ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۳۵ مورد.
۱.

ضرورت پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت علمی به عنوان رهبران آموزشی نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۲
کارآفرینی، اهرمی استراتژیک برای توسعه اقتصادی و پرورش کارآفرینان، پیش شرط توسعه اقتصادی جوامع می باشد. کارآفرینان ترکیبی با توجه به بالا بودن احتمال موفقیت شان و شانس بالای کسب وکار آنها برای بقا، در سال های اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ضرورت پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت علمی به عنوان رهبران آموزشی نظام آموزش عالی صورت گرفت. این مطالعه با رویکرد کیفی انجام شده و راهبرد آن نظریه پردازی داده بنیاد با رویکرد ظاهرشونده گلیزر است. مصاحبه نیمه ساختاریافته به عنوان ابزار جمع آوری داده ها استفاده شد. به منظور گردآوری داده ها و با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند، با 16 نفر از اعضای هیئت علمی کارآفرین مصاحبه انجام شد. برای بررسی استحکام پژوهش چهار معیار قابلیت اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اطمینان و تأییدپذیری به کار گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو مرحله کدگذاری حقیقی و نظری صورت گرفت. یافته ها حاکی از ظهور 22 کد در قالب 9 مفهوم (انگیزه های اقتصادی، نیاز روانی، تغییرات جهانی، تغییر در سیاست گذاری اسناد بالادستی، نرخ بالای شکست کارآفرینان تمام وقت، الگوهای موفق کارآفرینان ترکیبی، دسترسی مالی، شبکه های ارتباطی و اجتماعی، موقعیت حامی) و 4 زیرمقوله (عوامل فردی، عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل اقتصادی، موقعیت شغلی) در 3 سطح خرد، میانی و کلان به عنوان شرایط ضرورت ساز پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت علمی است. به منظور بهره برداری حداکثری از توان و استعداد استادان به عنوان رهبران آموزشی، لازم است نظام آموزش عالی با بسترسازی و فراهم آوردن امکانات بیشتر برای کارآفرین شدن استادان، سیاست های حمایتی و اجرایی بیشتری در راستای پرورش این نوع کارآفرینان در بین اعضای هیئت علمی مشتاق به کارآفرینی اعمال نماید.
۲.

دلایل گرایش دکتر معلمان به عضویت در هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان: نظریه پردازی داده بنیاد کلاسیک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۱۷
هدف از این پژوهش واکاوی دلایل گرایش دکترمعلمان به تصدی کرسی عضویت هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان بود. روش پژوهش کیفی و راهبرد مورد استفاده نظریه پردازی داده بنیاد کلاسیک بوده است. مشارکت کنندگان پژوهش دکترمعلمانی بودند که در فراخوان اختصاصی جذب هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان شرکت کرده بودند. با استفاده از نمونه گیری نظری و با در نظر گرفتن قاعده اشباع نظری، نمونه ای به حجم 10 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. تحلیل مصاحبه ها و شکل گیری نظریه پارادایمی با استفاده از کدگذاری باز، یادنوشت نگاری، کدگذاری انتخابی و کدگذاری نظری انجام شد. در جریان تحلیل ها از نرم افزار مکس کیو. دی. ای نسخه 20 برای تسهیل کدگذاری و ترسیم مدل پارادایمی پژوهش استفاده شد. با استناد به معیارهای اعتباریابی ماکسول از اعتبار تحقیق اطمینان حاصل شد. یافته ها بیانگر شناسایی 50 کد باز، 14 مفهوم و 6 مقوله بود. مقوله اصلی احصا شده در پژوهش حاضر جو طرد کننده مدرسه و اداره است که به مثابه دلیل اصلی گرایش دکترمعلمان به عضویت در هیئت علمی دانشگاه ظاهر شد. این مقوله سه جنبه جو کلاسی طردکننده مدارس، جو ارتباطی طردکننده و جو اداری طردکننده را در برمی گیرد. سایر مقوله های احصا شده عبارت از توسعه پایگاه اجتماعی، توسعه فرصت های مالی و مادی، توسعه فرصت های بالندگی علمی، توسعه فرصت های استقلال و آزادی عمل، و احساس پویایی و اثربخشی هستند. در پایان این یافته ها بر مبنای نظریه های رایج انگیزش مورد بحث قرار گرفته اند.
۳.

طراحی و اعتباریابی الگوی فردی سازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت، با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۰
هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی فردی سازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت، با رویکرد فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه اسناد، مبانی نظری و پیشینه مرتبط با فردی سازی آموزش در پایگاه های داده داخلی (1403-1390) و خارجی (2024-2000) می باشد. روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند و حجم نمونه بر اساس حذف سیستماتیک بر اساس نمودار جریان مدل پریزما می باشد. ابزار جمع آوری داده ها فیش برداری و مرور سیستماتیک اسناد و ادبیات می باشد. به منظور محاسبه روایی از چک لیست 27 موردی بر اساس مدل پریزما و همین طور به منظور محاسبه پایایی از ضریب کاپای کوهن استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزار می باشد. شیوه تجزیه وتحلیل داده ها تحلیل مضمون شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر با نرم افزار MaxQDA 2018 می باشد. یافته ها نشان داد فردی سازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت شامل سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری است که بعد شناختی شامل مؤلفه های روش تدریس (6 شاخص)، محتوای آموزشی (3 شاخص)، ارزیابی (5 شاخص) و یادگیری خودتنظیمی (7 شاخص) ؛ بعد عاطفی شامل مؤلفه های انگیزش (7 شاخص)، تعاملات اجتماعی (10 شاخص) و حمایت عاطفی (6 شاخص) و درنهایت بعد رفتاری شامل مؤلفه های مؤلفه یادگیری تجربی (5 شاخص)، الگودهی (5 شاخص) و مهارت های عملی (4 شاخص) است.
۴.

شناسایی ابعاد و مولفه های سیاهچاله های سازمانی در نظام آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۷
مطالعه حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه‌های سیاهچاله‌های سازمانی در نظام آموزشی دانشگاه‌های علوم‌پزشکی در سال 1403 انجام گردید. 20 مصاحبه نیمه‌ساختارمند با اعضای هیئت‌علمی و مدیران حوزه آموزش در دانشگاه‌های علوم پزشکی انجام شد. از روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف با حداکثر تنوع استفاده گردید و تا دستیابی به مرحله اشباع داده‌ها ادامه یافت. مصاحبه‌ها بین 30 تا 90 دقیقه بود. نتایج با روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 آنالیز شد. ارزیابی اعتبار و اطمینان اطلاعات بر اساس ملاک‌های لینکلن و گوبا انجام گردید. از تجزیه و تحلیل مصاحبه‌ها، کدها استخراج شد و 23 مفهوم اولیه شکل گرفت. با ادغام مفاهیم با معنای نزدیک به هم، هشت مقوله اصلی سیاهچاله‌های دانش، منابع انسانی، منابع غیرانسانی، مدیریت، ساختار سازمانی پیچیده، سیاستگذاری خودکامه و غیرپاسخگو، قوانین و دستورالعملها و خلاء فرهنگی به وجود آمد. یافته‌های پژوهش بیانگر این است که سیاهچاله‌های مختلفی در ناکارآمدی نظام آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی تاثیر‌‌‌گذار است که نادیده انگاشتن آنها منجر به هدر رفتن منابع عمومی مختلف اعم از مالی و انسانی شده و روند رشد و توسعه را در کشورمان کند کرده است. لذا، تشخیص آنها و تدوین سیاستهای مطلوب و کارآمد نیازمند رویکرد نظام‌مند مدیران و صاحبنظران حوزه آموزش است.
۵.

ارائه الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۰
هدف این پژوهش ارائه الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در مراکز آموزش عالی استان کرمان بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران مراکز آموزش عالی استان کرمان بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت آموزش عالی و آشنایی کامل در این حوزه انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون(مضامین پایه،سازمان دهنده و فراگیر) انجام شد. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی شامل ابعاد: بینش دیجیتال(آگاهی از روندها و فناوری های دیجیتال، تدوین و تبیین استراتژی دیجیتال، آینده نگری و نوآوری دیجیتال)، شایستگی های دیجیتال(سواد دیجیتال، تفکر تحلیلی و مبتنی بر داده، مدیریت ریسک و امنیت دیجیتال)، رهبری دگرگون ساز(ایجاد چشم انداز مشترک، توانمندسازی و مشارکت، حمایت و مربیگری)، چابکی و سازگاری(انعطاف پذیری و تحمل ابهام، رویکرد چابک، یادگیری مستمر و سازگاری) و فرهنگ دیجیتال(ترویج فرهنگ نوآوری و آزمایش، همکاری و ارتباطات دیجیتال، مشتری محوری دیجیتال) می باشد.
۶.

تجارب نظارت آموزشی مجازی در مدارس ابتدایی: از سردرگمی تا حرفه ای شدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۲۹
با شیوع ویروس کرونا و گسترش آموزش مجازی، نظارت آموزشی بیش از پیش اهمیّت پیدا کرد. در این دوران، ناظران آموزشی نقش کلیدی در ارتقای کیفیت آموزش و توسعه حرفه ای معلمان بر عهده داشتند. با توجه به اهمیت موضوع نظارت در آموزش مجازی، این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی، به بررسی تجارب نظارت آموزشی در دوران آموزش مجازی می پردازد. سرگروه های آموزشی، راهبران آموزشی، مدیران و معاونین آموزشی مدارس استان کردستان که در سال تحصیلی 1400-1399 به نظارت آموزشی مجازی اشتغال داشتند، میدان تحقیق این پژوهش کیفی بودند. نمونه گیری هدفمند و از نوع نظری بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و گردآوری داده ها و فرآیند مصاحبه تا حصول اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها و استخراج مضامین با استفاده از راهبرد آتریج-استرلینگ (2001) و نرم افزار MAXQDA نسخه 2020 انجام گرفت. سه مضمون فراگیر پژوهش شامل: تعالی نظارت آموزشی، مدرن سازی نظارت آموزشی و توسعه ای حرفه ای ناظران آموزشی می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در ابتدای آموزش مجازی، ناظران با سردرگمی و چالش هایی در نظارت بر کلاس های مجازی روبرو بودند. آنها از ساختارهای نظارتی کلاس های حضوری برای نظارت بر آموزش های مجازی استفاده می کردند و گاه با سهل انگاری به فرآیند نظارت می پرداختند. با گذشت زمان، ناظران به تدریج به این نوع نظارت عادت کردند و راهبردهای جدیدی برای آن اتخاذ نمودند. ناظران در این دوران به نقش جدید خود در فرآیند نظارت و آموزش پی بردند. همچنین، نظارت مجازی می تواند در دوران آموزش پساکرونا به ارتقای مهارت ها و دانش حرفه ای معلمان و ناظران کمک کند.
۷.

شناسایی مداخله های رفتاری تلنگر پایه در مراحل آموزشی و پژوهشی دانشجویان دوره دکتری مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۹
با توجه به ماهیت خاص رشته مدیریت و از سوی دیگر رشد چشمگیر پذیرش دانشجو در مقطع دکتری این رشته، سطح کیفی فرآیندهای آموزش و یادگیری در این دوره به شدت تحت تأثیر قرارگرفته و تحقق اهداف اصلی این دوره را با چالش روبرو کرده است. اگرچه دلایل مختلفی باعث این ناکارآمدی شده است، اما بدون شک یکی از دلایل اصلی، نبود نظام رفتاری مناسب برای تحقق اهداف یادگیری است. این مقاله با فرض پذیرش ضرورت تعامل با وضعیت موجود، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر از دانش آموختگان و دانشجویان مقطع دکتری مدیریت تلاش شده است تا امکان به کارگیری مداخلات و تلنگرهای رفتاری در فرایند یادگیری دانشجویان دکتری به عنوان یک ابزار کم هزینه و زودبازده برای ارتقای یادگیری در مراحل مصاحبه، دوره آموزش گری، دوره پژوهش گری و دفاع از رساله دکتری پیشنهاد شود.تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده با تکنیک تحلیل مضمون و کدگذاری آنها با نرم افزار MAXQDA نشان می دهد که تلنگرها می توانند برای ارتقای یادگیری در مقطع دکتری مؤثر باشند. براساس مطالعات نظری و پژوهش میدانی 281 مضون پایه استخراج گردید که در قالب 19 مضون سازمان یافته و 7 مضمون فراگیر باتوجه به نظر خبرگان احصاء و نتایج تأییدشده جهت تطابق با کاربردهای تلنگری در اختیار خبرگان حوزه مداخلات رفتاری قرار گرفت.تلنگرهای پیش فرض، شفاف کننده، اطلاع ساز، جهت دهنده، تعهدآفرین، آگاهی دهنده(هشداردهنده)، بازخور، ظرفیت ساز ، هویت ساز، رضایت بخشی، مشوق، آینده نگر، فرصت ساز، دیجیتال، جرأت آفرین، مدیریت ریسک، معکوس، محک زننده، تعدیل کننده توقعات ازجمله تلنگرهای پیشنهادی در حوزه تسهیلگری فرایندهای یادگیری در مقطع دکتری مدیریت هستند.
۸.

شناسایی انواع فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار در دوره متوسطه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۹
هدف این پژوهش شناسایی انواع فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار در دوره متوسطه ایران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی–توسعه ای، از لحاظ گرداوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 14 نفر از خبرگان آموزش و پرورش می باشد که معیار انتخاب اساتید با سابقه رشته علوم تربیتی که با فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار آشنایی کامل داشتند و مقالات مختلفی در این حوزه به چاپ رسانده بودند, می باشد و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند. مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل و تفسیر (کدگذاری) مفاهیم بیان شده از ادبیات و متون به روش تحلیل مضمون که شامل کدگذاری باز، محوری و نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که 41 مفهوم بدست آمد که مولفه ابعاد فردی و شخصیتی (12شاخص) و ابعاد اجتماعی و فرهنگی (12شاخص) و ابعاد دینی و معنوی (9 شاخص) و ابعاد تربیتی و زیرساختی (8 شاخص) شناسایی شدند که ابعاد الگوی فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار برای دوره متوسطه ایران می باشند.
۹.

مطالعه تطبیقی آموزش و پرورش رسمی ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۳۲
مطالعات تطبیقی آموزش وپرورش، به عنوان یکی از شاخه های مهم در حوزه علوم تربیتی، به بررسی و مقایسه نظام های آموزشی مختلف در جوامع متفاوت می پردازد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه تطبیقی آموزش وپرورش رسمی ایران و عراق است. روش پژوهش، تطبیقی کیفی بوده و استراتژی انتخاب کشورها، "تفاوت در نظام های اجتماعی و تشابه در برون داد نظام آموزشی" بوده است. در اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ برای گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای (اسنادی)، پایگاه های اطلاعاتی داخلی و بین المللی و مقالات مرتبط با موضوع پژوهش استفاده شده و تحلیل داده ها بر اساس الگوی بردی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل نظام های آموزش رسمی ایران و عراق است. یافته ها نشان می دهند که آموزش وپرورش رسمی در ایران و عراق از نظر ساختار نظام آموزشی، محتوای درسی، نقش دولت، توجه به فرهنگ و ارزش ها، شیوه برنامه ریزی درسی و اهداف تربیتی، تفاوت ها و شباهت هایی دارد. این تفاوت ها عمدتاً به ساختار سیاسی، بافت فرهنگی و رویکردهای کلان هر کشور در سیاست گذاری آموزشی بازمی گردد. در نتیجه بر اساس یافته های پژوهش، باتوجه به اشتراکات فرهنگی، زبانی و منطقه ای دو کشور و درعین حال تفاوت های ساختاری در نظام آموزشی، پیشنهاد می شود کارگروه های مشترک آموزشی بین ایران و عراق باهدف تبادل تجربیات موفق، به ویژه در حوزه نظام های آموزشی تشکیل شوند. این همکاری می تواند به ارتقای کیفیت آموزش، تقویت هویت فرهنگی مشترک، و همچنین استفاده از راهبردهای نوین برنامه ریزی درسی که در هر کشور اثربخش بوده، منجر شود.
۱۰.

ارائه مدل ساختاری عوامل موثر بر فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۱
هدف این پژوهش شناسایی الگوی روابط ساختاری عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی شهرستان های استان تهران بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی می باشد که به شیوه معادلات ساختاری صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهرستان های استان تهران بودند که از بین آنها 1147 نفر با استفاده از روش نمونه-گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته عوامل موثر بر فرسودگی شغلی معلمان استفاده شد که روایی محتوایی پرسشنامه ها توسط متخصصان تأیید و پایایی آن نیز براساس روش آلفای کرونباخ 763/0 برآورد شد. جهت تحلیل داده های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین عوامل سازمانی، عوامل شغلی و عوامل فردی با ابعاد فرسودگی شغلی در سطح معناداری 01/0 رابطه منفی و معنادار وجود دارد. تحلیل های معادلات ساختاری نیز نشان داد که عوامل شغلی در رابطه بین عوامل سازمانی با فرسودگی شغلی، و در رابطه بین عوامل فردی با فرسودگی شغلی نقش میانجی را به خوبی ایفاء می کند.
۱۱.

