فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
۲۹۹-۲۶۹
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر پایهٔ نظریه آرایش مناسب میان سه بخش دولتی، خصوصی و جامعه مدنی، ضمن توضیح نحوه همکنش و ارتباط سازمان های جامعه مدنی با دولت و بازار؛ می کوشد با شناساندن رویکردی جدید، بازگفت متفاوت تری از دو رویکرد رقیب ارائه دهد. در این رویکرد، خیریه ها سازمان های غیردولتی و غیربازاری هستند که در استقلال نسبی و نحوه تعامل و ارتباطشان با دو عرصه دیگر فهم پذیر می شوند و مسائل آن ها رؤیت پذیر می شود. این مطالعه با روش کیفی و تکنیک دلفی در قالب مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۲۹ نفر از دست اندرکاران مؤسسات خیریه در کشور انجام شده است. یافته ها نشان داد برجسته ترین مسائل این سازمان ها در مورد دولت عبارت از دولتی کردن هرچه بیشتر خیریه ها، نبود قوانین کارآمد، رقیب پنداری خیریه ها از سوی دولت، فقدان یکپارچگی مرجعیت در صدور مجوز و نظارت است. همچنین، چالش بنیادین این سازمان ها در مورد بازار، بی تفاوتی بنگاه های اقتصادی نسبت به مسئولیت اجتماعی و سازمان های خیریه است. با چنین مسائلی، خیریه ها به پیچ ومهره های بوروکراسی دولتی تبدیل می شوند که تنها در برابر دولت تعهد و مسئولیت دارند و کارکرد آن ها فقط جنبه تسکینی دارد که این، سرآغاز انحطاط آن هاست. افزون بر آن، این سازمان ها رابطه همیشگی و بایسته ای با بنگاه های خصوصی ندارند. درنهایت می توان گفت آرایش مناسبی میان سه عرصه پیش گفته برقرار نیست و مسائل این سازمان ها در نبود آرایش مناسب رؤیت پذیر می شود.
از باورهای ذهنی مطلوب تا چالش های عملی شکل گیری تعاملات با فرزند: یک مطالعه زمینه ای در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
۳۲۴-۲۹۱
حوزههای تخصصی:
ساختار خانواده، شیوه های تعاملات میان والدین با یکدیگر، سبک های تربیتی و شکاف نسلی میان والدین و فرزندان، نقش مهمی در شکل گیری تعاملات بین اعضای خانواده و ایجاد فضایی اقتدارگرایانه یا دموکراتیک دارند. در این راستا، پژوهش حاضر به مطالعه چگونگی شکل گیری و وضعیت گفت وگو میان والدین و فرزندان در خانواده های شهر یزد پرداخته است. بدین منظور، از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای استفاده شد و ضمن استفاده از نمونه گیری نظری با ۲۵ نفر از زوجین خانواده های متعارف شهر یزد مصاحبه های عمیق به عمل آمد. داده های گردآوری شده از طریق کدگذاری های باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند و درنهایت ۶۷ مقوله فرعی و ۱۶ مقوله اصلی شناسایی گردید. مقوله هسته پژوهش «شکاف نظر و عمل در گفت وگو با فرزند» بود که در قالب مدل پارادایمی و طرح واره نظری ارائه شد. نتایج تحقیق نشان دهنده شکاف میان باورهای ذهنی والدین و چالش های عملی در تعاملات آن ها با فرزندان است که تأثیر مستقیم بر وضعیت گفت وگو در خانواده دارد. درواقع، علی رغم آن که امروزه والدین به لحاظ ذهنی به برقراری تعاملات سازنده و گفت وگو با فرزندان خود معتقدند؛ اما در عمل به دلیل محدودیت های زمانی، تکنولوژی های ارتباطی، فرهنگ والدین و شکاف نسلی، در شکل گیری این تعاملات با مشکلاتی مواجه هستند.
واکاوی جامعه شناختی پژوهش هایِ در پیوند با زنان شاهنامه (با تکیه بر پژوهش های یک قرن اخیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۴)
199-230
حوزههای تخصصی:
نگارندگان در پژوهش حاضر به معرفی پژوهش هایی در حوزه زنان شاهنامه برآمده اند و با واکاویِ جامعه شناختیِ حدود370 مقاله و 170 رساله و پایان نامه و 36 عنوان کتاب در حوزه مطالعات زنان شاهنامه از سال 1300 تا 1400 به مطالعه و بررسی این پژوهش ها پرداخته و کوشش شده است تا ضمن ارائه آمارها در قالب جدول و نمودار، سال شمار تحقیقات، سیر صعودی آن ها، داستان های پُراستقبالِ مربوط به زنان شاهنامه، جنسیّت پژوهشگران و رویکردهای اصلی و فرعی تحقیقات، نقد و بررسی شود. عواملی مانند پررنگ تر شدن حضور دختران در دانشگاه ها و رشد سه برابری تعداد اعضای هیأت علمی زن در کشور موجب شده است تا میزان گرایش پژوهشگران به نقد و بررسی داستان های زنان شاهنامه از اواخر دهه هشتاد شمسی روندی رو به افزایش داشته باشد. شخصیت هایی همچون سودابه، رودابه، منیژه، گردآفرید، تهمینه، شیرین، سیندخت و گردیه به ترتیب بیشترین میزان پژوهش ها را به خود اختصاص داده است و تعداد پژوهشگران زن در مقایسه با مردان بیشتر بوده است. رویکردهای اصلی این پژوهش ها، شامل پژوهش های عمومی (زنان)، تطبیقی، مقایسه ای، نظریه ای، بلاغی و رویکردهای فرعی پژوهش ها هم شامل پژوهش های فمینیستی، روان شناختی، اجتماعی و نظریه اشخاص (مباحث تئوریک) است که از دل پژوهش های نظریه ای در رویکرد اصلی به دست آمده است.
