلیل خطاب: بنیانی منطقی یا چالشی زبانی؟(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
35 - 58
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی بنیان های منطقی و زبانی دیدگاه سید مرتضی در رد دلیل خطاب (اینکه آیا تعلیق حکم بر صفتی دلالت بر نفی آن حکم از موارد فاقد صفت می کند یا خیر؟) می پردازد. سید مرتضی با تأکید بر اصل «منع استنباط معکوس»، هرگونه دلالت وصف بر نفی حکم از سایر موارد را رد می کند و آن را مبتنی بر مغالطه ای زبانی و فهم نادرست از غرض متکلم می داند. پژوهش حاضر، ضمن بازخوانی دقیق دیدگاه سید مرتضی، می کوشد نشان دهد که این رویکرد او، بر بنیانی عقلانی و التفاتی به نیت متکلم استوار است. برای این کار، با بهره گیری از نظریه ی دلالت ضمنی گرایس، نحوه ی دفاع عقلانی از این موضع تشریح شده و نشان داده می شود که اصل منع استنباط معکوس نه تنها چالشی زبانی نیست، بلکه مبتنی بر روشی تحلیل گرایانه و اصولی در فهم مقصود شارع است. در نهایت، از منظر فلسفه ی زبان معاصر نیز رویکرد سید مرتضی از انسجام درونی و سازگاری منطقی بالایی برخوردار ارزیابی می شود.
احادیث «خودتوصیفی» در آیینه رجال کشّی جایگاه، کارکرد و چالش ها
حوزههای تخصصی:
«احادیث توصیفی» به عنوان منبعی مهم در راوی شناسی در کنار داوری های رجالیان، هماره محلّ توجّه و بحث بوده است. این نوشتار با تمرکز بر گونه ای ویژه از این احادیث، با عنوان «احادیث خودتوصیفی»، به تحلیل و جایگاه شناسی آن پرداخته، چالش های پیش روی آن را گردآوری کرده و به بحث نشانده است. احادیث خودتوصیفی، به سبب آنکه توصیف کننده راوی از سوی امام، خود اوست، از دیرباز تأمّلاتی را از سوی عالمان شیعه شاهد بوده و نقدهای جدّی را پشت سر گذاشته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل چالش های پیش روی این گونه از احادیث راوی شناسانه، نخست تعریفی جامع از احادیث خودتوصیفی ارائه می دهد و مرزهای مفهومی آن را تبیین می کند؛ سپس با استناد به شواهد و قرائن، در دو محور «قرائن استحکام استنادی» و «قرائن استحکام محتوایی»، امکان اعتماد به این احادیث را بررسی کرده و در نهایت، راهبرد مواجهه با این منبع مهم در راوی شناسی را برای خوانندگان ترسیم می کند. اعتماد به بیشتر احادیث خودتوصیفی پس از گذران فرایند بررسی، نتیجه عملی این پژوهش خواهد بود.
ارزیابی امکان دفاع از نظریه عینیت ذات و صفات خداوند با تکیه بر نظریه های گوناگون درباره هستی شناسی ویژگیها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
107 - 126
حوزههای تخصصی:
تبیین نسبت ذات و صفات خداوند یکی از اساسیترین مسائل فلسفی و کلامی است. عینیت ذات و صفات، یکی از نظریه های مهم در تبیین نسبت ذات و صفات خداوند است که با باور به بساطت خداوند بمثابه مهمترین یا دست کم، یکی از مهمترین اوصاف متافیزیکی خداوند سازگار است. اما پذیرش عینیت ذات و صفات خداوند یا بساطت خداوند در گرو نوع نظریه یی است که درباره هستی شناسی ویژگیها و صفات ارائه میشود. در فلسفه اسلامی و متافیزیک تحلیلی معاصر، نظریه هایی گوناگون درباره هستی شناسی ویژگیها ارائه شده است. مقاله حاضر، با توضیح نظریه های فوق، نشان داده که 1) دفاع از عینیت ذات و صفات خداوند بر نظریه یی درباره هستی شناسی صفات استوار است. 2) بمدد هر نظریه درباره هستی شناسی صفات، نمیتوان عینیت ذات و صفات را تبیین کرد. 3) در پرتو نظریه بریان لفتو و ملاصدرا میتوان از عینیت ذات و صفات خداوند دفاع نمود.
الگوی نوآورانه امام سجاد علیه السلام در جهاد تبیین در دوران خفقان و تقیه
حوزههای تخصصی:
در شرایطی که جوامع اسلامی با جنگ های نرم مواجهند، بررسی الگوهای مقاومت نرم برای یافتن راهبردهای کارآمد، ضرورتی انکارناپذیر است. دوران امام سجاد علیه السلام شدیدترین دوره استبداد و جنگ ترکیبی امویان علیه اسلام اصیل بود. امتداد یافتن نهضت امام حسین علیه السلام پس از آن مبارزه سخت، نیازمند بهره گیری نوآورانه از فرصت ها بود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع تاریخی، به این سؤال پاسخ می دهد که امام علیه السلام در آن شرایط از چه الگویی برای جهاد تبیین بهره بردند؟ یافته ها نشان می دهد امام علیه السلام با انتقال مبارزه به عرصه نرم، از راهبردهایی چون «بازسازی مفاهیم دینی»، «کادرسازی پنهان» و «ارائه منشور حقوقی- اجتماعی» استفاده کردند. ایشان در حوزه ابزار نیز از کنش های فردی و عبادی، به ویژه دعا برای انتقال معارف بهره بردند. این پژوهش نتیجه می گیرد که الگوی جهاد تبیین امام سجاد علیه السلام در بستر راهبرد تقیه، مدلی هوشمندانه، آگاهانه، احیاگرانه و مبتنی بر ترکیب خطرپذیری و احتیاط بود که توانست هسته تفکر شیعی و اسلام ناب را در یکی از سخت ترین بحران های تاریخی حفظ کند و زمینه را برای نهضت علمی امام باقر و امام صادق علیهم السلام فراهم آورد. این الگو می تواند یک نقشه راه عملی باشد برای کنشگران فرهنگی در مواجهه با چالش های مختلف امروزی.
معناشناسی «حیرت» با تکیه بر تحلیل مقایسه ای حوزه معنایی «سرگردانی» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشتقات واژه «حیرت» از کلمات پر کاربرد در معارف اسلامی است. خلأ معناشناختی واژه «حیرت» در پژوهش های پیشین سبب شده است نگارنده ظرایف معنایی این واژه را در مقایسه با واژگان همسو، ارزیابی و ازلحاظ معنایی مقایسه کند؛ ازاین رو، ابتدا معنای لغوی این واژه، مطرح و سپس به بررسی آن در میان واژگان حوزه معنایی «سرگردانی» پرداخته میشود. در این مرحله با قراردادن حیرت در نقطه کانونی این حوزه کلماتی معرفی و با واژه حیرت مقایسه معنایی شده اند که بیشترین مؤلفه های معنایی مشترک با حیرت را در قرآن کریم داشته اند؛ واژه هایی همچون «یُبْلِسُ»، «فَبُهِتَ»، «مُذَبْذَبینَ»، «یَعْمَهُونَ»، «یَتیهُونَ»، «مِرْیَه»، «یَهِیمُونَ» و «یَتَرَدَّدُونَ». از مقایسه واژگان معلوم می شود تحیر برخلاف واژه ابلاس فاقد مؤلفه ناامیدی از راهیابی است و نیز «مُذَبْذَبینَ» حاوی معنایی از سرگردانی است که به عمد رخ می دهد و مخصوص منافقان است. معنای مستظهر از «یَتیهُونَ» مشتمل بر تشبیه به سرگردانی در بیابان است. واژه «مِرْیَه» بیان کننده ریشه سرگردانی در شک است و کلمه «هام» از سردرگمیِ حاصل از عشق خبر می دهد؛ درحالی که واژه تحیر و تردد نسبت به این مؤلفه ها مطلق است.
جهانگشای خاقان، کتاب داستان نه منبع دست اول
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۰۵)
407 - 416
حوزههای تخصصی:
در ایران باور عمومی پژوهشگران بر آن است که جهانگشای خاقان منبعی است دست اول از زندگانی شاه اسماعیل که در زمان جانشین و پسرش شاه طهماسب نوشته شده است. اما واقعیت آن است که این کتاب بنا بر پژوهش های اخیر متنی است متأخر و داستانی از بیجن نامی که در دوره شاه سلیمان صفوی آن را به رشته تحریر درآورده است. در این مقاله نخست یکی از دو ویراست و چاپ جدید این کتاب معرفی و نقد می شود و سپس به پژوهش هایی پرداخته شده است که نشان می دهد این متن فاقد آن اعتباری است که عموماً در ایران به آن قائل اند.
