فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
119 - 156
حوزههای تخصصی:
کلیشه، تصویر ذهنی ثابتی از گروه های اجتماعی مختلف مانند نژاد، مذهب و جنسیت است. رواج کلیشه های جنسیتی در جامعه، پیامدهای زیان باری همچون پیش داوری، تبعیض و نابرابری جنسیتی، نسبت به هر دو جنس، به ویژه زنان دارد. سینما با بازنمایی کلیشه های جنسیتی، سبب بازتولید و تثبیت آن ها در جوامع مختلف، من جمله جامعه ما، می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل، نحوه طرح و میزان حضور کلیشه های جنسیتی زنانه در بازنمایی شخصیت اصلی زن در فیلم های برنده جایزه اسکار بهترین فیلم و تحولات آن طی سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۲، به انجام رسیده است. برای دستیابی به این هدف از چهارچوب نظری نظریه بازنمایی استوارت هال و رویکرد کلیشه های جنسیتی آندره میشل و همچنین از روش تحلیل محتوای کیفی (قیاسی - استقرایی) استفاده شده است. داده های پژوهش با استفاده از چک لیست گردآوری و تجزیه وتحلیل شده اند. جامعه تحقیق این پژوهش ۲۰ فیلم برنده جایزه اسکار بهترین فیلم طی سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۲ (دو دهه نخست قرن ۲۱) بوده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که شخصیت های اصلی زن در محتوای فیلم های دهه اول دوره موردمطالعه با ۱۴ و در دهه دوم با ۹ کلیشه جنسیتی بازنمایی شده اند. همچنین در هر دو دهه کلیشه های ساده، کم رنگ تر و کلیشه های پیچیده، پررنگ تر هستند. ازاین رو می توان نتیجه گرفت که با وجود حضور کلیشه های جنسیتی عموماً پیچیده در فیلم های برنده جایزه اسکار بهترین فیلم، درگذر زمان، بازنمایی کلیشه ای شخصیت زن در این فیلم ها روندی کاهشی را طی کرده است.
تحلیل مقایسه ای ساختار سازمانی چهار مختلط رسانه ای برتر دنیا (کامکست، والت دیزنی، وارنر برادرز دیسکاوری و پارامونت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
159 - 200
حوزههای تخصصی:
ساختار سازمانی، یکی از مهم ترین ویژگی های متمایزکننده سازمان های موفق است که می تواند نمایانگر تاریخچه، راهبرد، نوع مخاطبان، ویژگی های خاص و دغدغه های یک شرکت رسانه ای باشد. این پژوهش درصدد است با بررسی ساختار شرکت های موفق رسانه ای از جنبه نقاط اشتراک و افتراق آنها، به درک دقیق تری از الزامات ساختار سازمانی برای طراحی یا بازطراحی ساختار سازمان های رسانه ای برسد. به این منظور، در این تحقیق، از روش مطالعات تطبیقی استفاده شده است. در گام اول، شرکت های رسانه ای برتر که ویژگی های یک مختلط رسانه ای را داشتند، از لیست مربوط به شرکت های رسانه ای برتر یک مجموعه رتبه بندی معتبر انتخاب شدند. سپس جمع آوری داده های مربوط به ساختار سازمانی شرکت های برتر رسانه ای، از طریق بررسی وب سایت های رسمی هریک از شرکت ها انجام شد. براساس نتایج، می توان الگوی نسبتاً مشابهی از ساختار را در هر چهار مختلط رسانه ای بررسی شده یافت که دسته بندی کلی آنها شامل بخش های ریاست، مالی، حقوقی، اجرایی، روابط عمومی و مدیریت برند، تدوین راهبرد و طرح و برنامه و در نهایت، مدیریت رسانه هاست. مطالعه تطبیقی نشان داد که بسیاری از عناوین شغلی در میان چهار شرکت بررسی شده، مشابه یا یکسان اند. این مشابهت ها مانند بخش حقوقی، نشانگر اهمیت و چالش های این بخش برای رسانه هاست. وجوه تفاوت نیز عمدتاً ناشی از برخی کارویژه های شرکت های رسانه ای یا تمایز در راهبرد های آنها در مواجهه با مخاطبان و تولید بودند.
توسعه روابط بین الملل با تأکید بر کارکردهای فضای مجازی و جامعه شبکه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف: فضای مجازی به عنوان یک عامل تحول ساز در روابط بین الملل، در دهه های اخیر نقشی کلیدی در توسعه تعاملات و همکاری های جهانی ایفا کرده است. این تحقیق با هدف بررسی کارکردهای فضای مجازی در توسعه پایدار روابط بین الملل و با توجه به مقتضیات جامعه شبکه ای، صورت گرفته است. روش: پژوهش حاضر از حیث روش، کیفی و از نظر هدف کاربردی است، که در یک فرایند پیمایشی استقرایی انجام شده و قلمرو موضوعی آن در حوزه کارکردها فضای مجازی در روابط بین الملل بود. روش پژوهش، با بهره گیری از روش داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، متخصصین و صاحب نظران مرتبط با حوزه روابط بین الملل در شهر تهران بودند که جهت انتخاب نمونه ها با توجه به ماهیت روش داده بنیاد و پراکنده و ناشناس بودن جامعه آماری، از نمونه گیری هدفمند گلوله برفی با معیار اشباع نظری استفاده شد، که اشباع پس 23 مصاحبه حاصل گردید. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق گردآوری شده و سپس از طریق کدگذاری تحلیل شده اند. نتایج: نتایج نشان می دهد؛ فضای مجازی می تواند در تقویت دیپلماسی دیجیتال، کاهش انتشار اخبار جعلی، تسهیل حل بحران ها، توسعه همکاری های چندجانبه و افزایش شفافیت روابط بین الملل نقش داشته باشد. از سوی دیگر، عواملی همچون تفاوت های فرهنگی، تهدیدات سایبری و محدودیت های دسترسی به فناوری می توانند به عنوان موانع مداخله گر در استفاده بهینه از فضای مجازی عمل کنند.
مطالعه پدیدارشناسانه تاثیر شبکه های اجتماعی بر احساس امنیت اجتماعی (مطالعه موردی: متولدین دهه 70)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴شماره ۶۹
147 - 176
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو دارای رویکرد تفسیری و روش کیفی است که با بهره گیری از روش پدیدارشناسی انجام شده است. این پژوهش درصدد است، ضمن مطالعه عمیق تأثیرات شبکه های اجتماعی بر عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی، به ریشه یابی علل و عوامل شکل گیری تغییرات صورت گرفته در عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی، در جامعه آماری پژوهش بپردازد. جامعه آماری پژوهش متولدین دهه 70 می باشد که با توجه به ماهیت پدیدارشناسی و پراکنده و ناشناس بودن جامعه آماری، جهت انتخاب حجم و نحوه توزیع نمونه ها از معیار اشباع نظری و نمونه گیری هدفمند گلوله برفی استفاده شد. در این پژوهش، اشباع پس از انجام 27 مصاحبه حاصل گردید. ابزار گردآوری اطلاعات نیز، مصاحبه عمیق فردی با سؤالات نیمه ساختاریافته بود. تجزیه وتحلیل داده ها نیز بر اساس الگوی هفت مرحله ای کلایزی و دیکلمن انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد؛ تأثیرات شبکه های اجتماعی مجازی بر عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی کاملاً معنادار بوده است. به طوری که شبکه های اجتماعی، به رغم برخورداری از مزایا و محاسن فراوان در راستای تسهیل فرایندهای ارتباطی، آموزشی و اطلاع رسانی، در فضای اجتماعی مورد مطالعه به علت فراهم نبودن پیش نیازهای لازم، اغلب منجر به بروز آثار و پیامدهای منفی شده اند. با این وجود، شبکه های اجتماعی توانسته اند بسیاری از پیش نیازهای توسعه اجتماعی-سیاسی را به خوبی زمینه سازی نمایند که از مهم ترین آن می توان به عدالت اطلاعاتی، ترویج شفافیت در اطلاع رسانی و آشکار شدن پشت پرده سیاستگذاری های دولتی و حاکمیتی برای مردم را اشاره کرد.
تبیین جامعه شناختی تأثیر شبکه های اجتماعی بر شکل گیری هویت اجتماعی جوانان (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه های شهر سنقر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
159 - 196
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی بر شکل گیری هویت اجتماعی جوانان، با تمرکز بر دانشجویان انجام شده است. روش تحقیق به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته شامل چهار بخش (اطلاعات جمعیت شناختی، میزان و نوع استفاده از شبکه های اجتماعی، ابعاد هویت اجتماعی، و چالش ها و فرصت ها) طراحی و اجرا گردید. جامعه آماری شامل تعدادی دانشجویان دانشگاه های سنقر بوده و نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای انجام شد. داده ها با بهره گیری از روش های آماری توصیفی و استنباطی، شامل آزمون های همبستگی و تحلیل مقایسه ای، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی و ابعاد مختلف هویت اجتماعی از جمله احساس تعلق، مقبولیت اجتماعی و خود بیانگری - رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین مشخص شد که اگرچه این فضاها فرصت هایی برای توسعه سرمایه اجتماعی و تعاملات فرهنگی فراهم می کنند؛ اما می توانند موجب بروز چالش هایی مانند بحران هویت و کاهش پایبندی به ارزش های بومی نیز شوند. یافته های این تحقیق می تواند به سیاست گذاران و مدیران فرهنگی در طراحی برنامه های آموزشی و رسانه ای متناسب با نیازهای جوانان کمک کند.
گفتمان حاکم بر تبلیغات مسیحیت در فضای مجازی (مطالعه موردی: وب سایت های مسیحی انگلیسی زبان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با گسترش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، استفاده از فضای مجازی برای امور دینی رو به افزایش است. مسیحیت نیز همچون سایر ادیان، از فضای مجازی برای تبلیغات دینی استفاده می کند. بسیاری از کلیساها، مراکز مذهبی و فعالان مسیحی در سراسر جهان، وب سایت هایی را راه اندازی کرده اند که دربردارنده مطالب مذهبی، برنامه های کلیسایی، ترانه های مذهبی و مقالات متنوع است. تبلیغات دینی در فضای مجازی، اقتضائات و تکنیک های ویژه ای هم دارد که با شیوه های سنتی متفاوت است. در شرایط کنونی که مسیحیت از همه فنون ارتباطی جدید برای تبلیغات مجازی استفاده می کند، دستیابی به گفتمان تبلیغی مسیحیت در فضای مجازی از جهت شناخت انحرافات و نیز بهره گیری صحیح از تکنیک های نوین در جهت تبلیغات اسلامی در فضای مجازی- به عنوان یک ضد جریان- دارای اهمیت و اولویت است. پژوهش حاضر به دنبال دستیابی به گفتمان حاکم بر تبلیغات مسیحیت در فضای مجازی از طریق بررسی سایت های منتخب انگلیسی مسیحیت است. ادبیات نظری پژوهش شامل مفاهیم تبلیغات دینی، دین مجازی یا آنلاین، جماعت دینی مجازی و تبلیغات مسیحیت و نیز نظریه های گفتمان و مدیریت هماهنگ معنا است. روش پژوهش، یک روش عملیاتی به نام تحلیل گفتمان پدام است. براساس یافته ها، گفتمان سکولاریزاسیون مسیحیت، لیبرالیزاسیون دینی، مسیحی سازی جهان و رویکرد اومانیستی در تبلیغات دینی مسیحیت در فضای مجازی غلبه دارد.
ادبیات پست مدرن، بازگشت به خویشتنِ کلاسیک: «تحلیل جلوه های روایی انیمیشن آخرین داستان و شاهنامه فردوسی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
213 - 245
حوزههای تخصصی:
هنر پست مدرن به مثابه گفتمانی در تقابل با انگاره های دوره مدرن، با تغییر شیوه های روایی و بازگشت به ویژگی های روایی کلاسیک و نفوذ در جهان رسانه، گفتمان سینمای پست مدرن را خلق کرده است. ماهیت متناقض و وهم آلود انیمیشن، ظرفیت لازم جهت روی آوردن به نظریه ها و رویکردهای نوین روایی از جمله جنبه های مشخصی از پست مدرنیسم را در اختیار این رسانه قرار می دهد. بر این مبنا و بنا بر فرضیه پژوهش، داستان «ضحّاک» در شاهنامه و انیمیشن «آخرین داستان»، دو روایت قیاس پذیر و با ویژگی های روایت شناسانه مشترک هستند. هدف اصلی این مقاله تبیین مفاهیم پست مدرنیست و بیان چگونگی بهره گیری از برخی جلوه های روایی این گفتمان در روایت سینمایی «آخرین داستان» در مقایسه با نیای کلاسیک خود می باشد. برای نیل به این هدف، با به کارگیری روش اسنادی و با رویکردی توصیفی -تحلیلی، برخی از مؤلفه های بیانی پست مدرن در مقایسه با عناصر روایت کلاسیک مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. براساس نتایج حاصل شده، انیمیشن «آخرین داستان» با بهره گیری از مفاهیمی مانند بینامتنیت، روایت غیرخطّی، علّیت، خیال-واقع انگاری، رویکرد سورئالیسی و بریکولاژ، ارتباط فنّی و منطقی خود را با تکنیک های روایی و عناصر کلاسیک حفظ کرده و در انتقال معنا به مخاطب و خلق سوژه های سرگردان و جهانی پیچیده و وهم آلود موفق بوده است.
نقش محوری مسجد در حکمرانی محلی: بررسی همکاری مدیریت شهری و مساجد در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
153 - 182
حوزههای تخصصی:
ارتقای همکاری مدیریت شهری با مساجد باعث بهبود اجرای برنامه های فرهنگی-اجتماعی در محله ها می شود که منجر به افزایش مشارکت مردمی و تقویت سرمایه اجتماعی می گردد. همچنین، محوریت مساجد در توسعه محله ها به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و حل مسائل محلی کمک می کند. این پژوهش باهدف شناسایی چالش ها و ارائه توصیه های سیاستی جهت ارتقاء همکاری مدیریت شهری با مساجد شهر تهران، با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی انجام شده است. نتایج نشان می دهد که مساجد، به عنوان یکی از مهم ترین مراکز فرهنگی-اجتماعی، ظرفیت بالایی در هم افزایی با مدیریت شهری دارند. استفاده از این ظرفیت می تواند در توسعه برنامه های فرهنگی و مذهبی در اماکن عمومی و پررفت وآمد نظیر مترو مؤثر باشد. همچنین، توجه به نیازهای زیرساختی مساجد ازجمله تخصیص اعتبارات عمرانی برای مرمت، بازسازی و تجهیز و نظارت بر نقشه و معماری آن ها، از دیگر راهکارهای مطرح شده است. ایجاد امکاناتی چون کانون های فرهنگی-هنری، باشگاه های ورزشی و صندوق های قرض الحسنه در کنار مساجد، می تواند نقشی کلیدی در جذب شهروندان و افزایش کارآمدی مساجد ایفا کند. بهبود تعاملات نهادی با تدوین آیین نامه های همکاری بین نهادهای فرهنگی و اجتماعی شهرداری و مساجد و راه اندازی کمیته عمران و معماری مساجد در مدیریت شهری نیز توصیه شده است. در سطح محله ای، ارتقای سازوکار «هیئت امنای مسجد» به «شورای تحول محله»، برگزاری نشست های هم اندیشی بین امامان جماعت و مدیران شهری و نظارت بر اجرای طرح های پیشنهادی مطرح گردیده است. این پژوهش با ارائه مجموعه ای از توصیه ها، زمینه ساز ارتقاء نقش مساجد در بهبود مدیریت شهری و تقویت هویت محلی است.
تحلیل جامعه شناسی اقتصاد شهرت و کنش های مسئولیت اجتماعی اینفلوئنسرهای اینستاگرامی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش شبکه های اجتماعی، اینفلوئنسرها به کنشگرانی کلیدی در عرصه عمومی ایران تبدیل شده اند. این پژوهش به تحلیل جامعه شناختی اقتصاد شهرت می پردازد؛ پدیده ای که در آن دیده شدن در فضای دیجیتال به سرمایه ای نمادین و فرهنگی بدل شده و زمینه تبدیل آن به سرمایه های اقتصادی و اجتماعی را فراهم می سازد. هدف تحقیق بررسی چگونگی به کارگیری استراتژیک این سرمایه ها از سوی اینفلوئنسرها و نقش کنش هایی چون مسئولیت اجتماعی و فعالیت های خیریه در مشروعیت بخشی به کنش دیجیتال آن هاست. مطالعه حاضر با استفاده از روش کیفی و تحلیل گفتمان انتقادی (CDA)، فعالیت های ۱۲ اینفلوئنسر مطرح ایرانی در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ را تحلیل می کند. چارچوب نظری این تحقیق بر مبنای نظریه سرمایه های بوردیو، مدل نمایشی گافمن، و مفهوم «اقتصاد توجه» فرانک شکل گرفته است. نتایج نشان می دهد کنش های خیریه اینفلوئنسرها ماهیتی پیچیده و دوگانه دارند. برخی واقعاً تعهد اجتماعی دارند، اما اکثریت از استراتژی های نمایشی برای ساخت برند شخصی و بازاریابی فضیلت بهره می گیرند؛ به طوری که مرز میان کنش اخلاقی و خودنمایی محو می شود. در نهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که اقتصاد شهرت در ایران به اکوسیستمی بدل شده است که در آن کنش اجتماعی در هم تنیدگی با منافع شخصی و اقتصادی عمل می کند. بهره برداری از مسئولیت اجتماعی اغلب نه از سر تعهد اخلاقی، بلکه به مثابه ابزاری برای انباشت توجه و تبدیل آن به منافع ملموس به کار گرفته می شود. این وضعیت، لزوم شکل گیری نهادهایی برای تدوین و اجرای چارچوب های اخلاقی و شفافیت را برجسته می سازد. ارتقای سواد رسانه ای و تدوین دستورالعمل های روشن اخلاقی، گام هایی ضروری برای هدایت این پدیده به سمت تحولی واقعی در عرصه اجتماعی است.
تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
155 - 183
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان در شهر تهران طراحی و اجرا شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است. روش پژوهش حاضر همبستگی بوده که با تکنیک پیمایش و ابزار اندازه گیری پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان شهر تهران است که کاربر اینستاگرام هستند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان، 384 نفر در نظر گرفته شد. برای سنجش میزان و نوع استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه برند شخصی به تفکیک ابعاد پنج گانه شخصیت برند در میان جوانان کاربر مورد مطالعه، از پرسشنامه علیپور و تاجیک اسماعیلی(1399) استفاده شد. این پرسشنامه بر مبنای پرسشنامه شخصیت برند جنیفر آکر (1997) در پنج بُعد از شخصیت برند؛ صداقت، هیجان، شایستگی، کمال و سرسختی ساخته شده است. برای سنجش هوش هیجانی جوانان کاربر اینستاگرام در شهر تهران، از پرسشنامه هوش هیجانی 28 گویه ای برادبری و گریوز(2004) که بر مبنای دیدگاه و نظریه گلمن و همکاران (1999) در چهار بعد شامل؛ خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط ساخته شده، استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین بعد هیجان [در استفاده] ازاینستاگرام(یا استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه بعد هیجان از شخصیت برند) با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد شایستگی [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد کمال [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان، کمال، سرسختی و وضعیت کلی برند شخصی، ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین وضعیت کلی [در استفاده] ازاینستاگرام با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود.
نقد و بررسی تطبیقی حکمرانی بر فضای مجازی در دوگانه نظم و تضاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی به عنوان پدیده ای پیچیده و چند وجهی، تأثیرات شگرفی بر زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع معاصر گذاشته است. با گسترش روزافزون استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی، ضرورت تدوین رویکردی جامع برای مدیریت و حکمرانی بر این فضا بیش از پیش احساس می شود. در این میان، دو دیدگاه نظم گرا و تضاد گرا ا در خصوص حاکمیت بر فضای مجازی مطرح است. در این پژوهش، با روش تحلیلی –توصیفی وبا رویکردی انتقادی، به بررسی و مقایسه این دو دیدگاه پرداخته شد. نتایج نشان داد که سه نوع مدیریت می تواند حکمرانی بر فضای مجازی را اعمال کند:1-مدیریت در سطح خرد، خانواده به عنوان اولین و مهم ترین نهاد اجتماعی، نقش محوری در شکل دهی به الگوهای فرهنگی و رفتاری فرزندان ایفا می کند. 2-مدیریت در سطح نیمه کلان، مدارس به عنوان نهادهای آموزشی و تربیتی، نقش محوری در شکل دهی به گفتمان عمومی پیرامون موضوع های نوظهور نظیر حفاظت از داده ها ایفا می کنند. 3-مدیریت در سطح کلان، استفاده از فناوری های بومی در صیانت از فضای مجازی بسیار اهمیت دارد. بسترسازی لازم جهت استفاده از موتور جست و جوی داخلی و استفاده از شبکه های اجتماعی ملی از جمله عوامل مهم در این زمینه است.
بازنمایی تحولات آسیب های اجتماعی و جرایم زنان در صفحه حوادث روزنامه خراسان از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۹۹(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
33 - 60
حوزههای تخصصی:
بررسی چگونگی بازنمایی زنان در صفحه حوادث یک روزنامه پرمخاطب، بی شک در برساخت اجتماعی زنانگی و هویت زنانه نقش مهمی ایفا می کند. در این مقاله، تمام اخبار مرتبط با زنان در صفحه حوادث روزنامه خراسان طی یک دوره ۴۲ ساله (۱۳۵۸ تا ۱۳۹۹) به روش تمام شماری گردآوری شد و بازنمایی زنان در سه دسته اصلی قربانی، آسیب دیده و مجرم، مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی، تغییرات سالانه انعکاس اخبار مربوط به مسائل اجتماعی و جرایم زنان در صفحه حوادث روزنامه خراسان تحلیل و روند رشد سالانه این اخبار و نوسانات آن بررسی شد. یافته ها نشان می دهد که میانگین سالانه[1] انعکاس اخبار مربوط به اغلب آسیب ها و جرایم زنان (به جز خودکشی) در روزنامه خراسان، در طول دهه های مورد بررسی، افزایش معنا داری داشته است. اگرچه این افزایش یکنواخت نبوده و رشد سالانه پوشش خبری با نوسانات زیادی همراه بوده است، اما روند کلی در مجموع دوره مطالعه شده، افزایشی و معنا دار است.
ساختار و کارکردهای نهادهای تنظیم گر ویدئو مبتنی بر تقاضا(مورد مطالعه: چین، انگلستان و آمریکا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله نهاد تنظیم گر ویدئو مبتنی بر تقاضا در ایران، همواره مطرح و مورد اختلاف محافل علمی و سیاستی بوده است. این مقاله تلاش می کند تا با مطالعه تجارب جهانی در عرصه تنظیم گری ویدئو مبتنی بر تقاضا، نظام سیاست پژوهی و سیاست گذاری کشور در عرصه سکوهای ویدئو مبتنی بر تقاضا را یاری نماید تا بتواند درخصوص تنظیم گری این حوزه مواجهه مناسب تر و روزآمدتری داشته باشد. نتایج این مقاله که با روش اسنادی و توصیفی-تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد کشورها هر یک به اقتضاء شرایط داخلی خود به سمت یکی از مدل های تنظیم گری حرکت کرده اند و یک یا چند نهاد تنظیم گر با ساختار و کارکردهای مختص به خود تشکیل داده اند. وجود نظام حقوقی جامع (شامل سیاست های کلان رسانه ای و مقررات صریح) و به روزرسانی مکرر قواعد حقوقی، عبور از نگاه بخشی و همگرایی در تنظیم گری، وجود بازوهای پژوهشی ذیل تنظیم گران برای آینده پژوهی و رفع نیازمندی های نظری و عملیاتی آنان، نزدیک شدن مقررات حاکم بر سامانه های ویدئوی درخواستی به مقررات حاکم بر برودکست و استفاده از فناوری های نوین در عرصه تنظیم گری از یافته های این پژوهش است. توصیه های سیاستی نیز عبارتند از: «گفتمان سازی تحولات جدید در میان مدیران دستگاه های تصمیم گیر»، «تدوین سیاست های کلی رسانه»، «تدوین نظام حقوقی یکپارچه برای انواع فعالیت رسانه ای با نگاه جامع به سپهر رسانه ای کشور»، «استفاده از مدل نظارت پسینی تحت شرایط خاص»، «تدقیق تقسیم وظایف تنظیم گران (ایجاد هماهنگی و همکاری موثر بین آن ها)» و «حرکت به سمت وضعیت ایده آل همگرایی (ادغام تنظیم گران و ایجاد یک سازمان تخصصی تنظیم گر رسانه با حضور ذی نفعان مختلف)».
آسیب شناسی فعالیت حرفه ای مطبوعات محلی از منظر مرجعیت رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
91 - 122
حوزههای تخصصی:
وجود مطبوعات محلی به عنوان بخشی از زیست بوم توسعه فرهنگی و رسانه ای، تمرکززدایی از مرکز، پیگیری اولویت های محلی، توسعه فرهنگ گردش اطلاعات در هرم پایینی قدرت و شنیده شدن صدای طبقات دور از مرکز مورد تاکید است اما در شرایط فعلی، مطبوعات محلی با فقدان تاثیرگذاری، نبود مرجعیت رسانه ای و عدم اقبال مخاطبان مواجه هستند. در این پژوهش جایگاه مطبوعات و نشریات محلی(مطالعه موردی استان مازندران) از جهت مرجعیت رسانه ای بررسی شده و آسیب های پیش روی فعالیت این مطبوعات در سپهر رسانه ای کشور مورد پژوهش قرار گرفته است و این مساله مورد پرسش واقع شده است که آیا مطبوعات محلی در شرایط فعلی به عنوان محل رجوع مخاطبان مورد مصرف قرار می گیرند.این پژوهش، با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با روزنامه نگاران محلی و نیز صاحبنظران و استادان ارتباطات و روزنامه نگاری است. از طریق روش کیفی با استفاده از تلفیق یافته های برآمده از مشاهده میدانی و مصاحبه عمقی با صاحبنظران، داده ها احصا شده است و برای تجزیه و تحلیل "تحلیل مضمون" به کار گرفته شده است.یافته های این تحقیق نشان می دهد فضای فعلی رسانه ای در کشور نیازمند بازگشت به مرجعیت رسانه های داخلی به ویژه رسانه های بومی است که این مهم از محل تغییر الگوی صدور مجوز رسانه های چاپی، بازتعریف کارکرد مطبوعات محلی در عصر جدید رسانه ها، بازگرداندن مساله محوری و خودباوری به مطبوعات محلی، توجه و اعتماد به دغدغه پیرامون مسائل روزنامه نگاران موثر خواهد بود.
الگوی عملکرد «قاسطین» در تقابل با امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) بر مبنای تحلیل گفتمان گزارش های ناصبی گری تشکیلاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
185 - 234
حوزههای تخصصی:
ناصبی اصطلاحی است که بر دشمنان امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) اطلاق دارد. دشمنی دیرینه بنی امیه با خاندان وحی در زمان معاویه بن ابی سفیان به اوج رسیده و دارای تشکیلات دامنه داری گردید. هرچند گزارش هایی پراکنده از لابه لای کتب تاریخ، ابعاد متنوّعی از این موضوع را روشن می کند؛ اما برای درک بهتر آن لازم است تا زوایای پنهان و سازمان یافتگی آن تشکیلات کشف و تبیین گردد. در این موضوع از طریق روش تحلیل کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل گفتمان و به شکل ویژه روش «پدام»، گزارش های تاریخی موجود در این زمینه در سه سطح، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. معاویه بن ابی سفیان به عنوان سردمدار جریان ناصبی گری تشکیلاتی، سرزمین شام و مناطق در دسترس را به مولد و خاستگاه ناصبیان تاریخ تبدیل و بغض ایشان را در این مناطق اسلامی نهادینه کرد. بررسی صورت گرفته نشان داد تلاش او عمدتاً در سه زمینه فرهنگی، سیاسی و امنیتی متمرکز بود؛ در زمینه فرهنگی استفاده از تشکیلات فراگیر سب و لعن، در زمینه سیاسی مظلوم سازی از خلیفه سوم و نشان دادن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به عنوان قاتل خلیفه و قبیح نشان دادن شیعه گری در جامعه و در سطح امنیتی نیز به تعقیب و مجازات شیعیان و برکناری آنان از مناصب مدیریتی و نیز اعمال محدودیت های اجتماعی برای آنان با تهدید و تطمیع و تحمیق، عمده راهبردهای وی بوده که چنین راهبردهایی را با استفاده از سه اهرم کارگزاران جائر، علمای دینی وابسته و نیز چهره های مطرح و سرشناسی که در تقابل با امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) بودند، به ثمر نشاند. تشکیلات نصب معاویه از گستردگی و فراگیری بسیاری برخوردار بود و تلاش او در تربیت نسل های معاند علیه علی(علیه السلام) در طول دوران ریشه دواند؛ به طوری که می توان وی را «پایه گذار سلفی گری» نوین نامید.
تحلیل محتوای توسعه سازمان های رسانه ای با رویکرد مهندسی ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
305 - 346
حوزههای تخصصی:
رسانه ها مهمترین وسیله جهت رسیدن به اهداف فرهنگی و اجتماعی قلمداد می شوند و به تبع آن سازمان های رسانه ای نقطه اتصال محتوای رسانه ها با نظام های سیاسی، فرهنگی و اجتما عی هستند که توسعه آنها به توسعه همه جانبه در کشور کمک می کند. هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل محتوای توسعه سازمان های رسانه ای با استفاده از فرآیند مهندسی ارزش است. پژوهش حاضر به شکل کیفی و از طریق تحلیل محتوا انجام شد. با 9 نفر از مدیران سازمان های رسانه ای(خبرگزاری بین المللی قرآن؛ رادیو معارف، رادیو قرآن، شبکه قرآن و روزنامه جام جم) مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت و سپس سه مرحله کدگذاری (استخراج مفاهیم اساسی، مقوله ها، و گزاره ها) جهت تحلیل داده ها انجام شد. نتایج نشان داد به کارگیری نیروی انسانی متخصص، خوش فکر؛ تشکیل کارگروه توسعه؛ توسعه مهارت مدیران میانی؛ و برقراری ارتباط مستمر با سازمان ها در حوزه توسعه منابع انسانی کاربردی ترین ایده است. در حوزه توسعه امکانات و تجهیزات مهمترین ایده، بهره گیری از سیاست های بودجه بندی صحیح و توسعه فناوری های جدید است؛ لزوم استفاده از فناوری های جدید جهت ارتقای سایت و سئو، پخش برنامه ها از تلویبیون و ایران صدا، استفاده از تکنیک های پوشش خبری، تکنیک های اقناع مخاطب، مخاطب سنجی و تولید محتوا بر مبنای نظرات مخاطبان داخلی و بین المللی؛ پژوهش محور نمودن فرآیندهای سازمانی، پرهیز از سانسور، اغراق، شایعه و عدم شفافیت؛ اهمیت به خلاقیت و حمایت مادی و معنوی از کارمندان خلاق؛ پیگیری امور تا اجرایی شدن ایده ها؛ از مهمترین یافته های پژوهش است. در راستای توسعه سازمان های رسانه ای، می بایست منابع انسانی به خلاقیت مجهز شوند تا با استفاده از تکنیک هایی مثل مهندسی ارزش، امکانات سازمان را در جهت حصول توسعه به کار بگیرند و مدیران به جنبه های اساسی توسعه توجه داشته باشند.
بازنمایی دولت در سینمای ایران (تحلیل گفتمان فیلم های سینمایی سال های 1370-1399)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسبت میان دولت، جامعه و رسانه یکی از مهم ترین موضوعات مطالعات اجتماعی و سیاسی به شمار می آید. با گسترش روزافزون ارتباطات و فناوری های رسانه ای، نقش رسانه در عرصه سیاسی برجسته تر گشته است؛ به طوری که می توان گفت بسیاری از تصمیمات سیاسی در سطح ملی و جهانی، متأثر از رسانه ها گرفته می شود. رسانه ها با بازنمایی آنچه در واقعیت رخ می دهد به افکار عمومی شکل می دهند و بر رفتار جامعه تأثیر می گذارند. یکی از رسانه های بسیار تأثیرگذار که با هر دو عرصه جامعه و سیاست پیوند دارد، سینما است. پژوهش حاضر در پی آن است تا در چارچوب نظریه تحلیل گفتمان، و با توجه به نظریات رسانه ای بازنمایی و جامعه شناسی سینما، نحوه بازنمایی «دولت» به عنوان اصلی ترین رکن نظام سیاسی را در رسانه مهم سینما نشان دهد. متأثر از سیاست گذاری های سینمایی دولتی و بازتاب دیدگاه فیلم سازان به عنوان بخشی از بدنه جامعه در فیلم ها، تصورات رایج درباره دولت و نسبت میان دولت و جامعه به خوبی روشن می شود. بر این مبنا، 34 فیلم سینمایی در طی سال های 1370 تا 1399 ه.ش که با مضمون سیاسی-اجتماعی تولید شده اند و موضوع اصلی آنها دولت است، مورد تحلیل قرارگرفته است. با استفاده از روش تحلیل گفتمان پدام، گفتمان های مستتر در فیلم های سینمایی در رابطه با دولت استخراج شده اند. نتایج حاصل از تحلیل گفتمان فیلم های مورد مطالعه نشان می دهد دولت در دهه های 1370، 1380 و 1390 ه.ش در فیلم های سینمایی سیاسی ایران، در قالب سه گفتمان اصلی «دولت شبه دموکراسی»، «دولت لیبرال دموکراسی» و «دولت دموکراسی ایدئولوژیک» بازنمایی شده است. همچنین گفتمان دولت شبه دموکراسی با بیشترین فراوانی، گفتمان غالب بازنمایی شده در طی سال های پس از جنگ تحمیلی می باشد.
ظرفیت روایت های منتخب تذکره الاولیاء برای نگارش فیلمنامه انیمیشن
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
96 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، تبیین ظرفیت های نمایشی برخی از روایت های تذکره الاولیاء برای نگارش فیلمنامه انیمیشن است و بر همین اساس به دنبال کشف عناصر درام موجود در این اثر و کاربردی کردن آن ها برای استفاده در انیمیشن می باشد.روش شناسی پژوهش: این پژوهش از روش تحلیل روایت بهره برده است، به این صورت که اذکار «معروف کرخی»، «حسن بصری»، «جنید بغدادی»، «رابعه»، «ابوسعید ابوالخیر» و «مالک دینار» به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شده و سپس عناصر درام موجود در هر ذکر (روایت) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. درنهایت نیز مثال یا ایده ای برای به تصویر درآمدن در قالب انیمیشن متناسب با محتوای هر ذکر، به منظور کاربست آن در نگارش فیلمنامه انیمیشن پیشنهاد شده است.یافته ها: بیشتر عناصر درام ازجمله آغاز، میانه و پایان، ستیز، آشفتگی، پیچیدگی، بحران، کشش و غیره در روایت های منتخب تذکره الاولیاء به صورت بالقوه حضور دارد. منظور از بالقوه این است که آنچه به عنوان عناصر درام از دل متن اصلی هر روایت استخراج شده است، الزاماً تمامی ویژگی های نظری عناصر درام را دربرنمی گیرد. برخی از عناصر مانند تفکیک احباب و اجتماع ضدین در هیچ یک از روایت ها کشف نشدند و عنصر کنایه نیز در نیمی از روایت ها حضور داشته و در نیمی دیگر یافت نشد. عناصر هماهنگی و منولوگ نیز در دو مورد از روایت ها دیده نشدند.بحث و نتیجه گیری: با توجه به عناصر درام کشف شده از روایت های منتخب تذکره الاولیاء و همچنین تناسب محتوای این روایت ها با ویژگی های قالب انیمیشن، این روایت ها ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به یک اثر نمایشی به ویژه انیمیشن را دارا هستند.
جایگزین سازی در اینستاگرام ایرانی: سازوکار اثرگذاری گروه های مرجع اینستاگرام در میان جوانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
9 - 41
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی سازوکار اثرگذاری گروه های مرجع بر جوانان ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام انجام شده است. با استفاده از مصاحبه های عمیق با 30 نفر از جوانان ایرانی، مفهوم «جایگزین سازی» به عنوان مکانیسم اصلی تأثیرگذاری گروه های مرجع در اینستاگرام ایرانی معرفی شده است. در این فرآیند، کاربران، گروه ها یا شخصیت های مرجع را به عنوان جایگزینی در زندگی خود قرار می دهند و رفتارهایشان را با آن ها منطبق می کنند. یافته ها نشان می دهد که این جایگزین سازی، یکپارچگی هویتی کاربران را تضعیف کرده و آن ها را به سمت تبعیت گزینشی از گروه های مرجع متنوع سوق می دهد. همچنین، برخلاف نظریه های موجود که تأیید اجتماعی هم گروهی ها را عامل اصلی تبعیت از هنجارهای گروهی می دانند، در اینستاگرام ایرانی تأیید اجتماعی فرد مرجع اصلی ترین عامل تبعیت است. این تحقیق تأثیر عمیق گروه های مرجع اینستاگرامی بر تغییرات اجتماعی در جامعه ایران را برجسته کرده و به نقش آن ها در تحولات سیاسی اشاره دارد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که رسانه های اجتماعی، به ویژه اینستاگرام، از طریق فرآیند جایگزین سازی، نقش مهمی در شکل دهی به هنجارها و ایده آل های اجتماعی و سیاسی در جامعه ایران ایفا می کنند.
هدایت فرهنگ سیاسی دانشجویان با اتخاذ رویکرد الگوسازی: تحلیل محتوای بیانات رهبر انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴شماره ۷۰
7 - 40
حوزههای تخصصی:
الگوها و گروه های مرجع امروزه به عاملی جهت خودآگاهی و یا ازخودبیگانگی افراد مبدل گردیده اند و شخصیت های اثرگذار و رهبران سیاسی کشورها از این گروه ها در حیات و پویایی فرهنگ سیاسی جوانان و دانشجویان استفاده می نمایند. سوال اصلی پژوهش حاضر چنین قابل طرح می باشد که تا چه میزان معرفی الگوها و گروه های مرجع توسط رهبر انقلاب اسلامی برای دانشجویان امکان تعیین و هدایت فرهنگ سیاسی آنها را منطبق با مشخصه فرهنگ سیاسی مطلوب فراهم نموده است؟ فرضیه پژوهش حاضر اکتشافی بوده و با اتخاذ رویکرد توسعه ای و با بهره گیری از روش کمی و کیفی و جمع آوری داده ها از طریق روش های کتابخانه ای، تحلیل محتوای «کمی و کیفی» 205 سخنرانی رهبر انقلاب اسلامی در بازه زمانی (1397-1402) و همچنین روش پیمایشی در چارچوب تنظیم پرسشنامه و تجزیه و تحلیل داده ها با بکارگیری نرم افزار SPSS و ExCel اقدام به پاسخ به سوال اصلی نمودیم. یافته ها نشان می دهد که رهبر انقلاب اسلامی 11 گروه مرجع به همراه 18 ویژگی اثرگذار بر فرهنگ سیاسی را ترسیم نمودند که مشخص گردید از میان 209 دانشجو از 44 دانشگاه و 18 استان کشور، 66/40 درصد فاقد الگو و 33/59 درصد دارای الگو بودند. همچنین 26/16درصد از دانشجویان موافق ویژگی های ترسیم شده، 11/75درصد نسبتاً موافق و 61/8درصد نسبتاً مخالف بودند. همچنین 3 گروه مرجع دانشجویان به ترتیب اهمیت الگوهای دینی و شهدا، خانواده و مفاخر علمی می باشد. بر این اساس یافته ها نشان می دهد که دولت و دستگاه های فرهنگی اثرگذار بر الگوسازی برای جوانان عملکرد مناسبی نداشته و ضرورت برنامه ریزی دقیق تر با کمک متخصصان حوزه فرهنگ احساس می شود.