مقالات
حوزههای تخصصی:
دانشگاه ها مبتنی بر ارزش های زیربنایی مکاتب خاصی شکل گرفته اند و هر مکتبی، شاخصه هایی را برای دانشگاه مطلوب خود دارد. هدف این پژوهش کیفی، شناسایی مؤلفه های اعتبارسنجی دانشگاهی بر اساس آرای امام خمینی& بوده که با به کارگیری تحلیل مضمون نظریه مبنا، به تحلیل سخنان امام& پرداخته است. از بررسی ادبیات تخصصی حوزه اعتبارسنجی، 7 مؤلفه اصلی شامل «مدیریت برنامه درسی»، «محتوای برنامه درسی»، «هیئت علمی»، «دانشجو»، «خدمات و پشتیبانی»، «دانش آموخته» و «پژوهش و تعاملات علمی و عملی» حاصل شد و از تحلیل صحیفه امام&، 80 زیرمؤلفه استخراج گردید. عوامل مربوط به محتوا و مدیریت برنامه درسی بیش از سایرین مورد توجه امام& قرار داشته و مؤلفه های «لزوم تحصیل هم زمان علم» و «شناخت و خنثی سازی فتنه دشمنان و جلوگیری از نفوذ آنها» نیز پرتکرارترین ملاک های اعتبارسنجی بوده است. با ادغام الگوی به دست آمده با الگوهای موجود، می توان الگوی اعتبارسنجی دانشگاهی مطلوب را ارائه نمود.
بازکاوی دیدگاه آیت الله العظمی خامنه ای درباره مفهوم مرجعیت علمی در حوزه علم و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کیفی بیانات مقام معظم رهبری درباره مرجعیت علمی در حوزه علم و فناوری، در بازه زمانی سال های ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۲ انجام شده است. این مطالعه با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی و بر اساس الگوی گرانهایم و لوندمن (2004) انجام پذیرفت. داده ها از میان ۳۰ سخنرانی منتخب از بین ۷۴ سخنرانی موجود، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و از طریق کدگذاری باز، طبقه بندی و تحلیل شدند. نتایج حاصل، در قالب یازده تم اصلی دسته بندی شد که عبارت اند از: شکوفایی استعدادهای جوانان در مسیر پیشرفت علمی؛ فعال سازی و شکوفاسازی ظرفیت های علمی کشور؛ گسترش دانش سودمند و مسئله محور؛ هدایت هدفمند تحقیقات و سیاست گذاری پژوهشی؛ پاسخ گویی به نیازها و مسائل اساسی کشور از مسیر علم؛ ثروت آفرینی علمی و تقویت اقتصاد دانش بنیان؛ بسترسازی علمی برای توسعه کیفی کشور؛ ترویج علم اثرگذار اجتماعی؛ تحول و ارتقاء علوم انسانی مبتنی بر مبانی اسلامی؛ سرآمدی علمی در تراز جهانی و رقابت بین المللی؛ و پایه گذاری تمدن نوین اسلامی مبتنی بر علم و فناوری. هر یک از این تم ها، شامل طبقات فرعی متعددی هستند که در مجموع، بازتاب دهنده ی منظومه فکری و راهبردی رهبر معظم انقلاب در راستای تحقق مرجعیت علمی جمهوری اسلامی ایران می باشند.
مدل سازی پارادایمیِ فتنه 1401 در جمهوری اسلامی ایران با رویکرد تمدنی مبتنی بر راهبرد گراندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مدل سازیِ پارادیمی اغتشاشات 1401 در ایران با رویکرد تمدنی و مبتنی بر راهبرد گراندد تئوری است. این پژوهش به لحاظ فلسفی، در پارادایم تفسیری و به لحاظ روشی، در پارادایم کیفی قرار می گیرد. برای گردآوری داده ها با 19 نفر از خبرگان علوم سیاسی و انقلاب اسلامی مصاحبه انجام شد. در نهایت با روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی، 51 کد باز در هفت مقوله شناسایی و در قالب مدل پارادایمی، مدل سازی شد. بر اساس یافته های این پژوهش، «انقلاب اسلامی زمینه ساز ظهور تمدن بزرگ اسلامی» به عنوان «مقوله محوری» شناسایی شد. همچنین «مواجهه تمدنی انقلاب اسلامی و غرب» به عنوان «شرایط علّی»؛ «شیوع سبک زندگی غربی» و «ضعف رویکرد الهی در نظام تعلیم و تربیت» به عنوان «شرایط مداخله گر»؛ «کژکارکردهای حکمرانی» به عنوان «شرایط زمینه ای»؛ «راهبردهای حکمرانی مبنا» به عنوان «راهبردها»؛ و «استحکام ساخت درونی نظام» به عنوان «پیامدها» احصا شد.
بررسی آثار منتقدان نقش و جایگاه امام خمینی (ره) در رهبری و وقوع انقلاب اسلامی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی و نقد دیدگاه های برخی نویسندگان انقلاب در خصوص نقش و جایگاه امام خمینی در رهبری و وقوع انقلاب اسلامی در ایران است. یافته های پژوهش نشان می دهد، این نویسندگان چه ساختارگرایان و چه باورمندان به اهمیت ایدئولوژی با طرح ادعاهایی غیر مستند، سعی داشتند نقش امام خمینی را کم رنگ و بیانات ایشان را خطاب به مردم ایران در خصوص تشکیل و نحوه اداره حکومت اسلامی طرح شده، به عنوان جایگزین نظام سلطنتی مبهم و غیر شفاف جلوه دهند. آنان معتقدند اگرچه توسعه نامتوازن، انسداد سیاسی، ضعف شاه در مواجهه با ناآرامی ها و بی عملی آمریکا در حمایت از شاه در پیروزی انقلاب اسلامی ایران موثر بوده است، اما سازش ناپذیری، هوش سیاسی و از همه مهم تر استفاده امام از ایدئولوژی شیعه به عنوان ایدئولوژی بسیج گر موجب شد راه برای رهبری ایشان و در نهایت پیروزی انقلاب هموار شود. این پژوهش به روش تاریخی و شیوه توصیفی تحلیلی به نگارش درآمده است.
مبانی فکری مقام معظم رهبری در مشروعیت مؤلفه های اصلی نظام سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های کلیدی در باب مشروعیت نظام سیاسی، به مبانی مطرح شده از سوی دانشمندان در این خصوص مرتبط است. این سؤال ذیل نظریات مقام معظم رهبری به عنوان یکی از اندیشمندان سیاسی معاصر نیز مطرح است که، مبانی ایشان در این حوزه، چه مؤلفه هایی را در بر گرفته و در کنار آن بر پایه استناد به کدام منبع فقهی بیان شده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، مبانی فکری ایشان را ذیل سه مؤلفه اصلیِ مدل، ساختار و عملکرد کارگزاران نظام سیاسی قابل تجمیع می داند. مبانی فکری ایشان در تحقق مدل نظام سیاسی، اجتهاد پویا و فقه نظام ساز را شامل می شود؛ که پس از ارائه الگوی نظام مشروع توسط فقه، لزوم نفی طاغوت و مشروعیت کنشگری مردم را نیز با خود به همراه دارد. در ذیل مشروعیت ساختار نظام سیاسی، ولایت فقیه رکن اصیل نظام سیاسی و عامل مشروعیت دیگر ارکان نظام است. مؤلفه عملکرد کارگزاران نیز دارای سه مبنا و ضابطه وجوب حفظ نظام، عدالت گرایی و کارآمدی در راستای مشروعیت بخشی به عملکرد کارگزاران محسوب می شود.
نقش دیپلماسی حکیمانه در ارتقای جایگاه و مقبولیت جمهوری اسلامی ایران در عراق پساصدام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فروپاشی رژیم بعثی عراق و قدرت گیری روزافزون شیعیان در صحنه عراق، فرصتی را برای جمهوری اسلامی مهیا ساخت تا تهران بتواند با استفاده از ظرفیت های قدرت نرم و سخت خود، نقش به سزایی در تثبیت ساختار قدرت و تضمین بقا و امنیت سرزمینی عراق ایفاء کند که این امر باعث افزایش منزلت و مقبولیت بالای تهران در افکار عمومی منطقه از جمله عراق شده است. لذا سؤال اصلی این است که دیپلماسی هوشمندانه جمهوری اسلامی ایران چه بازتابی بر ارتقای جایگاه و مقبولیت آن در عراق پساصدام داشته است؟ فرضیه مقاله این است که در پی فروپاشی رژیم صدام در عراق و قدرت یابی شیعیان در این کشور، جمهوری اسلامی ایران در تلاش است تا با به کارگیری دیپلماسی هوشمندانه و تقویت مناسبات و همکاری های فرهنگی، اقتصادی و امنیتی با بغداد، ضمن حفظ و تقویت جایگاه شیعیان در معادلات عراق، به افزایش مقبولیت خود در این کشور مبادرت ورزد که این امر می تواند کمک شایانی به تعمیق تفکر مقاومت در منطقه و شکل گیری معادلات قدرت به نفع تهران و هم پیمانان آن در منطقه نماید. برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیلِ کیفی استفاده شده است.
بررسی تطبیقی عملکرد سازمان ملل متحد و جنبش عدم تعهد در جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجاوز عراق به ایران که به تشویق آمریکا و حمایت برخی دولت ها آغاز شد، فارغ از آثار ویرانگر در حوزه های مختلف، عرصه ای برای ارزیابی در خصوص عملکرد سازمان های بین المللی از جمله سازمان ملل و جنبش عدم تعهد بود. هدف این مقاله که به روش توصیفی–تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای تدوین گردیده، ارزیابی تطبیقی عملکرد سازمان ملل و جنبش عدم تعهد در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران است. سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از اینکه عملکرد این دو سازمان در طول جنگ تحمیلی چگونه بوده است؟ نتیجه کلی پژوهش بیانگر این واقعیت است که سازمان ملل به دلیل وابستگی به قدرت های بزرگ و جنبش عدم تعهد به دلیل ناهمگونی اعضا، در جریان جنگ تحمیلی، نتوانستند به وظیفه ذاتی خود عمل کنند و البته سازمان ملل نقش غیر سازنده تری نسبت به جنبش عدم تعهد در جریان جنگ تحمیلی داشته است.
بررسی عملکرد مدارس غیر دولتی دوره پهلوی دوم بر شکل گیری انقلاب اسلامی ایران (مطالعه موردی مدرسه احمدیه اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب ها، صرف نظر از ماهیتشان، ریشه در بسترهای گوناگونی دارند که عمده آنها در طول زمان شکل می گیرند. از آنجا که زمان، متغیر محوری در هر انقلاب است، این پدیده ماهیتی تاریخی دارد. هیچ رویداد تاریخی به طور ناگهانی و بدون زمینه ها و عوامل متعدد شکل نمی گیرد. برای درک دقیق دلایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، نیازمند پذیرش همین سازوکار تاریخی هستیم. باتوجه به حضور بسیاری از نقش آفرینان و فعالان آن دوران، بررسی خاطرات ایشان و تحلیل رویدادها از زوایای مختلف می تواند در شناخت عمیق تر ماهیت انقلاب و عوامل مؤثر در وقوع آن راهگشا باشد. هدف اصلی این مقاله، بررسی عملکرد فرهنگی مدرسه احمدیه و نقش آن در سازمان دهی رویدادهای منجر به انقلاب اسلامی است. روش تحقیق عمدتاً بر مبنای مراجعه به اسناد شفاهی و مصاحبه با فعالان این حوزه استوار است. این پژوهش که بر اساس بررسی عملکرد یکی از مدارس غیردولتی در اصفهان انجام شده، نشان می دهد که زمینه سازی برای تغییرات مبتنی بر آموزه های اسلامی و ایجاد روحیه انقلابی، حداقل از 15 سال قبل از انقلاب اسلامی توسط بخشی از مذهبی ها آغاز شده بود. بنابراین، تحلیل هایی که نقش عوامل بیگانه یا فرصت طلبی روحانیت در مصادره انقلاب را پررنگ می کنند، چندان دقیق و واقع بینانه به نظر نمی رسند.