مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
میثاق غلیظ
حوزههای تخصصی:
لازمه فهم صحیح متون دینی، واکاوی دقیق تعابیر و اصطلاحات به کار رفته در آن است. اختلاف نظر مفسران درباره بعضی اجزای کلام، این احتمال را گوشزد می کند که ممکن است گرایش ها و مشرب های فکری متفاوت، در آرای تفسیری ایشان موثر باشد. این نشانه بر آن می دارد تا با نگاهی ژرف به حلّ اختلاف اقدام نمود و از دیگر سو، در صورت نبود اختلاف و تشابه دیدگاه ها ذیل آیه یا سیاق واحد، رأی به عدم تأثیرگذاری مشرب های فکری در تفسیر ایشان داد. این امر، بررسی تطبیقی آرای مفسران با مکاتب و مذاهب مختلف تفسیری را ضروری می سازد. بر این اساس، پژوهش حاضر به واکاوی مولفه های کلیدی در آرای مفسران شیعی و اهل سنت، ذیل آیات 7 - 15سوره احزاب، با رویکرد تطبیقی جزئی و روش توصیفی- تحلیلی پرداخته و وجوه افتراق و اشتراک در تفاسیر عرضه شده را مورد توجه قرار داده است. حاصل این پژوهش بر اتفاق آرای مفسران ذیل برخی مولفه ها مانند «امداد الهی» و «ضعف ایمان منافقان» صحه می گذارد، ضمن این که از اختلاف رای و روش ایشان گاه کلی و گاهی نیز در امور جزئی، جهت تبیین مولفه هایی چون «میثاق غلیظ»، «صدق» و «ترس شدید» حکایت می کند.
لوازم فقهی میثاق غلیظ در روابط خانوادگی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۷
183 - 206
حوزههای تخصصی:
کاربرد قرآنی میثاق غلیظ در ازدواج، نشانه اهمیت پیمان زناشویی و نهاد خانواده است. این تاکید و تشدید در پیوند ازدواج، مستلزم احکامی است که در این تحقیق، به لوازم فقهی میثاق غلیظ تعبیر کرده ایم. هدف از این تحقیق، معرفت افزایی نسبت به حقیقت پیوند ازدواج به منظور پیشگیری از آسیب هایی است که نهاد خانواده با تأثیرپذیری از تحولات عصر جدید با آنها روبرو شده است. برای دست یافتن به این هدف، با روش تحلیل متنی در آیه 21 سوره نساء و با گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و استناد به منابع تفسیری و فقهی، به لوازم فقهی میثاق غلیظ در روابط خانوادگی (ازدواج و طلاق) پرداخته ایم. لزوم ایجاب و قبول لفظی و بطلان ازدواج های بی پایه و اساس مانند ازدواج سفید، هم باشی و معاطاتی، شاهدگرفتن در عقد ازدواج، تعهد مالی (مهریه، نفقه و ارث) و تمکین، از لوازم فقهی میثاق غلیظ در گستره ازدواج است. اجرای طلاق با صیغه، لزوم شاهدگرفتن، بقای پیوند زناشویی در برخی صور طلاق (رجعی) و عده وفات و جایزنبودن اخذ مهریه پرداخت شده نیز از لوازم فقهی میثاق غلیظ در حوزه طلاق است.
بازخوانی انتقادی آیه ۲۱ نساء با تمرکز بر جایگاه لغوی تفسیری دو مفهوم «میثاق غلیظ» و «احسان» در حقوق زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال ضرورت تشریح ضعف و کاستی های برخی نظرات تفسیری موجود در إقناع اذهان، پژوهش پیش رو با هدف بازنگری و درنگ در تفسیر آیه 21 نساء انجام یافته است. این رویکرد، مبتنی بر تمرکز در لغت، توجه به موضوع و پیوند محتوایی آیه به ویژه مفهوم «میثاق غلیظ» با آیات قبل از خود و دیگر آیات مربوط به طلاق، به طور خاص فراز «تسریح باحسان» است. حاصل این واکاوی بیانگر آن است که موضوع مالی آیه نه فقط مهریه بلکه همه اموال اعطا شده به همسر است. محتوای آیه نیز در ادامه تبیین گزاره های رفتاری هنجار بین مرد و زن در خانواده اسلامی، با ترسیم هندسه اخلاق- حقوق، مطایق با آیات قبل و دیگر آیات هم موضوع است. در این هندسه در صورت اراده مرد به طلاق، دوران محبت بین همسران از یک سو و میثاق غلیظ به معنای همه وظایف مالی او در برابر همسر از سوی دیگر یادآوری شده است. همچنین با توصیه به بخششی بیش از حقوق واجب زن هنگام طلاق (تسریح باحسان)، به عنوان تسکینی برای او در مرارت طلاق، چشم اندازی از ضرورت توجه به حقوق زن ترسیم شده است. دراین نگره، هیچ مردی نه تنها در ادای همه حقوق مالی و واجب زن، نباید کوتاهی کند بلکه نمی تواند سودای بازپس گیری چیزی از اموال اعطایی به همسر را نیز داشته باشد.
