ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳٬۵۰۰ مورد.
۱.

به کارگیری تجزیه و تحلیل بیببلیومتریک برای بررسی و شناسایی روندهای تأثیر معنویت در سازمان بر مشارکت کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۵
مقدمه و اهداف: معنویت به عنوان یکی از ارکان اصلی زندگی انسان نه تنها بر رفتارهای فردی و اجتماعی تأثیر می گذارد، بلکه نقش مهمی در شکل دهی به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی ایفا می کند (خلیلی و همکاران، [1] 2023). در این راستا، معنویت می تواند به عنوان یک منبع انگیزه و حمایت اجتماعی برای کارکنان در محیط کار عمل کند (دیک و همکاران، [2] 2024). تحقیقات نشان داده است که معنویت می تواند حس تعلق و امنیت کارکنان را تقویت کند (قنبری و عبدالملکی، 2022)، و این حس تعلق به نوبه خود به افزایش روحیه و تعهد به سازمان منجر می شود (کلارک ، لویس و کریسمن، [3] 2022 )؛ به ویژه در سازمان هایی که به تنوع مذهبی احترام می گذارند، کارکنان احساس بیشتری از شمولیت را تجربه می کنند که می تواند باعث تقویت تیم کاری و افزایش مشارکت فعال در فرآیندهای تصمیم گیری شود (آزادمرزآبادی و همکاران، 1401). بنابراین، بررسی تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان نه تنها به درک عمیق تری از معنویت به عنوان یک عامل مؤثر در محیط کار کمک می کند (دی، [4] 2022)، بلکه به مدیران در طراحی استراتژی های مؤثر برای بهبود انگیزه و افزایش تعاملات سازمانی کمک می کند (بیک زاد و همکاران،1400). با وجود پژوهش های گسترده ای که درباره تأثیر معنویت بر رفتار سازمانی انجام شده است، هنوز درک دقیقی از ارتباط بین معنویت و مشارکت کارکنان وجود ندارد (بنفیل، [5] 2022). معنویت می تواند تأثیر قابل توجهی بر انگیزه و تعهد کارکنان داشته باشد (کوبارتای، [6] 2023)؛ اما این سؤال مطرح می شود که آیا سازمان ها می توانند با توجه به تنوع مذهبی، مشارکت کارکنان را بهبود بخشند (دافی و همکاران، [7] 2023). این عدم وضوح ممکن است به از دست رفتن پتانسیل های موجود در سازمان ها و تأثیر منفی بر فرهنگ سازمانی منجر شود. اهداف این پژوهش عبارت اند از: الف) شناسایی و بررسی تولیدات علمی در زمینه تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان؛ ب ) بررسی روند تحقیقاتی حوزه یادشده در طی زمان؛ ج ) شناسایی الگوها و موضوعات محوری تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان؛ د ) بررسی شکاف ها و فرصت های تحقیقاتی در زمینه ارتباط میان معنویت و مشارکت کارکنان. روش: پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد کتاب سنجی انجام شده است. در این پژوهش، پژوهشگران با مطالعه دقیق ادبیات موضوع، مترادف های دو کلیدواژه اصلی تحقیق، یعنی «معنویت» و «مشارکت کارکنان» را شناسایی کرده و با در نظر گرفتن املای صحیح واژگان و استفاده از عملگرهایی مانند کوتیشن مارک و پرانتز، دستور جستجویی طراحی کردند که امکان بازیابی منابع مرتبط را فراهم کند. داده های این تحقیق در تاریخ 29 آبان 1403 (19 نوامبر 2024) از پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس [8] استخراج شده است. پایگاه اسکوپوس به دلیل پوشش گسترده و نمایه سازی مقالات علمی از نشریات معتبر، یکی از منابع اصلی برای تحلیل های بیبلیومتریک است (مونگئون و پاول، [9] 2016 ). همچنین، استانداردهای علمی بالای اسکوپوس، دقت و اعتبار نتایج پژوهش را افزایش می دهد (گریتسنو همکاران، [10] 2021 ). ابتدا 91 مقاله شناسایی شد که پس از اعمال فیلترهایی نظیر مقالات منتشرشده در حوزه کسب وکار و مدیریت، زبان انگلیسی، و بازه زمانی 1989 تا 2024، تعداد مقالات به 70 مقاله کاهش یافت (جدول 1). برای تحلیل داده های کتاب سنجی از نرم افزارهای گوناگون بهره گرفته شد که پرکاربردترین آنها عبارت اند از: R Studio  بسته bibliometrix)، VOSviewer، Citespace، Gephi، BibExcel و Histcite (آمپا و همکاران، [11] 2021 ). در این پژوهش، از بستهbibliometrix  نسخه 2/4 نرم افزار R برای انجام تحلیل های آماری پیشرفته و تولید نمودارهای تکمیلی بهره گرفته شد. این نرم افزار قابلیت پردازش داده ها، مدل سازی آماری، و تولید نمودارهای بصری دقیق را دارد که برای تحلیل داده های کتاب سنجی بسیار کارآمد است (ون اک و والتمن، [12] 2023 ). همچنین از VOSviewer برای رسم نمودارهای شبکه ای استفاده شد (لین و همکاران، [13] 2024). تحلیل های انجام شده شامل بررسی هم واژگانی برای شناسایی ارتباط مفاهیم کلیدی و تحلیل شبکه ای برای کشف الگوهای موضوعی و روندهای پژوهشی در زمینه تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان بود. این رویکرد جامع، تصویری شفاف از وضعیت علمی کنونی و تحولات پژوهشی این حوزه ارائه می دهد. نتایج: الف) معنویت به عنوان یک عامل مؤثر در بهبود مشارکت کارکنان در حال گسترش است و در حال تبدیل شدن به یکی از مؤلفه های اصلی در سازمان هاست؛ ب ) تحقیقات در زمینه معنویت و مشارکت کارکنان رو به رشد فزاینده است؛ ج ) اذعان پژوهشگران به اهمیت معنویت در بهبود روحیه کارکنان و تقویت روابط سازمانی؛ د ) تأکید نشریات بررسی شده بر پیوند معنویت با اخلاق سازمانی و فرهنگ سازمانی. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان در محیط های کاری انجام شده است و نتایج آن از طریق تحلیل داده های کتاب سنجی و بررسی روندهای تحقیقاتی در این حوزه به دست آمده است. یافته ها تصویری روشن از وضعیت معنویت در محیط کار، مفاهیم کلیدی، روندهای علمی و شکاف های تحقیقاتی موجود ارائه می دهند. نویسندگان با انتشار مقالات خود در نشریات معتبر و تأثیرگذاری همچونJournal of Business Ethics  و Journal of Management, Spirituality and Religion به طور گسترده ای در ترویج آگاهی ها در زمینه معنویت در محیط های کاری مؤثر بوده اند. این نشریات به ویژه بر پیوند معنویت با اخلاق سازمانی و فرهنگ سازمانی تأکید دارند، که نشان دهنده اهمیت معنویت به عنوان عاملی مؤثر در بهبود روابط کارکنان و رفتار سازمانی است. این پژوهش، تأثیرات معنویت بر کارکردهای تیمی، روحیه کارکنان و تعاملات سازمانی را نیز آشکار می کنند. معنویت، به ویژه از طریق رهبری معنوی، می تواند به طور چشمگیری انگیزش درونی کارکنان را تقویت کند و با ایجاد یک محیط حمایتی و معنوی، مشارکت کارکنان را در فرآیندهای سازمانی افزایش دهد. این یافته ها با نتایج فرای (2023) هم راستاست که رهبری معنوی را عاملی برای افزایش تعهد و مشارکت کارکنان معرفی کرده است. این موضوع نشان می دهد که رهبری معنوی می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر برای ایجاد محیطی مثبت و حمایت گر در سازمان ها عمل کند که به طور مستقیم بر عملکرد و انگیزش کارکنان تأثیر می گذارد. همچنین، این پژوهش به بررسی همکاری های بین المللی در تحقیقات معنویت پرداخته است. 14/27 درصد از مقالات موجود در این زمینه شامل همکاری های بین المللی هستند که نمایانگر گسترش معنویت در محیط های کاری به سطح جهانی است. تقدیر و تشکر: نویسندگان مقاله از تمامی دست اندرکاران مجله که با بررسی به موقع مقاله، بازخوردهای لازم را به نویسندگان دادند به ویژه سردبیر محترم مجله کمال تشکر و قدردانی را دارند. تعارض منافع: فرم تعارض منافع به شکل یک فایل جداگانه بارگذاری شده است.   [1] . Khalili et al   [2] . Dik et al   [3] . Clarck &lowis&Chrisman   [4] . Day   [5] . Benefiel et al   [6] . Koburtay et al   [7] . Duffy et al   [8] . scopus   [9] . Mongeon & Paul-Hus   [10] . Gerritsen et al   [11] . Ampah et al   [12] . Eck&waltman   [13] . Lin et al  
۲.

سیستم اطلاعات سلامت تلنگر محور به مثابه معماری انتخاب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۹
سیستم های اطلاعات سلامت مجهز به سیستم های تصمیم یار در سه شکل تشخیصی، درمانی و یادآورهای ادامه درمان، می توانند اثربخش و خردمندانه عمل کنند. در طراحی این سیستم ها می توان از معماری انتخاب کمک گرفت. بر اساس ایده معماری انتخاب، تلنگرها می توانند ابزار غیردستوری را برای اصلاح تصمیم افراد در اختیار سیاست گذاران ق رار دهن د. پیشنهاد می شود در طراحی سیستم های تصمیم یار از تلنگرهای هوشمندانه استفاده شود تا به شکل بهینه تری در کاهش خطاهای پزشکی، اصلاح رفتار و تصمیم بیماران و کادر درمان، و بهبود تعامل و اعتماد همه بازیگران سلامت نقش موثر ایفا کنند. بدون شک، مطالعات و پژوهش های بیشتری در نظام سلامت کشور برای طراحی سیستم های تصمیم یار تلنگر محور لازم است.
۳.

بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر آوای اخلاق با نقش میانجی انگیزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و اهداف: در دنیای رقابتی امروز، منابع انسانی به عنوان یکی از ارکان اصلی سرمایه فکری و اجتماعی، نقش کلیدی در موفقیت سازمان ها ایفا می کنند. ازاین رو، مدیریت منابع انسانی، بر لزوم مدیریت مؤثر سرمایه انسانی درجهت اثربخشی سازمانی تأکید دارد و سرمایه انسانی زمانی تأثیرگذار خواهد بود که در بستری همراه با آموزش، سلامت شغلی و توسعه ارزش های اخلاقی رشد یابد. امروزه مسئولیت اجتماعی و مدیریت منابع انسانی به عنوان دو مفهوم اساسی در ادبیات مدیریت به هم مرتبط شده اند. مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر به ویژه در سازمان های آموزشی، به وسیله ترویج ارزش های اجتماعی و اخلاقی می تواند انگیزه و شرایط لازم را برای معلمان فراهم کند تا آزادانه و نقادانه نظرات و پیشنهادات خود را در جهت بهبود فرآیندهای آموزشی بیان کنند. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر آوای اخلاق با نقش میانجی انگیزش معلمان دوره ابتدایی شهرستان شاهین شهر بود. امروزه اهمیت آوای اخلاقی در محیط های آموزشی به ویژه در مدارس به طور فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است. آوای اخلاقی به معنای ابراز نگرانی های اخلاقی یا پیشنهادات سازنده درجهت بهبود وضعیت های نادرست است که می تواند در قالب انتقاد سازنده، پیشنهادات اصلاحی یا اعلام نارضایتی از رفتارهای غیراخلاقی به عنوان ابزاری برای اصلاح و ارتقای وضعیت ها به کار رود. در این راستا، مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی که به طورمستقیم با رفتارهای اخلاقی کارکنان در ارتباط است، نقش اساسی در ایجاد فضایی برای ابراز آوای اخلاقی ایفا می کند. این نوع از مدیریت منابع انسانی به ویژه در سازمان های آموزشی به وسیله ترویج ارزش های اجتماعی و اخلاقی می تواند انگیزه و شرایط لازم را برای ابراز نظرات و پیشنهادات در جهت بهبود فرآیندهای آموزشی ایجاد کند و از این طریق به ارتقای کیفیت آموزش کمک نماید. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف کاهش شکاف های تحقیقاتی موجود و بررسی روابط ساختاری بین متغیرهای یادشده طراحی و اجرا شد تا مشخص شود که آیا مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی می تواند بر آوای اخلاقی معلمان تأثیرگذار باشد و نقش انگیزش معلمان به عنوان یک متغیر میانجی در این رابطه چیست؟ روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، شامل 250 نفر از معلمان مدارس ابتدایی شهرستان شاهین شهر در سال 1403 بود که تعداد 151 نفر به عنوان حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی (اورلیتزکی و سوانسون، 2006)، پرسش نامه انگیزش خودمختار (گریوز و همکاران، 2013)، پرسش نامه انگیزش کنترل شده (گوای و همکاران، 2000) و پرسش نامه آوای اخلاقی (لی و همکاران، 2017) بود. مقیاس های استفاده شده، از نظر روایی سازه، همگرا و محتوایی معتبر تلقی می شوند. پژوهش ها و مقالات مختلف نشان داده اند که این مقیاس ها به طور مؤثری مفاهیم مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی، انگیزش خودمختار، انگیزش کنترل شده و صدای اخلاقی را اندازه گیری کرده اند و به نتایج معتبر و قابل اطمینانی منتهی شده اند. در پژوهش حاضر، داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS 26 و SMART PLS 3 تجزیه و تحلیل شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها شامل دو نوع آمار توصیفی و استنباطی است. آمار توصیفی برای تجزیه و تحلیل داده های جمعیت شناختی نمونه آماری و آمار استنباطی برای بررسی فرضیات تحقیق استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل معادلات ساختاری و آزمون سوبل نشان داد که مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر آوای اخلاقی معلمان مدارس ابتدایی شهرستان شاهین شهر با مقدار T-Value برابر با 210/14، که از 96/1 بزرگ تر می باشد، تأثیر معناداری دارد. مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر انگیزش خودمختار معلمان مدارس ابتدایی شهرستان شاهین شهر با مقدار T-Value برابر با 677/21 تأثیر معناداری دارد. مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر انگیزش کنترل شده معلمان مدارس ابتدایی شهرستان شاهین شهر با مقدار T-Value برابر با 474/18 تأثیر معناداری دارد. انگیزش خودمختار بر آوای اخلاقی معلمان شهرستان شاهین شهر با T-Value برابر با 099/8 تأثیر معنادار دارد. انگیزش کنترل شده بر آوای اخلاقی معلمان شهرستان شاهین شهر با T-Value برابر با 178/11 تأثیر معنادار دارد. مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر آوای اخلاقی معلمان شهرستان شاهین شهر با میانجی گری انگیزش خودمختار با T-Value برابر با 645/2 تأثیر معنادار دارد و در نهایت مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر آوای اخلاقی معلمان شهرستان شاهین شهر با میانجی گری انگیزش کنترل شده با T-Value برابر با 894/3 تأثیر معناداری دارد. بحث و نتیجه گیری: مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی به عنوان یک سازوکارکلیدی، انگیزش معلمان را از دو مسیر انگیزش خودمختار و کنترل شده تقویت می کند. ترکیب این دونوع انگیزش به ایجاد تعادلی پویا میان انگیزش درونی و بیرونی منجر شده که زمینه ساز ارتقای رفتارهای اخلاقی و کیفیت عملکرد آموزشی می باشد. این هم افزایی موجب می شود معلمان ضمن حفظ تعهد ذاتی به اخلاق حرفه ای، تحت تأثیر مشوق های سازمانی نیز به بهبود مستمر عملکرد و رعایت استانداردهای اخلاقی متعهد باشند. ازطرفی تأکید صرف بر سازوکارهای بیرونی مانند پاداش، کنترل و ارزیابی، هرچند در کوتاه مدت اثربخش است؛ اما ممکن است در بلندمدت به تضعیف حس مسئولیت پذیری درونی بینجامد و رفتارهای اخلاقی را مشروط به مشوق ها کند. ازسوی دیگر، انگیزش خودمختار که از درک معنادار شغل، احساس خودکارآمدی و تعلق به ارزش های اخلاقی برمی خیزد، پایدارتر و عمیق تر است؛ اما تحقق آن نیازمند بسترسازی فرهنگی و حمایت های روانی است. اجرای استراتژی های مسئولیت پذیر اجتماعی در مدیریت منابع انسانی می تواند به ارتقای فرهنگ اخلاقی در سازمان ها منجر شود. سازمان های آموزشی باید به مسئولیت های اجتماعی خود توجه داشته و رفتارهای حمایتی اتخاذ کنند تا تأثیر مثبتی بر رفاه اجتماعی و اخلاقی معلمان داشته باشد. براساس این، معلمان به صورت خودجوش انگیزش یافته، نگرانی ها و مسائل اخلاقی محیط را پیگیری و مطرح نموده و خود نیز در رفتارهایشان مسئولیت پذیر و اخلاقی عمل می کنند. در نتیجه به طور تلویحی می توان گفت که مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی با ایجاد محیطی اخلاقی و حمایتگر باعث تقویت انگیزش خودمختار معلمان می شود. این انگیزش به نوبه خود زمینه ساز افزایش آوای اخلاق خواهد بود؛ زیرا معلمان بیشتر تمایل دارند که در یک فضای شفاف و مسئولانه نگرانی های خود را مطرح کرده و برای بهبود رفتارهای نادرست در محیط آموزشی تلاش کنند. به دیگرسخن، این فرآیند نشان دهنده یک چرخه مثبت است که از یک محیط اخلاقی و مسئولانه شروع می شود و به تقویت رفتارهای اخلاقی و اجتماعی در میان معلمان منجر می شود. تقدیر و تشکر: از معلمانی که در این پژوهش مشارکت داشتند و از نظرات ارزشمند سردبیر و داوران و اعضای محترم فصلنامه مطالعات دین، معنویت و مدیریت قدردانی می نماییم. تضاد منافع: هیچ تضاد منافعی در این پژوهش وجود ندارد..
۴.

ارزیابی عملکرد کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی ایران بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
مقدمه: ارزیابی عملکرد سازمانی ابزاری مهم برای مدیریت کارآمد و پایش میزان تحقق اهداف راهبردی سازمان ها است. پژوهش حاضر با بهره گیری از مدل «کارت امتیازی متوازن»، در صدد ارزیابی عملکرد کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی ایران در سطح ملی بود. روش ها: این مطالعه در سال ۱۴۰۳ با رویکرد کمی و به روش پیمایش توصیفی در میان کتابداران شاغل در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، دو پرسشنامه خوداظهاری مخصوص کارکنان و مدیران بود که بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن کاپلان و نورتون بومی سازی شده اند. روایی پرسشنامه ها از طریق نظرات ۱۰ متخصص حوزه کتابداری و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ بررسی شد. کلیه مدیران و ۱۳۶ نفر از کتابداران وارد مطالعه شدند. پرسشنامه ها ابتدا از طریق ایمیل ارسال شدند و از طریق ایمیل یادآوری و تماس تلفنی پیگیری، جمع آوری و تحلیل شدند. یافته ها: تفاوت معنی داری بین دیدگاه مدیران و کارکنان از هر چهار منظر کارت امتیازی متوازن وجود داشت (P-Value=0.001). بیشترین میانگین در زمینه عملکرد مالی مربوط به دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان (میانگین 17) بود. دانشگاه علوم پزشکی فارسی بهترین نمرات را در سایر حوزه ها به ترتیب فرایندهای داخلی (36)، یادگیری و رشد کارکنان (28) و مشتری (17)، به دست آورد. نتیجه گیری: عملکرد کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی ایران از دیدگاه کارکنان و مدیران از منظر مؤلفه های مدل کارت امتیازی متوازن در سطح ضعیف و وضعیت نامطلوب قرار دارد. لازم است مدیران با بهره گیری از مدل کارت امتیازی متوازن در کتابخانه ها منجر به بهبود کیفیت خدمات و رضایت کاربران، افزایش کارایی داخلی، شفافیت و نوآوری شوند.
۵.

شناسایی مؤلفه های سبک رهبری اسلامی در سطح بین المللی (مورد مطالعه: رهبری شهید بهشتی در مرکز اسلامی هامبورگ آلمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و اهداف: امامت و رهبری نقشی طبیعی و ضروری در جوامع انسانی است و اسلام به عنوان طرحی جامع، الگویی برای حرکت انسان ها در مسیر تعالی ارائه می دهد. در این میان، رهبران دینی به عنوان انسان هایی هستند که از دل جوامع برمی خیزند و با درکی عمیق از نیازهای واقعی بشر، نقش هدایت و پیشبرد جامعه را برعهده می گیرند. در عصر غیبت، این مسئولیت برعهده عالمان دینی واجد شرایط نهاده شده است. باوجود این، یکی از چالش های پیش روی روحانیت معاصر، فاصله گرفتن از توده های مردم و عدم نقش آفرینی در تراز رهبران اجتماعی است. این درحالی است که تجربیات ارزشمندی از رهبری اسلامی در تاریخ معاصر، به ویژه در آستانه انقلاب اسلامی وجود دارد که می تواند الهام بخش باشد. شهید آیت الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی از جمله شخصیت هایی است که به اعتراف دوستان و دشمنان، نقش محوری در حرکت جامعه ایران در سال های منتهی به انقلاب و پس از آن داشت. دوره پنج ساله مسئولیت ایشان در مرکز اسلامی هامبورگ آلمان، نمونه ای بارز از کنشگری بین المللی یک عالم دینی در خارج از چهارچوب حکومت اسلامی است. این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه های سبک رهبری اسلامی شهید بهشتی در سطح بین المللی، با تمرکز بر دوره حضور ایشان در هامبورگ طراحی شده است. هدف نهایی، تولید ادبیات علمی و ایجاد گفتمان رهبری دینی در سطح بین المللی برای بدنه حوزوی و ارائه الگویی عینی و کاربردی است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر فرایند، کیفی، از نظر هدف، توصیفی-تحلیلی و از نظر منطق اجرا، استقرایی است. روش اصلی مورد استفاده، تحلیل مضمون و ابزار تحلیل داده ها، نرم افزار MAXQDA بوده است. جامعه آماری پژوهش، متون و اسناد برجای مانده از شهید بهشتی (شامل حدود 8 هزار صفحه) بوده که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. فرایند پژوهش در چهار گام اصلی انجام شد: 1. بررسی متون و استخراج داده ها: گردآوری و مطالعه نظام مند منابع و شناسایی داده های مرتبط؛2. کدگذاری و تعیین مضامین پایه: با کدگذاری توصیفی، ابتدا ۴۵۴ مضمون پایه شناسایی و پس از ادغام موارد مشابه، در نهایت ۳۶۵ مضمون پایه به دست آمد؛ 3. شکل دهی به مضامین سازمان دهنده: با بازخوانی مکرر و تشکیل جلسات هم اندیشی، مضامین پایه در قالب ۱۷ مضمون سازمان دهنده دسته بندی شدند؛ 4. شکل دهی به مضامین فراگیر: با جمع بندی نهایی و توجه به مبانی نظری، مضامین سازمان دهنده در سه مضمون فراگیر اصلی ترکیب شدند. برای تأمین روایی پژوهش از معیار اعتمادپذیری و راهبردهایی مانند تکرار کدگذاری، بازبینی، تأیید همکاران و استفاده از منابع معتبر استفاده شد. پایایی نیز از طریق مشورت با استادان و خبرگان حوزه موضوعی تأمین شد. نتایج: تحلیل داده ها به شناسایی یک مدل رهبری متشکل از سه بُعد اصلی (مضامین فراگیر) منجر شد که مؤلفه های سبک رهبری بین المللی شهید بهشتی را تشکیل می دهند: 1. توانمندی ها و ویژگی های فردی: این بعد که پربسامدترین مضامین را به خود اختصاص داد، شامل پنج مضمون سازمان دهنده بود: الف) خداگرایی (با مضامینی مانند تکلیف گرایی، اعتماد به نصرت الهی، اخلاص)؛ ب) فضائل اخلاقی (مانند پرکاری، تحسین کار خوب، همدلی)؛ ج) مهارت ها (مانند برنامه ریزی، سازماندهی، مدیریت زمان، ارتباط مؤثر)؛ د) حل مسئله مبتنی بر دین (توجه به استخراج راهکار از متون دینی)؛ ه ) دانش دینی (مطالعه مستمر و عمیق معارف اسلامی؛ 2. مخاطب شناسی: این بعد نشان دهنده توجه ویژه شهید بهشتی به گروه های مختلف مخاطبان و طراحی اقدامات متناسب با آنان بود. مهم ترین حوزه های مخاطبی شناسایی شده عبارت بودند از: الف) حوزه کار جمعی و تشکیلات (با بیشترین فراوانی، به ویژه تمرکز بر تشکل های دانشجویی)؛ ب) حوزه جوانان؛ ج) حوزه عمومی؛ د) حوزه ملل و مذاهب دیگر؛ ه ) حوزه رسانه و) حوزه مجامع علمی و اساتید؛ 3. محیط شناسی: این بعد بر درک صحیح رهبر از بستر فعالیت و کنشگران محیطی تأکید دارد و شامل سه مضمون سازمان دهنده شد: الف) شناخت ظرفیت های میدانی (پربسامدترین اقدام در این بعد)؛ ب) شناخت جریان های همسو؛ ج) شناخت جریان های رقیب این سه بعد در تعامل با یکدیگر، الگوی منسجمی از رهبری دینی در عرصه بین الملل را ارائه می کنند. بحث و نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان می دهد که رهبری اسلامی شهید بهشتی در سطح بین المللی، الگویی منحصربه فرد و چندبعدی دارد که فراتر از نقش سنتی فقاهت و صدور فتواست و عرصه اجتماع و هدایت جمعی را نیز پوشش می دهد. الف) مبتنی بودن بر دین: برجسته ترین ویژگی این الگو، ابتنای آن بر مبانی دینی است. شهید بهشتی با دانش دینی عمیق و مراجعه مستمر به منابع اصیل، پدیده ها را تحلیل و برای مسائل، راه حل های «دینی» استخراج می کرد؛ ب) توجه به زمینه و محیط: ایشان با «محیط شناسی» دقیق، شامل شناخت ظرفیت ها، جریان های همسو و رقیب، اقدامات خود را در صحنه پیچیده بین المللی هوشمندانه تنظیم می کرد؛ ج) مخاطب محوری و تشکیلات گرایی: توجه ویژه به «مخاطب شناسی» و سرمایه گذاری بر روی جوانان و تشکل های دانشجویی، از کلیدی ترین استراتژی های ایشان برای تأثیرگذاری پایدار و ایجاد نیروی انسانی متعهد و کارآمد بود؛ د) ترکیب ویژگی های فردی و مهارت ها: این الگو نشان می دهد که رهبری دینی اثرگذار، افزون بر صلاحیت های معنوی و اخلاقی (مانند خداگرایی)، نیازمند برخورداری از مهارت های مدیریتی، ارتباطی و بین فردی است. در نهایت، این پژوهش الگویی عینی و انضمامی از رهبری دینی ارائه می دهد که می تواند به عنوان نقشه راهی برای عالمان و طلاب جوان جهت نقش آفرینی در عرصه های بین المللی و هدایت جوامع در مسیر تعالی استفاده شود. تمرکز بر سیره عملی شخصیتی مانند شهید بهشتی که در بستری بین المللی و خارج از چهارچوب حاکمیت دینی فعالیت می کرد، غنای خاصی به این الگو بخشیده و آن را برای موقعیت های مشابه بسیار کاربردی می کند. تقدیر و تشکر: از تمامی استادان، خبرگان و همکارانی که در مراحل مختلف این پژوهش، از طریق ارائه نظرات ارزشمند و مشارکت در جلسات نقد و بررسی، ما را یاری نمودند، و همچنین، معاونت محترم پژوهش حوزه علمیه مروی و نیز از مدیران وکارشناسان صفی و ستادی فصلنامه دین، معنویت و مدیریت صمیمانه سپاسگزاریم. تعارض منافع: هیچ گونه تعارض منافعی در ارتباط با این مقاله وجود ندارد.
۶.

شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه و اهداف: در عصر کنونی، انقلاب اسلامی ایران با تأکید بر گسترش عدالت محوری، اخلاق مداری و فضیلت های انسانی در عرصه های اجتماعی و سازمانی، رویکردی متمایز نسبت به سایر الگوهای مدیریتی ارائه کرده است و در این چهارچوب، سازمان های برآمده از این انقلاب موظف به نهادینه سازی رفتارهای عدالت محور و فضیلت مدار در ساختارها، فرآیندها و تصمیم گیری های خود هستند. طی دهه های اخیر، سازمان های دولتی با تدوین منشورهای اخلاقی، وضع قوانین و استانداردهای رفتاری، آموزش اخلاق حرفه ای و تقویت فرهنگ و جو اخلاقی، تلاش کرده اند زمینه تحقق عدالت سازمانی و فضیلت محوری را فراهم آورند، باوجوداین، شواهد پژوهشی نشان می دهد که نقش مدیران به عنوان مهم ترین عامل تحقق یا تضعیف فضیلت سازمانی، بیش از سایر مؤلفه ها بر ادراک ذینفعان از عدالت و انصاف اثرگذار است. عدالت محوری به عنوان یکی از فضایل بنیادین سازمان های فضیلت محور، نه تنها رفتار و تصمیم گیری مدیران را جهت دهی می کند، بلکه بر انگیزه، تعهد و اعتماد کارکنان نیز تأثیر مستقیم دارد؛ به گونه ای که ضعف در سازوکارهای عادلانه ارزیابی و ارتقای مدیران می تواند موجب شکل گیری ادراک بی عدالتی، کاهش انگیزش، بروز رفتارهای غیرسازمانی و تضعیف فرهنگ فضیلت مدار شود. نظام ارزیابی و ارتقای مدیران به عنوان یک چهارچوب نظام مند و توسعه محور، با هدف سنجش شایستگی ها، عملکرد و تعهد مدیران به ارزش های سازمانی طراحی می شود و در صورت استقرار شفاف و منصفانه، می تواند زمینه شایسته سالاری، توسعه سرمایه انسانی و افزایش اثربخشی سازمان را فراهم کند. باوجوداین، در بسیاری از سازمان های فضیلت محور، چالش هایی نظیر ابهام معیارها، ناپایداری فرآیندهای ارتقا و عدم هم راستایی ارزیابی ها با ارزش های اخلاقی مشاهده می شود. ازاین رو، شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران، ضرورتی راهبردی برای همسوسازی عملکرد مدیریتی با ارزش های فضیلت محور و تحقق اهداف کلان سازمانی به شمار می آید. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) و با رویکرد آینده پژوهی راهبردی انجام شده و از نظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. این مطالعه بر مبنای تحلیل ساختاری ماتریس اثرات متقابل (MICMAC) طراحی شده است که ابزاری کارآمد برای شناسایی و اولویت بندی پیشران های کلیدی و تحلیل پویایی های سیستم در سناریوهای آینده محسوب می شود. پیشران ها ابتدا از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و مقالات معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ شناسایی شدند و سپس داده ها از طریق مصاحبه های ساختاریافته با خبرگان گردآوری شد. امتیازدهی پیشران ها در ماتریس اثرات متقابل در مقیاس صفر (بدون تأثیر) تا سه (تأثیر زیاد) و براساس میزان تأثیر هر پیشران بر سایر پیشران ها انجام شده و برای قطر اصلی ماتریس امتیازی در نظر گرفته نشده است. جامعه آماری پژوهش شامل ۲۵ نفر از خبرگان متشکل از ۱۳ عضو هیئت علمی دانشگاه های دولتی با سابقه تخصصی در حوزه مدیریت منابع انسانی و عدالت سازمانی و ۱۲ مدیر منابع انسانی سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در نهایت، داده های حاصل با استفاده از نرم افزار MICMAC تحلیل و پیشران اصلی تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور شناسایی و براساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری اولویت بندی می شوند. نتایج: مطابق با یافته ها و تحلیل روابط مستقیم و غیرمستقیم بین پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور ج.ا.ایران، مشاهده می شود که پیشران های پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور در ارزیابی و ارتقاء منصفانه، به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء، تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه جهت ارزیابی و ارتقاء به عنوان پیشران های تأثیرگذار هستند. همچنین، مشاهده می شود که پیشران های گسترش شفافیت اطلاعات در راستای پیشگیری از تصمیمات ناعادلانه، نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری، تبیین و توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی به عنوان پیشران های تأثیرپذیر هستند. در نهایت، مشاهده می شود که پیشران های نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی در فرآیندهای اجرایی ارزیابی و ارتقاء، کاربست نظام انگیزشی و پاداشی جهت تشویق عدالت محوری و پاسخگویی به عنوان پیشران های مستقل هستند. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران از اهمیت راهبردی بالایی برخوردار است؛ زیرا این پیشران ها نقش تعیین کننده ای در ارتقای شفافیت، کاهش تبعیض، تضمین تصمیم گیری منصفانه و افزایش کارآمدی سازمانی دارند. نتایج تحلیل یافته ها بیانگر آن است که پیشران های «پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور»، «به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء» و «تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه» به عنوان پیشران های تأثیرگذار، بیشترین نقش را در پایداری و تقویت عدالت محوری ایفا می کنند. در مقابل، پیشران های «گسترش شفافیت اطلاعات»، «نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری» و «توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی» در زمره پیشران های تأثیرپذیر قرار دارند که تحقق آنها وابسته به فعال سازی پیشران های کلیدی است. همچنین، پیشران های «نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی» و «کاربست نظام انگیزشی و پاداشی» به عنوان پیشران های مستقل، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری پایین تری داشته و نقش کمتری در پایداری سیستم دارند. در مجموع، نتایج پژوهش تأکید می کند که تمرکز راهبردی بر پیشران های تأثیرگذار، زمینه نهادینه سازی عدالت سازمانی، افزایش اعتماد نهادی و ارتقای اثربخشی نظام ارزیابی و ارتقای مدیران در سازمان های فضیلت محور را فراهم می کند. تقدیر و تشکر: نویسندگان مقاله از تمامی خبرگان شامل استادان دانشگاه و مدیران سازمان های فضلیت محور ج.ا.ایران که در مراحل مختلف تحقیق همکاری داشته اند، صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایند. تعارض منافع: تعارض منافع نداریم.
۷.

واکاوی نقش سرمایه معنوی بر اشتیاق شغلی با نقش میانجی تاب آوری و تعدیل گری گروه خونی در بین کارکنان اداره کل آموزش و پرورش شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه و اهداف: : در جامعه مدرن، کارمندان معمولاً زمان زیادی را در محل کار می گذرانند و در آنجا با چالش های کاری فراوانی روبه رو می شوند. اشتیاق شغلی به عنوان «یک حالت ذهنی مثبت، رضایت بخش و مرتبط با کار که با قدرت، فداکاری و جذب مشخص می شود» تعریف می شود. بسیاری از مطالعات تشخیص داده اند که داشتن کارمندانی که در کار خود مشارکت دارند، مهم است. بنابراین، اشتیاق شغلی در چند سال گذشته به یک موضوع مهم تبدیل شده است. این مفهوم از حوزه رفتار سازمانی سرچشمه گرفته است. در سال های اخیر، در تحقیقات مدیریت نیز به طور قابل توجهی توسعه یافته است. افزون براین، در حال حاضر، کارمندان معمولاً با فشار زیادی روبه رو هستند و بسیاری صرفاً برای دریافت حقوق، کار خود را انجام می دهند، بدون اینکه از کار لذت ببرند و احساس موفقیت کنند. در این زمینه، سرمایه معنوی به تدریج توجه محققان را به خود جلب کرده است. با مطرح کردن چهارچوب مفهومی سرمایه معنوی در خط مقدم مدیریت، مطالعات معنویت و دین از طریق یک رویکرد میان رشته ای نشان داد که این موضوع، موضوعی جدید است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سرمایه معنوی بر اشتیاق شغلی با میانجی گری تاب آوری و تعدیل گری گروه خونی می باشد. روش: این مطالعه به لحاظ هدف، کاربردی می باشد و از نظر روش اجرا، پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری در پژوهش حاضر کارکنان اداره کل آموزش و پرورش شیراز است که با بهره گیری از جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 103 نفر در نواحی چهارگانه اداره کل آموزش و پرورش شیراز به عنوان اعضای نمونه آماری انتخاب شده است. به منظور بررسی روایی محتوایی، پرسش نامه های استاندارد قبل از اجرا با استفاده از نظرات استادان گروه مدیریت دولتی بررسی شد. به منظور بررسی روایی صوری پرسش نامه های مذکور توسط 10 نفر از جامعه آماری پژوهش تکمیل شد. برای تعیین رابطه علّی بین متغیرها، تحلیل های آماری با استفاده از روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS26 و SMART– PLS3 انجام شده است. گفتنی است برای بررسی نرمال بودن مؤلفه های ابعاد الگو از آزمون کلموگروف اسمیرنوف استفاده شد. متغیر اشتیاق شغلی و گروه خونی غیرنرمال و متغیر سرمایه معنوی و تاب آوری وضعیت نرمال داشتند. ازاین رو، استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری به ویژه نرم افزار حداقل مربعات جزئی هم برای متغیرها با توزیع داده نرمال و هم برای متغیرها با توزیع داده غیرنرمال مناسب است؛ زیرا حساسیتی به نرمال و غیرنرمال بودن متغیرها ندارد. نتایج: نتایج حاصل از یافته های این پژوهش نشان داد که سرمایه معنوی اثر معناداری بر تاب آوری دارد. اثر معنادار تاب آوری بر اشتیاق شغلی نیز مورد تأیید واقع شده است. افزون براین، اثر میانجی تاب آوری نیز در رابطه سرمایه معنوی و اشتیاق شغلی نیز تأیید شد. سرانجام، مشخص شد که گروه خونی در رابطه سرمایه معنوی و اشتیاق شغلی اثر تعدیل کنندگی دارد. بحث و نتیجه گیری: اگرچه سهم اصلی این مطالعه در ادبیات مربوط به اشتیاق شغلی است، ما همچنین، این نظریه را مطرح می کنیم که سرمایه معنوی می تواند به تدریج به اشتیاق شغلی منجر شود. بنابراین، همچنین، این مطالعه با نشان دادن اشتیاق شغلی به عنوان یک پیامد سرمایه معنوی، به ادبیات رو به رشد سرمایه معنوی کمک می کند. پیشنهاد می شود که سازمان ها بر روی توسعه برنامه های آموزشی و مشاوره ای متمرکز شوند که به تقویت سرمایه معنوی و تاب آوری کارکنان کمک کند تا در نهایت به بهبود کیفیت کار و افزایش رضایت شغلی منجر شود..
۸.

ارائه یک مدل پارادایمیک جهت واکاوی کارکردهای رسانه های اجتماعی در مدیریت مشتری و فروش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف: با وجود اعتقاد فراگیر تیم های فروش و بازاریابی به هم بستگی چشمگیر بین استفاده از رسانه های اجتماعی و افزایش فروش و حاشیه سود، الگوی فرایندی جامعی برای درک نحوه توفیق این رسانه ها در جذب مشتریان و تقویت عملکرد فروش وجود ندارد. این مقاله با هدف شناسایی و ارائه یک الگوی فرایندی توفیق رسانه های اجتماعی در جذب مشتریان و افزایش فروش سازمان ها، به بررسی عوامل کلیدی، تعاملات بین آن ها و پیامدهای ناشی از آن می پردازد. روش: این پژوهش از استراتژی داده بنیاد چندگانه (مالتی گراندد) استفاده کرده است. در مرحله نخست، مطالعات قبلی در حوزه رسانه های اجتماعی و فروش تحلیل شدند تا چارچوب اولیه مفاهیم شکل گیرد. در مرحله دوم، ۱۴ مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان برجسته صنعت (به روش هدفمند و گلوله برفی) انجام شد. داده های مصاحبه با روش تجزیه وتحلیل داده بنیاد ساختارمند، پردازش و کدگذاری شدند؛ سپس یافته های حاصل از مصاحبه ها با الگوی دست یافته از تحلیل محتوا تلفیق شدند تا یک الگوی فرایندی یکپارچه توسعه یابد. یافته ها: نتایج نشان داد که موفقیت رسانه های اجتماعی در جذب مشتری و افزایش فروش، تحت تأثیر سه دسته عامل است: ۱. شرایط علّی (مانند فشارهای رقابتی و بحران های بهداشتی)؛ ۲. شرایط زمینه ای (شامل قابلیت های سازمانی، فناوری و ظرفیت های داده محور)؛ ۳. شرایط مداخله گر (مانند فرهنگ جامعه، مدیریت تنش ها و سبک رهبری). این عوامل به صورت تعاملی، راهبردهای کلیدی را شکل می دهند که به افزایش مشارکت فعال مشتریان، بهبود تجربه مشتری و توسعه هوش رقابتی سازمانی، منجر می شوند. نتیجه گیری: این مقاله برای نخستین بار، الگوی فرایندی جامعی را ارائه می دهد که چگونگی موفقیت رسانه های اجتماعی در جذب مشتری و افزایش فروش را از طریق تعامل پیچیده عوامل علّی، زمینه ای و مداخله گر توضیح می دهد. یافته ها نشان می دهند که موفقیت تبلیغات در رسانه های اجتماعی، نه تنها به تکنیک های تبلیغاتی متکی است، بلکه مستلزم یک ساختار سازمانی چابک، داده محور و سازگار با محیط است. این الگو می تواند به مدیران فروش و بازاریابی کمک کند تا استراتژی های خود را بر اساس شرایط واقعی بازار طراحی کنند و به طور نظام مند، تبدیل تعاملات اجتماعی به نتایج تجاری را بهینه سازی کنند.  
۹.

طراحی و تبیین الگوی توازن میان کار و زندگی افراد در سازمان های کشور ایران بر مبنای متون اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۴۰
مقدمه و هدف: دو پایه مهم زندگی هر فرد را کار و زندگی اش شکل می دهد. هماهنگی و سازگاری این دو پایه باعث سلامتی جسم و روان افراد می شود، هر شخص باید بین آنچه هر یک از این دو پایه زندگی از او درخواست می کند توازن برقرار نماید وگرنه تضاد شکل می گیرد. تحقیقات زیادی در خصوص توازن کار و زندگی انجام شده است و با توجه به اینکه در حوزه تئوری در خصوص موضوع توازن کار و زندگی، اکثر پژوهش ها در کشورهای غربی بوده است، بررسی تحقیقات نشان می دهد در رابطه با موضوع توازن کار و زندگی در کشور ایران با فرهنگ، رسم و رسوم مخصوص به خود در سالیان گذشته ضرورت یافته و پژوهشگران ایرانی تحقیقات فراوانی دراین خصوص انجام داده اند، اما امکان رسیدن به توازن کار و زندگی، مستقل از نگاه اسلامی است و تحقیقات موجود در رابطه با تعادل کار و زندگی بر مبنای الگوها و فرهنگ جوامع غربی طراحی شده است، لذا تدوین الگوی توازن کار و زندگی بر مبنای منابع اسلامی برای سازمانی با فرهنگ اسلامی ضرورت پیدا می کند؛ بنابراین، هدف ما در این پژوهش این است که ضمن استخراج و مشخص کردن مفاهیم توازن کار و زندگی از کتب اسلامی، الگوی توازن بین کار و زندگی افراد در نظام اداری را ارائه دهیم. داشتن این شاخص ها و استانداردها می تواند به شفاف تر شدن جایگاه واقعی توازن کار و زندگی در سازمان های ایرانی کمک کند و میزان دانش آنها را نسبت به این مفهوم بالا ببرد و پیشنهاد ها کافی را به سازمان ها ارائه نماید. روش: با توجه به اینکه انتخاب روش تحقیق، وابسته به مسئله و هدف پژوهش است. هدف از پژوهش، تدوین مؤلفه های کار و زندگی و شناسایی ابعاد آن در متون اسلامی است. لذا این پژوهش از حیث هدف، اکتشافی یا بنیادین؛ به لحاظ روش، کیفی و دارای رویکردی استقرایی است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. تحلیل مضمون به دنبال شناسایی، تجزیه وتحلیل و گزارش الگوی داده هاست. هر مضمون، اطلاعات مهمی است که معنی و مفهوم الگوی داده ها را نشان می دهد. استخراج مضمون طی فرایندی سه مرحله ای انجام می شود که عبارت اند از: تجزیه و توصیف متن (آشنایی با متن و ایجاد داده های اولیه، کاوش و شناسایی مضامین)، تبیین و تشریح متن (نمایش و تحلیل شبکه مضامین) و ترکیب و ادغام متن (تدوین گزارش). در این پژوهش تلاش شده است با استفاده از روش تحلیل مضمون، کتاب های گرانقدر نهج البلاغه، نهج الفصاحه، میزان الحکمه و مفاتیح الحیاه مورد مطالعه و تدبر قرار گیرد و مصادیق توازن میان کار و زندگی افراد در این کتاب ها با استخراج شود. در مرحله اول از روایاتی که به نوعی با موضوع پژوهش ارتباط داشت، 638 داده اولیه شناسایی شد. داده ها طبقه بندی و پالایش گردید و با توسعه گستره مطالعات و با رجوع به منابع علمی، نشانه های بیشتری برای مضمون های فراگیر جمع آوری و تحلیل شد. نتایج: در شروع کار، تمام احادیث و روایات مرتبط با موضوع پژوهش، شناسایی و دسته بندی شدند. با توجه به اینکه کدامیک از احادیث و روایات بیشترین اطلاعات را در پاسخ به موضوع پژوهش داشتند، نمونه های نظری انتخاب شدند. بدین ترتیب، ابتدا نمونه نظری از احادیث و روایات انتخاب شد و فرایند انتخاب و نمونه گیری تا رسیدن به مرز اشباع نظری ادامه یافت و مضامین پایه (کدها و نکات کلیدی متن) مربوط به توازن کار و زندگی از متن کتاب های میزان الحکمه، نهج البلاغه، نهج الفصاحه و مفاتیح الحیاه، استخراج و سپس با تلخیص داده ها، مضامین مشابه و تکراری مرتبط با موضوع پژوهش با یکدیگر تلفیق شد و فراوانی آنها به دست آمد. لذا مضامین سازمان دهنده از ترکیب و تلخیص مضامین پایه مشخص شد. در ادامه، مضامین فراگیر از مضامین سازمان دهنده استخراج شد، سپس مضامین کلی از مضامین فراگیر استخراج و قالب مضامین، طراحی و ایجاد شد. مضامین استخراج شده در کتاب های مزبور به تعداد 27 مضمون سازمان دهنده استخراج و در نه دسته مضمون فراگیر و سه مضمون کلی با عناوین بعد فردی، سازمانی و اجتماعی شناسایی شد. درمجموع، 93 مضمون پایه، 27 مضمون سازمان دهنده، نه مضمون فراگیر شامل مهارت برنامه ریزی، اهمیت به سلامتی، مسئولیت پذیری، مهارت تاب آوری، حمایت سازمان، حمایت مدیر، حمایت همکار، حمایت نزدیکان و حمایت سایرین و سه مضمون کلی شامل فردی، سازمانی و اجتماعی استخراج و زنجیره مضمون های توازن کار و زندگی در متون اسلامی تکمیل و نهایت الگوی تعادل کار و زندگی از دید روایات ارائه شده است. بحث و نتیجه گیری: ازآنجاکه آموزه های اسلامی از مهم ترین منابع شناخت موضوعات زندگی و کار است، در پژوهش حاضر برای تدوین و تبیین الگوی توازن کار و زندگی، کتاب های نهج البلاغه، نهج الفصاحه، میزان الحکمه، مفاتیح الحیاه به عنوان مرجع محوری انتخاب شد. برای دستیابی به هدف تحقیق که طراحی و تبیین الگوی توازن میان کار و زندگی افراد در سازمان های کشور ایران بر مبنای متون اسلامی بود، محقق با استفاده از روش تحلیل مضمون به بررسی احادیث و روایات در کتاب های مذکور پرداخت. در این میان از روایات مرتبط با موضوع تحقیق، 638 حدیث جدا گردید که پس از بررسی، مؤلفه های توازن کار و زندگی در سه دسته فردی، سازمانی و اجتماعی طبقه بندی شد؛ این بدان معناست که تحقق توازن کار و زندگی صرفاً با تعریف مؤلفه های فردی برای کارکنان و یا طراحی سازمان مطلوب امکان پذیر نیست و باید مؤلفه های فردی، سازمانی و اجتماعی در تعامل کامل با یکدیگر باشد. مؤلفه های فردی توازن کار و زندگی شامل مؤلفه هایی است که بخش عمده تحقق آنها در اختیار کارکنان است که عبارت است از: مهارت برنامه ریزی، اهمیت به سلامتی، مسئولیت پذیری، مهارت تاب آوری. البته مؤلفه های سازمانی و اجتماعی بر مؤلفه های فردی تأثیرگذار است و می تواند محرک یا بازدارنده رعایت این مؤلفه ها توسط کارکنان باشد. مؤلفه های سازمانی به دست آمده در این تحقیق عبارت است از: حمایت سازمان، حمایت مدیر و حمایت همکار و در نهایت مؤلفه های اجتماعی توازن کار و زندگی در این پژوهش، حمایت نزدیکان و حمایت سایرین است. در نهایت، باید اشاره کنیم که علم به هیچ وجه حقایق مطلق را تولید نمی کند تا بتوان آن را به گونه ای غیر انتقادی پذیرفت. بلکه پیشنهادهای محدودی برای تفسیر فراهم می آورد که به بیش از نظریه های روزانه دست می یابد. این پژوهش نیز رسالتی جز دست یافتن به یک تفسیر محدود از مؤلفه های مرتبط با توازن کار و زندگی از متون اسلامی نداشته است. تقدیر و تشکر: از جناب آقای دکتر حسین میرزایی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی که در انجام این پژوهش ما را یاری نمودند، صمیمانه سپاسگزاریم. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافعی در انجام این پژوهش وجود ندارد.
۱۰.

