فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
Financial development has been the main factor for economic development in different countries, and the causal relationship between financial development and economic development is part of the macroeconomic relations that have been examined many times. Yet studies on fishermen's poverty have rarely been done. Many residents of coastal villages are engaged in fishing activities. Small-scale fishing on various coasts in the north of Iran is an important source of employment, income and nutrition for coastal villages. This characteristics and effects have not been well examined. This study has investigated the poverty of Iranian fishermen in Gilan, Mazandaran and Golestan provinces due to changes in financial development.. The study was based on the Threshold Vector Auto Regression (TVAR), between 2000 to 2020. The research results confirm the existence of a nonlinear relationship between financial development and poverty. A significant relationship between financial development and income distribution was also confirmed on the poverty of northern Iranian fishermen.
اثر اقتصاد چرخه ای و حکمرانی بر سیاست پولی در کشورهای عضو OECD(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
83 - 95
حوزههای تخصصی:
اقتصاد چرخه ای در مقابل رویکرد سنتی اقتصاد خطی قرار می گیرد که در آن مدل تولید به صورت دریافت مواد اولیه، تولید و دور انداختن است. کاهش ضایعات و آلودگی، کیفیت نهادها و نوع حکمرانی می تواند بر سیاست های پولی اثرگذار باشد. سیاست های پولی می توانند انگیزه های مالی ایجاد کنند که افراد به سمت پروژه های پایدار و دوستدار محیط زیست حرکت کنند. لذا در این مطالعه به بررسی اثرات اقتصاد چرخه ای و حکمرانی بر سیاست های پولی در کشورهای عضو OECD طی سال های 2000 تا 2023 با استفاده از روش حداقل مربعات کاملاً اصلاح شده و حداقل مربعات معمولی پویا پرداخته خواهد شد تا بررسی شود این متغیرها به چه صورت بر روی یکدیگر تأثیرگذار هستند. نرخ بهره که نشان دهنده سیاست پولی است متغیر وابسته، 6 متغیر حکمرانی و 6 متغیر مربوط به اقتصاد چرخه ای به عنوان متغیرهای مستقل وارد مدل خواهند شد. نتایج نشان داد متغیرهای انرژی تجدیدپذیر، هزینه تحقیق و توسعه، کیفیت مقررات و اثربخشی دولت اثر منفی و معنادار بر نرخ بهره کشورهای عضو OECD داشته و بیکاری، استفاده از اینترنت، تولید ناخالص داخلی، حاکمیت قانون، ثبات سیاسی و کنترل فساد، اثر مثبت و معنادار بر نرخ بهره داشته اند. لذا هنگامی که این کشورها بخواهند نرخ بهره را برای تحریک اقتصاد، افزایش سرمایه گذاری و مصرف پایین آورند باید متغیرهای اثرگذار منفی را افزایش داده یا مثبت ها را کاهش دهند و برخلاف آن اگر بخواهند نرخ بهره را برای کنترل تورم و کاهش تقاضای کلی در اقتصاد افزایش دهند باید برخی هزینه ها را کم کرده و سیاست های حکمرانی مانند ثبات سیاسی، کنترل فساد و حاکمیت قانون را بهبود بخشند تا این سیاست ها اثرگذار بوده و نرخ بهره برای اهداف دولت اثرگذار باشد.
بررسی راهبردهای موفقیت در بازاریابی تداوم کسب وکار در صنعت گاز: رویکرد کیفی و کمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی در صنعت نفت و انرژی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۶
185 - 202
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به طراحی مدل بازاریابی تداوم کسب وکار در صنعت گاز در شرایط عدم قطعیت پرداخته و به روش های توسعه ای و کاربردی انجام شده است. این مطالعه شامل دو مرحله کیفی و کمی است. در مرحله کیفی، با 17 خبره در حوزه انرژی مصاحبه شد و در مرحله کمی، مدل اولیه با استفاده از پرسشنامه و مدل سازی معادلات ساختاری تأیید گردید. حجم نمونه شامل 384 کارشناس صنعت گاز بود. یافته ها نشان دادند که در شرایط علی، الزامات محیط کسب وکار، الزام های زیست محیطی، عدم تناسب قوانین و ریسک های استخراج تأثیرگذار هستند. در شرایط مداخله گر، توانایی تأمین زیرساخت ها و موانع ساختاری مورد بررسی قرار گرفتند. در نهایت، سه راهبرد کلیدی شامل توسعه تعاملات بین المللی، تکیه بر توانایی های داخلی و بهبود حکمرانی شناسایی و پیامدهای آن ها در مقابل عدم قطعیت، مانند توسعه اقتصادی و گسترش فناوری ها بررسی شدند.