الگوها و تعیین کننده های مهاجرت داخلی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) سال ۳۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
73 - 107
حوزههای تخصصی:
امروزه به خاطر ثبات نسبی باروری و مرگ ومیر در سطوح پایین، سهم مهاجرت در پویایی جمعیت و تغییرات منطقه ای برجسته تر شده است. مهاجرت، فرایندی پویا و ناشی از شرایط در حال تغییر اجتماعی است که می تواند نه تنها بر مهاجران، بلکه بر مناطق مبدأ و مقصد نیز تأثیر بگذارد. افزایش مهاجرت ها و جابه جایی های جمعیتی، به ویژه از مناطق مرزی کشور به سمت مرکز و سکونت آن ها در پیرامون شهرهای بزرگ، به ویژه پایتخت، یکی از مسائل و چالش های اجتماعی و جمعیتی کشور به شمار می آید. در این راستا، این مقاله با استفاده از تحلیل ثانویه داده های فردی و انبوه سرشماری های 1390 و 1395 به بررسی الگوها و تعیین کننده های مهاجرت داخلی در کشور می پردازد. نتایج نشان داد که با افزایش میزان شهرنشینی، گذار خالص جمعیت از مناطق روستایی به شهرها کاهش یافته و در مقابل، مهاجرت های بین شهری افزایش یافته است. تهران به عنوان جذاب ترین استان کشور برای مهاجرت از سوی اکثر استان ها شناخته می شود و جذابیت آن به ویژه برای استان های غربی بیشتر است. همچنین، جریان مهاجرتی خارج شده از استان تهران به استان البرز و دو استان شمالی کشور یعنی گیلان و مازندران است که مهاجرت به آن ها شیوع بیشتری در میان سالمندان و بازنشستگان دارد. بعلاوه، نتایج نشان داد که تهران و استان های اطراف با افزایش جمعیت ناشی از مهاجرت روبرو هستند، در حالی که استان های غربی و جنوب شرقی با سطح پایین توسعه، کاهش جمعیت ناشی از مهاجرت را تجربه می کنند. با توجه به نابرابری های منطقه ای، ساختار سنی جوان و میان سال، افزایش سطح تحصیلات، بیکاری بالای جوانان و کمبود فرصت های شغلی در بیشتر استان ها و شهرستان های کشور، انتظار می رود روند مهاجرت های داخلی، به ویژه مهاجرت های بین استانی، در سال های آینده افزایش یابد.
تبیین مدل ارزیابی کارآیی آموزشی معلمان بر اساس استانداردهای مدیریت کیفیت فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
136 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق با هدف تبیین مدل ارزیابی کارآیی آموزشی معلمان با توجه به استانداردهای مدیریت کیفیت فراگیر انجام شده است. روش شناسی: روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع داده ها کیفی است. جامعه هدف شامل کلیه متخصصان و اساتید تعلیم و تربیت دانشگاهی در استان کربلای عراق بودند که دارای دانش آکادمیک در حوزه مربوطه و سابقه انتشار مقاله یا کتاب در زمینه ارزیابی اموزشی می باشند. انتخاب نمونه ها به صورت هدفمند صورت گرفته است و حجم نمونه نیز طبق اصل اشباع نظری 10 نفر تعیین شده است. ابزار تحقیق شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته بود که جهت سنجش روایی آن از ارزیابی قضاوت های خبرگان استفاده شده است و برای محاسبه پایایی، از میان مصاحبه های انجام گرفته چند مصاحبه به عنوان نمونه انتخاب و هر کدام از آن ها در یک فاصله زمانی کوتاه و مشخص دو بار کدگذاری شدند و میزان توافق بین این کدگذاری ها مبنای محاسبه پایایی قرار گرفت. با تحلیل محتوای مصاحبه ها و استخراج کدها، ابعاد و مولفه های ارزیابی کارآیی آموزشی معلمان بر اساس استانداردهای مدیریت کیفیت فراگیر شناسایی شدند. فرایند کدگذاری نظری داده ها از طریق نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که در پایان فرایند کدگذاری باز 96 مفهوم برچسب گذاری شد. در پایان این مرحله، مفاهیم اولیه بررسی، تحلیل و دسته بندی شدند تا مقولات فرعی شناسایی شوند. بر این اساس در کدگذاری محوری 32 مقولیه فرعی از بین کدهای باز استخراج شدند. در نهایت، مقولات فرعی در هشت اصل مدیریت کیفیت فراگیر شامل تمرکز بر مشتری، تعهد کل کارکنان، سیستم یکپارچه، رویکرد فرآیند محور، بهبود مستمر، تصمیم گیری مبتنی بر واقعیت، ارتباط موثر، تفکر استراتژیک-رهبری دسته بندی شدند. نتیجه گیری: در نهایت، مدل پیشنهادی ارزیابی کارآیی آموزشی معلمان بر اساس استانداردهای مدیریت کیفیت فراگیر می تواند به بهبود کیفیت آموزشی و ارتقاء عملکرد معلمان در سیستم آموزشی کمک کند.
طراحی و اعتباریابی مدل مدرسه آینده مبتنی بر نقش هوش مصنوعی در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
231 - 248
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، طراحی و اعتباریابی مدل مدرسه آینده مبتنی بر نقش هوش مصنوعی در مدارس ابتدایی بود. روش شناسی: این پژوهش از روش تحقیق کیفی استفاده کرده و در دو بخش طراحی و اعتباریابی اجرا شده است. در بخش طراحی، از روش داده بنیاد و نمونه گیری گلوله برفی برای انتخاب ۱۸ خبره در زمینه هوش مصنوعی و آموزش استفاده شد. در بخش اعتباریابی، ۲۰ خبره از اساتید دانشگاه و مدیران آموزش و پرورش استان گلستان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده ها در بخش کیفی با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی و در بخش اعتباریابی با روش دلفی طی سه مرحله انجام شد. یافته ها: مدل طراحی شده شامل ۱۲ طبقه اصلی و ۲۴ مقوله فرعی بود که در پنج محور اصلی طبقه بندی شدند: شرایط علی (آمادگی فرهنگی، زیرساخت ها و تعاملات خانواده محور با هوش مصنوعی)، شرایط زمینه ای (شبکه های مجازی و مراودات اجتماعی مبتنی بر هوش مصنوعی)، شرایط مداخله ای (چالش های فنی و نهادی)، راهبردها (ارزیابی مبتنی بر هوش مصنوعی و یادگیری خلاقانه)، و پیامدها (بهبود کیفیت و سرعت آموزش، افزایش عدالت آموزشی و انگیزش تحصیلی). نتایج نشان داد که هوش مصنوعی می تواند به بهبود قابل توجهی در کیفیت یادگیری و عدالت آموزشی منجر شود. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که هوش مصنوعی پتانسیل بالایی برای ارتقای فرآیندهای آموزشی و ایجاد عدالت تحصیلی در مدارس ابتدایی دارد. با این حال، موفقیت اجرای این فناوری نیازمند فراهم سازی زیرساخت های مناسب، آماده سازی فرهنگی و مدیریتی است. این پژوهش به ارائه راهکارهایی برای مواجهه با چالش های نهادی و فنی در مسیر هوشمندسازی مدارس پرداخت.
مطالعه تطبیقی هوش فرهنگی واحدهای بین المللی در کاهش تصادفات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آن جا که یکی از مهم ترین سوانح کشور ایران، تصادفات جاده ای بوده و بیشترین علل بروز حوادث و سوانح ترافیکی مربوط به عامل انسان و هوش فرهنگی است، هدف این پژوهش، ارائیه مدلی برای بهبود ایمنی راه و کاهش تصادفات، با تأکید بر عامل انسانی و فرهنگ ایمنی است. در این پژوهش توصیفی-تحلیلی با جامعیه آماری 50 نفر از مردم عادی و 50 نفر از پلیس راهور از رهگذر نمونه گیری تصادفی ساده، داده های موردنیاز از دو روش پیمایشی و کتابخانه ای به دست آمده است. تجزیه و تحلیل پرسشنامه ها به وسیلیه نرم افزار minitab17 انجام گرفت. یافته ها نشان داد که بین هوش فرهنگی با فرهنگ کشورها در کاهش تصادفات، بین اتخاذ سیاست آسان گیرانه در مقابل تخلفات رانندگی در جامعه و کاهش تصادفات، بین رسانه ها و مدارس با کاهش تصادفات و ارتقاء فرهنگ و بین بهبود در فرهنگ استفاده از وسایل حمل ونقل عمومی با کاهش تصادفات رابطیه معنادار وجود دارد. به علاوه، نتایج تحلیلی رابطه ای معکوس و معنادار را بین هوش فرهنگی از تخلف رانندگی نشان می دهد؛ به گونه ای که با افزایش و تقویت هوش فرهنگی و آگاهی ترافیکی مردم، تصادفات کاهش خواهند یافت.
آینده مدیریت رسانه ها در پرتوی اثرگذاری هوش مصنوعی و رسانه های نوین بر دین
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
120 - 156
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله با عنوان آینده مدیریت رسانه ها در پرتوی اثرگذاری هوش مصنوعی و رسانه های نوین بر دین نگاشته شده است. به این منظور، عنوان مقاله از تازگی برخوردار است. با توجه به پیشرفت های چشمگیر در حوزه هوش مصنوعی و فناوری های نوین رسانه ای، نقش و تأثیر این دو عامل بر دین و مدیریت رسانه ها از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش با پرداختن به موارد ذکرشده، به دست آوردن نتایجی کارآمد و مفید برای افراد و سازمان های مدیریت رسانه ای را هدف قرار داده است.روش شناسی پژوهش: روش پژوهش کیفی و با استفاده از سناریونویسی آینده پژوهی انجام شده است که به تأثیر هوش مصنوعی و رسانه های نوین بر دین و آینده مدیریت رسانه ها می پردازد. بیان چالش های آن نیز به مدیران رسانه ها کمک می کند بهترین استراتژی ها را برای استفاده از هوش مصنوعی و رسانه های نوین در مدیریت رسانه ها پیدا کنند و بتوانند به توسعه دانش در این حوزه کمک کنند.یافته ها: بر اساس یافته ها، به نظر می رسد با رشد سریع و روزافزون تکنولوژی در آینده ای نزدیک، شاهد بهره گیری و تأثیرپذیری رسانه ها از یکدیگر نیز خواهیم بود. به عبارت دیگر شاهد تأثیر و استفاده از فرآیند این فناوری (هوش مصنوعی) در اکثر منابع اطلاعاتی و اطلاع رسانی انواع مختلف هرگونه (انتقال) پیام (دینی و غیردینی) به مخاطب و مخاطبان هدف از طریق کانال های متفاوت رسانه ای خواهیم بود.بحث و نتیجه گیری: سعی شده در این مقاله با بررسی و اشاره به کاربردها یا کارکردهای هوش مصنوعی در صنعت های مختلف رسانه ای و همچنین شناخت برخی از وظیفه های مدیران رسانه ای آینده، راهنمایی برای مدیران آینده باشیم و در ادامه پیشنهاداتی نیز به دیگر محققین ارائه دهیم.
واکاوی ادراک دانشجو معلمان نسبت به محتوای یادگیری در شبکه های اجتماعی: مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳۹
244 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی محتوای یادگیری دانشجو معلمان در شبکه های اجتماعی و ادراک آن ها نسبت به اعتبار محتوای به اشتراک گذاشته شده در این شبکه ها بود. روش این پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسانه بود. جامعه پژوهش کلیه دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان شهرستان بیرجند بود که در سال تحصیلی 1399-1400 مشغول به تحصیل بودند. با روش نمونه گیری هدفمند و تا اشباع نظری داده ها با 15 نفر (7 نفر مرد و 8 نفر زن) از این دانشجو معلمان مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت و داده های حاصل با روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت. برای پایایی داده ها از روش توافق بین کدگذاران و برای روایی یافته ها از روش بازنگری توسط متخصصان استفاده شد. یافته ها نشان داد که محتوای یادگیری دانشجو معلمان در شبکه های اجتماعی شامل محتوای مرتبط با دانشگاه (رشته محور، مهارت محور و زبان انگلیسی)، مدرسه (روش تدریس، مدیریت کلاس و محتوای دوره ابتدایی) و اطلاعات عمومی (اخبار، اطلاعات پزشکی و اطلاعات فناورانه) است. همچنین دانشجو معلمان نسبت به محتوای به اشتراک گذاشته شده در شبکه های اجتماعی دیدگاه مثبتی ندارند و ازنظر آن ها، محتوای موجود در شبکه های اجتماعی، نامتناسب، غیر موثق و ناقص است. بر این اساس پیشنهاد می شود که دانشگاه فرهنگیان با ارائه محتوای معتبر، طبقه بندی شده و متناسب با هر رشته تحصیلی در شبکه های اجتماعی به توسعه حرفه ای دانشجو معلمان و نگرش مثبت آن ها به محتوای این شبکه ها کمک کند.
ارائه الگوی پیام رسان داخلی کارآمد با تأکید بر نقش سواد رسانه ای کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴۰
241 - 201
حوزههای تخصصی:
پیام رسان ها از ابزارهای اصلی برقراری ارتباطات اجتماعی و سازمانی محسوب می شوند. باتوجه به اینکه استفاده آگاهانه از پیام رسان ها منوط به برخورداری از سواد رسانه ای است، بنابراین پژوهش حاضر، اصول و شاخص های کلیدی پیام رسان امن، کاربرپسند و آموزشی را شناسایی نموده، نسبت به ارائه الگوی یک پیام رسان داخلی کارآمد با تأکید بر نقش سواد رسانه ای کاربران اقدام نمود. به این منظور، بومی سازی شاخص ها با استفاده از تکنیک دلفی فازی و تدقیق آن بر اساس نظر خبرگان صورت گرفت. از میان 66 شاخص شناسایی شده، تعداد 51 شاخص، مبنای تصمیم گیری در فضای فازی قرار گرفت که طی 3 جلسه نظرسنجی خبرگانی با روش دلفی (14 تن از خبرگان و اساتید حوزه رسانه)، شاخص های مؤثر بر سواد رسانه ای به 7 دسته مجزا تفکیک شد. نتایج این پژوهش، بیانگر ضرورت توجه ویژه به فراهم نمودن شرایط دسترسی آسان و عادلانه به منابع، باهدف ایجاد بسترهای همکاری اجتماعی برای ایجاد یک پیام رسان کارآمد داخلی بود. همچنین، با اولویت بهبود عملکرد فنی و سازگاری با نیازهای روز کاربران، پایداری و کیفیت خدمات، حفاظت از داده ها و حریم خصوصی کاربران، مورد تأکید قرار گرفت. پیشنهاد شد به منظور افزایش سواد رسانه ای کاربران نسبت به ایجاد و توسعه پلتفرم های آموزشی، برگزاری کارگاه ها و وبینارهای آموزشی، به روزرسانی مستمر ابزارهای رسانه ای و پیاده سازی سیستم های امنیتی قوی برای حفاظت از داده ها و حریم خصوصی کاربران اقدام شود تا شرایط برای توسعه و پیاده سازی یک پیام رسان داخلی مؤثر و قابل اعتماد در جهت تأمین نیازهای ارتباطی و بهبود سواد رسانه ای کاربران فراهم شود.
