فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۸۱ تا ۲٬۶۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۸, Issue ۳, summer ۲۰۲۴
589 - 614
حوزههای تخصصی:
Transition in the Middle East has been one of the most visible characteristics of the Middle East since the end of the Cold War. Having been probably the most penetrated region of the world, the international and the regional orders have always been closely, although mostly asymmetrically related. Thus, the transition in the international arena has been deeply impacting the regional scene, which, along the development from the Cold War through the unipolar moment of the United States to the post-hegemonic/post-US, has resulted in a relatively more independent regional order in the making. The new Middle East is still in transition, with the US having become one among several external actors, old regional powers returning and new ones emerging. But this transition changes not only the actors shaping the new regional order, but also some of the underlying concepts thereof, e. g. that of the regional power.The present paper aims at presenting one of the most ancient regional powers of the Middle East, Egypt, by analysing how the interplay of internal, regional and external developments and the re-identification of the Egyptian state (and society) contributed to its re-emergence as a regional power.
بازنمایی اعتیاد زنان در اسناد سیاستی کشور و چشم انداز آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
59 - 82
حوزههای تخصصی:
مواجهه با مصرف مواد مخدر در اکثر جوامع، با توجه به فراوانی بالای اعتیاد مردان نسبت به زنان، بیشتر یک پدیده مردانه بوده است و تفاوت های جنسیتی در این حوزه لحاظ نمی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل اسناد بالادستی و برنامه ها و سیاست های کلی حوزه مواد مخدر و اعتیاد، به دنبال بررسی و ایجاد حساسیت جنسیتی در این حوزه است.این پژوهش از نوع کیفی است که اسناد سیاستی در حوزه مواد مخدر و اعتیاد در ایران در فاصله سالهای 1384 تا 1397 ، با تکنیک تحلیل مضمون مطالعه شده اند. بر اساس یافته های پژوهش، متناسب با افزایش میزان سهم زنان در حوزه اعتیاد و حساس شدن بیشتر جامعه نسبت به برابری جنسیتی و مسائل زنان، آگاهی و حساسیت جنسیتی در برنامه ها و اسناد هم بیشتر دیده می شود. اما این حساسیت هنوز به صورت متناسب و کافی در اسناد سیاستی انعکاس پیدا نکرده است و اکثر اسناد سیاستی و برنامه های حوزه مواد مخدر بدون تفکیک جنسیتی است.این امر باعث می شود برنامه های مواجهه، کنترل، کاهش آسیب و درمان اعتیاد بدون لحاظ کردن ویژگی ها و شرایط زنان طراحی و اجرا شود. درنتیجه، اسناد سیاستی مانعی برای مواجهه واقع گرایانه با پدیده اعتیاد زنان هستند. حوزه سیاست گذاری و برنامه ریزی اعتیاد باید معطوف به برنامه ها و الگوهایی باشد که به ویژگی های جنسیتی زنان حساس باشند و آن را در حوزه پیشگیری، درمان و کاهش آسیب مورد توجه قرار دهند.
Perceptions about online hate speech in games and gaming communities: results from a survey in Portugal
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۸, Issue ۱, January ۲۰۲۴
145 - 176
حوزههای تخصصی:
This paper presents the results of a survey aimed at students aged between 10 and 18 from three schools in the South of Portugal. The purpose of the survey was to gather information about their perspectives regarding online hate speech (OHS). The study, whose central objective is to understand the intricate dynamics of online video games and social gaming platforms, is part of a project entitled "PROPS: Interactive Narratives Propose a Pluralistic Speech". From the data collected, the project envisages the creation of a set of interactive media designed to counteract main OHS discourses. By developing a thoughtful approach to the emergent issue of OHS, the aim is to promote media literacy in young players, thus cultivating a gaming environment that is both inclusive and safe.
تحلیل جنسیتی امید به آینده به تفکیک سطح توسعه یافتگی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
321 - 351
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مقاله حاضر درصدد است با رویکردی جامعه شناختی و با در نظر داشتن تحولات اقتصادی و اجتماعی در شهر تهران، به تبیین چرایی و چگونگی کاهش و یا افزایش امید به آینده در بین زنان و مردان تهرانی به صورت جداگانه بپردازد. هدف اصلی مطالعه، تحلیل تفاوت های جنسیتی در امید به آینده و تأثیر سطح توسعه یافتگی مناطق مختلف شهر تهران بر آن است. روش و داده ها: در این پژوهش، ۱۲۰۰ نفر شامل مردان (۲۰ تا ۵۹ ساله) و زنان (۱۵ تا ۴۹ ساله) متأهل از مناطق مختلف شهر تهران («مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار» و «مناطق برخوردار و خیلی برخوردار») در سال ۱۳۹۷ با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای طبقه بندی شده با تخصیص متناسب انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته (با پایایی آلفای کرونباخ بالاتر از 744/0) گردآوری و با به کارگیری مدل معادلات ساختاری به تفکیک جنسیت تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد افزایش احساس ناامنی اقتصادی-اجتماعی، منجر به کاهش امید به آینده زنان ساکن در مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار و مردان ساکن در مناطق برخوردار و خیلی برخوردار می شود. افزایش اعتماد سازمانی و اعتماد عمومی نیز، امید به آینده را در بین مردان و زنان ساکن در مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار بهبود می بخشد. با افزایش سن، امید به آینده زنان در تمام مناطق شهر تهران و مردان ساکن در مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار کاهش می یابد. بحث و نتیجه گیری: با وجود ظرفیت ها و فرصت های امیدآفرین در شهر تهران، بازتولید نابرابری های طبقاتی و جنسیتی در توزیع فرصت ها، امید به آینده را به یک مسأله جدی تبدیل کرده و ظرفیت های آرزومندی را تحلیل برده است. پیام اصلی: تقویت چشم اندازهای نویدبخش و امید به آینده در شهر تهران مستلزم توزیع برابر فرصت ها در کلیه مناطق، برقراری عدالت جنسیتی و توجه به نیازها و دغدغه های ساکنین مناطق برخوردار و کم برخوردار است.
نقش فیلم های هالیوودی در مشروعیت بخشی به تفکر منجی ستیزی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۲
107 - 123
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: بحث مهدویت و منجی، از جمله مسئله هایی است که از سال 2000 میلادی به بعد در فیلم های هالیوودی شدت گرفت. بدین صورت که باور انتظار از طریق تخریب شخصیت منجی مورد هدف قرار گرفته است. اهمیّت فرهنگ انتظار ازآن جهت است که امید در آن محور اصلی بوده، که باعث زنده نگهداشتن روحیه ی نشاط و مسئولیت و تعهد می باشد. اعتقاد به منجی، روشن انگاشتن آینده ی جهان و آخر خطر ندانستن وضعیت کنونی جهان است. (پورسید آقایی، 1400، ص56) وقتی انسان امید به آینده روشن داشته باشد، در جهت خودسازی خود تلاش کرده و از هیچ تلاشی فرو نمی گذارد. این تلاش به نوبه خود در تعالی جامعه نیز تاثیر داشته و باعث ارتقا جامعه اسلامی می شود. بدیهی است که صهیونیست با رشد جامعه اسلامی مشکل داشته و تمام توان خود را برای عقب نگهداشتن آن به کار می برد. بنابراین یکی از آن راهکارهای دشمن برای مقابله با مسلمانان، استفاده از ابزار رسانه در جهت ترویج تفکر منجی ستیزی و از بین بردن امید می باشد. با توجه به لزوم دشمن شناسی، ضروری است از روش های دشمنان خود آگاه باشیم تا بتوانیم متناسب با آن اقداماتی را برای حفظ تفکرات اسلامی و مقابله با دشمنان انجام دهیم. بنابراین هدف از پژوهش موردنظر بررسی تکنیک های هالیوود علیه ترویج باور منجی ستیزی و چگونه معرفی شدن حضرت مهدیf به مردم جهان با توجّه به رسانه های هالیوودی است.روش تحقیق: از منظر روش شناختی، این مطالعه در زمره مطالعات کیفی از نوع توصیفی - تحلیلی با رویکرد تحلیل گفتمان قرار می گیرد. تحلیل گفتمان یک فن و روش جدید در مطالعه متون رسانه و فرهنگ هاست. در این روش محقّق بر آن است که رابطه بین بیننده و فیلم را نشان دهد و مشخص کند چه زمینه ها و عوامل اجتماعی فرهنگی سیاسی و... در تولید گفتمان تاثیر دارند. نتایجتأثیر رسانه بر مخاطب: رسانه تأثیر بسیاری بر شخصیت فردی و جامعه انسانی دارد. به طور مثال انسان به هنگام مشاهده فیلم های سینمایی تحت تأثیر شخصیت های فیلم قرار گرفته؛ تاحدی که با شخصیت بازیگران پیوند می خورد، به طوری که بسیاری از رفتارهای بینندگان به صورت ناخودآگاه، از روی رفتارها، تکیه کلام ها و حتی نوع رفتارهای شخصی بازیگران کپی می شود. این درحالی است که مخاطبین از تغییرات به وجودآمده در لایه های فکری و ذهنی خود کاملاً بی اطلاع هستند. در استعمار فرانو هدف تسخیر ذهن، افکار، علایق و درنهایت تغییر رفتار انسان است که با ابزار رسانه، به صورت ناخودآگاه این نفوذ انجام می شود. در نتیجه رسانه به صورت غیر مستقیم بر هویت و فرهنگ سازی در جامعه اثر دارد. بنابراین باور به منجی نیز که در برخی فیلم های هالیوودی نشانه گرفته شده می تواند مورد هجمه وافع شود.تحریف منجی در سینمای هالیوود فردی که به عنوان منجی بوده، فردی با شاخص های نژاد انگلوساکسون است. این منجی در تمام فیلم های آخرالزمانی از کشورهای غربی به ویژه آمریکا برای نجات جهان ظهور می کند. مانند فیلم (I robat به بیان دیگر ریشه نجات جهان از مشکلات، به دست افراد غربی است. منجی به تصویر کشیده شده در سینمای آخرالزمانی اغلب از دستاوردهای دانش بشری استفاده اغراق آمیز می کند. در این نگاه اگر معجزه ای توسط منجی حادث شود، تحت تأثیر دانش و فناوری صورت گرفته است. مرد آهنی نمونه ای از منجی با رویکرد افراطی به دانش انسانی است که نجات نهایی توسط فردی دانشمند با سلطه صرف بر ابزار پیشرفته و به دور از بحث های متافیزیکی صورت می گیرد. در فیلم من افسانه هستم نیز دانش پزشکی و تلاش های مداوم انسانی خردورز است که سبب چشم انداز نجات مردم خواهد گردید. (ستاری، 1395، ص27) بدین معنا که در این عصر مفاهیمی مانند معجزه، امور مقدّس، پیامبر و منجی از اعتبار افتاده اند و به جای آنها علم، تکنولوژی، دانش ابزاری و تجربی و دانشمندان هستند که می توانند نقش منجی مردم جهان را ایفا کنند. در سه فیلم نامبرده در بالا از منجی جهان تقدّس زدایی شده و نماد یک انسان سکولار می باشد.در تحریف دیگر، بعد شخصیت و هویت انسانی منجی مورد تردید قرار گرفت و به صورت یک حیوان در آخرالزمان نشان داده شد. یعنی حتماً نباید منجی انسان باشد، یک حیوان هم می تواند از عهده ی نجات جهان بربیاید. مانند فیلم افسانه نارنیا که در سال 2005 اکران شد. که در آن شیری به نام «اسلان» نقش منجی را برعهده داشت. در فیلم «سیاره میمون ها» نیز میمونی به نام «سایموس» با تیپ آمریکایی و چشمانی آبی که کراوات دارد، منجی می شود.در مرحله آخر که تمرکز اصلی رسانه های هالیوودی بر این مرحله است، ایجاد تفکّر منجی ستیزی می باشد و ایجاد وحشت نسبت به منجی می باشد. که در ادامه به آن اشاره می گردد.فیلم کنستاتتین: حضرت مهدیf به عنوان دجّال آخرالزّمان است.فیلم تلماسه: منجی حاصل روابط نامشروع بوده و در آخر دجّال معرفی می شود.فیلم لژیون: مادر مسیح بدکاره بوده و مسیح دقیقاً در این فیلم سالروز ولادت حضرت عیسی به دنیا می آید. اما زنازاده بوده و حتی مادرش هم نمی خواهد او را نگه دارد.تبدیل شوندگان: رباتی که انسان ها یازده برادرش را کشته اند و برای انتقام به زمین پس از غیبت طولانی می آید.مردان ایکس: منجی از زیر آوار بعد مدت ها بیرون آمده و نامیرا بوده درحالی که عبا و شال سبز به گردن دارد.لیگ عدالت: مرد شرور(منجی) از کنار مکعب کعبه شکل برخواسته و سپس به آن سجده کرده و در آخر توسط تک چشم از بین می رود.جاودانگان: نام مهدی به عنوان مرض و جنون است و ظهور مساوی نابودی و کشتار می باشد.نتیجه گیری: در جهان امروز، رسانه با رسالت انتقال اطلاعات و مبادله افکار و عقاید عمومی، نقش بزرگی را برعهده دارد. و این درحالی است که صهیونیسم جهانی، همگام با پیشرفت رسانه، از آن به نفع خود استفاده کرده و در خدمت اهداف خود درآورده است. یکی از موضوعات مهمی که یهودیان هزینه های بسیاری برای آن کرده اند، بحث منجی ستیزی است. صهیونیست ها از ابزار رسانه و صنعت هالیوود برای ترویج این تفکر بهره گرفته، و برای آن مبالغ هنگفتی را صرف کرده اند. بنابراین ما نیز باید تلاش کنیم که با استفاده از صنعت رسانه، فیلم و آموزش و پرورش فعّالیّت هایی برای افزایش آگاهی نسل جوان نسبت به موضوع مهدویت انجام دهیم. برخی از راهکارها و پیشنهادات به شرح زیر است:جشنواره ساخت فیلم با موضوع مهدویت ساخته شود و از کارشناسان خارجی نیز برای حضور در آن دعوت به عمل آید.نشان دادن تحلیل های فیلم هالیوودی ضدمسیح در مدارس برای آگاهی دادن به نوجوانان.توجه به استفاده از نمادهای اسلامی و مهدوی که به صورت غیرمستقیم مفاهیم و معارف اسلامی را منتقل می کنند.ساخت فیلم های مهدوی متناسب با سنین مختلف مانند کودک، نوجوان، جوان.ساخت بازی های رایانه ای با هدف ترویج مهدویت.برگزاری مسابقات سالیانه تولید محتوای الکترونیک با موضوع مهدویت.اختصاص یافتن مقداری از بودجه سالیانه مجلس برای کار فرهنگی در حوزه مهدویت.اختصاص دادن یک روز در هفته در مدارس به مهدویت مثلاً سه شنبه های مهدوی.
پدیدارشناسی معنای شغل معلمی در گستره سبک زندگی: مطالعه موردی دبیران زن مقطع متوسطه اول ناحیه دو شهر قم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
55 - 74
حوزههای تخصصی:
یکی از شئون وسیع سبک زندگی، سبک زندگی مشاغل است که بر اساس بینش ها و ارزش های صاحبانشان شکل می گیرد و در رفتارشان نشان داده می شود. با توجه به خلأ پژوهش درباره نگرش معلمان به شغل خود، این پژوهش معنای شغل معلمی را بررسی کرده است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسیمعنای شغل معلمی را از نگاه ده دبیر زن مقطع متوسطه اول ناحیه دو شهر قم بررسی کرده که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. جمع آوری داده ها با کمک مصاحبه های نیمه ساختاریافته و لحاظ کردن معیار اشباع صورت گرفت. برای تحلیل مصاحبه ها از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شد. یافته ها به پدیدارشدن سه معنا از شغل معلمی در قالب سه سازه عاطفی، ارتباطی و معنوی انجامید. مقوله محوری «رضایتمندی» ذیل سازه عاطفی، مقوله محوری «اجتماعی بودن در کار» ذیل سازه ارتباطی و مفهوم مرکزی «قداست و تعالی جویی» ذیل سازه معنوی قرار گرفت. پدیده مرکزی برآمده از داده ها در سه سازه مذکور، «مفهوم معلمی به مثابه امری مقدس» است که هر سه سازه را پوشش می دهد.
تجربه زیسته فرماندهان انتظامی استان سیستان و بلوچستان در همگرایی قومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از چالش های استان ، وجود تعارضات قومی و فعالیت های تجزیه طلبانه برخی گروهک های تروریستی از روزنه مطرح کردن مطالبات قومی به ویژه در بین تندروهای قوم بلوچ می باشد که با واگرایی در پی ایجاد چالش های متنوع و متکثر و ناامن سازی این استان مرزی هستند، به منظور دستیابی به سازوکاری علمی، متقن و اثربخش کوشیده ایم، مستفاد از تجربه زیسته فرماندهان انتظامی، عوامل همگرا ساز قومی در استان سیستان و بلوچستان را شناسایی کنیم.روش: تحقیق، ازنظر هدف کاربردی و به لحاظ روش شناختی، پژوهشی کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون با رویکرد پدیدارشناسی است. جامعه آماری شامل فرماندهان و مدیران ارشد انتظامی استان بودند که با بهره از روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری با 14 نفر مصاحبه شد؛ روش گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها از فن تحلیل موضوعی استفاده شدیافته ها: یافته های تحقیق نشان داد؛ عوامل همگراساز مشتمل بر 73 مضمون پایه ای بوده که مستفاد از آن ها 42 مضمون سازمان دهنده استخراج شد. این مضامین و عناصر همگراساز در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی – فرهنگی و سیاسی صورت بندی شدند. در این راستا عوامل اقتصادی 12 مضمون، عوامل سیاسی 9 مضمون و عوامل فرهنگی – اجتماعی 21 مضمون را به خود اختصاص دادند. نتیجه گیری: بر اساس نظر جامعه خبرگان می توان نتیجه گرفت که بیشترین گزاره ها در تعمیق همگرایی قومی در سطح استان سیستان و بلوچستان، در حوزه فعالیت های فرهنگی-اجتماعی است، لیکن نباید از عوامل اقتصادی و سیاسی غافل بود
شناسایی عوامل مؤثر بر عملکرد تبلیغات در جذب و وفاداری مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کلیدی ترین خرده سیستم های جذب مشتری که منجر به تحقق اهدافی نظیر کارایی، شفافیت و تشویق کارآفرینی می شود، نظام اثر و عملکرد تبلیغات است که می تواند تبیین کننده ضرورت انجام تحقیق در حوزه مورد بررسی باشد. شرکت های فناوری مالی به دلیل تعامل با حجم بالایی از مشتریان و همچنین میزان زیادی از تبلیغات محیطی یا آگهی تصویری، به عنوان جامعه آماری این تحقیق انتخاب شده اند. روش گردآوری داده ها، مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه عمیق با 15 نفر از اساتید مجرب دانشگاهی و متخصصان، از طریق نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به نقطه اشباع مورد بحث است. روایی این پژوهش توسط مصاحبه شوندگان و سپس اساتید متخصص مورد بررسی قرار گرفته و تأیید شده است. پایایی نیز با استفاده از روش پایایی بازآزمون 91% به دست آمده است. برای تحلیل داده ها از روش مقایسه مداوم در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که منبع، پیام، رضایت مشتری، تعامل با مشتری، خدمات و محصول، عوامل مؤثر بر عملکرد تبلیغات بر جذب و وفاداری مشتریان را تشکیل می دهند. اثربخشی تبلیغات مت أثر از ابع اد منب ع(مبل غ)، پی ام، مخاطب، رسانه و محیط است. همچنین سطوح مختلف اثربخش ی تبلیغات، ش امل توج ه و فهم، آگاهی (دانش)، تغییر نگرش، درونی سازی (ب اور)، رفت ار مراقبت ی، رفت ار رض ایتی و رفتار مشارکتی است.
ارائه الگوی بهزیستی سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
302 - 315
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بهزیستی سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی انجام شد.
روش شناسی: پژوهش حاضر به سنت پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد، محیط پژوهش شامل منابع دست اول، بانک های اطلاعاتی علمی معتبر در حوزه مطالعات بهزیستی و مقالات خارجی در فاصله زمانی سال های (2024 تا 2000) و مقالات داخلی در فاصله زمانی سال های (1403- 1398) نمایه شده است. ابزار مصاحبه، اعضای هیئت علمی و روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور انتخاب شده اند. ابزار مورداستفاده در این قسمت مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند بود. پس از دسته بندی 128 سؤال اولیه، روایی محتوایی آن ها با دو روش کیفی (نظر 10 نفر از متخصصان) و کمی (بررسی میزان توافق هر سؤال با استفاده از ضریب روایی – محتوایی CVR) انجام شد. بعضی سؤالات که روایی آن ها پایین بود حذف شد با استفاده از ضریب هولستی، پایایی پرسشنامه 90% برآورده شد.
یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها با روش تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی نشان داد، متغیرهای توازن سازمانی با 4 مؤلفه بهزیستی، ارتباطات با دو مؤلفه، بهزیستی افراد با دو مؤلفه، بهزیستی رهبری با سه مؤلفه، بهزیستی ساختار سازمانی با چهار مؤلفه، بهزیستی محیطی با دو مؤلفه، پویایی سازمانی با پنج مؤلفه، خود مراقبتی با دو مؤلفه، برند سازمانی با چهار مؤلفه، معناگرایی با سه مؤلفه، عوامل تشکیل دهنده بهزیستی سازمانی هستند.
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت نقش بهزیستی در پیشبرد اهداف آموزشی دانشگاه ها و هدایت افراد توانمند به بازار کار و جامعه و اهمیت کیفیت زندگی انسان ها در عصر نوین ملاک های پیشنهادشده در مدل پیشنهادی می تواند یکی از راه های بهبود وضعیت دانشگاه های ما باشد.
ارائه الگوی برنامه ریزی کوانتومی جهت ارتقاء خودراهبری یادگیری دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی الگوی برنامه ریزی کوانتومی جهت ارتقاء خودراهبری یادگیری دانشجویان انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای – بررسی اسناد و کتب انجام گرفته است. یافته ها: یافته های حاصل از این تحقیق نشان داده است که مولفه های برنامه ریزی کوانتومی برای خود راهبری یادگیری دانشجویان عبارتند از سیاست کلان (ساختار و سیاست های ملی)، محتوی برنامه درسی (خصوصاً توجه به مقوله های فراشناختی و تفکرکوانتومی)، فرایند یاددهی و یادگیری، استفاده از فناوری اطلاعات، مهارت های هفت گانه کوانتومی (نگاه کوانتومی، تفکر کوانتومی، احساس کوانتومی، شناخت کوانتومی، عمل کوانتومی و اعتماد کوانتومی وزیست کوانتومی) چالش های برنامه ریزی کوانتومی(چالش های مالی، چالش های فرهنگی، چالش های زبان، چالش های قوانین و مقررات و چالش های تجهیزات و فضای آموزشی)، تعامل و ارتباطات (همکاری های آموزش و پرورش، صنعت، دانشگاه، دیگر مراکز تحقیقاتی در داخل و خارج از کشور)، نوآوری، ارزشیابی و تعهد سازمانی است. نتیجه گیری: بنابراین توصیه می گردد با اینکه ایران در فناوری کوانتومی پیشرفت های چشمگیری داشته است اما اختصاص بودجه برای اجرای آن در مقایسه با دیگر کشورها در سطح بسیار پایینی است. لذا، پیشنهاد می گردد برنامه ریزان سیاست های کلان این مهم را مدنظر قرار دهند.
اثر بخشی مدیریت تعارضات زناشویی مبتنی بر رویکرد قرآنی سهم گذاری برافزایش رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
177 - 199
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر اثر بخشی مدیریت تعارضات زناشویی مبتنی بر رویکرد سهم گذاری برافزایش رضایت زناشویی بوده است. این پژوهش با روش کیفی و تک آزمودنی انجام شد، بمنظور ارزیابی اثربخشی الگو سه نفر از زوجینی که تمایل به شرکت در پژوهش داشتند و در پرسشنامه رضایت زناشویی اینریچ (1989) و پرسشنامه سبک زندگی سهم گذارانه اسمعیلی و همکاران (1400) نمره پایین تر از میانگین دریافت نموده و به دلیل تعارضات زناشویی و درگیری های خانوادگی در سال 1402به مراکز مشاوره، فهم، مصیر صلح مراجعه نموده بودند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در درمان مدیریت تعارضات زناشویی مبتنی برسهم گذاری در 8 جلسه 60 دقیقه ای شرکت نمودند. در پژوهش از روش طرح تک آزمودنی با خط پایه از نوع AB مورد بررسی قرار گرفتند، در طرح خط پایه مشاهده و اندازه گیری در فواصل زمانی درمان در مورد یک فرد یا گروهی از افراد صورت می گیرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل دیداری و ترسیم جدول استفاده و سطح، روند و تغییر پذیری مشاهدات بررسی و تفسیر شد. نتایج نشان داد که اندازه اثر الگو بر متغییر رضایت زناشویی در مراحل اول و دوم درمان به ترتیب 6.6 و 5.5 بوده و هر دو نسبت به عدد پایه رشد صعودی داشته است این میزان رشد در مرحله خاتمه درمان 9.1 بوده که نشان از سطح رشد بیشتری دارد. با توجه به نتایجی که در این پژوهش بدست آمد می توان از محتوای آموزشی تحقیق، در مراکز مشاوره جهت افزایش رضایت زناشویی زوجین استفاده نمود.
طراحی مدل شایستگی های کارآفرینانه زنجیره تأمین صنعت فرش ماشینی شهرستان کاشان: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاشان شناسی دوره ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
99 - 128
حوزههای تخصصی:
با تشدید رقابت در عرصه جهانی، مدیریت مناسب زنجیره تأمین به یک چالش های اساسی برای شرکت های تولیدی و تجاری تبدیل شده است. در این راستا، شرکت های مختلف برای کسب مزیت رقابتی ازطریق ایجاد ارزش در تمام فعالیت های شرکت تلاش می کنند. لازمه این امر، تمرکز بر یک رویکرد کارآفرینانه بر پایه ایجاد شایستگی های کارآفرینانه در مدیریت زنجیره تأمین است. ازآنجاکه تاکنون پژوهشی به بررسی این شایستگی ها در سطح زنجیره تأمین نپرداخته، پژوهش حاضر به شناسایی شایستگی های کارآفرینانه زنجیره تأمین صنعت فرش ماشینی کاشان و طراحی مدل این شایستگی ها با استفاده از رویکرد آمیخته، پرداخته است. در ابتدا برای شناسایی شایستگی های کارآفرینانه زنجیره تأمین صنعت فرش ماشینی مصاحبه های عمیق با 13 نفر از خبرگان و مدیران شرکت های موفق صنعت فرش ماشینی کاشان انجام شد و با استفاده از تحلیل مضمون این شایستگی ها استخراج و کدگذاری شده اند. سپس با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری مدل شایستگی های کارآفرینانه زنجیره تأمین صنعت فرش ماشینی کاشان ترسیم گردیده و پیشنهاد هایی براساس این مدل ارائه گردید. در این تحقیق، دو شایستگی تولید در سطح جهانی و شایستگی مدیریت بازگشت مؤثر به عنوان شایستگی های جدید شناسایی شده اند. همچنین نتایج مدل سازی ساختاری تفسیری بیانگر این بود که شایستگی ها در دو سطح قابل دسته بندی هستند و شایستگی های نیازهای کارکنان، فضای روانی مناسب، تصمیم گیری مشارکتی و بازگشت مؤثر، اثرگذارترین شایستگی ها هستند. براساس یافته ها پیشنهاد می گردد اصول تناسب استراتژیک در زنجیره تأمین فرش ماشینی بررسی و رعایت گردد. همچنین توجه به مدل های همکاری و رعایت استانداردها و الزامات بین المللی برای حضور در تولید سطح جهانی ضروری است.
طب سنتی - اسلامی و پزشکی مدرن در ایران:ستیز گفتمانی و دلالت های آن در خلال همه گیری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
31 - 55
حوزههای تخصصی:
نظام های درمانی پزشکی مدرن و طب سنتی-اسلامی رویکرد های متفاوتی به سلامت و بیماری دارند که به ویژه در دوران همه گیری کرونا این تفاوت ها برجسته شده و به تقابل انجامیدند. این پژوهش با رویکرد نظری مبتنی بر گفتمانی لاکلاو و موف و گردآوری اطلاعات با روش مردم نگاری چندمکانه به ریشه ها و نقاط تمایز و تخالف این دو نظام پرداخته است. یافته ها نشان می دهند که تولید دانش در گفتمان طب سنتی-اسلامی مبتنی بر منقولات دینی و سنتی است و توضیح بیماری بر اساس رویکرد کل نگر نظام مزاجی صورت گرفته و درمان بر اعاده تعادل اخلاط قرار دارد. گفتمان پزشکی مدرن در مقابل بر تجربه گرایی و دانش انباشتی بنا شده است. بر این اساس طب سنتی-اسلامی کرونا را بیماری با طبع سرد و تر تفسیر کرده و مبنای درمان را تجویز داروها و اقدامات درمانی برای تعدیل مزاج به سوی مزاج گرم و خشک قرار می دهد. در مقابل طب مدرن این بیماری را ناشی از عامل ویروسی دانسته و کنترل و درمان آن را بر مبنای درمان بیماری های عفونی و همه گیری شناسی قرار می دهد. گفتمان پزشکی سنتی را همچنان می توان به منزله ی دغدغه ای هویت جویانه و مقاومت "سنت و میراث" در برابر سلطه دانش مدرن و در عین حال بی اعتمادی به نهادهای رسمی تلقی کرد. پزشکی مدرن کفایت درمان های بومی در شرایط همه گیری را زیر سؤال برده و اعتبار این شیوه ها را مشکوک می شمارد. هر یک از این دو جریان در تلاش برای مفصل بندی دال های سلامت و بیماری با معانی متفاوت در یک میدان گفتمانی وسیع تر هستند که حاصل آن ستیزی گفتمانی در رقابت برای هژمون شدن است. نظر به دلالت های سیاسی هر یک از این گفتمان های درمانی، این ستیز گفتمانی را می توان متناظر با ستیز موجود در گفتمان حکمرانی ایران در نظر آورد که حاصل ترکیب عناصر "سنتی، بومی گرا و هویت جو" از یک طرف، و عناصر "پیشرفت گرا و مدرن" از سوی دیگر است.
خوانشی نو از دانشگاه تمدن ساز( رویکرد مبتنی بر داده ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه فرهنگ و تمدن مهمترین عامل هویت بخشی به ملت ها و دولت های جهان است. اکثر دولت ها در تلاش هستند تا پیوندهای تمدنی خود را بازسازی کنند. در این میان کشورهای اسلامی نیز در تلاش برای بازسازی تمدن اسلامی و اعتلای مجدد آن هستند و ایران در این پیشرو این حرکت عظیم است. و تاکنون تلاش های بسیاری در این راستا انجام شده است. این پژوهش باهدف طراحی و تبیین الگوی خوانشی نو از دانشگاه تمدن ساز (رویکرد مبتنی بر داده ها) انجام شده است. برای تحقیق از روش کیفی، استراتژی تئوری برخاسته از داده ها (بر اساس کدگذاری باز و محوری) استفاده شده است و جامعه آماری این پژوهش، خبرگان و صاحب نظرانی است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند.با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته تشکل می دهد. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی خوانشی نو از دانشگاه تمدن ساز دارای 25 مؤلفه؛ ضرورت تمدن سازی، توانمندسازی، بهسازی وظایف، ارتقای کارآمدی دانشگاه ها، ظرفیت سازی، تأمین زیرساخت های مادی و انسانی، توسعه منابع انسانی، هویت ملی، چشم انداز مشترک، مرجعیت علمی، تکریم علم و عالم، افتخارات تمدن ایرانی، نظام سازی، نظام ارزشیابی، دیپلماسی علمی، توسعه فناوری، ارتقای کارآمدی پژوهشی، برنامه ریزی صحیح، ارتباط صنعت و دانشگاه، ساختارهای منعطف، مدیریت تعارض، تفکر سیستمی، اشتغال آفرینی، ترویج الگوی فضائل، تشکیل حکومت دانایی محور و 187 گویه تشکیل شده است. طبق نظر خبرگان الگوی پژوهش از اعتبار لازم برخوردار بوده و می توان آن را به عنوان الگویی مناسب برای شناسایی مؤلفه های دانشگاه تمدن ساز در نظام آموزش عالی ایران معرفی نمود.
مدل عملکرد بهینه آموزش و تربیت با رویکرد توسعه سبک زندگی اسلامی مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل عملکرد بهینه آموزش و تربیت با رویکرد توسعه سبک زندگی اسلامی با توجه به معارف دینی بود. روش پژوهش کیفی و با تکنیک نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه استادان دانشگاه، معلمان آموزش و پرورش، روحانیون حوزوی سطح سه و چهار و آگاه به موضوع در استان اصفهان بودند که به شیوه نظری و هدفمند با روش گلوله برفی انتخاب شدند. در این پژوهش اطلاعات با انجام 13 مصاحبه به اشباع نظری رسید که برای اطمینان بیشتر مصاحبه ها تا نفر 15 ادامه یافت. اطلاعات در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته های پژوهش شامل 17 مقوله اصلی و 139 مقوله فرعی بودند که در نشانگر های شرایط علّی (اخلاق و معنویت، عدالت، تعلیم و تربیت کاربردی)، شرایط زمینه ای (توجه به زیرساخت ها، الگوها و مدیریت منابع و محتوا)، شرایط مداخله گر (نهادهای هسمو، فضای مجازی، سیاست های کلی و عوامل محیطی)، راهبردها (مشارکت همگانی، برنامه ریزی و ترسیم افق آینده، گفتمان سازی)، پیامدها (شکل-گیری و توسعه سبک زندگی اسلامی، جامعه پذیری، کاهش آسیب ها و پیشرفت و توسعه) جمع بندی و برساخت شدند و با هسته مرکزی پژوهش «عملکرد بهینه تعلیم و تربیت با رویکرد توسعه سبک زندگی اسلامی» مدل پارادایمی پژوهش شکل گرفت. مدل حاضر بازنمای شرایط، علل، عوامل و ضرورت های لازم است که برای کسب نتایج مطلوب لازم است تمام شاخص های اثرگذار با اتخاذ تدابیر و راهبردهای لازم، پیامدهای این امر را فراهم سازند.
تبیین الگوی عوامل مرتبط در فرایند اجرای اثربخش خط مشی های منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش قابل توجهی از اقدامات اجرایی در کشور، توسط کارکنان بخش دولتی صورت می پذیرد. بنابراین هر اقدامی در جهت بهبود عملکرد منابع انسانی منجر به ارتقاء کیفیت خدمات عمومی خواهد شد.. در اجرای خط مشی، باید به مرحله تدوین (قابلیت سازمان در تدوین خط مشی های تعالی بخش)، به مرحله اجرا (قابلیت و ظرفیت اجرایی سازمان مجری خط مشی) و هم به انسجام و هماهنگی خط مشی ها نگاهی توأمان داشت. لذا طراحی مدلی دقیق، جامع و یکپارچه برای نائل شدن به پیامدهای موفقیت آمیز اجرای خط مشی، بسیار ضروری است. هدف اصلی این پژوهش تبیین الگوی عوامل مرتبط در فرایند اجرای اثربخش خط مشی های منابع انسانی در تاپیکو میباشدتحقیق از نظر هدف، توسعه ای، از لحاظ نوع داده و روش تحلیل آن، آمیخته (کیفی – کمی) است. در بخش کیفی با مطالعه پیشینه و ادبیات تحقیق، ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های اجرای مطلوب خط مشی بهبود عملکرد منابع انسانی شناسایی گردید. طی مصعاحبه با 16 نفر مدیران ارشد سازمان و خبرگان دانشگاهی، با روش تحلیل مضمون، مضامین مشخص شدند. یافته های کیفی ، 76 مضمون پایه (شاخص)، 24 مضمون سازمان دهنده (مؤلفه) و شش مضمون فراگیر (ابعاد) هستند.
طراحی مدل حکمرانی شهری (مورد مطالعه: شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیران و برنامه ریزان شهری امروزه با مسائل و مشکلاتی عدیده ای مواجه هستند که مقابله درست و عملی با این مسائل و مشکلات محلی و شهری، نیازمند الگوی مناسب شهری است. بنابراین هدف و تمرکز اصلی این پژوهش بر این موضوع است که ابعاد و مولفه های حکمرانی شهری و الویت بندی آنها در شهرداری تهران کدامند؟ روش تحقیق از منظر هدف کاربردی و از منظر شیوه جمع آوری داده ها ترکیبی است. اطلاعات مورد نیاز به دو روش مطالعات کتابخانه ای و روش میدانی با استفاده پرسشنامه جمع آوری شده است. در بخش کیفی جامعه آماری در جهت شناسایی شاخص ها از ترکیب دو گروه از خبرگان دانشگاهی و حوزه حکمرانی شهری به تعداد 20 نفرتشکیل شده است که دارای شرایط مشخصی باشند. در این بخش از روش دلفی فازی بهره گرفته شده است. در بخش کمی از روش، توصیفی – پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری این بخش شامل کارکنان شهرداری تهران است و حجم نمونه 85 نفر، که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه گردیده است. ابزار مورد استفاده در این بخش پرسشنامه می باشد. به منظور تعیین پایایی پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ، استفاده شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها حداقل مربعات جزئی و با استفاده از نرم افزارSmartPLS است. نتایج حاکی از این است که 9 عامل اثربخشی، اجرای قوانین، تصویب قوانین، توافق جمعی، شفافیت، عدالت، مسئولیت پذیری، مشارکت و پاسخگویی در مدل حکمرانی شهری ایفای نقش می کنند. همچنین از بین عوامل نه گانه، عدالت حائز رتبه بالاتری نسبت به سایر ابعاد می باشد.
کدام تفسیر از نظریه کوانتوم مناسب علوم اجتماعی در قرن 21ام است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) سال ۳۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۷
203 - 243
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر تلاش شده که با معرفی تفاسیر موجود از نظریه کوانتوم، نشان داده شود کدام تفسیر برای بسط این نظریه به ساحت علوم اجتماعی در قرن جدید مناسب تر است. معیار قضاوت در مورد اینکه کدام تفسیر مناسب تر است رجوع به تفسیری است که قادر باشد با عبور از مادی گرایی جایی برای ذهن به عنوان یک پدیده فیزیکی، ولی غیرمادی بگشاید. نشان داده شد که تفاسیر ابزارگرایانه و هستی شناسانه مادی گرا از مکانیک کوانتوم مناسب این هدف نیستند؛ بدین خاطر که در این تفاسیر جهان در شکل بنیادی آن چیزی فراتر از ماده نیست و جایی برای ذهنیت به عنوان یک پدیده فیزیکی با قدرت علّی متفاوت از ماده باز نمی شود. مورد دیگر تفاسیر ایدئال گرای سوم شخص است که در آن یک عامل بیرونی نظیر عاملیت مشاهده گر انسانی منجر به فروپاشی تابع موج می گردد. با توجه به اینکه چالش اصلی در علوم اجتماعی کنش های آگاهانه افراد مشارکت کننده در شکل دهی آن پدیده است، این تفسیر نیز ویژگی لازم موردنظر را ندارد. درنهایت نشان داده شد که تفاسیر ایدئال گرای اول شخص از نظریه کوانتوم برای بسط این نظریه به ساحت علوم اجتماعی مناسب تر هستند؛ بدین خاطر که این تفاسیر برای ذرات در سطح بنیادی نوعی ذهنیت و خودآگاهی بدوی قائل اند. در ادامه با به کارگیری تفاسیر ایدئال گرای اول شخص چارچوب تحلیلی تحت عنوان «رویکرد پدیدارگرایانه کوانتومی» پایه ریزی شده است که دیگر برخی از مشکلات رویکرد کوانتومی معرفی شده توسط الکساندر وندت را ندارد.
راهبرد رسانه ای هم شناسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
دین و سیاست فرهنگی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
89 - 116
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه دو کشور همسایه با اهداف مشترک مانند مبارزه با یک جانبه گرایی غرب هستند ولیکن این دو کشور در توسعه ارتباطات با موانعی همچون منفی بودن حافظه تاریخی مردم، مواجه هستند. در این میان، با تحولاتی که در ارتباطات از طریق رسانه ایجاد شده، امکان ارتباط مستمر و کنش متقابل انسان های مختلف با فرهنگ های متفاوت در سراسر جهان فراهم شده است. این امر، موجب نزدیکی روزافزون ملت های مختلف، انتقال ارزش ها و تأثیروتأثرهای متقابل فرهنگی میان آن ها شده است. بر این اساس در پژوهش حاضر، بهره گیری از رسانه در ارتباطات میان فرهنگی ایران و روسیه مورد بررسی قرار گرفت. چارچوب مفهومی پژوهش نیز، نظریه هم شناسی فرهنگی (تعارف) به عنوان الگوی قرآنی ارتباطات میان فرهنگی است که به پنج بعد تعریف، تَعرُّف، اعتراف، مکان و زمان هم شناسی فرهنگی، اشاره دارد. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل محتوای جهت دار، تلاش شد تا ابعاد مختلف هم شناسی فرهنگی در ارتباطات میان فرهنگی ایران و روسیه مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. در این راستا، پنج بعد هم شناسی به عنوان مقوله های اصلی، در مصاحبه با خبرگان و فعالان رسانه ای، مورد پرسش و سپس داده های جمع آوری شده، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. در بخش تحلیل محتوای پژوهش، انواع محتوای رسانه، قالب و بستر رسانه ای، مسائل و موانع در پنج بعد هم شناسی فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج تحلیل، راهبردهای هم شناسی فرهنگی ایران و روسیه ارائه شد. در نهایت، نتایج تحلیل نشان می دهد که برای تحقق موثرتر و کارآمدتر هم شناسی فرهنگی، نیاز به حضور حقیقی خود و دیگری در مکان تعارف (ایران و روسیه) است.
نقش مدیریت استعداد در شکل دهی سبک زندگی سازمانی در مراکز آموزشی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
119 - 138
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع مختلف، از جمله مقالات، پایان نامه ها و پایگاه های اطلاعاتی، نقش نظام مدیریت استعداد در شکل دهی سبک زندگی سازمانی در مراکز آموزشی را بررسی کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که مدیریت استعداد با طراحی مدلی از فرایندهای هدفمند در هشت مقوله و شانزده مفهوم و پشتیبانی از یک نظام جامع علمی و عملیاتی می تواند به شکوفایی استعدادها در ابعاد مختلف سازمانی کمک کند. در واقع، با اجرای مؤثر نظام مدیریت استعداد می توان به خروجی هایی دست یافت که با بهره گیری از نبوغ، خلاقیت و مهارت های استعدادی به نهادینه سازی روش ها و شیوه های بینشی، گرایشی و کنشی ختم شود و سبکی جدید از زندگی سازمانی را مبتنی بر بهره وری و نوآوری ترسیم کند.