طراحی مدل ارتقاء کار داوطلبانه در ورزش با رویکرد سرمایه اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
169 - 192
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ارتقاء کارداوطلبانه در ورزش با رویکرد سرمایه اجتماعی انجام گرفت. ماهیت تحقیق حاضر از نوع توصیفی پیمایشی می باشد و جمع آوری داده ها به شکل میدانی انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل تمامی متخصصان و اساتید حوزه مدیریت ورزشی و صاحب نظران حوزه داوطلبی و جامعه شناسی در ورزش کشور و همچنین و افراد دارای سابقه داوطلبی و همکاری با فدراسیون های ورزشی بود که بر اساس استعلام از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و دفتر مشترک فدراسیون های ورزشی، تعداد آن ها 599 نفر تخمین زده شد. با توجه به تعداد بالای نمونه و عدم دسترسی به تمام جامعه، تعداد 250 نفر از طریق جدول مورگان و به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شده و در نهایت 220 پرسشنامه کامل و قابل بررسی به محقق ارجاع داده شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مدیریت داوطلبی بود که روایی آن توسط تحلیل عاملی و تأییدی مورد بررسی قرار گرفت و توسط ده نفر از اساتید مدیریت ورزشی تأیید شد. پایایی ابزار نیز به وسیله آلفای کرونباخ 91/0 محاسبه و تأیید گردید. نتایج نشان داد رویکرد سرمایه اجتماعی بر ارتقاء کار داوطلبانه در ورزش اثر می گذارد. همچنین، در ارتباط بین رویکرد سرمایه اجتماعی و ارتقاء کارداوطلبانه، به ترتیب داوطلبی آرمان گرایانه، داوطلبی دگرخواهانه، داوطلبی شهروندی، داوطلبی توسعه گرا، داوطلبی و توسعه فردی و داوطلبی اجتماعی بیشترین تأثیر را دارند. چنانچه مسئولین مربوطه با رویکرد توسعه فرایند داوطلبی برنامه های خود را طرح ریزی و اجرا کنند، می توانند کار داوطلبانه در ورزش را ارتقا دهند.
بررسی تأثیر رفتار توده وار سرمایه گذاران بر مدیریت سرمایه گذاری و ادراک از کارایی بازار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفتار توده وار از جمله سویه های رفتاری در بازارهای مالی است که به تمایل گروهی از سرمایه گذاران به پیروی از اجماع بازار و نادیده گرفتن باورها و اطلاعات شخصی اطلاق می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی این است که آیا رفتار توده وار سرمایه گذاران بر ادراک کارایی بازار، تصمیمات و عملکرد سرمایه گذاری معامله گران حقیقی بازار بورس اوراق بهادار تهران تأثیر می گذارد یا خیر. برای جمع آوری داده ها 253 پرسش نامه از سرمایه گذاران حقیقی بورس تهران در سال 1402 جمع آوری گردید و فرضیه ها با استفاده از معادلات ساختاری آزمون شدند. نتایج پژوهش نشان داد که رفتار توده وار سرمایه گذاران تأثیر منفی قابل توجهی بر فعالیت های مدیریت سرمایه گذاری (از جمله تصمیم های سرمایه گذاری و عملکرد سرمایه گذاری) و ادراک از کارایی بازار سرمایه گذاران حقیقی بورس تهران دارد. بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت، رفتار توده وار که ناشی از پیروی غیرمنطقی از دیگران و نبود اعتمادبه نفس و دانش مالی کافی است، منجر به تصمیم های شتاب زده، افزایش هزینه های معاملاتی، کاهش توانایی تحلیل مستقل، و افت کیفیت عملکرد سرمایه گذاری می شود. ضروری به نظر می رسد که سرمایه گذاران بر اساس توانایی تحلیل مالی و سطوح تجربه خود، تحلیل مناسب از فرصت های سرمایه گذاری انجام داده، تصمیمات سرمایه گذاری بهتری بگیرند و به سمت فرصت های سرمایه گذاری بهینه حرکت کنند. دانش افزایی پژوهش در تمرکز بر سرمایه گذاران حقیقی به جای سرمایه گذاران نهادی است.
ترسیم سناریوی تحول دیجیتال سازمان مبتنی بر هوش دیجیتال: رویکرد شناختی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
253 - 284
حوزههای تخصصی:
تحول دیجیتال به عنوان یکی از چالش های راهبردی سازمان های بزرگ صنعتی، نیازمند درک عمیقی از چالش ها و پیشران های درونی و بیرونی سازمان است. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های تحول دیجیتال و ترسیم سناریوهای تحول در یک سازمان صنعتی بزرگ با تأکید بر نقش هوش دیجیتال انجام شد. طرح پژوهش از نوع ترکیبی اکتشافی بود و در سه مرحله اجرا شد. در مرحله کیفی، جامعه آماری شامل ۳۰ نفر از مدیران، متخصصان و کارشناسان تحول دیجیتال در شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس بود که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و از مصاحبه نیمه ساختاریافته به عنوان ابزار گردآوری داده استفاده شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل تم انجام گرفت. در مرحله کمی، از مشارکت ۱۰ نفر از خبرگان برای تکمیل ماتریس تأثیرات علّی استفاده شد و داده ها با روش نقشه شناختی فازی تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که چالش های تحول دیجیتال در چهار سطح حکمرانی، ساختاری، منابع انسانی و محیط رقابتی قابل دسته بندی هستند و چالش هایی چون زیرساخت فناوری ناکارآمد، نبود سیاست روشن برای داده و سبک رهبری غیر دیجیتال، بیشترین اثرگذاری را بر دیگر عوامل دارند. سناریوهای ترسیم شده نیز نشان دادند که اصلاح ساختار، ارتقاء مهارت دیجیتال و انگیزش میان مدیران نقش مهمی در موفقیت تحول دارند. نتیجه گیری این پژوهش آن بود که تحول دیجیتال نیازمند نگاهی سیستمی، ترکیبی و آینده نگر است و بدون هم راستایی هم زمان در سطوح مختلف سازمانی، پیاده سازی فناوری های نوین اثربخش نخواهد بود. استفاده از هوش دیجیتال به عنوان عامل واسطه ای راهبردی می تواند به طور معناداری موفقیت این مسیر را تسهیل کند.
شناسایی اهداف راهبردی و تدوین نقشه راهبرد با رویکرد ساختار تفسیری مبتنی بر اعداد Z(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فضای رقابتی امروزی، سازمان ها نیازمند ابزارهایی دقیق و ساختاریافته برای ارزیابی عملکرد و دستیابی به اهداف راهبردی خود هستند. با این حال، یکی از چالش های اصلی، فقدان مدلی جامع جهت ترسیم روابط علّی و معلولی میان اهداف راهبردی و اولویت بندی شاخص های عملکردی در سطوح مختلف سازمان است. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف تدوین نقشه استراتژی و اولویت بندی شاخص های کلیدی عملکرد، با بهره گیری از رویکرد کارت امتیازی متوازن و روش های تصمیم گیری چند معیاره در شرکت الوند ژنراتور انجام پذیرفت. با توجه به ویژگی های خاص این صنعت دو منظر «کارکنان» و «تأمین کنندگان» نیز علاوه بر چهار منظر اصلی در مدل نهایی لحاظ شد. در گام نخست، با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری، اهداف استراتژیک سازمان در قالب شش منظر (مالی، مشتری، فرایندهای داخلی، رشد و یادگیری، کارکنان و تأمین کنندگان) شناسایی و سطح بندی گردید. سپس با استفاده از تکنیک ارزش نزدیکی مبتنی بر اعداد Z، شاخص های کلیدی عملکرد مرتبط با هر هدف استخراج و بر اساس داده های حاصل از پرسشنامه های تخصصی، اولویت بندی شدند. یافته های پژوهش نشان داد که هدف «آموزش کارکنان» در پایین ترین سطح نقشه استراتژی قرار داشته و نقش محرک اصلی را ایفا می کند و اهدافی نظیر «افزایش سودآوری»، «افزایش درآمد»، «وفاداری مشتری»، «ارزش برند» و «بهبود تحقیق و توسعه» در سطوح بالاتر، بیشترین تأثیرپذیری را دارند . همچنین شاخص هایی مانند «نرخ افزایش مشتریان وفادار»، «نرخ حفظ مشتری»، «نسبت هزینه تحقیق و توسعه به درآمد» و «نرخ حوادث ثبت شده» دارای اولویت بالایی در ارزیابی عملکرد بودند. در نهایت، نتایج پژوهش می تواند به تدوین راهبردهایی کاربردی در زمینه بهبود عملکرد سازمان، افزایش مزیت رقابتی و ارتقاء تصمیم گیری مدیریتی در شرکت الوند ژنراتور منجر شود و زمینه ساز توسعه مدل های ارزیابی دقیق تر در صنایع مشابه گردد.
بررسی تأثیر محتوای کاربرساخته بر قصد خرید و خرید تکانشی با میانجیگری نگرش به خرید برخط در صنعت مُد و پوشاک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
438 - 465
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه با گسترش دسترسی عموم افراد به بسترهای تولید محتوا، کاربران می توانند به راحتی تجربه های خرید و تعامل با برندها و محصولات مختلف را به شیوه های گوناگون به اشتراک بگذارند. این محتواها، به طور بالقوه می توانند برای برندها مزیت های زیادی را به همراه داشته باشند؛ زیرا سایر کاربران این محتواها را معتبرتر و صادقانه تر از تبلیغات رسمی برندها درک می کنند. برندهای مُد و پوشاک نیز که از پُرمخاطب ترین صفحات در شبکه های اجتماعی هستند، باید به محتوای کاربرساخته توجه ویژه ای داشته باشند و آن را به شیوه ای مناسب مدیریت کنند.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری و تحلیل اطلاعات، توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، مصرف کنندگان برندهای مُد و پوشاک در فضای برخط در نظر گرفته شد. روش نمونه گیری این پژوهش، نمونه گیری در دسترس بود و داده ها از ۳۰۴ مصرف کننده محصولات مُد و پوشاک در شهر تهران گردآوری شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه بود. برای تحلیل داده ها، از روش مدل سازی معادلات ساختاری، در نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که محتوای کاربرساخته بر قصد خرید، خرید تکانشی، رفتار تکانشی و نگرش به خرید آنلاین اثر معناداری دارد. نگرش به خرید آنلاین، بر قصد خرید و خرید تکانشی اثر معناداری دارد. همچنین رفتار تکانشی بر قصد خرید و خرید تکانشی اثر معناداری دارد.
نتیجه گیری: با استفاده از محتوای کاربرساخته، کسب وکارها می توانند پیوندهای عاطفی قوی تری را با مصرف کنندگان برقرار کنند، به تقویت تعامل ها بپردازند و فروش را افزایش دهند. افزون براین، یافته های پژوهش اهمیت طراحی استراتژیک کمپین های محتوای کاربرساخته را که با ارزش های مصرف کنندگان هم سو باشد، برجسته می کند و هم اقدام های فوری (مانند خریدهای تکانشی) و هم وفاداری بلندمدت به برند را تقویت می کند. این پژوهش به درک عمیق تر روان شناسی مصرف کننده در عصر دیجیتال کمک می کند و راهنمایی های ارزشمندی را برای بازاریابان، به منظور بهینه سازی ظرفیت های محتوای کاربرساخته برای رشد کسب وکار ارائه می دهد.
Environmental and Social Impacts of Off-Road Tourism in the Forests of Gilan, Northern Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In recent years, off-road (4×4) tourism has become one of the most popular forms of nature-based recreation in the forests of Gilan. The combination of forest trails, pristine landscapes, and the thrill of driving through rugged terrain has attracted many visitors to the region. However, the unbalanced development of this tourism activity has led to significant environmental and social challenges. This study aims to examine the environmental and social impacts of off-road tourism in Gilan’s Forest ecosystems and to propose practical strategies for the sustainable management of such activities. A descriptive-analytical approach was adopted, and data were collected through field observations, interviews with local communities, and a review of environmental reports. The findings reveal that off-road driving causes soil erosion, vegetation destruction, noise pollution, and a decline in wildlife population within the forests. From a social perspective, the growing influx of off-road tourists has altered local lifestyles, created cultural conflicts, and reduced community satisfaction with tourism activities. To mitigate these challenges, it is recommended that designated routes be established for off-road vehicles, environmental monitoring systems be strengthened, and educational programs be provided to raise awareness among visitors and local residents. Furthermore, the development of alternative forms of tourism—such as ecotourism and nature-based cycling—can help preserve the environment while fostering positive engagement between tourists and local communities.
بررسی تأثیر عوامل دوسوتوان بر چابکی بازاریابی بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
47 - 70
حوزههای تخصصی:
در کمتر مطالعه ای عوامل مؤثر بر شکل گیری چابکی بازاریابی بین الملل مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش، استفاده از تعریف دوسوتوانی ظرفیت محور (برنامه ریزی بازاریابی و حفظ انعطاف پذیری) و ستاده محور (چابکی فرایندی و سابقه کارآفرینی) بنا بر تحقیقات پیشین و بررسی اثرگذاری آن ها بر روی چابکی بازاریابی بین الملل است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از منظر روش، توصیفی پیمایشی است که به صورت کمی و با توزیع پرسشنامه به روش غیراحتمالی در دسترس در میان کارآفرینان و صادرکنندگان فعال انجام شده است. تعداد 201 پرسشنامه با نرم افزار اموس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد که در مقایسه میان دوسوتوانی ظرفیت محور و ستاده محور، با این که هر دو بر چابکی بازاریابی بین الملل تأثیر مثبت و معنادار دارند، اما میزان تأثیرگذاری دوسوتوانی ظرفیت محور بسیار بیشتر است. در مقایسه تأثیرگذاری مستقل ابعاد دوسوتوانی ها بر چابکی بازاریابی بین الملل، برنامه ریزی بازاریابی، حفظ انعطاف پذیری و چابکی فرآیندی بیشترین تا کمترین تأثیر را بر چابکی بازاریابی بین الملل داشته و سابقه کارآفرینی تأثیر معنادار بر چابکی بازاریابی بین الملل نداشت. از طرف دیگر افزایش تأثیرگذاری حفظ انعطاف پذیری بر چابکی بازاریابی بین الملل نسبت به برنامه ریزی بازاریابی و تفاوت این نتیجه با تحقیقات قبلی می تواند نشان از آن داشته باشد که بازارهای جهانی با توجه به اتفاقاتی که در طی چند سال اخیر برای جهان افتاده است، نیاز به انعطاف پذیری را بیشتر از قبل احساس می کنند.
تدوین الگوی سه سطحی راهبردی شهروندی شرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
301 - 322
حوزههای تخصصی:
سازمان ها برای استمرار حیات در محیط پویای امروزی باید از ابزارها و روش ها برای ایجاد مزیت رقابتی و ارزش افزوده به منظور جذب و حفظ مشتری بهره گیرند. با پیچیده شدن روزافزون سازمان ها و افزایش کارهای غیراخلاقی و غیرقانونی در محیط های کسب وکار، اهمیت توجه به اخلاق در کسب وکار ضروری است. از این رو، یکی از ابزارهای اساسی، درک شهروندی شرکتی است. بنابراین، هدف این پژوهش دستیابی به الگوی پیامدهای سه سطحی برای شهروندی اشخاص، سازمان و جامعه است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران شرکت های فعال در صنعت مواد غذایی در استان قم بوده که با روش نمونه گیری در دسترس، 400 نمونه جمع آوری شد. ابزار اصلی جهت گردآوری داده ها، پرسشنامه است. برای بررسی و تأیید روایی پرسشنامه پژوهش حاضر روایی محتوا، روایی سازه و روایی همگرا بررسی شد. جهت بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای اس. پی. اس. اس و لیزرل استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شهروندی شرکتی در سطح فردی بر خوداثربخشی شغلی، تعهد عاطفی سازمانی، هویت سازمانی، وفاداری مشتریان، اعتماد به برند، تبلیغات توصیه ای و در سطح جامعه بر سرمایه اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری دارند؛ همچنین، در نهایت تأثیر غیرمستقیم خوداثربخشی شغلی و تعهد عاطفی سازمانی بر عملکرد تجاری مورد تأیید قرار گرفت.
طراحی مدل ساختار تفسیری نگرش کارکنان از لحاظ امنیت شغلی در مواجهه با بلاکچین در افق 2031(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
109 - 130
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به طراحی مدل نگرش کارکنان از لحاظ امنیت شغلی در مواجهه با بلاکچین در افق 2031 براساس مدل سازی ساختاری تفسیری بوده است. این پژوهش از نظر هدف، اکتشافی و از نظر رویکرد، کیفی است. در این پژوهش، با مصاحبه 15 خبرگان مورد بررسی قرار گرفت. از روش گلوله برفی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد و سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون، اطلاعات استخراج شده از متون و مصاحبه ها دسته بندی و تحلیل شدند. با توجه به اهداف موردنظر، از مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی متون براساس استراتژی تحلیل مضمون برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. در نهایت به 72 کد پایه 14 مضمون پایه در قالب 6 مضمون سازمان دهنده و 1 مضمون فراگیر طبقهبندی شدند به دست آمد. که در نهایت براساس روش مدل سازی ساختاری تفسیری الگوی نهایی به دست آمد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که این پژوهش با ارائه بیش بینی دقیق درباره نگرش کارکنان بانک نسبت به امنیت شغلی در مواجهه با بلاکچین، می تواند به بانک ها در یافتن راهکارهای مؤثر برای ایجاد محیط کاری پایدار و امن کمک کند.
عوامل اثرگذار و اثرپذیر بازاریابی مشتریان صنعت گردشگری در ایران با رویکرد تکنیک دیمتل فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی عوامل اثرگذار و اثرپذیر بازاریابی مشتریان صنعت گردشگری در ایران با رویکرد تکنیک دیمتل فازی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، برحسب زمان گردآوری داده، مقطعی و برحسب روش گردآوری داده ها و یا ماهیت و روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش 10 نفر از خبرگان شامل کارشناسان، پژوهشگران، متخصصین دانشگاهی و آشنا با بازاریابی در صنعت گردشگری، همچنین به منظور تناسب اعتبار مدل می باشند. حجم نمونه با روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند و در دسترس (قضاوتی) انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تأثیرگذاری و اولویت بندی از تکنیک دیمتل فازی استفاده گردید. یافته ها نشان داد که 3 بعد، 8 مؤلفه و 41 شاخص شناسایی گردیده است. ابعاد استخراج شده شامل بعد کیفیت خدمات شامل مؤلفه های رضایت از خدمات گردشگری، امکانات زیربنایی، هزینه های گردشگری؛ بعد سیاست گذاری بازاریابی، شامل مؤلفه های سیاست گذاری های کلان، برنامه ریزی و مدیریت؛ بعد تجربیات گردشگری، شامل مؤلفه های بازخورد گردشگران، فرهنگ گردشگری و تبلیغات و بازاریابی بودند.
نقش تعدیلگر کارشفیتگی کارورزان بر رابطه بین برنامه درسی پنهان و اخلاق حرفه ای: مطالعه موردی دانشگاه علوم پزشکی مشهد
حوزههای تخصصی:
شکل گیری اخلاق حرف ه ای تح ت تأثیر عواملی مثل برنامه درسی پنهان و تعدیلگر کارشیفتگی است که به طور ضمنی و غیر تعمدی از طریق س اختارها، فرهن گ س ازمانی و تع املات قابل انتقال است. از این رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین برنامه درسی پنهان و اخلاق حرفه ای با توجه به نقش تعدیلگر کارشیفتگی در کارورزان دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. جامعه این پژوهش کارورزان پزشکی دانشکده پزشکی مشهد در سال 1402 می باشند. حجم نمونه تعداد 180 نفر تعیین شد. نتایج نشان داد که بین برنامه درسی پنهان و اخلاق حرفه ای در کارورزان دانشگاه علوم پزشکی مشهد رابطه وجود دارد و تعدیل گری کارشیفتگی در رابطه بین برنامه درسی پنهان و اخلاق حرفه ای در کارورزان دانشگاه علوم پزشکی مشهد مؤثر بود. با توجه به نتایج به نظر می رسد برنامه درسی پنهان می تواند تأثیرات خود را به صورت مثبت و منفی در ابعاد مختلف علمی، تربیتی و عملکردی ایفا نماید. بنابراین، لزوم توجه به ابعاد پنهان برنامه درسی در کنار توجه به بُعد رسمی آن ضرورت داشته و می توان بیان نمود که در اولویت ارزش گذاری و توجه قرار می گیرد.
مدل رفتار مصرف کننده با تکیه بر واقعیت افزوده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
337 - 366
حوزههای تخصصی:
هدف: فناوری واقعیت افزوده (Augmented Reality یا AR) با ادغام محیط های واقعی و مجازی، تجربه ای تعاملی و چندحسی ارائه می دهد که فرآیند تصمیم گیری را تسهیل کرده و ارتباط عاطفی بین مصرف کنندگان و برندها را تقویت می کند. با این حال، نبود چارچوب های جامع برای تبیین رفتار مصرف کننده در پاسخ به AR در این صنعت، شکاف پژوهشی قابل توجهی ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف توسعه مدل نظری رفتار مصرف کننده مبتنی بر AR در صنعت لوازم آرایشی و بهداشتی تهران، به بررسی این شکاف پرداخت. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است و با رویکرد کیفی طراحی شده است تا مدل مفهومی کاربرد واقعیت افزوده (AR) در صنعت لوازم آرایشی و بهداشتی را توسعه دهد. نمونه کیفی شامل 21 نفر از کارشناسان بازاریابی و مدیران ارشد شرکت های فعال در این بخش است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و بدون ساختار جمع آوری شده است. در این پژوهش ابتدا از تحلیل مضمون و تکنیک دلفی برای شناسایی متغیرهای اصلی استفاده شد. سپس با بهره گیری از روش گرندد تئوری، مدلی شامل متغیرهای علی، مقوله محوری، استراتژی ها، شرایط زمینه ای، عوامل مداخله گر، و پیامدها تدوین شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که شرایط علی مؤثر بر پذیرش شامل عوامل مزایا (ارزش کاربردی، ارزش لذت بخش، و تجربه چندحسی)، عوامل فنی (تعاملی بودن، نوآوری، و حضور مجازی)، عوامل اطلاعاتی (سهولت استفاده، مفید بودن اطلاعات، و راحتی تصمیم گیری)، و عوامل خصیصه ای (کیفیت عملکردی، کیفیت زیبایی شناختی، و کیفیت لذت بخش) است. استراتژی های کلیدی شامل الهام بخشی، حس حضور، نزدیکی فیزیکی ادراک شده، جذابیت بصری، تعامل عاطفی، و تصویرسازی ذهنی شناسایی شدند. شرایط مداخله گر شامل نگرانی های حریم خصوصی و اضطراب فناوری، و شرایط زمینه ای شامل آشنایی با فناوری و پذیرش اجتماعی بود. نتیجه گیری: براساس یافته های حاصل از این پژوهش، ادغام AR در فرایند بازاریابی، از طریق محتوای بصری، احساسات مثبت ایجاد کرده و وفاداری مشتریان را تقویت می کند. همچنین با افزایش تعامل، ارائه اطلاعات دقیق تر، و ایجاد تجربه های چندحسی، مشارکت مشتریان در فرآیند خرید را بهبود می بخشد
مدل سازی سیستمی مدیریت منابع انسانی برای مقابله با فساد اداری؛ رویکرد سیستم های نرم (SSM)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت دولتی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
150 - 184
حوزههای تخصصی:
هدف: فساد اداری یکی از چالش های بنیادین حکمرانی، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، به شمار می آید. این مسئله نه تنها روند دستیابی به توسعه پایدار را با مانع مواجه می سازد، بلکه موجب کاهش اثربخشی نهادهای دولتی، تزلزل اعتماد عمومی به ساختار حکومت و ناکارآمدی در تخصیص منابع می گردد. در کشورهایی مانند ایران، ظرفیت های گسترده ای برای اصلاح نظام اداری و ارتقای شفافیت وجود دارد که می تواند با بهره گیری از سیاست های مبتنی بر شایسته سالاری و پاسخ گویی، مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی را هموار سازد. یکی از حوزه های کلیدی که نقشی تعیین کننده در تشدید یا کاهش فساد دارد، مدیریت منابع انسانی در بخش عمومی است. مطالعات انجام شده در سطوح ملی و بین المللی نشان می دهند که ضعف در سیاست گذاری و اجرای نادرست فرآیندهایی چون جذب نیرو، ارتقاء شغلی، آموزش، ارزیابی عملکرد و نظام جبران خدمات، زمینه مساعدی برای شکل گیری رفتارهای فسادآمیز فراهم می کند. به عبارت دیگر، زمانی که شفافیت در فرآیندهای استخدامی وجود نداشته باشد، ترفیع بر پایه روابط غیررسمی صورت گیرد و معیارهای ارزشیابی مبهم باشند یا اخلاق سازمانی تضعیف شده باشد، احتمال بروز انحرافات رفتاری در میان کارکنان افزایش می یابد. بنابراین، مدیریت کارآمد منابع انسانی می تواند به عنوان ابزاری راهبردی در پیشگیری از فساد در سازمان های دولتی ایفای نقش کند. پژوهش های اخیر نیز بر لزوم طراحی و استقرار سیاست های منابع انسانی ساختاریافته با رویکرد ضدفساد تأکید دارند. به ویژه در شرایطی که فساد به پدیده ای پیچیده، چندلایه و متأثر از زمینه های سازمانی و اجتماعی بدل شده است، بهره گیری از نگرش سیستمی و کل نگر برای تحلیل و مدیریت ساختارها، فرآیندها و رفتارهای انسانی، از اهمیت دوچندان برخوردار است. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: پژوهش حاضر ماهیتی کاربردی دارد و برای انجام آن از رویکرد سیستم های نرم بهره گرفته شده است. به منظور شناسایی مؤلفه های کلیدی در حوزه منابع انسانی که در پیشگیری از فساد اداری نقش دارند، مصاحبه هایی هدفمند با مدیران و خبرگان فعال در زمینه های مدیریت منابع انسانی و مقابله با فساد انجام شد. داده های گردآوری شده از این مصاحبه ها، با بهره گیری از روش تحلیل تماتیک، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش: نتایج این پژوهش حاکی از آن است که برای مقابله مؤثر با فساد اداری از رهگذر مدیریت منابع انسانی، شش عامل اساسی باید در فرآیند طراحی و اجرای سیاست ها و رویه های مرتبط مدنظر قرار گیرد. این عوامل عبارتند از: تأکید بر شفافیت در تمامی مراحل جذب، ارزیابی و ارتقاء نیروی انسانی؛ ایجاد مکانیسم های پاسخ گویی نسبت به تصمیمات و عملکردهای مرتبط با حوزه منابع انسانی؛ تقویت رویکرد قانون مدار به منظور نهادینه سازی سازوکارهای مبتنی بر قوانین و مقررات رسمی؛ ارتقای اخلاق محوری به عنوان زیربنای شکل گیری فرهنگ سازمانی سلامت محور؛ ایجاد هم راستایی میان خواسته ها و اهداف فردی کارکنان با چشم اندازها و ارزش های بنیادین سازمان؛ و سرانجام، تقویت اقدامات بازدارنده از طریق ارتقای ابزارها و فرایندهای نظارت و کنترل. این شش مؤلفه به عنوان اجزایی به هم پیوسته و نظام مند، پایه های اصلی یک نظام منابع انسانی اثربخش در راستای کاهش فساد را شکل می دهند و می توانند در بازنگری و به روزرسانی سیاست های منابع انسانی در بخش دولتی، به عنوان شاخص هایی راهبردی مورد استفاده قرار گیرند. محدودیت ها و پیامدها : این پژوهش محدود به سازمان های بخش عمومی بوده و داده ها بر پایه مصاحبه با خبرگان جمع آوری شده اند که ممکن است تعمیم پذیری نتایج را کاهش دهد. همچنین، با توجه به ماهیت زمینه مند پدیده فساد، نتایج ممکن است در کشورهای دیگر یا نظام های اداری متفاوت، تغییر یابد. پیامدهای عملی : مدل ارائه شده می تواند به عنوان راهنمایی کاربردی برای طراحی مجدد سیستم های منابع انسانی در سازمان های دولتی با رویکرد ضدفساد به کار گرفته شود. این مدل، نقش استراتژیک مدیریت منابع انسانی را در ارتقای شفافیت و سلامت اداری برجسته می سازد. ابتکار یا ارزش مقاله : با وجود اقدامات گسترده برای مقابله با فساد اداری در ایران، این تلاش ها اثربخشی محدودی داشته اند؛ چنان که جایگاه ایران در سالهای اخیر، از نظر شاخص ادراک فساد، بهبودی نیافته است. با توجه به نقش کلیدی مدیریت منابع انسانی در پیشگیری از فساد، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و مدل سازی سیستم منابع انسانی در بخش دولتی برای مقابله با فساد، گامی نوآورانه و کاربردی در این حوزه برداشته است. نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعیین درماندگی شرکت از طریق تجزیه وتحلیل صورت های جریان وجوه نقد
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۰ (جلد ۱)
186 - 197
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر بررسی تعیین درماندگی شرکت از طریق تجزیه وتحلیل صورت های جریان وجوه نقد است. جهت دستیابی به این هدف با استفاده از روش غربالگری 90 شرکت از جامعه تحقیق به عنوان نمونه انتخاب و در طی دوره زمانی 1402- 1398 مورد بررسی قرار گرفتند. داده های مورد نیاز جهت محاسبه متغیر های پژوهش، از بانک های اطلاعاتی«تدبیر پرداز» و «ره آورد نوین» استخراج شده است. براساس نتایج پژوهش ضریب مثبت متغیرهای مستقل مورد بررسی، بیانگر تأثیرگذاری مثبت فعالیت های عملیاتی / کل بدهی، فعالیت های عملیاتی/ بدهی بلندمدت، فعالیت های سرمایه-گذاری/ کل بدهی، فعالیت های مالی/ کل بدهی، فعالیت های عملیاتی/ کل دارایی ها، فعالیت های عملیاتی/ دارایی های ثابت، فعالیت های عملیاتی/ سود خالص و فعالیت های عملیاتی/ کل درآمدها بر بحران مالی است. در مقابل ضریب منفی متغیرهای مستقل مورد بررسی، بیانگر تأثیرگذاری منفی فعالیت های عملیاتی/ بدهی جاری، فعالیت های عملیاتی / بهره و فعالیت های عملیاتی/ حقوق صاحبان سهام بر بحران مالی است. سطح معناداری مربوط به آماره t متغیر مستقل نیز بیانگر این است که این رابطه از لحاظ آماری معنادار است. بنابراین فرضیه پژوهش در سطح اطمینان 95 درصد پذیرفته می شود.
الگوی سامانه جامع اطلاعاتی عملیات مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۱
139 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف: اطلاعات به طور فزاینده ای، در حال تبدیل شدن به یک موضوع محوری برای تمامی جنبه های نبرد بوده، پایه و اساس مأموریت های راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی نیروی عملیات مشترک می باشد. نیروی عملیات مشترک به طور مستمر و برگشت ناپذیر، به حوزه اطلاعات وابسته است. اشراف اطلاعاتی، برای موفقیت نیروی عملیات مشترک، امری حیاتی است. تقویت، به روزرسانی سامانه های اطلاعاتی نیروی عملیات مشترک به ویژه ارائه الگوی جامع اطلاعاتی یک ضرورت اساسی است؛ بنابراین هدف این پژوهش ارائه الگوی سامانه جامع اطلاعاتی عملیات مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران است. روش: روش تحقیق توصیفی– تحلیلی از نظر نوع به صورت آمیخته است. در دسته پژوهش های نظری – کاربردی قرار دارد. یافته: جامعه ی آماری پژوهش فرماندهان و مدیران اطلاعاتی نیروهای مسلح به تعداد 86 نفر بوده که پس از تجزیه وتحلیل با روش کیفی و کمی ابعاد و مؤلفه های تبیین شده مرتبط با متغیرهای تحقیق به منظور پاسخ به سؤالات تحقیق، استفاده شده است. نتیجه گیری: برابر نتایج به دست آمده در این تحقیق، جمع آوری اطلاعات، پردازش، تجزیه وتحلیل و انتشار به عنوان مهم ترین ابعاد الگوی سامانه جامع اطلاعاتی عملیات مشترک آجا و اطلاعات انسانی، سایبری، سیگنالی، سنجش ازدور و شبکه-سازی، به عنوان مناسب ترین مؤلفه های بُعد جمع آوری اطلاعات و ذخیره سازی، هدایت هماهنگی، تلفیق و برقراری ارتباطات بین داده ها، ارزیابی و صحت سنجی و تقاطع، تباین و تقارب، به عنوان مناسب ترین مؤلفه های بُعد پردازش، همچنین معنابخشی به داده ها، درک تغییرات محیطی، رفتارشناسی، ادغام و ترکیب و پیوندزدن داده ها، تجسم پیش بینی و هشداردهی، مناسب ترین مؤلفه های بُعد تجزیه وتحلیل و نهایتاً یکپارچگی، توزیع و حمایت اطلاعاتی، تولید اطلاعات، تشریک آگاهی و بازخورد اطلاعات، به عنوان مناسب ترین مؤلفه های بُعد انتشار شناسایی گردیده اند.
ارائه مدل چابکی گزارشگری مالی مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: در دنیای امروز که با تغییرات سریع بازار، پیشرفت های فناوری و شرایط اقتصادی غیرقابل پیش بینی همراه است، چابکی در گزارشگری مالی جهت توانایی سازمان ها در پاسخگویی به تغییرات سریع محیط کسب وکار، بهبود تصمیم گیری و حفظ رقابت پذیری به یک ضرورت تبدیل شده است. لذا هدف از انجام این تحقیق ارائه مدل چابکی گزارشگری مالی مبتنی بر نظریه داده بنیاد بوده است. روش: پژوهش حاضر بر اساس هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و برحسب گردآوری اطلاعات، اکتشافی و با استفاده از نظریه داده بنیاد (اشتراوس و کوربین) انجام شد. جامعه آماری کلیه اساتید، کارشناسان و متخصصان و اساتید خبره فعال در حوزه حسابداری در سال 1403 بودند و از روش نمونه گیری هدفمند نظری 17 نفر و بر اساس معیار اشباع نظری استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند و مدل نهایی مشخص شد. یافته ها: بر اساس تحلیل مصاحبه ها 208 کدباز، 27 زیر مقوله و 6 مقوله اصلی شامل عوامل علی، بسترها و زمینه ها، پدیده محوری، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدها استخراج گردید. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش برای استفاده سرمایه گذاران، اعتباردهندگان، کارگزاران بورس، مدیران شرکت سهامی جهت اخذ تصمیم های مفید و به تبع آن باعث افزایش سرعت، پاسخگویی، توانمندی، کیفیت و شفافیت گزارشگری مالی و در نهایت بهبود چابکی گزارشگری مالی می شود.
برنامه ریزی راهبردی توسعه مشارکت اقتصادی در مدیریت شهری کلان شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
87 - 107
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف برنامه ریزی راهبردی توسعه مشارکت اقتصادی در مدیریت شهری کلان شهر اهواز تدوین شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی- توسعه ای و به لحاظ نوع، توصیفی- تحلیلی و پیمایشی است. داده های موردنیاز تحقیق با روش اسنادی، پیمایشی و مصاحبه با مردم و کارشناسان گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش، 30 نفر از کارشناسان و خبرگان حوزه سرمایه گذاری و مشارکت است که با توجه به تعداد محدود، همه افراد جزء نمونه انتخاب شدند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره دیمتل فازی و با تلفیق آن در مدل SWOT استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که راهبردهای: مطالعه آسیب شناسی در حوزه سرمایه گذاری شهرداری اهواز؛ طراحی و ارائه بسته های سرمایه گذاری؛ افزایش تعامل مثبت با دستگاه های اجرایی و بسترسازی لازم با مشارکت سایر دستگاه های ذی صلاح جهت ارتقاء خدمات و انجام وظایفی که بر اساس قوانین، مقررات و دستورالعمل ها به شهرداری واگذار شده است؛ پیش بینی نظام تشویقی برای کاهش ریسک پروژه ها؛ تهیه کاداستر و GIS؛ طراحی بانک اطلاعات سرمایه گذاران و پروژه های شهری؛ تشکیل کارگروه تسهیل سرمایه گذاری با مشارکت دستگاه های مرتبط با دبیری شهرداری؛ و شناسایی ظرفیت های سرمایه گذاری مرتبط با وظایف ذاتی شهرداری به ترتیب جزء اولویت دار ترین راهبردها در توسعه مشارکت های اقتصادی در مدیریت شهری کلان شهر اهواز هستند.