فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۰۱ تا ۲٬۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
پرسش از معنا و هدف زندگی، از پُردغدغه ترین مسائل عصر حاضر است و به باور بسیاری از نظریه پردازان، یافتن معنای زندگی از مهم ترین نیازهای انسان امروز به شمار می رود. این امر از منظر بازنشستگان که هم دارای علم و هم دارای تجربه زیسته هستند، مهم جلوه گر می شود. هدف پژوهش حاضر، فهم معنای زندگی، شاخصه های معناداری و معنازدایی زندگی در بین بازنشستگان استان کردستان در سال ۱۴۰۲ است. برای دست یابی به این هدف، از پارادایم تفسیری، روش شناسی کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی بهره بُرده شد. میدان پژوهش، شامل بازنشستگان ادارات استان کردستان بود که افراد واجدشرایط بر اساس ملاک های مشخصی از اداره های آموزش وپرورش، برق، بهزیستی و تأمین اجتماعی، تعداد ۲۴ بازنشسته به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند و با معیار اشباع نظری مورد مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. یافته ها در سه تم دسته بندی شد: در تم اول که در مورد تبیین معنای زندگی است، دو تم اصلی (شرط معناداری زندگی و هدف از داشتن معنای زندگی) حاصل شد. تم دوم، در مورد شاخصه های معنای زندگی و شامل یک تم اصلی (عوامل معناساز در زندگی) بود. تم سوم نیز عوامل معنازدای زندگی شامل دو تم اصلی (عوامل اجتماعی و عوامل ذهنی) را مدنظر قرار داد. بر پایه نتایج، اغلب بازنشستگانی که زندگی را بامعنا می دانند و برای زندگی شان هدفی دارند، زندگی برایشان لذت بخش تر است و از زندگی خود تقریباً راضی هستند؛ ولی افرادی که از زندگی شان راضی نیستند و درنتیجه برای آن تلاش چندانی ندارند، اکثراً زندگی را بی معنا جلوه می دهند. ازاین روست که برای معنادارکردن زندگی و لذت بردن از آن، تلاش و هدف در کنار هم بسیار مؤثر خواهد بود.
بازاندیشی مفهومی در مصرف آیینی خبر؛ الگوهای رفتار مصرف خبر مخاطبان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان اخبار از طریق رسانه های جمعی و اجتماعی، بخش مهمی از زندگی روزمره انسان ایرانی را به تصرف خود درآورده اند. مطالعه حاضر قصد دارد برای شناخت جایگاه خبر و رسانه های خبری، نوع مواجهه مخاطبان و جزئیات این مواجهه با منابع متعدد و متکثر خبر مورد واکاوی قرار دهد. بدین منظور با بهره گیری از روش تحقیق کیفی، با ۳۲ نفر از مخاطبان بالای ۱۸ سال تهرانی مصاحبه های نیمه ساختاریافته فردی و گروهی انجام داده است. این مطالعه نشان داد، مخاطبانی که ارتباط پیوسته و قوی با خبر دارند، به دلیل کثرت رسانه ها، به ناگزیر مجموعه ای از رسانه ها را با معیارهای ذهنی خود انتخاب می کنند که از نظر آنها برای دریافت تصویر کامل رویدادها کفایت می کنند و برای کسب خبر در دایره بسته این رسانه ها حرکت می کنند. این نوع از مصرف آیینی در ادبیات ارتباطات در سال های اخیر با مفهوم «فهرست رسانه ای» شناخته می شود. براساس یافته های این پژوهش، در مورد مخاطبان کم مصرف، تعریف سنتی مصرف آیینی خبر همچنان مصداق دارد و مواجهه آنها با خبر حاشیه ای و با صرف حداقل انرژی است. مفهوم «فهرست رسانه ای» می تواند به عنوان نقطه عطفی در تغییر نگاه پژوهشگران به مصرف آیینی خبر و تاثیر آن بر مخاطبان تلقی شود.
شناسایی تجارب زیسته والدین درباره اثرگذاری فرزندان بر زندگی خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۸
1 - 22
حوزههای تخصصی:
توجه به موضوع بچه دارشدن، به علت اثرگذاری زیاد آن بر زندگی خانوادگی افراد در دوران مختلف فرزندپروری، امری ضروری به شمار می رود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف شناسایی تغییرات ایجاد شده در زندگی خانوادگی که متاثر از بچه دارشدن است انجام شد. روش: 96 شرکت کننده زن و مرد متاهل از شهر تهران، در گروه های مختلف سنی (بر اساس اصل اشباع داده ها) و با روش نمونه گیری هدفمند، از میان افراد دارای فرزند تازه متولد شده الی شش سال، والدین دارای فرزند دبستانی، والدین دارای فرزند نوجوان، و والدین دارای فرزندان بزرگسال مجرد و متاهل انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام شد تا تجارب آنها در مورد فرزند داشتن شناسایی شود. مصاحبه ها با روش ون منن (رویکرد پدیدارشناسی تفسیری) مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: مضامینی تحت عنوان "ورود فرزند به زندگی"، "از آب و گل درآمدن"، "آغاز مدرسه"، "نوجوانی: پلی بین کودکی و بزرگسالی"، "اتمام نوجوانی: ورود به دنیای بزرگسالی"، و "خروج فرزندان از منزل" استخراج شدند. نتیجه گیری: در نهایت می توان نتیجه گرفت که تغییراتی که در هر دوره از زندگی خانوادگی، به واسطه تأثیر فرزندان رخ می دهد، گستره عظیمی شامل مدیریت مسائل مربوط به خود فرزندان تا اثرات حضور آنها بر مسائل مالی، روابط زناشویی، تعاملات اجتماعی و غیره را در بر میگیرد.
تحلیل مکانی و زمانی رخداد سرقت های خشونت آمیز تلفن همراه و عوامل موثر بر آن (مورد مطالعه، شهرستان بهارستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سرقت های خشونت آمیز تلفن همراه شهروندان از جمله جرایمی است که امروزه رخداد آن در برخی از مناطق شهری افزایش یافته است. پژوهش حاضر با هدف دست یابی به الگوی زمانی و مکانی رخداد سرقت های خشونت آمیز تلفن همراه شهروندان بهارستانی از یک سو و شناسایی عوامل موثر بر رخداد سرقت های یاد شده از سوی دیگر، انجام گرفته است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و از نظر روش در شمار «پژوهش های آمیخته اکتشافی» قرار دارد. داده ها به دو روش اسنادی و میدانی گردآوری شده است. برای اندازه گیری و تجزیه تحلیل داده ها از آزمون های t تک نمونه ای و فریدمن استفاده شده است.یافته ها: پس از تحلیل داده ها مشخص گردید، رخداد سرقت های خشونت آمیز تلفن همراه در شهرستان بهارستان از الگوهای مکانی و زمانی ویژه ای پیروی می کند. بدین نحو که بیشتر این سرقت ها، از نظر مکانی در خیابان ها،کوچه ها، مراکز تفریحی (پارک ها و بوستان ها) خلوت و از نظر زمانی نیز بیشتر در ایام میانی هفته (سه شنبه ها) بین ساعت 13:30 تا 14:30 رخ می دهد. همچنین مجموعه ای از عوامل (فقر و بیکاری، شرایط محیطی، حاشیه نشینی، نقش گروه همسالان، پایگاه اجتماعی و اختلالات شخصیتی سارقان) به عنوان مهمترین عوامل موثر بر رخداد سرقت های خشن تلفن همراه در شهرستان بهارستان شناسایی شده اند.نتیجه گیری: سرقت های خشونت آمیز تلفن همراه از معضل های اجتماعی- انتظامی شهروندان است. از این رو، نهاد انتظامی با شناسایی مکان و زمان دقیق وقوع این جرم و عوامل موثر بر آن، می تواند با اتخاذ تدابیری (مانند هدفمند کردن گشت های پلیسی، اقدامات پیشگیرانه سایبری مانند نصب دوربین) سریع تر و مؤثرتر نسبت به پیشگیری، کشف جرم، تعقیب و دستگیری سارقان اقدام نماید.
بررسی اقلام پارچه ای در خوان و مطبخ عصر قاجار با استفاده از آرشیو دیجیتالی دانشگاه هاروارد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
213 - 253
حوزههای تخصصی:
منسوجات در عصر قاجار همچون هر دوره دیگر، کاربرد گسترده ای در زندگی روزمره مردم داشته اند. هدف این پژوهش، بازیابی انواع کاربرد پارچه درخوان و مطبخ قاجاری در مرتبه اول و شناخت چگونگی شیوه های تزیین و تکمیل آنها در مرتبه دوم است. با این حساب مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است: چگونه می توان با استفاده از آرشیو دیجیتالی دانشگاه هاروارد، نسبت به بازیابی و تحلیل قطعات پارچه ای کاربردی در خوان و مطبخ قاجار اقدام نمود؟ این پژوهش تاریخی، با اتکا بر شیوه توصیفی تحلیلی نسبت به نمونه گیری هدفمند از منسوجات قاجاری با کاربرد در آماده سازی خوراک و ضیافت آن اقدام کرد و نتیجه نشان داد: پارچه، نقش مؤثری در نگهداری وسایل مربوط به خوراک و پذیرایی آن دوره داشت که در بیشتر موارد با رودوزی زینت می شد. در معدود مواردی همچون سفره و دستارخوان، چاپ قلمکار بسیار کارآمد نشان می داد. هرچند ممکن بود در مصارف آشپزخانه ای از پارچه های منقوش مبتنی بر شیوه های بافت، استفاده شود اما کاربرد گسترده روشهای تزیینی تکمیلی به ویژه سوزندوزی و در مرتبه بعد چاپ قلمکار احتمالاً از ابعاد کوچک اکثر این قطعات، جلوه تزیینی و نمایشی آنها در ملاء عام و چه بسا پنهان داشتن کهنگی پارچه مصرفی در برخی نمونه-ها نشأت می گرفته است.
