پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ارتقاء کارداوطلبانه در ورزش با رویکرد سرمایه اجتماعی انجام گرفت. ماهیت تحقیق حاضر از نوع توصیفی پیمایشی می باشد و جمع آوری داده ها به شکل میدانی انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل تمامی متخصصان و اساتید حوزه مدیریت ورزشی و صاحب نظران حوزه داوطلبی و جامعه شناسی در ورزش کشور و همچنین و افراد دارای سابقه داوطلبی و همکاری با فدراسیون های ورزشی بود که بر اساس استعلام از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و دفتر مشترک فدراسیون های ورزشی، تعداد آن ها 599 نفر تخمین زده شد. با توجه به تعداد بالای نمونه و عدم دسترسی به تمام جامعه، تعداد 250 نفر از طریق جدول مورگان و به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شده و در نهایت 220 پرسشنامه کامل و قابل بررسی به محقق ارجاع داده شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مدیریت داوطلبی بود که روایی آن توسط تحلیل عاملی و تأییدی مورد بررسی قرار گرفت و توسط ده نفر از اساتید مدیریت ورزشی تأیید شد. پایایی ابزار نیز به وسیله آلفای کرونباخ 91/0 محاسبه و تأیید گردید. نتایج نشان داد رویکرد سرمایه اجتماعی بر ارتقاء کار داوطلبانه در ورزش اثر می گذارد. همچنین، در ارتباط بین رویکرد سرمایه اجتماعی و ارتقاء کارداوطلبانه، به ترتیب داوطلبی آرمان گرایانه، داوطلبی دگرخواهانه، داوطلبی شهروندی، داوطلبی توسعه گرا، داوطلبی و توسعه فردی و داوطلبی اجتماعی بیشترین تأثیر را دارند. چنانچه مسئولین مربوطه با رویکرد توسعه فرایند داوطلبی برنامه های خود را طرح ریزی و اجرا کنند، می توانند کار داوطلبانه در ورزش را ارتقا دهند.