فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۲ مورد.
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
35 - 64
حوزههای تخصصی:
درک روزآمد از علم روابط بین الملل، محتاج درنگ نقادانه در سیاست بین الملل و تحولات جاری در نظام جهانی است. اندیشه سازی درباره رخدادهای بین المللی بدون رجوع به این سازه ادراکی، شهودی از آرای بی اعتبار در عصر هوش مصنوعی شناخته شده که استعدادی برای بازاندیشی در سازه های تئوریک نخواهد داشت. عطف به این حکم، پیدایش ابررسانه های ارتباطی-اطلاعاتی در معادلات جهانی، بازاندیشی در تدابیر نظری تئوری های روابط بین الملل جهت مدیریت معوقات فکری را به یک ضرورت بدل ساخت. اقتضای این ضرورت، مزید بر تلاش برای تدبیر ناترازی های نظری، تقویت غنای تحلیلی علم روابط بین الملل است تا سیاست را نه یک اندیشه خام، بلکه فن نظرورزی فهم کند. بررسی مبادی فوق، پرسشی را نزد نگاشته جاری بها داده که چگونه درک دیگرگون رخدادهای بین المللی توسط رسانه ها، موجد تعمیق پیوند هوش مصنوعی و علم روابط بین الملل می شود؟ تحولات پارادایمی در نظریه های روابط بین الملل و دگردیسی های مستحدث در سیاست جهانی از یک سو و رهیدن چرخه اندیشه ورزی از سلطه گفتمان های تئوریک از سوی دیگر، به چنین مناسباتی شکل می دهند. در صحت وسقم این سخن، یافته های پژوهش خبر از امکان ظهور روابط بین المللِ الگوریتمی و حکمرانی داده ها می دهند. فرضیه پژوهش با استقراض از نظریه نظم تکثیری و هوشمند، با روش تحلیلی به آزمون گذاشته می شود.
نسبت میان سرمایه اجتماعی، انقلاب و تمدن نوین اسلامی در اندیشه سیاسی آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین خنثی شدن فعالیت های ضدانقلاب و بیگانگان در سال های نخستین استقرار جمهوری اسلامی (حوادثی نظیر فعالیت های گروه های تجزیه طلب، کودتای نظامی و جنگ تحمیلی) محصول به میدان آمدن سرمایه ی اجتماعی شکل گرفته در دهه ی پنجاه و شصت هجری شمسی بود. اهمیت رجوع به سرمایه های اجتماعیِ شکل گرفته از ظرفیت های ایرانی – اسلامی در حل بحران های تاریخ معاصر، به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به تدریج جای خود را در چیستی حکمرانی و تمدن نوین اسلامی نزد آیت الله خامنه ای پیدا نمود و بدین ترتیب، اندیشه ی انقلاب اسلامی با حکمرانی و تمدن اسلامی تکمیل و به روز شد. این مقاله با محوریت این پرسش که جایگاه سرمایه اجتماعی در تحقق حکمرانی و تمدن نوین اسلامی چیست؟ در پی اثبات این فرضیه است که حصول به حکمرانی اسلامی و تمدن نوین اسلامی بدون پشتوانه ی سرمایه ی اجتماعی در اندیشه سیاسی آیت الله خامنه ای امکان پذیر نمی باشد؛ بنابراین، شرط تحقق حکمرانی اسلامی و به تبع آن، شکل گیری تمدن نوین اسلامی، استفاده از ظرفیت های سرمایه های اجتماعی به طور تمام و کمال است. یافته های تحقیق که بر اساس به کارگیری روش تحلیل مضمون به دست آمد، نشان می دهد که تحقق حکمرانی و تمدن اسلامی نزد آیت الله خامنه ای نیازمند دو اصل اساسی (به مثابه ی مضامین فراگیر اصلی) که در ارتباط با سرمایه اجتماعی معنا می یابند، است. نخست، مردم محوری؛ که نشان می دهد شکل گیری تمدن اسلامی بدون خواست و یاری مردم غیرممکن است و دوم این که اسلام و ارزش های انقلابی، مهم ترین سرمایه اجتماعی ایرانیان برای حصول به تمدن نوین اسلامی است و ازاین جهت باید به عنوان نقشه ی راه در نظر گرفته شوند.
الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پسا جنگ ۱۲ روزه
منبع:
غرب آسیا سال ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰)
1 - 30
حوزههای تخصصی:
از دیرباز «بازدارندگی» یکی از مسائل اصلی همه دولت ها در محیط بین المللی بوده است. در دوران ظهور فناوری های نوین به ویژه فناوری هوش مصنوعی، بازدارندگی وارد مرحله تازه ای شده است. هوش مصنوعی با قابلیت های گسترده در حوزه های تحلیل داده، پیش بینی رفتار دشمن، جنگ سایبری، عملیات شناختی و کنترل اطلاعات، توانسته است محاسبات راهبردی دولت ها را تغییر دهد. این فناوری نه تنها ابزارهای دفاعی و تهاجمی را متحول کرده، بلکه به عنوان یک عامل تعیین کننده در شکل گیری بازدارندگی نوین مطرح شده است. با توجه به کاربست فناوری های نوین در جنگ دوازده روزه، ضرورت ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته نمایان شده و الزامات بازدارندگی ایران را با پیچیدگی هایی مواجه ساخته است. هدف اصلی این مقاله شناسایی الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پساجنگ ۱۲ روزه است. پرسش اصلی این مقاله عبارتست است این که «الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پسا جنگ ۱۲ روزه کدامند؟» فرضیه مطروحه تحقیق این است که الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پساجنگ ۱۲ روزه عبارت است از الزامات سخت افزاری (تقویت توان موشکی و پهپادی و ... ) و الزامات نرم افزاری (استفاده از هوش مصنوعی، مدیریت ابزارها و فضای رسانه ای و ... .) این ترکیب می تواند ایران را در برابر تهدیدات نوین مقاوم تر سازد و به کشور امکان دهد تا در عرصه بین المللی، بازدارندگی خود را نه تنها بر پایه قدرت سخت، بلکه بر اساس توان فناورانه و نوآوری بومی تثبیت کند. مقاله از نوع کاربردی است و با استفاده از روش تحقیق توصیفی انجام خواهد شد. داده های مورد نیاز به روش کتابخانه ای و با استفاده از ابزار اسناد و مدارک گردآوری و به روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.
شکیبایی سیاسی و کارکردهای آن در حکمرانی اخلاقی اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۹
50 - 27
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل نقش و کارکردهای شکیبایی سیاسی به عنوان یک فضیلت اخلاقیِ بنیادین در چارچوب حکمرانی اخلاقی از منظر اسلام است. شکیبایی سیاسی که بر اصول اعتدال و حکمت مبتنی است، چونان شاخصی کلیدی در فرایند اعمال قدرت و تعاملات سیاسی، ضرورت حفظ سعه صدر، رواداری، تحمّل دیدگاه ها و مواضع مخالف، خویشتن داری و پرهیز از کینه توزی را به روشنی نشان می دهد. این فضیلت اخلاقی باعث می شود که در کنشگری سیاسی، آزادی، حضور و نقش دیگران به رسمیت شناخته شود و تعاملات سیاسی در بستر اخلاق، عدالت و خردمندی شکل گیرد که در نهایت به تقویت حکمرانی مطلوب و همگرایی اجتماعی منجر می شود. مسئله اصلی پژوهش، بررسی کارکردهای شکیبایی سیاسی در حکمرانی اخلاقی از منظر اسلام است. پرسش این است که چگونه شکیبایی سیاسی با ویژگی های ذاتی خود مانند سعه صدر، تحمّل مخالف و خویشتن داری، می تواند چونان اصلی بنیادین و محوری در حکمرانی اخلاقی در نظام اسلامی، نقش آفرینی کند و چه تأثیرات گسترده ای بر بهبود کیفیت روابط قدرت، تعاملات میان دولت، نهادهای مدنی و شهروندان خواهد داشت؛ افزون بر این پژوهش در پی ارائه راهکارهای عملی و سازوکارهای مؤثر برای نهادینه سازی این فضیلت اخلاقی در ارکان حاکمیت و فرایندهای حکمرانی است تا از این طریق زمینه های گفتگوی سیاسی سازنده، تحمل اختلافات و مدیریت تعارض های اجتماعی به شکل مؤثرتری بهبود یابد و به پیشرفت سیاسی پایدار کمک شود. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و با استفاده از منابع اسلامی، متون فقهی و سیاسی، به روش اجتهادی مفاهیم کلیدی همچون شکیبایی، اعتدال، حکمت و رواداری به دقت بررسی شده اند. این روش امکان تحلیل عمیق و هم زمان تطبیقی مفاهیم با واقعیت های حکمرانی در نظام اسلامی را فراهم کرده است. داده ها به شکل توصیفی و تحلیلی از متون دینی استخراج گردیده و بر اساس رویکرد عقلانی و نقلی بررسی شده اند. نتیجه اینکه شکیبایی سیاسی، چونان فضیلتی اخلاقی، زمینه ساز تقویت عقلانیت و خردمندی در سطح جامعه است و به افراد و نهادها این امکان را می دهد که از دام احساسات گذرا و واکنش های هیجانیِ آنی فراتر روند. این قابلیت سبب می شود روابط میان شهروندان با دیدگاه ها و گرایش های مختلف به سمت همدلی، گفتگوهای منطقی و آرامش بخش هدایت شود و فضا برای تفاهم و مشارکت فعال تر فراهم گردد؛ افزون بر این شکیبایی سیاسی موجب ارتقای جایگاه نظام سیاسی در نظر مردم می شود و مشروعیت آن را تقویت می کند؛ زیرا پذیرش و احترام به دیدگاه های متنوع، موجب افزایش اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی می شود؛ همچنین این فضیلت نقش مهمی در پیش گیری از رفتارهای خشونت آمیز، افراطی و واکنش های هیجانی دارد و از بروز شکاف ها و تنش های اجتماعی جلوگیری می کند. این مجموعه کارکردها، شکیبایی سیاسی را به یکی از ارکان اساسی تحقّق حکمرانی اخلاقی و توسعه سیاسی پایدار تبدیل می کند. نتیجه نهایی اینکه شکیبایی سیاسی به عنوان یک فضیلت اخلاقی، رکن اساسی و زیربنایی حکمرانیِ اخلاقی در نظام اسلامی به شمار می رود و ضروری است که این فضیلت به شکل نظام مند، ساختاری و پایدار در ارکان مختلف حکومت نهادینه شود. تدوین منشور شکیبایی سیاسی از ضرورت های کلیدی برای تحقّق این هدف است. این منشور، اصول الزام آور برای رفتار مداراگرانه نهادهای حکومتی، تعیین فرایندهای شفاف و منظم گفتگو و مذاکره سیاسی در شرایط عادی و بحران، قواعد تنظیمی برای رفتار صبورانه احزاب، رسانه ها و نخبگان سیاسی، ضمانت های اجرایی مؤثر برای مقابله با رفتارهای تندروانه، افراطی و خشونت سیاسی و همچنین ایجاد سازوکارهای نظارتی مردمی برای پایش میزان پای بندی نهادهای حاکمیتی به این فضیلت را شامل می شود. این منشور می تواند بستر مناسبی برای رشد فرهنگ حکمرانی مطلوب، تعمیق عقلانیت سیاسی و تقویت فضای گفتگوی علمی و انتقادی فراهم آورد؛ همچنین روابط میان دولت، شهروندان و نهادهای مدنی را به صورت قانونی، منطقی و محبت آمیز تنظیم کرده، موجب جلب اعتماد و مشارکت گسترده مردم در فرایندهای سیاسی و اجتماعی شود. در نهایت این نهادینه سازی شکیبایی سیاسی، نظام سیاسی را به سمت پویایی، پیشرفت پایدار و انسجام اجتماعی هدایت می کند؛ بدین ترتیب شکیبایی سیاسی نه تنها عاملی بازدارنده در برابر طغیان، خشونت و ناشکیبایی سیاستمداران و قدرتمندان است، بلکه بستری مهم و کلیدی در تحقّق عدالت، تعامل مثبت و همدلی اجتماعی در جامعه اسلامی به شمار می رود و نقش مؤثری در تحکیم بنیان های حکمرانی اخلاقی و ایجاد جامعه ای همراه با رفاه، آرامش و ثبات سیاسی دارد.
بررسی نقش رسانه های اجتماعی در جنبش های اجتماعی جدید مطالعه موردی: جنبش جان سیاهان مهم است(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در چند دهه اخیر، رسانه های اجتماعی به عنوان نیرویی محوری در شکل دهی به کنش جمعی و گفتمان عمومی ظهور کرده اند. در این بستر، جنبش های اجتماعی جدیدی پدیدار شده اند که بر خلاف اسلاف کلاسیک خود، بر فرهنگ، هویت و سازماندهی غیرمتمرکز تأکید دارند. نظریه جنبش های اجتماعی جدید از دیدگاه آلبرتو ملوچی، بر اهمیت هویت جمعی، کنش نمادین و ساختارهای مبتنی بر شبکه در بسیج افراد پیرامون اهداف مشترک تأکید می کند. یکی از برجسته ترین نمونه های معاصر، جنبش «جان سیاه پوستان مهم است» است که در سال ۲۰۱۳، پس از تبرئه جرج زیمرمن در ماجرای تیراندازی به تریوان مارتین شکل گرفت. این جنبش به سرعت از یک اعتراض محلی به پدیده ای جهانی بدل شد و در واکنش به نژادپرستی سازمان یافته و خشونت پلیس، حمایت گسترده ای را برانگیخت. این پژوهش در پی آن است که نقش رسانه های اجتماعی را در شکل دهی ویژگی ها و پویایی های جنبش جان سیاه پوستان مهم است بر اساس چارچوب نظری ملوچی بررسی کند. روش ها: این پژوهش از نظر نوع، نظری و از نظر رویکرد، توصیفی تحلیلی است. داده های پژوهش از طریق روش اسنادی گردآوری شده اند و شامل مقالات علمی، بیانیه های رسمی جنبش «جان سیاهان مهم است»، پست های منتشرشده در رسانه های اجتماعی و تحلیل های ثانویه پژوهشگران حوزه جنبش های اجتماعی هستند. تحلیل داده ها بر اساس رویکرد تحلیل نظریه محور انجام شده است؛ بدین معنا که مفاهیم نظری از پیش موجود، به عنوان چارچوب مفهومی برای سازمان دهی و تفسیر داده ها به کار گرفته شده اند. چارچوب تحلیلی این پژوهش بر نظریه جنبش های اجتماعی جدید آلبرتو ملوچی مبتنی است که بر شاخص هایی در سه سطح ماهیت، ساختار و اهداف جنبش تأکید دارد. فرآیند تحلیل در چهار گام بازسازی چارچوب نظری ملوچی؛ گردآوری داده های مرتبط با جنبش؛ تطبیق داده ها با شاخص های نظری؛ و تحلیل نقش رسانه های اجتماعی به عنوان متغیری مستقل در ارتباط با این شاخص ها انجام شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که جنبش «جان سیاهان مهم است» بسیاری از ویژگی های اصلی جنبش های اجتماعی جدید را که ملوچی مطرح می کند، در برمی گیرد. هویت جمعی این جنبش بر ارزش ذاتی جان سیاه پوستان متمرکز است و رسانه های اجتماعی این فرآیند را تسریع کرده اند. این سکوها به افراد اجازه می دهند تجربیات شخصی خود را به اشتراک بگذارند و از طریق هشتگ BlackLivesMatter به جنبش بپیوندند که منجر به همبستگی گسترده ای در میان گروه های مختلف شده است. کنش های نمادین نیز مانند زانو زدن در هنگام سرود ملی و اعتراضات جهانی پس از مرگ جورج فلوید در این جنبش نقش اساسی داشتند. این اقدامات که از طریق رسانه های اجتماعی گسترش یافتند، به نمادهای جهانی مقاومت در برابر نژادپرستی و بی عدالتی سازمان یافته تبدیل شدند. همچنین، ساختار غیرمتمرکز و شبکه ای جنبش که به شاخه های محلی استقلال داد و کنشگری دیجیتال را بدون نیاز به عضویت رسمی امکان پذیر کرد، با الگوی ملوچی در مورد سازماندهی غیر سلسله مراتبی جنبش های اجتماعی جدید مطابقت دارد. بااین حال، رسانه های اجتماعی چالش هایی را نیز ایجاد کرده اند که نیازمند بازنگری در نظریه ملوچی است. ساختار افقی این سکوها می تواند به پراکندگی پیام ها و فقدان انسجام در هویت جمعی منجر شود. سرعت بالای گفتگوهای آنلاین، علاوه بر افزایش دامنه اعتراضات، می تواند چرخه های کنشگری را تسریع کرده و منجر به فرسودگی فعالان شود. از سوی دیگر، وابستگی جنبش ها به سکوهای خصوصی مانند توییتر و فیسبوک، چالش هایی مانند سانسور، سوگیری الگوریتمی و مسائل مربوط به حریم خصوصی داده ها را مطرح می کند که در چارچوب اولیه ملوچی مورد توجه قرار نگرفته است. نتیجه گیری: با ترکیب دیدگاه های ارائه شده در چارچوب ملوچی و واقعیت های جنبش جان سیاه پوستان مهم است، این مطالعه نشان می دهد که چگونه رسانه های اجتماعی می توانند هم زمان ویژگی های جنبش های اجتماعی جدید را تقویت کنند و آن ها را پیچیده سازند. از شکل گیری سریع هویت جمعی تا گسترش دستور کارهای میان بخشی، سکوهای دیجیتال بازتاب جهانی جنبش را پررنگ تر کرده اند. درعین حال، گستره و سرعت کنشگری آنلاین نیز نشان می دهد که مفاهیم اولیه ملوچی باید مجدداً بازنگری شوند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که پژوهش های آتی باید ایده های ملوچی را با در نظر گرفتن موضوعاتی مانند حکمرانی سکوها، تقویت الگوریتمی و فرسودگی کنشگری در محیط های برخط تطبیق دهند. با به روزرسانی الگوهای نظری موجود، پژوهشگران می توانند فرآیندهای پویایی را که در شکل گیری جنبش های اجتماعی قرن بیست ویکم و ظرفیت دگرگون ساز آن ها نقش دارد، بهتر تحلیل کنند.
نوستالژی علیه مدرنیته: هم افزایی گفتمان فردید با جریان روستاگرایی در ایران دهه 40 و 50(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: مدرنیته در بستر فرهنگی ایران پدیده ای است که فهم عمیق آن مستلزم رویکردی چندجانبه و میان رشته ای است. دهه های 40 و 50 شمسی برهه ای حساس در تاریخ معاصر ایران محسوب می شود که طی آن، پروژه مدرنیزاسیون پهلوی با شتابی بی سابقه، ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سنتی را دگرگون ساخت. در این دوران، دو جریان فکری-فرهنگی متمایز اما مرتبط پدیدار گشتند: نخست، گفتمان انتقادی فردید با نگاهی فلسفی به غرب زدگی، و دوم، جریان روستاگرایی نوستالژیک که در هنر، ادبیات و سینما تجلی یافت. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه این دو گفتمان متفاوت اما همسو در کنش متقابل با یکدیگر، خوانشی انتقادی از مدرنیته در فضای فرهنگی ایران ارائه دادند؟ فرضیه اصلی نیز چنین است: نوستالژی روستایی و نقد فلسفی مدرنیته در تعامل با یکدیگر، راهبردی برای مقاومت فرهنگی و بازتعریف هویت اجتماعی فراهم آوردند. روش ها: این پژوهش با رویکردی بینارشته ای، از چارچوب نظری مارشال برمن در «تجربه مدرنیته» و مفهوم «مدرنیته شبانی» ریموند ویلیامز بهره گرفته و با تلفیق تحلیل گفتمان انتقادی و مطالعات فرهنگی، به خوانش بینامتنی محصولات فرهنگی دهه های ۴۰ و ۵۰ پرداخته است. داده های پژوهش شامل چهار حوزه اصلی است: ادبیات (آثار آل احمد، ساعدی، دولت آبادی و درویشیان)، سینما (فیلم های موج نو)، موسیقی (ترانه های داریوش، مهراد و ابی) و شعر (سروده های شاملو، کسرایی، فروغ و بهبهانی). در تحلیل، از روش تحلیل متون و تکنیک نمونه کاوی آثار استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد محصولات فرهنگی مورد مطالعه، فراتر از کارکرد زیباشناختی، به عنوان میانجی میان نظریه انتقادی نخبگان و تجربه زیسته مردم عمل کرده اند. این آثار مفاهیم انتزاعی فلسفه فردیدی را به زبانی ملموس ترجمه کرده و «فضای بینامتنی مقاومت» را شکل داده اند. برخلاف مدل ویلیامز، در ایران، روستا به استعاره ای برای مقاومت و اصالت بدل شد. یافته ها آشکار ساخت که یک «شبکه معنایی منسجم» در فرهنگ این دوره شکل گرفت که مؤلفه های «وفاداری»، «جوانمردی» و «ازخودگذشتگی» را در برابر ارزش های مدرن برجسته می کرد. تحلیل قهرمانان نشان می دهد که در ایران، این شخصیت ها نه میانجی، بلکه نمایندگان مقاومت در برابر استحاله هویتی بودند. مخاطب ایرانی در مواجهه با محصولات فرهنگی این دوره، با منظومه ای واحد روبرو می شد که پیامی مشابه منتقل می کرد: مدرنیته تحمیلی به بحران هویت انجامیده است. نتیجه گیری: پژوهش نشان می دهد تلاقی گفتمان فردیدی با روستاگرایی، ضرورتی درونی داشت. اندیشه فردیدی، بستر نظری را برای روستاگرایی فراهم آورد و روستاگرایی، با تجسم این نقد در قالب های هنری، به گفتمان فردیدی عمق اجتماعی بخشید. این هم افزایی در دو سطح قابل تبیین است: در سطح معرفت شناختی، این جریان به «بومی سازی انتقادی» مدرنیته پرداخت و در سطح هستی شناختی، با احیای «امر قدسی» در قالب نوستالژی روستایی، به شکاف میان «دازاین ایرانی» و جهان مدرن پاسخ داد. آنچه این جریان را اثرگذار ساخت، توانایی آن در «ترجمان احساس جمعی» بود - توانایی ای که با خلق زبانی چندلایه و قابل فهم برای عموم حاصل شد. این زبان مشترک، زمینه ساز کنشی سیاسی شد که در انقلاب اسلامی تجلی یافت - انقلابی که می تواند استعاره ای از تقابل «نوستالژی مقاومت» با «تجربه مدرنیته» باشد. این پژوهش، وارثان این میراث فکری را به تأمل در این پرسش فرامی خواند: آیا نوستالژی به تنهایی می تواند نقشه راه آینده باشد؟
بازآفرینیِ گفتمانیِ اندیشه سیاسی در ایران باستان؛ پیدایش، تکامل و تداوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
177 - 215
حوزههای تخصصی:
اندیشه ایرانشهری وجایگاه آن در تکوین و تداوم فرهنگ و تمدن ایرانی از موضوعات تعیین کننده در فهم تاریخ گذشته و رویکردهای نظری و سیاسی به آینده ایران است. در این راستا فهم عناصر و دقایق اندیشه ایرانشهری به مثابه منظومه ای فکری از آغازه های پیدایی تا تکوین و فرجام، موضوعی شایسته تأمل فراگیر می باشد. در همین راستا هدف این پژوهش بازسازی و بازآفرینی گفتمان سیاسی ایرانشهر از طریق مفصل بندی عناصر بنیادین آن است. مساله اصلی بررسی امکان و چگونگیِ صورتبندی گفتمان حاکم بر اندیشه سیاسی در ایران باستان است » پاسخ احتمالی چنین است که: « بازآفرینی گفتمانی اندیشه سیاسی ایران باستان با محوریت مفهوم شاه آرمانی امکان پذیر می شود، بدین نحو که این مفهوم نقطه اتصال و هم پیوندی اجزاءِ گفتمانی است که از آن با عنوان گفتمان ایرانشهری یاد می شود.» یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که: « خودآگاهی ایرانشهری نه تنها برسازنده ساخت و نظم سیاسی بوده ، بلکه باعث تکوین گفتمان و اندیشه سیاسی منحصربفرد در ایران باستان شد و این گفتمان در طول تاریخ موجب استمرار جغرافیایی، فرهنگی وسیاسی ایران گردید، ضمن اینکه روح ایرانشهر در گذار از دوره باستان به دوره های بعدی در کالبدی جدید به حیات خود ادامه داده است. به بیان دیگر گفتمان ایرانشهر یک بعد ثابت داشته که در طول تاریخ استمرار داشته و یک بعد متغیر که نمود همزیستی گفتمان ایرانشهر با گفتمان های رقیب بود» روش شناسی و چارچوب نظری حاکم بر پژوهش بهره ای آزادانه ازتحلیل گفتمان می باشد.
رویکرد کارگزاران افغان در مناسبات هیدروپلیتیک با ایران با تاکید بر روندپژوهی و آینده نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳ (پیاپی ۸۳)
185 - 220
حوزههای تخصصی:
منابع آب مشترک در جهت دهی به مناسبات هیدروپلیتیک کشورها نقش تعیین کننده ای دارند. سرچشمه رودخانه های هیرمند و هریررود در افغانستان است که به واسطه شیب زمین به سمت ایران سرازیر می شوند. از این رو افغانستان در مناسبات هیدروپلیتیک با ایران، موقعیت بالادستی دارد. این پژوهش بر آن است که رویکرد کارگزاران افغان به عنوان متغیر موثر در مناسبات هیدروپلیتیک این کشور با ایران را طی زمان بررسی کند. درون داد های مورد نیاز پژوهش با روش کتابخانه ای و میدانی گرد آوری شده است. یافته های پژوهش نشان داد روند مناسبات هیدروپلیتیک دو کشور، همکاری در سطوح تبادلات و حمایت های کلامی و بیان سیاست های شفاهی؛ درگیری و کشمکش در سطوح گزاره های کلامی که نشان دهنده ناهماهنگی در تعامل و وجود تنش در کلام با طرف ایرانی است. متغیرهای نیاز افغانستان به منابع آب برای توسعه، سیاسی کردن آب توسط طرف ایرانی، خشکسالی های پیاپی و حیثیتی سازی آب برای مردم افغانستان عوامل کلیدی موثر بر مناسبات هیدروپلیتیک افغانستان با ایران از دیدگاه کارگزاران و خبرگان افغان شناسایی شد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که همکاری های سازمان دهی شده اقتصادی بین دو کشور می تواند به ایجاد منافع پایدار و بهبود مناسبات هیدروپلیتیک دو کشور منجر شود.
بررسی جایگاه تحریم های اتحادیه اروپا و ایالات متحد علیه روسیه در بحران اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این نوشتار بررسی شبکه عوامل مؤثر بر بحران اوکراین و تعیین جایگاه تحریم علیه روسیه در آن است. ما به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که تحریم های اتحادیه اروپا و ایالات متحد علیه روسیه چه جایگاهی در شبکه متغیرهای مؤثر بر فرایند بحران اوکراین داشته است؟ فرضیه پژوهش این است که کاربست تحریم به عنوان متغیر خطرپذیر (دووجهی) در شبکه عوامل مؤثر بر بحران اوکراین با تقویت شریک های جدید اقتصادی و سیاسی روسیه سبب ادامه بحران شده است. مدل جامع مدیریت بحران مایکل برچر به دلیل تأکید بر تأثیر شبکه متغیرها بر روند بحران، به عنوان پایه نظری انتخاب شده است. برای پاسخ به پرسش نوشتار از روش تحلیل آثار متقاطع استفاده می کنیم که تأثیر متقابل شبکه متغیرها را بررسی و جایگاه هر متغیر را براساس ارتباط با شبکه متغیرها مشخص می کند. ابزار پژوهش، پرسشنامه و نظر کارشناسان حوزه روسیه در مورد عوامل مؤثر بر بحران اوکراین است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بحران خروجی ندارد. این مسئله مشخص می کند که از میان مراحل چهارگانه برچر، بحران همچنان در حال ادامه (اوج گرفتن) است. رویارویی روسیه و آمریکا به همراه استفاده از انرژی شیل و بسته شدن ذخایر ارزی روسیه مهم ترین عوامل تأثیرگذار شناسایی شده اند که مشخص می کند از سوی دوطرف بحران، عاملی برای ادامه بحران وجود دارد. همچنین نتیجه نهایی نشان می دهد که تحریم ها در شبکه عوامل مؤثر بر بحران اوکراین تأثیری دوگانه داشته و ادامه آن ممکن است سبب افزایش بحران شود.
انقلاب شیل آمریکا و سیاست های تروئیکای گازی در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با افزایش نقش انرژی در معادله های قدرت جهانی، نظریه های کلاسیک روابط بین الملل، ازجمله واقع گرایی تهاجمی، در تحلیل سیاست خارجی قدرت ها کاربرد بیشتری یافته اند. هم زمان مفهوم امنیت انرژی نیز به مؤلفه ای بنیادین در راهبردهای ژئوپلیتیک کشورها تبدیل شده است. در این نوشتار با بهره گیری از چارچوب مفهومی نوآورانه «واقع گرایی تهاجمی انرژی» که تلفیقی از مفروض های واقع گرایی تهاجمی و ابعاد چهارگانه امنیت انرژی (ژئولوژیک، اکولوژیک، ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک) است، به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که چگونه انقلاب شیل در آمریکا، به ویژه در سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ بر سیاست های تروئیکای گازی (ایران، روسیه و قطر) در خاورمیانه تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که انقلاب شیل آمریکا موجب تضعیف سیاست خارجی تهاجم محور ایران و روسیه و تقویت محور قطر و ترکیه در غرب آسیا شده است. در این مقاله با استفاده از روش ترکیبی، شامل کمی و کیفی، رویکرد توصیفی تبیینی برای آزمون فرضیه در نظر گرفته شده است. داده ها نیز از دو منبع کتابخانه ای اولیه، شامل اسناد و گزارش های سازمان های انرژی، و ثانویه، مشتمل بر کتاب ها و مقاله ها گردآوری شده اند. تحلیل و داوری این داده ها هم به روش استدلال قیاسی استقرائی مبتنی بر چارچوب مفهومی ابداعی «واقع گرایی تهاجمی انرژی» صورت گرفته است.
تحلیل تأثیر رقابت سیاسی و اقتصادی ایالات متحده، چین و روسیه بر جایگاه منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه در افق 2030(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
195 - 217
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تأثیر رقابت سیاسی و اقتصادی سه قدرت جهانی- آمریکا، چین و روسیه- بر جایگاه منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه در افق 2030 می پردازد.رقابت فزاینده این قدرت ها درعرصه های ژئوپلیتیکی،اقتصادی و امنیتی،ساختار نظم منطقه ای در خاورمیانه (غرب آسیا) رابه طور چشمگیری تحت تأثیرقرارداده و تحولات نوینی رادرمعادلات قدرت رقم زده است. دراین میان، ایران به دلیل موقعیت راهبردی،منابع غنی انرژی وظرفیت های ژئواستراتژیک خود، به یکی از محورهای مهم تعامل و تقابل این رقابت ها تبدیل شده است. پرسش اصلی تحقیق آنست که این رقابت جهانی چه تأثیری برجایگاه منطقه ای ایران درخاورمیانه تاسال 2030 خواهد داشت؟ فرضیه مطرح شده درمقاله اینست که تداوم وتشدید رقابت میان آمریکا،چین و روسیه می تواندبه شکل گیری فرصت هاوتهدیدهای تازه ای برای ایران منجر شود؛به گونه ای که بااتخاذ سیاست خارجی فعال،متوازن وچندجانبه گرا،ایران قادرخواهدبودضمن بهره گیری ازفرصت ها،مخاطرات رانیز مدیریت کرده وموقعیت منطقه ای خودراارتقادهد.پژوهش حاضر بابهره گیری ازروش توصیفی–تحلیلی ومبتنی بر داده های راهبردی، به بررسی ابعاد مختلف این رقابت پرداخته و تأثیر آن بر سیاست خارجی و جایگاه منطقه ای ایران را در بستر خاورمیانه واکاوی می کند. یافته ها حاکی از آن است که جهت گیری قدرت های بزرگ نسبت به ایران، تابع منافع ژئوپلیتیکی و تغییرات نظم جهانی است و نقش ایران در این فرآیند وابسته به کنش گری هوشمندانه آن خواهد بود.
تحلیل آینده نگرانه حکمرانی خدمات بیمارستانی نظامی در ایران: چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
99 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف: شبکه بیمارستان های نظامی مأموریت چندگانه و راهبردی همچون پشتیبانی از مأموریت نیروهای نظامی در راستای تأمین امنیت ملی را بر عهده دارند. هدف تحقیق حاضر، تحلیل آینده نگرانه حکمرانی خدمات بیمارستانی نظامی در ایران بوده است.
روش ها: در این پژوهش کیفی، 17 شرکت کننده در تخصص های مختلف به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. مصاحبه ها تا زمان رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه یافت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل موضوعی شش گامی براون و کلارک با رویکرد استقرایی بهره گرفته شد.
یافته ها: نتایج در قالب دو مضمون اصلی چالش ها (فقدان تفکر سیستمی، عدم پایش منظم سلامت کارکنان، توسعه غیرمنسجم بیمارستان ها، داشتن نگاه تجاری به بیمارستان ها، زنجیره تأمین ناپایدار بیمارستان ها در شرایط بحرانی) و راهکارها (تشکیل شبکه خدمات یکپارچه سلامت نظامی ایران، خرید مراقبت های بهداشتی اولیه، اصلاح ساختار بیمه سلامت نیروهای مسلح، تعیین شاخص های اختصاصی برای ارزشیابی بیمارستان ها، استفاده از خدمات درمانی و آموزشی مراکز غیرنظامی) دسته بندی شد.
نتیجه گیری : توجه به چالش های شناسایی شده و اجرای راهکارهای پیشنهادشده، می تواند بیمارستان های نظامی را برای اجرای مأموریت های خطیر تعریف شده در وضعیت مطلوبی از چابکی و آمادگی عملیاتی قرار دهد. سیستم سلامت نظامی ایران با انجام تدریجی و مبتنی بر شواهد این اصلاحات، می تواند در افق زمانی میان مدت و بلندمدت به عنوان الگویی کارآمد از خدمات سلامت نظامی مطرح گردد
سناریوهای کاشت ریزتراشه برای سربازان در افق 1414(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
153 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف : میدان نبرد امروزی به تصمیم گیری های سریع و دقیق حیاتی در میدان نیاز دارد. کاشت ریزتراشه در بدن سربازان امکان حضور مؤثر در این مکان ها را فراهم می آورد. اما توسعه آن با عدم قطعیت های همراه است. شناسایی سناریوهای ده سال آینده این فناوری به احصاء عدم قطعیت های آینده آن می پردازد. روش ها : روش سناریونویسی پیتر شوارتز استفاده شده است. این کار با کمک روش های تحلیل محتوی قراردادی، ماتریس تحلیلی شبکه اثرات و عدم قطعیت و روایتگری صورت گرفته است و از روش سناریو، برای مجموعه این روش ها، به عنوان حلقه اتصال جریان کار استفاده شده است. یافته ها : «پذیرش اعتماد و عمومی» و «باورهای فرهنگی - مذهبی» به عنوان عناصر دارای عدم قطعیت بحرانی شناخته شده اند که فضای آینده کاشت ریزتراشه برای سربازان را تحت تأثیر قرار می دهند و بر اساس این دو عدم قطعیت بحرانی، چهار سناریو روایت شده است. نتیجه گیری ها: این پژوهش اطلاعات راهبردی پیرامون کاربرد کاشت ریزتراشه را برای نیروی نظامی به منظور آگاه سازی سیاست گذاران فراهم آورده است تا ضمن ارتقا آگاهی دست اندرکاران این حوزه، اقدامات لازم برای بهبود کیفیت سیاست گذاری صورت گیرد.
آینده نگاری راهبردی اقتصاد با تأکید بر بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (مُد ظلّه العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند سال اخیر رهبر معظم انقلاب با طرح اقتصاد مقاومتی یک آینده نگاری راهبردی اقتصادی ارائه داشته اند. ایشان فرمودند. عملکرد ضعیف اقتصاد، کشور را از بیرون و درون دچار چالش می کند. چالش بیرونی تحریم است که در صورت اصلاح مشکل درونی، کم خواهد شد. با توجه به این موضوع در این مطالعه با استفاده از مدل رگرسیون فازی تاثیر این چالش ها را بر ضعیف و یا قوی کردن اقتصاد بررسی شد. جامعه آماری تحقیق در ارتباط با بیانیه گام دوم انقلاب طی سال های 1357 تا 1399 در نظر گرفته شده است. نتایج نشان می دهند که واردات، بیکاری، وابستگی به درآمد های نفتی، تحریم ها، نابرابری درآمد، افزایش اندازه دولت در اقتصاد، تورم و کاهش استفاده از جمعیت فعال از جمله عواملی هستند که به ترتیب بر تضعیف اقتصاد تاثیر بسیار زیادی دارند. همچنین چالش های مذکور پس از سال 1390 تاثیر قابل توجه ای بر رشد اقتصادی گذاشته اند.که در صورت بکارگیری سیاست های مناسب و اجرای صحیح آنها در راستای بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی که مورد تاکید حضرت امام خامنه ای است. پهنای راست رشد اقتصادی نسبت به روند فعلی افزایش قابل توجهی خواهد داشت و اقتصاد قوی خواهد شد. نتیجه کلی این مطالعه آن است که درونی کردن اقتصاد یک آینده نگاری راهبردی در اقتصاد ارائه می کند که علاوه بر نسل فعلی، نسل های آینده را از گزند آسیب های اقتصادی در امان دارد.
جایگاه بریکس در سیاست خارجی گفتمان انقلاب اسلامی ایران؛ چالش ها و ضرورت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بریکس نام گروهی از کشورها به رهبری قدرت های اقتصادی برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی نوظهور است. یکی از موضوعات مهم در خصوص بریکس، نقش و جایگاه آن در سیاست خارجی گفتمان انقلاب اسلامی ایران است؛ اینکه نقش و جایگاه بریکس در سیاست خارجی گفتمان اسلامی ایران و چالش ها و ضرورت های همکاری ایران با بریکس چیست؟ این مقاله توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی سؤال مورد اشاره پرداخته است. یافته ها بر این امر دلالت دارد که افزایش قدرت مانور در صحنه جهانی با توجه به بروز و ظهور چندجانبه گرایی جهت جلوگیری از اجماع جهانی علیه منافع و امنیت ملی کشور امکان همگرایی با قدرت های رقیب قدرت هژمون، نیاز قدرت های نوظهور اقتصادی به انرژی و بازار و حوزه نفوذ ایران در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، موقعیت ویژه ژئوپلیتیکی ایران به عنوان نقطه تلاقی آسیای غربی، قفقاز و آسیای مرکزی و آسیای جنوبی و خاورمیانه و اروپا از مهم ترین دلایلی اهمیت جایگاه بریکس در سیاست خارجی گفتمان اسلامی ایران است. ایران برای استفاده از ظرفیت های بریکس به عنوان یکی از نهادهای نوظهور بین المللی که در راستای گذار از نظام تک قطبی به نظام چندقطبی سیاسی و اقتصادی نیازمند رشد اقتصادی و تولید است.
پیامدهای دفاعی – امنیتی عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی بر جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
69 - 104
حوزههای تخصصی:
منطقه جنوب غرب آسیا طی سالیان اخیر دستخوش تحولات مهم ژئوپلیتیکی بوده است. برخی کشورهای عربی تحت تأثیر عوامل مختلفی همچون ناسیونالیسم عربی، بحران های داخلی و منطقه ای، توازن قوا در منطقه، مسائل هویتی، وقوع انقلاب اسلامی ایران، شکل گیری ناآرامی های عربی از سال 2011 و در نهایت توافق هسته ای ایران با کشورهای 1+5 موسوم به برجام، همواره مواضع مختلفی مقابل رژیم صهیونیستی داشته اند که نشئت گرفته از منافع ملی آن هاست. با توجه به مناقشه بنیادینی که از زمان تشکیل رژیم صهیونیستی در سال 1948 میان اعراب و رژیم صهیونیستی وجود داشته است، عادی سازی روابط آن ها، از همان پیمان صلح مصر با رژیم صهیونیستی در سال ،1978 اهمیت یافته است.این پژوهش با روش ترکیبی یعنی توصیفی- تحلیلی و کتابخانه ای و همچنین تحلیل نرم افزاری به بررسی و کشف برخی از پیامدهای عادی سازی رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی پرداخته است . سؤال اصلی پژوهش این است که عوامل مؤثر بر تحقق عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با عربستان سعودی چیست؟ و چه پیامد های دفاعی - امنیتی بر ج.ا.ایران دارد؟ یافته های تحقیق نشان می دهد، حضور و نفوذ رژیم صهیونیستی در کشور عربستان سعودی در راستای تحقق اهداف این رژیم و بر اساس دکترین پیرامونی بن گورین در منطقه می باشد که می تواند پیامدهای دفاعی و امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران در بر داشته باشد.
رقابت چین و آمریکا در بسترساختار ژئواکونومیک نظام بین الملل (2023-2010)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختار نظام بین الملل بعد از جنگ جهانی دوم در حال تکامل بوده است. یکی از وجوه اضافه شده به مؤلفه های ساختار نظام در طول دهه های اخیر اقتصاد بوده که از طریق پیوند با موضوعات استراتژیک و مؤلفه های جغرافیایی در قالب ژئواکونومی بروز و ظهور یافته است. بنابراین بخشی از روندها و دینامیسم های قدرت در ساختار کنونی نظام بین الملل بر اساس متغیرهای ژئواکونومیک توسعه می یابند. لذا، فهم ماهیت و ارزیابی مکانیزم عملکرد این متغیرها به وضوح می تواند به فهم رفتار دولت ها و به ویژه قدرت های بزرگ در چارچوب ساختار نظام بین الملل کمک کند. بر این اساس مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که چه متغیرهایی در ساختار ژئواکونومیک نظام بین الملل مؤثر هستند؟ در پاسخ فرضیه بر این امر استوار است که متغیرهای نه گانه سیاست های پولی و مالی، تجارت بین المللی، تولید، سرمایه گذاری، نظام تحریم ها، دیجیتالی سازی، کمک های اقتصادی خارجی، حمل و نقل و لجستیک و درنهایت تأمین، انتقال و امنیت انرژی مکانیزم اثرگذاری ساختار ژئواکونومیک نظام بین الملل را تشکیل می دهند. با هدف ارزیابی این متغیرها، رقابت چین و آمریکا در بستر ساختار ژئواکونومیک در بازه زمانی مذکور مورد ارزیابی قرار گرفته و یافته های پژوهش اثبات می کند که این رقابت با توسعه در حوزه ژئواکونومی، به بازخوردهای ژئوپلیتیکی رسیده که بازتولید این بازخوردها در حوزه ژئواکونومی، نظم جدید ژئواکونومیکی ساختار نظام بین الملل را می سازد.
واسازی دال های گفتمانی اصلاح طلبان در ادبیات رسانه ای اصوالگرایان جمهوری اسلامی ایران (از سال 1388 تا 1402)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با استفاده از چارچوب نظری لاکلائو و موفه، به تحلیل واسازی دال های گفتمانی اصلاح طلبان (مانند توسعه سیاسی، دموکراسی، جامعه مدنی) در رسانه های اصولگرای ایران از سال ۱۳۸۸ تاکنون می پردازد. هدف اصلی، کشف سازوکارهای گفتمانی اصولگرایان برای مشروعیت زدایی از رقیب و تثبیت هژمونی خود است. با روش تحلیل گفتمان پسا-ساختارگرا، ۲۶ مقاله رسانه های اصولگرا (نظیر کیهان، تسنیم، فارس) به روش نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع و شدت انتخاب شد. داده ها با تمرکز بر مفاهیمی مانند دال مرکزی، دال شناور، ضدیت و اسطوره سازی سیاسی، تا رسیدن به اشباع نظری تحلیل گردید. اصولگرایان با شش سازوکار کلیدی به واسازی گفتمان اصلاح طلبی پرداخته اند؛ نفاق پیشگی: استفاده ابزاری از مفاهیمی مانند حقوق زنان بدون پیوند ساختاری؛ براندازی نرم: تصویرسازی اصلاح طلبان به عنوان عاملان انقلاب مخملی پس از ۱۳۸۸؛ خیانت به نظام سیاسی: اتهام همکاری با نهادهای خارجی؛ سکولاریسم پنهان: تقلیل گفتمان اصلاح طلبی به اسلام آمریکایی؛ اشرافی گری:اتکا به بورژوازی و غفلت از محرومان؛ آنمی گفتمانی: بی ثباتی پارادایمی و فقدان مانیفست منسجم. تمایز این پژوهش در تمرکز بر بازنمایی رسانه ای گفتمان رقیب است، برخلاف مطالعات پیشین که صرفاً به تقابل مستقیم گفتمان ها پرداخته اند. این رویکرد، نقش محوری رسانه ها را در نزاع هژمونیک پس از بحران ۱۳۸۸ آشکار می سازد. اصولگرایان با تثبیت دال مرکزی «ولایت فقیه» و پیوند زدن دال های شناور اصلاح طلبان به مفاهیمی مانند غرب زدگی، نه تنها به مشروعیت زدایی از رقیب پرداخته اند، بلکه هژمونی گفتمان خود را تقویت کرده اند. این فرآیند، مرزهای ضدیتی را در فضای سیاسی ایران عمیق تر ساخته است.
تحلیل جهت گیری تلویزیون ایران اینترنشنال در باره ناآرامی های پاییز 1401: مطالعه موردی میزگردها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
125 - 152
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل گفتمان تلویزیون فارسی زبان ایران اینترنشنال در بازنمایی ناآرامی ها و اعتراضات پاییز در ایران می پردازد. هدف اصلی این است که مشخص شود این شبکه از چه نوع گفتمانی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و کنترل اذهان مخاطبان خود استفاده کرده است. همچنین، مقاله به بررسی شگردها و استراتژی های زبانی و معنایی به کارگرفته شده توسط ایران اینترنشنال بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی می پردازد. روش تحقیق، تحلیل گفتمان انتقادی تئون ون دایک است و شش برنامه گفت وگومحور و میزگرد زنده این شبکه در پوشش حوادث شهریور 1401تحلیل شده اند. نمونه گیری به روش غیرتصادفی هدفمند انجام شده و چارچوب نظری از نظریه بازنمایی برگرفته شده است. نتایج نشان می دهد که این شبکه بر ناکارآمد جلوه دادن و بحرانی توصیف کردن فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران تمرکز کرده و گفتمان "براندازی نظام و سقوط جمهوری اسلامی ایران" را به عنوان راهکار اصلی معرفی می کند. تقابل میان مردم و حاکمیت، سرکوب توسط نیروهای امنیتی و بی توجهی به آزادی های سیاسی و مدنی، گزاره های محوری گفتمان این شبکه بوده اند. ایران اینترنشنال با برجسته سازی غرب و به ویژه ایالات متحده آمریکا به عنوان ناجی، به دنبال بحرانی سازی وضعیت موجود و معرفی ایران به عنوان تهدیدی بین المللی و منطقه ای است.
سیاست گذاری توسعه صنعتی و هزینه مبادله سیاسی در ایران (1357-1340)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رابطه توأمان و پیچیده بازارهای سیاسی با تداوم رشد اقتصادی در بلندمدت می پردازد. درگذشته بسیاری از محققان معتقد بودند توسعه اقتصادی هیچ گونه تناسبی با ترتیبات سیاسی ندارد؛ اما امروزه دست بالای سیاست، در تعیین قواعد بازی باعث توجه بسیاری از پژوهشگران توسعه به مناسبات سیاسی و پیامدهای آن بر رشد اقتصادی در بلندت مدت شده است. در همین راستا این پژوهش با اولویت بخشیدن به رجحان سیاست در توسعه اقتصادی، این سؤال را مطرح می کند که باوجود گام های اولیه ایران به سمت توسعه در دهه ۱۳۴۰ چرا برنامه های توسعه اقتصادی در دوره پهلوی نهایتاً با شکست مواجه شد؟ فرضیه ای که دراین خصوص بیان می شود با استفاده از ادبیات نهادگرایی جدید ازاین قرار است که هزینه مبادله بالای سیاست در سال های پایانی پهلوی دوم باعث شد تا برنامه توسعه اقتصادی در بلندمدت با شکست مواجه شود. استدلال خواهیم کرد که در دهه ۵۰ بازارهای سیاسی در تضاد با دهه ۴۰ چگونه مانع همکاری کارگزاران دولت با بخش خصوصی شدند. آنها با اجرای ناقص توافقات، اطلاعات نامتقارن و دگردیسی در مدل های ذهنی سبب شدند تا رشد اقتصادی تداوم نیابد. روش این مقاله ردیابی فرآیند و شیوه گردآوری داده ها به صورت اسنادی و بر اساس منابع کتابخانه ای خواهد بود.