فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۲۱ تا ۲٬۴۴۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۴۴)
295 - 323
حوزههای تخصصی:
مساله امنیت، همواره از ضرورتی ترین نیازهای بشر و دغدغه مهم حکمرانان و از چالش برانگیزترین موضوعات دانشمندان بوده است. سوال اصلی این پژوهش عبارت است از اینکه، ائمه معصومین(ع) از چه راهبردهای امنیتی بهره می بردند؟ به عبارت دیگر، این نوشتار به دنبال دستیابی به راهبردهای فراهم سازی امنیت بوده است، منتهی از منظر ائمه معصومینعلیهم السلام ، که بهترین اسوه ها در تمامی ابعاد زندگی انسان به شمار می روند. برای دست یابی به این مقصود، کتب اربعه روایی، که از مهمترین منابع شیعی در شناخت ائمه معصومین(ع) هستند، به عنوان متن و از روش تحلیل محتوا برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. متغیر مستقل، به طور عمده، شرایط زمان و مکان آنان است، که علت تفاوت در ویژگی های راهبردهای اهل بیت نیز محسوب می شود و امنیت نیز، به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد: «معصومینعلیهم السلام با توجه به شرایط تاریخی خود از چهار راهبرد امنیتی مهار قدرت و اعمال قدرت مشروع، راهبرد امنیتی مصلحت، راهبرد امنیتی امر به معروف و نهی از منکر، و راهبرد امنیتی تقیه بهره برده اند.»
امتناع قضایی سازی امنیت ملی به مثابه دکترین مسئله سیاسی در دیوان عالی ایالات متحده آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۱)
137 - 153
حوزههای تخصصی:
رویکرد فعلی ایالات متحده به امنیت ملی از طرفی موجب گسترش اختیارات رئیس جمهور به عنوان «فرمانده کل قوا» و نیز نماینده حاکمیت ملی در «روابط خارجی» شده است و از طرفی مانع نظارت دیوان عالی بر دعاوی امنیت ملی در«امور خارجی» به مثابه دکترین مسئله سیاسی می شود. دیوان عالی با تفکیک ابعاد داخلی و خارجی این مفهوم، امنیت ملی در بعد داخلی را امری «قضاپذیر» تلقی کرد و ضمن رسیدگی به این دعاوی، در حدود اختیارات رئیس جمهور تأثیر مهمی گذاشت. دیوان با این استدلال که رئیس جمهور تنها نماینده حاکمیت ملی در روابط بین الملل است، اقدامات او در بعد خارجی امنیت ملی را امری «قضاناپذیر» و در حدود دکترین مسئله سیاسی معرفی می کند. تحقیق برای پاسخ به این پرسش است که آیا رئیس جمهور در وضعیت اضطراری بر اساس نظام کنترل و تعادل اقدام می کند یا دارای صلاحیت انحصاری و ابتکار عمل است؟ ضمن تحلیل مفاهیم قضایی سازی و دکترین مسئله سیاسی، تصمیم قضات دیوان عالی در خصوص پرونده دیمز و مور علیه ریگان، که مربوط به مصادره اموال ایران در سال 1979 می باشد، تحلیل شده است. یافته های این مقاله دلالت بر این امر دارد که معیارهای دوگانه دیوان عالی آمریکا در بررسی پروندهای مربوط به امنیت ملی نشان دهنده قدرت بلامنازع و خارج از نظارت قضایی رئیس جمهور در امور خارجی است.
بررسی پیامدهای سیاست های توزیعی و بازتوزیعی جمهوری اسلامی ایران بر اساس مدل آلموند- پاول و رابرت مرتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توزیع و بازتوزیع به عنوان یکی از کارویژه های نظام سیاسی که با هدف رفع نابرابری و کاهش شکاف های اقتصادی - اجتماعی انجام می شود در نگرش سیستمی دارای اهمیت ویژه ای است چراکه موفقیت یا عدم موفقیت می تواند در افزایش یا کاهش حمایت جامعه از نظام سیاسی موثر باشد. بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی سعی کرد با هدف تحقق عدالت با تدوین و اجرای سیاست های توزیعی و بازتوزیعی، میزان شکاف طبقاتی و نابرابری را در سطوح مختلف جامعه کاهش دهد. در این مقاله از روش تحلیلی توصیفی با رویکرد اسنادی و چهارچوب نظری ترکیبی از آرای آلموند و پاول و مرتن بهره گرفته می شود. پرسش مقاله این است که سیاست های توزیعی و بازتوزیعی بعد از انقلاب تا چه اندازه موفق بوده و چه تاثیری بر کنش سیاسی افراد داشته است؟ یافته ها نشان می دهد با وجود تدوین و اجرای سیاست ها در حوزه های مختلف، هم بر اساس آمار و هم ادراک افراد از وضعیت اقتصادی، نتایج مطلوبی در این حوزه بدست نیامده است و این ناکارآمدی به بی تفاوتی سیاسی و کاهش میزان تمایل افراد به مشارکت سیاسی در ابعاد مختلف منجر شده است.
ژئوپلیتیک انتقادی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۲
۴۶-۲۷
حوزههای تخصصی:
ژئوپلیتیک انتقادی که با تلاش تئوریسین های مکتب فرانکفورت، از سال 1975 وارد ادبیات روابط بین الملل گردید، هویت، رویکرد گفتمانی و اهمیت بازیگران غیررسمی دولتی، از جمله مؤلفه های اساسی این رویکرد محسوب می گردد. مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که آیا امکان و توانمندی استفاده از نظریه ژئوپلیتیک انتقادی در تجزیه و تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می باشد؟ یافته ها و گمان نویسندگان نشان دهنده آن است که مؤلفه های موجود در نظریه ژئوپلیتیک انتقادی مانند هویت، مشروعیت بازیگران غیر دولتی و غیر رسمی می تواند در تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار گیرد. ازاین رو هدف این مقاله واکاوی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، با استفاده از نظریه ژئوپلیتیک انتقادی بوده (هدف) که با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از ظرفیت نظری رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی در روابط بین الملل به تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی این موضوع می پردازد
سیاست های چندگانه رژیم صهیونیستی در قبال روسیه (مطالعه موردی فروش سلاح به اوکراین)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
452-471
حوزههای تخصصی:
روابط روسیه و رژیم صهیونیستی بر اساس متغیرهای متعددی برنامه ریزی شده است که اهمیت و حفظ آن برای رژیم صهیونیستی بسیار مهم و حیاتی است؛ با این حال، این رژیم سعی کرده با فروش تسلیحات نظامی به دولت های ضدروسیه، رفتار روسیه در غرب آسیا را تغییر دهد. بر اساس فرضیه این پژوهش، رژیم صهیونیستی در تلاش است تا با استفاده از فروش تسلیحات نظامی به کشورهای متخاصم ضدروسیه (اوکراین)، حضور روسیه را در محیط پیرامونی خود (منطقه شامات) کاهش دهد. در واقع، نویسندگان به دنبال بررسی این موضوع هستند که فروش تسلیحات پیشرفته رژیم صهیونیستی به اوکراین در بازه زمانی حضور روسیه در غرب آسیا چه بخشی از روابط رژیم صهیونیستی و روسیه را به نمایش گذاشته شده است. رویکرد پاسخگویی به این پرسشْ تحلیلی تبیینی است و گردآوری اطلاعات و داده ها از طریق کتابخانه ای، اسنادی و اینترنتی است. در مجموع، یافته های تحقیق نشان می دهد سه عنصر کلیدی اقتصادی، نظامی و مهاجران روس تبار عامل وحدت بخش روابط این دو کنش گر محسوب می شود؛ اما از آنجا که به لحاظ سیاسی راهبردهای متفاوت دارند، رژیم صهیونیستی تلاش می کند تا با استفاده از کمک های نظامی به کشورهای متخاصم روسیه، اثرات منفی حضور روسیه را در محیط پیرامونی خود کاهش دهد.
بررسی مقایسه ای مفهوم و جایگاه «حاکمیت» در سامانه نظری ابن خلدون و نوربرت الیاس
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
49 - 71
حوزههای تخصصی:
«حاکمیت»، در زمره مفاهیمی است که همواره در مرکز بحث و تحلیل و اندیشه ورزی مکاتب، متفکرین و نظریه پردازان علوم اجتماعی قرار داشته است. هدف پژوهش پیش رو، بررسی آراء و اندیشه های دو متفکر بزرگ جامعه شناسی از دو سنت نظری اسلامی و غربی یعنی ابن خلدون و نوربرت الیاس، در خصوص پیدایش، پایایی و فروپاشی حاکمیت تمدن ها است که مضامین نظری و یافته های کاربردی ارزشمندی در اختیار علاقه مندان این حوزه نظری و مفهومی قرار می دهد. از این رو پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که «حاکمیت» از حیث مفهومی و عملکردی چه شَان و جایگاهی در اندیشه ابن خلدون و نوربرت الیاس دارد؟ جهت پاسخگویی به پرسش فوق تلاش می گردد با اتکاء به روش مقایسه ای، وجوه تمایز و تشابه این مفهوم در سامانه نظری این دو متفکر شناسایی و دستاوردهای کاربردی آن عرضه گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو اندیشمند از منظر جامعه شناسی تاریخی، رویکردی «تکوینی» به پدیده ها و تحولات اجتماعی از جمله امر «حاکمیت» و دگردیسی آن دارند و هر دو بر یک قاعده عمومی در مورد حاکمیت پای می فشارند و آن این است که وقتی قلمرو حاکمیتی تا حد زیادی گسترش یافت، به فعال شدن نیروهای گریز از مرکز منجر می شود و آنگاه زمانه زوال و فروپاشی آن حاکمیت آغاز می گردد. پژوهش از نوع مطالعات بنیادی نظری، روش تحلیل آن، روش مقایسه ای و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای (کتب و مقالات تخصصی) انجام گرفته است.
Post Globalization US Practices in International Trade
حوزههای تخصصی:
The United States have adopted competitive and even conflictive trade policies to redefine and rewrite the global political economy in the post globalization era. The prime movers of removing trade barriers and expanding trade concession, have adopted a restrictive theory of trade after terrorist attacks of 9/11, with a gradual shift from an easy international trade environment to a selective preferential trade relations with like- minded countries. New measures and technologies were developed to track movement of different goods. Logistics and international shipping industries were negatively affected due to national restrictive policies. The international financial crisis and Covid-19 were additional factors to push developed countries to adopt protective trade policies to neutralize the negative impact of the crisis in the absence of financial resources. Former trade partners were considered competitors and those with different trade theories or interests became adversaries. US trade disputes and conflicts surged in XXI century and international dispute settlement mechanisms were challenged by US foreign policy to obtain concessions. This article is meant to respond to the question that “What is the US practice in international trade in the post-globalization era and what would be the implications for the developing countries and global business environment”? The hypothesis is that “US trade policy and practice in the twenty first century has been affected by global geopolitics and geo- economics, where emerging poles of power are meticulously considered and long-term strategies are adopted. In this context; trade disputes, wars and sanction diplomacy might happen either for trade inequality concerns, optimal tariff theory, or politically painted economic objectives”. A qualitative analytical methodology is used to study roots and causes of re-globalization wars and to analyze consequences of antagonistic approaches for the multilateral trading system. A new liberal theoretical framework is used to analyze post- globalizations US trade practices.
جایگاه اقیانوس هند در رقابت های راهبردی هند-چین (2022 -2013)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۳)
7 - 41
حوزههای تخصصی:
در حالیکه دول نوظهور آسیاییْ در حال تغییر توزیع بین المللی قدرت با کسب منابع مادی میباشند، پویش های درون آسیایی تحت تاثیر خیزش سریع هند و چین در دوران چرخش قدرت بین المللی به سمت آسیا قرار گرفته است. این دو قدرت در ترسیم افق های آتی، کنشگری در پهنه های آبی بین المللی را مؤلفه ضروری برای قدرت یابی جهانی تلقی میکنند. طی دهه اخیر اقیانوس هند، عرصه نوظهور در آبهای آزاد، به کانون رقابت این دو دولت برای کسب قدرت بزرگی تبدیل شده است. اما آثار موجود در این حوزه تصویر جامعی از رقابت های هند و چین در اقیانوس هند ارائه نکرده است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیل داده به بررسی مناسبات دریایی دو دولت تحت تاثیر حضور فزاینده چین در اقیانوس هند پرداخته است. فرضیه مقاله در پاسخ به این سوال که حضور چین در اقیانوس هند چه آثاری بر مناسبات دریایی هند و چین ایجاد کرده؟ بر این مبنا قرار دارد که نقش آفرینی گسترده چین در اقیانوس هند، دور جدیدی از رقابت های راهبردی را میان دو کشور پدید آورده است. در این خصوص استدلال می شود، هند در برابر اجرایی ساختن استراتژی های پیشرو دریایی، شبکه تجارت و سرمایه گذاری، مدرنیزاسیون نیروی دریایی و توسعه بنادر و پایگاه های دریایی چین در اقیانوس هند، از طریق افزایش توانمندی دریایی، تعمیق مناسبات با کشورهای حاشیه ای و جزیره ای اقیانوس هند و مشارکت راهبردی با رقبای چین در چارچوب چشم انداز دریایی ایندو-پاسفیک در راستای برقراری موازنه علیه چین گام برداشته است.
واکاوی نقش مقامات آمریکایی در ترغیب صدام به جنگ با ایران در شهریور1359.(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۲۷)
129 - 148
حوزههای تخصصی:
تهاجم نظامی عراق به ایران در سپتامبر1980 و در آخرین ماه های ریاست جمهوری کارتر آغاز گردید. نبرد مذکور مهمترین جنگ پس از جنگ دوم جهانی و طولانی ترین جنگ در قرن بیستم لقب یافت، که در اوج سال های جنگ سرد در منطقه ی خلیج فارس به وقوع پیوست که مسلماً با توجه به طرف های درگیر درآن، آمریکا نمی توانست نسبت به آن بی تفاوت باشد. (روش): این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی، مواضع مقامات آمریکایی را در آغاز تهاجم نظامی عراق به ایران مورد ارزیابی قرار داده است. و با بررسی عناصر و متغیرهای متعدد تاثیرگذار در آن مقطع زمانی، (مسأله): به طرح این سئوال می پردازدکه، سهم مقامات آمریکایی در این رویکرد عراق چه بود. با رصد اوضاع بین المللی این فرضیه شکل می گیرد که روابط پنهانی و پشت پرده امریکا و عراق دلیل اصلی اتخاذ چنین اقدامی بود. (یافته ها): نتایج بدست آمده حاکی از آن است که آمریکا درتشویق و ترغیب رژیم عراق به آغاز جنگ با ایران تاثیر زیادی داشت. زیرا آنها بر این باور بودند، که با در تنگنا قرار دادن ایران، راهی جز عدول از مواضع انقلابی، و همگرایی با آمریکا، یا سقوط حکومت، انتخاب دیگری نخواهد داشت. بر این مبنا حمله ی نظامی عراق به ایران، سناریویی امریکایی بود که در راستای منافع آن کشور طراحی و اجرا گردید.
پوپولیسم و سیاست در ایران پس از انقلاب؛ تحلیل محتوای گفتارهای رؤسای جمهور از 1368 تا 1395(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور مردم در انقلاب 1357 مُهر خود را بر سرشت حکومت برآمده از آن باقی گذاشت. مقامات سیاسی جمهوری اسلامی در طی چهار دهه، همواره بر حضور توده ها تأکید کرده و کوشیده اند نشان دهند که رویکردها و سیاست های اتخاذی آن ها تماماً در جهت خدمت به مردم بوده است. بنابراین دولت های بعد از انقلاب را از برخی لحاظ می توان دولتی پوپولیستی و مقامات آن را پوپولیست نامید. گرایش های پوپولیستی این مقامات ربط چندانی به گرایش های اقتصادی و سیاسی آنها نداشته؛ به طوری که خصیصه های مورد اشاره در میان تمامی جریان ها خود را نشان داده است. این مقاله با روش تحلیل محتوای کیفی و انتخاب شش سخنرانی هم وزن (از نظر مناسبت) از هر یک از رؤسای جمهور از سال 1368 تا 1395، ابتدا مولفه ها و شاخص های پوپولیسم در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را شناسایی و کدگذاری کرده و سپس میزان شاخص های پوپولیستی را در هریک از آن ها نشان داده و تحلیل محتوا می نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که در مقام هم سنجی، بیشترین مؤلفه های مرتبط با پوپولیسم به ترتیب در گفتار احمدی نژاد، روحانی، هاشمی و خاتمی و بیشترین کدها به ترتیب در احمدی نژاد، روحانی، خاتمی و هاشمی نمود یافته است.
بررسی قانونی اصل ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: چالش ها و محدودیت های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۳)
357 - 384
حوزههای تخصصی:
اصل ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از اصول بنیادین در حوزه حقوق عمومی، چارچوب ارجاع دعاوی مربوط به اموال عمومی و دولتی به داوری را تعیین می کند. اهمیت این اصل از آن جهت است که اموال عمومی نقشی کلیدی در تأمین منافع جمعی و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور ایفا می کنند. با این حال، اجرای اصل مذکور با چالش ها و محدودیت هایی همچون ابهام در تعریف اموال عمومی و دولتی، دوگانگی و یگانگی اشخاص حقوقی عمومی، و محدودیت های ناشی از ممنوعیت داوری پذیری برخی دعاوی همراه است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی انتقادی به بررسی محتوای اصل ۱۳۹، مبانی تمایز اموال عمومی، رویه های قضایی مرتبط با داوری در قراردادهای دولتی، و موانع حقوقی و عملی اجرای این اصل می پردازد. نتایج نشان می دهد که ابهام در متن قانون و محدودیت های ناشی از آن، علاوه بر ایجاد مشکلات در حل وفصل اختلافات قراردادی، می تواند تأثیر منفی بر جلب سرمایه گذاری داخلی و خارجی داشته باشد. هدف این تحقیق، ارائه تحلیلی جامع از نقاط قوت و ضعف اصل ۱۳۹ و پیشنهاد راهکارهایی برای بهبود شفافیت و کارآمدی آن در بستر داوری قراردادهای دولتی است.
پیشران های گذار از مراحل تمدن نوین اسلامی و دستیابی به جامعه مطلوب اسلامی در منظومه فکری مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای سیاسی معاصر سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۷)
147-174
حوزههای تخصصی:
ازجمله دغدغه های اندیشمندان نظام سیاسی ایران، بسترسازی تحقق و دستیابی به تمدن نوین اسلامی است. پژوهندگان این حوزه مبتنی بر نظریه های مختلف و همچنین مؤلفه های مؤثر، بایسته هایی را برای ایجاد تمدن نوین اسلامی مطرح نموده اند؛ اما مسئله اصلی چگونگی گذار از وضعیت موجود به سمت وضعیت آرمانی و مطلوب (تمدن نوین اسلامی) می باشد. به این خاطر، سؤال پژوهش حاضر پیشران های گذار از مراحل تمدن نوین اسلامی جهت دستیابی به جامعه مطلوب اسلامی می باشد. یافته های تحقیق گویای آن است که مقام معظم رهبری، چهار مقوله «ایجاد رفاه مادی»، «عدالت اجتماعی»، «حفظ روحیه و آرمان های انقلابی» و «بهره مندی از ارزش های اخلاقی اسلامی» را به عنوان پیشران های گذار از مراحل مختلف تمدن نوین اسلامی و ایصال به جامعه مطلوب اسلامی مطرح می نمایند. استحصال این مقوله ها با استنتاج از رهنمودهای مقام معظم رهبری، متکی بر روش توصیفی تحلیلی با ابتنای بر مستندات عقلی به دست آمده اند.
تداوم کثرت نیروهای سیاسی و عوامل مؤثر بر آن در ایران بعد از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
39 - 70
حوزههای تخصصی:
نظریات متفاوتی در خصوص دموکراسی وجود دارد. یکی از دیدگاه های نسبتاً جدیدی که در این رابطه مطرح شده دیدگاه کثرات گرایی دموکراتیک است. مطابق این دیدگاه اساس دموکراسی، تعدد گروه های فعال در سیاست و رقابتشان در قالب انتخابات برای کسب قدرت است. به طور کلی دموکراسی کثرت گرا بر سه اصل استوار است: تعدد منابع قدرت و گروه ها، نظام انتخاباتی رقابتی و عدم مطلوبیت مشارکت سیاسی گسترده.پژوهش حاضر می کوشد بر مبنای نظریه کثرت گرایی دموکراتیک نگاهی به وضعیت سیاسی ایران در سال های پس از انقلاب اسلامی بیندازد. در ایران پس از انقلاب به دلایل مختلف احزاب سیاسی حضور موثری در سیاست نداشته اند و به جای آن ها، جناح های سیاسی در عرصه سیاسی فعال بوده اند. سوال پژوهش حاضر این است که «علل تداوم کثرتِ نیروهای سیاسی فعال در عرصه سیاسی ایرانِ پس از انقلاب چه بوده و این کثرت چه تأثیری بر توسعه سیاسی در ایران داشته است؟» فرضیه پژوهش هم این است که در سال های پس از انقلاب علیرغم تمایلی که هر یک از جناح ها برای حذف جناح رقیب از عرصه سیاسی داشته اند، تکثر جناح های سیاسی تداوم داشته و این تداوم ریشه در پایگاه اجتماعی جناح های مختلف داشته است. برای آزمون فرضیه از روش توصیفی-تحلیلی و برای گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تداوم تکثر جناح های سیاسی در سال های پس از انقلاب اسلامی و رقابت آن ها مانع از یکدست شدن کامل قدرت و از بین رفتن دموکراسی شده است.
تأثیر دکترین مقاومت در تحولات سیاسی بین الملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر نسبت بین دکترین مقاومت با تحولات سیاسی ایران در حوزه سیاست خارجی و همچنین تحولات منطقه خاورمیانه و سیاست بین الملل را مورد بحث و بررسی قرار داده است . در این نوشتار ، پس از طرح مسئله ، که معطوف به بی ثباتی ، نا امنی ، و جنگ در خاورمیانه در مقطع زمانی قرن بیست و یکم است ، تأثیر جریانات سیاسی در تحولات این منطقه مورد پرسش قرار گرفته است . در پاسخ به این پرسش ، فرضیه ای چند لایه مطرح و طی سه گفتار توضیح داده شده است . بر اساس این فرضیه ، دکترین مقاومت اسلامی ، بعنوان مهمترین جریان سیاسی ، فرهنگی ، و نظامی ، توانسته است بر تحولات نظامی _ سیاسی تأثیر گزار باشد . در واقع تأثیر همه جانبه جریان مقاومت اسلامی بر سیاست خارجی ایران ، تحولات خاورمیانه، و تحولات سیاست و نظام بین الملل ، ساختار کلان این فرضیه را تشکیل میدهند .
بسیج ، سازماندهی ، آموزش ، و بکارگیری نیروهای داوطلب از کشورهای اسلامی گوناگون ، در مقابل جبهه متجاوز و اشغالگر غربی با محوریت ایالات متحده آمریکا و متحدان منطقه ای همچون اسرائیل و عربستان سعودی ، مهمترین کارکرد جبهه مقاومت اسلامی بوده است .
با تدوین استراتژی های کلان و میانبرد ، طراحی عملیات ، برنامه ریزی های بلند مدت ، و مدیریت کلان بزرگ استراتژیست قرن بیست و یکم شهید قاسم سلیمانی ، جریان مقاومت اسلامی توانسته است بر تهاجم سنگین و بیسابقه نظامی به منطقه خاورمیانه فائق آید و با تحمیل شکست های سنگین و پرخسارت بر جبهه دشمن ، پیروزیهای بزرگی در عرصه های منطقه ای و بین المللی بدست آورد .
صنایع دستی و نقش آن در اقتصاد خانواده قفقازی دوره روسیه تزاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرایط جغرافیایی، اقلیمی و فرهنگی متنوع و وجود منابع اولیه غنی، شرایط مناسبی برای رونق صنایع دستی مختلف در قفقاز فراهم کرده بود. این صنعت پیوند عمیقی با فرهنگ و اجتماع داشت و جایگاه مهمی را در اقتصاد منطقه به خود اختصاص داده بود. هرچند شیوه مدیریت خانواده در این دوره دچار تغییرهای زیادی شد و نگاه استعمارگرایانه دولت روسیه بر اقتصاد منطقه در دوره های مختلف سایه افکنده بود، بیشتر اعضای یک خانواده قفقازی به پشتوانه صنایع دستی، نقش مهمی در تقویت اقتصاد خانواده و تضمین دوام و بقای آن داشتند. محصولات تولیدشده در این منطقه، بیشتر به مصرف داخلی می رسید و غیر از محصولات ابریشمی و قالی، در اقتصاد و تجارت خارجی اهمیت زیادی نداشت. با رویکرد توصیفی تحلیلی در پی پاسخ این پرسش هستیم که صنایع دستی در آخرین دهه های روسیه تزاری، چه نقشی در اقتصاد خانواده قفقازی داشت؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که با توجه به ساختار اجتماعی، تنوع آب وهوایی، مواد خام در دسترس و شرایط سیاسی ایجادشده در قفقاز زیر سلطه روسیه، صنایع دستی با گسترش روحیه مشارکت پذیری اعضای خانواده و بالابردن سطح اشتغال و افزایش درآمد سرانه، بخش قابل توجهی از بار اقتصادی منطقه را بر دوش می کشید. این نوشتار با روش کیفی مبتنی بر تحلیل محتوا و ابزار آن داده های تاریخی تنظیم شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد صنایع دستی در زندگی مردم قفقاز جنوبی بیشتر از قفقاز شمالی تأثیر داشت و نزدیک به ۳۰ درصد درآمد سالانه یک خانواده را تشکیل می داد.
Shia Rationality and the Challenge of Takfirism in the Islamic Revolution Leaders’ Discourse(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As one of the main goals of Iranian Islamic Revolution, achieving a modern Islamic civilization derived from Islamic rationality is faced with some challenges. As the most fundamental for an intellectual system, such intellectual challenged can be named “rationality”. On this basis, using attributional analysis type of the qualitative research method, this paper is to answer the following question: “Based on the Islamic revolution leaders’ viewpoints and at the regional level, which most fundamental intellectual challenge does the Islamic revolution face on its way for achieving its depicted high level goals, i.e., bringing up a modern Islamic civilization, and how could they be overcome? The findings indicate that “Takfiri rationality” is the most fundamental challenge at the regional level. Challenge gaps between Takfiri rationality and Shia rationality at the region can be worded as “adhering to texts versus narrations”, “opposing the reason“, “monotheism and accusing Islamic sects”, “believing in and relying on the Prophet companions’ fairness” as well as “opposing emulation”. Criticizing such a rationality, Shia rationality emphasized on “monotheism in Shia school of thought and being free of superstition”, “emphasizing on the necessity of empowering the Islamic revolution and the Islamic axis of resistance”, “the necessity of annihilating ISIS as the main promoter of Islamophobia all over the world”, “opposing any kind of violence and act of terrorism” as well as “denying whatsoever kind of dividing Islamic sects”. Hereupon, operational solutions for dealing with the challenge of Takfirism are proposed in three categories, namely intellectual-scientific, cultural, political and military-security.
بررسی روند عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل ( ۲۰۱۱ -۲۰۲۰)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
79 - 103
حوزههای تخصصی:
به دنبال فروپاشی امپراتوری عثمانی و تأسیس اسرائیل، بحران منطقه ای خاورمیانه به اوج خود رسید و مناقشه عربی-اسرائیل به یکی از مسائل اصلی خاورمیانه تبدیل شد. با این حال، برخی کشورهای عربی تحت تأثیر عوامل مختلفی همچون ناسیونالیسم عربی، بحران های داخلی و منطقه ای، توازن قوا در منطقه، مسائل هویتی، وقوع انقلاب اسلامی ایران، شکل گیری ناآرامی های عربی از سال ۲۰۱۱ و در نهایت توافق هسته ای ایران با کشورهای ۱+۵ موسوم به برجام، همواره مواضع مختلفی مقابل اسرائیل داشته اند که نشئت گرفته از منافع ملی آن هاست. با توجه به مناقشه بنیادینی که از زمان تشکیل اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میان اعراب و اسرائیل وجود داشته است، عادی سازی روابط آن ها، از همان پیمان صلح مصر و اسرائیل در سال ۱۹۷۸، اهمیت یافته است. این مسئله زمانی مورد توجه بیشتر قرار گرفت که تنها طی چند ماه عربستان سعودی، امارات، بحرین، سودان و مراکش اقدام به عادی سازی روابط با اسرائیل کردند. سؤال اصلی این است که «چرا اسرائیل و کشورهای عربی، به رغم اختلافات، به عادی سازی روابط پرداخته اند؟» در این پژوهش از روش تحلیلی-تبیینی برای پاسخ گویی به این سؤال و از منابع کتابخانه ای نیز برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد این دولت ها با توجه به وجود تهدید مشترک و منافع مشترک به عادی سازی روابط روی آورده اند؛ در واقع این اقدام آن ها ذیل نظریه نوواقع گرایی تبیین می شود. این دولت ها تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل داخلی، منطقه ای، بین المللی با محوریت منافع ملی و همچنین تلاش دونالد ترامپ در راستای طرح به اصطلاح «صلح خاورمیانه» اقدام به عادی سازی روابط با یکدیگر کرده اند و به منظور تأمین بهتر منافع ملی خود به سمت همکاری پیش رفته اند.
راهبردهای قرآنی در مواجهه با چالش های استقلال سیاسی دولت های اسلامی از منظر مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۰
23 - 50
حوزههای تخصصی:
«استقلال خواهی» در روابط بین الملل، یکی از مهم ترین چالش های اساسی دولت های مستقل در دوره های مختلف، بوده است. هدف پژوهش حاضر نیز با توجه به اهمیت این موضوع بررسی راهبردهای قرآنی در مواجهه با چالش های استقلال سیاسی دولت های اسلامی است. مقاله حاضر این سوال را مطرح می کند که راهبردهای قرآنی در مواجهه با چالش های استقلال سیاسی دولت های اسلامی از منظر مقام معظم رهبری چیست؟(سوال). فرضیه مقاله با استفاده از روش تحلیلی اسنادی (روش) چنین صورت بندی شده است: «از نظر مقام معظم رهبری، توجه به مبانی و ارزش های اسلامی، آگاهی و هوشیاری ملت های اسلامی، مصلحت نگری، عزت طلبی و حکمت نگری؛ وحدت گرایی امت اسلام، عدم اعتماد به ستمگران، استکبارستیزی، عدم وابستگی به بیگانگان، تقویت روابط سیاسی دول اسلامی، ایجاد نیروی دفاعی مشترک اسلامی، مهم ترین راهبردها برای غلبه بر چالش های استقلال سیاسی دولت های اسلامی است» (فرضیه). در صورت عملیاتی شدن این راهبردها توسط دول اسلامی، آثار آن در شبکه برون دادهای نظری و عملی در سیاست گذاری ها و سیاست خارجی دولت های اسلامی ظاهر خواهد شد.
نهادسازی نوین آمریکا برای مهار ایران و چین در آسیا؛ مطالعه موردی: کواد 2(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۴۵)
93 - 122
حوزههای تخصصی:
طراحی راهبرد های مبتنی بر «مهار» همواره یکی از ارکان ثابت سیاست خارجی آمریکا از زمان آغاز جنگ سرد بوده است که از سوی دو جناح جمهوری خواه و دموکرات آمریکا مورد پیگیری ویژه قرار گرفته است. هم زمان با آغاز قرن 21 میلادی و در شرایطی که جمهوری خواهان نومحافظه کار در دوران بوش پسر پیوند محکمی بین جنگ و سیاست خارجی به ویژه در آسیا برقرار کردند، دموکرات ها به رهبری باراک اوباما تداوم این مسیر را متناسب با منافع ملی آمریکا ارزیابی نکرده و تغییراتی را در راهبرد ایالات متحده در قاره آسیا به وجود آوردند که سنتز این راهبرد در دوره ترامپ نیز پیگیری شد و در دوران بایدن نیز در حال پیگیری است. این مقاله در چارچوب مفروضات نظریات واقع گرا «ثبات هژمونیک» و «موازنه فراساحلی»، با اتخاذ روش تحلیل پسارویدادی و تحلیل تأثیر روند، درصدد است راهبرد آسیایی سیاست خارجی آمریکا را با تمرکز بر «کواد 2» برای مهار دو کشور ایران و چین ارزیابی کند. این پژوهش با مفروض گرفتن دو کشور ایران و چین به عنوان نماد دو مجموعه هژمونیک در غرب و شرق آسیا می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که ایالات متحده چگونه از نهادسازی های نوین امنیتی در آسیا برای مهار ایران و چین بهره برداری می کند؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که ایالات متحده باوجود آن که در حال کاهش تعهدات ژئوپلیتیکی و بهره گیری از ظرفیت قدرت های منطقه ای برای تداوم نفوذ خود در آسیا است، اما هم چنان بر سیاست مهار رقبای آسیایی از طریق نهادسازی های نوین اقتصادی، سیاسی و امنیتی تأکید دارد و به نظر می رسد مهار چین و ایران مهم ترین اهداف ایالات متحده از ایجاد نهاد کواد باشد.
بررسی رابطه رژیم های سیاسی و هزینه های نظامی در کشورهای حوزه خلیج فارس
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
129 - 149
حوزههای تخصصی:
موضوع اقتصاد و رابطه آن با بخش های نظامی در یک کشور، با عنوان اقتصاد دفاع، موضوع بسیار مهم و پیچیده ای است که از زوایای مختلف می تواند تجزیه و تحلیل شود. اقتصاد دفاع یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار در اقتصاد هر کشوری شناخته شده است. اقتصاددانان جنبه های مختلف این حوزه را در بخش های مختلف اقتصادی از جمله بدهی اقتصادی، رشد اقتصادی، تجارت بین المللی و رژیم های سیاسی مطالعه کرده اند. بر اساس این مطالعات، عوامل گوناگون اقتصادی، سیاسی و راهبردی می تواند بر تقاضای هزینه دفاعی تأثیرگذار باشد. همچنین در کشورهای دارای درآمد نفتی، یکی از عوامل اقتصادی مؤثر بر هزینه دفاعی می تواند اندازه درآمدهای نفتی باشد که به عنوان منبع مالی برای هزینه نظامی در این کشورها به شمار می آید. نوع رژیم حاکم بر یک کشور نیز از عوامل اصلی تعیین کننده مخارج دفاعی در آن کشور قلمداد می شود. در دهه های گذشته بسیاری از این مطالعات بر بررسی رابطه رژیم های سیاسی و هزینه های نظامی متمرکز شده اند. چارچوب نظری موجود در این رابطه حاکی از رابطه منفی بین این دو است. در مطالعه حاضر، رابطه بین متغیر رژیم های سیاسی ارائه شده در مطالعه سارا شو (2008) و هزینه های نظامی کشورهای حوزه خلیج فارس، در بازه زمانی سال های 2000 تا 2020 بررسی شده است. ارزیابی این رابطه با استفاده از روش پانل پویا و برآوردکننده GMM و با متغیرهای رژیم های سیاسی، نسبت هزینه های نظامی به تولید ناخالص داخلی، درآمد های نفتی، هزینه های بهداشت و درمان و مخارج دولت بدون هزینه های نظامی صورت پذیرفت که نتایج حاکی از وجود رابطه منفی بین رژیم های سیاسی و مخارج نظامی است. این نتیجه با مطالعات محققان اقتصادی ذکرشده در این پژوهش نیز هم خوانی دارد. مطالعه حاضر در راستای سایر مطالعات صورت گرفته، بیان می کند که افزایش هزینه های نظامی هیچ ارتباطی با درآمد های نفتی ندارد؛ بنابراین، میزان هزینه های نظامی متأثر از عوامل دیگری به جز درآمد های نفتی است.