طراحی و ارائه الگوی مطلوب برنامه درسی تربیت اجتماعی فطری در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
57 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف طراحی و ارائه الگویی بهینه برای برنامه ی درسی تربیت اجتماعی فطری در دوره ی ابتدایی انجام شده است.
روش شناسی: این پژوهش به صورت کیفی و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و تحلیل اسنادی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمین و صاحب نظران در شهر تهران بود که به طور هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شد و تحلیل داده ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اهداف تربیت اجتماعی فطری شامل مواردی همچون تفکر و تعقل، راستگویی و صداقت، مسئولیت پذیری، همکاری و تقویت اعتماد به نفس است. همچنین، استفاده از روش های تدریس متنوع مانند آموزش تعاملی و یادگیری از طریق بازی و پروژه ها، و استفاده از روش های ارزیابی متنوع مانند ارزیابی مستمر و خودارزیابی به عنوان عناصر کلیدی در بهبود تربیت اجتماعی دانش آموزان مورد تأیید قرار گرفت.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که برای بهبود تربیت اجتماعی دانش آموزان در دوره ی ابتدایی، لازم است برنامه های درسی به گونه ای طراحی شوند که علاوه بر تقویت مهارت های شناختی، به توسعه ی مهارت های اجتماعی، عاطفی و اخلاقی نیز بپردازند. پیشنهاد می شود که سیاست گذاران آموزشی و طراحان برنامه های درسی به ادغام ارزش های اجتماعی و اخلاقی در برنامه های درسی مدارس ابتدایی توجه بیشتری داشته باشند.
دو فضایی شدن و بازنمایی هویت ملی در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب ارتباطات و اطلاعات در عصر حاضر فضای جدیدی را در حیات انسانی رقم زده است. فضایی بی زمان، بی مکان و فاقد مرز که با سرعت بسیار جهانِ ما را تغییر می دهد. فضای دوم یا فضای مجازی با رشد و گسترش بی وقفه به طور مداوم در حال مفهوم سازی، تولید محتوا و انتشار آن و احاطه جهان طبیعی است. این مقاله تحت پارادایم «دوجهانی شدن و دوفضایی شدن» و نظریه «بازنمایی» می کوشد تا دریابد هویت ملی به عنوان عالی ترین و مهم ترین سطح هویتی در فضای مجازی چگونه بازنمایی می شود. با اتخاذ روش «تحلیل گفتمان انتقادی» و روش «داده بنیاد» دریافتیم که در مطالعه صفحاتی از اینستاگرام تقابل دو هویت ایرانی و اسلامی دیده می شود و برای رسیدن به وفاق و انسجام ملی هر چه بیشتر، نیاز به هم گرایی و تعامل این دو هویت و در پیش گرفتن هویتی متعادل و میانه رو احساس می شود. استفاده از راهبردها و سیاست های متناسب از سوی نظام سیاسی و نهادهای ذی ربط و برنامه ریزی های خرد و کلان در استفاده از فضای مجازی خواهد توانست دو هویت ایرانی و اسلامی را به هم نزدیک کند و هویت ایرانی- اسلامی پاسخگوی مناسب تری برای معرفی فرهنگ و تمدن ایران خواهد بود.
مطالعه تغییرات شکلی و محتوایی در سبک خرید و رفتاری مردم در پاساژهای کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
205 - 177
حوزههای تخصصی:
مراکز خرید و بازارها از زمان های بسیار دور تا به امروز، نقش بسیار اساسی در زندگی مردم و شهرها داشته اند؛ به طوری که برخلاف گذشته، با توجه به گستردگی مراکز خرید و پاساژها، جنبه اقتصادی مراکز خرید بیشتر نمود پیدا کرده است. هدف از این تحقیق، فهم و توصیف مطالعه تغییرات شکلی و محتوایی در سبک خرید و رفتاری مردم در پاساژهای کرج است. در پژوهش حاضر با رویکرد کیفی، از روش نظریه زمینه ای استفاده شده است. با طرح سؤال های هدف تحقیق در قالب فرایند مصاحبه، با بیست نفر از شهروندان شهر کرج، گردآوری داده ها انجام شد. بعد از تدوین گزارش نویسی و تحلیل داده ها به صورت جداول کدباز، به مقوله های فرعی ای رسیدیم؛ سپس با بررسی این مقوله های فرعی، در پی کشف مقوله های اصلی برآمدیم. درنهایت، با درکنارهم گذاشتن هسته های: «افزایش ترجیح خرید از پاساژ به دلیل افزایش فرهنگ پاساژگردی»، «افزایش مصرف فضای پاساژ به دلیل مطلوب بودن آن»، «افزایش فرهنگ مصرف متظاهرانه در خرید مردم» به مقوله هسته نهایی یا ابر مقوله «تغییرات شکلی و محتوایی سبک خرید» رسیدیم؛ سپس به طراحی مدل الگوواره و تحلیل سازوکارهای آن پرداختیم.
تبیین مبانی روش شناسی در نظریه اجتماعی-تاریخی علامه طباطبایی (ره): چگونگی جمع میان اعتبار و اصالت امورات اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۵
185 - 212
حوزههای تخصصی:
تاریخ نگاری مدرن با وجوه ممیزه خاصی نسبت به تاریخ نگاری سنتی مشخص می شود. تاریخ مدرن علاوه بر روایی بودن و وجه تحلیلی و تبیینی در تلاش است ضمن مطالعه گذشته به فهم جریانات اثرگذار و شکل دهنده وضعیت حال و تحولات آینده دست یابد. یکی از این وجوه تحلیلی و تبیینی، فهم رابطه میان کنش های فردی و ساختارهای اجتماعی، به عنوان عنصر اساسی تبیین در مطالعات تاریخ اجتماعی است. در میان متفکرین علوم اجتماعی و تاریخی سه رویکرد متمایز به ساختار/کنش شامل: نظریات کنش گرا، نظریات ساختارگرا و نظریات ساختارگرایی تکوینی را می توان ردیابی نمود؛ اما تاکنون شاهد تلاشی منسجم در ارائه نظریه ای بومی و مبتنی بر ریشه های تفکر اسلامی در این زمینه نبوده ایم. بر این اساس در این مقاله سعی شده رویکرد خاص مطالعات تاریخی اجتماعی علامه طباطبایی (ره) در نسبت با مهم ترین رویکرد های علوم اجتماعی تبیین گردد. نتیجه این بررسی نشانگر آن است که رویکرد اجتماعی علامه در میان دیدگاه های ساختارگرا و ذهنیت گرا، شکل خاصی از ساختارگرایی تکوینی مبتنی بر نگاه تاریخی و نهادی است. پایه های اساسی این رویکرد به نظریه اعتباریات از یک سو و نظریه اصالت جامعه در دیدگاه علامه از سویی دیگر باز می گردد. جمع میان اعتبار و اصالت امورات اجتماعی که از پیچیدگی های دیدگاه علامه به حساب می آید، مبحثی است که تاکنون کمتر بدان پرداخته شده است. تاریخ واسطه میان شکل گیری ساختارها و نهادهای اجتماعی از کنش های فردی است. از سوی دیگر پس از تثبیت ساختارهای اجتماعی، شاهد غلبه ساختارها بر کنشگری فردی هستیم. در این میان نهادهای اجتماعی را باید واسطه این رفت وبرگشت دانست.
تبیین مؤلفه های رابطه متقابل عوامل اجتماعی و انواع معرفت؛ بررسی مقایسه ای دیدگاه ماکس شلر و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله رابطه متقابل عوامل اجتماعی و انواع معرفت که «تعیّن اجتماعی معرفت» نامیده می شود، عینیت خارجی یافتن معرفت از حیث اجتماعی یا تاثّر و تشخّصی است که معرفت های مختلف انسان از عوامل اجتماعی می پذیرد. این پژوهش بنیادین، با استفاده از روش اکتشافی و رویکرد توصیفی- تحلیلی، در پی پاسخ به این سوال است که بر اساس دیدگاه ماکس شلر و علامه طباطبایی، تعیّن اجتماعی معرفت چگونه است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد مؤلفه های این رابطه متقابل شامل عمق، درجه، سطح، عامل مسلّط و موضوع است. طباطبایی بر این باور است که غیر از معارف بدیهی، حضوری، کلی نظری و برخی از معرفت های کلی عملی، بقیه معارف، تحت تأثیر عوامل زیستی، محیطی، غیبی و اجتماعی و فرهنگی قرار دارند که این تأثیر، اقتضایی است و به مرحله علیّت حتمی نمی رسد. محور اصلی این تحول های معرفتی را اعتباریّات به ویژه اعتباریّات پس از اجتماع می داند که کاملاً از تعیّن اجتماعی برخوردارند. یعنی کلّ اعتباریات متأثر از جامعه اند، هرچند اعتباریات بعد از اجتماع با شدت بیشتری تحت این تأثیر قرار دارند. ماکس شلر شکل و محتوای معرفت را مطرح کرده که محتوا را از تعیّن اجتماعی مصون می داند و فقط شکل معرفت را دارای تعیّن اجتماعی می داند. البته طباطبایی و شلر هر دو معتقدند که هیچ نوع علیّتی بین جامعه و معرفت وجود ندارد و تأثیر جامعه فقط در حد اقتضاء است. طباطبایی فقط در اعتباریات پس از اجتماع و شلر در شکل معرفت به این اقتضا قائل است. به عقیده شلر، عوامل معنوی و واقعی به طور مشترک، باعث تعیّن معرفت می شوند. البته فقط شکل معرفت های سه گانه دین، فلسفه و علم هستند که آماج تعیّن قرار می گیرند. بنابراین عصاره نظریه طباطبایی به بحث اعتباریات و نظریه شلر به شکل و محتوای معرفت برمی گردد.
Predicting Social Well-Being Based on Parenting Styles and Internet Addiction in Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The current research aimed to predict social well-being based on parenting styles and internet addiction in students. Method: The research was of correlational type, and the statistical population of the present study included all high school students in Tehran in the academic year 2022-2023. The sample size was determined to be 150 using the Tabachnik and Fidell formula (2007). The data collection instruments in this study included the Young Parenting Inventory (1999), the Internet Addiction Test by Young (1982), and the Social Well-Being Scale by Keyes (1998). The research hypotheses were examined using multiple regression analysis. Findings: The findings indicate that based on the coefficient of determination (R2), it can be said that the predictor variables can explain 59% of the variance of students' social well-being, and among the predictor variables, parenting styles of emotional deprivation, emotional inhibition (p <0.01), abandonment and mistrust (p <0.05), as well as internet addiction (p <0.01) entered the regression equation of social well-being in students with negative coefficients and beta coefficients of 0.226, 0.204, 0.166, 0.164, and 0.381. Conclusion: The use of parenting styles of emotional deprivation, emotional inhibition, abandonment, and mistrust by parents, as well as internet addiction by students, will have a negative impact on their social well-being.
شناسایی ساز و کارهای بکارگیری جایگاه تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی از انجام این پژوهش شناسایی ساز و کارهای بکارگیری جایگاه تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان است. روش شناسی: این پژوهش از جمله پژوهش های کیفی بود که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش توصیفی و از نظر گردآوری داده ها و جمع بندی روش گراندد تئوری یا زمینه بنیاد بود. برای شناسایی مولفه های تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان در این پژوهش: در گام اول با مراجعه به متون تخصصی تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان از جمله مقالات داخلی و خارجی، کتاب ها و نشریات معتبر، شاخص های تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان شناسایی، بررسی و با روش مطالعه کرنل خلاصه نویسی شد. در این مرحله بعد از 22 نفر تا حد اشباع نظری مولفه ها شناسایی شد. در گام دوم برای اطمینان از موثر بودن شاخص های شناسایی شده به عنوان تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته بین خبرگان استفاده شد. خبرگان برگزیده، گروهی از کارشناسان امر مدیریت آموزشی و آموزش و پرورش بودند که سال ها در مشاغل آموزشی سابقه داشته و در رابطه با شاخص ها و مولفه های منتخب، با تجربه و صاحب نظر و دارای مقالات متعدد در این زمینه بودند. یافته ها: در گام دوم پژوهش با توجه به نتایج مصاحبه با خبرگان، نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که ابعاد تخیل در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان شامل دانش محوری با مولفه های کدگذاری تخیل در آموزش فلسفه برای کودکان با 5 شاخص، اهداف (فردی، اجتماعی و آموزشی) (26 سوال)، مبانی (عمومی و تخصصی) (12 سوال)، روش (استدلال ورزی، مهارت آموزی و دانش اندوزی) (15 سوال) و محتوا (آموزشی، انگیزشی و چالش برانگیزی) (13 سوال) و سازوکارها (مدیریتی، فناورانه، آموزشی و محیطی) (22 سوال) بود.بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان دادند که تخیل در اهداف فلسفه برای کودکان شامل جایگاههای فردی، اجتماعی و آموزشی است.
طراحی الگوی آموزش دانشگاهی مبتنی بر نیازهای صنعت در دانشگاه (مطالعه موردی: دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
271 - 279
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه، سیاست گذاری برای بهبود ارتباط دانشگاه و صنعت ارزش و اهمیت زیادی دارد و آموزش دانشگاهی باید بر اساس نیازهای صنعت و جامعه باشد. بنابراین، هدف این مطالعه طراحی الگوی آموزش دانشگاهی مبتنی بر نیازهای صنعت در دانشگاه بود.
روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش 15 نفر از خبرگان دانشگاه و صنعت بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه عمیق بود که روایی آن با روش مثلث سازی تایید و پایایی آن با روش ضریب توافق بین دو کدگذار 86/0 محاسبه شد. داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند.
یافته ها: یافته ها نشان داد که الگوی آموزش دانشگاهی مبتنی بر نیازهای صنعت در دانشگاه دارای 30 کد باز (یا شاخص)، 7 کد محوری (یا مولفه) و 3 کد انتخابی (یا مقوله) بود. در این مطالعه کدهای انتخابی شامل مقوله زمینه ای (با سه کد محوری شامل مولفه ساختاری دانشگاه، مولفه ساختاری صنعت و مولفه روانشناختی)، مقوله علّی (با دو کد محوری شامل مولفه قانونی و حقوقی و مولفه فرهنگی و اجتماعی) و مقوله راهبردی (با دو کد محوری شامل مولفه سیاست گذاری و حمایت دولت و مولفه مدیریتی) بودند. در نهایت، الگوی آموزش دانشگاهی مبتنی بر نیازهای صنعت در دانشگاه طراحی شد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه درباره الگوی آموزش دانشگاهی مبتنی بر نیازهای صنعت در دانشگاه می توان در جهت بهبود وضعیت موجود آموزش دانشگاهی گام موثری در سه مقوله زمینه ای، علّی و راهبردی از طریق مولفه ها و شاخص های آنها برداشت.
مطالعه انتقادی سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه توانمندسازی در دو دهه گذشته در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
۲۶۸-۲۳۱
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش، پیگیری موضوع توانمندسازی در سازمان های مردم نهاد در شهر تهران است. هدف پژوهش آن است که چهار بُعد اقتصادی، روان شناختی، اجتماعی و سیاسیِ توانمندسازی در میان سازمان های مردم نهاد شناسایی و دسته بندی شود. به عنوان فن جمع آوری داده ها، در این پژوهش از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شده و با مسئولانِ ۱۳ سازمان مردم نهاد شهر تهران که در حوزه توانمندسازی فعالیت کرده اند، ۱۸ مصاحبه عمیق صورت گرفته است. همچنین، برای تحلیل داده ها از تحلیل مضمون سود بُرده شده است. یافته های این پژوهش نشان دهنده آن است که فعالیتی که به نام توانمندسازی در این سازمان ها به انجام می رسد، معمولاً اقتصادی و محدود به مهارت آموزی های سطح پایین و ارائه نیروی کار ارزان به بازار است. توانمندسازی در سطوح دیگر، یعنی توانمندسازی اجتماعی و سیاسی به معنای مطالبه گری و کنشگری چندان مورد توجه این سازمان ها قرار نگرفته است. بیشترِ سازمان های موردبررسی حتی در صورت مطالبه گری، مطالبات محدودی در سطح رفع نیازهای خود داشته اند. با گسترش رویکردهای فردمحور و گسترش پروژه های خودیاری و البته برخی مانع آفرینی ها، این سازمان ها کم وبیش دست از فعالیت های ساختاری کشیده و تلاش دارند به نیازهای آنی مددجویان و همچنین آموزش مهارت به آن ها جهت ورود ناقص به بازار بپردازند و کنش، انتقاد و مطالبه گری را در ارتباط با نهادهای بالادستی و سیاست گذاری و قانون گذاری به انجام نرسانند.
بررسی تطبیقی سیر تحول فرهنگ تملق و چاپلوسی در ایران؛ مطالعه موردی: دوره صفویه تا پهلوی اول، از منظر سفرنامه نویسان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با بررسی منابع سفرنامه ای از دوره صفویه تا پهلوی حوزه های موضوعی و معرفتی بسیاری در بستر تاریخ فرهنگی امکان بررسی دارد. یکی از مهم ترین موضوعات و مقوله های تاریخی ایران که در این منابع از بسامد بالایی برخوردار است تملق و چاپلوسی است؛ بنابراین سؤال پژوهش حاضر این چنین صورت بندی شده است: فرهنگ تملق و چاپلوسی در دوره صفویه تا پهلوی اول باوجود انقلاب مشروطه چه سیر تحولی را پشت سر گذاشته است؟ روش پژوهش تاریخی و جمع آوری داده ها بر اساس منابع کتابخانه ای خواهد بود. یافته های پژوهش نشان می دهد در دوره صفویه سه وجه از عنصر تملق و چاپلوسی در جامعه ایران و به ویژه گفتمان قدرت شکل گرفته است؛ تملق مقدس ماهانه، مرعوبانه و ذلیلانه که منطبق با فضای سیاسی بوده است؛ اما در دوره قاجار تنها وجه تملق ذلیلانه نمود دارد. با بررسی دوره پهلوی اول می توان گفت به دلیل اقتدار دولت شاهد تملق مرعوبانه هستیم و نهضت مشروطه نیز تأثیر شگرفی بر فضای ساختاری گفتمان سیاسی تملق ندارد.
Investigating the factors influencing the popularity of the “Radio Rah” podcast among Iranian audiences
منبع:
Socio-Spatial Studies, Vol ۸, Issue ۱, Winter ۲۰۲۴
1 - 12
حوزههای تخصصی:
The Persian podcast “Radio Rah”, hosted by Mojtaba Shakouri, has become a highly popular audio program among Iranian audiences, particularly the younger generation. It has consistently ranked among the top three in most polls conducted on the most beloved podcasts. This article, using the method of thematic analysis, evaluates the content of this podcast’s episodes in order to determine what types of themes are currently favored by the Iranian public. According to the findings, Radio Rah is a podcast aimed at encouraging listeners to think critically and seek ways to live better lives. It appears to carry the mission of helping its audience cope with the sufferings of life. In the podcast, Mojtaba Shakouri explores complex philosophical and psychological concepts in a simple and fluent language. He makes these ideas more tangible and accessible by incorporating literary stories, music, and scientific articles. The most frequently recurring themes in the podcast include the necessity of a realistic outlook on life, the importance of positive practical actions in times of crisis, encouragement of self-awareness and self-knowledge, critique of modernity and consumerist culture, and emphasis on spiritual and emotional growth in life. Furthermore, through a thematic analysis of listeners’ comments on the Castbox platform, it was revealed that emotional resonance with the content, admiration for the quality of production, and acknowledgment of the podcast’s psychological and cognitive impact are the main reasons behind its widespread popularity.
الگوی راهبردی امنیت اقتصادی در منظومه فکری مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ایجاد، حفظ و توسعه امنیت اقتصادی، مستلزم شناخت و پیاده سازی زمینه ها و زیرساخت های نظری و عملی این مفهوم بنیادین در جامعه است. این تحقیق با هدف دستیابی به الگوی راهبردی امنیت اقتصادی در منظومه فکری مقام معظم رهبری انجام گرفته است.روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و بلحاظ ماهیت داده ها و نحوه گردآوری داده ها، کیفی با رویکرد اکتشافی تحلیل محتوا می باشد. ابزار جمع آوری داده ها در بخش نظری بهره گیری از روش اسنادی- کتابخانه ای و در بخش میدانی با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا از کلیه بیانات مقام معظم رهبری در حوزه اقتصاد صورت گرفته است. جامعه آماری بصورت تمام شمار شامل کلیه بیانات مقام معظم رهبری در خصوص موضوع پژوهش بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گیری از تکنیک کدگذاری سه مرحله ای (پایه، محوری و گزینشی یا انتخابی) انجام گرفته است.یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان داد، تعداد 34 شاخص اصلی، 8 مولفه و 5 بعد شامل "اقتدار اقتصادی"، "استقلال اقتصادی"، "اقتصاد دانش بنیان"، "اقتصاد بدون نفت" و "اقتصاد مقاومتی" که مجموعا راهبرد توسعه امنیت اقتصادی از منظر مقام معظم رهبری را نشان می دهند؛ به دست آمد.نتیجه گیری: با در نظر داشتن این موضوع که در شرایط فعلی کشور یکی از مهمترین دغدغه های مردم و مسئولین ساماندهی شرایط نامناسب اقتصادی است و این موضوع نیازمند داشتن نظم و امنیت در حوزه های اقتصادی می باشد، الگوی ارائه شده در این پژوهش می تواند با فراهم نمودن بسترهای بومی توسعه اقتصادی و امنیت بخشی به شرایط اقتصادی کشور، نقش قابل توجهی را در این حوزه داشته باشد.
خوانشی نو از دانشگاه تمدن ساز( رویکرد مبتنی بر داده ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه فرهنگ و تمدن مهمترین عامل هویت بخشی به ملت ها و دولت های جهان است. اکثر دولت ها در تلاش هستند تا پیوندهای تمدنی خود را بازسازی کنند. در این میان کشورهای اسلامی نیز در تلاش برای بازسازی تمدن اسلامی و اعتلای مجدد آن هستند و ایران در این پیشرو این حرکت عظیم است. و تاکنون تلاش های بسیاری در این راستا انجام شده است. این پژوهش باهدف طراحی و تبیین الگوی خوانشی نو از دانشگاه تمدن ساز (رویکرد مبتنی بر داده ها) انجام شده است. برای تحقیق از روش کیفی، استراتژی تئوری برخاسته از داده ها (بر اساس کدگذاری باز و محوری) استفاده شده است و جامعه آماری این پژوهش، خبرگان و صاحب نظرانی است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند.با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته تشکل می دهد. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی خوانشی نو از دانشگاه تمدن ساز دارای 25 مؤلفه؛ ضرورت تمدن سازی، توانمندسازی، بهسازی وظایف، ارتقای کارآمدی دانشگاه ها، ظرفیت سازی، تأمین زیرساخت های مادی و انسانی، توسعه منابع انسانی، هویت ملی، چشم انداز مشترک، مرجعیت علمی، تکریم علم و عالم، افتخارات تمدن ایرانی، نظام سازی، نظام ارزشیابی، دیپلماسی علمی، توسعه فناوری، ارتقای کارآمدی پژوهشی، برنامه ریزی صحیح، ارتباط صنعت و دانشگاه، ساختارهای منعطف، مدیریت تعارض، تفکر سیستمی، اشتغال آفرینی، ترویج الگوی فضائل، تشکیل حکومت دانایی محور و 187 گویه تشکیل شده است. طبق نظر خبرگان الگوی پژوهش از اعتبار لازم برخوردار بوده و می توان آن را به عنوان الگویی مناسب برای شناسایی مؤلفه های دانشگاه تمدن ساز در نظام آموزش عالی ایران معرفی نمود.
خوانش مخاطب ایرانی از سریال های کره ای(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
دین و سیاست فرهنگی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
29 - 55
حوزههای تخصصی:
با گسترش اقبال به سریال های کره ای این پژوهش درصدد بود تا خوانش مخاطب ایرانی از سریال های کره ای را بررسی کند. برای این منظور الگوی رمزگشایی هال که در واقع انواع خوانش مخاطب از متن رسانه را نشان می دهد مبنا قرار گرفت و برای فهم چگونگی اثرگذاری فرهنگی از الگوی تحلیلی فرهنگ مولد و فرهنگ مصرف کننده پارسانیا استفاده شد. این پژوهش برمبنای روش تحقیق پیمایشی توصیفی ثابت کرد خوانش مخاطب ایرانی از کی دراما لایه مند است؛ در لایه ظاهری (سبک زندگی روزمره) مخاطب ایرانی به زعم هال خوانش «حرفه ای» دارد اما در بخش محتوایی، خوانش او «توافقی» است و آنچه مقارن یا مشابه با بستر فرهنگی خود می داند به عنوان معنای دریافتی برمی گزیند و مقولاتی که با فرهنگ خود ناهمخوان تشخیص دهد کنار می گذارد. این رفتار مخاطب ایرانی به زعم پارسانیا ناشی از قوت فرهنگ زمینه ایرانی است و در واقع میزان مصرف کنندگی ایرانیان در برابر سریال کره ای می تواند با غنای فرهنگ زمینه تعدیل گردد.
راهبرد رسانه ای هم شناسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
دین و سیاست فرهنگی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
89 - 116
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه دو کشور همسایه با اهداف مشترک مانند مبارزه با یک جانبه گرایی غرب هستند ولیکن این دو کشور در توسعه ارتباطات با موانعی همچون منفی بودن حافظه تاریخی مردم، مواجه هستند. در این میان، با تحولاتی که در ارتباطات از طریق رسانه ایجاد شده، امکان ارتباط مستمر و کنش متقابل انسان های مختلف با فرهنگ های متفاوت در سراسر جهان فراهم شده است. این امر، موجب نزدیکی روزافزون ملت های مختلف، انتقال ارزش ها و تأثیروتأثرهای متقابل فرهنگی میان آن ها شده است. بر این اساس در پژوهش حاضر، بهره گیری از رسانه در ارتباطات میان فرهنگی ایران و روسیه مورد بررسی قرار گرفت. چارچوب مفهومی پژوهش نیز، نظریه هم شناسی فرهنگی (تعارف) به عنوان الگوی قرآنی ارتباطات میان فرهنگی است که به پنج بعد تعریف، تَعرُّف، اعتراف، مکان و زمان هم شناسی فرهنگی، اشاره دارد. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل محتوای جهت دار، تلاش شد تا ابعاد مختلف هم شناسی فرهنگی در ارتباطات میان فرهنگی ایران و روسیه مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. در این راستا، پنج بعد هم شناسی به عنوان مقوله های اصلی، در مصاحبه با خبرگان و فعالان رسانه ای، مورد پرسش و سپس داده های جمع آوری شده، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. در بخش تحلیل محتوای پژوهش، انواع محتوای رسانه، قالب و بستر رسانه ای، مسائل و موانع در پنج بعد هم شناسی فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج تحلیل، راهبردهای هم شناسی فرهنگی ایران و روسیه ارائه شد. در نهایت، نتایج تحلیل نشان می دهد که برای تحقق موثرتر و کارآمدتر هم شناسی فرهنگی، نیاز به حضور حقیقی خود و دیگری در مکان تعارف (ایران و روسیه) است.