ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۰۲۱.

آیا برگسون پدیدارشناس است؟ مطلقِ داده شده و تضایف اندیشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۸۷
انتقاد همیشگی پدیدارشناسان از فلسفه برگسون این بوده که او با وجود آفرین انگیزی در میانه راهِ پدیدارشناسی از پیمودن طریق درست بازمانده و سرانجام در نوعی رئالیسم ساده انگارانه متوقف شده است. از سوی دیگر، رئالیست ها نیز هرگاه خواسته اند فلسفه برگسون را نقد کنند آن را نوعی تضایف باوری شمرده اند که با پدیدارشناسی، نه به صورت ماهوی، بلکه تنها به کمابیشی و در درجه تفاوت دارد. رئالیسم و تضایف باوری دو سوی متقابل بوده اند که فلسفه برگسون گاه به این و گاه به آن بازبرده شده است. از این رو، پاسخ به پرسش از این که برگسون پدیدارشناس است یا نه ناگزیر باید پاسخ به این پرسش نیز باشد که آیا او، آن گونه که پدیدارشناسان می انگارند، رئالیست نیز هست یا نه. بدین سان، پرسش این نوشته آن است که آیا اندیشه برگسون را می توان از گونه تضایف باوری و نوعی پدیدارشناسیِ نارس به شمار آورد یا باید آن را دارای تفاوت ماهوی (نه درجه ای) با پدیدارشناسی شمرد؛ و نیز اگر فلسفه برگسون را نمی توان از گونه پدیدارشناسی دانست، آیا ناگزیر باید اندیشه او را همنوا با بعضی پدیدارشناسان نوعی رئالیسم خام دستانه دانست یا نه. یافته این نوشته آن است که برگسون با اندیشه مطلق داده شده از این دوگانه درگذشته و هر دو را دربرگرفته است.
۱۰۲۲.

Science, Common Sense and Reality?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۱۶۶
This paper advocates a realist position with respect to science and common sense. It considers the question of whether science provides knowledge of reality. It presents a positive response to that question. It rejects the anti-realist claim that we are unable to acquire knowledge of reality in favour of the realist view that science yields knowledge of the external world. But it remains to be specified just what world that is. Some argue that science leads to the rejection of our commonsense view of the world. If so, the world about which science informs us is not the world of common sense. Common sense is “stone-age metaphysics”. It is false theory inherited from our primitive ancestors that is to be eliminated in favour of science. Against such an elimination of common sense, it is argued that science both preserves and explains our commonsense experience of the world. Science may well lead to the overthrow of some of our most deeply held beliefs. But common sense reflects a more basic and durable level of experience. Commonsense beliefs are well-confirmed beliefs that are vindicated by their role in successful practical action each and every day. Common sense provides a firm basis on which to base a realist philosophy of science.
۱۰۲۳.

بررسی ملاک این همانی عددی نفس از دیدگاه دکارت و صدر المتألهین(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۰
مسئله هویت شخصی، مسئله ای پردامنه است. این پژوهش با روش تحلیلی توصیفی به بررسی ملاک این همانی عددی نفس از دیدگاه دکارت و صدرالمتالهین می پردازد. دکارت حقیقت انسان را به نفس و نفس را همان اندیشه می داند. گرچه ایشان نفس را فناناپذیر می داند و دیدگاه وی قابلیت استمرار نفس در دو زمان مختلف و پاسخ به سوال این همانی عددی را دارد، اما با توجه به آثار ایشان به نظر می رسد که وی نتوانسته است تبیینی از استمرار نفس (اندیشه) و چگونگی امتدادش در دو زمان مختلف ارائه دهد. اما صدرالمتالهین که به حرکت جوهری معتقد است، دو راه حل ارائه داده که با آن بتوان ثبات و این همانی عددی نفس را حفظ کرد. یک راه حل، اتصال وجودی است که دچار ضعف است و راه حل دیگر، مبتنی بر حرکت جوهری غیر امتدادی است که با بیان این نکته که نفس در زمان دوم همان نفس در زمان اول است نه امتدادی از آن، می تواند ثبات و این همانی عددی نفس را در دو زمان مختلف، به خوبی تبیین کند.
۱۰۲۴.

شناخت گرایی و ناشناخت گرایی اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۱۱
یکی از مسائل بسیار مهم در حوزه مباحث معرفت شناختی اخلاق، امکان یا عدم امکان حصول شناخت اخلاقی است. ما در این مقاله به بررسی باورهای اخلاقی که از جنس گزاره ها هستند میپردازیم؛ منظور بررسی امکان صدق و کذب گزاره هایی است که برگرفته از امور واقع و یا بیان کننده امیال، گرایش ها و ابراز احساسات اند و یا حتی از نوع دستوری اند. انسان ها اغلب توان انجام عمل اخلاقی را دارند؛ در حالیکه گاهی آنها حتی توانایی بیان یا استدلال درباره آن را هم ندارند. افراد درباره شناخت اخلاقی که دارند با اطمینان صحبت نمی کنند، در صورتیکه عمل اخلاقی را چه درست چه نادرست انجام می دهند. در بخش اول این مقاله درباره اطمینان و شهود افراد پیرامون شناخت و عمل اخلاقی بحث و بررسی می شود. در بخش دوم بحث پیرامون این موضوع است که شناخت گرایی اخلاقی استدلال می کند که گزاره های اخلاقی بیانگر نوعی شناخت هستند و می توانند واقعاً صادق یا کاذب باشند، اما درمقابل برخی از جریان های فلسفی دیگر در حوزه اخلاق وجود دارند که امکان شناخت اخلاقی را مورد تردید قرار می دهند. و این جریان های فلسفی که در مقابل شناخت گرایی قرار دارند بعنوان ناشناخت گرایی و شک گرایی اخلاقی شناخته میشوند. به زعم ناشناخت گرایان احکام و گزاره های اخلاقی باورهای ناظر بر امور واقع نیستند و قابلیت صدق و کذب ندارند. شک گرایان نیز گرچه می پذیرند که انسان ها حقیقتاً واجد باورهای اخلاقی هستند، اما معتقدند که این باورها به کلی ناموجه اند. در این مقاله موضوعات مطروحه مورد بحث و بررسی قرار می گیرند.
۱۰۲۵.

بررسی مبنای حیثیت تعلیلیه تحلیلیه بودن وجود برای ماهیت موجوده در تفسیر عینیت وجود و ماهیت از اصالت وجود صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۱۵۲
اصالت وجود پایه ی حکمت متعالیه است. در برداشت از آن بین صدراییان اختلاف است. یکی از منشأ های مهم اختلاف، برداشت های مهم از «ماهیت» است. بعضی ماهیت را حد وجود دانسته اند. بعضی تصور و خیال الوجود و بعضی عین و متن وجود شمرده اند. این نوشتار به بررسی برداشت عینیت از ماهیت پرداخته، با عنوان «تفسیر عینیت» از آن یاد کرده و با روشی تحلیلی توصیفی، با هدف تبیین اصالت وجود صدرایی، یکی از مبانی تفسیر عینیت از اصالت وجود صدرایی را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که در تفسیر عینیت، وجود با ماهیت مقایسه شده و یکی از مبانی که توانسته است اجازه ی چنین مقایسه ی نادرستی را صادر نماید، حیثیت تعلیلیه ی تحلیلیه بودن وجود برای ماهیت است که به علت خلط بین عالم تحلیل و عالم خارج و نیز به علت لزوم واجب بالذات بودن تمام ممکنات، نمی توان آن را پذیرفت.
۱۰۲۶.

ردّیه زاگزبسکی بر اصل استلزام قدرت: ارزیابی و نقد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۸۸
در مساله علم الهی و اختیار انسان،اصل استلزام قدرت با نفی وجود شرطی خلاف واقع اختیار، دستاویزی مهم در زیرسوال بردن اختیار انسان محسوب می شود. بنا بر اصل استلزام قدرت،شرطی خلاف واقع اختیار صادق نداریم.لیندا زاگزبسکی با طرح مثال هایی که آن ها را از مصادیق شرطی های خلاف واقع اختیار می داند،درصدد است تا ضمن بیان فهم جدیدی از لزومی بودن که شرط لازم گزاره های خلاف واقع اختیار است، نشان دهد که می توان با ارائه مثال هایی شمول اصل استلزام قدرت را، به عنوان یک اصل، نقض نموده و بدین ترتیب آن را از اعتبار ساقط کرد.زاگزبسکی از طریق بیان ضرورت در بستر جهات فهم جدید از لزومی بودن به معنای استلزام اکید به دست می دهد.فارغ از این که اصل مذکور صادق یا کاذب باشد، غایت این مقاله ارزیابی و نقد مثال-های زاگزبسکی است.به این منظور خصیصه لزومی بودن مثال های ایشان را با طرح در بستر جهات و استلزام اکید به معنای متعارف آن بررسی می کنیم و نشان خواهیم داد که الف) منطق حاکم بر مثال ها، اعم از این که در کدام بستر بررسی شوند، متقن نیست و مثال های موردنظر نمی توانند آن چنان که زاگزبسکی مدعی است ناقض اصل استلزام قدرت باشند؛ و ب) مساعی زاگزبسکی در بیان فهم نوینی از لزومی بودن در بستر موجهات وافی به مقصود نیست.
۱۰۲۷.