تأثیر مفاهیم قرآنی بر قوانین خانواده در کشورهای اسلامی
حوزههای تخصصی:
قرآن در قوانین اساسی بسیاری از کشورهای اسلامی، منبع اصلی تقنین معرفی شده است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که با وجود تاکید قوانین اساسی کشورهای اسلامی بر مرجعیت قرآن در حقوق موضوعه کشور، بازتاب این امر در مقررات احوال شخصیه چیست؟ در این پژوهش صرفاً نقش مفاهیم قرآنی پیرامون جنبه هایی از ازدواج به عنوان مصداقی از مصادیق مطرح در چند کشور اسلامی، به صورت مقایسه ای مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا، قوانین احوال شخصیه کشورهای عربی، غیرسکولار و همسایه ایران ازجمله کویت، عراق، عمان، امارات متحده عربی و اردن و قانون مدنی ایران مدنظر بوده است. بنابراین، تلاش شده است با معرفی مفاهیم قرآنی به کار گرفته شده یا قابل به کارگیری در قوانین خانواده، به سمت یکپارچگی نظام حقوق خانواده اسلامی در منطقه و فراتر از آن حرکت شود. نتایج نشان داد، در قوانین کشورهای عربی مورد مطالعه، ازدواج با عنوان «زواج»، صریحاً و با استفاده از مفاهیم قرآنی «مودت، رحمت و سکونت» تعریف و ماهیت آن، عقد دانسته شده است. به جهت ممنوعیت عقد منفطع در فقه و حقوق این کشورها، دائمی بودن نکاح به تصریح نیاز نداشته و به ابتنای تشکیل خانواده بر ازدواج تاکید گردیده است. در قانون مدنی ایران، ازدواج با عنوان «نکاح» که از کاربرد بیشتر و دقیق تری برای بیان رابطه زن و شوهری در استعمالات قرآنی برخوردار است، و دو نوع موقت و دائم آن مورد توجه بوده است؛ اما تعریف نشده و در عین حال، عقد دانستن آن به وضوح مورد پذیرش قرار گرفته است. با این حال در قوانین این کشورها، توجه به قالب قرآنی «میثاق غلیظ» برای بیان ماهیت ازدواج به جای عقد و قرارداد و عهد، برخلاف پاره ای کشورهای غربی، مغفول مانده است.
مؤلفه های وفاداری در خانواده با معناشناسی «میثاق غلیظ» در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تبلیغ فرهنگ جوامع غربی، خانواده و عنصر مهم وفاداری در معرض تهدید و آسیب جدی قرار گرفته است. در جامعه اسلامی برای پایداری نهاد خانواده توجه به آموزه های قرآنی و لزوم کاربست آن در رابطه زناشویی ضروری می نماید. قرآن از ازدواج با تعبیر «میثاق غلیظ» یاد کرده است. بر اساس آن، ازدواج یک تعامل روحی روانی شمرده می شود. هم چنین ازدواج بر این اساس، پیمان محکمی به شمار می رود که باید محبت و انسانیت، محور ارتباط زن و شوهر باشد. قرآن نیز یادآوری خاطرات شیرین میان زن و شوهر را مفید می داند. این عوامل می تواند از مؤلفه های وفاداری در قرآن محسوب شود.
«میثاق غلیظ» و «صدق صادقین» در آیات 7-8 سوره احزاب: تفسیر تطبیقی طباطبایی و فضل الله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعبیر «میثاق غلیظ» و «صدق صادقین» در تعدادی از آیات قرآن تکرار شده است؛ بااین حال تاکنون دیدگاه روشنی درباره مفهوم، مصداق و رابطه معنایی این دو موضوع ارائه نشده است. مباحثه غیرمستقیم فضل الله با طباطبایی درباره آیات 7 و 8 سوره احزاب بستری مناسب برای واکاوی این مشکل تفسیری است. گفتگو از آنجا آغاز می شود که طباطبایی با ارائه تحلیلی ادبی و عقلی از آیه «لِیَسْئَلَ الصَّادِقینَ عَنْ صِدْقِهِمْ» کوشیده است این آیه را از حیث مصداق عام، و از جهت مفهوم، هماهنگ با آیه قبل، دالّ بر میثاق ذر نشان دهد. اما فضل الله که بر اختصاص «الصَّادِقینَ» به پیامبران و تخصیص «صِدْقِهِمْ» به میثاق نبوت تأکید داشته، نظریه یادشده را برنتابیده و در نقد آن به بعض آیات قرآن تمسک نموده است. این جستار، با طرح این گفتگو و تحلیل و توصیف نقاط قوت و ضعف آرای این دو مفسر، تلاش دارد علاوه بر تبیین مفهوم قرآنی «میثاقاً غَلیظاً» و «لِیَسْئَلَ الصَّادِقینَ»، بر پایه قرائن لفظی و قواعد قرآنی و بهره گیری از آرای تفسیری سایر صاحب نظران، به این نتیجه توجه دهد که دلالت این آیات بر میثاق ذر و تخصیص «صِدْقِهِمْ» به میثاق پیامبران ناتمام است.