ارزشیابی عملکرد استادان راهنما و دانشجویان دکترای تخصصی دانشگاه علامه طباطبائی در فرآیند اجرا و نگارش رساله ها ی دکتری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۰
هدف پژوهش ارزشیابی عملکرد استادان راهنما و دانشجویان دکترای تخصصی دانشگاه علامه طباطبائی در فرآیند اجرا و نگارش رساله ها ی دکتری بود. روش پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری دو گروه استادان دانشگاه علامه طباطبائی که در سال های تحصیلی(1402- 1399) حداقل راهنمای یک رساله دکتری بوده؛ وگروه دوم، دانشجویان دوره ی دکتری که از رساله خود در بازه زمانی دفاع کرده اند. همه افراد در دسترس دو گروه معرفی شده، به عنوان نمونه پژوهش بودند. برای ارزشیابی دانشجو از عملکرد استاد راهنما؛ از پرسشنامه تعهدات و وظایف استاد راهنما باچهارمولفه) توجه اثربخش، همدلی اثربخش، توانمندسازی اثربخش وحریم حرفه ای اثربخش(که روایی سازه آن با تحلیل عاملی و اعتبار آن به روش آلفای کرانباخ ۹۷/۰ برآورد تایید شده است. برای ارزشیابی استاد راهنما ازعملکرد دانشجویان دکتری، از پرسشنامه تعهدات و وظایف دانشجوبا چهارمولفه) مشارکت اثربخش، علاقه ی اثربخش، تعهد اثربخش و تعامل اثربخش(که روایی سازه آن با تحلیل عاملی و اعتبار آن به روش آلفای کرانباخ ۹۶/۰ برآورد تایید شده است، استفاده شد. 120 استاد و 120 دانشجوی دکترای تخصصی به این دو پرسشنامه پاسخ دادند. تحلیل داد ها با استفاده از آزمونt تک نمونه ای نشان داد که عملکرد استادان راهنما و دانشجویان دکترای تخصصی در کل قابل قبول( بالاتر از میانگین3) بوده است. مؤلفه های عملکردی توجه اثربخش، همدلی اثربخش و حریم حرفه ای اثربخش با 95 درصد اطمینان قابل قبول بود. اما مؤلفه توانمندسازی اثربخش به لحاظ آماری قابل قبول نبود. همه مؤلفه های عملکردی دانشجویان با 95 درصد اطمینان قابل قبول بود، ولی میانگین های کسب شده در مولفه ها، نشان می دهد این عملکردها از مطلوبیت برخوردار نبود.
۱۲.

نقش اقتصاد دیجیتالی در آموزش عالی بر قصد کارآفرینی بر مبنای نظریه رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۲
هدف این پژوهش تبیین تاثیر اقتصاد دیجیتالی در آموزش عالی بر قصد کارآفرینی بر مبنای نظریه رفتار برنامه ریزی شده است. این پژوهش از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی به شمار می آید و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی و از نوع علی است. جامعه آماری این تحقیق را 500 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران 209 نفر از آن ها به عنوان نمونه تعیین و از طریق روش نمونه گیری تصادفی برای مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد قصد کارآفرینانه لینان و چن (2009) و برای سنجش نگرش فردی و کنترل رفتاری درک شده از پرسشنامه (اوزارالی و رونبرگ،2016)و برای پشتیبانی های اقتصاد دیجیتال از مقیاس های توسعه داده شده در بررسی بن یوسف و همکاران (2020) استفاده شد. پایایی پرسشنامه با محسابه ضریب آلفا کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت. روایی پرسشنامه با دو روش روایی صوری-محتوایی و روایی سازه تایید شد. یافته ها نشان دادند که نگرش فردی و کنترل رفتاری عوامل تعیین کننده ی اصلی قصد کارآفرینی هستند؛ به طوری که کنترل رفتاری درک شده تأثیر قوی تری نسبت به نگرش های فردی دارد. همچنین مدل ساختاری نشان داد که این دو عامل حدود 88 درصد از کل واریانس را تبیین می نمایند . بر اساس نتایج بدست آمده توصیه می شود که دانشگاه ها توجه و تمرکز بیشتری بر آموزش ها و تقویت مهارت های علمی و تجربی دانشجویان داشته باشند.
۱۳.

شناسایی و ارزیابی فرصت های همکاری آموزشی میان ایران و کشورهای عضو ابتکار کمربند و جاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۵
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی فرصت های همکاری آموزشی ایران در بستر ابتکار کمربند و جاده انجام شد و برای نخستین بار از ترکیب روش های کیفی و کمی به صورت دوسطحی بهره می گیر که در گام نخست، از طریق مصاحبه با 25 متخصص حوزه سیاست گذاری آموزش، مدیریت، کارآفرینی و جغرافیا، ده مضمون کلیدی شناسایی شده اند: تبادل آکادمیک، زیرساخت دیجیتال، عدالت آموزشی، دیپلماسی فرهنگی، تولید دانش منطقه ای، هماهنگی نهادی، توسعه برنامه درسی مشترک، توانمندسازی اقتصادی، تأمین منابع، و چالش های فرهنگی و زبانی. در مرحله دوم، با استفاده از تکنیک دیمتل، روابط علّی و معلولی میان مضامین تحلیل شد. یافته ها نشان داد که مضامینی چون زیرساخت دیجیتال (عددهای داخل پرانتز نشان دهنده اولویت بالای آن ها در تحلیل دیمتل هستند) مانند زیرساخت دیجیتال (13.76)، دیپلماسی فرهنگی (13.58)، و توسعه برنامه درسی مشترک (13.30) در زمره عوامل علّی و پیشران قرار گرفته اند. این اعداد نشان دهنده اهمیت و اولویت نسبی این مضامین در فرایندهای پیشنهادی تحقیق است. در حالی که مضامین دیگر مانند عدالت آموزشی (11.20)، تأمین منابع (13.15) و تولید دانش منطقه ای (12.10) بیشتر نقش معلول و وابسته دارند. همچنین چالش های فرهنگی و زبانی موانع مؤثر بر تعاملات دانشگاهی به شمار می روند، اما راهکارهایی نظیر تقویت زیرساخت دیجیتال (13.76)، آموزش آنلاین (13.82)، و انعقاد توافق نامه های چندجانبه می توانند در کاهش اثرات آن ها مؤثر باشند. نتایج پژوهش بر ضرورت نگاه سیستمی، آینده نگر و علّی محور در سیاست گذاری آموزشی ایران تأکید دارد و بر این مبنا، اولویت دهی به مؤلفه هایی چون تبادل آکادمیک (12.14) و زیرساخت دیجیتال (13.76) نقش کلیدی در موفقیت همکاری های علمی منطقه ای خواهد داشت.
۱۴.

شناسایی پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش های دولتی و غیر دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۰
هدف این پژوهش شناسایی پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش دولتی و غیر دولتی شهرستان سیرجان بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران منابع انسانی بخش های دولتی و خصوصی سیرجان بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرم افزار MAXQDA2020انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش دولتی و غیر دولتی شامل: تغییرات در بازار کار(رقابت شدید برای جذب استعدادها، ظهور نسل جدید نیروی کار، کار هیبریدی)، تغییرات در فناوری(اتوماسیون و هوش مصنوعی، نیاز به مهارت های جدید)، تغییرات در ارزش های کارکنان(معنا دار بودن کار، توسعه فردی، شایسته سالاری، تعادل بین کار و زندگی)، تغییرات در ساختار سازمانی(سازمان های مسطح، کار تیمی، انعطاف پذیری در نقش های شغلی)، تغییرات در انتظارات کارکنان(توسعه مهارت های نرم، مسئولیت اجتماعی، شفافیت و عدالت)، عوامل روانشناختی(سلامت روان، انگیزه و رضایت شغلی، احساس تعلق)، عوامل اقتصادی(حقوق و مزایا، امنیت شغلی)، فرهنگ سازمانی و محیط کار(رهبری اثربخش و مثبت، ارتباطات شفاف و باز، فرهنگ حمایت گر و مثبت، مدیریت تنوع، تعادل بین فرهنگ سازمانی و فرهنگ فردی، انصاف و برابری) می باشد.
۱۵.

تحلیل ساختاری نقش میانجی گرانه چرخش شغلی معلمان در تبیین رفتارهای فرانقشی بر اساس رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۸
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری نقش میانجی گرانه چرخش شغلی معلمان در تبیین رفتارهای فرانقشی بر اساس رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی آنان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با هدف مدلسازی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان دوره اول و دوم ابتدایی ناحیه دو شهر کرمانشاه بود که جهت نمونه گیری از روش خوشه ای تصادفی استفاده شد و 285 نفر از آنها انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پژوهش عبارت بود از سه پرسشنامه استاندارد رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی (2013)، چرخش شغلی (2006) و رفتارهای فرانقشی (2011). پایایی ابزار با تکنیک آلفای کرانباخ تعیین شد و مقدار پایایی به ترتیب برای رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی 78/0، چرخش شغلی 81/0 و رفتارهای فرانقشی 73/0 گزارش شد. اطلاعات پژوهش پس از گردآوری توسط افزارهای آماری LISREL10.30 و SSPS25 تحلیل شدند. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها بیان کننده آن بود که: رابطه رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی با چرخش شغلی و رفتارهای فرانقشی مثبت و معنادار می باشد؛ رابطه چرخش شغلی با رفتارهای فرانقشی مثبت و معنادار بود؛ همچنین نقش میانجی چرخش شغلی در ارتباط بین رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی و رفتارهای فرانقشی مثبت و معنادار است. به نظر می رسد از عوامل اثر گذار بر رفتارهای فرانقشی معلمان می تواند رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی و چرخش شغلی باشد.
۱۶.

طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی تفکر سیستمی برای دوره اول متوسطه بر اساس رویکرد هیوتاگوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۶
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی برنامه درسی تفکر سیستمی با رویکرد هیوتاگوژی در دوره اول متوسطه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، آمیخته با طرح اکتشافی بود که در دو بخش کیفی و کمی صورت گرفت. در بخش کیفی، با روش نمونه گیری هدفمند و تا حد اشباع نظری، با ۸ نفر از متخصصان علوم تربیتی و روانشناسی مصاحبه شد. داده ها با روش تحلیل مضمون بررسی و مضامین پایه و سازمان دهنده استخراج گردید. در بخش کمی، جامعه آماری شامل معلمان دوره اول متوسطه استان البرز در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه گیری به صورت خوشه ای چندمرحله ای و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته برآمده از یافته های کیفی بود. روایی ابزار با روش همسانی درونی و پایایی با آلفای کرونباخ 0.98 تأیید شد. برای تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی، آزمون T تک گروهی و مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS و Amos استفاده گردید. نتایج نشان داد در بعد «برنامه درسی» ۲۶ مضمون پایه در ۷ مضمون سازمان دهنده، در بعد «الزامات پیاده سازی» ۱۵ مضمون پایه در ۵ مضمون سازمان دهنده، و در بعد «اثرات پیاده سازی» ۲۳ مضمون پایه در ۸ مضمون سازمان دهنده شناسایی شد. همچنین از دیدگاه دبیران، در میان ابعاد برنامه درسی تفکر سیستمی هیوتاگوژیکی، بیشترین اهمیت به ترتیب به آینده نگری، مدیریت فرایند و درک پیچیدگی تعلق گرفت. در الزامات پیاده سازی، ابعاد کارکردی، درک روابط تربیتی و ساختاری بیشترین اهمیت را داشتند و در اثرات پیاده سازی، رشد قابلیت های تحصیلی، ارتقای انواع تفکر دانش آموزان و بهبود شایستگی تدریس معلمان برجسته ترین نتایج بودند.
۱۷.

ارائه مدلی جهت توسعه منابع انسانی با رویکرد خود توسعه فردی کارکنان آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۸
هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت توسعه منابع انسانی با رویکرد خود توسعه فردی کارکنان آموزش و پرورش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و جزء تحقیقات توصیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 770 نفر از کلیه کارکنان اداره کل آموزش وپرورش خراسان رضوی و مناطق هفتگانه مشهد می باشد که حجم نمونه 260 نفر و با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جهت برازش مدل از معادلات ساختاری و جهت آنالیز و ترسیم داده ها از نرم افزارهایExcel، Spssنسخه 24،PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که توسعه منابع انسانی دارای چهار بعد (توسعه شغلی، توسعه عملکردی، مدیریت استعداد و فرایندهای توانمند ساز) و 17 مؤلفه (آموزش، کار تیمی، مهارت سازمانی، مسیر شغلی، روابط بین فردی، ارتباطات، نوآوری، رهبری، مسئولیت پذیری، انعطاف پذیری، جذب، بهسازی، نگهداشت، معنی داری، داشتن حق انتخاب، مؤثر بودن و مشارکت) می باشد. همچنین مدل خود توسعه فردی دارای چهار بعد (خلاقیت، یادگیری، مدیریت دانش و خود شکوفایی) و 17 مؤلفه (خلاقیت بالقوه، خلاقیت بالفعل، حمایت ادراک شده، مهارت های فردی، مدل های ذهنی، چشم انداز مشترک، یادگیری تیمی، تفکر سیستمی، برداش ت، پ الایش، س ازماندهی، اش اعه، ک اربرد، هیجان مثبت، معنایابی و پیشرفت) می باشد. در نتیجه مدیران و مسئولین برای به حداکثر رساندن اثربخشی و کارایی افراد سازمان، ضمن آشنا ساختن با محیط و توجیه آن ها بر اساس نیاز، دوره های آموزشی مناسب را باید برای نیروی انسانی در آموزش و پرورش تدوین نمایند. همچنین شاخص GOF، مقدار 390/0 به دست آمد که بیانگر مقداری قوی و مطلوب کلی مدل می باشد.
۱۸.

طراحی مدل بکارگیری هوش مصنوعی در یادگیری دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۲۹
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بکارگیری هوش مصنوعی در یادگیری دانش‌آموزان مقطع ابتدایی انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از منظر نوع داده‌ها، ترکیبی و اکتشافی بود؛ به گونه‌ای که بخش کیفی به روش گرندد تئوری پارادایمی و بخش کمی به روش پیمایشی انجام شد. مشارکت‌کنندگان در بخش کیفی شامل خبرگان و صاحب‌نظران دانشگاهی و وزارت آموزش و پرورش بودند که با نمونه‌گیری آگاهانه و روش گلوله برفی انتخاب شدند، و در بخش کمی، مدیران آموزش و پرورش و مدیران مدارس ابتدایی شهر تهران به تعداد ۳۱۹ نفر بر اساس فرمول کوکران تعیین شدند. جمع‌آوری داده‌ها در هر دو بخش به روش میدانی انجام شد؛ در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده گردید. روایی و پایایی ابزارها در هر دو بخش تأیید شد. تحلیل داده‌های کیفی با کدگذاری نظری و داده‌های کمی با تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که مدل بکارگیری هوش مصنوعی شامل ۱۹ مؤلفه و ۱۰۶ شاخص در قالب شش بعد مدل پارادایمی است. در این مدل، پدیده محوری شامل غنی‌سازی یادگیری و فردی‌سازی یادگیری، عوامل علی شامل زیرساخت‌های فنی، پشتیبانی هوشمند و رشد تکنولوژی در خانواده، عوامل زمینه‌ای شامل مدیریت یادگیری، محتوای یادگیری و توانمندی‌های معلمان، عوامل مداخله‌گر شامل اخلاق، امنیت اطلاعات و تکنولوژی آموزشی، راهبردها شامل شخصی‌سازی آموزش، بازخورد، ارزشیابی هوشمند، کیفی‌سازی محتوا و دستیار یادگیری و پیامدها شامل یادگیری عمیق، بهبود کارایی معلم، ارزشیابی باکیفیت و نوآوری آموزشی هستند. در نهایت، مدل به دست آمده در بخش کمی با تحلیل عاملی تأییدی سنجش شد و شاخص‌های برازش نشان از تأیید مدل داشتند.
۱۹.

واکاوی ابعاد و مؤلفه های شایستگی مدیران در سازمان های دولتی مبتنی بر الگوی کوه یخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۲
هدف این پژوهش واکاوی ابعاد و مؤلفه های شایستگی مدیران در سازمان های دولتی مبتنی بر الگوی کوه یخ می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی می باشد، این پژوهش از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی و با روش کیفی دومرحله ای انجام شد. در ابتدا با استفاده از روش مرور نظام مند مبانی نظری 37 مقاله مورد بررسی قرار گرفت و ابعاد و مؤلفه های اولیه شایستگی مدیران سازمان های دولتی مشخص گردید، سپس برای تأیید و تکمیل عوامل شناسایی شده در مرحله اول، با 8 نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفه ای درحوزه شایستگی های مدیران که با نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند، مصاحبه حضوری انجام شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها ابتدا از روش فراترکیب ابعاد و مولفه ها شناسایی شدند و سپس از روش تحلیل مضمون و نرم افزار Nvivo استفاده شد. نتایج نشان داد پس از ادغام 30 مؤلفه گوناگون به عنوان مؤلفه های شایستگی مدیران سازمان های دولتی شناسایی و در قالب 5 بُعد اصلی الگوی کوه یخ شایستگی یعنی دانش (با 4 مؤلفه)، مهارت (11 مؤلفه)، خودانگاره (3 مؤلفه)، ویژگی های شخصیتی (9 مؤلفه) و محرک ها (3 مؤلفه) طبقه بندی شدند. استفاده از یک الگو و چارچوب شایستگی مناسب جهت گزینش، پرورش و ارزیابی مدیران سازمان های دولتی زمینه ساز توسعه در سطح سازمانی و ملی است.
۲۰.

مدل سازی ساختاری رهبری زهرآگین و بدبینی سازمانی با نشاط سازمانی با نقش واسطه ای نفاق سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
ایجاد سازمان شاد که یکی از نیازهای استراتژیک برای موفقیت بلندمدت است، مستلزم رضایتمندی و نشاط منابع انسانی است. وجود رضایتمندی و نشاط دربین کارکنان سازمان ازاهمیت بیشتری برخوردار است. درهمین راستا تحقیق حاضر با هدف مدل یابی ساختاری رهبری زهرآگین و بدبینی سازمانی با نشاط سازمانی با نقش واسطه ای نفاق سازمانی انجام شده است. روش تحقیق همبستگی و معادلات ساختاری است. دراین راستا ازجامعه آماری تعداد 370 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب، انتخاب شدند. داده های پژوهش حاضر با استفاده از چهار پرسشنامه استاندارد گردآوری شدند. برای روایی محتوایی سازه ها یعنی پرسشنامه ها از نظر متخصصان استفاده شد و برای تعیین پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ میزان پایایی پرسشنامه ها محاسبه گردید که به ترتیب برای پرسشنامه های سبک رهبری زهرآگین، نشاط سازمانی، بدبینی سازمانی و نفاق سازمانی، 83/0 و87/0 و 84/0 و 89/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تاییدی، مدل معادلات ساختاری – تحلیل مسیر بر پایه نرم افزار اس پی اس اس و پی اِل اِس و اِی موس و لیزرل استفاده شد. نتایج نشان داد که بین متغیر های رهبری زهرآگین، بدبینی سازمانی و نفاق سازمانی با نشاط سازمانی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. همچنین بین متغیر های رهبری زهرآگین و بدبینی سازمانی با نفاق سازمانی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نهایتا به نظر می رسد علاوه بر عوامل شخصیتی، عوامل سازمانی و مدیریتی مختلفی برکاهش نشاط کارکنان سازمانها تاثیرگذار هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان