تحلیل بنیان فرهنگی استعاره های مفهومی زنانگی در آثار داستانی فریبا وفی براساس نظریه کوچش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱
40-61
حوزههای تخصصی:
توجه به زنان، مسائل و مشکلات آنان یکی از درون مایه های مهم در ادبیات داستانی معاصر جهان است. در بین نویسندگان معاصر ایرانی فریبا وفی از جمله نویسندگانی است که محور اصلی آثار داستانی او را «زنان» شکل می دهد. وی می کوشد در سطوح مختلف زبانی مفهوم زن و زنانگی را که برآمده از پیشینه فرهنگی و اجتماعی و تاریخی درباره زنان است بازنمایی کند و به انتقاد از تمایزات جنسیتی و محدودیت ها و محرومیت های زنان بپردازد. از این روی، پژوهش حاضر برپایه نظریه استعاره مفهومی کوچش که برای استعاره های زبانی بنیانی فرهنگی قائل است، استعاره های مفهومی «زنانگی» را در آثار داستانی فریبا وفی استخراج و بنیادهای فرهنگی و اجتماعی آن را واکاوی نموده است. مطالعه انجام شده نشان می دهد که استعاره های شناختی «زنانگی» در آثار وفی از سه نظام فرهنگی متفاوت «مردسالار»، «مدرن» و «ایران باستان» تغذیه می شود. بنیان فرهنگی بسیاری از استعاره های مفهومی مانند «زن هیچ است»، «زن پایین است»، «زن اسیر است» برپایه نظام فرهنگی مردسالاری پدید آمده اند. بنیان استعاره هایی چون «زن فرشته است»، «زن نگهبان است» برآمده از باورهای اسطوره ای ایران باستان پیرامون ایزدبانوان است. بنیان استعاره های چون «زن عروسک است»، «زن کالا است» برآمده از فرهنگ مدرن و غرب زده است که متأسفانه وضعیت کنونی زنان را تحت شعاع قرار داده است.