اصول و روش های تربیتی امام رضا (ع) در دوران پس از تولد کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۵
163 - 196
حوزههای تخصصی:
نهاد خانواده، بنیان جامعه بشمار می رود و اولین کانون تربیت و سلامت آن، نخستین بایسته ایجاد جامعه دینی و قانون مدار است.از سویی فرزند سرمایه ای است که به پدر و مادر سپرده شده تا از این رهگذر، توانشهای وی به فعلیّت رسند و انسان کامل و متخلّق به صفات الهی که فلسفه آفرینش است، تحقّق یابد. سوگمندانه این نهاد که تأثیرگذارترین واحد تربیتی کودک به شمار می آید به دنبال تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پدید آمده در ایران و جهان و با وجود پیشرفت های عظیم صنعتی و رفاه بیشتر، دچار گونه هایی از چالش های آشکار و پنهان گردیده و از رسالت خویش، بازمانده است. بی تردید، احیای کارکردهای آن ازجمله تربیت فرزندان، امری حیاتی تلقّی می گردد. آیا امام رضا (ع) که گفتار و رفتارش حجت و مطابق خواست خداوند انجام پذیرفته، بر أصول و روشهای خاصی در باره تربیت فرزند در برهه پس از تولد برای رسیدن به اهداف تربیتی، پای فشرده است؟ راقم این سطور با خوانش منابع به روش کتابخانه ای و ارائه آن به شیوه تحلیلی- توصیفی، گام برداشته و منبع استخراج اصول و روشها، سیره نظری و عملی ایشان است. اصول ناهمسان بودن کودکان، محبت، عدالت ورزی و تکریم فزون تر کودک با نام دینی، مورد توجه ویژه ایشان است. روش های زمینه ساز تربیتی زیر که برخی اختصاص به هفته نخست زایش و پاره ای شمول بیشتری دارند، مورد تأکید امام (ع) بوده است: شیر مادر، گزینش شیردهنده خردمند و تندرست، گفتن اذان واقامه در گوش کودک، انتخاب نام نیک، عقیقه، صدقه دادن به سنگینی موی سر، ختنه، تغذیه سالم، پافشاری به نماز، آموزش قرآن، آشنایی با آموزه های مکتب اهل بیت ادب آموزی، ستودن کارهای مثبت، شرطی سازی پرورش، پایبندی به وعده ها و تنبیه بجا. بی تردید اگر نظام خانواده و تعلیم و تربیت متأثر از رویکردهای یادشده باشد، به گونه حتم برونداد آن، فرزندانی درست کردار و قانون مدار خواهد بود.
«معیتِ مطلق و مقید» بر مبنای سه سیر فلسفی مفهومی، وجودی، ظهوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعابیرِ مطلق و مقید از تعابیری هستند که گاه مفهومی و گاه مصداقی در معیتِ هم مطرح می شوند؛ از نظر بر تحقق سه سیرِ فلسفی، بر مبنای سیر اول، اطلاق به معنای سعه ی مفهومی و تقیید به معنی ضیق مفهومی است. و معیت میان دو مفهوم شکل می گیرد. بر مبنای سیر دوم و پذیرش اصالت وجود و وحدت تشکیکی آن، و نفی سعه ماهوی، کلیت و اطلاق در وجود عبارت است: از تمامیت ذات وجود و احاطه او نسبت به مادون؛ و چون هستی در این سیر، دارای مراتب است، سعه و شمولیت و اطلاق به معنای احاطه ی مراتبِ بالاترِ وجود بر مراتبِ مادون آن است؛ وجود مطلق شامل وجود مقید است و وجود آن را در بر می گیرد ولی مقید شامل مطلق نیست؛ بر مبنای سیر سوم نیز اطلاق به معنی سعه ی وجودی است اما چون وجود واحد است و حتی نمی توان وجود را در اوجِ مباحث به مطلق و مقید تقسیم کرد، کلیت و احاطه به نحوِ احاطه ی قیومی مطرح است. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی سه سیر فلسفی ملاصدرا در باب معیت مطلق و مقید خواهیم پرداخت.