ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱٬۸۷۸ مورد.
۱.

استمرار استراتژیک و عملکرد کسب و کارهای خانوادگی فعال در صنعت فرش دستبافت ایران: پیوند استراتژی و تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۷۲
مطالعات اخیر حوزه کسب وکار و مدیریت استراتژیک در مسیر جدیدی قدم برمی دارند. به طوری که مباحث استراتژیک کسب وکار را برای مدیران کاربردی تر می کنند. استمرار استراتژیک به عنوان ادامه الگوهای تخصیص منابع در ابعاد استراتژیک کلیدی در طول زمان تعریف شده است. این در حالی است که یادگیری بین نسل ها و انتقال این داشته ها به نسل های دیگر در کسب وکارهای خانوادگی بسیار مهم جلوه می کند. پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی، و از حیث روش پیمایشی و با استفاده از الگوی مدل یابی معادلات ساختاری است. مورد مطالعه این پژوهش تعداد 391 کسب وکار خانوادگی فعال در صنعت فرش دستبافت ایران می باشد. روایی صوری و محتوایی آن با استفاده ازنظر خبرگان و روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی موردبررسی قرار گرفت. داده های به دست آمده با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOSمورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. بر اساس یافته های نتایج حاکی از آن است که استمرار استراتژیک بر عملکرد و یادگیری تأثیر مثبت و معنی داری دارد. این در حالی است که یادگیری بر عملکرد کسب وکارهای خانوادگی فعال در صنعت فرش تأثیر مثبت دارد. بعلاوه یادگیری در رابطه علی بین استمرار استراتژیک و عملکرد نقش مثبت و معنی داری دارد. از دیگر نتایج حاصل از این پژوهش اینکه اشتراک دانش در رابطه بین استمرار استراتژیک و عملکرد و رابطه بین یادگیری و عملکرد نقش تعدیل گر ایفا می کند.
۲.

شناسایی و اولویت بندی ظرفیت های سازمانی مؤثر بر جایگاه سازی برند شرکت های مواد غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۹۶
هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی ظرفیت های سازمانی مؤثر بر جایگاه سازی برند شرکت های مواد غذایی می باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی می باشد. این پژوهش از مبنای فلسفی تفسیری، رویکرد استقرایی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 13 نفر از مدیران ارشد و مدیران بازاریابی و فروش فعال در صنعت غذایی می باشند و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل داده ها از نظریه داده بنیاد و در تجزیه و تحلیل از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری مصاحبه ها و از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای رتبه بندی استفاده گردید. نتایج نشان داد در مجموع 164 کد اولیه در قالب 20 مقوله دسته بندی شده اند. مقدار شاخص کاپا برابر با 743/0 محاسبه شد که در سطح توافق مناسب قرار گرفته است. نتایج دلفی در دو راند انجام شد که در دور دوم هیچ سوالی حدف نشد که این خود نشانه ای برای پایان راندهای دلفی است. همچنین اختلاف بین دو مرحله از حد آستانه کم (8/0) کوچک تر گزارش شد. در ادامه برای رتبه بندی نهایی از تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده شد. نتایج این تحلیل نشان داد که پیامدها با وزن 0.293 در رتبه اول، راهبردها با وزن 0.268 در رتبه دوم، عوامل زمینه ای با وزن 0.249 در رتبه سوم، مداخله گر با وزن 0.165 در رتبه چهارم، عوامل علّی با وزن 0.154 در رتبه پنجم، مقوله محوری با وزن 0.007 در رتبه ششم قرار گرفت.
۳.

موفقیت در نوآوری مدل کسب وکاربین المللی شرکت های دانش بنیان: اهمیت نقش قابلیت های بازاریابی سازگار، همکاری دیجیتال و انعطاف پذیری استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۵
نوآوری مدل کسب وکار، به عنوان راهبردی کلیدی برای تضمین بقا و رقابت پذیری شرکت های دانش بنیان در بازارهای متلاطم بین المللی، نیازمند بازطراحی مستمر منطقِ خلق و ارائه ارزش و بهره گیری از رویکردهای پویا و انطباق پذیر در مواجهه با تغییرات محیطی است. هدف پژوهش حاضر موفقیت در نوآوری مدل کسب وکار بین المللی است که  در آن تأثیر قابلیت بازاریابی باز و آزمایش تطبیقی بازار بر نوآوری مدل کسب وکار و همچنین نقش میانجی همکاری دیجیتال و انعطاف پذیری استراتژیک در این روابط بررسی شده است. جامعه آماری پژوهش شرکت های دانش بنیان نوآور و فناور هستند که صادرات و یا فعالیت اقتصادی بین المللی دارند. نمونه آماری نیز 238 شرکت است که با استفاده از فرمول کوکران و از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه می باشد که پایایی آن با مقدار آلفای کرونباخ 839/0 تأیید شده است. همچنین تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس نسخه 2/3 صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد: 1) قابلیت بازاریابی باز با ضریب مسیر 599/0 تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری مدل کسب وکار دارد؛ 2) آزمایش تطبیقی بازار با ضریب مسیر 791/0 بر نوآوری مدل کسب وکار تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ 3) همکاری دیجیتال با ضریب مسیر غیرمستقیم 182/0 نقش میانجی در رابطه بین قابلیت بازاریابی باز و نوآوری مدل کسب وکار ایفا می کند و 4) انعطاف پذیری استراتژیک با ضریب مسیر غیرمستقیم 168/0 نقش میانجی در رابطه بین آزمایش تطبیقی بازار و نوآوری مدل کسب وکار دارد. یافته های پژوهش بر اهمیت قابلیت بازاریابی باز و تعاملات دیجیتال، آزمایش تطبیقی در بازار و انعطاف پذیری استراتژیک جهت موفقیت در نوآوری مدل های کسب وکار بین المللی تأکید دارد.
۴.

شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی گردشگری سلامت (مورد مطالعه: شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۳
مقدمه: با توجه به رقابت فزاینده در سطح جهانی و تحولات سریع در صنعت پزشکی، گردشگری سلامت به‌عنوان بازاری با پتانسیل اقتصادی بالا مطرح شده است. این حوزه نه‌تنها نقش مهمی در ایجاد ارزش افزوده و ثروت برای کارآفرینان ایفا می‌کند، بلکه فرصت‌های گسترده‌ای را برای فعالیت‌های کارآفرینانه و نوآورانه فراهم می‌سازد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی در حوزه گردشگری سلامت، با تأکید بر شهر یزد به‌عنوان یکی از قطب‌های مهم این صنعت در ایران، انجام شده است. یزد با دارا بودن زیرساخت‌های درمانی مناسب، جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی منحصربه‌فرد و همچنین ظرفیت‌های طبیعی، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به مقصدی برتر در زمینه گردشگری سلامت دارد. این مطالعه تلاش می‌کند تا با تحلیل این عوامل، راهکارهایی برای تقویت کارآفرینی و توسعه پایدار این صنعت ارائه دهد. روش‌شناسی: برای دستیابی به هدف پژوهش، از رویکرد آمیخته کیفی-کمی استفاده شده است. بدین صورت که عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی گردشگری سلامت با بررسی ادبیات پژوهش و به‌کارگیری روش دلفی فازی شناسایی و سپس با استفاده از روش ارزیابی حاصل‌ضرب تجمعی وزنی، اولویت‌بندی شدند. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان و متخصصان صاحب‌نظر در صنعت گردشگری سلامت است که با استفاده روش نمونه‌گیری هدفمند، نظرات ده نفر از آنان مورد استفاده قرار گرفت. ابزار اصلی گردآوری داده‌ها، پرسشنامه بود که روایی محتوای آن از طریق مشورت با خبرگان تأیید گردید. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاکی از این بود که عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی گردشگری سلامت شهر یزد به‌ترتیب اهمیت شامل «جاذبه‌های فرهنگی- تاریخی مقصد»، «ارائه خدمات با هزینه کمتر»، «مشارکت بخش خصوصی» و «قیمت‌گذاری رقابتی»، «شهرت مقصد در حوزه گردشگری سلامت»، «سود حاصل از فعالیت‌های گردشگری سلامت»، «خدمات ویژه برای حمل‌ونقل گردشگران»، «آموزش‌های اثربخش فنون کارآفرینی»، «زمان انتظار کم برای دریافت خدمات سلامت در مقصد»، «ارائه خدمات حرفه‌ای سلامت»، «تهیه لیستی از خدمات پزشکی ارائه‌شده در مقصد»، «فعالیت‌های مربوط به بازاریابی و تبلیغات»، «سرمایه‌گذاری جهت ایجاد امکانات برای جذب گردشگران سلامت»، «بیمه گردشگری سلامت»، «مشارکت با آژانس‌های مسافرتی و تورگردان‌ها»، «آموزش و توانمندی شاغلان»، «ایجاد انجمن‌ها و گروه‌های مشاوره» و «حمایت دولت» بودند. نتیجه‌گیری / دستاوردها: به‌طورکلی، نتایج تحقیق حاکی از آن است که توجه به جاذبه‌های فرهنگی-تاریخی و ارائه خدمات با هزینه کم، نقشی بسیار مهم در توسعه کارآفرینی گردشگری سلامت یزد دارند که این امر نیازمند برنامه‌ریزی جامع، استفاده بهینه از توانمندی‌های محلی و ایجاد همکاری مؤثر بین بخش‌های مختلف است. مشارکت فعال بخش خصوصی، ارتقای زیرساخت‌های درمانی و تعیین قیمت‌های رقابتی، از جمله اقدامات اساسی هستند که می‌توانند دستیابی به این هدف را تسریع کنند.
۵.

بررسی وضعیت های مختلف ترجیحات انتخاب غذایی مشتریان در مراکز خرید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف این تحقیق بررسی وضعیت های مختلف ترجیحات انتخاب غذایی مشتریان در مراکز خرید می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و اکتشافی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی و همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مصرف کنندگان مواد غذایی در فودکورت های مراکز خرید شهر تهران (ارگ، کوروش، پالادیوم، سانا و ایران مال), می باشد که با توجه به اینکه جامعه آماری پژوهش نامعین و گسترده می باشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و تعداد 384 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار SPSS و معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد که هیجانات مثبت با ویژگی های خلق بالا (مانند تمایل به غذاهای رنگارنگ، گرم، معطر و خوش طعم) و هیجانات منفی با ویژگی های خلق پایین (مانند انتخاب غذاهای چرب یا شور) در انتخاب غذا ارتباط معنادار دارند. همچنین، اهداف مصرف تحت تأثیر این ویژگی های خلقی می توانند به افزایش هیجانات مثبت یا کاهش هیجانات منفی بینجامند. عوامل زمینه ای نظیر تجربه های گذشته، فرهنگ و دانش بهداشتی نیز در این فرآیند نقش میانجی دارند. این مطالعه با شناسایی الگوی مفهومی رفتار تغذیه ای در بستر هیجانی، می تواند مبنایی برای طراحی مداخلات سیاستی و بازاریابی غذایی در محیط های عمومی فراهم سازد. از مهم ترین پیشنهادهای کاربردی پژوهش، طراحی برنامه های تبلیغاتی مبتنی بر حالات هیجانی و تدوین دستورالعمل های تغذیه ای برای فضاهای تجاری مانند مال هاست.
۶.

ارائه مدل حمایتی حقوق از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۲
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل حمایتی فقه اسلامی ازکارآفرینی اجتماعی و اقتصادی انجام شده است. این پژوهش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون تدوین شده است؛ در این پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با اساتید رشته های فقه، حقوق اسلامی و کارآفرینی و مشاوران حقوقی به تعداد 14 نفر و همچنین مرور پژوهش های مرتبط، یافته ها ترکیب و الگوی حاضر طراحی شد. بر این اساس با تحلیل محتوای مصاحبه ها و پژوهش ها با استفاده از نرم افزار 2020MaxQda  ابعاد مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون تعیین شد. براساس رویکرد پژوهش 6 جنبه، 26 مؤلفه و 76 کد استخراج گردید. مدیران و کارآفرینان باید اقدام به اتخاذ و پیاده سازی اصول و راهبردهای اثربخش نمایند تا به پیامدهای مثبت دست یابند. این پژوهش، مدل حمایتی فقه اسلامی از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی در قالب 26 مؤلفه ارائه شد. از آنجا که تاکنون مدل جامعی برای راهکارهای حمایتی فقه اسلامی از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی ارائه نشده است، این پژوهش می تواند در راستای چالش های نوظهور، توسعه اقتصادی پایدار، تقویت مسئولیت اجتماعی، انطباق با تغییرات جهانی و توسعه بازارهای جدید و فرصت های تجاری سودمند باشد.
۷.

ارزیابی حواس پنجگانه و ارزش ادراک شده جهت وفاداری مشتریان در صنعت بیمه با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۸
هدف این پژوهش ارزیابی حواس پنجگانه و ارزش ادراک شده جهت وفاداری مشتریان در صنعت بیمه با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) می باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 30 نفر از اساتید و متخصصان حوزه مدیریت بازاریابی بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد. اطلاعات و داده های مورد نیاز پژوهش از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید و برای تهیه پرسشنامه از تکنیک مقایسه زوجی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده گردید. نتایج تحلیل سلسله مراتبی فازی نشان داد که مهم ترین عوامل اثر گذار بر وفاداری مشتری، به ترتیب عبارتند از: ارزش ادراک شده، حواس پنج گانه است. همچنین نشان داد که مهم ترین ابعاد حواس پنج گانه در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: حس بینایی، حس شنوایی، حس لمسی، حس بویایی و حس چشایی است و نتایج نشان داد که مهم ترین ابعاد ارزش ادراک شده در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: ارزش اقتصادی، ارزش اجتماعی، ارزش ادراکی و ارزش احساسی است و مهم ترین ابعاد وفاداری مشتریان در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: وفاداری رفتاری، وفاداری نگرشی و وفاداری عاطفی است. همچنین نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان داد ارزش ادراک شده (ارزش اقتصادی، ارزش اجتماعی، ارزش ادراکی و ارزش احساسی) بر وفاداری مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد.
۸.

پایداری کسب و کارهای دانش بنیان پارک علم و فناوری خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۶
مقدمه: در جهان کنونی، با تسریع تغییرات در محیط های درونی و بیرونی سازمان ها، شناسایی مفاهیم مؤثر بر حفظ و توسعه حیات سازمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. پایداری کسب وکارها به عنوان یکی از ارکان اصلی در ارزیابی رشد و موفقیت سازمان ها شناخته می شود تا آنجاکه در دهه های اخیر، حتی جایگزین معیارهای سنتی موفقیت سازمانی شده است. ازطرفی پایداری را می توان به نوعی ضامن تداوم و رشد پایدار سازمان ها تلقی کرد. بر این اساس پژوهش حاضر به بررسی اثر انعطاف پذیری راهبردی بر پایداری شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم وفناوری استان خراسان می پردازد. همچنین، در این مطالعه نقش میانجی نوآوری در مدل کسب وکار و اثر تعدیل گری پویایی محیطی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. روش شناسی: پارادایم این پژوهش از نوع کمی و روش پژوهش آن به لحاظ نوع جمع آوری و تحلیل داده ها پیمایشی- تحلیلی است. جامعه مورد مطالعه شامل 55 شرکت دانش بنیان فعال و رشد یافته در پارک علم وفناوری استان خراسان بودند. روش نمونه گیری نیز تصادفی ساده بود که تعداد آن به کمک جدول مورگان 48 شرکت تعیین گردید. همچنین واحد تحلیل این پژوهش نیز سازمان بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده که روایی آن با معیار فورنل و لارکر و نظر خبرگان و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید گردید. تجزیه وتحلیل داده ها به کمک نرم افزار SmartPLS و SPSS انجام شده است. یافته ها: نتایج تجزیه وتحلیل داده های این پژوهش نشان داد که انعطاف پذیری راهبردی و نوآوری مدل کسب و کار تأثیر مثبت و معناداری بر پایداری شرکت دارند. همچنین، نقش نوآوری مدل کسب و کار به عنوان میانجی در رابطه بین انعطاف پذیری راهبردی و پایداری شرکت تأیید گردید. پویایی محیطی نیز نقش تعدیل گری بر رابطه میان انعطاف پذیری راهبردی و نوآوری مدل کسب و کار ایفا می کرد. نتیجه گیری/ دستاوردها: یافته های پژوهش اهمیت توجه به عوامل محیطی را در طراحی راهبردهای کسب و کار نشان می دهد. در شرایط کنونی، کسب و کارهای دانش بنیان باید به دنبال ایجاد انعطاف پذیری لازم در سطوح بالای سازمان باشند تا بتوانند به سرعت به تغییرات محیطی واکنش نشان دهند. نوآوری مدل کسب و کار که شامل مجموعه ای از فعالیت های جدید برای خلق ارزش است، می تواند به شرکت ها کمک کند تا در برابر رقبا مزیت پیدا کنند. همچنین، پویایی محیطی به عنوان یک عامل کلیدی در موفقیت این شرکت ها شناخته شده است؛ زیرا تغییرات سریع در بازار نیازمند پاسخ گویی سریع و مؤثر به آن است. پژوهش حاضر پیشنهادهایی برای انجام مطالعات بیشتر در زمینه تأثیر عوامل محیطی بر پایداری کسب و کارها ارائه می دهد. همچنین، توصیه می شود که شرکت های دانش بنیان با راه اندازی واحدهای تحقیق و توسعه بتوانند مدل های نوآورانه کسب و کار را بررسی کرده و از آن ها بهره جویند. 
۹.

تحلیل جامعه شناختی سناریوهای فضای کسب و کار استان اصفهان با رویکرد آینده پژوهانه افق 1408(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه شناختی سناریوهای فضای کسب و کار استان اصفهان با رویکرد آینده پژوهانه افق 1408 می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 17 نفر از خبرگان متشکل از متخصصان سطح استان اصفهان می باشند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. تحلیل داده ها با استفاده از روش دلفی و همچنین نرم افزارهای Scenario Wizard-MICMAC انجام شد. با استفاده از روش میک مک 8 عامل کلیدی مؤثر بر فضای کسب و کار استان اصفهان تا افق سال 1408 شامل حکمرانی خوب، ثبات قوانین، تعاملات بین المللی سیاسی و غیرسیاسی، تورم انتظاری، تقدم سیاست بر اقتصاد، نظام مالیاتی، نظام بانکی، بسط و توسعه فضای مجازی؛ استخراج و بر اساس این 8 عامل کلیدی 5 سناریو (از خوشبینانه ترین حالت تا بدبینانه ترین حالت) تدوین شده است. نتایج نشان می دهد مؤلفه های جامعه شناختی در کنار عناصر اقتصادی نقشی تعیین کننده در آینده فضای کسب و کار در استان اصفهان و تصمیم سازی مسئولان کشوری و استانی ایفا می کنند. بر این اساس توصیه می شود با تکیه بر حکمرانی خوب، ثبات قوانین، تعاملات بین المللی سیاسی و غیرسیاسی و... بستر لازم برای بهبود فضای کسب و کار استان را فراهم نمایند. همچنین با اعتمادپذیری متقابل در روابط فی مابین، حکمفرمایی داشته باشد در زمینه بهبود فضای کسب و کار می توان از برنامه های آموزشی بهره گرفت یا از تبلیغات محرک محیطی استفاده کرد و مدیریت در بخشهای مختلف، مبتنی بر مطالبات مردمی باشد.
۱۰.

طراحی و تبیین مدل داده بنیاد توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه مددجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۷۰
آموزش کارآفرینی، نقش حیاتی در توانمندسازی، اشتغال زایی و فقرزدایی به ویژه در میان مددجویان ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل داده بنیاد توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه مددجویان کمیته امداد امام خمینی (ره) استان کرمانشاه انجام شد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ رویکرد، کیفی بود که با استفاده از روش پژوهش نظریه داده بنیاد انجام پذیرفت. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 19 نفر از خبرگان در زمینه موضوع مورد مطالعه جمع آوری شدند. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا حصول اشباع نظری ادامه یافت. داده های پژوهش از طریق فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی و مبتنی بر رهیافت نظام مند اشتراوس و کوربین تحلیل شدند. اعتبار و قابلیت اعتماد یافته های پژوهش با استفاده از معیارهای چهارگانه لینکُلن و گوبا مورد تأیید قرار گرفت. پس از تحلیل مصاحبه ها، 136 کد نهایی احصاء و در قالب 36 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی شامل شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها طبقه بندی گردیدند و مدل پارادایمیک پژوهش ارائه گردید. یافته های پژوهش مؤید این است که توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه مددجویان کمیته امداد، پدیده ای چندوجهی است که می بایست از ابعاد و وجوه مختلف مورد بررسی قرار گیرد و ضرورت دارد تمامی عوامل تأثیرگذار در بروز این پدیده، در برنامه ریزی و خط مشی گذاری نهادهای متولیِ توانمندسازی مددجویان مورد توجه قرار گیرد. از این رو، موفقیت در توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه مددجویان، نیازمند یک رویکرد جامع و چندجانبه ای است که می بایست به طور هم زمان به عوامل فردی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی توجه نماید. این پژوهش پیشنهادهای کاربردی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان حوزه توانمندسازی و فقرزدایی مددجویان به همراه دارد.
۱۱.

هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی با رویکرد مثبت گرا: چارچوبی برای شکوفایی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف:این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر مدیریت منابع انسانی با رویکرد مثبت گرا و ارائه چارچوبی سلسله مراتبی برای ارتقای شکوفایی کارکنان انجام شد. روش:مطالعه کاربردی-توسعه ای با رویکرد آمیخته است. جامعه آماری شامل ۱۵ خبره حوزه هوش مصنوعی و منابع انسانی بود که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار راهنمای مصاحبه گردآوری شد. تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری–تفسیری برای تحلیل داده ها به کار رفت. یافته ها: چارچوب پنج لایه ای شامل پیشران های راهبردی، توانمندسازهای فناورانه، سازه های روان شناختی مثبت، فرایندهای یادگیری و پیامدهای سازمانی طراحی شد. این چارچوب نشان می دهد که موفقیت بهره گیری از هوش مصنوعی نیازمند ادغام ابعاد فناورانه، عدالت الگوریتمی و حمایت روان شناختی کارکنان است. نوآوری: این پژوهش با ارائه مدلی جامع که ابعاد راهبردی، فناورانه و روان شناختی را هم افزا می کند، خلأ موجود در ادبیات مدیریت منابع انسانی هوشمند را پر می کند. نتیجه گیری: استقرار فناوری هوش مصنوعی به تنهایی کافی نیست و باید با تقویت زیرساخت های راهبردی، حاکمیت داده و حمایت روان شناختی کارکنان همراه شود تا شکوفایی انسانی و بهره وری سازمانی همزمان تحقق یابد. این چارچوب می تواند راهنمایی کاربردی برای مدیران و پایه ای برای مطالعات آینده باشد.
۱۲.

تأثیر دانش مشتری و مکانیسم انتقال دانش پلتفرم دیجیتال بر کارآفرینی آنلاین با میانجی گری نوآوری دیجیتال در شرکت دیجی کالا در استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۴
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر دانش مشتری و مکانیسم انتقال دانش پلتفرم دیجیتال بر کارآفرینی آنلاین با میانجی گری نوآوری دیجیتال در بین مشتریان شرکت دیجی کالا است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ رویکرد، کمّی و از نوع پژوهش های توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل همه مشتریان شرکت دیجی کالا در استان آذربایجان غربی بوده که تعداد 384 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای استاندارد بود. داده ها از طریق نرم افزارهایSPSS 24  وSmart PLS 4   و با استفاده از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که پلتفرم های دیجیتال و دانش مشتری با میانجی گری نوآوری دیجیتال تأثیر مثبتی بر کارآفرینی آنلاین دارند، رابطه مثبت و معنی داری بین آن ها وجود دارد و برای کارآفرینان به منظور انجام کسب وکارشان در فضای آنلاین مناسب هستند؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت که متغیرهای پلتفرم دیجیتال، دانش مشتری و نوآوری دیجیتال می توانند به عنوان متغیرهای پایه و اساسی برای ارائه مدل های مناسب کارآفرینی آنلاین، مورد استفاده قرار گیرند.
۱۳.

طراحی مدل ارزش آفرینی برندسازی شهر سبز برای مقصد گردشگری استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۴
هدف این پژوهش طراحی مدل ارزش آفرینی برندسازی شهر سبز برای مقصد گردشگری استان گیلان (مطالعه موردی شهر کلاچای) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مدیران ارشد شهر کلاچای، می باشد. حجم نمونه با روش نمونه گیری هدفمند انجام شد و مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک داده بنیاد و نرم افزار20 MAXQDA استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان از تاثیرگذاری هفت بُعد: عوامل علی شامل ارتقاء خدمات گردشگری (ویژگی های منحصر به فرد، تنوع فرهنگی و هنری، حفاظت از محیط زیست، خدمات گردشگری با کیفیت، مشارکت جوامع محلی) عوامل محوری شامل توسعه اقتصادی محلی و حفظ منابع طبیعی (ترویج گردشگری پایدار، توسعه فرهنگی هنر محلی، ایجاد تجربه ماندگار برای گردشگران)، عوامل مداخله گر شامل توسعه پایدار صنعت گردشگری و حفظ محیط زیست (دولت محلی و ملی، صنعت گردشگری، جوامع محلی، محیط زیست و سازمان های مرتبط)، عوامل زمینه ای شامل مقصد گردشگری (طبیعت زیبا و جاذبه های گردشگری، فرهنگ محلی آداب رسوم، توسعه پایدار و محیط زیستی)، عوامل پیامدی شامل مقصد گردشگری (افزایش تعداد گردشگران، توسعه اقتصادی محلی، حفظ منابع طبیعی زیست، ارتقاء شهر به عنوان مقصد گردشگر) بدست آمده است.
۱۴.

پشتیبانی تصمیم در بازار رمزارزها با احتمالات شرطی: بیشینه درست نمایی و شبکه های باور بیزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۷۰
پیش بینی روند بازار رمزارزها به دلیل تفاوت های بنیادین با ارزهای سنتی، همواره چالشی بزرگ بوده است. این چالش به طور عمده ناشی از تأثیرات متقابل سیگنال های مرسوم، پیشرفت های فناوری اطلاعات و سیاست های کلان دولت ها بر پذیرش این ارزها است. این مقاله با رویکردی نوین، بجای تحلیل جداگانه یک یا چند رمزارز فرایندی در راستای حمایت از تصمیم ارائه می د هد که معیار آن مقبولیت عمومی بازار رمزارزها است. رویکرد پیشنهادی امکان تحلیل دقیق تر و واقع بینانه تری از روندهای بازار را فراهم می آورد. با استفاده از این فرآیند، می توان در هر بازه زمانی دلخواه، جداول راهنمای خرید یا فروش تولید کرد. در این مطالعه از دو ابزار تحلیلی، بیشینه درست نمایی و شبکه باور بیزی، استفاده شده است و امکان مقایسه این دو روش نیز مورد بررسی قرار گرفته است. در ضمن با تولید یک شبکه باور بیزی دیگر با قدرت یال های بالا، حاصل از شبکه های تولید شده، تصمیم گیری معاملات محتاطانه را مقدور می سازیم. این روش با استفاده از 1155 نقطه زمانی در هر هفته و 484 نقطه زمانی در هر روز از 21 رمزارز با بالاترین ارزش بازار در دو بازه سه ماهه پایانی سال 2024 و ماه-های مارس، اوریل و می 2025 اعتبارسنجی شده است. پژوهش حاضر فرآیندی را ارائه می دهد که با دقت، صحت، یادآوری و استحکام بالای مدل هایش، توانایی پشتیبانی تصمیمات خرید و فروش با میانگین دقت حداقل 78 درصد به صورت روزانه و 5/64 درصد به صورت هفتگی را دارد. این روش می تواند در سازگاری با پویایی و عدم قطعیت موجود این بازار به طور قابل توجهی مفید باشد.
۱۵.

آگاهی استراتژیک در استارت آپ های فناوری اطلاعات با رویکرد ذینفعان: ارائه مدل پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
توسعه ی آگاهی استراتژیک در شرکت های استارت آپ نقش مهمی در بهبود مستمر عملکرد آن ها دارد. با این حال، تأمین رضایت ذی نفعان از روند توسعه همواره یکی از چالش های اساسی این شرکت ها، به ویژه در مراحل اولیه ی فعالیت، محسوب می شود و مدیران استارت آپ ها در این زمینه با ریسک های قابل توجهی مواجه هستند. این پژوهش با هدف شناسایی انتظارات ذی نفعان از مهارت های مدیران استارت آپ های فن آوری اطلاعات و ارائه ی مدلی جامع انجام شده است. در بخش کیفی پژوهش، از روش داده بنیاد ساختارگرای چارمز برای تحلیل اطلاعات بهره گرفته شد. در این راستا، با 15 خبره ی حوزه ی استارت آپ های فناوری اطلاعات مصاحبه شد و فرآیند کدگذاری در دو مرحله ی اولیه و متمرکز صورت گرفت. پس از استخراج مهارت های موردنیاز مدیران برای توسعه ی آگاهی استراتژیک از دیدگاه ذی نفعان، در بخش کمی، روابط میان این مهارت ها با استفاده از معادلات ساختاری تفسیری تحلیل شد. همچنین، 11 نفر از خبرگان این روابط را بررسی و سطح بندی کردند. برای ارزیابی میزان نفوذ و وابستگی مهارت ها، از تحلیل میک مک بهره گرفته شد. در نهایت، مدل پیشنهادی جهت توسعه ی مهارت های مدیران استارت آپ ها با هدف ارتقای آگاهی استراتژیک و با تمرکز بر انتظارات ذی نفعان ارائه شد.
۱۶.

ارائه مدل تأثیرگذاری مالکیت روان شناختی و ریسک با نقش میانجی عدالت سازمانی، تعهد سازمانی و رضایت شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۸۲
هدف این پژوهش ارائه مدل تأثیرگذاری مالکیت روان شناختی و ریسک با نقش میانجی عدالت سازمانی، تعهد سازمانی و رضایت شغلی می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی، از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی-تحلیلی و با شیوه پیمایشی و از نوع پژوهش های همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 400 نفر از حسابداران، مدیران و حسابرسان می باشد که با روش نمونه گیری به شیوه تصادفی در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ی پژوهش، از پرسشنامه ساخته محقق استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS؛ و مدل سازی معادلات ساختاری پژوهش از نرم افزار LISREL استفاده شد و در بخش آزمون نقش میانجی از نرم افزار Stata و روش های بوت استراپ و سوبل استفاده شد. نتایج نشان داد که نتایج نشان داد که بین مالکیت روان شناختی و ریسک رابطه معناداری وجود ندارد. بین تعهد سازمانی و ریسک رابطه معناداری وجود ندارد. بین عدالت سازمانی و ریسک رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین رضایت شغلی و ریسک رابطه معناداری وجود ندارد. بین مالکیت روان شناختی و ریسک با نقش میانجی عدالت سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ بین مالکیت روان شناختی و ریسک با نقش میانجی تعهدسازمانی رابطه معناداری وجود ندارد. بین مالکیت روان شناختی و ریسک با نقش میانجی رضایت شغلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
۱۷.

چالش های توسعه گردشگری هوشمند شهری در یک مقصد گردشگری در حال توسعه: مطالعه موردی شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۸۷
شهرهای سراسر جهان به طور فزاینده ای مفهوم گردشگری شهری هوشمند و استراتژی های مرتبط را به عنوان ابزاری برای رقابت پذیری بالاتر، رشد بیشتر و بهینه سازی محیط های پایدار می شناسند. بااین حال، اکثر مطالعات انجام شده، محدود به شهرها و کشورهای توسعه یا عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری و مزایای آن بوده است. به طوری که موانع توسعه گردشگری هوشمند در شهرهای درحال توسعه در مطالعات قبلی نادیده گرفته شده است. ازاین رو، برای پر کردن شکاف تحقیقاتی ذکرشده، مطالعه حاضر موانع توسعه گردشگری هوشمند در شهر تبریز را موردبررسی قرارداد. هدف این مطالعه بررسی موانع توسعه گردشگری هوشمند شهری است. روش مصاحبه کیفی (روش داده بنیاد) با استفاده از پرسشنامه نیمه ساختاریافته با سؤالات باز در پژوهش حاضر اتخاذ شد. داده ها از مصاحبه با 16 مطلع کلیدی به دست آمد. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار MAXQDA-2018 انجام شد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که موانع توسعه گردشگری هوشمند در شهر تبریز از هفت منظر کلان زیرساخت ها، دولتی-نهادی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی و بازاریابی قابل بحث است. مطالعه حاضر مباحثی کلیدی را در سطوح مختلف کلان و خرد مورد کنکاش قرارداد که می تواند بینشی جامع به سیاست گذاران و حاکمان مقاصد گردشگری برای اصلاح و بهبود طرح های توسعه گردشگری هوشمند شهری ارائه نماید.
۱۸.

همگرایی واقعیت افزوده و واقعیت مجازی، نظر متخصصان به واقعیت ترکیبی در پروژه هوشمند ساختمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۳۹
توسعه فناوری های واقعیت افزوده و واقعیت مجازی تحولات چشمگیری را در پروژه هوشمند ساختمانی رقم زده است. همگرایی این دو فناوری، مفهوم نوینی به نام واقعیت ترکیبی ایجاد کرده که پلی جدید میان دنیاهای دیجیتال و فیزیکی برقرار می کند. واقعیت ترکیبی، حلقه مفقوده اکوسیستم ساختمانی هوشمند محسوب می شود. اما با توجه به جدید بودن این فناوری، ابعاد استفاده از آن نزد متخصصین ایرانی هنوز تاریک است و درصد کمی از آنان با قابلیت های پیشرفته آن آشنایی دارند. در این پژوهش سعی نمودیم که نظر متخصصان و فعالان صنعت ساخت و ساز در ایران درباره همگرایی این فناوری بررسی و تحلیل شود. با پارادایمی ترکیبی، ابتدا با مطالعه مقالات مرتبط و تحلیل آنها، اطلاعات مرتبط استخراج گردیده سپس نظر سنجی به روش کیو طراحی و طی پرسشنامه ای نظر متخصصان در 5 حوزه استخراج گردید. داده ها با استفاده از تحلیل محتوا و روش های آماری پردازش شدند تا الگوها و روندهای جاری شناسایی شوند. یافته ها نشان دهنده این بودند که این فناوری ها می تواند به بهبود قابل توجهی در دقت، کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری منجر گردد. همچنین، تشخیص موانع فنی و نیاز به آموزش مداوم کاربران به عنوان چالش های اصلی مطرح شدند. ارزش افزوده این تحقیق به تحلیل عمیق و جامع از نظریات متخصصان در خصوص واقعیت ترکیبی تعلق دارد که می تواند به توسعه استراتژی های بهینه سازی در صنعت ساخت و ساز یاری رساند. نتیجه گیری پژوهش بیانگر این است که با توجه به پتانسیل های بالای فناوری های ادغام شده، توجه به جنبه های انسانی و اقتصادی به صورت همزمان می تواند مسیر موفقیت در این حوزه را هموار سازد.
۱۹.

تأثیر مدیریت خطا بر گرایش کارآفرینانه با در نظر گرفتن نقش واسطه ای رهبری دوسوتوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۱
خطاها بخش جدایی ناپذیر زندگی سازمانی هستند و حذف کامل تمامی انواع خطاهای سازمانی، تقریباً غیرِ ممکن است. برای حفظ موقعیت رقابتی در محیط پویای جهانی، سازمان ها باید کارکنان خود را به یادگیری و نوآوری از راه خطاهایشان ترغیب کنند. مدیریت خطا به عنوان یکی از ابعاد اساسی نقش رهبری مطرح می شود. همان گونه که سایر مهارت های کلاسیک به رهبران نسبت داده می شود، مدیریت خطا نیز باید بخشی از وظایف آن ها باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر مدیریت خطا بر گرایش کارآفرینانه با در نظر گرفتن نقش واسطه ای رهبری دوسوتوان بود. نوشتار پیشِ رو از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، کمّی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل همه کارکنان شرکت های دانش بنیان در شهر یزد بود که بر اساس اطلاعات موجود تعداد آنها 1500 نفر بوده است. با توجه به استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در تحلیل داده ها حجم نمونه 200 نفر برآورد گردید؛ اما به منظور افزایش دقت، تعداد 240 پرسش نامه از بین جامعه آماری به روش نمونه گیری در دسترس گردآوری و برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استاندارد استفاده شد. روایی پرسش نامه از طریق روایی محتوایی و روایی سازه ای و پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها نیز از راه مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS 20 و Lisrel 10.2 صورت پذیرفت. بر اساس یافته ها، مدیریت خطا تأثیر مستقیمی بر گرایش کارآفرینانه دارد و همچنین از طریق رهبری دوسوتوان، به طور غیرِ مستقیم بر آن تأثیر می گذارد، به این معنا که رهبری دوسوتوان نقش میانجی را ایفا می کند. نتایج از این جهت مهم هستند که بینش جدیدی در مورد اجرای یک رویکرد راهبردی مدیریت خطا در سازمان ها ارائه می دهند. همچنین، بر اهمیت رویکرد سازنده به خطاها تأکید دارند و نشان می دهند که رهبران برای توسعه فرهنگ مدیریت خطا در سازمان های خود باید نگرشی مثبت و سازنده نسبت به خطاها داشته باشند. این پژوهش پیشنهادهای کاربردی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان به همراه دارد.
۲۰.

ارائه الگوی توسعه صنعت گردشگری در ایران : رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۷
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی توسعه صنعت گردشگری در ایران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و با رویکرد مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 23 نفر از خبرگان صاحب نظر در زمینه مبانی تئوریک و عملی صنعت توریسم؛ شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه و مدیران گردشگری که به صورت گلوله برفی و در بخش کمی شامل 374 نفر از کارشناسان حوزه گردشگری انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس روش داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزارSPSS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد با توجه به هدف تعیین شده، زیرساخت های گردشگری، روابط بین المللی، عوامل اجتماعی، نگرش های حاکمیت جزو عوامل موثر می باشد که باید مدیریت شوند. عواملی مانند حضور در صحنه جهانی گردشگری، امکانات و زیر ساخت ها، خط مشی های جذب گردشگر، پتانسیل های موجود به عنوان بستر و زمینه توسعه صنعت توریسم در ایران مطرح هستند که باید اصلاح شوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان