فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۰۱ تا ۱٬۸۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study aimed to evaluate the effectiveness of cognitive-emotional training on emotional adaptation and working memory among students applying to learn English. Methodology: A randomized controlled trial design was used with 30 participants from Shiraz, divided into an experimental group (n = 15) and a control group (n = 15). The experimental group underwent an eight-week cognitive-emotional training program. Emotional adaptation and working memory were assessed at baseline, post-intervention, and five-month follow-up using standardized measures. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests. Findings: For emotional adaptation, the ANOVA results indicated significant main effects of Time (F(2, 54) = 48.27, p < .001, partial η² = 0.64), Group (F(1, 27) = 93.59, p < .001, partial η² = 0.61), and a significant Time x Group interaction (F(2, 54) = 39.77, p < .001, partial η² = 0.59). Post-hoc Bonferroni tests showed significant differences between baseline and post-intervention (p < .001), baseline and follow-up (p < .001), and post-intervention and follow-up (p = .049). For working memory, the ANOVA results also indicated significant main effects of Time (F(2, 54) = 74.36, p < .001, partial η² = 0.71), Group (F(1, 27) = 117.12, p < .001, partial η² = 0.68), and a significant Time x Group interaction (F(2, 54) = 44.91, p < .001, partial η² = 0.62). Bonferroni tests revealed significant differences between baseline and post-intervention (p < .001), baseline and follow-up (p < .001), and post-intervention and follow-up (p = .036). Conclusion: Cognitive-emotional training significantly enhances emotional adaptation and working memory in students learning English. These improvements were sustained over a five-month period, suggesting long-term benefits. Integrating such training into educational programs could improve academic outcomes and emotional well-being for language learners. Keywords
راهبردهای زنان در برابر خشونت اقتصادی همسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدرفتاری اقتصادی، یکی از معضلات مهم مبتنی بر جنسیت و از اشکال خشونت خانگی است که به صورت پنهان و نامرئی علیه زنان رخ می دهد و بر کیفیت زندگی آنان، تأثیرات منفی دارد. در حال حاضر با توجه به وضعیت اقتصادی، این نوع خشونت رو به افزایش است. هدف پژوهش حاضر، بررسی راهبردهای زنان در برابر خشونت اقتصادی است. طرح پژوهش حاضر، کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان خانه دار قربانی خشونت اقتصادی شهر بندرعباس بود که ۲۷ نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته و مقیاس خشونت اقتصادی (SEA2) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش کلاریزی تحلیل شدند. در بررسی راهبردهای مقابله ای زنان با بدرفتاری اقتصادی همسر، کُدگذاری، در نهایت ۶ مقوله شناسایی شد. مضامین فرعی از نظر مفهومی در کنار هم قرار گرفتند و ۲ مضمون اصلی شناسایی شد. نتایج نشان داد که راهبردهای زنان در برابر خشونت اقتصادی شامل دو راهبرد کلی سازگار (راهبردهای تاب آورانه، مشارکتی و برنامه ریزی) و ناسازگار (راهبردهای اجتنابی، تسلیمی و رویارویی) است. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که زنان قربانی ممکن است از راهبردهای مختلفی در برابر خشونت اقتصادی استفاده کنند. راهبردهای ناسازگار به تسکین موقت آشفتگی و راهبردهای سازگار به کاهش تنش و بهبود شرایط منجر می شود.
Metaverse in Iran
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۸, Issue ۱, January ۲۰۲۴
121 - 144
حوزههای تخصصی:
This research examines the Iranian digital community's engagement with the Metaverse, analyzing 14,724 tweets (expanding to 48,620 with retweets) from 23,571 unique users. Interest in the Metaverse among Iranians surged in the seven months following Facebook's rebranding but has since waned. A significant link between digital currency discussions and Metaverse topics was observed. Economic activists in the cryptocurrency market, forming the primary content creators, generally portray the Metaverse positively, focusing on earning opportunities. Another active group includes technology enthusiasts who share the latest Metaverse developments. Moreover, some users integrate Iran's socio-political context into their discussions, often contrasting Iran's technological stance with global giants like Facebook and addressing internet censorship. A distinct perspective comes from users wary of potential colonialist uses of technologies like the Metaverse, expressing apprehension about human subjugation. This sentiment forms the basis of most negative views on the Metaverse's development within the Iranian digital sphere.
The Dynamics of Parent-Teacher Relationships and Their Impact on Student Success(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
iranian journal of educational sociology, Vol ۷, Number ۱ (۲۰۲۴)
212 - 218
حوزههای تخصصی:
Purpose: The dynamics of parent-teacher relationships are pivotal in shaping student success across academic and socio-emotional domains. This study aimed to explore the complexities of these relationships and how they impact student outcomes through qualitative analysis.
Methodology: This qualitative study utilized semi-structured interviews with a total of 26 participants, comprising 14 teachers and 12 parents from various educational settings. Theoretical saturation was achieved to ensure a comprehensive understanding of the issues at hand. Data were analyzed using NVivo software, focusing on thematic analysis to extract patterns and insights relevant to the dynamics of parent-teacher interactions.
Findings: Three main themes were identified: Communication Practices, Partnership Building, and Impact on Student Outcomes. Each theme revealed critical insights: effective communication practices are essential for maintaining informed and engaged relationships; partnership building based on mutual respect and trust enhances collaborative efforts; and these relationships positively influence student academic performance and social-emotional development.
Conclusion: The study underscores the significant influence of robust parent-teacher relationships on student success. It highlights the need for strategic educational practices that support these relationships to foster better student outcomes.
تحلیل جایگاه قدرت فرهنگی در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
81 - 92
حوزههای تخصصی:
قدرت فرهنگی دراصطلاح ترکیبی از قدرت به مثابه امری فراگفتمانی و مولد و فرهنگ به منزله امری گفتمانی و پویا می باشد. شبکه اجتماعی اینستاگرام به دلیل جذابیت های دیداری شنیداری، فرهنگ تصویری قدرتمندی را پدید آورده که بستر شکل گیری گفتمان های جدید گردیده است. در این پژوهش مؤلفه های تنوع، وسعت اشتراک و وضوح اولویت ها جهت تحلیل جایگاه قدرت فرهنگی در اینستاگرام مورد بررسی قرار گرفته است. این تحقیق با اتکا بر روش شناسی کیفی و با استفاده از روش تحلیل متن انجام گرفته است و داده ها از جنس داده های تصویری و متنی هستند. میدان مطالعه صفحات کاربران با ده رتبه برتر در اینستاگرام (از نظر تعداد دنبال کننده)که محتوا، پست ها،کپشن ها، کامنتهای دنبال کنندگان آنان تحلیل شده است. پرسش اصلی در این تحقیق آن است که قدرت فرهنگی در اینستاگرام چه جایگاهی دارد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که اینستاگرام به جهت کم هزینه بودن، قابلیت پخش تصاویر، در دسترس بودن، انعطاف پذیری در برابر افراد با روحیات مختلف (درونگرا و برونگرا)، تعاملی و چندمنظوره بودن، قابلیت اشتراک گذاری محتوا، ارتباط چندنفره بصورت پخش زنده، برخورداری از هوش مصنوعی و نهایتاً عملکردی مطابق با علایق کاربران و به روز بودن، با برطرف کردن نیازهای انسانی باعث حضور بازیگران متفاوتی در عرصه قدرت فرهنگی گردیده است و لذا نوع متفاوتی از قدرت فرهنگی را نیز آفریده است.
بررسی و اولویت گذاری عوامل کلیدی موفقیت آینده نگاری راهبردی در صنایع و سازمان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
51 - 27
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی موفقیت در مراحل فرایند آینده نگاری راهبردی شامل پیش آینده نگاری، آینده نگاری و پسا آینده نگاری انجام شده است و تمرکز آن بر صنایع و سازمان های فعال در کشور ایران است.روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و مبتنی بر روش توصیفی و تحلیلی است. ابتدا به شیوه کتابخانه ای و با لحاظ مراحل سه گانه فرایند آینده نگاری راهبردی، 43 عامل اثرگذار در موفقیت این فرایند شناسایی شدند (پیش آینده-نگاری:14عامل؛ آینده نگاری: 16عامل؛ پساآینده نگاری: 13عامل). در ادامه برای اولویت بندی عوامل شناسایی شده، به روش «انتخاب مبتنی بر معیار» 68 نفر از 28 صنعت مختلف گزینش شدند و با کمک ابزار پرسشنامه بسته، آراء آنها بر روی طیف پنج تایی لیکرت گرداوری شد.یافته ها: یافته های تحقیق، ضمن تایید اثرگذاری این عوامل در فرایند آینده نگاری راهبردی بر پایه آزمون تی-استیودنت، نشان می دهند که بر اساس مقادیر «شاخص ضریب تغییرات» درمرحله پیش آینده نگاری: 1)ایجاد توازن میان اکتشاف و بهره برداری(260/0) 2)برپایی کارگاه های آموزشی(276/0) 3)اعتماد سازی(283/0)، در مرحله آینده نگاری: 1)شناسایی و توجه به نقاط عطف(179/0) 2)طراحی پرسش های چه میشود-اگر(189/0) 3)تمرکز بر پیامدهای دسته دوم و سوم(224/0) و در مرحله پسا آینده نگاری: 1)تعیین چارچوب بنیادین برنامه ریزی(193/0) 2)پایش و بازخورد مستمر(206/0) 3)سرمایه گذاری روی یک ایده غیرمحتمل(209/0) عوامل کلیدی و اولویت دار در فرایند آینده نگاری راهبردی هستند.نتیجه گیری: دستیابی به عوامل کلیدی اثرگذار در فرایند آینده نگاری راهبردی، می تواند مدیران و برنامه ریزان را در راستای تخصیص بهینه منابع و زمان برای طراحی و پیاده سازی موفق این فرایند یاری دهد.
ظرفیت های بیانی در تولید برنامه های طنز رادیویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۹
143-170
حوزههای تخصصی:
شیوه بیان مطلب توسط مجریان و بازیگران، در میزان و چگونگی اثرگذاری آن و شکل گیری برداشت مخاطبان، اهمیتی ویژه دارد. مطالعه ابزارها برای بیان یک مطلب و تعمق در آنها می تواند به شناخت بهتر ظرفیت های بیانی و در نتیجه، کاربست دقیق تر آنها توسط برنامه سازان منجر شود. این امر در برنامه های طنز بیشتر مشهود است. به طور مثال، اگر یک مطلب طنزآمیز به شکلی ضعیف و غیرهنرمندانه بیان شود، از بار طنز آن کاسته می شود، همچنین اگر مطلبی به اندازه کافی، طنزگونه نباشد، بیان خلاقانه و طنزآمیز می تواند آن را مخاطب پسند کند. در بیشتر پژوهش ها در حوزه طنز رادیویی، بحث ظرفیت های بیان مغفول مانده است. هدف این پژوهش، پرداختن به ابزارهای بیانی در بازیگری و مجری گری برنامه های طنز است. این پژوهش به دو روش کتابخانه ای - اسنادی و مصاحبه عمیق انجام شده و در این راستا با 9 نفر از متخصصان مرتبط با طنز رادیویی مصاحبه شده است. براساس یافته ها، تیپ و لهجه از مهم ترین ابزارهای طنز نمایشی شنیداری هستند که به واسطه تضاد و اغراق، باعث خنده مخاطب می شوند. همچنین تیپ موفق، تیپی است که از درون جامعه اقتباس شده، برای مخاطب، باورپذیر باشد و حس هم ذات پنداری را در وی تقویت کند. همچنین در زمینه ویژگی های مؤثر در بیان مجری برنامه طنز، مواردی نظیر شوخ طبعی و بداهه گویی، تسلط بر موضوعات عمومی، تسلط بر سیاق های زبانی و داشتن صدای بانشاط از شاخصه های مجری موفق به شمار می رود .
زمینه ها و شرایط شکل گیری پدیده کودکان کاردر فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش و فراگیر شدن شبکه های اجتماعی همانند اینستاگرام ؛نسل جدیدی ازکودکان کار بوجود آمده است که به اصطلاح به آنها "کارگران اینستاگرامی" گفته می شود؛ کودکان کارگر شیک پوشی که در انبوه صفحات فضای مجازی مانند اینستاگرام مشغول کار و تجارت مجازی اند. ازاین رو، هدف اصلی این تحقیق این بوده که زمینه های اجتماعی شکل گیری و پیدایش این پدیده را درجامعه در سال 1402 مورد تحلیل جامعه شناختی قرار دهد. از روش تحقیق کیفی گراندد تئوری در این پژوهش استفاده و جامعه مورد مطالعه از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند که در حقیقت والدین کودکانی اند که بعنوان کارفرماهای آنها، فعالیت های کاری-تبلیغی شان را در شبکه مجازی اینستاگرام مدیریت می نمایند که تعداد 20 والد از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به سوالات محقق پاسخ دادند. نوع فعالیت و کارهای انجام شده توسط کودکان در شبکه اجتماعی اینستاگرام در سه دسته طبقه بندی می شود: الف) کارهای تبلیغاتی، ب) کارهای نمایشی و ج) کارهای خدماتی. از داده های حاصل این پژوهش پس ازمراحل سه گانه کدگذاری باز،محوری وانتخابی درمجموع 235 مفهوم، 20 مقوله فرعی و 4 مقوله اصلی استخراج شد. مقولات اصلی عبارتند از: "بازسازی هویت والد، مطلوبیت نهایی والد محور، کودکان زود بازده و شرایط ناپایدار" که درنهایت با تلفیق مدل های بدست آمده، مقوله هسته "کودک برده مجازی" معرفی گردید. والد-کارفرماهایی که درشبکه های اجتماعی زیست-تجارت مجازی می کنند، کودکان خود را به یک شی تزیینی-نمایشی و ابزاری درآمدزا بدل می سازند.کودک برده نمایشی که با دیده شدن و جلب توجه مستمرش، در معرض خرید و فروش مجازی کاربران، فالوورها و خریداران قرار می گیرد. همچنین در تیپولوژی حاصل از نتایج این تحقیق سه نوع تیپ یا گونه کودک مورد تحلیل قرار گرفت: کودکان زودبازده یا قُلکی،کودکان ویترینی یا تزئینی و کودکان هاله ای که هرکدام از این کودکان بنا بر ماهیت فعالیت و کار انجام شده در شبکه مجازی اینستاگرام قابل شناسایی هستند
Design and Elaboration of the Neuro-Coaching Education Model (Neuroscience of Coaching)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
iranian journal of educational sociology, Vol ۷, Number ۲ (۲۰۲۴)
181 - 189
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of the present study was to design and elaborate the neuro-coaching model (neuroscience of coaching) at Isfahan Steel Company.
Methodology: This research is an applied study and, in terms of methodology, a mixed-methods (qualitative-quantitative) research. The statistical population of the study consisted of 15 experts from Islamic Azad Universities and managers of the Isfahan Steel Company. In the qualitative section, their opinions were used to identify and code the categories. For modeling purposes, the statistical population included a group of officials from the Isfahan Steel Company. Cochran's formula was used for sampling, resulting in a sample size of 384, and the sampling method was randomly accessible. To identify the factors, interviews were conducted initially, and with the help of open coding, selective coding, and axial coding, categories and concepts were extracted.
Findings: The results of included 41 axial codes and 251 open codes. Subsequently, in the next stage, using confirmatory factor analysis, the axial, causal, contextual, intervening conditions, strategies, and outcomes were examined. Finally, consensus was reached on 209 open codes and 40 selective codes. For modeling, structural equations and partial least squares (PLS) with Smart PLS software were utilized. The results indicated that the neuro-coaching model (neuroscience of coaching) at Isfahan Steel Company is underpinned by 8 causal conditions, 8 contextual conditions, 6 intervening factors, and 7 strategies, leading to 11 major outcomes for Isfahan Steel Company. These outcomes include: improved neural process performance, personal growth and development, empowerment and psychological improvement, enhanced interactions and satisfaction, improved performance and cost reduction, psychology and personal relationships, interaction and communications, personal and psychological growth, individual and professional development, interactions and exercises, and the quality and effectiveness of neural solutions.
Conclusion: In conclusion, the neuro-coaching model holds significant promise for transforming coaching practices and enhancing organizational outcomes. The integration of neuroscience principles provides a robust framework for developing more effective and scientifically grounded coaching interventions.
موسیقی به دلالت های ایدئولوژیک تحلیل نشانه شناختی کی پاپ معانی و مضامین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ زمستان۱۴۰۳ شماره ۷۷
299 - 261
حوزههای تخصصی:
کی پاپ، مسئله نوظهور در جهان محسوب می شود. کی پاپ به عنوان موسیقی عامه پسند که اغلب نوجوانان و جوانان طرفدار آن هستند و ابعاد وسیعی دارد، کمتر مورد توجه جامعه دانشگاهی و سیاست گذاران فرهنگی قرار گرفته است. کی پاپ صرف یک موسیقی صوتی و گذرا نیست، بلکه یک فرهنگ نوین جهانی برای مخاطبین خود در کشورهای مختلف دنیا ارائه می دهد چراکه کی پاپ، ایدئولوژی، پوشش، زبان و اصطلاحات، نمادها و شعارهای مختص به خود دارد. در این پژوهش با استفاده از روش نشانه شناسی چندلر و تقسیم بندی رمزگان اجتماعی،تفسیری و متنی، به رمزگشایی از رمزگان های بینامتنی موزیک ویدئویی از گروه بی تی اس به عنوان معروف ترین و جهانی ترین گروه کی پاپ پرداختیم. روش نمونه گیری، هدفمند و موزیک ویدئو انتخاب شده از کی پاپ به نام (no more dream ) می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد، رمزگذاری های پنهان در لا به لای متن، دلالت های ایدئولوژیک و هژمونیک دارد. از جمله ایدئولوژی ساختارشکنی، همبستگی، فراجنسیتی، تحریک جنسی،مادی گرایی ، مبارزه با قوانین و هنجار های جامعه و خانواده و... ، بنابراین کی پاپ می تواند موجب ایجاد خرده فرهنگ و مسئله شکاف نسلی و بحران هویت در میان مخاطبین خود شود .کلید واژگان: کی پاپ، بحران هویت، اسطوره فرهنگی، ایدئولوژی متن، نشانه شناسی چندلر
چشم انداز و برنامه راهبردی اجتماعی و فرهنگی مطبوعات، خبرگزاری ها و پایگاه های خبری در خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خراسان جنوبی از دیرباز با توجه به قدمت فرهنگی و اهمیتی که برای کسب علم و دانش قائل بوده است به عنوان یکی از مناطقی که دارای پیشینه فرهنگی سرمایه های انسانی غنی است شناخته شده است. این مقاله با هدف شناسایی و تدوین برنامه راهبردی اجتماعی و فرهنگی رسانه های تحت نظارت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در خراسان جنوبی نوشته شده است روش پژوهش این مقاله به روش کیفی و با تحلیل SWOT با کمک اصحاب رسانه و خبرنگاران مطبوعات بلاگ نویس ها و فعالان رسانه ای استان انجام گردیده است بر این اساس ماموریت رسانه های استان: توانمندسازی، پویایی و پیشرانی رسانه های استان خراسان جنوبی در عرصه علم و فناوری بر اساس بیانیه گام دو انقلاب، نقشه مهندسی فرهنگی و سند چشم انداز توسعه 1404 جمهوری اسلامی در جهت افزایش اعتماد عمومی، سواد رسانه ای، مشارکت عموم مردم و تکوین فرهنگ ایرانی-اسلامی تعریف شده است.بر اساس این ماموریت سه چشم انداز برای استان تعریف شده است که توانمندسازی پویایی پیشرانی رسانه های استان در عرصه علم و فناوری، افزایش اعتماد عمومی، سواد رسانه ای، مشارکت عمومی مردم، تکوین فرهنگ ایرانی - اسلامی بخشی از این چشم انداز است. در هر چشم انداز اهداف راهبردی تدوین شده که می تواند برای یک برنامه ۵ ساله نیازهای رسانه های تحت نظارت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان جنوبی را تامین نماید رسانه های تحت نظارت ارشاد نشریات، خبرگزاری ها و پایگاه های فرهنگی تعریف شده اند.
رابطه شبکه های اجتماعی و تمایل به مشارکت محلی جوانان شهر تهران (مورد مطالعه: تلگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش کمی و کیفی مشارکت جوانان در جامعه و شکل گیری فرهنگ مشارکت در بین این نسل را می توان یکی از الزامات اولیه توسعه با کمترین هزینه ممکن دانست و گام ابتدایی دستیابی به این هدف، شناسایی پدیده های اجتماعی و بررسی رابطه آنها با مشارکت در سطوح اولیه (محلی) آن است. یکی از پدیده های جاری در جامعه ایرانی در سال های اخیر ظهور شبکه های اجتماعی همچون تلگرام در بین جوانان است که پرداختن به آن در محلات محروم که در سطح نامناسبی از توسعه قرار دارند از اهمیت دوچندانی برخوردار است. هدف در این مقاله بررسی چگونگی رابطه استفاده از شبکه های اجتماعی (تلگرام) با مشارکت محلی جوانان و احصا مرتبط ترین مولفه مشارکت محلی است که به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از ابزار پرسشنامه و در جامعه آماری جوانان محلات کمتر برخوردار شهر تهران انجام شده است. تحقیق حاضر با مفروض قراردادن رویکرد هوچینگز به شبکه های اجتماعی و در چارچوب نظریه تین و همکارانش (2002) به بررسی رابطه دو متغیر پرداخته و پس از تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه به روش اسپیرمن به این نتیجه رسیده است که از بین شش مولفه مشارکت محلی، رابطه استفاده از تلگرام با شرکت در مراسم همسایگان و هم محله ای ها بی معنی و با بقیه مولفه ها رابطه معنی داری دارد که از این میان با مولفه های پرداخت هزینه مالی برای بهتر شدن شرایط محله و پیگیری مشکلات از سازمان های مربوطه رابطه ضعیف و مستقیم و با شرکت در آیین ها و مراسم مذهبی محله و کمک داوطلبانه در زمان بروز حوادث غیرمترقبه رابطه معکوس ولی متوسطی دارد.
تحلیل فقهی - حقوقی رفتار والدین کودک بلاگرها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
497 - 528
حوزههای تخصصی:
امروزه شبکه جهانی اینترنت فضای جدیدی در زندگی انسان ها ایجاد کرده است که از آن به عنوان فضای وب دوم یا فضای مجازی یاد می کنند، در این میان برخی از افراد به چشم یک سرگرمی و برخی دیگر به عنوان وسیله درآمدزایی بدان می نگرند. با گسترش اینترنت و شکل گیری شبکه های اجتماعی متعدد جهانی و گسترش درآمدزایی و فضای رقابتی در میان بلاگرها بسیاری از ایده های جذب مخاطب تکراری شد؛ ازاین رو سن اینفلوئنسرها هر روز کوچک تر شده و پدیدیه کودکان کار مجازی شکل گرفت. کودک بلاگرها با اشتراک تصاویر و فیلم هایی از فرزندان خود به جذب مخاطب و سپس با تبلیغ لوازم موردنیاز کودکان و درآمد بالا می رسند. شیوع کرونا و آنلاین شدن مدارس، تأثیر زیادی بر مدت زمان و سن استفاده از این ابزار گذاشت و از این نظر، آسیب ها و فرصت هایی که فضای مجازی ایجاد کرد بسیار جدی تر و قابل تأمل تر از گذشته شد این روش یکی از طرق بلاگری مرسوم شده است که گسترش آن ضرورت بررسی فقهی - حقوقی را می طلبد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی - توصیفی و با جمع آوری اطلاعات از طریق کتابخانه به تحلیل فقهی – حقوقی رفتار مادران بلاگر پرداخته است. یافته ها حاکی از آن است که رفتار والدین کودک بلاگرها با آموزه های اسلامی و قانونی همچون ، قاعده لاضرر، وجوب تربیت اسلامی اطفال، وجوب تعلیم کودکان، وجوب حفظ حریم خصوصی و منع از کار کودک مغایرت دارد؛ ازاین رو وضع قوانین حمایتی برای چنین کودکان از جمله ضروریاتی است که خلأ آن در قوانین موضوعه آشکار است.
پیش بینی افسردگی براساس میزان استفاده از شبکه اجتماعی با نقش میانجی تصویر بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳۹
140 - 111
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر استفاده از شبکه های اجتماعی بر افسردگی با نقش میانجی تصویر بدن انجام شده است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری دادههای پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه جوانان عضو در شبکه های اجتماعی بوده است و اعضای نمونه با روش غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند. حجم نمونه مورد نیاز با استفاده از فرمول گرین 106 نفر تعیین شد (234=n). برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد اعتیاد اینترنتی یانگ (1998)، تست افسردگی بک (1967)، پرسشنامه روابط چندبعدی خود-بدن (1997) استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها در پژوهش نشان داد که افسردگی پاسخ دهندگان خفیف می باشد. همچنین میانگین و انحراف استاندارد استفاده از شبکه های اجتماعی نشان دهنده عدم وابستگی روانی به اینترنت است و در نهایت میانگین و انحراف استاندارد تصویر بدن در پژوهش از تصویر بدنی قوی در پاسخ دهندگان خبر می دهد. نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که استفاده از شبکه های اجتماعی به طور متوسط با متغیر افسردگی همبستگی دارد و تغییرات این متغیر را به طور معناداری پیش بینی می کند (0.001>P ). همچنین نقش میانجی تصویر بدن در رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی و افسردگی تایید شد. با توجه به تاثیر معنادار استفاده از شبکه های اجتماعی بر افزایش افسردگی از طریق نقش میانجی تصویر بدن، اتخاذ راهکارهایی جهت آموزش و فرهنگ سازی در زمینه استفاده از این شبکه ها و افزایش ادراک افراد از تصویر بدنی شان از طریق برنامه های آموزشی و کارگاه های روانشناختی امری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد.
واکاوی علل مهاجرت معکوس در روستاهای بخش مرکزی شهرستان ماسال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
325 - 374
حوزههای تخصصی:
مهاجرت معکوس، مهاجرت شهر به روستا است که بنابر شرایط محیطی و مکانی، می تواند عوامل گوناگونی با درجه اهمیت متفاوت در رخداد آن دخیل باشد. روستاهای بخش مرکزی شهرستان ماسال به عنوان محدوده مورد مطالعه، از جمله مناطق با مهاجرت معکوس بالاست. از همین رو، در تحقیق پیش رو سعی شد تا مهم ترین علل مهاجرت به آنها شناسایی شده و دسته بندی گردد. در این تحقیق آمیخته، ابتدا عوامل استخراج شده از مطالعه اسنادی به همراه عوامل احصاء شده از 20 مصاحبه ساختاریافته؛ توسط 10 کارشناس مورد اعتبار محتوایی قرار گرفته و نهایتاً عوامل نهایی در قالب پرسشنامه که توسط 330 مهاجر پاسخ داده شده، ارزیابی شده است. یافته ها نشان می دهد که تعداد 31 علت برای مهاجرت معکوس به دست آمده است که 9 عامل آن، جزو دافعه های شهری و 22 عامل دیگر، جزو جاذبه های روستایی می باشد و اینکه این عوامل در 8 عامل اصلی دسته بندی شده بیش از 83 درصد از واریانس علل مهاجرت را توجیه می کنند. نتیجه اینکه، جاذبه هایی روستایی به مراتب، تاثیر بیشتری نسبت به دافعه های شهری در مهاجرت به محدوده مورد مطالعه دارند.
تبیین تأثیر سرمایه اجتماعی در تاب آوری تحصیلی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در راستای سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
67 - 82
حوزههای تخصصی:
تأثیر سرمایه اجتماعی بر تاب آوری تحصیلی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان با توجه به تأکید سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش بر وزارت آموزش و پرورش به عنوان مؤلد سرمایه اجتماعی در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. پیرو روش مطالعه موردی و تجزیه و تحلیل مصاحبه های باز صورت گرفته با دانشجویان دارای تاب آوری تحصیلی بالا، پایین و متوسط در پژوهش مذبور (32 نفر)، یافته های تحقیق نشان می دهد که از بین 37 مفهوم در کدگذاری باز، 8 مفهوم در کدگذاری محوری در تبیین اعتماد و مشارکت عمودی و افقی در سطح بالا و پایین مستخرج گردید. اعتماد افقی و عمودی بالا با مفاهیم «وجود مسئولیت اجتماعی بالای دانشجویان» و «میزان بالای اعتماد فردی و درون گروهی» بیشتر در بین دانشجویان دارای تاب آوری تحصیلی بالا و متوسط مطرح شد. در کنار این موضوع، اعتماد افقی پایین (ضعف ساختارهای بوروکراسی دولتی) و اعتماد عمودی پایین (پایین بودن اعتماد جمعی) نیز در بین تعدادی از دانشجویان دارای تاب آوری تحصیلی بالا و متوسط نیز دیده می شود. مؤلفه ی اصلی مشارکت افقی و عمودی بالا و پایین در بین دانشجویان دارای تاب آوری تحصیلی بالا و متوسط به ترتیب عبارتند از «مشارکت مدنی زیاد» و «روابط رودرو و داشتن همبستگی مکانیکی زیاد»؛ «نبود ارتباط مؤثر با دانشجویان» و «تصور خیر محدود داشتن». طبق نتایج تحقیق، ضروری است دوباره بر بندهای سیاست های کلی ایجاد تحول که ارتباط زیادی با تقویت مشارکت سیاسی و مشارکت دانشجویان در مسائل دانشگاه، درگیری و مشارکت دانشجویان در سطح جامعه دارند در سیاست ها و برنامه های دانشگاه تأکید شود.
فرصت ها و تهدیدهای مشارکت سیاسی زنان شهر خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
85 - 113
حوزههای تخصصی:
مشارکت سیاسی در میان زنان، مقوله ای مهم و پویاست. این مفهوم، احساس رضایت، حس اعتماد و خودباوری را در میان زنان برای هر جامعه به ارمغان می آورد. هدف این پژوهش، فهم و تحلیل موانع و فرصت های مشارکت سیاسی زنان در شهر خرم آباد است. روش پژوهش، کیفی بوده، داده بنیاد انجام شده است. به این منظور با 26 زن شهر خرم آباد و اساتید دانشگاهی با روش نمونه گیری هدفمند و ترکیبی از استراتژی های گلوله برفی و حداکثر تغییرات انتخاب ، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شد. پس از تحلیل داده ها، 95 کد اولیه، هشت مقوله محوری و یک مقوله هسته از خلال نظام کدگذاری داده ها استخراج شد: شرایط علّی (اتمسفر مردسالارانه و انحصارطلبی مردانه، چالش های اقتصادی: عدم توانمندی های اقتصادی، بی میلی سیاسی: بی اهمیت دانستن امر سیاسی)، شرایط زمینه ای (تقویت سرمایه اجتماعی: همبستگی و توسعه سیاسی، خودباوری: توسعه فردی و منزلت اجتماعی)، شرایط مداخله گر (خودکم بینی و ضعف شخصی، ضعف اراده، نداشتن اعتماد به نفس، چالش هایی از جنس روحیه و اراده)، استراتژی ها (مثبت و منفی، خلق فرصت های برابر جنسیتی برای مشارکت سیاسی، حمایت های مالی و اجتماعی، ایجاد فضای نشاط سیاسی)، ابعاد رویکردی (از میل به مشارکت و احساس رضایت تا انزوا و بی میلی سیاسی) و پیامدها (بسط همبستگی، انسجام اجتماعی و سیاسی، تقویت سرمایه اجتماعی، گسترش نشاط سیاسی- اجتماعی، مشارکت سیاسی فعال مردم، ایجاد حس اعتماد و خودباوری در زنان، استفاده حداکثری از توان نیروهای متخصص، توسعه سیاسی- اجتماعی، بالا رفتن امنیت اجتماعی- فرهنگی، بالا رفتن اعتماد- اجتماعی). همچنین مشارکت سیاسی زنان: فرصت ها و چالش ها به عنوان مقوله هسته احصا شد و در نهایت مدل پارادایمی مستخرج از داده ها تنظیم شد. یافته ها نشان داده است که مشارکت یا عدم مشارکت سیاسی زنان، بسته به شرایط اجتماعی، ساختاری و فردی متنوع است.
بررسی تأثیر شهرنشینی بر سطح رفاه اجتماعی در استانهای ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۳
49-85
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رفاه اجتماعی همواره یکی از موضوعات موردتوجه در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه برای بررسی عملکرد سیاست گذاران و برنامه ریزان اقتصادی است که می تواند تحت تأثیر عوامل بسیاری قرار گیرد. یکی از عوامل مؤثر بر وضعیت و شرایط زندگی مردم، شهرنشینی و مهاجرت از روستا به شهر است.
روش: در این پژوهش به بررسی تأثیر غیرخطی شهرنشینی بر رفاه استانهای ایران در بازه زمانی 1390-1398 با استفاده از روش داده های تابلویی پویا پرداخته شده است. علاوه بر متغیر شهرنشینی، متغیرهای دیگری چون متوسط درآمد خانوار و سطح اشتغال بزرگ سالان نیز موردبررسی قرار گرفته است.
یافته ها: بین شهرنشینی و رفاه اجتماعی رابطه U وارون برقرار است. به عبارت دیگر با افزایش شهرنشینی سطح رفاه در ابتدا افزایش می یابد ولی از یک سطح حداکثری به بعد دچار نزول و کاهش می شود. متغیرهای متوسط درآمد خانوار و سطح اشتغال بزرگ سالان نیز دارای رابطه مثبت و مستقیم با رفاه اجتماعی در سطح استانها هستند.
بحث: سکونت در شهرها الزاماً سطح رفاه را افزایش نخواهد داد، بنابراین برای جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهرها و افزایش حاشیه نشینی و تحت الشعاع قرارگرفتن رفاه مردم ساکن شهرها باید سطح امکانات بهداشتی، آموزشی، اشتغال و به طورکلی رفاه در سطح روستاها و مناطق غیرشهری افزایش یابد.
خوانش جماعت تتلیتی در رهیافت نظری خرده فرهنگ های متأخر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
127 - 159
حوزههای تخصصی:
رویکردهای مختلف به ماهیت جماعت های انسانی و نحوه تعامل آن ها با یکدیگر، در تطور مفهومیِ اصطلاح خرده فرهنگ نقش محوری داشته است. از دوره ای که برخی جماعت های خاصِ جوانان در آثار متفکران مکتب بیرمنگام با نام خرده فرهنگ معرفی شدند تا به امروز که برخی رویکردها اساساً از ناکارآمدی مفهوم خرده فرهنگ سخن می گویند، طیفی از دیدگاه ها ناظر به سیر تغییر و تحولات اجتماعی، فناورانه و رسانه ای درباره این مفهوم و ویژگی های آن عرضه شده است. مقاله حاضر با حساسیت نظری که مطالعات خرده فرهنگ در اختیار می گذارد به پدیده فرهنگی هواخواهی از امیرتتلو می پردازد. به این معنا، تطابق نظری و تجربی واژه خرده فرهنگ دیجیتال تتلیتی، با جماعت هواخواه امیرتتلو که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته اند، مسئله پژوهش است. در راستای اهداف تحقیق، مصاحبه نیم ساخت یافته با 16 نوجوان مدیر صفحات هواداری در شبکه اجتماعی اینستاگرام انجام شد و تحلیل تماتیک داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA صورت گرفت. نتایج نشان می دهد، نظریات خرده فرهنگ های متأخر برای توضیحِ نمونه تجربی پژوهش راهگشاست زیرا «جامعیت در موسیقی»، «برساخت شخصیت کاریزماتیک» و «تبدیل هواخواه به تتلیتی» سه اصل ارتباطی به شمار می آیند که به سبب نقش شان در جماعت هواخواهان، بر این امر دلالت دارند.
بررسی کنشگری هیستریونیک کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۶)
5 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران با انتخاب موضوع کنشگری هیستریونیک کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی، به دنبال واکاوی روان شناسانه کنشگری این کاربران بوده اند. بر این اساس، مطالعه موردی خود را صفحه اینستاگرام بچه پولدارهای تهران قرار دادند، که در زمره مطالعات میان رشته ای حوزه های روان شناسی و ارتباطات قرار می گیرد. صفحه بچه پولدارهای تهران، اغلب تصاویر زندگی بی دغدغه را به نمایش می گذارد و به دنبال آن بسیاری از دنبال کنندگان این صفحه واکنش های متفاوتی را به این پست ها از خود نشان می دهند. در این پژوهش سعی بر آن شد تا ذیل چهارچوب مفهومی پژوهش به توضیح رفتار هیستریونیک و عوامل شکل دهنده آن پرداخته شود. روش تحقیق نیز، تحلیل مضمون مورد نظر ولکات و با نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند است که به واکاوی اظهارنظرها، در پست های منتشرشده پرداخته است. سرانجام با تحلیل اظهارنظرهایی که زیر 70 پست این صفحه منتشر شده است، شش مقوله استخراج و مورد توصیف و تحلیل قرار گرفت که نشانگر کنشگری هیستریونیک کاربران بوده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که برخی از مخاطبان یا کاربران بر اساس مکانیسم های دفاعی چون تلقین پذیری، همه توانی، کنش نمایی، جابه جایی، طفره و انحراف و سرکوب دست به کنشگری هیستریونیک در فضای مجازی زده اند. با دسته بندی اظهارنظر های کاربران صفحه بچه پولدارها شش دسته از انواع کنشگری هیستریونیک شناسایی شدند؛ که از جمله آن می توان به تحقیر دیگران، تحقیر خود، اتهام به فساد، بررسی ویژگی های ظاهری، توهین جنسی و نگاه جنسیتی اشاره کرد.