پیمایشی در میان علاقمندان به پادکست چه عواملی بیشتر به وفاداری مخاطبان منجر می شود؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۶
61 - 86
حوزههای تخصصی:
این مطالعه تلاشی است برای شناخت بهتر عواملی که بر وفاداری مخاطبان به پادکست ها مؤثرند. در مرحله ی اول با مرور ادبیات این حوزه، فهرستی از 20 خصوصیت رسانه ها که بالقوه می توانند بر وفاداری مخاطب به رسانه اثر بگذارند تهیه شد. همچنین با استفاده از مطالعات پیشین، یک آزمون 12 سؤالی که میزان وفاداری را اندازه گیری می کند، تهیه شد. پس از این مراحل با اجرای پرسشنامه از گروهی از علاقه مندان به پادکست خواسته شد که با پاسخ دادن به 20 پرسش از نوع طیف لیکرت، میزان 20 خصوصیت ذکر شده را در پادکست مورد علاقه ی خود تعیین کنند. از سوی دیگر از بررسی پاسخ های این افراد به 12 پرسش، میزان وفاداری آنان به پادکست مورد نظر اندازه گیری شد. در مجموع 768 نفر به پرسشنامه پاسخ دادند که از بررسی روابط معنی دار میان پاسخ های آنان، شدت رابطه ی بین هر یک از 20 خصوصیت پادکست ها بر وفاداری مخاطب به آن ها ارزیابی شد. از فهرست بیستگانه ی مورد مطالعه، هفت خصوصیت با میزان وفاداری رابطه ی قوی نشان دادند. این خصوصیات عبارتند از: «پاسخ گویی به نیازهای مخاطب»، «کمک به افزایش اطلاعات مخاطب»، «استقبال از ارایه ی بازخورد به پادکست»، «اهمیت دادن به احساس و تفکر»، «ارایه ی دقیق اطلاعات»، «کمک به اشتراک اطلاعات مفید» و «فراگیری هدفمند».
الگوی جرم یابی با رویکرد اسلامی با تأکید بر سیره امام علی (ع) برای فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش انتظامی سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۵)
127-162
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: قداست و ارزشمندی اهداف، مدل ها و الگو ها به ویژه در حوزه جرم یابی، نمی تواند روش و ابزار دستیابی به آنها را توجیه کند. ابزار و شیوه های نیل به کشف جرائم از جمله موضوعاتی است که باید مشروعیت داشته باشند و در بستر شرع مقدس اسلام مورد مطالعه و شناسایی قرار گیرند. لذا هدف از این تحقیق، شناخت الگوی جرم یابی با رویکرد اسلامی با تأکید بر سیره امام علی (ع) برای فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است.روش: این تحقیق از نوع کاربردی با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق، سیره نظری و عملی حضرت علی (ع) بوده و متن نهج البلاغه شامل خطبه ها، نامه ها و حکمت های کتاب شریف و همچنین قضاوت های حضرت علی (ع) و روایت های مرتبط با شیوه قضاوت آن حضرت به عنوان منبع اصلی برای گرد آوری داده ها بوده که به روش تمام شماری مورد ارزیابی قرار گرفت. روش گردآوری دادها از نوع روش اسنادی و ابزار آن فیش برداری بود و به منظور تحلیل داده های گردآوری شده، از روش کدگذاری و تحلیل مضمون بهره گرفته شد. یافته ها: در مرحله کدگذاری پایه، 458 کد باز یا پایه ای به دست آمد که در قالب 13 مضمون سازمان دهنده جای گرفتند. الگوی جرم یابی با رویکرد اسلامی در سیره امام علی (ع) برای فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی متشکل از چهار بعد رفتاری- عملکردی (عقلانیت، تدبیر و تناسب، مهارت های حرفه ای، اشراف اطلاعاتی، جامعیت و استحکام و به هنگام بودن)، رویکرد (بایسته های اعتقادی و بایسته های اخلاقی)، فناوری (روزآمدی و دانش محوری) و ساختار (فرماندهی و مدیریت، ممنوعیت ها، بایسته های سازمانی و بایسته های حقوقی) است.نتیجه گیری: اجرایی ساختن الگوی چهار بعدی شناسایی شده در حوزه جرم یابی اسلامی مبتنی بر سیره حضرت علی (ع)، نقش مؤثری در ارتقاء مشروعیت و موفقیت در فرایند جرم یابی رده های مرتبط با حوزه کشف جرائم در فراجا خواهد داشت.
الگویابی خرد جمعی در سطح تجربی: یک مورد پژوهی چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
31 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش الگویابی خرد جمعی در سطح تجربی است. روش پژوهش موردپژوهی چندگانه ابزاری است. برای انتخاب موارد از نظام قشربندی چلبی، برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل داده ها از تکنیک بولی استفاده شده است. به منظور الگویابی تجربی و پیدا کردن اشتراکات و افتراقات الگوهای نظری و تجربی با استفاده از تکنیک جبر بولی، ابتدا با استخراج و شناسایی شروط علّی مرتبط در هر کدام از حوزه های چهارگانه که در قالب جداول صدق نمایش داده شده اند، الگوی محوری تجربی در هر کدام از حوزه های چهارگانه اجتماعی از نگاه مصاحبه شوندگان تحلیل شده و همچنین در کل در جای خود مورد مقایسه و بررسی قرار گرفته اند. سپس مدل تلفیقی پژوهش در سطح نظری با مدل ترکیبی پژوهش در سطح تجربی مقایسه گردید. یافته های پژوهش حاکی از این است که وجود تنوع شناختی برای تحقق و تقویت خرد جمعی ضروری است و علاوه بر آن، خرد جمعی در صورتی در جامعه تحقق یافته و تقویت می شود که در حوزه اقتصادی رقابت واقعی «و» کاهش مداخلات دولت، در حوزه سیاسی مشارکت جدی «و» دولت ملی، در حوزه اجتماعی گسترش پیوندهای ضعیف در عرض جامعه «و» عدم تسلط سیاست بر حوزه اجتماعی «و» جامعه مدنی پویا و نهایتا در حوزه فرهنگی رواج هنجارهای انصاف، صداقت و حقیقت جویی در جامعه «و» روابط گفتمانی وجود داشته باشد.
طراحی و سنجش شاخص ترکیبی سنجش علم مبتنی بر صورت بندی اسلامی علم (پیشنهادی برای ارائه گزارش های ملّی علم و فناوری جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
39 - 74
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاران علم و فناوری، میزان موفقیت و شکست خویش را دائماً با ارجاع به رتبه خود بر اساس شاخص ها، ارزیابی می کنند. اما از یک سو، این شاخص ها، منفردند و ابعاد و مؤلفه های مختلف علم، در یک چارچوب با همدیگر ترکیب نشده اند و از دیگر سو، چارچوب نظری شاخص های ترکیبی بر اساس مبانی مختلف، به نحو متفاوتی صورت بندی می شود. ازاین رو هدف پژوهش حاضر، این است که یک شاخص ترکیبی برای سنجش علم مبتنی بر صورت بندی اسلامی علم طراحی کند. در این پژوهش روش شناسی ده مرحله ای ساخت شاخص ترکیبی، ارائه شده توسط سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه مبنا بوده است. این روش شناسی از تدوین چارچوب نظری، شروع و به ارائه و انتشار، ختم می شود. این پژوهش، با صورت بندی دیدگاه های سه متفکراسلامی(امام خمینی، شهید مطهری و آیت الله خامنه ای) و با استفاده از روش تحلیل مضمون و با رویکرد استقرایی- قیاسی و درنهایت از طریق خوانش جمعی صورت بندی ها، چارچوب نظری شاخص را به دست آورد. سایر مراحل نیز مطابق با روش شناسی مذکور طی شد. یافته ها نشان داد دو مفهوم «اقتدارزا بودن» و «زنجیره مندی»، توضیح دهنده ماهیت علم از منظر اندیشمندان اسلامی است که منجر به ترسیم سه بُعد «مرجعیت فکری و علمی»، «نظام اقتصادی قوی» و «نظام سیاسی اجتماعی عزتمند» به عنوان ابعاد علم در حیات اجتماعی می شود. این ابعاد، با 12 متغیر و 36 نشانگرِ متناظر خود، اجزای شاخص ترکیبی علم را به وجود آورده اند. سنجش علم ایران در بازه زمانی 5 ساله (1398-1394)، نشان دهنده رشد همواره صعودی ولی نامتوازن آن به میزان 28.03% است. به طوری که بُعد «مرجعیت فکری و علمی»، 38%، بعد «نظام سیاسی اجتماعی عزتمند»، 1.07% و بعد «نظام اقتصادی قوی»، 17.41% رشد کرده است. بنابراین علی رغم رشد قابل توجه علم در بعد مرجعیت علمی، علم، عزت آفرینی چندانی را به بار نیاورده و ثانیاً میزان توانایی اقتصادی و تولید ثروت از علم، کمتر از رشد شاخص کلی آن بوده است.
سازوکارهای پالایش محتوا درپلتفرم های ویدئویی؛ مطالعه موردی یوتیوب
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، مطالعه نحوه پالایش محتواهای زیان آور در پلتفرم کاربرمحور و ویدئویی یوتیوب است. امروزه موضوع حکمرانی و تنظیم گری محتوایی پلتفرم ها به یک موضوع چالش برانگیز تبدیل شده است. این مسئله به ویژه در پلتفرم هایی که مبتنی بر ویدئو فعالیت می کنند، چالش های بیشتری ایجاد کرده است. پخش زنده محتوای ویدئویی و نیز انواع محتواهای ویدئویی کذب همانند جعل عمیق که در پلتفرم های ویدئو، مبنا به اشتراک گذاشته می شوند، مقابله و جلوگیری از انتشار محتواهای ویدئویی زیان آور، غیرقانونی و غیراخلاقی را دشوارتر کرده است. این تحقیق با استفاده از روش مطالعه موردی و تحلیل محتوای کیفی، خط مشی های یوتیوب، دستورالعمل های انجمن و کردارهای عملی تعدیل محتوا در یوتیوب را بررسی می کند تا مشخص شود این پلتفرم چگونه محتوای تولیدشده توسط کاربر را پالایش می کند. نتایج این مقاله در کل، بیانگر پیچیدگی نظارت برمحتوای ویدئویی، کاربرد روزافزون هوش مصنوعی برای تعدیل محتوای ویدئویی و مخاطرات ناشی از آن است. برخلاف تصور عموم و برخی سیاست گذاران در ایران، پلتفرم های جهانی سازوکارهای پیچیده و دائماً به روزشونده ای را برای حفاظت از اجتماع کاربران خود ایجاد کرده اند تا فضای امنی را برای تعامل کاربران و تداوم سودآوری و حفظ وجه خود به وجود آورند. همچنین با توجه به اینکه پلتفرم های بومی در ایران در حال توسعه هستند، سازوکار تعدیل محتوا در پلتفرم یوتیوب جهانی یوتیوب می تواند الگویی برای پلتفرم های ایرانی باشد.
نقش مصرف محصولات فرهنگی رسانه های آسیای شرقی (انیمه، کی دراما و کی پاپ) در هویت دختران نوجوان 18-12 سال در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
111 - 145
حوزههای تخصصی:
شکل گیری برخی از گونه های هویتی خاص در نوجوانان، مانند طرز پوشش و آرایش سر و صورت که مغایر با آموزش های رسمی حکومت، والدین، آموزش و پرورش و صداوسیماست، توجه را به حوزه مصرف رسانه های نوجوانان متمرکز می کند این رسانه ها که اغلب بخش زیادی از وقت نوجوانان را به خود اختصاص می دهند به عنوان یک منبع هویت ساز، گاه در انطباق با دیگر منابع هویت ساز موجود در جامعه نیستند. نوجوان امروزی با استفاده از اینترنت، محتوای موسیقی و سریال هایی را مصرف می کند که متفاوت با ارزش ها و آموزش های رسمی جامعه است. پژوهش حاضر با رویکرد کاربردی و با هدف شناسایی تأثیر مصرف محصولات فرهنگی رسانه های آسیای شرقی (انیمه، کی دراما و کی پاپ) بر هویت نوجوانان براساس روش داده بنیاد انجام شده است. 21 نوجوان دختر 12 تا 18 سال هوادار انیمه، کی دراما و کی پاپ، از طریق روش گلوله برفی، تا رسیدن به اشباع نظری، انتخاب و با آنان مصاحبه شده است. از طریق کدگذاری؛ دو مقوله در شرایط علی، دو مقوله در شرایط زمینه ای، سه مقوله در شرایط مداخله گر، شش مقوله در شرایط راهبردی و شش مقوله در پیامدها به دست آمده و مقولات حاصل نشان داده است که مصرف این محصولات در ابعاد مختلف هویتی، هویت ملی، هویت اجتماعی، هویت دینی، هویت سیاسی و هویت جنسی مؤثر است. ضمن آنکه بر اساس نتایج، هویت های ترکیبی جدیدی در مصرف کنندگان این محصولات شکل می گیرد. به این ترتیب، بخشی از هویت های جدید کسب شده، در کنار هویت های قبلی قرار می گیرد و هویت جدیدی حاصل می شود. افزایش سواد رسانه ای نوجوانان، والدین و مسئولان در این زمینه بسیار حائز اهمیت است.
ارائه مدل تبلیغات های واقعیت افزوده مبتنی بر تلفن های همراه هوشمند با استفاده از رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳شماره ۳۷
373 - 323
حوزههای تخصصی:
به واسطه کاهش روز افزون اثربخشی رویکرد های تبلیغاتی فعلی، استفاده از فناوری واقعیت افزوده به عنوان یک رسانه تبلیغاتی نوین و جذاب، می تواند به عنوان یک راهکار موثر در نظر گرفته شود. بر همین اساس هدف این پژوهش، تبیین و شناسایی ابعاد و شاخص های اصلی موثر بر تبلیغات واقعیت افزوده موبایل محور، غربال گری و اعتبار سنجی آن ها و در نهایت ارائه مدل تبلیغاتی واقعیت افزوده مبتنی بر تلفن های همراه هوشمند با محوریت نشانگر های فیزیکی تحت عنوان یک رسانه تبلیغاتی جدید بود. در این مطالعه با بهره گیری از رویکرد آمیخته و ترکیبی از دو روش کیفی و کمی متوالی، در مرحله اول با استفاده از ابزار مصاحبه های نیمه ساختاری یافته با 14 خبره، داده های لازم جمع آوری و روش داده بنیاد اجرا گردید. روایی و پایایی بخش کیفی نیز تایید شد. در مرحله دوم از روش دلفی فازی به منظور اعتبار سنجی مقولات شناسایی شده و ارائه مدل نهایی استفاده گردید. در بخش کیفی5143 مفهوم اولیه، 912 مقوله فرعی، 59 مقوله اصلی شناسایی و در قالب 6 سازه سازمان دهی گردید. تمامی شاخص ها توسط روش دلفی فازی مورد تایید قرار گرفت. با وجود عمر نه چندان طولانی فناوری واقعیت افزوده در صنعت تبلیغات، همچنین تاثیر پذیری آن از عوامل زمینه ای حاکم، این فناوری می تواند در نقش یک رسانه نوین با کمک به صنعت تبلیغات، نتایج ارزشمندی را برای مخاطبان، محصول، شرکت، برند و جامعه در پی داشته باشد و به بازاریابان در کسب نتایج مطلوب کمک نماید.
مؤلفه های روایت خبری تأثیرگذار و چالش های آن در بخش های خبری تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
21 - 40
حوزههای تخصصی:
موضوع: استفاده از سبک روایت در خبر اهمیت زیادی دارد و رسانه اثرگذار باید توانایی غلبه روایی داشته باشد. رسانه ملی به خصوص تلویزیون به عنوان یک رسانه سنتی و مورد ارجاع مخاطبان باید اطلاعات و اخبار را به گونه ای روایت کند که روایت تلویزیون به عنوان روایت قانع کننده و تأثیرگذار پذیرفته شود. بر این اساس هدف این پژوهش، بررسی ابعاد و مؤلفه های روایت تأثیرگذار خبری و ارزیابی موانع و چالش ها برای تولید روایت خبری موثر پیش روی تولیدکنندگان است.روش: استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق نیمه استاندارد که داده ها از دوازده نفراز استادان ارتباطات و رسانه، جامعه شناسی، خبرنگاران تلویزیونی و دبیران و سردبیران بر جمع آوری شده و سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی دسته بندی شدند.یافته ها: طبق کدگذاری ها از یافته های پژوهش ده مضمون فراگیر و هجده مضمون سازمان دهنده به دست آمد که با رسم شبکه مضامین مشخص شده است. مضامین فراگیر با مضمون هایی چون: رعایت «پیش نیازهای رسانه ای تولید روایت خبری»،استفاده از«شاخص های روایت تأثیرگذار و غالب»درتولید روایت و «مخاطب شناسی» و «شناخت هنجارهای رسانه ای تولید روایت» و مواردی مانند «اعتمادزایی رسانه ای»، و «ویژگی های خبرنگاران» به دسته بندی نهایی رسیدوهم چنین موانع وچالشهای پیش روی تولیدکنندگان روایت شناسایی شد.نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، تولیدکنندگان روایت برای تاثیرگذاری موثرتر بر مخاطبین با استفاده از مولفه های روایت مطلوب که در این پژوهش به آن دست پیداکرده ایم، می توانند، روایت حرفه ای ومطلوب تولیدکنند. از مهمترین مولفه ها، میتوان به داشتن نگاه حرفه ایی، توجه به فرم و محتوا و جذابیت های بصری، بهره مندی از تکنولوژی های جدید، دسترسی به آرشیو و استفاده از ژانر روزنامه نگاری تحقیقی اشاره کرد.
Weathering a Global Transition: The Middle East’s Balancing Momentum(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۸, Issue ۳, summer ۲۰۲۴
465 - 492
حوزههای تخصصی:
Regional trends strongly influence and are influenced by global power flows. For decades, international politics have been shaped and reshaped by a bipolar and, after the break down of the USSR, a unipolar world order. Both orders played a significant role in shaping and directing Middle Eastern politics. Yet the unipolar order is no longer at play. And since the global flow of power is ongoing, a new world order is being shaped in what seems to be a lengthy transitional period. This article focuses on the effects of the global transition of power in the Middle East and the region’s efforts and mechanisms to cope with it. I argue that the spill-over of international volatility into the Middle East creates a less stable regional politics, and that efforts for balancing are pursued by regional powers to increase their maneuverability as well as their coping capabilities in a volatile era by distancing their policies from global actors’ priorities and standoffs. The article is structured such that after an introduction, I delve into the meaning and nature of the global transition of power, which serves as the paper’s the conceptual framework. In the ensuing four sections, I discuss the imbalanced nature of regional politics as well as the way in which the region is interpreting and thereupon coping with the global change.
سفرنامه های فرنگی دوره آقا محمدخان و ناصرالدین شاه قاجار با نگاهی به آموزش در جامعه ایرانی
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸
73 - 88
حوزههای تخصصی:
دوره قاجار یکی از مهم ترین دوره های سفرنامه نویسی محسوب می شود. آموزش در جامعه دوره قاجار را می توان از زوایای مختلف بررسی کرد. گروهی از سفرنامه نویسان اروپایی از اعتلای آموزشی، اجتماعی و فرهنگی ایران سخن به میان آورده اند و گروهی دیگر از نقاط ضعف آموزش ایران پرده برداشته اند. در این پژوهش سعی شده است ابهامات اساسی همچون مراحل مختلف سیر تحول آموزش علوم، عناصر اساسی در نهادهای آموزشی، آموزش در عصر قاجار و به طور کلی نگرش و عملکرد دولتمردان، متخصصان و قشرهای مختلف جامعه نسبت به آموزش و مراکز آموزشی مطالعه و بررسی شود. بر این مبنا با توسل به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی و تحلیل داده ها می توان دریافت که در اوایل دوره قاجار آموزش به صورت سنتی بود. از جمله نقایص این روش، پایین بودن سطح دانش مکتب داران، تنبیه بدنی، نبودن امکانات آموزشی در مکتب خانه ها و یادگیری متکی بر جنبه حفظ مطالب بود که سبب شکل گیری مدارس جدید شد و آموزش از شیوه سنتی به شیوه نوین درآمد. در این زمان روشنفکرانی همانند امیرکبیر و میرزا حسن رشدیه توانستند تحولات عظیمی به وجود آورند. اگرچه در باور عمومی، باسوادی زنان، مخالف اسلام و برای جامعه خطرناک و ننگ محسوب می شد اما در همین دوران ضرورت آموزش زنان نیز احساس شد. به طور کلی واکنش روحانیون درباره آموزش و پرورش نوین، پیچیده بود، عده ای از آن ها به شیوه های مختلف با این اسلوب مخالفت داشتند و برخی دیگر موافق این تغییر و تحولات بودند و به ساختن مدارس متعددی همت گماشتند.