طراحی الگوی پیشایندهای اثربخش در رفتار یاری رسان کارکنان دانشگاه پیام نور (یک مطالعه پدیدارشناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۸
 مقدمه و اهداف: رفتار یاری رسان در سازمان ها به عنوان اقدامات داوطلبانه ای تعریف می شود که توسط کارمندان برای کمک به همکارانشان در حل مسائل مربوط به کار یا انجام وظایف صورت می گیرد (قسیم و همکاران، 2022، ص1). رفتار یاری رسان با تقویت همکاری، حل چالش های مرتبط با کار و حفظ روابط مثبت در محل کار، عملکرد کلی سازمان را بهبود می بخشد (بائو و همکاران، 2023، ص1) که می تواند به انسجام و عملکرد تیمی کمک و آن را به ابزاری حیاتی برای موفقیت سازمانی تبدیل کند. کارکنانی که به دیگران کمک می کنند، اغلب انگیزه و حس هدفمندی بیشتری را تجربه می کنند؛ به ویژه هنگامی که اقدامات آنها نیازهای استقلال، شایستگی و ارتباط را برآورده می کند. تعاملات مثبت یاری رسان می تواند به رضایت شغلی و رفاه عاطفی بالاتر منجر شود (هوانگ، 2024، ص25). انجام رفتار یاری رسان، عواطف مثبت -احساس رضایت و رفاه عاطفی- را افزایش می دهد که باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارکنان می شود و می تواند به افزایش رفتار نوآورانه منجر شود (شن و همکاران، 2022، ص9). رفتار یاری رسان، همکاری و هماهنگی بین کارکنان را تقویت می کند و به عملکرد بهتر وظایف و موفقیت کلی سازمان منجر می شود. رفتار یاری رسان نه تنها به نفع دریافت کنندگان است، بلکه تأثیر مثبت و معناداری روانی یاری رسان را نیز افزایش می دهد که به نوبه خود رفتار نوآورانه را تحریک می کند. کارکنانی که به دیگران کمک می کنند، تمایل دارند انعطاف پذیری شناختی و خلاقیت بیشتری را تجربه کنند و به نوآوری سازمانی کمک کنند (شن و همکاران، 2022، ص1). از نظر محققان دلیل انتخاب جامعه دانشگاهی این بود که مراکز دانشگاهی نقش محوری در پرورش دانشجویان دارند و رفتارهای یاری رسان در دانشگاه می تواند به ایجاد فرهنگ یاری رسان در جامعه کمک کند. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری اسمیت و شینبورن در سال1403 انجام شده است. پدیدارشناسی روشی است که کانون توجه آن تجربیات افراد است و به منظور درک پدیده ها از طریق تجارب انسانی، توسعه یافته اس ت (محمودپور و همکاران، 1402، ص16). در مطالعه حاضر جامعه پژوهش شامل استادان و متخصصان رشته مدیریت دانشگاه پیام نور استان تهران بود. انجام نمونه گیری به صورت هدفمند و با مراجعه به مراکز دانشگاه پیام نور استان تهران صورت پذیرفت و دربرگیرنده 18 تن از استادان و متخصصان خبره رشته مدیریت دانشگاه پیام نور بود و در برخی موارد هم از روش گلوله برفی انجام گرفت. بدین صورت که پس از پیاده سازی کامل مصاحبه ها، هر مصاحبه توسط پژوهشگر چندین بار مرور و فعالانه مورد قضاوت قرار گرفت. سپس مصاحبه ها به صورت خط به خط مطالعه و نکات اساسی شناسایی شد. معیارهایی که مشخص کننده هریک از نکات اساسی بود، تعیین شدند و یک برچسب یا عنوان به آن تعلق گرفت. در مرحله بعد، معیار ها براساس ارتباطشان با یکدیگر در خوشه های مختلف قرار گرفتند و برای هر خوشه یک نام در نظر گرفته شد. به این ترتیب معیار های فرعی شکل گرفت. یافته ها: براساس درک و تجربه طرفداران از مفهوم الگوی پیشایندهای مؤثر در رفتار یاری رسان کارکنان 6 معیار اصلی به دست آمد و مطابق با داده های کیفی گردآوری شده براساس تحلیل داده ها، در مجموع 78 زیرمعیار، 16 معیار فرعی و 6 معیار اصلی، استخراج و طبقه بندی شدند. معیارهای فرعی پژوهش شامل عوامل مدیریتی، پویایی اجتماعی، سیاست های سازمانی، حمایت و رهبری سازمانی، حمایت همکاران، کیفیت محیط کار، مشارکت روان شناختی، موقعیت های استرس زا، عوامل معنوی، عوامل دینی، عوامل شخصی، آموزش و توسعه، مسئولیت شغلی، جهت گیری فرهنگی، سبک های ارتباطی، سبک های تصمیم گیری، رهبری و فرهنگ سازمانی بود. بحث و نتیجه گیری: از تحلیل داده های مستخرج از مصاحبه ها با شرکت کنندگان در طراحی الگوی پیشایندهای مؤثر در رفتار یاری رسان کارکنان 6 معیار اصلی به دست آمده است. معیار اول، شامل دو معیار فرعی به شرح عوامل مدیریتی و پویایی اجتماعی بود. معیار دوم، شامل سیاست های سازمانی بود. عوامل سیاسی در دانشگاه ها مانند ادراک بی عدالتی، رقابت برای منابع کمیاب، نقش های مبهم و رهبری سیاسی تمایل دارند رفتارهای کمک کننده کارکنان را تضعیف کنند. آنها تمرکز را از موفقیت و همکاری جمعی به بقا و پیشرفت فردی تغییر می دهند و به کاهش روحیه، اعتماد و همکاری بین کارکنان منجر می شوند. معیار سوم، شامل حمایت و رهبری سازمانی، حمایت همکاران و کیفیت محیط، مشارکت روان شناختی و موقعیت های استرس زا بود. بنابراین، دانشگاه پیام نور به منظور توسعه و پرورش فرهنگ کمک رسانی باید این ابعاد را در نظر بگیرند؛ از جمله انتخاب ویژگی های شخصیتی مرتبط، سرمایه گذاری در آموزش و توسعه و تعریف واضح نقش های شغلی برای تشویق رفتارهای کمک رسان در نقش و خارج از نقش. معیارهای چهارم و پنجم شامل عوامل معنوی و فردی بود. عوامل شخصی مؤثر بر رفتار یاری رسان، ریشه در ویژگی های شخصیتی دارد، آموزش و توسعه با تجهیز کارکنان به مهارت ها، نگرش ها و تعهد سازمانی لازم، بر رفتار کمک رسانی تأثیر می گذارد. معیار ششم، که شامل عوامل فرهنگی بود می توان گفت: رفتار یاری رسان کارکنان یک پدیده مجزا نیست؛ بلکه عمیقاً تحت تأثیر تعامل جهت گیری فرهنگی، شیوه های ارتباطی، رویکردهای تصمیم گیری، سبک های رهبری و فرهنگ سازمانی قرار دارد. رفتار یاری رسان کارکنان چندبعدی و با تعامل پیچیده ای از ویژگی های شخصی، تجربیات آموزشی و توسعه ای و مسئولیت های شغلی شکل می گیرد. جوامع دانشگاهی که نیازمند پرورش فرهنگ کمک رسانی هستند، باید ابعاد انتخاب ویژگی های شخصیتی مرتبط، سرمایه گذاری در آموزش و توسعه جامع و تعریف واضح نقش های شغلی برای تشویق رفتارهای کمک رسان در نقش و خارج از نقش را در نظر بگیرند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل معنوی همراه با سایر عوامل، محرک قدرتمندی برای رفتارهای یاری رسان در محیط کار هستند که اغلب نادیده گرفته می شوند. پیشنهاد می شود مدیریت دانشگاه پیام نور با تقویت اعتماد، مشارکت و قدردانی محیط هایی ایجاد کنند که در آنها رفتار یاری رسان رشد کند و به همکاری، روحیه و عملکرد کلی بهتر منجر شود..
۱۱.

فراترکیب الگوهای مدیریت بحران برگرفته از سنت امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۴۴
هدف: این پژوهش به دنبال استخراج الگوهای مؤثر مدیریت بحران از آموزه های امام علیj با روش فراترکیب است تا راهکارهایی برای مدیریت بحران های معاصر ارائه دهد. هدف نهایی، طراحی مدلی کاربردی براساس اندیشه های ایشان برای کاهش آسیب ها و ایجاد فرصت های توسعه در شرایط بحرانی است. روش تحقیق: پژوهش به صورت کیفی و با روش فراترکیب انجام شده است. داده ها با تحلیل مضمون استخراج و در نرم افزار Maxqda پردازش شدند. یافته ها: ۳۵ کد باز، ۲۱ مضمون پایه و ۴ مضمون سازمان دهنده شناسایی شد. اصول کلیدی مدیریت بحران از دیدگاه امام علیj شامل مشورت، شفافیت در تصمیم گیری، عدالت و همبستگی اجتماعی است. یک مدل جامع مدیریت بحران برای سازمان ها و جوامع اسلامی (به ویژه ایران) ارائه شد. نتیجه: این تحقیق نشان می دهد که به کارگیری اصول مدیریتی امام علیj می تواند الگویی کارآمد برای مواجهه با بحران های امروزی باشد.  مقدمه: مدیریت بحران در دنیای پیچیده امروزی یکی از چالش های اساسی برای مدیران است. در این راستا، آموزه های حضرت علیj به عنوان یک منبع غنی مدیریتی می تواند الگوی مناسبی برای مواجهه با بحران ها باشد. ایشان با ویژگی هایی چون تفکر استراتژیک، قدرت تصمیم گیری در شرایط سخت، حفظ وحدت و مشاوره در بحران ها، توانست بحران های مختلف را به خوبی مدیریت کند. همچنین، حضرت علیj بر اهمیت عدالت و انصاف در مدیریت بحران تأکید داشتند که این آموزه ها در شرایط کنونی بحران های اقتصادی و اجتماعی می تواند راهگشا باشد. مطالعات نشان می دهد که ویژگی هایی مانند صداقت، شجاعت و تفکر بلندمدت در مدیریت بحران، رهبران را در مواجهه با چالش ها موفق تر می کند. همچنین، پژوهش ها به تحلیل الگوهای مدیریتی حضرت علیj پرداخته اند و بر اهمیت استفاده از آموزه های ایشان در دنیای معاصر تأکید دارند. این مقاله هدف دارد تا با تحلیل این آموزه ها، الگوهایی برای بهبود مدیریت بحران در شرایط کنونی ارائه دهد و مدل های مدیریتی مبتنی بر اصول جامعه اسلامی را برای مدیران در نظر بگیرد. روش تحقیق: روش فراترکیب به عنوان یک مطالعه کیفی، به تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش های کیفی مختلف پرداخته و به کشف موضوعات جدید کمک می کند. این روش شامل تجزیه و تحلیل داده ها از مطالعات گذشته برای ایجاد یک دیدگاه جامع و یکپارچه است. در این پژوهش، با استفاده از روش فراترکیب و مدل هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو، به بررسی الگوهای مدیریتی حضرت علیj در مواجهه با بحران ها پرداخته شده است. ابتدا سؤالات پژوهش طراحی و سپس ادبیات مرتبط بررسی و اسناد علمی منتخب از پایگاه های معتبر جستجو و تحلیل شده اند. پس از پالایش 465 سند علمی، 9 سند باقیمانده برای تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. در این فرآیند، معیارهایی مانند کیفیت روش شناسی و دقت تحلیل ها ارزیابی شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است که این روش به ویژه در پژوهش های کیفی برای شناسایی الگوها و مضامین کلیدی مفید است. در نهایت، پژوهش به بررسی چگونگی تطبیق اصول مدیریتی حضرت علی (ع) در مدیریت بحران های معاصر پرداخته و از یافته ها برای بهبود سیستم های مدیریتی در جوامع اسلامی استفاده کرده است.  نتایج: این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب به تحلیل الگوهای مدیریتی حضرت علیj در زمینه مدیریت بحران پرداخته است. پس از گردآوری و بررسی داده ها در حوزه مدیریت اسلامی و بحران، نتایج به صورت کدگذاری باز جمع بندی و ارائه شده اند. نتایج حاصل از تحلیل سبک های مدیریتی حضرت علیj در بحران ها در چهار مقوله اصلی شامل عامل مدیریتی، شخصی، تعاملی و ارتباطی، و ارزشی و اعتقادی دسته بندی شده اند. این پژوهش به استخراج 35 کد، 21 مضمون و 4 مضمون سازمان دهنده پرداخته است. نتایج این تحلیل شامل مضامین پایه ای مانند هماهنگی و سازماندهی، برنامه ریزی و آینده نگری، هدایت و حمایت، و تجزیه و تحلیل، و همچنین مضامین اخلاقی مانند عدالت محوری، ایمان و توکل به خدا و مردم داری است. در نهایت، مدل مفهومی پژوهش براساس این مضامین، شبکه ای از کدها و مؤلفه های مرتبط با الگوی مدیریت اسلامی را تشکیل داده است. این مدل به عنوان الگوی جامع مدیریت اسلامی در مواجهه با بحران ها براساس آموزه های حضرت علی (ع) ترسیم شده است. بحث و نتیجه گیری: این تحقیق با هدف فراترکیب الگوهای مدیریت بحران از سنت امام علیj انجام شده است. نتایج نشان می دهد که آموزه های مدیریتی حضرت علیj نه تنها به ویژگی های فردی مدیران بلکه به روابط تعاملی مؤثر، هماهنگی و سازماندهی، و تقویت اصول اخلاقی در بحران ها تأکید دارند. ویژگی های برجسته ای مانند عدالت محوری، مشورت پذیری، اخلاق مداری، و حمایت از آسیب دیدگان به عنوان ارکان اصلی در مدیریت بحران ها معرفی شده اند. این ویژگی ها می توانند در بهبود شرایط بحرانی در جوامع اسلامی، به ویژه ایران، مؤثر باشند. همچنین، ویژگی های فردی مانند تعهد کاری، توانمندی تحلیلی، و پاسخگویی به مدیران کمک می کند تا بحران ها را با تصمیم گیری های صحیح مدیریت کنند. عوامل تعاملی مانند مردم داری و همبستگی، و همچنین مضامین سازمانی همچون برنامه ریزی، نظم، کنترل و دانش افزایی از دیگر اصول مهم در مدیریت بحران براساس سیره حضرت علیj هستند. این الگو با تأکید بر اخلاق مداری، عدالت و ایمان به خدا می تواند به عنوان مدل مؤثری برای مدیریت بحران در جوامع معاصر، به ویژه ایران، استفاده شود. در این پژوهش، 35 کد و 21 مضمون پایه استخراج شد و مدل مفهومی براساس آنها ارائه شد. پژوهش نشان می دهد که آموزه های حضرت علیj می توانند به مدیران در بحران های مختلف کمک کنند و به تعالی جوامع اسلامی کمک کنند. در دنیای معاصر، سازمان ها با بحران های مختلفی روبه رو هستند که تأثیرات زیادی بر عملکرد آنها دارد. در این راستا، آموزه های مدیریتی حضرت علیj می تواند به عنوان یک الگوی مؤثر در مدیریت بحران ها مطرح شود. براساس این آموزه ها، پیشنهادهایی برای بهبود مدیریت بحران در سازمان ها ارائه می شود: الف) در زمان بحران، مدیران باید از مشورت با اعضای کلیدی سازمان بهره ببرند و کمیته های بحران با تخصص های مختلف تشکیل دهند. ب) مدیران باید ارتباط شفاف و صادقانه با کارکنان و ذی نفعان داشته باشند تا اعتماد آنها حفظ شود. ج) توجه به شرایط روحی کارکنان و ایجاد فضای حمایتی برای کاهش استرس و اضطراب ضروری است. د) توزیع منابع و مسئولیت ها باید براساس عدالت و شفافیت انجام شود تا از بی عدالتی جلوگیری شود. ه ) سازمان ها باید برنامه های آموزشی و توانمندسازی برای کارکنان در زمینه مدیریت بحران و مهارت های مختلف فراهم کنند. و) تقویت همبستگی و همکاری میان اعضای سازمان با برگزاری جلسات منظم و اشتراک تجربیات برای تقویت روحیه تیمی ضروری است. همچنین، پیشنهاد می شود که پژوهشگران به بررسی تأثیر آموزه های حضرت علیj در مقابله با بحران های اقتصادی و اجتماعی و مقایسه آن با مدل های مدیریتی معاصر پرداخته و پژوهش های میدانی برای ارزیابی تأثیرگذاری این آموزه ها در سازمان ها انجام دهند. اظهاریه قدردانی: نویسندگان این پژوهش، نهایت قدردانی و سپاس ویژه خود را از همکاری مشارکت کنندگان، حمایت فکری داوران ناشناس و ویراستار علمی و ادبی معارف اسلامی و مدیریت اعلام می کنند. تعارض منافع: این پژوهش فاقد هرگونه تعارض منافع است. کلیه مراحل تحقیق با رعایت اصول اخلاقی و علمی و بدون وابستگی به نهادها یا منافع شخصی انجام شده است.
۱۲.

گردشگری سلامت دیجیتال: پذیرش اینترنت اشیا در استارتاپ های نوآور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف: با توجه به گسترش و تأثیرهای فناوری های نسل چهارم، این پژوهش به دنبال شناسایی چالش ها، مانع ها، راهبردها و مزیت های پذیرش فناوری اینترنت اشیا در استارتاپ های گردشگری سلامت است. روش: روش اجرای این پژوهش کیفی و روش جمع آوری داده ها مصاحبه است. به منظور تحلیل متون مصاحبه های انجام شده از نرم افزار مکس کیودا استفاده شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش، به شناسایی ۲۷ کد اولیه با فراوانی ۱۹۶ واحد معنایی انجامید که در سه کد محوری «چالش ها و موانع به کارگیری اینترنت اشیا در استارتاپ های گردشگری سلامت»، «اقدام ها و راهبردهای استارتاپ های گردشگری سلامت برای پذیرش و به کارگیری اینترنت اشیا» و «فرصت ها و مزایای استفاده از اینترنت اشیا برای بهبود خدمات گردشگری سلامت» دسته بندی شدند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، در خصوص کد محوری «چالش ها و موانع به کارگیری اینترنت اشیا در استارتاپ های گردشگری سلامت»، مؤلفه های سرمایه و بودجه عبارت اند از: هزینه تجهیزات و ابزارها و پیاده سازی اینترنت اشیا و کمبود منابع مالی استارتاپ های گردشگری سلامت. مؤلفه های ریسک پذیری عبارت اند از: عدم تمایل به نوآوری و تغییر، انعطاف پذیری بیشتر استارتاپ ها در مقایسه با سازمان های بزرگ وعدم سرمایه گذاری کسب وکارهای گردشگری در فناوری های نوظهور. مؤلفه های فرهنگ سازمانی عبارت اند از: آگاهی و نگرش کاربردی مدیران و کارکنان و فقدان فرهنگ حمایتگر از فناوری های جدید در استارتاپ ها. مؤلفه نیروی انسانی توانمند عبارت اند از: نیروی انسانی متخصص در حوزه اینترنت اشیا و هزینه جذب نیروی انسانی توانمند در حوزه اینترنت اشیا. مؤلفه های زیرساخت فنی عبارت اند از: طرح اجرایی مناسب برای بهره برداری از فناوری های نوظهور، مشکلات زیرساختی استارتاپ های گردشگری سلامت و دسترسی مناسب به ابزارها و گجت های اینترنت اشیا. همچنین در زمینه «اقدامات و راهبردهای استارتاپ های گردشگری سلامت برای پذیرش و به کارگیری اینترنت اشیا»، سه مؤلفه هم آفرینی با شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنت اشیا، جذب و نگهداری نیروی انسانی خبره و جذب سرمایه گذار شناسایی شد. علاوه براین مؤلفه های مربوط به «فرصت ها و مزایای پذیرش و به کارگیری اینترنت اشیا در استارتاپ های گردشگری سلامت»، در دو سطح گردشگر سلامت و استارتاپ دسته بندی شدند که کمک به کیفیت فرایند درمان بیماران، هزینه خدمات و کمک به نظارت و پیگیری از راه دور گردشگر سلامت مؤلفه های سطح گردشگر هستند و افزایش بهره وری و کاهش هزینه، ایجاد مزیت رقابتی، افزایش سود، یکپارچه سازی و بهبود فرایندها و زنجیره ارزش، کمک به تصمیم گیری آگاهانه مدیران، افزایش مقیاس، استفاده از ابزارهای فناوری برای بازاریابی در گردشگری، کمک فناوری های جدید بر تداوم فعالیت کسب وکار و شناخت سبک زندگی بازار هدف گردشگری سلامت، مؤلفه های سطح استارتاپ را تشکیل می دهند.
۱۳.

تأثیر همگرایی اقتصادی ایران و کشورهای منتخب خاورمیانه بر گردشگری سلامت در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۰
مقدمه: گردشگری سلامت از مهمترین شاخص های صنعت گردشگری و دارای منافع اقتصادی- اجتماعی می باشد. مطالعه حاضر بر آن است تا با رویکردی تحلیلی به بررسی تأثیر همگرایی ایران و کشورهای منتخب خاورمیانه بر گردشگری سلامت در ایران بپردازد. روش: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد مدل سازی و با استفاده از مدل جاذبه تعمیم یافته، اثرگذاری همگرایی ایران و کشورهای خاورمیانه بر گردشگری سلامت ایران را در دوره زمانی 1995-2020 مورد بررسی قرار داده است. برای تحلیل داده ها از روش داده های پانلی و نرم افزار Eviewes 13 استفاده شد. یافته ها: یک واحد افزایش در تولید ناخالص داخلی ایران و کشورهای منتخب خاورمیانه به ترتیب 1/5 درصد و 0/04 درصد، جمعیت ایران و دیگر کشورهای منتخب خاورمیانه به ترتیب 5/4 درصد و 0/5 درصد، هزینه سلامت کشورهای منتخب خاورمیانه 0/04 درصد و نرخ ارز کشورهای خاورمیانه به میزان قابل توجهی منجر به افزایش میزان گردشگری سلامت می شوند. هزینه سلامت در ایران و فاصله جغرافیایی بین ایران و کشورهای منتخب خاورمیانه به صورت معنی داری بر گردشگری سلامت تاثیر منفی دارند، به طوری که یک واحد افزایش در هزینه سلامت ایران به کاهش 0/07 درصدی در گردشگری سلامت منجر می شود و همچنین، فاصله جغرافیایی منجر به 0/03 درصد کاهش در این زمینه می شود. نتیجه گیری: عوامل اقتصادی و اجتماعی مختلف تأثیر قابل توجهی بر گردشگری سلامت دارند. بهبود تولید ناخالص داخلی، جمعیت، هزینه سلامت، نرخ ارز و فاصله جغرافیایی می تواند به افزایش گردشگری سلامت در ایران و کشورهای منتخب خاورمیانه منجر شوند. برای جذب بیشتر گردشگران سلامت باید بر بهبود شرایط اقتصادی و بهداشتی توجه شود.
۱۴.

ارائه چارچوب مفهومی رشد بر اساس آموزه های قرآن کریم و دلالت های آن در تصمیم گیری در سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه و اهداف: اراده، اساس هنر تصمیم گیری است که نقش کلیدی در زندگی فردی و اجتماعی دارد. تصمیم گیری نماد اختیار و مسئولیت انسان است و حتی شرایط به ظاهر خارج از اختیار با اراده و بینش قابل تغییر می شوند. در مدیریت نیز، تصمیم گیری به عنوان نبض سازمان، سرنوشت آن را رقم می زند. این فرایند، جوهره علم مدیریت است و بر پایه ارزیابی گزینه ها برای تحقق اهداف، مقاصد و ارزش ها شکل می گیرد. باورها و نظام های ارزشی، به ویژه نظام ارزشی دین اسلام، چهارچوبی جامع و منحصربه فرد برای تصمیم گیری فراهم می آورد که از نظر فرهنگی و کارآمدی برای جوامع مسلمان اهمیت فراوان دارد. یکی از مبانی رایج در مدیریت، «فایده گرایی» است؛ اما در تصمیم گیری اسلامی، مفهوم «رشد» به عنوان مبنایی جایگزین معرفی می شود. رشد در نظام فکری اسلامی، معادل مدیریت و رهبری است و ارتقاء آن وظیفه اصلی مدیران است. این پژوهش با رویکرد قرآنی به بررسی نقش رشد در تصمیم گیری اسلامی در سازمان می پردازد. هدف اصلی تحقیق، شناخت جایگاه رشد در تصمیم گیری اسلامی از دیدگاه قرآن و بررسی دلالت های این مفهوم در فرآیند تصمیم گیری سازمانی است. این پژوهش می کوشد معادل «فایده گرایی» در پارادایم مدیریت متداول را با مفهوم «رشد» در تصمیم گیری اسلامی تبیین کند. روش: در این پژوهش، روش تحقیق موضوعی در قرآن برای استخراج دلالت های مفهوم «رشد» در تصمیم گیری اسلامی در سازمان به کار گرفته شده است. ابتدا موضوع تحقیق با دقت مشخص و پس از بررسی ادبیات موضوع و مشورت با صاحب نظران، خلأ موجود در عرصه تصمیم گیری اسلامی تعیین شد. سپس کلیدواژه های مرتبط با مفهوم رشد اسلامی و نظریات مرتبط در مدیریت انتخاب و با اجرای جلسات گروه تمرکز، فهرست نهایی کلیدواژه ها مشخص شد. در ادامه با استفاده از منابع معجم المفهرس، آیاتی جمع آوری شد که کلیدواژه ها در آنها به کار رفته بود. سیاق آیاتی که شامل کلیدواژه ها بودند، تعیین و آیات به صورت مکرر مطالعه و نکات استخراج شده یادداشت شد. همچنین، آیات در سیاق های خود تحلیل شدند تا مفاهیم عمیق تری به دست آید. ابهامات موجود در این فرایند جمع آوری و با مراجعه به تفاسیر معتبر مانند البرهان و نور بررسی و رفع شد. در مرحله بعد، برای استخراج دلالت های رشد در تصمیم گیری اسلامی، روش دلالت پژوهی برایشی به کار رفت که شامل یازده مرحله غیرخطی است. این روش با طرح یک سؤال کلی و بدون چهارچوب مفهومی ازپیش تعیین شده، دلالت ها را به صورت ناگهانی استخراج می کند. با این رویکرد، دلالت های مرتبط با رشد در تصمیم گیری اسلامی شناسایی و تحلیل شدند. این ترکیب روش های موضوعی قرآنی و دلالت پژوهی، به درک دقیق و علمی از مفهوم رشد در چهارچوب تصمیم گیری اسلامی کمک کرده است. نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که مفهوم «رشد» در قرآن با معنای فقهی آن متفاوت است. در فقه رشد بیشتر به توانایی حفظ و مصرف درست مال و نمو اشاره دارد؛ اما در قرآن، رشد به معنای هدایت، نجات، صلاح و کمال است. بررسی نوزده آیه ای که کلمات مشتق از رشد در آنها به کار رفته، بیانگر ابعاد متعددی از این مفهوم است. رشد در قرآن نه تنها به بلوغ عقلی و هدایت الهی اشاره دارد، بلکه شامل مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی، تبعیت از الگوهای هدایتگر، شایسته سالاری و ضرورت توکل و دعا برای دستیابی به رشد می شود. رشد صرفاً یک امر فردی نیست؛ بلکه فرآیندی است که با هدایت الهی، رعایت عدالت در تخصیص منابع و مبارزه با انحرافات اخلاقی تحقق می یابد. همچنین، رشد در قرآن با ایمان و تقوا ارتباط تنگاتنگ دارد و کسانی که راه رشد را نپذیرند، گرفتار ضلالت و گمراهی می شوند. ازسوی دیگر، رشد در سازمان اسلامی می تواند به عنوان مبنایی کارآمد مطرح شود؛ زیرا قرآن به وضوح ضرورت رشد و صلاح در تصمیم گیری و رفتار فردی و جمعی را تأکید کرده است. این یافته ها نشان می دهد که رشد در تصمیم گیری اسلامی فراتر از فایده گرایی متداول است و با توجه به نقش هدایت الهی و شایسته سالاری، می تواند چهارچوبی جامع برای تصمیم گیری در سازمان های مسلمان فراهم آورد. رشد به عنوان یک فرایند مستمر و وابسته به ایمان، توکل و مسئولیت اجتماعی، پایه گذار مسیر توسعه و کمال در سازمان های اسلامی است. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با روش دلالت پژوهی برایشی به بررسی دلالت های مفهوم «رشد» در ابعاد مختلف تصمیم گیری اسلامی پرداخته است. نتایج نشان می دهد که اهداف تصمیم گیری رشدمحور، بلندنظرانه، صبورانه، یکپارچه و وظیفه محور بوده و تمرکز توأمان بر فرد، خانواده و جامعه دارد؛ برخلاف فایده گرایی که بیشتر بر منافع کوتاه مدت و جمعی تأکید می کند. در قوانین و قواعد تصمیم گیری، رویکرد رشدمحور بر پیروی از قواعد منسجم اسلامی، اصول ثابت اخلاقی، عدالت و رعایت حقوق فردی تأکید دارد؛ درحالی که فایده گرایی ممکن است به نقض این اصول برای بیشینه سازی منافع بپردازد. در فرایند تصمیم گیری، رشد به اصالت مشورت، سادگی طراحی فرایند، توکل، تحقیق و بررسی پیش از تصمیم، پاداش دهی و مجازات براساس عملکرد، شایسته سالاری، مدیریت بهینه منابع و اصلاح مستمر توجه می کند. همچنین، در اخلاق و روابط بین فردی، تأکید بر حفظ کرامت انسانی، مسئولیت پذیری اخلاقی و انصاف در تخصیص منابع وجود دارد. نتایج تصمیم گیری رشدمحور باید به رشد فردی، توسعه انسانی، تأثیرات بلندمدت اجتماعی مثبت، ارتقای کیفیت روابط بین فردی و افزایش تعهد اجتماعی و مسئولیت پذیری منجر شود. این دلالت ها نشان می دهد تصمیم گیری مبتنی بر رشد، فراتر از منافع کوتاه مدت اقتصادی، به تعالی اخلاقی، اجتماعی و معنوی توجه دارد و می تواند چهارچوبی جامع، منسجم و اخلاق محور برای سازمان ها و جوامع مسلمان فراهم کند، که در تضاد با برخی محدودیت های رویکرد فایده گرایی متداول است. تقدیر و تشکر: از همه بزرگوارانی که ما را در انجام این پژوهش یاری نمودند، صمیمانه سپاسگزاریم. تعارض منافع: هیچ تعارض منافعی در این پژوهش وجود ندارد.
۱۵.

تأثیر رسانه های اجتماعی بر قصد خرید سبز از طریق انگیزه نوع دوستانه و خودخواهانه و نقش تعدیلگر نگرش سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف: فناوری های جدید فرصت هایی را برای شرکت های دوستدار محیط زیست بازکرده است تا با مصرف کنندگان ارتباط برقرار کنند و محصولات پایدار را ترویج کنند. با این حال، تحقیقات اندکی در خصوص تأثیر رسانه های اجتماعی بر قصد مصرف کنندگان برای خرید سبز انجام شده است. هدف از اجرای پژوهش حاضر، تعیین تأثیر رسانه های اجتماعی بر قصد خرید سبز، از طریق انگیزه های نوع دوستانه و خودخواهانه و نقش تعدیلگر نگرش سبز است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه مصرف کنندگان فعال عضو شبکه اجتماعی است. از آنجا که تعداد مصرف کنندگان نامشخص و نامحدود است، بر اساس جدول مورگان برای جامعه نامحدود، ۳۸۴ نمونه به روش غیرتصادفی در دسترس تعیین شد. ابزار پژوهش پرسش نامه رسانه های اجتماعی نکمحمود و همکاران (۲۰۲۲)، پرسش نامه قصد خرید سبز نکمحمود و همکاران (۲۰۲۲)، پرسش نامه انگیزه نوع دوستانه شانموگل و بالاکریشنان (۲۰۲۳)، پرسش نامه انگیزه خودخواهانه سونی و فرگوسن (۲۰۱۷) و پرسش نامه نگرش سبز (اوگیمونی و همکاران، ۲۰۲۲) بودند که روایی پرسش نامه ها بر اساس، روایی محتوایی، صوری و سازه بررسی شد و پس از اصطلاحات لازم، روایی آن به تأیید رسید. پایایی پرسش نامه ها نیز با روش آلفای کرونباخ بالای 70/0 برآورد شد. تجزیه وتحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی، مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته ها: نتایج تأثیر رسانه های اجتماعی را بر قصد مصرف کننده و همچنین، ارزش های نوع دوستانه و خودخواهانه نشان داد. علاوه براین، ارزش های نوع دوستانه و خودخواهانه، بر قصد خرید سبز تأثیر چشمگیری داشتند. نتایج نشان دهنده سطح قوی تری از پذیرش ارزش نوع دوستانه است. علاوه براین، نگرش سبز بر قصد خرید سبز تأثیر مثبتی نشان داد و تأثیر تعدیل کننده چشمگیری بین متغیرهای مستقل بر قصد خرید سبز دیده شد. نتیجه گیری: به طورکلی، این مطالعه نشان می دهد که رسانه های اجتماعی، در شکل دادن به انتخاب مصرف کننده، از جمله قصد آن ها در فرایند تصمیم گیری نقش مهمی دارد. پژوهش حاضر بر اهمیت بازاریابان برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات در خصوص محصولات سازگار با محیط زیست در رسانه های اجتماعی با استفاده از راهبُردهای بازاریابی الکترونیکی تأکید می کند. همچنین تعامل با جوامع رسانه های اجتماعی با ارائه اطلاعات نوع دوستانه و خودخواهانه درباره خرید پایدار بسیار مهم است.
۱۶.

کاربرد پلتفرم های رسانه های اجتماعی در بانکداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۹۵
هدف: هدف این پژوهش آگاهی از کاربردهای پلتفرم های رسانه های اجتماعی در صنعت بانکداری است. با توجه به رشد فزاینده استفاده از رسانه های اجتماعی و اهمیت صنعت بانکداری، درک چگونگی به کارگیری این ابزارها توسط مؤسسه های مالی، برای آگاهی ذی نفعان مختلف، امری ضروری است. روش: به منظور دستیابی به هدف پژوهش، پژوهش های پیشین به روش مرور نظام مند کاوش و بررسی شدند. روی هم، ۱۴۷ پژوهش در نمونه نهایی گنجانده شد و کاربردهای کلیدی در تمام متن آن ها استخراج شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که رسانه های اجتماعی، دست کم ۴۷ کاربرد کلیدی در صنعت بانکداری دارند که این کاربردها را می توان در هفت تِم فراگیر دسته بندی کرد: ۱. تعامل و مدیریت ارتباط با مشتری؛ ۲. بازاریابی، تبلیغات، و فروش؛ ۳. برندسازی و مدیریت شهرت؛ ۴. هوش تجاری و تحلیل داده ها؛ ۵. برنامه ریزی استراتژیک؛ ۶. عملیات داخلی و استفاده کارکنان؛ ۷. آموزش سواد مالی و بانکی. نتیجه گیری: بر پایه یافته ها، روشن است که پلتفرم های رسانه های اجتماعی پتانسیل چشمگیری برای تحول در عملیات بانکی و بهبود ارتباط با مشتری دارند؛ اما پیاده سازی موفقیت آمیز کاربردها، به استراتژی های دقیق، در نظر گرفتن ویژگی های خاص هر پلتفرم، توجه به زمینه های فرهنگی و جغرافیایی و درک دیدگاه های مشتریان نیازمند است. اهمیت این ابزارها برای آینده بانکداری بر کسی پوشیده نیست و پژوهش های بیشتر و کاربردی تر، برای بهره برداری کامل از مزایای این پلتفرم ها و رفع چالش های موجود یکی از نیازمندی های کلیدی است.  
۱۷.

تدوین شناسنامه ی شاخص های کلیدی عملکرد سیستم اطلاعات مالی بیمارستان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه: به منظور افزایش کارایی و اثربخشی سیستم اطلاعات مالی، توضیح چگونگی پیشرفت ها در طول زمان و مقایسه عملکرد فعلی با عملکرد مطلوب، سازمان ها ملزم به تعیین شاخص های کلیدی عملکرد می باشند. این موضوع برای بیمارستان ها به عنوان سازمان های ارایه دهنده خدمات مراقبت سلامت با چالش های مالی زیاد از اهمیت بیشتری برخوردار است. این پژوهش با هدف تدوین شناسنامه شاخص های کلیدی عملکرد سیستم اطلاعات مالی بیمارستان انجام شد. روش ها: این پژوهش کاربردی به روش کیفی در چهار مرحله مرور متون، مصاحبه نیمه ساختارمند با کارشناسان حوزه ی مالی، برگزاری نشست خبرگان حوزه مالی و تدوین شناسنامه شاخص های کلیدی عملکرد سیستم اطلاعات مالی (شامل توضیح، نحوه محاسبه و میانگین پنج ساله به عنوان اندازه قابل قبول شاخص) انجام شد. یافته ها: در نهایت، 36 شاخص کلیدی عملکرد سیستم اطلاعات مالی در سه حوزه ی هزینه، درآمد و بهره وری دسته بندی شد. بیشترین تعداد شاخص در حوزه هزینه و کمترین تعداد شاخص در حوزه ی بهره وری بود. نتیجه گیری: بیشترین تعداد شاخص کلیدی عملکرد سیستم اطلاعات مالی در حوزه ی هزینه قرار داشت اما برای تحلیل درست وضعیت مالی بیمارستان و مفید واقع شدن شاخص ها، لازم است تمام شاخص ها در تمام حوزه ها در کنار یکدیگر بررسی شوند تا موجب تصمیم گیری مطمئن و قابل اعتماد شود. شناسنامه هر شاخص باعث ایجاد درک یکسان از مفهوم هر شاخص و شیوه محاسبه یکسان آن شاخص برای مبادله اطلاعات می شود.
۱۸.

شناسایی مؤلفه های کلیدی توانمندسازی منابع انسانی از دیدگاه امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) براساس آموزه های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۹
مقدمه و اهداف: توانمندسازی منابع انسانی از اصول کلیدی مدیریت نوین است که برای بهبود عملکرد و بهره وری سازمانی حیاتی است. در دنیای پیچیده امروز، سازمان ها به منابع انسانی توانمند و مؤثر نیاز دارند. بهره گیری از دیدگاه های دینی و فلسفی، به ویژه آموزه های اسلامی همچون نهج البلاغه، پایه ای مستحکم برای توسعه سازمانی فراهم می کند. امام علی (ع) با تأکید بر عدالت، صداقت و حکمت، رهنمودهایی برای رهبری و توانمندسازی انسانی ارائه کرده است که می تواند مسیر بهبود توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های معاصر را هموار کند. این پژوهش به بررسی این آموزه ها و استخراج مؤلفه های کلیدی توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های امروز، به ویژه در جوامع اسلامی می پردازد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه کاربردی و توسعه ای با هدف شناسایی مؤلفه های توانمندسازی منابع انسانی از منظر امام علی (ع) در جامعه اسلامی انجام شده است. برای این منظور از تحلیل تماتیک به عنوان روشی کیفی استفاده شده است. این روش به تحلیل داده ها به صورت پویا و کشف الگوهای معنادار در داده های کیفی کمک می کند. تحلیل تماتیک با نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شد و ساختارهای تماتیک براساس چهارچوب ارائه شده توسط عبدی جعفری و همکاران (۲۰۱۱) شکل گرفت. نتایج: تحلیل تماتیک جامع بر سخنرانی ها، نامه ها و گفتارهای امام علی (ع) در نهج البلاغه به استخراج ۲۰ گزاره کلیدی منجر شد که در ۳۳ موضوع بنیادی و ۸ موضوع سازمان دهنده طبقه بندی شدند. این تم ها شامل هویت، صلاحیت، خودمختاری، اثربخشی، مشارکت در قدرت، واگذاری مسئولیت، استقلال و ارتباط مبتنی بر اعتماد هستند. نتایج نشان می دهد که پیام های نهج البلاغه رهنمودهای رفتاری برای رهبری توانمندساز و توسعه کارکنان ارائه می دهند. برای مثال، نامه ها بر اعتماد به زیردستان، تفویض اختیار، ارزش گذاری به شفافیت و تخصیص وظایف براساس شایستگی تأکید دارند. این تم ها به عنوان ابعاد اصلی توانمندسازی عمل کرده و مدل مفهومی توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های اسلامی را شکل می دهند. بحث و نتیجه گیری: هدف پژوهش علمی ارائه پاسخ های معتبر و قابل اتکا به سؤالات پژوهشی است. نتایج نشان می دهد آموزه های امام علی (ع) می تواند پایه ای قوی برای تقویت منابع انسانی در سازمان ها باشد. این مطالعه نخستین پژوهش در زمینه استخراج مؤلفه های توانمندسازی از منظر امام علی (ع) است که نقش وی به عنوان رهبر دینی و سیاسی در جامعه اسلامی را مدنظر دارد. مدل مفهومی ارائه شده شامل هویت سازی، صلاحیت، خودمختاری، اثربخشی، مشارکت در قدرت، واگذاری مسئولیت و ارتباط مبتنی بر اعتماد است که می تواند با ایجاد محیطی مبتنی بر احترام، صلاحیت، خودمختاری و اعتماد، عملکرد سازمانی را ارتقا دهد. به کارگیری این اصول رهبری اسلامی می تواند سهم قابل توجهی در موفقیت سازمان ها در جوامع اسلامی داشته باشد. کاربردهای عملی در توانمندسازی منابع انسانی: توانمندسازی منابع انسانی به افزایش انگیزش، رضایت شغلی و تعهد سازمانی منجر می شود. این امر با ایجاد خودمختاری، مسئولیت پذیری و مالکیت در کارکنان، بهره وری را افزایش می دهد. کارکنان توانمند، خلاقیت و نوآوری بیشتری نشان داده و به رشد سازمان کمک می کنند. همچنین، توانمندسازی ارتباط و همکاری را تقویت کرده و عملکرد تیمی را بهبود می بخشد. درنهایت، این روند باعث جذب و حفظ بهتر نیروی کار می شود. پیشنهادات برای تحقیقات آینده: تحقیقات آینده می تواند شامل این موارد باشد: ۱. مقایسه آموزه های امام علی (ع) با نظریه های نوین مدیریت منابع انسانی؛ ۲. بررسی تأثیر توانمندسازی بر فرهنگ سازمانی؛ ۳. مطالعه رابطه توانمندسازی و بهبود عملکرد سازمانی، و ۴. بررسی پیاده سازی مدل های رهبری مبتنی بر آموزه های امام علی (ع) در سازمان های معاصر. تشکر و قدردانی: نویسندگان مراتب قدردانی خود را از همکاری شرکت کنندگان، حمایت های فکری داوران ناشناس و ویراستار علمی و ادبی مجله مطالعات دینی، معنویت و مدیریت ابراز می کنند. تضاد منافع: این پژوهش فاقد تضاد منافع بوده و تمام مراحل آن با رعایت اصول اخلاقی و علمی و بدون وابستگی به نهادها یا منافع شخصی انجام شده است.
۱۹.

شناسایی عوامل موثر بر مدیریت جهادی در ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۵
پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل مدیریت جهادی در سطح ارتش از طریق روش تحقیق آمیخته اکتشافی انجام شد. جامعه آماری آن بخش کمی اعضاء هیئت علمی، دانشجویان، مدیران و کارکنان دانشگاه دافوس اجا-ارتش، به تعداد 350 نفر بودند و با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی بر اساس فرمول کوکران، تعداد 183 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده ها از طریق تکنیک دلفی با پرسشنامه نیمه ساختاریافته و ساختاریافته و از طریق مدلسازی معادلات ساختاری با پرسشنامه 104 گویه ای جمع آوری شد. برای تعیین روایی و پایایی در مرحله کمی از بررسی های لازم شامل مقبولیت (بازنگری خبرگان) و قابلیت تائید (بازبینی مجدد خبرگان)، استفاده شده، در مرحله کمی، روایی پرسشنامه ها به سه روش صوری، محتوایی و سازه تأیید شد. پایایی هم به سه روش تعیین ضریب بارهای عاملی گویه ها، آلفای کرونباخ مولفه ها (بین 76/0 تا 929/0) و پایایی ترکیبی (بین 853/0 تا 949/0 ) برآورد و تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو روش آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS استفاده شد. یافته ها نشان داد، مدل نهایی دارای 4 بعد (رفتار رهبری، رفتار پیرو، زمینه ای و ساختاری) و 22 مولفه بوده است. بیشترین اولویت از لحاظ عملکردی مربوط به بعد ساختاری با میانگین رتبه 66/2،وچهارمین اولویت مربوط به رفتار رهبری با میانگین رتبه 31/2 بوده است. تبیین نظام مند و روشمند مؤلفه های اصلی و فرعی «روحیه جهادی» به عنوان یکی از اصلی ترین لایه های شکل دهنده فرهنگ برای دانشگاهیان (مدیران، اساتید و دانشجویان)، از مهم ترین یافته های پژوهش است.
۲۰.

شناسایی و تحلیل چالش های مربوط به مالکیت فکری در صنایع خلاق دیجیتال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل چالش های مربوط به مالکیت فکری در صنایع خلاق دیجیتال ایران انجام شده است. روش: این پژوهش به صورت کیفی اجرا شده و از روش نظریه زمینه ای و به کارگیری روش کدگذاری سه مرحله ای استراوس کوبین استفاده کرده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، ۱۶ نفر از خبرگان صنایع خلاق دیجیتال ایران بودند. یافته ها: بر اساس مصاحبه با مشارکت کنندگان پژوهش، مدل پارادایمی ناکارایی و چالش کلی در نظام مالکیت فکری صنایع خلاق دیجیتال در ایران طراحی شد. متغیرها در ۵ مقوله کلی طبقه بندی شدند که عبارت اند از: ۱. شرایط علّی: تعریف قانونی مشخص و شناسایی محصولات حوزه فناوری های نوین، مقاومت فرهنگی و اجتماعی، ناهماهنگی با قوانین بین المللی، مالکیت مشترک، عدم آگاهی و آموزش؛ ۲. شرایط زمینه ای: فناوری های جدید، مدیریت و نظارت، حقوق دیجیتال و حریم خصوصی، مشکلات اقتصادی و تجاری، پیچیدگی های فنی؛ ۳. شرایط مداخله ای: تحریم های بین المللی، نقض حریم خصوصی کاربران، ناهماهنگی های نهادی، چالش های حقوقی در استفاده از هوش مصنوعی و فناوری های نوین؛ ۴. شرایط محوری: ناکارایی و چالش کلی در نظام مالکیت فکری؛ ۵. راهبردها: توسعه سیستم های مدیریت حقوقی، استانداردسازی بین المللی، توسعه فناوری های حفاظتی، ایجاد سازوکارهای حل اختلاف، تدوین قوانین مالکیت فکری نوین، آموزش عمومی و تخصصی. نتیجه گیری: با توجه به چالش های شناسایی شده و راهبردهای به دست آمده، مدلی طراحی شد که با اجرای آن می توان بر چالش های نظام مالکیت فکری در صنایع خلاق دیجیتال غلبه کرد.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان