مواجهه با تعادل کار-زندگی در میان کارمندان مشاغل حساس (مورد مطالعه: کارکنان صنعت تلکام و شرکت ارتباطات سیار ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعادل کار-زندگی از مفاهیم میان رشته ای رایج در علوم اجتماعی، علوم روان شناختی و علوم مدیریت است. در مشاغل حساس، تعادل مزبور به شکل معنادارتری با تهدید روبه رو می شوند. صنعت تلکام به عنوان حوزه ای که میزبان زنجیره ای گسترده از فعالیت های فنی و شبکه ای و در لبه فناوری و مرتبط با زندگی روزمره میلیون ها نفر است، مستعد تشدید هم زمان فشارهای اجتماعی، گروهی، روانی و سازمانی است، مورد مناسبی برای بررسی روند تغییرات این تعادل است.در این پژوهش با استفاده از روش کیفی و مصاحبه عمیق با 18 نفر از کارکنان معاونت فنی و عملیات شبکه، با نگاهی جامعه شناسانه به مطالعه نحوه مواجهه این افراد با تعادل کار-زندگی پرداخته شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد سه دسته عامل شامل ویژگی های شغلی، فرهنگ سازمانی، و نگرش های ذهنی-معنایی شخصی، نحوه مواجهه کارکنان این سازمان را با تعادل کار-زندگی مشروط می کند. ذیل این دسته بندی کلی، عوامل جزئی تری قابل برشماری است، از جمله: استرس دائمی و درگیری مداوم با بحران ها و اختلال ها، ساعت کاری طولانی، نتیجه گرایی در سازمان، رقابت مخرب بین کارکنان، محافظه کاری مدیران، علاقه مندی به شغل و سازمان.مطابق نتایج، حتی یک سازمان بزرگ و فناور در ایران هنوز به لحاظ فرهنگ سازمانی در سطح نتیجه گرایی و بسیار محافظه کار باقی مانده است. پاسخ های سازمان به وضعیت فقدان تعادل کار-زندگی، نه پاسخ هایی از روی دانش سازمانی بلکه صرفاً امکانات تفریحی و رفاهی بوده است؛ بنابراین کارکنان ویژگی ها و معنابخشی های شخصی خود مثل شوق به خدمت و علاقه به شرکت را به پاسخی به شرایط پرفشار کاری خود تبدیل کرده اند.