مدیریت استراتژیک هوشمند

مدیریت استراتژیک هوشمند

مدیریت استراتژیک هوشمند سال 4 زمستان 1404 شماره 4 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

از استراتژی زدایی تا عادت سازی هوشمند: راهنمایی نوین برای مدیریت استراتژیک در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۷۵
در دهه اخیر، مدیریت استراتژیک تحت تاثیر گسترش فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی قرار گرفته است. تحول دیجیتال و گسترش هوش مصنوعی، فرصت ها و تهدیدات بی سابقه ای را در حوزه مدیریت استراتژیک هوشمند ایجاد کرده است. پژوهش های متعددی بر مزایای هوش مصنوعی در تحلیل و تصمیم گیری استراتژیک تمرکز کرده اند، اما پیامدهای منفی و پنهان آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است هر چند استفاده گسترده و فراگیر از هوش مصنوعی در عرصه مدیریت استراتژیک موجب ارتقای سرعت تحلیل و تصمیم گیری شده است، اما وابستگی زیاد به این فناوری در مدیریت استراتژیک می تواند پیامدهایی چون مهارت زدایی مدیران، کاهش خلاقیت، بی توجهی به خطاهای سیستمی، بازتولید کلیشه های قبلی، مقاومت در برابر تغییر و از بین رفتن مزیت رقابتی را به همراه داشته باشد. این مقاله به کمک روش پژوهش نوآورانه تبارشناسی مبتنی بر مثال نقض، ابتدا آسیب های ناشی از بکارگیری بی رویه هوش مصنوعی در بستر مدیریت استراتژیک را واکاوی می کند و سپس برای نخستین بار، راهنمایی پنج مرحله ای برای استقرار اثربخش هوش مصنوعی استراتژیک ارائه می دهد. این راهنما شامل مراحل استراتژی زدایی هوشمند، انسان گرایی هوشمند، ابزارزدایی هوشمند، مزیت گرایی هوشمند و عادت سازی هوشمند است که می تواند چارچوبی نوین برای بهره گیری متوازن، خلاقانه و پایدار از هوش مصنوعی در مدیریت استراتژیک فراهم آورد. نوآوری پژوهش در ترکیب رویکرد پساکیفی انتقادی با راهکارهای کاربردی است که به مدیران، پژوهشگران و سیاست گذاران کمک می کند تا به جای وابستگی کامل به تکنولوژی، از هوش مصنوعی به عنوان ابزاری در خدمت انسان جهت ارزیابی، بهبود و تغییر عادت ها استفاده نمایند.
۲.

تأثیر چت بات های هوش مصنوعی بر تصمیم های خرید آنلاین با استفاده از مدل های پذیرش فناوری و رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۷۹
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر چت بات های هوش مصنوعی بر تصمیمات خرید آنلاین مصرف کنندگان با تلفیق مدل پذیرش فناوری و نظریه رفتار برنامه ریزی شده چارچوبی نوآورانه برای تحلیل رفتار مصرف کننده در مواجهه با فناوری های نوین نظیر چت بات های هوش مصنوعی ارائه می دهد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نوع ساختاری_علّی است. جامعه آماری پژوهش شامل مصرف کنندگان خرید آنلاین در شهر تهران بود که تجربه استفاده از چت بات های هوش مصنوعی برای خرید آنلاین داشته اند. نمونه آماری شامل 104 نفر بود که از طریق روش نمونه گیری هدفمند در دسترس انتخاب شدند و داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد مبتنی بر طیف لیکرت 5 تایی جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با نرم افزار SmartPLS و روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که نگرش مثبت و هنجارهای ذهنی نسبت به چت بات های هوش مصنوعی تأثیر معنی داری بر اعتماد به برند و عشق به برند دارد، که این عوامل به نوبه خود تصمیمات خرید آنلاین را تحت تأثیر قرار می دهند. بااین حال، سهولت درک شده و مزایای درک شده چت بات ها نقش تعدیل گری معنی داری در رابطه بین نگرش به چت بات ها و اعتماد به برند نداشتند. نتیجه گیری شد که چت بات های هوش مصنوعی با تقویت اعتماد و پیوند عاطفی با برند، رفتار خرید آنلاین را بهبود می بخشند، اما طراحی بهینه تر چت بات ها برای افزایش سهولت و سودمندی درک شده ضروری است. این یافته ها به کسب وکارها توصیه می کند که با بهبود طراحی چت بات ها و توجه به هنجارهای اجتماعی، تجربه مصرف کننده و وفاداری به برند را تقویت کنند.
۳.

مدیریت هوشمند خدمات مالی: چارچوبی استراتژیک برای پذیرش هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۸
تحول دیجیتال و گسترش هوش مصنوعی (AI) چشم انداز صنعت مالی را به طور بنیادین دگرگون کرده است. با وجود مزایای بالقوه این فناوری در مدیریت ریسک، اعتبارسنجی و کشف تقلب، بسیاری از پروژه های هوش مصنوعی در سازمان های مالی به دلیل عوامل سازمانی و محیطی با شکست مواجه می شوند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر پذیرش سازمانی هوش مصنوعی در خدمات مالی و ارائه چارچوبی مفهومی چندسطحی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و در چارچوب نظریه پردازی داده بنیاد انجام شد. داده ها از طریق ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران ارشد بانکی، فعالان فین تک و استادان دانشگاه گردآوری و با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید. یافته ها نشان داد پذیرش هوش مصنوعی در سه سطح فردی (نگرش، مهارت ها و اعتماد کارکنان)، سازمانی (فرهنگ نوآوری، حمایت مدیریت ارشد، منابع داده و زیرساخت ها) و محیطی (قوانین، فشار رقابتی و انتظارات مشتریان) شکل می گیرد. بر اساس این ابعاد، چارچوبی پارادایمی برای تبیین فرآیند پذیرش سازمانی AI در خدمات مالی ارائه شد. نتایج پژوهش می تواند به مدیران و سیاست گذاران در طراحی استراتژی های تحول دیجیتال و کاهش ریسک های فناورانه یاری رساند.
۴.

پیوندهای عمیق احساسی بین متقاضیان کارِ نسل زد و برندها: از شگفتی برند و برند کارفرما تا جذب و نگهداشت افراد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۱
برند کارفرما به عنوان یکی از راهبردهای کلیدی در جذب و نگهداشت استعدادها و ایجاد یک تصویر شغلی منحصربه فرد از سازمان و در بُعد کلان، تقویت قدرت برند می باشد. از سوی دیگر با ورود نسل زد به بازار کار و تفاوت های بنیادی آنان با نسل ها دیگر و رویارویی آنها با مدیران و ترجیحات انان از محیط کار و برندکارفرمایی، لزوم توجه به این موضوع را دو چندان نموده است. هدف این پژوهش ارائه مدلی برای ارتباط بین برند داخلی و خارجی و نسل زد می باشد. برای این منظور، بعد از بررسی گسترده پیشینه پژوهش و استخراج مدل پژوهش، داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع آوری گردید و برای آزمون مدل و فرضیه های پیشنهادی، از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه پژوهش، دانشجویانی بودند که به دنبال اشتغال تمام وقت بودند که بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و با تکیه بر روش کادن، 340 نفر مورد بررسی قرار گرفتند.این پژوهش نشان داد که چگونه شگفتی برند و قدرت برند می تواند برند کارفرما را تحت تاثیر قرار دهد در ادامه نیز، ارتباط و تعامل برندکارفرما، اعتبار شرکت،همانندسازی سازمانی،تناسب فرد-سازمان،درگیری و هواداری می تواند، جذب کارکنان در نسل زد را تحت تاثیر قرار می دهد.
۵.

تحول بازاریابی دیجیتال بنگاه به بنگاه: واکاوی کاربردهای نوآورانه هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۳
یکی از حوزه های اثرپذیر فناوری های هوش مصنوعی، بازاریابی بنگاه با بنگاه می باشد که با تسریع فرآیند تصمیم گیری و خلق رویکردهای نوآورانه، بسیاری از جنبه های بازاریابی بنگاه به بنگاه با متحول می سازد و عملکرد را بهبود می بخشد. با افزایش محبوبیت و سرمایه گذاری روزافزون هوش مصنوعی در این حوزه، درک کاربردهای چنین فناوری های نوآرانه ای برای پیشبرد بازاریابی بنگاه با بنگاه ضرورتی انکاناپذیر است که در مطالعات گذشته با رویکردی کل نگرانه کمتر به آن پرداخته شده است. لذا، هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی کاربردهای هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال بنگاه با بنگاه و اولویت بندی آنها می باشد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از منظر روش شناسی، آمیخته می باشد. در مرحله نخست با رویکرد کیفی فراترکیب و تحلیل 59 مقاله منتخب، کاربردها از ادبیات استخراج و در مرحله دوم با انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۱۲ نفر از خبرگان به اغنای کاربردهای شناسایی شده پرداخته شد. نتایج تحلیل مضمون حاکی از آن است که کاربردها در 4 مقوله اصلی، 11 مفهوم و 99 کاربرد دسته بندی شده اند. نتایج حاصل از اولویت بندی با رویکرد آنتروپی شانون نشان می دهد «کنترل و نظارت» در صدر اهمیت و «تحلیل رقبا و بازار» در پایین ترین اولویت جای گرفته است. در این پژوهش با بهره گیری رویکرد فراترکیب به استخراج تجارب بین المللی و با بهره گیری از مصاحبه های کیفی به واکاوی دانش بومی خبرگان پرداخته شده تا الگویی جامع از کاربردهای هوش مصنوعی در بازاریابی بنگاه به بنگاه طراحی گردد که در ادبیات کمتر به آن پرداخته شده و به عنوان ابزاری راهبردی بصیرتی کاربردی برای تصمیم گیری و سرمایه گذاری هوشمندانه مدیران در این حوزه فراهم سازد.
۶.

ارائه مدل کارآمدی شوراهای محلی در مدیریت پایدار روستایی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۸
قرارگیری بیش از 30 درصد جمعیت کشور در مناطق روستایی و مواجه با تأثیرات تغییرات اقلیمی، کاهش منابع و نابرابری‌های اجتماعی، ضرورت تقویت شوراهای محلی را نشان می‌دهد. توسعه پایدار صرفاً به منابع طبیعی یا اقتصادی وابسته نیست؛ بلکه به توانایی مدیریت مؤثر نیز متکی است. برای مواجهه با این چالش‌ها، بهره‌گیری از یک رویکرد جامع به توسعه یعنی توسعه دیجیتال در مدیریت نیاز است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل نظری-الگوریتمی کارآمدی شوراهای محلی در مدیریت پایدار روستایی مبتنی بر هوش مصنوعی انجام شد. این پژوهش از نظر پارادایم تفسیر-انتقادی، از نظر رویکرد آمیخته، از نظر روش جمع‌آوری داده‌ها توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری بخش کیفی مقالات مرتبط بود که با روش مرور حیطه‌ای، 25 مقاله انتخاب شد. مضامین با تکنیک تحلیل مضمون شناسایی شد. جامعه آماری بخش کمی، دهیاران و اعضای شوراهای محلی استان مازندران بودند. به‌صورت هدفمند و در دسترس، 20 نفر از اعضای شوراها انتخاب شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته، داده‌های میدانی و داده‌های ثانویه از 20 روستای در دسترس جمع‌آوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه با شاخص‌های مقادیر CVR و CVI، و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی، پایایی با آزمون آلفای کرونباخ تایید شد. با استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی (شبکه عصبی، تحلیل چندمعیاره، رگرسیون فازی)، با تمرکز بر 3 محور بخش مدیریت پایدار (کشاورزی هوشمند، مدیریت منابع آب، انرژی‌های تجدید پذیر) مدل‌سازی کمی و پیش‌بینی الگوهای مدیریت پایدار روستایی در این 3 محور انجام شد. اعتبار مدل کمی با شاخص‌های آماری تایید شد. مدل نظری شامل 4 مضمون سازمان دهنده، 10 مضمون پایه و 28 کد بود. مدل نظری نشان داد کارآمدی شوراها با تقویت 4 عملکرد تصمیم‌گیری، پیش‌بینی، تقویت مشارکت، نظارت و ارزیابی ارتقا می‌یابد. این 4 عملکرد می‌تواند با بهره‌گیری از فرصت‌هایی که هوش مصنوعی ایجاد می‌کند، تقویت شود. مدل الگوریتمی نشان داد که از نظر دهیاران و شوراها، مدیریت منابع آب نسبت به کشاورزی هوشمند و انرژی تجدید پذیر اولویت دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که هوش مصنوعی می‌تواند کارآمدی شوراهای محلی را در مدیریت پایدار به‌طور معناداری افزایش دهد. این نتایج ضمن همسویی با نتایج پژوهش‌های پیشین، با ترکیب دو مدل نظری و الگوریتمی، مدلی بومی ارائه داد. این مدل پیوند بین مفاهیم مدیریتی و فناورانه را ایجاد کرد که این ادغام سبب ارائه مدل یکپارچه شد که نسبت به روش مدیریت سنتی که دهیاران و شوراها قبلا داشته‌اند می‌تواند دقت و جامعیت بیشتری به تصمیمات و عملکرد آن‌ها برای ارائه خدمات روستایی و به‌ویژه مدیریت منابع آب بدهد.
۷.

طراحی مدل استراتژی های مالی سازمان تأمین اجتماعی با استفاده از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۷
با توجه به پیچیدگی های محیط اقتصادی و حجم گسترده منابع مالی، سازمان تأمین اجتماعی نیازمند طراحی مدل های نوین مدیریت مالی است ازاین رو هدف طراحی مدل استراتژی های مالی سازمان تأمین اجتماعی با رویکرد هوش مصنوعی است. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و از نظر هدف جزو پژوهش های کاربردی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. خبرگان شامل اساتید هیئت علمی مدیریت مالی و حسابداری و همچنین حسابرسان بودند و همچنین مصاحبه شوندگان شامل، 15 نفر که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به سطح اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای اطمینان از روایی و پایایی ، یافته ها به تایید مصاحبه شوندگان رسید. به منظور تحلیل داده ها نیز از روش براون و کلارک با نرم افزار تحلیل داده های کیفی مکس کیودآ انجام گردید.یافته ها حاصل از تحلیل مصاحبه شامل 66 کد باز ، 14 مضمون پایه ، 7 مضمون سازمان دهنده و 1 مضمون فراگیر شناسایی شدند. که شامل بودجه ریزی و تخصیص منابع هوشمند، سرمایه گذاری نوین، مدیریت ریسک مالی، تنوع بخشی منابع مالی، شفافیت و حسابرسی مالی، استراتژی های بهره وری مالی، استراتژی های عدالت مالی و پایداری است.این مدل با ارائه راهبردهای کاربردی مبتنی بر هوش مصنوعی می تواند به بهینه سازی تصمیم گیری های مالی، افزایش عدالت و پایداری مالی و ارتقای عملکرد کلان سازمان تأمین اجتماعی کمک نماید.
۸.

ترسیم سناریوی تحول دیجیتال سازمان مبتنی بر هوش دیجیتال: رویکرد شناختی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۷
تحول دیجیتال به عنوان یکی از چالش های راهبردی سازمان های بزرگ صنعتی، نیازمند درک عمیقی از چالش ها و پیشران های درونی و بیرونی سازمان است. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های تحول دیجیتال و ترسیم سناریوهای تحول در یک سازمان صنعتی بزرگ با تأکید بر نقش هوش دیجیتال انجام شد. طرح پژوهش از نوع ترکیبی اکتشافی بود و در سه مرحله اجرا شد. در مرحله کیفی، جامعه آماری شامل ۳۰ نفر از مدیران، متخصصان و کارشناسان تحول دیجیتال در شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس بود که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و از مصاحبه نیمه ساختاریافته به عنوان ابزار گردآوری داده استفاده شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل تم انجام گرفت. در مرحله کمی، از مشارکت ۱۰ نفر از خبرگان برای تکمیل ماتریس تأثیرات علّی استفاده شد و داده ها با روش نقشه شناختی فازی تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که چالش های تحول دیجیتال در چهار سطح حکمرانی، ساختاری، منابع انسانی و محیط رقابتی قابل دسته بندی هستند و چالش هایی چون زیرساخت فناوری ناکارآمد، نبود سیاست روشن برای داده و سبک رهبری غیر دیجیتال، بیشترین اثرگذاری را بر دیگر عوامل دارند. سناریوهای ترسیم شده نیز نشان دادند که اصلاح ساختار، ارتقاء مهارت دیجیتال و انگیزش میان مدیران نقش مهمی در موفقیت تحول دارند. نتیجه گیری این پژوهش آن بود که تحول دیجیتال نیازمند نگاهی سیستمی، ترکیبی و آینده نگر است و بدون هم راستایی هم زمان در سطوح مختلف سازمانی، پیاده سازی فناوری های نوین اثربخش نخواهد بود. استفاده از هوش دیجیتال به عنوان عامل واسطه ای راهبردی می تواند به طور معناداری موفقیت این مسیر را تسهیل کند.
۹.

طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی هوشمند با رویکردهای استراتژیک در شرکت ملی نفت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۳
زمینه و هدف: ارائه الگوی پیاده سازی مدیریت منابع انسانی هوشمند براسای رویکردهای استراتژیک سعی در آسیب شناسی پدیده یادشده و بهبود جایگاه آن در بین شرکت ملی نفت ایران دارد . پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی هوشمند با رویکردهای استراتژیک در شرکت نفت انجام گرفت. مواد و روش ها: این پژوهش به روش آمیخته انجام شد، در بخش کیفی که با روش تحلیل مضمون ، روش تفسیری ساختاری ISM انجام شد، جامعه آماری مدیران ارشد شرکت ملی نفت ایران در سال 1403 بوده اند که براساس نمونه گیری هدفمند 15 نفر از آنها بعنوان نمونه انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند داده های بدست آمده با روش کدگإاری مورد تحلیل قرار گرفتند. در بخش کمی روش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کارکنان شاغل در شرکت نفت ایران بودند با توجه به نامحدود بودن نمونه براساس فرمول کوکران 384 نفر تعیین شد . ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته بود و به منظور تحلیل استنباطی داده ها از تکنیک تحلیل عامل تاییدی و سپس از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها یافته های بخش کیفی حکایت از تعداد 8 مضمون اصلی 44 زیر مضمون فرعی و 220 شاخص بودند که مدل تحقیق را شکل دادند . در بخش کمی ضرایب مسیر بین متغیرهای مستقل و واسطه با مدیریت هوشمند منابع انسانی رابطه معناداری وجود دارد. (p<0/05). بطوری که ضریب تعیین مدیریت منابع انسانی هوشمند 888/0 بوده ، بدین معنا که 8/88 درصد از تغییرت مدیریت منایع انسانی هوشمند به دلیل اثر همزمان متغیرهای مستقل و واسطه ای مورد بررسی می باشد. بنابراین با اطمینان 95/ 0 می توان گفت تمامی فرضیه ها مورد تائید است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد با طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی هوشمند با رویکردهای استراتژیک براساس متغیرهای 8 گانه بدست آمده در این تحقیق به توسعه مدیریت منابع انسانی هوشمند در شرکت ملی نفت ایران می تواند کمک نماید.
۱۰.

شفافیت و عدم سوگیری الگوریتمی بر پذیرش سیستم های تشخیص تقلب مبتنی بر هوش مصنوعی با میانجی گیری اعتماد با رویکرد معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۱۶
در سال های اخیر، استفاده از سیستم های هوش مصنوعی در حوزه خدمات مالی و بانکی به ویژه در زمینه تشخیص تقلب، به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی در افزایش امنیت و کاهش ریسک مالی مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، پذیرش این فناوری های نوین از سوی کارکنان و مشتریان بانک ها مستلزم فراهم شدن پیش شرط هایی همچون، شفافیت عملکرد الگوریتم ها و کاهش سوگیری های احتمالی آن هاست. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر شفافیت و عدم سوگیری الگوریتمی بر پذیرش سیستم های تشخیص تقلب مبتنی بر هوش مصنوعی با نقش میانجی اعتماد و با بهره گیری از رویکرد معادلات ساختاری انجام شد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی – همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل: کارکنان و کارشناسان شعب بانک ملی به تعداد 653 نفر در شهر کرج انتخاب شدند. حداقل حجم نمونه طبق فرمول کوکران 242 نفر برآورد گردید و مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد استفاده شدهاست. پایایی با استفاده از ضریب الفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و روایی صوری و محتوا با نظر استاد راهنما و خبرگان مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. همچنین تجزیهوتحلیل دادههای بهدست آمده با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و lisrelصورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد که شفافیت الگوریتمی تأثیر مثبت و معناداری بر اعتماد و همچنین بر پذیرش سیستم های تشخیص تقلب دارد. علاوه براین، نتایج بیانگر آن است که عدم سوگیری الگوریتمی نیز به طور مستقیم بر سطح اعتماد کارکنان نسبت به سیستم اثرگذار بوده و از این طریق پذیرش فناوری هوش مصنوعی را افزایش می دهد. نقش میانجی اعتماد در این رابطه تأیید شد و مشخص گردید که اعتماد به عنوان حلقه واسط، شدت اثرگذاری شفافیت و بی طرفی الگوریتم ها را بر پذیرش سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی تقویت می کند. بر اساس آزمون سوبل و شاخص های برازش مدل، روابط مورد نظر از اعتبار آماری مناسبی برخوردار بودند.
۱۱.

بررسی مؤلفه های مربی گری در بین مدیران مبتنی بر رویکرد ادراکی و شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۹
در این پژوهش به بررسی مربی گری شناختی–رفتاری در سازمان ها پرداخته شده است؛ رویکردی که بر پایه نظریه های شناختی و رفتاری شکل گرفته و با هدف ارتقای عملکرد شغلی، کاهش اضطراب و فرسودگی کارکنان و بهبود تاب آوری فردی و تیمی مورد استفاده قرار می گیرد. مرور پیشینه نشان می دهد که مربی گری شناختی از طریق اصلاح باورها و الگوهای فکری ناکارآمد، توانایی کارکنان را در مقابله با فشارهای شغلی افزایش می دهد و رفتارهای اثربخش سازمانی را تقویت می کند. این مطالعه بر چهار بعد کلیدی شامل مربی گری شغلی شناختی–رفتاری، مربی گری شناختی–رفتاری (CBC)، طراحی مدل های مربی گری شناختی و مربی گری برای مهارت های مقابله ای متمرکز است و مدلی مفهومی برای پیاده سازی در محیط های واقعی سازمانی ارائه می دهد. روش پژوهش مبتنی بر مرور و تحلیل نظام مند مقالات علمی سال های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ بوده و نتایج نشان می دهد مداخلات مربی گری شناختی می توانند به شکل معناداری استرس شغلی را کاهش دهند، تاب آوری و مهارت های رهبری مدیران را توسعه دهند و فرسودگی شغلی کارکنان را بهبود بخشند. همچنین، طراحی مدل های بومی مربی گری شناختی متناسب با شرایط فرهنگی و سازمانی ایران می تواند در توسعه منابع انسانی و افزایش تعهد سازمانی نقش مؤثری ایفا کند. دستاوردهای این پژوهش شامل ارائه پیشنهادهای کاربردی برای طراحی دوره های آموزشی مبتنی بر شناخت و رفتار، اجرای برنامه های مربی گری در سازمان های دولتی و خصوصی و توسعه مهارت های مقابله ای کارکنان است. نتایج این تحقیق برای مدیران، مربیان حرفه ای و پژوهشگران حوزه مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی کاربردی خواهد بود و می تواند به عنوان مبنای تحقیقات آینده در زمینه سلامت روانی و عملکرد سازمان ها مورد استفاده قرار گیرد.
۱۲.

تحلیل تجربی نظریه بازار تطبیقی در بازار سرمایه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۳
اهمیت مطالعه در خصوص کارایی بازار سرمایه ایران باعث گردیده تا مطالعه حاضر با هدف تحلیل تجربی نظریه بازار تطبیقی در بازار سرمایه ایران دنبال شود. بنابراین در این پژوهش تلاش شده است تا با الهام از مدل پیاز تحقیق سندرز و تمرکز بر معاملات صورت پذیرفته در بازار و نوسانات شاخص، این هدف با تحلیل رفتارهای خلاف قاعده مورد واکاوی قرار گیرد. مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و از منظر هدف، کاربردی است. در لایه استراتژی تحقیق، استراتژی تحلیل آرشیوی و کمی انتخاب شده است. لایه انتخاب ها، روش تک روشی کمی را شامل می شود. در نهایت، لایه مرکزی، تکنیک ها و پروسیجرها، شامل ترکیب شبکه عصبی پرسپترون چندلایه با الگوریتم چرخه آب برای بهینه سازی پارامترها در نرم افزار پایتون است. داده ها شامل متغیرهایی مانند قیمت بسته شدن، بازده لگاریتمی، میانگین های متحرک، نوسان، RSI، حجم معاملات و اثرات تقویمی بوده است. دقت مدل ها با منحنی راک سنجیده شده و تفاوت های معنادار نتایج با آزمون ویلکاکسون ارزیابی گردیده است. یافته ها نشان می دهد که میزان انطباق رفتار بازار سرمایه ایران با فرضیه بازار تطبیقی در مقایسه با فرضیه بازار کارا سنتی است، زیرا آزمون های استقلال بازده (مانند همبستگی خودکار نزدیک به صفر) از فرضیه بازار کارا حمایت می کند، اما عملکرد مدل MLP-WCA با دقت ۷۸٪ و AUC=0.825، همراه با الگوهای ضعیف در RSI و مومنتوم، حاکی از توضیح بهتر رفتار بازده توسط فرضیه بازار سنتی است. همچنین نتایج نشان دهنده تأثیر قابل توجه رفتار سرمایه گذاران بر تغییرات ارزش و بازده سهام است. نتایج نشان می دهد که استراتژی خرید و نگهداری با بازده تجمعی ۲.۶۶۵ عملکرد بهتری نسبت به قاعده میانگین متحرک ساده با بازده ۱.۴۷۵ و نسخه ترکیبی میانگین متحرک با حجم با بازده ۰.۲۸۲ داشته است.
۱۳.

ارائه الگوی توانمندسازی کارکنان رسانه های انقلاب اسلامی با تاکید بر رسالت مطرح شده در بیانیه گام دوم انقلاب با روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۹
رسانه های انقلاب اسلامی برای تحقق رسالت های بیانیه گام دوم نیازمند کارکنانی توانمند و متعهد هستند. توانمندسازی منابع انسانی این رسانه ها شرط اساسی خودسازی، جامعه پردازی و تمدن سازی است. ازاین رو هدف ارائه الگوی توانمندسازی کارکنان رسانه های انقلاب اسلامی با تاکید بر رسالت مطرح شده در بیانیه گام دوم انقلاب است. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و از نظر هدف جزو پژوهش های کاربردی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. خبرگان شامل اساتید هیئت علمی و همچنین فعالان رسانه بودند و همچنین مصاحبه شوندگان شامل، 15 نفر که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به سطح اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای اطمینان از روایی و پایایی ، یافته ها به تایید مصاحبه شوندگان رسید. به منظور تحلیل داده ها نیز از روش براون و کلارک با نرم افزار مکس کیودآ انجام گردید. یافته ها حاصل از تحلیل مصاحبه شامل 1 مضمون فراگیر، 10 مضمون سازمان یافته و 20 مضمون پایه و 144 کد باز برای طراحی مدل شناسایی شدهاند. بر اساس یافته ها، توانمندسازی کارکنان رسانه های انقلاب اسلامی نه تنها در بهبود کیفیت و کارایی رسانه ها مؤثر است، بلکه می تواند به عنوان ابزاری راهبردی در تحقق رسالت های گام دوم انقلاب نقش آفرینی کند. بنابراین، طراحی سیاست های آموزشی، فرهنگی و حمایتی متناسب با این چارچوب، گامی اساسی در جهت ارتقای سرمایه انسانی رسانه های انقلاب خواهد بود.
۱۴.

اعتبارسنجی مدل بازاریابی انگیزشی جهت جذب سرمایه گذار در سیستم بانکداری با رویکرد مدیریت دانش مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۶
پژوهش حاضر با هدف اعتبارسنجی مدل بازاریابی انگیزشی جهت جذب سرمایه گذار در سیستم بانکداری با رویکرد مدیریت دانش مشتریان انجام شد. در این تحقیق با استفاده از روش کمی و ابزار پرسشنامه، داده های مربوط به مشتریان بانک ملت در شهر تهران گردآوری و از طریق تحلیل عاملی تأییدی، رگرسیون خطی و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل گردید. نتایج نشان داد ابعاد مختلف بازاریابی انگیزشی شامل یکپارچه سازی فناوری، تحلیل اطلاعات دریافتی، رویکرد مشتری مداری، بهینه سازی زنجیره تأمین و پایداری استراتژی های تولید و عملیات، همگی تأثیر مثبت و معناداری بر جذب سرمایه گذاران دارند. در میان این ابعاد، یکپارچه سازی فناوری و تحلیل اطلاعات دریافتی بیشترین نقش را ایفا کردند که بیانگر اهمیت بهره گیری از فناوری های نوین، دیجیتالی سازی خدمات و تحلیل داده های مشتریان در نظام بانکی است. همچنین نتایج حاکی از آن بود که رویکرد مشتری مداری و توجه به نیازها و ترجیحات سرمایه گذاران می تواند اعتماد و وفاداری آنان را تقویت نماید. یافته ها علاوه بر تأیید نوآوری مدل ارائه شده، بر ضرورت سرمایه گذاری بانک ها در توسعه زیرساخت های فناورانه و داده محور، نهادینه سازی فرهنگ مشتری مداری و ایجاد هماهنگی در زنجیره خدمات بانکی تأکید دارد. در نهایت، مدل پیشنهادی می تواند راهنمایی کاربردی برای مدیران بانکی و سیاست گذاران اقتصادی در جهت ارتقای جایگاه نظام بانکی کشور در جذب و نگهداشت سرمایه باشد.
۱۵.

مرور سیستماتیک جریان شناختی ادبیات سفر مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۸
در سالیان اخیر سفر مشتری به یک مفهوم فزاینده مهم برای درک رفتارهای پیچیده مشتری و دریافت بینش در مورد تجربیات آنها تبدیل شده است. در حالی که این واژه از دهه 1990 در رشته های مختلف استفاده شده است و ادبیات آن در طول هشت سال گذشته بیش از هفت برابر شده است، اما درک کامل این موضوع همچنان نامنسجم باقی مانده است. این مقاله یک رویکرد بررسی سیستماتیک مبتنی بر جریان شناسی را برای شناسایی موضوعات اساسی سفر مشتری ارائه شده در ادبیات کسب و کار تا تیر ماه 1404 اتخاذ کرد. 147 مقاله مرتبط از Scopus، Web of Science ، EBSCO، سامانه SID.IR جهاد دانشگاهی و سامانه گنج ایرانداک برای تجزیه و تحلیل انتخاب شد. برای شناسایی مضامین غالب و ابعاد فرعی آن ها، تحلیل محتوای کمی با بهره گیری از نرم افزارهای QDA Miner و WordStat به کار گرفته شد. فرآیند کدگذاری دقیق شامل بررسی مستقل توسط چندین کدگذار بود تا از پایایی و روایی یافته ها اطمینان حاصل شود. این رویکرد، قابلیت تکرارپذیری و عینیت یافته ها را تقویت می کند. تجزیه و تحلیل محتوای کمی، پنج موضوع اساسی سفر مشتری را شناسایی کرد که عبارتند از: رضایت از خدمات، شکست و بازیابی، هم آفرینی، پاسخ مشتری، کانال ها و اختلالات فناوری. در بخش نتایج هر شاخص سفر مشتری و موضوعات فرعی آن را به ترتیب بررسی و مورد بحث قرار داد. این بررسی شکاف های مهمی را در ادبیات مربوط به مراحل کلیدی سفر مشتری شناسایی کرد.
۱۶.

شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر جنگ های نامتقارن بر اساس ارزش های اسلامی- ایرانی با استفاده از رویکرد دیمتل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۵
این پژوهش باهدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر جنگ های نامتقارن بر اساس ارزش های اسلامی- ایرانی با استفاده از تکنیک دیمتل انجام شده است. این پژوهش به روش آمیخته انجام شد. در مرحله اول بخش کیفی، از تحلیل محتوای متون اسناد بررسی شده با استفاده از روش گرندد تئوری طی کدگذاری باز تعداد 423 مورد به عنوان مفاهیم شناسایی و استخراج گردید و در مرحله دوم با استفاده از 9 مصاحبه با فعالان حوزه جنگ های نامتقارن 90 کد شناسایی شد و با ترکیب و تلفیق شاخص های استخراج شده درنهایت 12 بعد شناسایی گردید. در مرحله کمی، عناصر به دست آمده با استفاده از پرسشنامه و تکنیک دیمتل ارزیابی و اولویت بندی گردید. در این بخش، جامعه آماری پژوهش شامل نیروهای داوطلب مردمی و غیره داوطلب، اساتید دانشگاه و مؤسسات آموزشی تخصصی نظامی بود که با استفاده از جدول مورگان و نمونه گیری در دسترس، تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. نتایج پژوهش نشان داد، عامل سیاسی، بالاترین اولویت را به خود اختصاص داد و ابعاد قابلیت خلق نوآوری در عملیات نظامی، ویژگی های مدیریتی، دانش و آگاهی در حوزه جنگ های نامتقارن، عوامل اقتصادی، توانمندی های اطلاعاتی، عوامل اجتماعی و فرهنگی، آموزش، تجهیزات، موقعیت جغرافیایی، ویژگی های فردی- روان شناختی و نیز قدرت نظامی، به ترتیب در اولویت دوم تا دوازدهم قرار گرفتند.
۱۷.

شناسایی و سطح بندی عوامل دخیل در بازاریابی کسب وکارهای اجتماعی در شهر تهران با رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۶
کسب وکارهای اجتماعی در عرصه کارآفرینی، با هدف ایجاد توازن میان منافع اقتصادی و ارزش های اجتماعی شکل گرفته اند که درصدد تأمین پایداری مالی، حل مسائل اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی در جامعه هستند. این پژوهش با هدف شناسایی و سطح بندی عوامل دخیل در بازاریابی کسب وکارهای اجتماعی در شهر تهران با رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری انجام شده است. روش پژوهش برحسب نوع داده ، آمیخته (کیفی- کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی است. برای گردآوری دادهها از ابزارهای مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محققساخته استفاده شد. برای بخش اعتبار کیفی پژوهس از تطابق همگونی و در بخش کمی از روایی ظاهری و روایی محتوا (ضریب لاوشه) و برای بررسی پایایی در بخش کیفی از پایایی بازآزمون و در بخش کمی از ضریب امگا مکدونالد استفاده شد. روش تجزیه و تحلیل در مرحله کیفی تحلیل مضمون است. در بخش بعدی با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری، شاخصهای شناساییشده سطحبندی شد. در نهایت جهت برازش مدل طراحیشده، از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری با نرمافزار پی ال اس بهره گرفته شد. نتایج نشان داد، سطح اول شامل شامل رسالت و برند اجتماعی سطح دوم شامل مشارکت جامعه و روابط پایدار، محصول و ارزش اجتماعی، همکاری و شبکه سازی اجتماعی سطح سوم محتوا و ارتباطات اجتماعی، تامین مالی و ارزش آفرینی، دیجیتال و فناوری اجتماعی می باشند.
۱۸.

آینده پژوهشی رفتار منصفانه مدیران و تاثیر آن برگزارشگری مالی با رویکرد میک مک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه: آنچه کیفیت گزارشگری مالی را تعیین می کند صرفاً استانداردهای حسابداری یا مقررات الزام آور نیست، بلکه مجموعه ای از عوامل رفتاری، فرهنگی، سازمانی و فردی نیز در آن دخیل هستند. در میان این عوامل، رفتار مدیران سازمان ها جایگاه ویژه ای دارد، زیرا تصمیمات آنان به طور مستقیم مسیر گزارشگری مالی را تعیین کرده و میزان صداقت، شفافیت و اتکاپذیری اطلاعات ارائه شده را شکل می دهد. هدف این پژوهش آینده پژوهشی رفتار منصفانه مدیران و تاثیر آن برگزارشگری مالی با رویکرد میک مک بوده است. روش ها: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از لحاظ ماهیت اکتشافی است. مشارکت کنندگان در تحقیق را صاحب نظران مدیریت مالی و حسابداری به تعداد 15 نفر تشکیل می دادند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند از نوع قضاوتی انتخاب شدند. در پردازش اطلاعات از روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری و نرم افزار MICMAC استفاده شد. یافته ها: پیشران های موثر بر رفتار منصفانه مدیران و تاثیر آن برگزارشگری مالی در این تحقیق دسته بندی شدند. این پیشران ها عبارتند از: ویژگی های فردی، مهارت های ارتباطی، ویژگی های ذهنی، ارزش های اخلاقی، دانش تخصصی، انضباط مالی، قوانین و مقررات، شفافیت اطلاعات، انتقادپذیری و مسئولیت پذیری، وضعیت حسابداری، ضعف نهادهای نظارتی، فشار مالی، شرایط محیطی، سهل انگاری وغقلت، شرایط فرهنگی و اجتماعی، آموزش، زیرساخت، هدف گذاری گزارش دهی مالی، سیاست گذاری، فناوری اطلاعات، بهبود تصویر سازمان، شکوفایی کسب و کار، بهره وری اقتصادی و رفتار منصفانه مدیران و گزارشگری مالی نتیجه گیری: رفتار منصفانه مدیران یک متغیر کلیدی و میانجی در ارتقای کیفیت گزارشگری مالی محسوب می شود. به عبارت دیگر، حتی اگر زیرساخت ها و قوانین به شکل مناسبی طراحی و اجرا شوند، بدون وجود مدیرانی که به انصاف، مسئولیت پذیری و انتقادپذیری پایبند باشند، اهداف گزارشگری مالی محقق نخواهد شد.
۱۹.

ارائه مدلی برای ارتقاء انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۶
پژوهش حاضر باهدف طراحی مدلی بومی برای ارتقای انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران و شناسایی ابعاد، مؤلفه ها و راهبردهای مؤثر انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از حیث ماهیت، آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی، مشارکت کنندگان اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاد استان تهران بودند که براساس روش نمونه گیری هدف مند و نظری با رعایت حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 11عضو هیأت علمی و 15کارشناس دانشگاهی گردآوری و با تحلیل محتوای کیفی در نرم افزار Atlas.ti بررسی شد. در بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته براساس یافته های کیفی طراحی و پس از تأیید روایی، میان 30عضو هیأت علمی توزیع شد. داده های کمی با آزمون های t تک نمونه ای و فریدمن در SPSS تحلیل گردید. یافته های کیفی پژوهش چهار سازوکار اصلی برای ارتقای انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی را شناسایی کرد که هر یک با مجموعه ای از زیرسازوکارهای مرتبط تبیین گردید. نتایج کمی، ضمن تأیید اعتبار سازوکارها، تفاوت معناداری را در میزان اهمیت و اولویتشان نشان داد. براساس الگوی نهایی، این سازوکارها به ترتیب اهمیت عبارت انداز: ساختاری، مدیریتی و فرایندی (بهبود نظام اداره و تصمیم گیری)، سلامت و بهزیستی روانی و رفاه و انگیزش استادان (تقویت پشتوانه های روانی و شغلی)، توانمندسازی فردی و حرفه ای (ارتقای شایستگی ها) و تقویت فرهنگ خدمت پاسخ گویی و مشارکت (تحکیم ارزش های خدمت محور). درنتیجه یافته ها منجربه ارائه مدل نهایی شبکه ای و بومی شد که ارتقای انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی و تقویت اثربخشی دانشگاه ها را امکان پذیر می سازد.
۲۰.

الگوی آینده پژوهی سناریومحور در مدیریت استراتژیک شهرهای هوشمند ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۰
تحولات سریع فناورانه، تغییرات زیست محیطی و نوسانات اقتصادی، مدیریت شهرهای هوشمند را با چالش های پیچیده ای روبه رو ساخته است که تصمیم گیری های خطی و کوتاه مدت توان پاسخ گویی آن ها نیستند. این پژوهش با هدف تبیین الگوی نظام مند برای ارتقای تصمیم سازی های بلندمدت در مدیریت شهرهای هوشمند ایران، باتأکیدبر آینده پژوهی سناریومحور است. روش تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی)، و در چارچوب اکتشافی انجام شده است. در مرحله کیفی، به منظور شناسایی و اجماع بر عوامل کلیدی مؤثر بر آینده شهرهای هوشمند، از روش دلفی فازی استفاده شد. جامعه آماری شامل ۲۴ نفر از خبرگان منتخب حوزه های مدیریت شهری، فناوری های هوشمند و آینده پژوهی بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در مرحله کمی، داده های حاصل با بهره گیری از تحلیل ساختاری (MICMAC)، و تحلیل اثرات متقاطع موردبررسی قرار گرفت تا روابط میان متغیرها و نیروهای پیش ران اصلی شناسایی شود. و با تفسیر نتایج حاصل، 4 سناریوی اصلی توسعه آینده شهرهای هوشمند ایران تدوین گردید. یافته ها نشان دادند که پویایی فناوری، سرمایه دانشی و حکمرانی داده محور 3 پیش ران اصلی آینده شهرهای هوشمند ایران اند و میزان هم افزایی آن ها با سیاست های نوآوری و مشارکت شهروندی، مسیر کلان حکمرانی هوشمند را تعیین می کند. الگوی حاصل می تواند ضمن ارتقای تاب آوری تصمیم گیری و کاهش عدم قطعیت های محیطی، چارچوبی کارآمد برای هدایت راهبردی شهرهای هوشمند ایران تا افق ۱۴۲۰ شمسی، فراهم آورد.
۲۱.

بررسی اثرات نوآوری تحقیق و توسعه بر مالی سازی شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران با در نظر گرفتن محدودیت های تامین مالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۵
هدف این مطالعه بررسی اثرات نوآوری تحقیق و توسعه بر مالی سازی شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران با در نظر گرفتن محدودیت های تامین مالی است. در این پژوهش داده‌های پژوهش به دو گروه شامل شرکت‌های با محدودیت‌های تأمین مالی بالا و محدودیت‌های تأمین مالی پایین تقسیم شده و مدل پژوهش برای هر دو گروه به‌صورت مجزا برآورد پرداخته شده است. نتایج آزمون ایستایی نشان داد، اکثر متغیرهای پژوهش به‌جز اندازه شرکت در سطح ایستا هستند. همچنین آزمون کائو، هم‌انباشتگی بین متغیرها را تأیید کرد و نتایج آزمون‌های حداکثر درستنمایی (LR)، آزمون برابری شیب‌ها و آزمون تقارن کوانتیل، مناسب بودن روش رگرسیون کوانتیل برای برآورد مدل‌های پژوهش را تأیید کرد. نتایج برآورد مدل‌های رگرسیون کوانتیل نشان داد اثرات متغیرهای مستقل مدل بر سطح مالی شدن در چندک‌های مختلف تغییر می‌کند. همچنین محدودیت‌های مالی نقش مهمی در اثرات متغیرهای مستقل و به خصوص نوآوری تحقیق و توسعه بر مالی سازی شرکت‌ها در بورس اوراق بهادار تهران دارد. نتایج برآورد مدل اثرات نوآوری تحقیق و توسعه بر مالی سازی در شرکت‌های با محدودیت تأمین مالی بالا نشان می‌دهد که نوآوری تحقیق و توسعه (RD) در تمام سطوح و همه دهک‌ها تأثیر منفی بر سطح مالی سازی شرکت‌هایی با محدودیت تأمین مالی بالا در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1388 تا 1402 داشته و این تأثیر در سطح اطمینان 95 درصد به لحاظ آماری معنادار است. نتایج برآورد مدل اثرات نوآوری تحقیق و توسعه بر مالی سازی در شرکت‌های با محدودیت تأمین مالی پایین نشان می‌دهد که نوآوری تحقیق و توسعه (RD) در تمام سطوح و همه دهک‌ها تأثیر منفی بر سطح مالی سازی شرکت‌هایی با محدودیت تأمین مالی پایین در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1388 تا 1402 داشته و این تأثیر در سطح اطمینان 95 درصد به لحاظ آماری معنادار است.
۲۲.

ارائه مدل محاسبه توانگری مالی با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۰
توانگری مالی به‌عنوان یکی از شاخص‌های کلیدی پایداری و تاب‌آوری شرکت‌های بیمه، بیانگر توانایی این سازمان‌ها در ایفای تعهدات بلندمدت و حفظ تداوم فعالیت در شرایط متغیر اقتصادی است. هدف این مقاله بررسی توانگری مالی در شرکت‌های بیمه و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن با بهره‌گیری از الگوریتم‌های یادگیری ماشین بود. در این راستا، داده‌های مالی و عملکردی شرکت‌های بیمه طی چند سال اخیر گردآوری و مورد پردازش قرار گرفت. ابتدا داده‌ها با استفاده از روش‌های پاک‌سازی و نرمال‌سازی آماده‌سازی شدند و سپس با به‌کارگیری چندین الگوریتم یادگیری ماشین از جمله Random Forest، Gradient Boosting، Support Vector Machine (SVM) و شبکه‌های عصبی مصنوعی (ANN) مدل‌های پیش‌بینی توانگری مالی توسعه یافتند. ارزیابی عملکرد مدل‌ها با معیارهایی همچون دقت ، ضریب تعیین و مساحت زیر منحنی انجام شد تا بهترین الگوریتم شناسایی شود. نتایج نشان داد که مدل‌های مبتنی بر Gradient Boosting و Random Forest بالاترین دقت پیش‌بینی را در طبقه‌بندی شرکت‌ها بر اساس سطح توانگری مالی به دست آوردند و در مقایسه با روش‌های سنتی تحلیل مالی عملکرد بهتری ارائه کردند. همچنین، تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که عواملی نظیر نسبت توانگری سرمایه، سودآوری عملیاتی، نسبت خسارت به حق بیمه و نقدینگی بیشترین تأثیر را بر توانگری مالی دارند. این پژوهش علاوه بر ارائه مدلی کارآمد برای پیش‌بینی توانگری مالی، نشان می‌دهد که استفاده از الگوریتم‌های پیشرفته یادگیری ماشین می‌تواند به مدیران و تصمیم‌گیران صنعت بیمه در شناسایی ریسک‌ها، پیشگیری از بحران‌های مالی و بهبود پایداری سازمان کمک شایانی کند. دستاوردهای تحقیق حاضر می‌تواند مبنایی برای توسعه سیستم‌های هوشمند ارزیابی توانگری مالی در صنعت بیمه کشور باشد و زمینه را برای مطالعات آینده در حوزه به‌کارگیری هوش مصنوعی در مدیریت مالی شرکت‌های بیمه فراهم آورد.