فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۰۱ تا ۱٬۷۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
78 - 97
حوزههای تخصصی:
حفظ و تداوم سبک زندگی تغذیه ای در هر فرهنگ به عنوان یک مولفه هویتی از اهمیت خاصی برخوردار است. تداوم این فرهنگ همچنین تاثیر مثبتی در امنیت غذایی مردم جامعه دارد، که نتیجه ی آن می تواند پرورش انسان های سالم و جامعه ای کارآمد باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل فرهنگی مرتبط با سبک زندگی تغذیه ای (با تاکید بر مصرف غذای بیرون بر) در بین ساکنین 18 سال و بالاتر شهر شیراز نگاشته شده است. این پژوهش به روش پیمایشی با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل ساکنین 18 سال و بالاتر شهر شیراز بوده که تا سال 1395 برابر با 1193693 نفر برآورد شده است. داده ها در این پژوهش به کمک روش نمونه گیری خوشه ای طبقه ای جمع آوری شده اند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 420 نفر است. در این پژوهش، سرمایه فرهنگی در ابعاد عینیت یافته، تجسم یافته و نهادی مورد بررسی قرار گرفته است. متغیر سرمایه فرهنگی با سبک تغذیه ای ارتباط معناداری نداشته است. سرمایه فرهنگی در بعد نهادی، رابطه معناداری با سبک تغذیه ای داشته است. در نهایت می توان چنین نتیجه گرفت که در بین مردم شیراز سبک تغذیه ای مبتنی بر بیرون بر هنوز نتوانسته است به سبک رایج تغذیه ای تبدیل شود. واژگان کلیدی: سبک زندگی، سبک زندگی تغذیه ای، فست فود، مصرف غذای بیرونبر
جامعه، فضا و رفتارهای خشونت بار: بررسی رابطه میان شاخص های اجتماعی فضایی و بروز نزاع و درگیری (مورد مطالعه: شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
265 - 300
حوزههای تخصصی:
اهداف: نزاع و درگیری از منابع عمده استرس در روابط میان فردی و اجتماعی است که اثرات منفی بر سلامت و بهزیستی فردی و اجتماعی داشته و ممکن است آسیب های اجتماعی، امنیتی و سیاسی در جامعه ایجاد کند. آمارها نشان می دهند که نرخ وقوع نزاع و درگیری در ایران و نیز در استان گیلان طی سال های اخیر روند افزایشی داشته است. پژوهش حاضر با تعیین تفاوت محله های با میزان نزاع و درگیری بالا و پایین شهر رشت از نظر شاخص های اجتماعی فضایی انجام شد. روش مطالعه: مطالعه حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و در قالب یک طرح مورد- شاهدی و به صورت مقطعی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه جوانان 16 تا 35 سال ساکن در محلات جرم خیز و محلات دارای نرخ وقوع کم تر جرم در شهر رشت براساس داده ها و معیارهای فرمان دهی انتظامی استان گیلان بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و فرمول کوکران، تعداد 380 نفر به دست آمد اما جهت دقت بیشتر تعداد 400 نفر انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری متغیرها عبارت بودند از: مقیاس های بدنام سازی محلات، منابع نهادی محلی، ناهماهنگی فضایی محلات، محرومیت نسبی محلات، انسجام محله، کنترل اجتماعی، شبکه های اجتماعی محلات، سرایت اجتماعی محلات و کیفیت زیباشناختی محلات. داده ها با استفاده از روش تحلیل مؤلفه های اصلی، آزمون تی و آزمون کای اسکوئر تحلیل شدند. یافته ها: تفاوت معنی داری بین محلات با نزاع و درگیری بالا و پایین از نظر متغیرهای بدنام سازی محلات (01/0 > P)، منابع نهادی محلات (01/0 > P)، کنترل اجتماعی (01/0 > P)، شبکه های اجتماعی محلات (01/0 > P)، و ناهماهنگی فضایی (01/0 > P) وجود داشت. نتیجه گیری: نارسایی در شاخص های اجتماعی فضایی محلات، مانند بدنام سازی، ضعف منابع نهادی، کاهش کنترل اجتماعی، نارسایی در شبکه های اجتماعی واقعی و ناهماهنگی فضایی از جمله عوامل خطر بروز رفتارهای پرخاشگرایانه نزاع و درگیری می باشند. بنابراین، کاهش نرخ ارتکاب نزاع و درگیری مستلزم تقویت شاخص های اجتماعی فضایی است.
Presentation of a Poststructuralist Educational System Model Based on Rhizomatic Philosophy: A Synthesis Research Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
iranian journal of educational sociology, Vol ۷, Number ۲ (۲۰۲۴)
158 - 165
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present study aimed to provide a model of a poststructuralist educational system based on rhizomatic philosophy.
Methodology: This study is of a fundamental research type, and the research method was qualitative, specifically utilizing a synthesis research approach. The research environment included all published domestic articles (from 2010 to 2022) and international articles (from 2007 to 2023). Purposeful sampling was used in this study until data saturation was achieved, thus sampling continued until the necessary data for analysis were obtained (23 articles). Following the review of the selected article texts, data were obtained through a combined synthesis method based on interpretive and analytical approaches. Subsequently, concepts were categorized based on their similarities into central categories, and ultimately, core categories were identified by combining the central categories.
Findings: The findings revealed that a poststructuralist educational system based on rhizomatic philosophy includes three dimensions: reengineering planning, technological teaching, and curriculum reading.
Conclusion: Given that in rhizomatic thinking, hierarchy or other concepts that impose a structure are not possible, democratic structures should be established in determining the strategies and programs of the educational system to ensure the participation of all stakeholders and the utilization of all capabilities and resources.
Identification of Dimensions and Components of Performance Improvement Management for Educational Group Managers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study aims to develop a comprehensive model for performance improvement management among educational group managers by identifying critical factors and components that influence managerial effectiveness in educational settings.
Methodology: The research adopts a descriptive-survey methodology, with a statistical population comprising 400 educational group managers from Islamic Azad University in Tehran. Using the Morgan table, a sample of 196 participants was randomly selected. Data were collected using a researcher-made questionnaire and analyzed using structural equation modeling (SEM) based on an exploratory factor analysis approach with LISREL software. Validity was assessed using composite reliability (CR) and Cronbach's alpha, with additional evaluations through Bartlett's test and KMO measure.
Findings: The analysis identified six significant factors affecting performance improvement management: continuous monitoring and evaluation (R = .67, t = 9.56), knowledge management (R = .58, t = 8.27), professional development (R = .61, t = 8.70), empowerment (R = .89, t = 13.12), professional ethics (R = .71, t = 15.81), and managerial role (R = .69, t = 9.85). These factors encompass 25 specific components, such as planning, educational needs assessment, knowledge sharing, self-development skills, cognitive support, and strategic planning ability, all demonstrating significant factor loadings (p < .001).
Conclusion: The findings underscore the importance of structured and continuous management practices in educational settings. Emphasizing continuous monitoring, effective knowledge management, professional development, empowerment, ethical standards, and strong managerial roles can significantly enhance the performance of educational group managers. These insights provide a robust framework for educational institutions to improve their management strategies and achieve better organizational outcomes.
تأمّلی در بابِ هوش مصنوعی و ارتقای قضاوت اخلاقی؛ واکاویِ چالش ها و فرصت ها
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
55 - 78
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به بررسی عمیق مسائل و چالش های مرتبط با هوش مصنوعی و قضاوت اخلاقی می پردازد و به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که هوش مصنوعی چگونه می تواند در فرایند قضاوت اخلاقی انسان ایفای نقش کند.روش شناسی پژوهش : این پژوهش با رویکردی تحلیلی- توصیفی و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی منابع و ادبیات موجود در زمینه هوش مصنوعی، اخلاق و قضاوت اخلاقی می پردازد.یافته ها: هوش مصنوعی با استفاده از الگوریتم های پیچیده و یادگیری ماشین قادر به پردازش اطلاعات و تصمیم گیری در زمینه های مختلف است. به کارگیری هوش مصنوعی در قضاوت اخلاقی مزایایی مانند افزایش دقت، سرعت و بی طرفی را به همراه دارد؛ با این وجود، چالش های متعددی در این زمینه وجود دارد، ازجمله فقدان درک ظرافت های اخلاقی، تعصب و فقدان خلاقیت و ابتکار.بحث و نتیجه گیری: واگذاری کامل قضاوت اخلاقی به هوش مصنوعی در حال حاضر امری غیرقابل اعتماد است. هوش مصنوعی می تواند به عنوان ابزاری برای کمک به انسان در فرایند قضاوت اخلاقی مورداستفاده قرار گیرد، اما اتخاذ تصمیمات نهایی باید بر عهده انسان باشد.
برساخت اجتماعی بسترهای تکوین و تداوم پدیده کولبری در شهرستان بانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیده کولبری امری اجتماعی، تاریخی و بسترمند است و بر تمامی ابعاد زندگی مردمان شهرستان بانه تاثیرگذار بوده است. پدیده کولبری به یکی از چالش های اساسی در این منطقه تبدیل شده است. جهت برون رفت از این معضل، شناخت زمینه ها و بسترهای شکل گیری پدیده کولبری ضروری است. مطالعه حاضر به درک و تفسیر مردم از بسترها و زمینه های پیدایش پدیدیه کولبری در شهرستان بانه پرداخته است. رویکرد پژوهش کیفی و در چارچوب نظریه داده بنیاد، نظریه مبنایی یا گراندد تئوری استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته و عمیق گردآوری شده و با استفاده از روش نظریه زمینه ای تحلیل شدند. با کمک روش نمونه گیری هدفمند با 26 نفر از مطلعان کلیدی تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه انجام شد. مضامین برساخت شده ی تحقیق ذیل در قالب 24 مفهوم اساسی و 5 مقوله عمده (جبر اقتصادی محیط، شرایط ساختاری جامعه، زیست جهان و بازتولید نقش کولبری، راهبرد گریزناپذیر و سیاست های رانتی و مقوله هسته «تداوم پدیدیه کولبری» کدگذاری و تحلیل شده اند. بر مبنای نتایج این تحقیق، پدیدیه کولبری به مثابه امری تاریخی و بسترمند، نتیجه غلبه اندیشیه نئولیبرال و توسعیه نامتوازن کشور، توسط دولت در مناطق مرزی است.
شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر توسعه هویت دانش آموزان مقطع ابتدایی با رویکرد ایرانی- اسلامی بر اساس ویکور فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
376 - 388
حوزههای تخصصی:
هدف: هویت در دانش آموزان مقطع ابتدایی یکی از متغیرهای قابل بررسی با توجه به رویکرد ایرانی- اسلامی در کشور ایران است. بنابراین، هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر توسعه هویت دانش آموزان مقطع ابتدایی با رویکرد ایرانی- اسلامی بر اساس ویکور فازی بود.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی بود. جامعه این پژوهش خبرگان حوزه تعلیم وتربیت و مدیران و معلمان مقطع ابتدایی بودند که طبق اصل اشباع نظری 10 نفر از آنان پس از بررسی ملاک های ورود به مطالعه با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش حاضر شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مصاحبه ها بود که روایی مصاحبه ها با روش مثلث سازی تایید و پایایی آن با روش ضریب کاپای کوهن 85/0 به دست آمد و افزون بر آن، روایی پرسشنامه با نظر خبرگان تایید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 93/0 به دست آمد. داده های پژوهش حاضر با روش های تحلیل مضمون و رتبه بندی بر اساس ویکور فازی تحلیل شدند.
یافته ها: در این پژوهش یافته ها حاکی از آن بود که عوامل موثر بر توسعه هویت دانش آموزان مقطع ابتدایی با رویکرد ایرانی- اسلامی شامل ده مضمون اهداف و محتوای آموزشی، روش های یاددهی و یادگیری، مربیان و معلمان، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل روانشناختی، رسانه ها، عوامل تربیتی، عوامل خانوادگی و کیفیت زندگی بودند. همچنین، عوامل مذکور بر اساس ویکور فازی به ترتیب شامل عوامل فرهنگی، رسانه ها، عوامل اجتماعی، عوامل روانشناختی، اهداف و محتوای آموزشی، مربیان و معلمان، عوامل تربیتی، عوامل خانوادگی، روش های یاددهی و یادگیری و کیفیت زندگی بودند.
نتیجه گیری: طبق یافته های این مطالعه، برای توسعه هویت دانش آموزان مقطع ابتدایی با رویکرد ایرانی- اسلامی باید به ترتیب به دنبال بهبود و ارتقای عوامل فرهنگی، رسانه ها، عوامل اجتماعی، عوامل روانشناختی، اهداف و محتوای آموزشی، مربیان و معلمان، عوامل تربیتی، عوامل خانوادگی، روش های یاددهی و یادگیری و کیفیت زندگی در دانش آموزان و خانواده، مدرسه و محیط آنان بود.
شکل بندی ژانری فیلم های تجربی ایرانی: موردکاوی فیلم های برگزیده جشنواره فیلم کوتاه تهران (1380-1395)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
133 - 168
حوزههای تخصصی:
سینمای تجربی تمرین و تجربه گری در امکانات رسانه سینما و تصاویر متحرک است و این فرایند را در راستای اهداف زیبایی شناختی و انعکاس دغدغه های فردی و اجتماعی به کار می گیرد. این سینما قواعد و هنجارهای سینمای جریان اصلی را به چالش می کشد و موجب بسط مرزهای رسانه های دیداری و شنیداری و شیوه های درک تصاویر متحرک می شود. هدف این مقاله تحلیل ژانری فیلم های تجربی ایرانی است که عموماً جوایزی در جشنواره ی فیلم کوتاه تهران در بازه ی زمانی 1395-1380 کسب کرده اند. داده ها به شیوه ی مشاهده ای و کتابخانه ای گردآوری شده اند و از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که رویکرد ژانری به سینمای آوانگارد و تجربی ابزاری سودمند برای تحلیل نمونه های تولیدشده است. آثار مورد بررسی مؤلفه های زیرژانرهای ابرژانرهای سینمای بسط یافته، آوانگارد امریکایی و آوانگارد اروپایی را در ساختارشان مد نظر قرار داده اند. درعین حال، بررسی ساختار برخی آثار حاکی از وضعیت هیبریدی یا تلفیقی است. عموماً این فیلم ها از ویژگی های کلی و گاه حداقلی فیلم تجربی برخوردارند. به عبارت دیگر، بیشتر آثار به شکلی محدود از مؤلفه های زیبایی شناختی برخی ژانرهای سینمای تجربی استفاده می کنند. تبیین اصول زیبایی شناختی سینمای تجربی و زیرژانرهای آن تواماً راهکارهایی مطالعاتی و عملیاتی در حوزه ی نظریه و عمل برای پژوهشگران و فیلم سازان به دست می دهد.کلیدواژه ها: سینمای تجربی، صورت بندی ژانری، ابرژانر، جشنواره ی فیلم کوتاه تهران، زیرژانر
تحلیل نشانه شناختی سیاست هویت زنان در خبر شبکه ایران اینترنشنال؛ در جریانات 1401 (فوت مهسا امینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، اخبار شبکه ماهواره ای ایران اینترنشنال در جریانات سال 1401 و در بازه زمانی 22 شهریور تا 24 مهر با هدف شناسایی سیاست هویت زنان مورد تحلیل نشانه شناختی قرار گرفته است. به این منظور، با به کارگیری روش نشانه شناسی«جان فیسک»، رمزگان های فایل های خبری انتخاب شده (در سه سطح رمزگان اجتماعی، فنی و ایدئولوژیک در بازه زمانی مذکور و با تمرکز بر«سیاست هویت»،«هویت زنان» و «کارکرد رسانه در هویت سازی» بررسی شد. نشانه شناسی اخبار مذکور بیانگر این واقعیت است که تصاویر و متن اخبار پس از رمزگشایی و تفسیر، این امکان را فراهم می کنند که از چشم اندازی دیگر به درون مایه خبر بپردازیم. بر این اساس، یافته های پژوهش عبارت اند از: چهارچوب اصلی اخبار مربوطه، مبتنی بر هدف اصلی تضعیف و براندازی نظام جمهوری اسلامی است که برای این امر، استراتژی های مختلف طراحی شده است؛ روش هایی از قبیل دامن زدن به تقابل نظام و مردم- و به خصوص جامعه زنان- تحریک قومیت ها علیه نظام و تخریب چهارچوب های ارزش شناختی دین و حاکمیت و تولید ادبیات و روایت های متعدد علیه آن، مظلوم نمایی و پرونده سازی ضدحقوق بشری و بازتولید کنش ها و شعارهایی از جنس جنبش های فمینیستی مانند آزادی، برابری، حق زنان، بدن زنانه و استفاده از نمادها و نشانه هایی که به نوعی، هویت جمعی مقاومت و جریان سیاست هویت را تقویت می کند.
بازنمایی مادر در سریالهای پربیننده بعد از انقلاب؛ تحلیل نشانه شناختی سریال های «پائیز صحرا»، «پدر سالار»، «متهم گریخت» و «دلنوازان»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مادرانگی نقشی نمادین، عینی، مختص، انتسابی و اسطوره ایِ زنان است که هم زندگی شخصی و اجتماعی آنها را تحت سیطره خود قرار می دهد و هم هویّت جنسیّتی را برمی سازد و رسانه ای چون تلویزیون می تواند، از طریق برنامه های مختلف از جمله سریال ها به بازنمایی این نقش بپردازد. اینکه تلویزیون در سریال های پربیننده چهل سال اول انقلاب اسلامی چه تصویری از مادر ارائه کرده؛ مسئله اصلی این پژوهش است. در این راستا، بر اساس نظرسنجی های مرکز تحقیقات صداوسیما، چهار سریال پربیننده «پائیز صحرا»، «پدر سالار»، «متهم گریخت» و «دلنوازان» از هر دهه یک سریال پربیننده که مادر در آن نقش جدی دارد انتخاب شدند و سپس به روش نشانه شناسی و مبتنی بر مدل سلبی و کاودری نماهای منتخب هر سریال مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که تصویری که از مادر در این سریال ها ارائه شده؛ نه کاملاً ثابت مانده و نه دائم تغییر کرده است. در واقع، از یک سو، روی برخی از ویژگی های مادرِ ایرانی پافشاری و تاکید شده و از سوی دیگر، تلاش شده تا برخی از ویژگی ها و کلیشه های مادر اصلاح شود. ضمناً با مقایسه کلیشه های هشت گانه کوالتزکه و استِوارت، مشخص شد که کلیشه «زنِ خانه دار»، در سریال های «پائیز صحرا»، «پدر سالار»، «متهم گریخت» و کلیشه های «مادرِ فوق العاده» و «زنِ شاغل» در سریال «دلنوازان» به تصویر کشیده شده است. همچنین در سریال «دلنوازان»، تصویر مادر نسبت به سه سریال دیگر دستخوش تغییرات زیادی شده است.
برساخت معنایی زن مهاجر افغانستانی در ادبیات داستانی معاصر افغانستان: مطالعه موردیِ جُستارمرز از مجموعه داستان های کوتاه «چرا تاریکی را خدای خود نکنم»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
97 - 127
حوزههای تخصصی:
جُستارها نوع جدیدی از ادبیات روایی اند که در بازنمایی واقعیت از پراکسیس و گفتمان های فرهنگی-سیاسی متأثر می شوند؛ گفتمان مسلط الگوهای کنشی و حیات مطلوب خود را به نمایش می گذارد و ادبیات داستانی یکی از مجراهای آن است. این مطالعه با هدف توصیف برساخت مفهوم زن مهاجر افغانستانی در ادبیات داستانی معاصر افغانستان و بهره مندی از رویکرد نظری هومی بابا و آدورنو انجام شده است تا بازنمایی های زن مهاجر افغانستانی را در ژانر ادبی جُستار (داستان کوتاه) شناسایی و متناظر با بافت فرهنگی سرزمین مقصد تفسیر کند. برای نیل به این هدف، جُستار مرز از مجموعه داستان های کوتاه «چرا تاریکی را خدای خود نکنم»، نوشتهٔ مرضیه جعفری به عنوان نمونه انتخاب و با استفاده از روش تحلیل روایت «سیمور چتمن» در سه بخش داستان، گفتمان و ایدئولوژی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت تا از زبان روایی و مواضع ایدئولوژیک آن در رابطه با مفهوم زن مهاجر افغانستانی پرده برداری کند. یافته ها نشان می دهند که هویت زن مهاجر افغانستانی متناسب با گفتمان فرهنگی حاکم بر فضای جامعه مقصد دستخوش تغییر شده و به نوعی هویت سرگردان (هویت آشفته یا هویت مغشوش) را زیست می کند و برای رهایی از این بحران تصمیم می گیرد در راه مهاجرت مجدد به سرزمین های جدید و نه موطن خود قدم بردارد. بازتاب گسیختگی و تداخل فرهنگی جامعه میزبان با زن مهاجر افغانستانی در جُستار مرز با صدای حاشیه ای و معترض نویسنده به وضع موجود و متن واقعیت های مسلط بازتاب نموده است که به کارکرد «انتقادی» و نقش «رهایی بخشی» هنر در راستای تحلیل و نقد ساختارهای سلطه و سرکوب ارجاع دارد.
تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی بر آگاهی زنان از سلامت جسمی خود(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۲
117 - 153
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شبکه های اجتماعی در سالیان اخیر به عنوان منبع کسب اطلاعات سلامت موردتوجه اقشار مختلف جامعه ازجمله زنان قرارگرفته اند. ازاین رو هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی در حوزه سلامت بر آگاهی زنان از سلامت جسمی خود بوده است.
روش: این پژوهش از منظر هدف تحقیقی کاربردی و از منظر ماهیت، تحقیقی توصیفی تبیینی بوده که به صورت نظرسنجی آنلاین در شبکه اجتماعی اینستاگرام انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کاربران زن ایرانی 20 تا 60 ساله عضو صفحات منتخب اینستاگرامی حوزه سلامت جسمانی زنان به تعداد تقریبی 22800 نفر بوده که به روش نمونه گیری در دسترس 384 نفر در پژوهش شرکت داده شدند. داده ها از طریق یک پرسشنامه محقق ساخته که روایی و پایایی آن بررسی شده، جمع آوری و با روشهای آماری توصیفی و استنباطی با نرم افزار SPSS نسخه 21 تجزیه وتحلیل شده است.
یافته ها: استفاده از شبکه های اجتماعی سلامت بر آگاهی زنان از سلامت جسمی خود و ابعاد آن شامل سلامت بلوغ، سوءتغذیه و چاقی، مراقبتهای دوران بارداری و پس ازآن و بیماریها و سرطانهای زنان تأثیر مثبت و معنی داری دارد.
بحث: استفاده مؤثر از شبکه های اجتماعی در حوزه سلامت جسمانی زنان بایستی در جامعه به گفتمان سلامت تبدیل شود؛ چراکه از پیامدهای مهم آن برای زنان، افزایش توانایی بالقوه هنگام بیماری برای اخذ تصمیمهای آگاهانه، کاهش خطرهای تهدیدکننده سلامت، افزایش پیشگیری از بیماریها، افزایش کیفیت زندگی و افزایش کیفیت مراقبت از خود است.
بررسی تجارب زیسته هنرآموزان کاردانش و فنی و حرفه ای به منظور ارائه الگوی مناسب در آموزش های دوره همه گیری کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
352 - 360
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تجارب زیسته هنرآموزان کاردانش و فنی و حرفه ای در دوران همه گیری کووید-19 و ارائه الگویی مناسب برای آموزش در این دوره انجام شد.
روش شناسی: این پژوهش از نوع کیفی و بر مبنای پدیدارشناسی انجام شد. جامعه آماری شامل هنرآموزان مدارس کاردانش و فنی و حرفه ای شهر تبریز و متخصصان حوزه علوم تربیتی بود. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و مطالعات کتابخانه ای استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس روش کلایزی (1978) انجام گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که هنرآموزان و معلمان با چالش های متعددی درزمینه ی زیرساخت های دیجیتال، برنامه های درسی، محیط های یادگیری، و ارزیابی مواجه بودند. همچنین، نیاز به توجه بیشتر به سلامت روانی و رفاه دانش آموزان در این دوره به وضوح مشاهده شد. علاوه بر این، یافته ها نشان داد که ایجاد محیط های یادگیری تعاملی و انعطاف پذیر و تطبیق برنامه های درسی با شرایط جدید می تواند به بهبود کیفیت آموزش ها کمک کند.
نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که برای بهبود کیفیت آموزش های فنی و حرفه ای در دوران همه گیری کووید-19، باید به توسعه زیرساخت های دیجیتال، انعطاف پذیری برنامه های درسی، و حمایت های روانی و اجتماعی بیشتر توجه شود. همچنین، ایجاد یک فرهنگ یادگیری که بر خودسازی و رفاه دانش آموزان تأکید دارد، می تواند به بهبود تجربه یادگیری در شرایط بحرانی کمک کند.
توسعه مدل پذیرش فناوری: بررسی تأثیر تجربه مصرف، اینرسی و فرهنگ مصرف کننده بر پذیرش بانکداری باز (مورد مطالعه: شعب منتخب بانک تجارت شهرستان کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به رغم توسعه فناوری های بانکداری باز در سال های اخیر، هنوز استفاده از آن به اندازه توسعه فناوری های آن گسترش نیافته است. این پژوهش به بررسی تمایل به پذیرش بانکداری باز بر پایه مدل پذیرش فناوری (TAM)، پرداخته است و با ایجاد گسترش در این مدل، تأثیر عواملی همچون اینرسی مصرف کننده، اجتناب از عدم اطمینان، ریسک ادراک شده و تجربه مصرف قبلی بر تمایل به پذیرش بانکداری باز را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری این پژوهش، تمام استفاده کنندگان از خدمات بانکداری باز شعب بانک تجارت شهرستان کاشان بوده است. حجم نمونه 180 نفر در نظر گرفته شد و برای اطمینان از نمونه گیری، 251 پرسش نامه توزیع شد و با استفاده از ابزار پرسش نامه پس از اطمینان از روایی و پایایی آن، داده ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس جمع آوری شدند. نتایج نشان داد که متغیرهای جدید مورد بررسی یعنی اینرسی مصرف کننده، اجتناب از عدم اطمینان، ریسک ادراک شده و تجربه مصرف قبلی بر تمایل به پذیرش بانکداری باز، تأثیر مثبت و معنادار دارند. درنهایت، پیشنهاداتی برای تسریع و بهبود فرایند پذیرش بانکداری باز در بانک تجارت کاشان براساس متغیرهای مورد بررسی ارائه شده است.
عوامل و بسترهای پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی زنان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
203 - 234
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مطالعات نشان داده است که تصمیم زنان برای فعّالیّت در نیروی کار، تحت تأثیر بسیاری از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که برخی از آن ها به آهستگی در طول زمان تغییر می کنند، درحالی که برخی دیگر می توانند به سرعت، توسط تغییرات در سیاست های اقتصادی و اجتماعی دولت ها تحت تأثیر قرار گیرند این نوع تصمیم گیری ها درکشورهای مختلف جهان به ویژه در منطقه خاورمیانه و کشورمان ایران متفاوت است. هدف اصلی این مطالعه شناخت دلایل و بسترهای پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی زنان ایران در مقایسه با سایرکشورهاست.
روش و داده ها: این پژوهش به روش تحلیل اکتشافی و با رویکرد تطبیقی انجام و از فن مرور سیستماتیک به روش مبتنی بر شواهد بهره گرفته است. برای درک روشن از علل، زمینه ها و بسترهای پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی زنان در بازارکار ایران به تحلیل ابعاد جمعیّت شناختی، اقتصادی، اجتماعی موضوع پرداخته شده است.
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد مجموعه ای از عوامل اجتماعی و فرهنگی موجب پایین ماندن مشارکت زنان درتوسعه کشور و درنتیجه پایین بودن سهم زنان در بازارکار ایران بوده است. تأثیر تعیین کننده ساختار جمعیّت بر بازارکار، افزایش تقاضا برای ایجاد فرصت تحصیل در سطوح عالی، و افزایش تقاضای دانش آموختگان دانشگاهی برای ورود به بازار کار، ایجاد دوگانگی بین نظام آموزش و بازار کار زنان که بخشی به فشارها و اجبارهای توسعه و سپس به فرهنگ و سنت های حاکم مرتبط است، روشن نبودن رابطه کار و باروری، جداسازی مشاغل، محدودیّت تنوّع شغلی و فرصت های ارتقای شغلی برای زنان در سطوح بالای مدیریّتی از مهم ترین چالش های اقتصادی-اجتماعی و جمعیّت شناختی موضوع بودند.
بحث و نتیجه گیری: تغییر فرهنگ جامعه در جهت شناخت موانع اشتغال زنان و اهمیّت و نقش زن در توسعه جامعه، اراده انجام اصلاحات لازم برای تسهیل شرایط ورود زنان به فرآیند توسعه و تعادل بخشی به کار زنان با خانواده در راستای سیاست های دوستدار خانواده از جمله پیشنهادهای مطالعه بودند.
پیام اصلی: نقش تعیین کننده ساختار جمعیت بر بازار کار و اشتغال، عدم تعادل بین نظام آموزش عالی و اشتغال رسمی زنان، و نیز مسائل ساختاری از مهمترین عوامل و بسترهای پایین بودن نرخ مشارکت زتان در کشور بوده است. البتّه به طور قطع، در این میان، کوچک بودن حجم اقتصاد کشور و مسأله کم ثبتی اشتغال غیررسمی زنان نیز تأثیر قابل ملاحظه ای داشته است.
بررسی رابطه بین بازی های بومی و محلی بر هویت فرهنگی و اجتماعی شهروندان استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
109 - 147
حوزههای تخصصی:
بازی های بومی و محلی، یکی از شاخصه های اجتماعی-فرهنگی است که حاصل تلفیق شرایط زیست محیطی و باورهای قومی این مرز و بوم است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و جمع آوری داده ها به صورت الکترونیکی انجام شد. جامعه آماری، کلیه افراد رده سنی 17 تا 65 سال ساکن استان خوزستان بودند که با فرمول کوکران، نمونه آماری 384 نفر تعیین شد. داده ها به وسیله پرسش نامه محقق ساخته بازی های بومی و محلی با 14 گویه، پرسش نامه استاندارد هویت فرهنگی طاهری (1392) با 29 گویه و هویت اجتماعی صفاری نیا و روشن (1390) با 20 گویه جمع آوری شد و با ضریب پایایی 88/0 و با روش آماری استنباطی معادلات ساختاری روش مربعات جزیی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد، بار عاملی تمامی گویه ها به جز سه گویه (3، 32، 46) بزرگ تر از 4/0 بود که نشان از مناسب بودن این معیار داشت. همچنین، مقدار t به دست آمده برای تمام گویه ها به جز همان سه گویه، بزرگ تر از 96/1 است که حاکی از تأثیر معناداری آنها در سطح اطمینان 95/0 داشت و نشان داد که بازی های بومی و محلی، تأثیر مثبت و معناداری بر هویت فرهنگی و اجتماعی شهروندان دارد. بنابراین، بازی های محلی به عنوان میراث گران بهای فرهنگی نسل های گذشته می تواند نقش ویژه ای در احیاء هویت فرهنگی و اجتماعی اقوام مختلف ساکن در استان داشته و درواقع با توجه مستمر و هدفمند به این بازی ها از سوی نهادهای مربوط و دست اندرکار، می توان ضمن ارتقاء سلامتی و تندرستی و افزایش سطح بهره وری، جامعه را از آسیب و بیماری بحران هویتی که امروزه بحران فرهنگی و تعارض نسلی نشانه های بارز این آسیب ها هستند، در امان نگه داشت.
الگوی محتوایی برای جدول پخش (کنداکتور) شبکه تلویزیونی امید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
149 - 182
حوزههای تخصصی:
فرایند تنظیم جدول پخش برنامه های هر شبکه تلویزیونی، فارغ از محتوای پخش شده، یکی از عوامل شکل دهنده و هویت بخش شبکه محسوب می شود. چینش برنامه ها به شکلی منظم، منطبق با منطقی خاص به لحاظ موضوعی، محتوایی، جذابیت و... همچنین متناسب با نیاز و سلیقه مخاطب در ساعات مختلف روز، از مهم ترین وظایف و مأموریت های بخش تنظیم کنداکتور در هر شبکه تلویزیونی محسوب می شود. هدف این مقاله ارائه یک الگوی محتوایی برای جدول پخش(کنداکتور) شبکه تلویزیونی امید، ویژه گروه سنی نوجوان، است. برای گردآوری و تحلیل اطلاعات مورد نیاز، از روش مطالعه کیفی با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق استفاده شد. 25 نفر از کارشناسان در دو حوزه صاحب نظران دانشگاهی- پژوهشی و مدیران و برنامه سازان به عنوان مصاحبه شونده با به صورت هدفمند انتخاب شدند. مهم ترین نتایج حاکی است که سیاست های مختلف اعم از ساختارهای برنامه سازی، موضوع فعالیت رسانه، مخاطبان، توجه به مقوله زمان، توجه به ساختارها، محتوا و موضوعات، نوع و میزان پوشش جغرافیایی می تواند در تعیین هویت شبکه و انتخاب برنامه ها برای قرار گرفتن در جدول پخش مؤثر باشد.
«انقلاب رهایی بخش» و «انقلاب ابدی»: تحول معنایی مفهوم انقلاب در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
35 - 54
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار قصد داریم حضور دو لایه زمانی را در مفهوم انقلاب در ایران بکاویم. این «همزمانی افق های نا همزمان»، لایه های متفاوت زمانی را ممکن کرد و در نهایت چیرگی و برتری یکی بر دیگری، تغییرات و دگرگونی های عظیمی را در مفهوم انقلاب در ایران به وجود آورد. انقلابِ ایران، که داستانی نو در اذهان ایرانیان بود، ابتداً انقلابی سیاسی بود: انقلابی ضداستبدادی که هدف عمده آن برقراری آزادی بود. این انقلاب اما به سرعت به انقلابی اجتماعی تبدیل شد و لایه زمانی آن نیز تغییر کرد. آرمان آزادی، جای خود را به آرمان عدالت اجتماعی داد و امر اجتماعی بر امر سیاسی غلبه یافت. این دگرگونی معنایی و جابجایی مفهومی، لاجرم افق زمانی انقلاب را نیز تغییر داد. هدفی که در ابتدا دست یافتنی به نظر می رسید، به آینده ای دوردست حواله داده شد. انقلابی که هدف آن قابل تحقق می نمود، لاجرم به انقلابی جاودان و ابدی تبدیل شد. انقلاب جاودان باید تا محقق شدن آرمان امر اجتماعی ادامه پیدا کند
فرصت ها و چالش های دین در رسانه های نوین با تأکید بر اینستاگرام
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۱
142 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر قصد دارد فرصت ها و چالش های دین در رسانه های نوین در فضای مجازی با تأکید بر اینستاگرام را شناسایی و تبیین کند.روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی با استفاده از تحلیل تِم و تکنیک تجسم داده کاوی و مبتنی بر مصاحبه نیمه عمیق است. تحقیق از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی بوده و از روش کدگذاری مضامین برای تحلیل داده استفاده می کند. داده ها از طریق مصاحبه های انفرادی با 15 نفر از اساتید و خبرگان دین و رسانه از طریق نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش گلوله برفی به دست آمد و درنهایت مهم ترین فرصت ها و چالش های دین در رسانه های نوین اینستاگرام شناسایی و تبیین شد و راهکارهایی برای رفع آن ها ارائه گردید.یافته ها: مهم ترین فرصت های شناسایی شده شامل آینده نگری در تولید محتوا، مدیریت حضور فعالانه نهادهای دینی در فضای مجازی و بهره گیری از قابلیت های اینستاگرام است، و مهم ترین چالش ها در حوزه رسانه های نوین شامل حضور ضعیف دینی در فضای مجازی، سطحی نگری دین و تردید در آن، بهره برداری غرب از فضای مجازی و تخریب هدفمند ارزش های اسلامی و ایرانی است.بحث و نتیجه گیری: مدیران رسانه و حوزه تبلیغات دین می توانند از نتایج این پژوهش استفاده کنند. مدیران رسانه باید بر مبحث آینده نگری در تولید محتوا و حضور فعالانه در فضای مجازی تأکید ویژه داشته باشند و سعی نمایند که مباحث دینی قوی و عمیق را در این فضا تقویت و اشاعه دهند.
نوجوانان اینستاگرامی و هویت دینی
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۳
1 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی چگونگی بازنمایی ابعاد و مؤلفه های هویت دینی در محتواهایی است که نوجوانان از خود و بدن رسانه ای خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام به اشتراک می گذارند. روش شناسی پژوهش: در این پژوهش با استفاده از روش نشانه شناسی بارت، محتواهای منتخب از 35 صفحه متعلق به نوجوانان اینستاگرامی، با نمونه گیری از میان پست ها، هایلایت ها و استوری های هر صفحه تحلیل شده اند.یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، محتوای مرتبط با بعد احساسی هویت دینی، با آیین های شیعی ارتباط و نسبت مستقیمی داشته است. در بعد معرفتی هویت دینی -که با عقیده و باور کاربران نوجوان مرتبط است- رویکردهای فرادینی و درون دینی به صورت همزمان وجود داشته است، گرچه شناخت عمیقی که در پی تعمق و استدلال به دست می آید، کمتر دیده می شود؛ اما بعد ارزشی هویت دینی، به دلیل تکرار تصاویر و ویدئوهایی با پوشش های بی حجاب و یا باز و نیز ژست ها، حرکات و رفتارهای نامتعارف به ویژه از سوی دختران نوجوان، تضعیف شده است.بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، نوجوانان اینستاگرامی برخی مؤلفه های دینی را انتخاب کرده و برخی دیگر را کنار نهاده اند. ایم امر بیانگر نوعی سبک دینداری انتخاب گرایانه در میان آنان است. همچنین پیوند بین هویت دینی و نمایش «خود»، نشان دهنده «نمایشی شدن دین» در میان کاربران نوجوان شبکه اجتماعی اینستاگرام می باشد.