فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۶۱ تا ۱٬۴۸۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
تعالی منابع انسانی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
113-130
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق شناسایی عوامل کلیدی و راهبردی توسعه ورزش کارگران ایران بود. در بخش اول ابتدا، مصاحبه عمیق با 12 نفر از خبرگان انجام و کدگذاری اولیه شد. سپس مقوله بندی و عوامل موثر بر توسعه ورزش کارگری ایران استخراج، عوامل موثر احصاء شده در قالب پرسشنامه بسته با طیف 5 عاملی لیکرت تدوین با استفاده از روش دلفی، عوامل موثر استخراج گردید. در بخش دوم عوامل شناسایی شده در قالب ماتریس تحلیل اثرات متقابل در بین خبرگان به اشتراک گذاشته شد و جهت شناسایی عوامل کلیدی و راهبردی مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوا، خلاصه سازی و کدگذاری، و روش تحلیل اثرات متقابل با استفاده از نرم افزارهای SPSS و MICMAC استفاده شد. یافته ها نشان داد عوامل کلیدی و راهبردی توسعه ورزش کارگری ایران شامل توجه به نیازهای ویژه گروه های مختلف کارگری، تامین مالی و جذب سرمایه گذاری، فرهنگ ورزش محوری در محیط های کار، توسعه ورزش های بومی و سنتی، انگیزه بخشی، برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک، فرهنگ سازی و تبلیغات و زیرساخت های ورزشی است. برای توسعه ورزش کارگران لازم است نیازهای هر گروه شناسایی، منابع مالی اجرای برنامه های ورزشی تامین، و مدیران با انگیزه بخشی و فرهنگ سازی و تامین زیرساخت های مناسب سعی در ارتقاء سرمایه انسانی کنند.
طراحی مدل فرهنگ سازمانی دیجیتال در شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی با رویکرد تحلیل مضمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
منابع انسانی تحول آفرین سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴
75 - 90
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : با ورود به هزاره سوم و پیشرفت های فن آورانه، هر سازمان در تلاش است تا با بهره گیری از دیجیتال سازی امور جاری خود، بتواند داده ها را ذخیره، پردازش و بهره گیری لازم نماید. هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل فرهنگ سازمانی دیجیتال در شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی با رویکرد تحلیل مضمون می باشد. روش تحقیق: روش این پژوهش، تحلیل تم می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق بود. جامعه پژوهش 10 نفر از افراد خبره در مجتمع گاز پارس جنوبی بودند که تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه انجام شد. سپس با کدگذاری باز و محوری، مدل اولیه طراحی گردید. یافته ها: نتایج نشان داد فرهنگ سازمانی دیجیتال مشتمل بر 2 مضمون فراگیر رفتارمشاهده پذیر، و ارزش ها و باورها، و پنج مضمون سازمان دهنده شامل محیط کار دیجیتال، رهبری دیجیتال، روابط وارتباطات، ارزش های فردی و ارزش های جمعی با 25 مولفه در قالب مضامین پایه می باشد. نتیجه گیری: فرهنگ سازمانی دیجیتال پویا و پیشرفته بر پایه همکاری، نوآوری و یادگیری مداوم می تواند به مدیران و پژوهشگران در درک بهتر و بهبود فرهنگ سازمانی دیجیتال کمک نماید.
واکاوی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر مدیریت توسعه ورزش های همگانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
رویکردهای نو در مدیریت دولتی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
137 - 156
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و مولفه های موثر بر توسعه ورزش های همگانی استان خوزستان می باشد. روش: این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی است. رویکرد روش شناختی به موضوع کمی و روش پیمایش است. معلمان ورزش، کارشناسان ورزشی (دارای مدرک ورزشی)، پیشکسوتان ورزشی (با سابقه همگانیملی و بین المللی) و روسای هیات های ورزشی استان خوزستان به عنوان جامعه آماری پژوهش در نظر گرفته شده اند. برای محاسبه حجم نمونه نیز از جدول مورگان استفاده شد که نمونه آماری 212 نفر به دست آمد. با استفاده از ادبیات و پیشینه تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته آماده گردید. جهت تعیین روایی صوری و محتوایی پرسشنامه و صحت و سقم سوالات، پرسشنامه در بین 15 نفر از خبرگان و متخصصین مدیریت ورزشی (اساتید دانشگاه های دولتی، آزاد، پیام نور و نیز دانشجویان مقطع دکترا) توزیع شد. جهت تجزیه و تحلیل دادها برای خلاصه کردن و طبقه بندی داده های خام از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین عامل رسانه با توسعه ورزش همگانی رابطه مثبت معناداری وجود داشته و این عامل بر توسعه ورزش همگانی در استان خوزستان موثر است. بین عامل کیفیت زندگی با توسعه ورزش همگانی رابطه مثبت معناداری وجود داشته و این عامل بر توسعه ورزش همگانی در استان خوزستان موثر است. بین عامل تاب آوری اجتماعی با توسعه ورزش همگانی رابطه مثبت معناداری وجود داشته و این عامل نیز بر توسعه ورزش همگانی در استان خوزستان موثر است. بحث: با توجه به نتایج محدودیت های اجرایی و عدم همکاری برخی از نمونه های تحقیق و بی توجهی آنها نسبت به تکمیل پرسشنامه را میتوان ب عنوان سختی کار در نظر گرفت.
تأثیر بازاریابی رسانه های اجتماعی بر وفاداری مشتریان به برند
منبع:
پژوهش های کاربردی مدیریت بازار سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
70 - 79
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی بر وفاداری مشتریان به برند با تأکید بر مطالعه موردی برند ایکس ویژن در شبکه اجتماعی اینستاگرام است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را مشتریان برند ایکس ویژن در اینستاگرام تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر مبنای جدول مورگان، نمونه ای به حجم ۳۸۴ نفر انتخاب شد. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری و با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزارهای SPSS و SmartPLS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان به برند دارد. همچنین، تعاملات مشتریان در رسانه های اجتماعی نقش مهمی در ایجاد ارزش ادراک شده و اعتماد به برند دارد که به نوبه خود، منجر به افزایش وفاداری مشتریان می شود. یافته های این تحقیق می تواند به مدیران بازاریابی و برندها در تدوین استراتژی های مؤثر در حوزه بازاریابی دیجیتال کمک کند.
نقش هوش مصنوعی در تحول خدمات بانکی مدل مفهومی تعامل بین امنیت مبتنی بر هوش مصنوعی و وفاداری مشتری در خدمات مالی
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۱ (جلد ۱۲)
175 - 186
حوزههای تخصصی:
با گسترش فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی (AI)، صنعت خدمات مالی دستخوش تحولی اساسی شده است. در این میان، امنیت اطلاعات و وفاداری مشتریان به عنوان دو عامل کلیدی در موفقیت بانک ها در فضای دیجیتال، اهمیت فزاینده ای یافته اند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر کاربرد هوش مصنوعی بر وفاداری مشتریان در خدمات مالی آنلاین، و با در نظر گرفتن نقش میانجی امنیت ادراک شده، اعتماد دیجیتال و رضایت مشتری، انجام شده است. مطالعه حاضر از نوع کاربردی و با روش توصیفی-پیمایشی انجام شده و جامعه آماری آن، کاربران فعال خدمات بانکداری دیجیتال در ایران بوده اند. داده ها از طریق پرسش نامه استاندارد گردآوری و با مدل سازی معادلات ساختاری و استفاده از نرم افزار SmartPLS تحلیل شده اند. نتایج نشان داد که هوش مصنوعی به طور معناداری باعث افزایش امنیت ادراک شده می شود و از طریق ارتقاء اعتماد و رضایت مشتری، به صورت غیرمستقیم، وفاداری آن ها به خدمات مالی دیجیتال را تقویت می کند. مدل مفهومی پژوهش نیز از برازش مناسبی برخوردار بود. این یافته ها می توانند به مدیران بانک ها و طراحان سیستم کمک کنند تا با بهره گیری هدفمند از فناوری های هوشمند، امنیت، اعتماد و وفاداری مشتریان را افزایش داده و در صنعت بانکداری، مزیت رقابتی پایداری کسب کنند.
تبیین نقش تعهد مدیریت در عملکرد صادراتی : با تاکید بر نقش میانجی شراکت راهبردی و نوآوری محصول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال تبیین نقش تعهد مدیریت در عملکرد صادراتی : با تاکید بر نقش میانجی شراکت راهبردی و نوآوری محصول، مطالعه موردی ( صادرات سنگ های ساختمان ایران ). در سال 1403-1402 است. جامعه آماری این پژوهش را کارشناسان و مدیران مرتبط با صادرات و مدیران شرکت های تولیدی و صادرات سنگ های ساختمان ایران تشکیل می دهد که نمونه ای متناسب با جامعه آماری به تعداد 180 نفر انجام شده است. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بوده که بعد از برآورد اعتبار و پایایی، در بین پاسخ گویان، توزیع گردید. بعد از جمع آوری پرسش نامه ها با استفاده از ضرایب آماری متناسب با نوع متغییر ها تحلیل ساختارهای عاملی و تحلیل مسیر و به کمک نرم افزار Amos به منظور بررسی فرضیه های تحقیق و به جهت بررسی نقش میانجیگر شراکت راهبردی و نوآوری محصول، از روش رگرسیون سلسه مراتبی با کمک نرم افزار (SPSS 22) محاسبه و مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. تجزیه تحلیل آماری نشان می دهد عدد اثر کل برای این متغیر عدد 1.76 بدست آمده که بزرگتر از 0.3 می باشد از این رو همبستگی مطلوب برقرار می باشد و می توان این گونه استنباط کرد که متغیرهای شراکت راهبردی و نوآوری محصول تأثیر تعهد مدیریت بر عملکرد صادراتی را به میزان 1.76 را تعدیل می نماید.
بررسی تاثیر بهره گیری از سیستمهای هوش مصنوعی بر بازدهی یادگیری زبان آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
294 - 315
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه"بررسی تاثیر بهره گیری از سیستم های هوش مصنوعی بر بازدهی یادگیری زبان آموزان" است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی استبرای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از 200 نفر از مربیان و مدرسان آموزش زبان انگلیسی در شهر تهران و نمونه ای به حجم 135 نفر به روش در دسترس مورد مطالعه قرار گرفته اند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است.. یافته های این مطالعه نشان می دهد. که فناوری بلاکچین، تجسم ها، سیستم های تدریس هوشمند، سیستم های تطبیق و شخصی سازی بر بازدهی یادگیری زبان انگلیسی تأثیر مثبت و معناداری دارند در مقابل تأثیر سنجش و ارزیابی و ربات معلم ها بر بهبود بازدهی یادگیری زبان رد شده است و به نظر می رسد از نظر مربیان و مدرسان، این سیستم های نمی توانند به صورت مستقیم جایگزین کامل کادر آموزش شوند.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های جذب و استخدام کارکنان نسل Z در سازمان های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت منابع انسانی پایدار سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
205 - 229
حوزههای تخصصی:
نسل Z جوانترین و جدیدترین افرادی هستند که وارد نیروی کار شده اند. سردرگمی در مورد ویژگی ها، ارزش های کاری، ترجیحات پاداش، تلاش برای جذب، استخدام و نگهداشت این گروه نسلی در سازمان های مجهول مانده باشد، از اینرو مدیران منابع انسانی بایستی ویژگی های مرتبط با اشتغال این نسل را مورد توجه قرار دهند. پژوهش حاضر، با در نظر گرفتن این موضوع درصدد پاسخ به این سؤال است که عوامل موثر در جذب و استخدام کارکنان نسل Z کدام هستند؟ جهت گردآوری داده ها از نظرات خبرگان به تعداد ۲۰ استفاده شد. داده های بدست آمده به کمک نرم افزار MAXQDA مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها نشان داد که ابعاد و مولفه های تاثیرگذار در جذب و استخدام کارکنان نسل Z شامل: ویژگی های شخصیتی، محیط درونی سازمان، مصاحبه کنندگان، ساختار سازمانی و ویژگی های مدیران هستند. مجموع این عوامل الگوی جذب و استخدام کارکنان Z را شکل داد.در پژوهش های مختلفی که روی جذب و استخدام کارکنان نسل های مختلف انجام شده است فقط از نظر بعد کارکردی به کارکنان توجه شده است درحالی که در پژوهش حاضر علاوه بر بعد کارکردی کارکنان به شناخت جنبه های مختلف شخصیتی و رفتاری کارکنان و حتی مصاحبه کنندگان آنها نیز توجه شده است.ره آورد پژوهش حاضر شناخت هرچه بیشتر کارکنان در زمان بدو استخدام را مد نظر دارد تا سبب افزایش بهره وری سازمان های پویای امروزی گردد.