ویژگی های دازاین در کتاب وجود و زمان هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۲۲۸
در این مقاله سعی داریم به ویژگی های دازاین در کتاب وجود و زمان هایدگر به نحو مشخص و ملموس بپردازیم. هایدگر در کتاب مشهور خود وجود و زمان  (L' être et le temps)می خواهد چگونگی دسترسی انسان را به وجود نشان دهد. ابتدا چگونگی سؤال از وجود را مطرح می کند و سپس می گوید همه چیز در دایره وجود قرار دارد و از خود سوال می کند که از کدام موجود شناخت وجود را باید آغاز نماییم؟ پاسخ او این است که شناخت وجود یا هستی را از موجودی شروع بکنیم که از وجود سؤال می کند. او آن موجود را وجود- آنجایی یا Dasein می نامد. علت اینکه هایدگر به جای انسان اصطلاح دازاین را انتخاب کرده هدفش نجات دادن انسان از تنگناهای تعاریف قبلی از انسان (مثل حیوان ناطق ارسطویی یا جوهر اندیشنده دکارتی و غیره) است. او به بررسی ویژگی های ذاتی و واقعی دازاین مانند احساس موقعیت و فهمیدن یعنی پیدا کردن امکانات تازه، زبان که به نظر هایدگر خانه هستی است و همچنین به توانایی بودن و غیرقابل پیش بینی بودن دازاین اشاره می کند. او تأکید می کند که انسان به عنوان سوژه یک ماهیت تغییرناپذیر و ثابت ندارد. هر دازاین شخصاً یک حادثه است که خود را بنابر آینده زمانمند می کند. دازاین پیشاپیش به توسط یک ماهیت یا سرشتی متعین نشده است. او یک دازاین تاریخمند است که با خویشتن خویش (mienneté) خود را مشخص می سازد و هر رفتار خودش را با آینده تبیین می کند. انسان به هر حالتی که برسد باز هم می تواند به صورت های دیگری پدیدار شود. او همواره یک «نه هنوزی» (pas encore)  دارد.
۱۰۲۸.

دامنه مقولی شهود ماهیات پدیده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۴۸
ماهیت پدیده شناختی، مابازای اُبژکتیو یک مفهوم است که شهود می شود. پدیده شناسی علم این ابژه ها و درباره آن هاست؛ اما آیا تمامی مفاهیم می توانند واجد ماهیت باشند؟ اهمیت این پرسش در این است که هر مفهومی که نتواند ماهیت داشته باشد، از حوزه پدیده شناسی حذف می شود. معنای پدیده شناختی چنین مفاهیمی مسئله ای چالش برانگیز است. کنارگذاشتن یک موضوع از پدیده شناسی نتیجه اعتقاد به امتناع دست یابی به ذهنیتی متقن درباره آن است؛ زیرا نمی توان شهودی واضح و متمایز از آن داشت؛ درنتیجه، چنین مفهومی فی نفسه مبهم، مغشوش یا درنیافتنی است و هر مفهوم پردازی یا موضعی درباره آن درنهایت، مصادره اوبژه مذکور و موضعی دل بخواهی خواهد بود. دل بخواهی بودن در اینجا می تواند به معنای ابتنا بر موضعی متافیزیکی و البته غیرمتقن، اطلاقی جمعی (فرهنگی) یا ذوقی شخصی یا هنرمندانه باشد. در همان حال، شناسایی مقولاتی خارج از دامنه پدیده شناسی با انتظار ما از آن به عنوان جامع تمام علوم ناهم خوان است؛ اما شهود ماهیت در برخی مقولات مسئله ساز و مناقشه برانگیز است. چنین امکانی برای مفاهیم نظری، انواع طبیعی، مفاهیم فرهنگی و کلیات متعالی هرکدام به نحوی زیر سؤال رفته است. در این متن ابتدا این مسائل به تفصیل بیان می شود و سپس به آنها پاسخ داده می شود. تمام این نقدها در پایبندی به تعلیق پدیده شناختی، ناواقعی بودن ساحت استعلایی و سولیپسیستی بودن پژوهش پدیده شناختی دچار قصور شده اند. قصور آنها ناشی از اتکا به علوم در پژوهش پدیده شناختی است. درنهایت، طبق ملاحظات مطرح شده، شهود ماهیت معنایی جز تشخیص تعلق یا عدم تعلق یک ابژه منفرد به مفهوم کلی متناظر ماهیت مدنظر ندارد؛ درنتیجه، امتناع شهود ماهیت برای یک مقوله به معنای امتناعِ داشتن موضعی درباره تعلق هیچ ابژه ای تحت مقوله مذکور است؛ درحالی که تمام اشکالات فوق به چنین تشخیصی اذعان دارند.
۱۰۲۹.

ابتناء نظام فلسفی چارلز سندرز پیرس بر خطاپذیرانگاری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۵۲
در این مقاله، با معرفی خطاپذیرانگاری، که آموزه اصلی در دیدگاه های تکاملی نظام فلسفی چارلز سندرز پیرس است، استدلال می شود او با آموزه شانس انگاری که ماهیتی تکاملی دارد و تدوین قانون بزرگ تکامل کیهانی که مبتنی بر شانس انگاری، پیوسته انگاری و عشق انگاری است، جهانی را معرفی می کند که هیچ گاه به نظم کامل نمی رسد. در این جهان تکاملی، خودانگیختگی مطلق که همواره به مقدار بسیار کم در هر قانونی باقی می ماند، بخش های نامتعیّن جدیدی را ایجاد می کند که اگرچه در مسیر تکاملی نظم بیشتری می یابد و به حالت متعیّن نزدیک می شود اما باقی ماندن این مقدار خودانگیختگی و نامتعیّن بودن در جهان مبنای آموزه خطاپذیرانگاری پیرس قرار می گیرد. در ادامه مقاله از آنجا که پژوهش درخوری در بحث اختصاصی مقاله دیده نشد، به نحوی دقیق تر معنای خطاپذیرانگاری در پیرس، بیان و تکاملی بودن این آموزه برجسته می شود. مثال هایی نیز از معرفت شناسی، متافیزیک، الهیات و فلسفه علم پیرس عرضه شده است تا دقیق تر مشخص شود که کلیت نظام پیرس بر این آموزه، استوار است. در انتها اشاره می شود که نظریه صدق پیرس نیز با این آموزه همخوان است و ازآنجا که نظریه صدق مختار هر فیلسوف، نقشی اساسی در تمامی نظام فلسفی او خواهد داشت، این هم خوانی را به مثابه شاهدی دیگر بر دعوی خود آورده ایم.
۱۰۳۰.

واکاوی دیدگاه سهروردی در باب مسئله اصالت وجود یا ماهیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۲۰۴
بنا بر نظر مشهور سهروردی معتقد به اصالت ماهیت بوده و این امر هر چند نه با عنوان نزاع اصالت یا اعتباریت وجود و ماهیت به همان شکلی که در زمان ملاصدرا و متاخرینِ از ایشان مطرح بوده است لکن با مفاهیمی که روح همین نزاع بر آن حاکم بوده، نزد ایشان مطرح بوده است که در آثار برجسته ی این فیلسوف قابل رهگیری است. در این مقاله سعی شده است با خوانشی دوباره بر مبنای آگاهی پیشینی سهروردی از مسئله اعتباریت وجود در آراء فلاسفه پیش از خود و نیز لوازم پسینیِ ضروری دفاع از اعتقاد به اصالت ماهیت در شکل گیری اعتقاد به اعتباریت وجود و پیامدهای آن، به ارزیابی آراء ایشان پرداخته و حقیقت معنای این گرایش با توجه به تعاریف موجود در کلمات او و همچنین کلمات بزرگانی چون ملاصدرا تبیین شود. در پایان ریشه های حقیقی قابل بیان نزاع او با قائلان به اصالت وجود واکاوی و تفاوت در نظام فکری و اصطلاحی فلسفه اشراق با فلسفه مشاء و همچنین عدم التفات و توجه به تفاوت "معنای مصدری" و "معنای اسمی" وجود به عنوان کلید حل مشکل بیان می گردد.
۱۰۳۱.

تأثیر آراء فرهنگی-اجتماعی لیوتار بر مؤلفه های هنر پست مدرن پیشرو و معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
پست مدرن به عنوان یک جریان هنری، در ابتدای راه خود، با واکنش و اعتراض علیه عقل محوری و کارکردگرایی دنیای مدرن، نخست در هنر معماری نمایان و به تدریج حیطه های دیگر هنری را در بر گرفت. از سویی و در ادامه این مسیر، هنر پست مدرن پیشرو به مثابه یک فعالیت فرهنگی، اجتماعی، هنری و فلسفی، اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم عرضه و شناخته شد. هنر پست مدرن پیشرو تا دوران معاصر نیز امتداد مسیر و حضور دارد. سؤال بنیادین اینجا این است که هنر پست مدرن پیشرو و معاصر در جهت تحقق رسالتش برسازنده چه مؤلفه هایی بوده و شاخص ترین آن مؤلفه ها متکی به چه پشتوانه فکری و نظری است؟ این گونه به نظر می آید که مؤلفه های شاخص این ژانر هنری پست مدرن تأثیرپذیری ژرفی از نظریه های فرهنگی_اجتماعی لیوتار داشته است. پژوهش در جهت تبیین این ادعا به واکاوی متقن رابطه وجوه آراء فرهنگی_اجتماعی لیوتار با 10 مؤلفه بنیادین هنر پست مدرن معاصر و پیشرو می پردازد.
۱۰۳۲.

تعریف سه جزئی ابن سینا از معرفت؛ عدول یا پایبندی به تعریف چهارجزئی فارابی؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۰۴
مسئله تعریف «معرفت»، از مهم ترین و در عین حال پرچالش ترین مسائل در طول تاریخ دانش «معرفت شناسی» است. فارابی با تأثیرپذیری فراوان از نظام شناخت شناسی افلاطون، به ویژه در رساله های «تئتتوس»، «منون»، «جمهور»، «اوتیفرون» و «فایدون» معرفت ممکن و مطلوب در حوزه جهان بینی و گزاره های نظری و غیر بدیهی را «معرفت یقینی» می داند. تعریف وی از «معرفت یقینی» یا همان «یقین منطقی بالمعنی الأخص» مشتمل بر چهار رکن «اعتقاد جازم صادق ثابت» است. تقریباً تمام فیلسوفان، منطق دانان و معرفت شناسان مسلمان، اعم از قدما، متأخران و معاصران تعریف فوق را پذیرفته و در تثبیت و تکمیل آن اهتمام ورزیده اند. اما در این میان، ابن سینا با ذکر نکردن قید «صدق»، ظاهراً به ارائه «تعریفی سه جزئی» از معرفت روی آورده است. درباره وجه فقدان مقوّم «صدق» در تعریف ابن سینا از «معرفت»، به طور کلی دو فرضیه قابل تصور است: انصراف و عدول، یا التزام و پایبندی وی به تعریف مشهور. محققان عرصه فلسفه و معرفت شناسی فرضیه دوم را پذیرفته و به منظور اثبات مدعای خود، دست کم دو تفسیر و توجیه مطرح کرده اند. در تحقیق حاضر با قبول فرضیه دوم، دلایل سایر صاحب نظران طرح، نقد و ابطال گشته و سپس تفسیر بدیع سومی مطرح شده و با استناد به چهار قرینه از آثار خود ابن سینا، مدعای اصلی ( یعنی التزام و باورمندی ابن سینا به همان تعریف چهارجزئی فارابی و مشهور فلاسفه و صوری تلقی شدن تغییر وی به خاطر انتفای مؤلفه «صدق» در تعریف معرفت ) اثبات شده است.
۱۰۳۳.

از ذهن تا زبان: تبارشناسی نظریه زبانی جان لاک و چالش های تفسیر آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۶
چنانکه می دانیم، مباحث مربوط به زبان و ارتباط آن با عالم واقع؛ نقش زبان در تفکر (رابطه ذهن و زبان)، و نیز ساختار زبان و نحوه عملکرد آن از گذشته های دور در ساحت فلسفه، و بعدها در روان شناسی و زبان شناسی مورد توجه قرار گرفته و همواره سیر جدالی و تکاملی داشته است. در مقاله حاضر موضوع دیالکتیک زبان و ذهن در اندیشه لاک با تمرکز بر تفسیرهای سنتی و نوین از آن در کانون توجه قرار گرفته است. با بررسی آراء معرفت شناسانه و زبان شناسانه لاک بویژه در کتاب های «جستار در باب فاهمه بشری» و نیز «برخی ملاحظات در باب آموزش» به این نتیجه می رسیم که او با طرح نظریه رمزگشایی زبانی، کلمات را نماد مفاهیم ذهنی و زبان را آئینه فرهنگ و واقعیت می داند. این دیدگاه به دلیل پیچیدگی و ظرافت؛ تنوع پیش فرض های فلسفی و ایدئولوژیکی؛ تحولات تاریخی در فلسفه و زبان شناسی؛ و نهایتاً ابهام در نوشتار لاک با خوانش های چهارگانه سنتی، ساختارگرا، عمل گرا و فمینیستی همراه بوده است. در نوشتار حاضر ضمن تبیین و نقد و بررسی این رویکردهای چهارگانه و بیان نقاط قوت و ضعف هر یک، تلاش شده است به دور از جنجال های سیاسی- اجتماعی، ایدئولوژیکی و فمینیستی، با یک نگاه صرفا فلسفی به آراء و اندیشه این فیلسوف راه یافته و تبیین جدیدی از نظریه زبانی وی ارائه گردد.
۱۰۳۴.

Maturity, Freedom of Thought and Emancipation — on Kant’s What Is Enlightenment?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۰ تعداد دانلود : ۲۰۶
In this essay, I want to address two main aspects of the arguably central topic of Kant's treatise on Enlightenment, namely maturity: these concern the notion of the freedom of thought (Section I) and the idea of emancipation that is conveyed by maturity, the fact that it involves a process of growing up to become a citizen (Section II). Freedom of thought denotes the idea of self-agency which all human beings possess in principle whereas emancipation points to the fact that maturity is something that is not a matter of course, neither in individual cases nor for society at large. Maturity is not a natural disposition that one either possesses or not but must be developed. This means that not all human beings are de facto mature always, everywhere and all of the time. That this situation is not something that is in principle unalterable can be demonstrated by way of assessing Kant's apparent views on women's presumable minority 'according to sex'. 
۱۰۳۵.

هم تاثیری طبیعت، کیهان و ساحت الوهی در کیمیای روحانی زوسیموس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۶
برخی از مورخان علم، براین باورند که کیمیا بخشی از کنش ها و شعائر دینی است در نتیجه تاریخ آن ذیل تاریخ ادیان قرار می گیرد. در کنار این باور، کارل گوستاو یونگِ روان شناس(Carl Gustav Jung) قائل است که کیمیا بخشی از تاریخ روان شناسی است که هدف اش فهم ساختار پیچیده و عمیق روان آدمی است. منتقدان این دو رویکرد ادعا می کنند در کیمیا، آن اندازه که از کنش ها و پرکتیس های مادی و تجربی(آزمایشگاهی) بهره برده شده از مفاهیم دینی و روان شناسانه استفاده نشده است، لذا نمی توان آن را در تاریخ ادیان یا روان شناسی جای داد. در این رویکردهای تاریخ نگارانه، دلالت ها و ارجاعات زیادی به نظریات کیمیایی دوره یونانی مصری(Greco-Egyptian) می شود که یکی از مهم ترین و شاید مدون ترین آنها چارچوب نظری کیمیای زوسیموس است که به «کیمیای روحانی» مشهور شده. بازخوانی این چارچوب نشان می دهد که آراء کیمیایی زوسیموس به دلائل مختلف می تواند برای هرسه رویکرد تا حدی مناقشه آمیز باشد. دراین مقاله ضمن بازخوانی مفاهیم اساسی در این چارچوب کیمیایی، نسبت میان طبیعت(ماده) و قوای فراطبیعی و تعاملات ماده-انسان-اولوهیت بررسی شده است.
۱۰۳۶.

آیا علم مدرن قادر به حل مسائل انسان است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۲۹
یکی از ادعاهای مدرنیته توانایی انسان در پیدا کردن پاسخ برای تمام پرسش ها و حل تمام مسائل بشر ازطریق علوم مدرن است. امّا عملاً آنچه از تحقق مدرنیته در جوامع مدرن ملاحظه می شود، خلاف این ادعا را نشان می دهد. به گونه ای که دو نفر ار فیلسوفان بزرگ غربی (نیچه و هایدگر) انسان مدرن را «سرگشته» و «افسون زده» توصیف می کنند. در این مقاله، با روشی تحلیلی فلسفی می خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که چرا ادعای مذکور نمی تواند صادق باشد. به بیان دیگر، چرا علوم مدرن نمی توانند به جهان معنا دهند؟ در این راستا، واکاوی چیستی علوم مدرن و بررسی نقاط ضعف آنها لازم است. به عبارتی، آیا تاکنون پرسیده ایم باوجود نظریات متعدد «رقیب» و متناقض، آیا اعتماد پذیری و روایی علوم مدرن ممکن است؟ یا آیا علوم انسانی مدرن تمام، منسجم و رهایی بخش هستند؟ ازاین رو، لازم است ابتدا به مطالعه خاستگاه و شکل گیری علم مدرن و مدرنیته پرداخته شود و نسبت آنها با یکدیگر بررسی شود. سپس با استفاده از اصول علم مدرن، به پرسش اصلی مقاله در مورد توانایی علوم مدرن در حل مسائل بشر پاسخ داده می شود.
۱۰۳۷.

فهم جایگاه بنیادین استعاره در فلسفه از راه تأمل در معانی مختلف "استعارۀ رادیکال" در فلسفۀ ارنست کاسیرر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۱۹
در بخش نخست این مقاله از زمینه تاریخی و فلسفی طرح استعاره پرسش می شود. این زمینه با طرح تقابل دو زمینه پر رنگ می شود: تقابل سازواری استعاره و فلسفه در ارسطو و ناسازواری فلسفه (به ویژه فلسفه کانت) و سوررئالیسم در دوران مدرن. مفهوم استعاره رادیکال می کوشد این ناسازواری را به سازواری برساند. کاسیرر با طرح استعاره رادیکال متافیزیک، متافوریک و متاباسیس را کنار یکدیگر قرار می دهد. متافیزیک حاصل متافوریکی است که خود برآمده از ارتکاب به متاباسیس، یعنی گذشتن از حد یک جنس به جنس دیگر است. این متافیزیک، متافیزیکی است که همان وجود روزمره پیش رو را وجودی الوهی تلقی می کند. برای الوهی دیدن جهان باید جهش کرد و طفره رفت، همچنان که درست در سوررئالیسم جهش می کنیم و طفره می رویم. از این رو توجه به اصل لایب نیستی طبیعت دچار طفره نمی شود، سرنخ ما در این بحث است. استعاره های ارسطو مبتنی بر مماثلت بودند و لذا اصل لایب نیتسی را برآور ده می ساختند. اما سوررئالیسم با استعاره های خود از این اصل تخطی می کند. کاسیرر برای حل این ناسازواری، استعاره رادیکال را درون پارادایم گشت کپرنیکی طرح می کند. ما از آن رو که در استعاره رادیکال از جزء به کل جهش می کنیم، و خود کل را در خود جزء می بینیم، همواره گشوده به کل هستیم و این بدان سبب ممکن است که زبان گزاف کار درون فرهنگ استعاره های رادیکال می سازد و این استعاره ها خود، مقوله ها را می آفرینند و هستی را در چشم اندازی برای ما گرد می آورند. سنجه این چشم اندازها در خود آنهاست. این مقاله با طرح دو معنا از واژه رادیکال: یعنی«رادیکال به مثابه بنیادین» و «رادیکال به مثابه کاملاً مباین» این بحث را پیش می برد.
۱۰۳۸.

واکاوی تأثیر جنسیت دراستکمال و سعادت نفس از منظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف از این مقاله بررسی تأثیر جنسیت در استکمال و سعادت نفس از منظر ملاصدرا باروش تحلیل آثار فلسفی اوست. بحث از جنسیت مورد دغدغه ملاصدرا نبوده است و تنها مواردی که در آثار وی به مباحث جنسیت اشاراتی غیر مستقیم دارد بحث جایگاه ذکورت در نفس و یا ذکر زنان د ربرخی مباحث به عنوان نمونه و شاهد مثال است. اما قواعد علم النفس فلسفی حکمت متعالیه ، مجال خوبی را در جهت تبیین تأثیر جنسیت در نفس و مباحث پیرامون آن از جمله استکمال و سعادت پیش می نهد. وی استکمال نفس را در گرو کمال عقل اعم از نظری و عملی می داند و سعادت انسان در گرو رسیدن به غایت عقل نظری است. بررسی قواعد حکمت متعالیه از جمله حرکت جوهری اشتدادی ، تأثیر و جایگاه بدن در نفس،سیر اشتدادی نفس از ماده به سمت تجرد و تأثیرکسب و تعلیم در اشتداد عقلی ، می تواند محل نظریه پردازی در مورد بحث نوپدید جنسیت باشد. بررسی نشان می دهد به حکم قواعد مذکور،جنسیت در فرایند استکمال نفس، مؤثر است لیکن در مراحل عالی استکمال یعنی وصول نفس به فعلیت تام عقلانی ، همه تعینات از جمله جنسیت محو می شوند .همچنین این حقیقت که نفس در اثر ادراکات متفاوت و اعمال متفاوت ، واجد هویت های متفاوت می شود نشان می دهد جنسیت به عنوان ظرفیتی که تأثیر قابل ملاحظه ای در این تفاوت ها دارد در فرایند استکمال نفس و وصول آن به سعادت، می تواند نقش جدی داشته باشد.
۱۰۳۹.

تحلیل تطبیقی- انطباقی نظریه روح معنا از دیدگاه فیض کاشانی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۳۵
رویکردهای گوناگون علما در واژگان متشابه قرآن موجب ارائه چهار نظریه اصلی «اهل ظاهر»، «اشتراک لفظی»، «حقیقت و مجاز» و «روح معنا» شده است. نظریه روح معنا، به معنای وضع الفاظ بر ارواح معانی، عاری از خصوصیات مصادیق و در معنای آنهاست که می توان معانی را در مصادیق معقول نیز حقیقی دانست. مطابق این نظریه الفاظ متشابه قرآنی نیز امکان استعمال در مصادیق مجرد و معقول به نحو حقیقی و نه مجازی را دارند. این نظریه نخستین بار توسط غزالی مطرح شد و پس از او در آثار بزرگان عصر معاصر فرهنگ اسلامی همچون ملاصدرا، فیض کاشانی و علامه طباطبایی ادامه یافت. پژوهش حاضر در صدد پاسخ گویی به این سؤال است که نظریه روح معنا از منظر فیض کاشانی و علامه طباطبایی از حیث نحوه بیان، ادله اعتبار و کیفیت انطباق چگونه مطرح شده است. بررسی توصیفی- تحلیلی نظریه روح معنا از دیدگاه فیض کاشانی و علامه طباطبایی نشان می دهد این دو عالم بزرگ عالم اسلام در اصل پذیرش این نظریه و ارکان آن، با هم اشتراک نظر دارند؛ لکن از حیث نحوه بیان و تقریر نظریه، ادله اعتبار و به جهت مبانی تفسیری اختصاصی خویش، نسبتاً متفاوت از یکدیگر عمل کرده و منجر به گوناگونی کیفیت انطباق در تحلیل آیات قرآنی نیز شده اند.
۱۰۴۰.

معرفت شناسی به مثابه هنجاری ایدئال: تأملی بر انتقادات سهروردی به معرفت شناسی سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۳
دریافت کلاسیک مشائی از معرفت در پیوند با ذات گرایی است. این دریافت از معرفت، با انتقاداتی مواجه شده که اصل واقع گرایی معرفتی را به چالش می کشد. یکی از مهم ترین انتقادات وارد بر این دیدگاه، از جانب سهروردی مطرح شده است؛ مطابق نقدهای سهروردی به ابن سینا، ادراک انسان اولاً بر اساس مواجهه حسی با عالم خارج شکل می گیرد و ثانیاً نمی توان هیچگاه به این یقین دست یافت که تمام ذات به ادراک انسان درمی آید. ازاین رو به نظر می رسد پذیرش واقع گرایی ذات گرا از معرفت، توان تبیین معرفت را ندارد. در این مقاله استدلال می شود که پاسخ به این چالش در گروی فهم سرشت معرفت شناسی کلاسیک است: معرفت شناسی کلاسیک به دنبال ترسیم وضعیتی ایدئال از معرفت است که همواره معرفت بالفعل انسانی را در نسبت با این ایدئال ارزیابی می کند. از این رو گرچه درک ذوات معقول اشیاء امری صعب محسوب می شود، ولی ایدئالی معرفتی برلی سنجش معرفت بالفعل بشری است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان