فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۰۱ تا ۲٬۴۲۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
53 - 77
حوزههای تخصصی:
پس از معاهده لوزان (۱۹۲۳)، زمینه الحاق ولایت موصل -کردستان جنوبی- به کشور تازه تأسیس عراق فراهم شد که از نظر زبانی و فرهنگی متفاوت با عراق عربی بود. ملک فیصل اول، در راستای بنیان دولت-ملتی یکپارچه بر مبنای هویت عربی، ملت سازی را در اولویت سلطنت نوبنیان خود قرار داد. پژوهش پیشِ رو درصدد است با رویکردی توصیفی-تحلیلی، سازوکارهای سیاست ملک فیصل را در کردستان سال های 1۹۲۱-۱۹۳۳ و نیز واکنش نخبگان کُرد را به این سیاست بررسی کند. یافته های پژوهش بیانگر این واقعیت است که پادشاه عراق در راستای ملت سازی و به عبارتی تحمیل هویت برساخته عراقی، سیاست یکسان سازی را در کردستان، به عنوان اولویت خود تعریف کرد که البته مواجه با مقاومت نسل جدید نخبگان کُرد شد. به رغم نشان دادن وضعیت مطلوب کُردها در دوران ملک فیصل، این پژوهش با تکیه بر منابع دست اول و مغفول مانده از جمله روزنامه های کُردی، بر آن است تا نشان دهد مقاومت و تنوع راهکارهای مقاومتی نخبگان کُرد در این دوره، بیانگر شدت عمل سیاست یکسان سازی ملک فیصل در کردستان بوده است.
تأثیرشناسی سیاسی و امنیتی روی کار آمدن طالبان بر مناطق مرزی جمهوری اسلامی ایران؛ با تأکید بر الگوی مکتب کپنهاک(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۴
215 - 257
حوزههای تخصصی:
همزمان با قدرت گیری طالبان، مجموعه ای از تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم بر ساحت امنیتی و سیاسی مناطق مرزی کشور حادث گردیده است. در این راستا، پژوهش حاضر با توجه به تحولات سیاسی و گفتمانی اکنون گروه سیاسی طالبان در افغانستان، تأثیرات محتمل بالقوه و بالفعل روی کار آمدن طالبان بر مناطق مرزی کشور را بررسی کرده است. پرسش اصلی پژوهش این است که «تأثیرات بالقوه سیاسی و امنیتی روی کار آمدن طالبان بر مناطق مرزی ایران بر مبنای نظریه مکتب کپنهاک چیست؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی نشان داد که مناطق مرزی کشور از حیث متغیرها و عوامل بالقوه و حتی بالفعل، تحت تأثیر این نوع تغییر حکمرانی در افغانستان بوده و خواهد بود. شاخص های حکمرانی طالبان، امکان انتشار و سرایت گفتمانی در مرزهای ایران را دارد. از حیث هویتی، طالبانی سازی و پشتونی سازی سرایت پذیر است. در سطوح عینی نیز همزمان با رشد و گسترش جریان های تروریستی در قلمرو طالبان در پاکستان و افغانستان، امکان یارگیری و آموزش های نظامی به برخی از افراد در حاشیه مانده قومی و مذهبی ایرانی در این مناطق افزایش می یابد. از سوی دیگر، درگیری های مرزی میان نیروهای طالبان و مرزبانان ایرانی نیز موضوع مهمی است که در کنار مسئله مهاجرت اتباع باید بدان توجه شود. موضوع مواد مخدر و قاچاق نیز همچنان به عنوان متغیری دارای اهمیت قابل ذکر است.
تبیین جایگاه مردم و عدالت اجتماعی در اندیشه های سیاسی شهیدثانی و امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
107 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه مردم و عدالت اجتماعیی در اندیشه های سیاسی شهید ثانی و امام خمینی (ره) است. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی-تحلیلی می باشد و درصدد پاسخ به این سوال است که اندیشه های سیاسی امام خمینی(ره) و شهیدثانی در خصوصی جایگاه مردم و عدالت اجتماعی برچه مبنایی استوار است؟ قرابت های زیادی میان اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) و شهید ثانی و گاه تفاوت هایی نیز وجود دارد. یافته های تحقیق گویای آن است که دیدگاه های مشترک شهید ثانی و امام خمینی (ره) عمدتا ناظر بر تشکیل حکومت اسلامی و به تبع آن مردم سالاری دینی و مبتنی بر آموزه های اسلامی و نشأت گرفته از سیره پیامبر اسلام و ائمه معصومین می باشد. سیاست در اندیشه امام خمینی(ره) بر آمده از آموزه های قرآنی، روایات و مبتنی بر مبانی فقهی و اصولی، فلسفی، کلامی، و عرفانی می باشد. از نگاه امام خمینی (ره) و شهید ثانی سیاست حقیقی؛ آن سیاستی است که مد نظر انبیاء وائمه معصومین (علیهم السلام) بوده است. فقه سیاسی بخشی از فقه است که عهده دار سیاست و تدبیر امور جامعه اسلامی است. از آن رو که نظرات و افکار سیاسی امام خمینی و شهیدثانی توسط خودشان مدوّن نشده استخراج و تبیین شالوده های فکری و مبانی نظری ایشان در عرصه سیاست، دشواری های خاص خود را دارد.
نسبت سنجی سیره ی نبوی و علوی علیهما و آلهما السلام در مواجهه با براندازان داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۹
65 - 87
حوزههای تخصصی:
شواهد فقهی و تاریخی حاکی از آن است نبی مکرم اسلامصلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنینعلیه السلام ، با طیفی از براندازان داخلی مواجه بودند. این عده در قالب اقدامات براندازانه ی نرم و سخت در صدد تضعیف نظام سیاسی و آسیب رساندن به آن بزرگواران بوده اند. اگر چه سیره ی نبوی و علوی علیهما و آلهما السلام در مواجهه با براندازان نرم، یکسان است؛ اما در مواجهه با براندازان سخت، امیرالمؤمنینعلیه السلام با طیف براندازی که اقدام مسلحانه داشتند دست به سلاح بردند؛ لکن این نوع اقدام از سوی نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله، گزارش نشده است. مقاله ی حاضر فلسفه و چرایی تمایز این دو سیره را مورد توجه قرار داده است. بر این اساس تلاش کرده است تا با روش توصیفی وتحلیلی، نشان دهد که منافقین زمان پیامبر اسلامصلی الله علیه و آله، هیچ گاه جرأت آشکار کردن اقدامات براندازنه خویش را نداشتند. و حال آنکه امیرالمؤمنینعلیه-السلام با طیفی از منافقین مواجه بودند که به صورت علنی و آشکار بر علیه آن حضرت و حاکمیت سیاسی ایشان، اقدام مسلحانه انجام دادند. بنابراین تمایز دو سیره، ناشی از دو سیاست متفاوت در شرایط یکسان نیست. علاوه بر این، نظر به امتداد ولایت سیاسی معصومعلیه السلام و تطبیق مصداقی آن بر فقیه جامع الشرایط، سیره ی امیرالمؤمنینعلیه السلام در مواجهه با براندازان نرم و سخت در عصر غیبت نیز، مُتَّبع و لازم الاجرا خواهد بود.
افول آمریکا از منظر دموکرات ها و جمهوری خواهان؛ دیگری سازی و برساختن هویت آمریکایی در سخنرانی های انتخاباتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افول آمریکا مبحثی است که مورد توجه مجامع علمی سیاسی ایران قرار گرفته است، با این وجود کمتر به ابعاد داخلی آن از جمله اختلاف نظر محافظه کاران و لیبرال ها بر سر این مفهوم پرداخته شده است. این تفاوت نگاه در دو عرصه تعریف چیستی هویت آمریکایی و جایگاه بین المللی آمریکا تبلور یافته است. وجود نگاه های متفاوت باعث شده توافقی برای متوقف کردن سراشیبی افول وجود نداشته باشد و هویت مشترک تضعیف شود. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی سخنان افراد شاخص دو حزب اصلی آمریکا با تمرکز بر دوره ظهور ترامپ پرداخته تا تم های مرتبط با افول را شناسایی نماید. نظریه هویت اجتماعی و به طور خاص مفهوم هویت مشترک درون گروهی، برای تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج این تحلیل مؤید وجود اختلاف عمیق در تعریف چیستی آمریکا و در عین حال، اتفاق نظر در مواردی مانند استثناگرایی آمریکایی است.
نقش فراجا (پلیس) در روند شکل گیری تمدن نوین اسلامی با تأکید بر منظومه فکری آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
81 - 106
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران با الهام بخشی به ملت های مسلمان در اقصی نقاط دنیا، توانسته در ایجاد احساس عزت و هویت و هدایت مسلمانان به سمت جریان بیداری اسلامی، گام مهمی در جهان اسلام بردارد؛ زیرا اهداف و مأموریت والای صدور انقلاب و اهداف تمدنی را برای خود تعیین کرده است. رهبر انقلاب نیز هدف ملت ایران و انقلاب اسلامی را ایجاد یک تمدن نوین اسلامی بیان نموده اند که با شناخت ابعاد و مؤلفه های این هدف مشخص و الزامات تحقق آن می توان برای دستیابی به آن برنامه ریزی کرد. این پژوهش با هدف بررسی نقش و جایگاه پلیس، به عنوان یکی از مؤلفه های مهم در تحقق تمدن نوین اسلامی، درصدد پاسخگویی به این پرسش اصلی است که «نقش فراجا (پلیس) در تحقق تمدن نوین اسلامی چیست؟» روش تحقیق «کیفی» و نوع تحلیل «اسنادی» است. یافته های پژوهش بر اساس منظومه فکری رهبر انقلاب، بیانگر این مطلب بوده که نخستین و مهم ترین بستر شکل گیری دولت و تمدن نوین اسلامی، ایجاد، استقرار و عمومیت بخشیدن به امنیت است. امر مهم استقرار امنیت در کشور، مأموریت سازمان پلیس است که خود بخشی مهم از دولت اسلامی بوده و عملکردش در تحقق یا تأخیر در تشکیل دولت اسلامی و درنتیجه نیل به تمدن نوین اسلامی نقش مستقیمی داشته است؛ بنابراین شناخت و تبیین جایگاه، نقش و راهکارهای نقش آفرینی پلیس، به عنوان یکی از کارگزاران قانونی در ایجاد و حفظ امنیت و... در روند شکل گیری تمدن نوین اسلامی نقش بسزایی دارد.
حجاب، هویت زنانه و هژمونی ایدئولوژیک انقلاب اسلامی در گفتمان آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۹۹
95 - 126
حوزههای تخصصی:
گسترش وسایل ارتباطی نوین و افزایش آمیختگی اجتماعی ایران با جامعه جهانی، ارتقای دانش زنان و اثرپذیری آنان از مکاتب فمینیستی و فرهنگ سرمایه داری در سال های اخیر، به نوع جدیدی از هویت خواهی زنانه در ایران دامن زده و مقاومت هایی را در برابر سیاست های فرهنگی دولت و اجرای احکام دینی از جمله حجاب پدید آورده است. به رغم اهمیت مواجهه دولت با این پدیده از نقطه نظر ثبات سیاسی و اجتماعی، بررسی رویکرد دستگاه های حاکمیتی ، حکایت از فقدان راهبردی عالمانه دارد. بی شک دیدگاه رهبری نظام در تدوین چنین راهبردی، تعیین کننده است. در این مقاله در پی پاسخ به این پرسش هستیم که با توجه به هویت خواهی های نوین زنانه و در راستای حفظ هژمونی انقلاب اسلامی، از منظر آیت الله خامنه ای چه مواجهه ای با پدیده بی حجابی مطلوب است؟ این پژوهش، بر اساس روش تحلیل مضامین شبکه ای و به صورت اسنادی انجام شده است. داده ها با بهره گیری از نرم افزار مکس کیودا و به صورت کدگذاری سه مرحله ای انجام شده و برای تایید قابلیت اعتماد یافته ها نیز از روش همتایی استفاده شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، گفتمان رهبر انقلاب با شاخص های «تبیین فکری و فرهنگی در مدیریت حجاب»، «مراقبت از توطئه دشمن در مساله حجاب»، «نفی انفعال در مقابل هجوم تبلیغاتی غرب»، «لزوم تبیین جایگاه حجاب در تعالی و رشد اجتماعی زنان»، «الگوسازی» و «نهی از منکر بر مبنای مدارا و منطق» یک برساخته معنایی را تولید کرده که با در نظر داشت آنها می توان در عین حفظ هژمونی انقلاب، راه برون رفتی برای مشکل بی حجابی و بدحجابی پیدا کرد.
جنگ ژئواکونومیک آمریکا و چین و تأثیر آن بر نظم اقتصاد بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ ژئواکونومیک به رقابت آمریکا و چین در چهارچوب طرح های ابتکاری زیرساختی اشاره دارد که به خاطر ابعاد ژئوپلیتیک و تعیین کننده آن جنبه تقابلی پیداکرده است. ازنظر آمریکا و غرب ابتکار کمربند و راه چین یک خیزش تهاجمی بود که موفقیت آن می توانست برتری آن ها در نظم اقتصادی بین الملل را با چالش روبرو کند؛ بنابراین طرح های زیرساختی بزرگی را در دستور کار قراردادند تا گسترش نفوذ چین را کنترل کنند. بر همین مبنا در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی – تبیینی و با استفاده از منابع مکتوب و اینترنتی به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که «جنگ ژئواکونومیک آمریکا و چین چه تأثیری بر نظم اقتصادی بین المللی خواهد گذاشت؟» فرضیه مطرح شده بیان می دارد که «باوجوداینکه ابتکار کمربند و راه قدرت اقتصادی و تجاری چین و نفوذ اقتصادی این کشور را گسترش داده؛ ولی با توجه به برتری فعلی آمریکا و غرب و توان بازدارندگی طرح های ابتکاری ارائه شده از سوی آن ها، درنهایت این جنگ ژئواکونومیک باعث افول نظم بین الملل لیبرال نشده است». بررسی ها نشان می دهد با توجه به اهداف و اهمیت طرح های ابتکاری ارائه شده توسط آمریکا و غرب و تسلط آن ها بر اقتصاد و تکنولوژی جهانی و نیز مشکلات ساختاری چین و اختلاف با همسایگان درنهایت غرب برتری خود را در نظم اقتصاد بین الملل حفظ خواهد کرد.
سیاست های اتخاذ شده از سوی سازمان بهداشت جهانی در طول فرآیند همه گیری بیماری کووید- 19
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۴
177 - 199
حوزههای تخصصی:
سازمان بهداشت جهانی در سال 1948 تأسیس شد، اما پیشینه ای آن به اواسط قرن نوزدهم بر می گردد. اساس این پیشینه نیاز به مبارزه با اپیدمی هایی بود که فراتر از مرزهای کشورها است. با این حال، فرصت های مالی و فنی مورد نیاز برای نیل به اهداف آن ها و همکاری کشورهای عضو همیشه در سطح مطلوب نبوده و نیست. تجربه نشان داده است که نیمی از منابع مالی شامل کمک های داوطلبانه برای برنامه های خاص است اما سازمان از تدوین یک قاعده قانونی الزام آور نسبت بدان ها امتناع می کند با این حال، مشاهده می شود که کشورهای عضو به دلیل قرار گرفتن در شرایط اپیدمی کووید 19 طبق راهکارها و ارشادهای سازمان بهداشت جهانی اقدام می نمایند. لازم به ذکر است علیرغم تمامی مشکلات و برخی اشتباهات، سازمان با تجربه ای که از اپیدمی های قبلی به دست آورده است، این روند را به درستی مدیریت کرده است. با این حال، زمان نشان خواهد داد که آیا سازمان بهداشت جهانی و کشورهای عضو می توانند اصلاحاتی را در خصوص ساختار و چگونگی تطبیق مقررات خود با نظم نوین جهانی در حوزه بهداشت صورت دهند یا نه.
نقش آموزه های عاشورا در بسیج سیاسی انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
187 - 210
حوزههای تخصصی:
در فرایند انقلاب ها، بسیج سازی نقشی اساسی دارد که خود نیازمند ایدئولوژی و شکل گیری نوعی باور جمعی است تا توده ها را تحت تأثیر قرار داده و آنها را برای کنش انقلابی آماده سازد. در انقلاب اسلامی ایران این امر بسیار پرقدرت و گسترده بود، به دلیل اینکه از پشتوانه ایدئولوژی شیعی و آموزه های غنی و متعالی آن برخوردار بود و لذا وجهه غالب این انقلاب به اذعان اکثر صاحب نظران بُعد معنوی و ایدئولوژیک آن است. در فرایند انقلاب اسلامی، فرهنگ و ارزش های نهضت امام حسین(ع) و الهام از آن قیام مقدس بسیار اثرگذار بود. نمادها و اسطوره های این نهضت عظیم با برجسته سازی و همانندانگاری رهبری انقلاب اسلامی (امام خمینی) به ابزار قدرتمندی در تهییج مردمی و بسیج انقلابی مبدل شد و ظرفیت هایی ایجاد کرد تا با قدرت مردمی، رژیم پهلوی را سرنگون و حکومت جمهوری اسلامی را جایگزین آن کند. این پژوهش با تحلیل محتوای پیام ها، سخنرانی ها و بیانات امام خمینی همچنین محتوای شعارها و قطعنامه های راهپیمایی ها در فرایند جنبش انقلابی و نشان دادن همانندسازی ها - با استفاده از نظریه های بسیج سیاسی به ویژه تئوری همسان انگاری گیرتز - به تبیین موضوع پرداخته است. نتایج نشان داد آموزه های شیعی ظرفیت هایی را ایجاد کرد تا امام خمینی آنها را به ایدئولوژی انقلاب مبدل نماید. از بین عناصر ایدئولوژیک شیعه، قیام امام حسین(ع) بیشترین تأثیر را در تبدیل این ایدئولوژی به بسیج سیاسی داشت.
انعکاس سبک زندگی شهدا در کتاب های درسی متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در همه ادیان الهی و مکاتب بشری به ویزه دین اسلام، مفهوم شهادت جایگاهی ارزشمند دارد. آگاهی از این اندیشه ها و انتظارات معنوی می تواند فرهنگ اصیل و ناب اسلامی و ارزش های پسندیده را در جامعه گسترش دهد. پژوهش حاضر در صدد بررسی میزان توجه به سبک زندگی شهدا در کتاب های درسی دوره اول متوسطه است. این مقاله از جهت هدف، کاربردی است که به روش توصیفی و تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه آماری، کتاب های درسی آن دوره است که با استفاده از نمونه گیری هدفمند پنج عنوان و چهارده جلد کتاب شامل مطالعات اجتماعی، فرهنگ و هنر، تفکر و سبک زندگی، فارسی، پیام های آسمان در پایه های هفتم هشتم نهم مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که از بین مولفه های سبک زندگی شهدا به 20 زیر مولفه اشاره شده که به پنج مولفه اصلی تقسیم می شوند. بیشترین توجه به مولفه خانوادگی با 93/26 درصد، اجتماعی 14/26 درصد، فرهنگی 23/24 درصد، سیاسی 78/11 درصد و کمترین آن به مولفه اقتصادی 89/10 درصد بوده است.
نقش پیش بینی کننده خودشناسی انسجامی در سرزندگی و سبک های هویت جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۹۶)
75 - 94
حوزههای تخصصی:
یکی از دوره های حساس زندگی و مؤثر در شکل گیری و تکامل ویژگی های روان شناختی افراد، دوران نوجوانی و جوانی است. پژوهش حاضر در جهت بررسی نقش پیش بینی کننده متغیر خودشناسی انسجامی و تأثیر آن در سرزندگی و سبک های هویتی جوانان 18 تا 35 ساله شهرستان چابهار انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بوده و ازلحاظ هدف، از نوع تحقیق کاربردی است. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، اسناد و مطالعات کتابخانه ای بوده و گردآوری اطلاعات به روش میدانی، برمبنای پرسشنامه خودشناسی انسجامی، پرسشنامه سرزندگی رایان و فردریک و پرسشنامه سبک هویت برزونسکی و با استفاده از تحلیل رگرسیونی و همبستگی پیرسون صورت پذیرفته است. با آزمودن فرضیات، نتایج این تحقیق به ما نشان داد که متغیر خودشناسی انسجامی قادر به پیش بینی سرزندگی و سبک های هویت جوانان است. همچنین، نتایج تحقیق رابطه معنادار مستقیم بین خودشناسی انسجامی و سرزندگی را در جوانان نشان داد و بین خودشناسی انسجامی و سبک های هویت نیز رابطه معناداری دیده شد (p<./05). باتوجه به نتایج به دست آمده، برنامه ریزی و توجه به فرایند خودشناسی و شکل گیری هویت و ایجاد امید و سرزندگی در جوانان توسط سازمان های متولی ضروری به نظر می رسد.
تبیین راهبرد امنیتی جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
186 - 210
حوزههای تخصصی:
دیر زمانی است که از جدایی اجباری همسایگان، از قلمرو تمدنی ایران می گذرد؛ این مرکز تمدنی، با موقعیت پیوندگاهی در جغرافیای غرب آسیا، همواره میراث دار تهدیدات پنهان و آشکار از سوی همسایگان خود بوده است. در میان 15 همسایه ایران، افغانستان یگانه است؛ چرا که در چند دهه گذشته، ایران در خط مقدم تهدیدات جهانی صادره از سوی افغانستان قرار داشته است. با خروج آمریکا از افغانستان، بار دیگر معادلات قدرت به نفع طالبان دچار تغییر شد و معمای امنیتی افغانستان ابعاد جدیدی به خود گرفت. از این رو، نگارندگان در پی پاسخ به این سوال بودند که «راهبرد مطلوب فراروی جمهوری اسلامی ایران برای تنظیم مناسبات همسایگی با افغانستان کدام است؟». درون دادهای پژوهش به روش کتابخانه ای گردآوری و در سپهر مؤلفه های مفهومی و نظری امنیت، سیاست همسایگی و دیپلماسی اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است؛ روش شناسی حاکم بر متن از ماهیتی توصیفی- تحلیلی برخوردار است. یافته های پژوهش بیانگر این است که جمهوری اسلامی ایران با رویکردی راهبردی، باید مناسبات خود را با همسایه شرقی به گونه ای تنظیم کند تا از رهگذر دیپلماسی فعال اقتصادی و جلب همراهی جامعه جهانی، بتواند تهدیدات سه گانه بازتولید شده در میدان افغانستانِ طالبان را به فرصت های اقتصادی و امنیتی تبدیل نماید. نتیجه پژوهش نشان داد که حل معمای امنیتی افغانستان در سایه فاعلیت دیپلماسی اقتصادی ایران و همراهی بازیگران مؤثر منطقه ای و فرامنطقه ای امکان پذیر است.
چالش های کنش گری صنفی- سیاسی معلمان و تشکل های صنفی آنان در دهه 1390(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
163 - 198
حوزههای تخصصی:
کنش گری صنفی-سیاسی معلم ها در دهه 90 شمسی را می توان به عنوان نقطه عطف و فصل جدیدی از تاریخ کنش گری صنفی-سیاسی معلمان در ایران نامید؛ این پدیده در نوع خود، نه تنها با دیگر کنش گری های اعتراضیِ معلمان در چند دهه اخیر متمایز بوده بلکه در مقایسه با کنش گریِ اعتراضیِ دیگر اصناف همچون کارگران، کامیون داران، معدن چیان و غیره-هم از حیث قشری و شکلی و هم از حیث میزان فراگیری، مشارکت و استمرار آن-از ویژگی های خاصی برخوردار بوده است؛ نکته قابل تأمل در این زمینه آن است که این کنش گری برای رسیدن به اهداف عمومی و حرفه ای خود با چالش هایی مواجهه بوده است. بررسی این مهم باعث می شود نه تنها چالش ها و موانع کنش گری این صنف شناسایی و آسیب زدایی شود بلکه چالش های دیگر اصنافِ کنش گر نیز به صورت تطبیقی-مقایسه ای، شناسایی و مرتفع گردد. حال، پرسش اصلی این است که «مهم ترین چالش های کنش گری سیاسی _صنفی معلم ها و تشکل های آنان در دهه 1390 چه بوده است؟». در پاسخ، فرضیه ای که با روش گردآوری کتابخانه ای طرح گردیده و سپس با روش مصاحبه ی نیمه باز برروی 30 نفر از کنش گران سیاسی-صنفی معلمان به بوته آزمون گذاشته شده ازاین قرار است که قشر معلمان در کنش گری صنفی-سیاسی خود دارای سه چالش درونی (تعارض منافع، ضعف تشکیلاتی و فقدان راهبرد منسجم) و سه چالش برونی (ناکارآمدی سیاست گذاری، عدم خوش بینی سیاست گذاران و محیط بین المللی) هستند. تحلیل داده های کمی (از طریق تکنیک های سنجش میانگین و درصد فراوانی) و کیفی (تکنیک برجستگی) نشان می دهند که از 6 چالش برون صنفی و درون صنفی، به ترتیب ناکارآمدی سیاست گذاری ها و ضعف راهبردهای نظری-عملی بیشترین تأثیر و محیط بین المللی کم ترین تأثیر چالش زا را داشته اند.
توسل به زور برای پیشگیری از ژنوسید: جدال حقوقی اوکراین و روسیه در دیوان بین المللی دادگستری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از انضمام شبه جزیره کریمه به روسیه در سال 2014، دولت اوکراین اقدامات سیاسی و حقوقی خود را برای مقابله با این اقدام به شکل های گوناگون انجام داده است. به طور مشخص، این دولت از طریق توسل به شیوه های مختلف حقوقی حل و فصل اختلاف، دعاوی متعددی را علیه دولت روسیه در محاکم متعددی مطرح کرده است. دو روز پس از تهاجم روسیه به این کشور در 24 فوریه 2022، دولت اوکراین دعوای جدیدی را علیه این کشور در دیوان بین المللی دادگستری مطرح نمود. خواسته اوکراین در این دعوا موضوع بحث نوشتار حاضر است: آیا می توان با توسل به زور نسبت به پیشگیری یا مجازات ارتکاب جنایت ادعایی ژنوسید اقدام کرد؟ این پرسش محور پرونده مزبور را تشکیل می دهد؛ به نحوی که طرفین دعوا و قضات دیوان نظرات کاملاً متعارضی را در این خصوص مطرح کرده اند. البته نکات متعدد دیگری نیز در این قضیه می تواند مورد توجه قرار گیرد و در این خصوص، نوشتارهای دیگری به این مسائل خواهند پرداخت. با این وجود، پاسخ دیوان به پرسش ارتباط میان توسل به زور برای پیشگیری و مجازات جنایت ژنوسید، اولویت داشته و می تواند در مسیر این پرونده تعیین کننده باشد.
شیوۀ مواجهۀ ارکان حقوق بشری سازمان ملل متحد با ایران (2020- 2015)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دعاوی نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران یکی از محوری ترین چالش های ایران با نظام بین المللی بوده و طیف وسیعی از موضوعات و دعاوی حقوق بشری در قالب انتشار گزارش های گزارشگران ویژه، گزارش های دبیرکل سازمان ملل متحد و نیز قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل متحد در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران مطرح شده است. این پژوهش با هدف پاسخ به این سؤال که اسناد حقوق بشری سازمان ملل چه رویکردی را نسبت به ایران برگزیده است و این که برای کاستن از سطح تعارض و چالش چه راهکارهایی را می توان اندیشید، تلاش دارد تا با کاربست روش مطالعه اسنادی، به بررسی دعاوی حقوق بشری ارکان حقوق بشری سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی ایران و نیز راه کارهای عملیاتی برای برون رفت از وضعیت چالش، در سه سطح کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت بپردازد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که هرچند برخی از وجوه و زمینه های بروز چالش، ریشه در عناصر گفتمانی و نیز زبان استعاره ای متفاوت گفتمان حقوق بشری ایران و نظام بین الملل دارد، با این حال، راهکارهای متعددی برای حداقل سازی تنش در زمینه حقوق بشر میان ایران و نظام بین المللی وجود دارد
مقایسه رویکرد آمریکا و اتحادیه اروپا در قبال توسعه نظامی و صلح جهانی
منبع:
پژوهش ملل مهر ۱۴۰۲ شماره ۹۲
59-86
حوزههای تخصصی:
پدیده توسعه نظامی و حفظ و تقویت صلح جهانی از اهمیت چشمگیری در سیاست بین الملل برخوردار است. جوامع بین المللی در دستیابی به صلح جهانی تلاش های بسیاری را انجام داده اند؛ اما میزان موفقیت و عملکرد دولت ها و سازمان های بین المللی در این زمینه نمایانگر تفاوت های قابل توجهی است. رویکرد آمریکا و اتحادیه اروپا به توسعه های نظامی و صلح جهانی نیز از جمله این تفاوت ها می باشد. رویکرد این دو بازیگر نسبت به موضوع توسعه نظامی و صلح جهانی بطورکلی دارای دیدگاه ها و فرآیندهای مختلفی است که این سیاست بطور قابل توجهی در طول سالیان گذشته و براساس فهم سیاستمداران از شرایط بین الملل دچار تغییراتی نیز شده است. مقاله حاضر با هدف مقایسه و بررسی دو رویکرد مختلف آمریکا و اتحادیه اروپا در قبال توسعه های نظامی و صلح جهانی به روش توصیفی - تحلیلی و با استناد به شیوه کتابخانه ای به بررسی ابعاد مختلف نقش و تأثیر این دو بازیگر بر آنها پرداخته و تفاوت ها و تطابق ها را تجزیه و تحلیل می کند. مقاله پیش رو به دنبال پاسخ به این پرسش است که چه تفاوت هایی در رویکرد آمریکا و اتحادیه اروپا در موضوع توسعه نظامی و صلح جهانی وجود دارد؟ با استناد به تاریخچه تلاش های هر دو در زمینه توسعه نظامی و صلح جهانی، بطورکلی رویکردهای آمریکا به تلاش برای حفظ برتری نظامی و هژمونی در سطح جهان، در حالیکه اتحادیه اروپا تأکید بر صلح و تنظیم روابط بین المللی دارند.
دلایل ناکامی ترامپ در شناساندن ایران به عنوان تهدید امنیت بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه ترامپ، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک تهدید برای امنیت و منافع ایالات متحده معرفی کرد و موفق شد درون ایالات متحده در راستای امنیتی کردن موفقیت آمیز جمهوری اسلامی ایران اقدام کند، لیکن نتوانست در معرفی ایران به عنوان تهدیدی برای امنیت بین الملل در سطح جامعه جهانی، موفق عمل کند؛ به عنوان نمونه، در جلسه 14 اوت 2020 (24 مرداد 1399) شورای امنیت سازمان ملل متحد، از میان 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، تنها دو کشور به قطعنامه پیشنهادی ایالات متحده که مانع لغو محدودیت های تسلیحاتی اعمالی بر ایران می شد، رأی مثبت دادند. درحالی که اگر ترامپ در تلاش برای معرفی ایران به عنوان تهدیدی برای امنیت بین الملل موفق عمل می کرد، بی تردید، همه یا اکثریت اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه یادشده رأی مثبت می دادند. اگرچه می توان از چارچوب های نظری گوناگونی برای توضیح و تشریح این موضوع استفاده کرد، اما پژوهش حاضر با کاربست مفهوم «کلان امنیتی سازی» که توسط مکتب کپنهاگ مطرح شده و جزئی از نظریه «امنیتی سازی» یا «امنیتی کردن» این مکتب است، درصدد واکاوی علل این موضوع برآمده است؛ بنابراین، پژوهش حاضر در پاسخ به این پرسش اصلی که «علل موفقیت آمیز و نتیجه بخش نبودن کنش گفتاری ترامپ در کلان امنیتی سازی جمهوری اسلامی ایران و معرفی ایران به عنوان یک تهدید برای امنیت بین الملل چه مواردی است؟» فرضیه خود را ارائه داده و در آن به پنج علت اشاره کرده است. این پژوهش را می توان نوعی پژوهش کیفی کمی به شمار آورد که در آن از ابزارهای کیفی ای نظیر بررسی محتوایی کیفی هشت سخنرانی/ اظهارنظر/ بیانیه ترامپ و ابزارهای کمی ای مانند نتایج نظرسنجی های مراکز معتبر غربی استفاده شده است.
تأثیر بلاک چین بر حاکمیت وستفالیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۵
229 - 258
حوزههای تخصصی:
فناوری ها همواره در حال پیشرفت و توسعه هستند و بالطبع این پیشرفت ابعاد گوناگونی از زندگی اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. اما برخی از این تحولات آثاری عمیق تر به جای می گذارند؛ همانند اینترنت که امروز می توان تاریخ جهان را به دنیای پیش و پس از اینترنت تقسیم کرد. ازجمله دیگر پدیده های نوظهور که می توان گفت آغازی بر چنین تحولی است، ایجاد فناوری بلاک چین است که شاید بتوان آن را نقطه عطفی در تحول حاکمیت ها در معنای انحصاری آن ،که به نام حاکمیت وستفالیایی شناخته می شوند، دانست؛ چراکه آنچه یک جامعه را به حفظ و تقویت حاکمیت تشویق می کند، نیاز به محوری برای ایجاد اعتماد عمومی، تضمین قراردادهای اجتماعی و تنظیم روابط در جامعه است. بلاک چین با بستر مطمئن و قابل اعتمادی که فراهم آورده و درعین حال بسیاری از مخاطرات و محدودیت های حاکمیت ها، مانند گرفتار شدن در دیکتاتوری و تحدید آزادی ها را نیز ندارد، جایگزینی جذاب برای بسیاری از خدماتی تلقی می گردد که تا امروز بدیلی جز حاکمیت انحصاری برای آن وجود نداشته است. بدین ترتیب با گسترش روابط اجتماعی مبتنی بر بلاک چین نیاز به دولت کاهش یافته و این امر حاکمیت ها را کمرنگ تر و کوچک تر خواهد کرد. حال سؤال اصلی آن است که این تأثیرگذاری تا چه حد حاکمیت های وستفالیایی را تحت تأثیر قرار خواهد داد یا تضعیف می نماید که در این مقاله نحوه و نوع این تأثیرگذاری را موردبررسی قراردادیم و درنهایت، به نظر می رسد هرچند راه درازی در پیش است تا بتوان از کنار رفتن حاکمیت وستفالیایی سخن گفت، اما گام هایی جدی در این مسیر برداشته شده است.
اصل سیاست-رسانه-سیاست: ارائه رویکردی جامع تر در ارتباطات سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
135 - 170
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر چهارچوبی نظری به نام اصل «سیاست-رسانه-سیاست» تشریح می شود. هدف این اصل، فراهم آوردن بنیادی مفهومی است که بر اساس آن، روشی جامع برای شرح نقش رسانه های خبری در فرآیندهای سیاسی دولت ها ایجاد شود. اصل سیاست-رسانه-سیاست بر اساس دو ادعای محوری بنا شده است. نخست اینکه، به خوبی می توان نقش رسانه ها را در فرآیندهای سیاسی، به صورت چرخه ای درک کرد که در آن، نوسانات در محیط سیاسی یک دولت به نوسانات در جریان رسانه ای منجر شده و این امر متعاقباً موجب نوسانات بیشتر در محیط سیاسی می شود. دوم، رسانه ها با توجه به توانایی شان برای تبدیل واقعیت های سیاسی به روایت های خبری (که برخی مواقع تأثیر به سزایی بر روی نتایج سیاسی دارند) می توانند نقشی مستقل در پروسه های سیاسی داشته باشند. این بحث به سه بخش عمده تقسیم می شود. در بخش نخست، برخی از نظریه های مهم ارتباطات سیاسی بررسی شده که درواقع اصول مبنایی اصل سیاست-رسانه-سیاست هستند. در بخش دوم، از یافته های محدوده متنوعی از مطالعات استفاده شده تا سودمندی این اصل را تشرح شود. در نهایت در بخش سوم این مقاله برخی استثنائات این اصل بیان شده است