بررسی تأثیر توانایی مدیریت بر ضریب واکنش سود با تاکید بر نقش میانجی محیط اطلاعاتی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
234 - 250
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تجربی توانایی مدیریت بر ضریب واکنش سود با تاکید بر نقش میانجی محیط اطلاعاتی شرکت است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روش شناسی همبستگی از نوع علی (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک، 133 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده در دوره ی زمانی 10 ساله بین سال های 1392 تا 1401 موردبررسی قرار گرفتند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار ایویوز 10 استفاده شده است. یافته ها : یافته های حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از رگرسیون چند متغیره نشان داد که در شرکت هایی که توانایی مدیران بالاتر دارند، ضریب واکنش سود به طور معناداری افزایش می یابد. به علاوه مشخص شد که توانایی مدیریت بر محیط اطلاعاتی شرکت تاثیر مستقیم و مثبت دارد. محیط اطلاعاتی شرکت بر ضریب واکنش سود تاثیر مستقیم و مثبت دارد. توانایی مدیریت بر ضریب واکنش سود از طریق نقش میانجی محیط اطلاعاتی شرکت تاثیر دارد؛ بنابراین، مدیران داخلی توانمند، می توانند از طریق محیط اطلاعاتی شرکت، موجبات بهبود ضریب واکنش سود شوند. بررسی تاثیرات متقابل این مولفه ها گامی مفید در جهت تکمیل ادبیات مربوط به این دو موضوع در محیط اقتصادی مربوط به بازار سرمایه ایران باشد و با توجه به اینکه نتایج آن برای سهامداران، سرمایه گذاران، مدیران و موسسات اعتباری و شرکت ها می تواند مفید باشد. اصالت/ارزش افزوده علمی: توانایی مدیریت تاثیر زیادی در کیفیت گزارش های مالی ازجمله محتوای اطلاعات سود دارد و همچنین در جلوگیری از تقلب در هیئت مدیره و مدیریت موثر است و می تواند به سرمایه گذاران در کاهش عدم تقارن اطلاعات کمک کند، همچنین نتایج نشان دهنده عدم وجود نتایج غیرقطعی راجع به عواملی که تاثیر مثبت یا منفی بر محتوای اطلاعاتی سود دارند، می باشد.
اکوسیستم فیجیتال: یک تحلیل SWOT با هدف توسعه اقتصادی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
379 - 404
حوزههای تخصصی:
هدف: با ادغام فضاهای فیزیکی و دیجیتال، اکوسیستم فیجیتال به عنوان یک چارچوب نوین در تجربه کاربری و تعاملات انسانی-فناوری مطرح شده است. این پژوهش به تحلیل SWOT اکوسیستم فیجیتال با هدف بررسی تاثیرات آن بر توسعه اقتصادی و اجتماعی پرداخته و نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای آن را شناسایی می کند. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از رویکرد کیفی و روش تحلیل SWOT برای ارزیابی اکوسیستم فیجیتال استفاده کرده است. داده ها از طریق بررسی منابع علمی، مطالعات موردی و تحلیل های نظری استخراج شده و با استفاده از روش تحلیل محتوا از مطالعات جهانی منتشرشده در پایگاه های داده معتبر علمی موردبررسی قرار گرفته اند. یافته ها : نتایج نشان می دهد که اکوسیستم فیجیتال با بهره گیری از فناوری هایی مانند واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، هوش مصنوعی و متاورس، می تواند تجربه های تعاملی و شخصی سازی شده ای را ایجاد کند که منجر به افزایش شفافیت، بهبود تعاملات مشتری و کاهش مصرف منابع می شود. در مقابل، هزینه های بالا، پیچیدگی های فنی، چالش های پذیرش اجتماعی و نگرانی های حریم خصوصی ازجمله موانع اصلی آن هستند. همچنین، این اکوسیستم فرصت هایی همچون گسترش بازار، افزایش وفاداری مشتریان و بهبود کارایی اقتصادی را به همراه دارد، اما درعین حال تهدیدهایی نظیر سرعت تغییرات فناوری و افزایش شکاف دیجیتالی نیز مطرح هستند. اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه با ارایه یک چارچوب تحلیلی جامع برای بررسی نقاط قوت و ضعف اکوسیستم فیجیتال، به دانش نظری و کاربردی این حوزه می افزاید. همچنین، با شناسایی فرصت ها و تهدیدهای کلیدی، راهکارهایی برای تدوین استراتژی های جامع اقتصادی و اجتماعی پیشنهاد می کند که به بهینه سازی بهره برداری از این اکوسیستم در راستای توسعه پایدار، افزایش مشارکت اجتماعی و ارتقای بهره وری اقتصادی کمک می کند.
فراترکیب شایستگی های کارکنان سازمان های دولتی بر اساس رویکرد حکمرانی همکارانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
33 - 72
حوزههای تخصصی:
هدف: شایستگی های کارکنان در سازمان های دولتی بر اساس رویکرد حکمرانی همکارانه، دارای ویژگی ها و معیارهای خاص و در راستای ارتقای کیفیت خدمات عمومی و افزایش کارایی دولت در پاسخ گویی به نیازهای جامعه است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای «شایستگی های کارکنان سازمان های دولتی بر اساس رویکرد حکمرانی همکارانه» انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات، کیفی، از نوع فرا ترکیب و از نظر مکان جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای است. جامعه هدف شامل کلیه مقالات منتشرشده در حوزه حکمرانی همکارانه و شایستگی های منابع انسانی در پایگاه های داخلی (مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی ، نورمگز و ...) و پایگاه های خارجی (ساینس دایرکت ، سیج ، وایلی ، امرالد و ...) و تعداد آنها مشتمل بر 175 مقاله بود. بر اساس شاخص های مؤسسه اطلاعات علمی و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام ، از بین 45 مقاله داخلی، 20 مقاله و از بین 135 مقاله خارجی، 42 مقاله و درمجموع 62 مقاله داخلی و خارجی انتخاب گردید و در نهایت 56 مقاله مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان دهنده 31 مفهوم فرعی در قالب 4 مقوله اصلی شامل دانش، مهارت، توانایی و رفتار مورد نیاز کارکنان سازمان های دولتی است. نتیجه گیری: نتایج حاصل ضمن گسترش ادبیات داخلی در زمینه حکمرانی همکارانه، می تواند به عنوان چارچوبی برای عملیاتی کردن این رویکرد مورد استفاده سازمان های دولتی قرار گیرد.
بررسی تأثیر توسعه مالی و مدیریت توسعه بر رشد اقتصادی و کیفیت محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
199 - 222
حوزههای تخصصی:
رشد اقتصادی یکی از مهم ترین اهداف و شاخص های کلیدی توسعه محسوب می شود. مدیریت توسعه نقشی اساسی در ایجاد شرایط لازم برای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار و فراگیر ایفا می کند. مدیریت توسعه و توسعه مالی دو عامل کلیدی هستند که بر رشد اقتصادی و آلودگی های زیست محیطی یک کشور یا منطقه تأثیر می گذارند. سیاست های مناسب مدیریت توسعه و توسعه مالی می توانند به طور هم زمان رشد اقتصادی و بهبود کیفیت محیط زیست را فراهم آورد. توسعه مالی، به واسطه فراهم کردن منابع مالی موردنیاز برای تشکیل واحدهای تحقیق و توسعه مجهز تر و پیشرفته تر و همچنین امکان دسترسی به تکنولوژی های کارا تر و سازگارتر با محیط زیست که نیاز به منابع مالی بیشتر دارند، امکان جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجیِ بیشتر، همراه آلودگی کمتر را فراهم می سازد و از این روش رسیدن به رشد اقتصادی را ایجاد می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت توسعه و توسعه مالی بر رشد و توسعه اقتصادی و عملکرد محیط زیست در کشور ایران می باشد. به همین منظور با استفاده از داده های جمع آوری شده طی دوره زمانی 2002 تا 2022 و الگوی خود بازگشت با وقفه های توزیعی به برآورد و تخمین دو مدل رشد اقتصادی و مدل آلودگی های محیط زیستی پرداخته شده است. یافته های پژوهش حاکی از تأثیر مثبت توسعه مالی بر رشد اقتصادی و کاهش تخریب های محیط زیستی است. همچنین ضریب شاخص مدیریت توسعه در دو مدل رشد اقتصادی و مدل آلودگی محیط زیستی معنادار نشد که به دلیل فاصله داشتن استانداردهای محیط زیستی و فقدان نهادها و قوانین مناسب در این حوزه می باشد. سرانه مصرف انرژی و بیکاری در مدل رشد اقتصادی دارای ارتباط مثبت و معنادار شدند. متغیرهای بازبودن تجاری و تولید ناخالص داخلی نیز اثری مستقیم و همسو بر تخریب محیط زیست دارند.
ارزیابی تأثیر سامانه 197 بر عملکرد کارکنان فرماندهی انتظامی ویژه غرب استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۱
95 - 122
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سامانه 197 به عنوان یکی از ابزارهای نوین نظارت و پاسخگویی در فراجا، با هدف ارتقای شفافیت، افزایش کارایی، و تقویت اعتماد عمومی به نیروهای انتظامی طراحی شده است؛ لذا این پژوهش تأثیر این سامانه را بر عملکرد کارکنان فرماندهی انتظامی ویژه غرب استان تهران مورد بررسی قرار داد. روش شناسی: روش پژوهش به صورت کمی و از نوع توصیفی- پیمایشی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه ارزیابی عملکرد پارکر (۲۰۰۰) استخراج شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 293 نفر از مدیران، فرماندهان، کارکنان کوپ، وظیفه عمومی، و بهداد بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 166 نفر تعیین شد، اما به منظور افزایش اطمینان، 200 نفر به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. روش نمونه گیری به کاررفته در این پژوهش، نمونه گیری تصادفی ساده بود. برای بررسی پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن ۰٫۸۵ به دست آمد و همچنین، برای روایی پرسشنامه با آزمون تحلیل عاملی تأییدی، مورد بررسی و تایید گردید. تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها نیز با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری (PLS3) و نرم افزار SPSS انجام گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل های آماری نشان داد که سامانه 197 تأثیر قابل توجهی بر بهبود ابعاد مختلف عملکرد کارکنان دارد. این سامانه بیشترین اثربخشی را بر کارایی کارکنان و کمترین اثربخشی را بر روابط بین همکاران دارد. همچنین، ویژگی های فردی، خلاقیت و بهبود مستمر، تخصص و مهارت نیز از جمله شاخص هایی هستند که تحت تأثیر مثبت این سامانه قرار گرفتند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که سامانه 197 نه تنها به عنوان یک ابزار نظارتی مؤثر عمل می کند، بلکه به واسطه ایجاد پل ارتباطی میان شهروندان و نیروی انتظامی، به ارتقای اعتماد عمومی نیز کمک کرده است. این سامانه با فراهم کردن بستر نظارت غیرمحسوس، کارکنان را به بهبود عملکرد ترغیب نموده و کیفیت خدمات انتظامی را افزایش داده است. نتایج این پژوهش می تواند به مدیران و سیاست گذاران در بهبود ساختارهای نظارتی و ارتقای کارایی سازمان های انتظامی یاری رساند. «مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد»
بررسی تأثیر بازاریابی رابطه مند بر اعتماد مشتری با توجه به نقش میانجی موانع تغییر
حوزههای تخصصی:
حفظ مشتری یکی از سیاست های مهم در عرصه بازاریابی است. یکی از استراتژی های مطرح بازاریابی رابطه مند است که پیامدهای مثبتی بدنبال دارد. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر بازاریابی رابطه مند بر اعتماد مشتری با توجه به نقش میانجی موانع تغییر انجام شده است. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق مشتریان شعب بانک شهر در مشهد بود. حجم نمونه براساس فرمول کوکران، 384 نفر تعیین گردید که به روش غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد بوده است که روایی آن از روش تحلیل بارهای عاملی تاییدی و پایایی آن از روش آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی بررسی و تایید شده است. برای بررسی فرضیه ها از مدل یابی معادلات ساختاری توسط نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد، بازاریابی رابطه مند سبب افزایش اعتماد مشتری و افزایش موانع تغییر می شود. این امر به ماندگاری مشتری کمک می کند. همچنین موانع تغییر سبب افزایش اعتماد مشتری می شود. در این تحقیق نقش میانجی موانع تغییر تایید شده است.
طراحی مدل توانمندسازی مدیران مدارس کارآفرین با بهره گیری از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
71 - 92
حوزههای تخصصی:
با توجه به تحولات پُر شتاب فناوری و ضرورت ارتقای کیفیت آموزش کارآفرینی، توانمندسازی مدیران مدارس کارآفرین از طریق بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی به یک راهبرد نوین و اساسی تبدیل شده است. هدف این پژوهش، ارائه الگویی برای توانمندسازی مدیران مدارس کارآفرین با رویکرد هوش مصنوعی است. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی است که با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام پذیرفت. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه مدیران با سابقه مدارس کارآفرین در سطح کشور بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری، تعداد ۲۱ مصاحبه عمیق انجام شد. ملاک انتخاب مدارس کارآفرین شامل ارائه برنامه های آموزش مهارتی و کارآفرینی برای دانش آموزان به طور هم زمان با برنامه های آموزش رسمی وزارت آموزش و پرورش بود. داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. بر اساس یافته های پژوهش مدلی پارادایمیک برای توانمندسازی مدیران مدارس کارآفرین با بهره گیری از هوش مصنوعی ارائه گردید که ابعاد آن شامل شرایط علّی (از قبیل بهینه سازی تصمیم گیری ها، تحلیل رفتار یادگیری دانش آموزان، برنامه ریزی استراتژیک، ایجاد محیط آموزشی پویا، بهره گیری از آموزش های متناسب و یادگیری مهارت های آینده)، پدیده محوری (از قبیل توانمندسازی مدیران مدارس کارآفرین با رویکرد هوش مصنوعی)، شرایط زمینه ای (از قبیل سه محور شامل آشنایی با رهبری شبکه ای، بسترهای آموزشی و زمینه های نوآوری)، شرایط مداخله گر (از قبیل ضعف زیرساخت ها، عدم تسلط کافی مدیران بر ابزارهای هوش مصنوعی، کمبود داده های سازمانی، مقاومت نسبت به تغییرات فناورانه و نبود منابع کافی)، راهبردها (از قبیل فراهم بودن ابزارهای هوش مصنوعی، تقویت مهارت استفاده از آن، نهادینه سازی فرهنگ همکاری های نوآورانه، آموزش برنامه ریزی با فناوری هوشمند و آشنایی با شیوه های نوین بازخورددهی) و پیامدها (از قبیل بهره وری آموزش کارآفرینانه، تعالی عملکرد مدارس، برند شدن مدارس کارآفرین و ارتقای اثربخشی فرآیندهای آموزشی) بود. بر اساس مدل نهایی چنین می توان بیان کرد که بهره گیری هدفمند از هوش مصنوعی می تواند به عنوان یک اهرم کلیدی در تحول رهبری آموزشی و توسعه مدارس کارآفرین عمل کند. این پژوهش پیشنهادهای کاربردی را برنامه ریزان و سیاست گذاران در زمینه موضوع مورد مطالعه به همراه دارد.
نقش جمعیت در بازتولید قدرت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
27 - 48
حوزههای تخصصی:
در پی سیاست های کنترل جمعیت طی دو دهه اخیر، ایران اکنون با پدیده بی سابقه ی کاهش نرخ زاد و ولد روبرو شده که پیامدهای گسترده ای بر قدرت ملی و بنیان دفاعی کشور دارد 125. این پژوهش در پی آن است تا تأثیر جمعیت بر شکل گیری قدرت ملی را بررسی کند. روش های مورد استفاده شامل تحلیل منابع علمی با دیدگاه زمینه ای و تحلیل محتوا با هر دو رویکرد عمیق و گسترده است. نوع پژوهش به لحاظ هدف کاربردی بوده و جامعه آماری آن متشکل از کتاب ها و مقالاتی است که به سنجش قدرت ملی و ارائه فرمول یا مدل در این زمینه پرداخته اند؛ ابزار گردآوری داده نیز فیش برداری از منابع کتابخانه ای بوده است.
بررسی یافته ها نشان می دهد که در تمامی مدل های سنجش قدرت ملی، جمعیت یکی از مؤلفه های اصلی و دارای بالاترین ضریب اهمیت به شمار می رود و کاهش جمعیت می تواند به شکل مستقیم بر قدرت ملی تأثیر منفی بگذارد 25. از این رو، ادامه وضعیت فعلی، با توجه به پیش بینی های ملی و بین المللی مبنی بر پیر شدن سریع جمعیت ایران و کاهش منابع انسانی فعال تا سال های آینده، ضرورت سیاست گذاری و اتخاذ راهکارهای بنیادین برای مقابله با افت نرخ باروری و جلوگیری از بحران جمعیتی آتی را به وضوح نمایان می سازد.
واکاوی چالشها و راهبردهای دستیابی به جوانی جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
99 - 115
حوزههای تخصصی:
پویایی و جوانی جمعیت از شاخصه های اقتدار و استحکام ساخت درونی هر جامعه به شمار می رود.زیرا قدرت علمی و مادی هر جامعه بدون در نظر گرفتن جوانی جمعیت معنا دار نیست زیرا این افراد هستند که می توانند نقش تعیین کننده ای در تبدیل سرمایه ها به ارزش افزوده داشته باشند. از همین رو حفظ تعادل و پویایی ساختار جمعیت ، مهم ترین عامل در بر نامه ریزی پیشرفت است و از سویی اساسی ترین عامل حفظ این شاخصه اقتدار و پیشرفت کشور، نهادینه کردن فرهنگ ازدواج و فرزند آوری می باشد.بر این اساس، مقاله حاضر به دنبال آن است تا به این سوال پاسخ دهد که چالشها و راهبردهای دستیابی به جوانی جمعیت چیست؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، به واکاوی موضوع مورد نظر پرداخته است. یافته ها الف: از مهم ترین چالشهای دستیابی به جوانی جمعیت عبارتند از « محدود شدن آزادی، ترک حمایت اطرافیان، خوف از آینده فرزندان،اصلاح نگاه نسبت به ازدواج و فرزند، پیروی از فرهنگ غرب، شیوه ناصحیح آموزش، نیاز مادی واستقلال طلبی زنان. ب: راهبردهای دستیابی به جوانی جمعیت عبارتند از : اصلاح نگرش به ازدواج ، اصلاح نگرش به فرزند آوری ، ترویج ازدواج آسان، تامین مسکن موقت و رایگان، فرهنگ سازی، اقناع نخبگان جامعه.
طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال: یک رویکرد سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت منابع انسانی دیجیتال به معنای تحول دیجیتالی در شیوه ها و فرآیندهای منابع انسانی از طریق استفاده از رسانه های الکترونیکی، تجزیه وتحلیل داده ها و فناوری اطلاعات به منظور افزایش کارایی مدیریت منابع انسانی است. هدف این پژوهش ارائه الگویی برای مدیریت منابع انسانی دیجیتال می باشد. این پژوهش با رویکرد سیستماتیک و مروری بر مقالات منتشرشده بین سال های 2018 تا 2023 طراحی و تدوین شده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی و با رویکرد کیفی انجام شده است. مقالات استخراج شده به طور نظام مند مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. در نهایت، نتایج پژوهش منجر به طراحی الگویی برای مدیریت منابع انسانی دیجیتال با توجه به الزامات تحول دیجیتال در قالب 6 تم اصلی، 33 تم فرعی و 109 کد انتخابی توصیفی بدون تکرار نمایان شده است. نتایج این پژوهش می تواند به سازمان ها در پیاده سازی مؤثر مدیریت منابع انسانی دیجیتال کمک کند و در نتیجه بهبود عملکرد سازمان ها را تسهیل نماید. علاوه بر این، یافته ها می توانند مبنایی برای درک تأثیر مدیریت منابع انسانی دیجیتال بر عملکرد سازمانی فراهم آورند و به محققان در این زمینه کمک کنند.
دستکاری سود و قانون بنفورد: بررسی شرکت های موجود در صنایع مختلف بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
139 - 158
حوزههای تخصصی:
عدم تقارن اطلاعاتی یکی از چالش های اساسی بین سرمایه گذاران، مدیران شرکتها و سایر ذینفعان است. یکی از عواملی که می تواند منجر به ایجاد عدم تقارن اطلاعاتی شود، دستکاری سود است. از اینرو همواره تلاشهای بسیاری در جهت شناسایی دستکاری سود صورت پذیرفته و در این راه از روش های متنوعی بهره گرفته شده است. استفاده از قانون بنفورد یکی از این روش ها می باشد که به تازگی مطرح شده و توانایی بالای خود را در مقایسه با سایر روشها همچون اقلام تعهدی اختیاری به اثبات رسانده است. لذا در این پژوهش توزیع فراوانی رقم اول سود خالص شرکتهای موجود در صنایع مختلف بورس اوراق بهادار تهران از سال 1388 تا 1397 به عنوان پارامتر اصلی روش مبتنی بر قانون بنفورد در تعیین وضعیت دستکاری سود مورد بررسی قرار گرفته است. بمنظور تعیین پیروی یا عدم پیروی ارقام سود خالص اعلامی از قانون بنفورد ازآزمون های آماری Z ، کای دو و کولموگروف اسمیرنوف (KS) استفاده گردیده است. نتایج نشان داد که رقم اول سود خالص در سطح کل صنایع مورد بررسی در سطح معنی داری 5٪ از قانون بنفورد پیروی می کند اما در سطح معنی داری 10٪، اعداد 1 و 8 با قانون بنفورد مطابقت ندارد. همچنین در سطح هر صنعت نتایج نشان میدهد که صنعت "سیمان، آهک و گچ" از قانون بنفورد تبعیت نمی کند. همچنین بر اساس نتایج آماری نشانگرهایی برای شناسایی دستکاری سود در صنایع مختلف پیشنهاد شده که برای تمامی ذینفعان از جمله سرمایه گذاران و حسابرسان کاربرد دارد.
توانایی مدیران و ساختار بدهی: شواهدی از محیط گزارشگری مالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست های تأمین مالی که مدیران اتخاذ می کنند، نقش مهمی در ریسک و ایجاد ثروت برای سهام داران دارد؛ بنابراین، شناخت عوامل مؤثر در تصمیم های تأمین مالی مدیران اهمیت بسیار دارد؛ ازاین رو هدف این پژوهش بررسی تأثیر توانایی مدیران بر استفاده از بدهی های کوتاه مدت باتوجه به نقش تعدیلگر محدودیت مالی و کیفیت گزارشگری مالی است. شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان جامعه آماری این پژوهش در نظر گرفته شده است و تعداد 100 شرکت در بازه زمانی 1391 لغایت 1401 با استفاده از روش غربالگری به عنوان نمونه انتخاب شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از الگوی رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده های ترکیبی و روش حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که توانایی مدیران بر سررسید بدهی ها تأثیر مثبت دارد؛ علاوه براین، محدودیت مالی بر رابطه توانایی مدیران و سررسید بدهی تأثیر ندارد؛ درنهایت یافته ها نشان داد که در شرکت های دارای کیفیت گزارشگری بالاتر، نقش توانایی مدیران در استفاده از بدهی های کوتاه مدت پررنگ تر است. مدیران با توانایی بالا که دارای دانش تجاری برتر با انگیزه های قوی برای برقراری ارتباط با توانایی برتر خود هستند، تمایل دارند تا از نسبت بیشتری از بدهی های کوتاه مدت استفاده کنند؛ درنتیجه عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش می دهند و شهرت خود را تقویت می کنند.