ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۳ مورد.
۱۲۱.

ارتقای روش مدلسازی عامل بنیان از آشوب های اجتماعی با تمرکز بر مشروعیت حکومت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آشوب اجتماعی مدل سازی مدل سازی عامل بنیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۲
مطالعه آشوب های اجتماعی از منظرهای گوناگون، دغدغه جامعه اطلاعاتی است. هدف از این مطالعات، ادراک چرایی و عوامل زمینه ساز برای کنترل و دستیبابی به قدرت پیش بینی آنهاست. مدل اپستین، مقبول ترین مدل عامل بنیان برای مدلسازی آشوب اجتماعی است که از زمان ارائه تاکنون، ارتقاهایی متعددی یافته است. در این مقاله ابتدا یک مرور جامع بر تمام کارهایی که این مدل را ارتقا داده اند خواهیم داشت. سپس ارتقای مدنظر روی مدل شرح داده شده و خروجی مدل پیاده سازی شده بررسی خواهد شد. نتایج مدل سازی در این پژوهش، نشان می دهد مهم ترین پارامتر در کاهش تعداد معترضان فعال و زندانی ها، پارامتر مشروعیت حکومت است. همچنین، در مدل سازی دیده شد که با ارتقای مدل اپستین و تغییر متناوب و پیوسته پارامتر میزان مشروعیت از مقدار 0 تا 1 و بطور معکوس تعداد افراد آرام وغیرمعترض به بیشترین تعداد خواهد رسید لذا با تمرکز بر این پارامتر، میتوان مدیریت کلان لازم را در مواجه با صحنه آشوب، اعمال نمود
۱۲۲.

دیپلماسی رسانه ای ترکیه و بسط هویت نوعثمانی گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیپلماسی رسانه ای نوعثمانی گرایی هویت تمدن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۴
در عصر حاضر، رسانه های نوین به ابزاری قدرتمند برای بازنمایی هویت و نفوذ در افکار عمومی تبدیل شده اند. ترکیه به عنوان بازیگری فعال در عرصه بین الملل، از این ابزار به طور هوشمندانه ای در فضای سیاست خارجی و برای جلب توجه میان مخاطبان جهانی خود استفاده می کند. رشد چشمگیر رسانه های ترکیه در سال های اخیر، سوالاتی را در مورد اهداف و پیامدهای این پدیده برای ثبات و امنیت منطقه ای به وجود آورده است(مسئله). یکی از پیامدهای مهم این روند، تلاش کشور ترکیه و حزب و عدالت و توسعه به ویژه، برای بسط هویت نوعثمانی گرایی به مثابه عنصری تمدنی در داخل قلمرو حکمرانی خود و در میان جوامع مسلمان (ویژه در قلمرو حکومت عثمانی) است. نوعثمانی گرایی جریانی سیاسی-ایدئولوژیک است که به دنبال احیای امپراتوری عثمانی و گسترش نفوذ ترکیه در منطقه و جهان است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که دیپلماسی رسانه ای ترکیه چه کاربستی در بسط هویت نوعثمانی گرایی به عنوان عنصری موثر در بازتولید تمدنی پیدا می کند؟ به نظر می رسد (فرضیه) دیپلماسی رسانه ای ترکیه از طریق تصویرسازی از ترکیه به عنوان وارث امپراتوری عثمانی و برجسته کردن دستاوردهای تاریخی و تمدنی عثمانی در جهت بسط هویت نوعثمانی گرایی در سطح بین الملل عمل می کند. بررسی این فرضیه، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده خواهد شد. در این روش، محتوای رسانه های ترکیه شامل برنامه های خبری، فیلم ها و سریال ها مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد(روش). تحلیل داده ها این دستاورد را نشان داده اند که میان دیپلماسی رسانه ای ترکیه و هویت نوعثمانی گری، قوام بخشی متقابل برقرار است در نتیجه می توان گفت که رابطه معنادار این دو متغیر موجب شده است که ترکیه در دست یابی به اهداف تعریف شده در دیپلماسی رسانه ای خود کامیاب بوده است.
۱۲۳.

بی سرزمینی داعش و تاثیر آن بر محور مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بی سرزمینی داعش محور مقاومت جنگ چریکی جنگ اطلاعاتی شبکه های تروریستی امنیت منطقه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۷
این پژوهش به بررسی پیامدهای بی سرزمینی داعش و تأثیر آن بر محور مقاومت می پردازد. با سقوط خلافت داعش و از دست دادن پایگاه های سرزمینی، این گروه از یک نیروی متعارف به یک سازمان چریکی، غیرمتمرکز و فراملی تبدیل شد. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه بی سرزمینی داعش بر امنیت و راهبردهای محور مقاومت تأثیر گذاشته است؟ فرضیه پژوهش بر این اصل استوار است که بی سرزمینی داعش نه تنها موجب کاهش تهدیدات آن نشده، بلکه با تغییر مدل جنگی، تقویت جنگ اطلاعاتی و رسانه ای و گسترش شبکه های تروریستی در مناطق مختلف، چالشهای جدیدی را برای محور مقاومت ایجاد کرده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که داعش پس از از دست دادن قلمرو، تمرکز خود را بر حملات پراکنده، جنگ سایبری و تبلیغاتی، و ایجاد شاخه های فراملی در آفریقا، آسیای مرکزی و افغانستان گذاشته است. این تحولات موجب شده که محور مقاومت نیز استراتژیهای خود را تغییر داده و علاوه بر عملیاتهای نظامی، مقابله اطلاعاتی و رسانه ای را در اولویت قرار دهد. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی بوده و از منابع کتابخانه ای و اسناد مرتبط برای بررسی تحولات پس از بی سرزمینی داعش استفاده شده است.
۱۲۴.

از هوش مصنوعی تا هوش ارگانوئیدی در روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی هوش ارگانوئیدی روابط بین الملل امنیت بین الملل دیپلماسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۷
تحولات اخیر در حوزه هوش مصنوعی و هوش ارگانوئیدی تأثیرات عمیقی بر روابط بین الملل گذاشته اند، به گونه ای که دیپلماسی، امنیت، و حکمرانی جهانی را دگرگون ساخته اند. هوش مصنوعی با توانایی پردازش داده های عظیم و ارائه پیش بینی های راهبردی، به ابزاری حیاتی در عرصه سیاست و امنیت تبدیل شده است، در حالی که هوش ارگانوئیدی با شبیه سازی عملکرد مغز انسان، تحلیل های کیفی را ارتقا داده و محدودیت های هوش مصنوعی در درک پیچیدگی های انسانی را جبران می کند. این پیشرفت ها به کشورها امکان می دهد تا در مدیریت بحران ها، مذاکرات دیپلماتیک، و حتی درگیری های نظامی با دقت و سرعت بیشتری عمل کنند. با این حال، گسترش هوش غیرانسانی چالش های مهمی را نیز ایجاد کرده است، از جمله مسائل مربوط به مسئولیت پذیری در تصمیم گیری های خودکار، حفاظت از داده ها، و افزایش شکاف فناورانه بین کشورها که نیازمند تدوین چارچوب های حکمرانی جهانی است. علاوه بر این، وابستگی فزاینده به سیستم های هوشمند ممکن است حاکمیت ملی و استقلال تصمیم گیری دولت ها را تضعیف کند. این مقاله با رویکردی کیفی، نقش این فناوری ها را در حوزه روابط بین الملل بررسی می کند و با ارائه تحلیلی جامع، بر ضرورت درک تأثیرات این فناوری ها بر روابط بین الملل تأکید دارد و پیشنهاد می کند تحقیقات آینده باید بر تعادل بین کاربردهای راهبردی و ملاحظات اخلاقی تمرکز کنند تا استفاده مسئولانه از آن ها تضمین شود.
۱۲۵.

Analyzing Determinate Factors Affecting the Relations Between Islamic Republic of Iran and European Union (1979-2022) from the view point of discourse theory(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Islamic Republic of Iran Iran-EU relations Iranian revolution European union Discourse analysis Internal and External Factors

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۵
Talking about the history of relations between European countries and Iran dates back to the Safavid era. Almost from the beginning of the relations between Iran and Europe, the importance of dealing with a country with the geographical coordinates of Iran became apparent to all European leaders; This unparalleled importance led to a countless European departures toward Iran over the years and the history of Iran witnessed the presence and influence of European forces. The hypothesis of this article is that After the Islamic Revolution, the relations between the Islamic Republic of Iran and Europe have undergone significant changes, and the logic governing Iran-Europe relations has completely changed. In fact, it seems following the Islamic Revolution, the relationship between theses actors, entered a state where even changes in governments and policymakers, the occurrence of various influential events, and efforts by both sides to improve relations, did not lead to continual progress. This indicates the presence of a fundamental factor in Iran-Europe relations that has consistently weakened their interactions over the years. But What is this fundamental factor that transcends all changes and influences their relationship? By employing discourse analysis methodology, The findings of this article suggest that the primary factor affecting the improvement or deterioration of Iran-Europe relations is the different and often conflicting discourses of these international actors; which serves as the main structural element shaping their interactions. This basis factor, brings two additional categories of factors—domestic and external ones—that play a secondary role in shaping Iran-Europe relations.
۱۲۶.

بررسی نقش فناوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی در تحول مشارکت سیاسی جامعه ایران؛ فراترکیب تحلیل ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جامعه مدنی فناورهای نوین ارتباطی اطلاعاتی مشارکت سیاسی رسانه های نوین اینترنت حوزه عمومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۸
مشارکت سیاسی به عنوان یک ابرمفهوم ، ابعاد ،اشکال ،مشتقات و ملزومات فراوانی در دل خود جای داده است که در گروهها و افراد مختلف جامعه به نسبت شرایط فرهنگی،اجتماعی و فناورانه وضعیت و نمود متفاوت دارد. در این نوشتار با عنایت به متون و مقالات متعدد و با بهره گیری از روش فراترکیب(متاسنتز) و با نگاهی جامع و کلی، کیفیت وابعاد مختلف تاثیر فناوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی را بر اشکال ،ابعاد و مؤلفه های مشارکت سیاسی مورد بررسی قرار داده ایم. با غربالگری و عملیاتی سازی گامهای هفتگانه فراترکیب در نهایت 35 مقاله به عنوان جامعه آماری نهایی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نهایی حاصل از فراترکیب محتوا و نتایج متون منتخب جامعه آماری حاکی از این است که بین انواع رسانه ها و شبکه های اجتماعی مجازی مبتنی بر اینترنت و مشارکت سیاسی رابطه و همبستگی وجود دارد و میزان مشارکت سیاسی افزایش یافته است و انواع ،ابعاد و اشکال مشارکت سیاسی تحت تاثیر این فناویهای نوین دچار تحول شده است به طوریکه ما شاهد رشد اشکال مشارکت سیاسی نامتعارف،پنهان،غیر رسمی،آنلاین/مجازی(اشکال جدید مشارکت)و در مواردی افزایش مشارکت انتخاباتی(مشارکت سنتی و رسمی) هستیم .
۱۲۷.

صلح ابراهیم؛ پیشران ها و بازدارنده ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صلح ابراهیم پیشران ها بازدارنده ها آرمان فلسطین صهیونیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۵
تحقق یا عدم تحقق اهداف پدیده های سیاسی، حاصل برهم کنش میان پیشران ها و بازدارنده هایی است که در سطوح ساختاری، ادراکی و کارکردی عمل می کنند. پیمان ابراهیم نیز در چارچوب همین منطق قابل تحلیل است؛ به گونه ای که فشارهای ناشی از ساختار نظام بین الملل، ادراک نخبگان از تهدیدها و فرصت ها و ظرفیت های داخلی، به عنوان متغیرهای بنیادین، می توانند مسیر توافق را تسهیل یا با چالش رو به رو سازند. ازاین رو، پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش بنیادین است که: چه پیشران ها و بازدارنده هایی در روند شکل گیری و تحقق اهداف پیمان ابراهیم نقش داشته اند و این عوامل چگونه می توانند مسیر دستیابی به اهداف طراحی شده را تسهیل یا با مانع مواجه سازند؟ این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و نمونه گیری گلوله برفی گردآوری و با نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. در نهایت، ۹۱ مضمون پایه و ۱۸ مضمون سازمان دهنده در قالب دو مضمون فراگیر «پیشران ها» و «بازدارنده ها» شناسایی شد. یافته ها نشان می دهد که حمایت حداکثری ایالات متحده آمریکا و لابی های صهیونیستی نقش پیشران و تسهیلگر دارند، در نقطه مقابل، آرمان فلسطین و انزوای هویتی و ماهیت ظالمانه و استکباری رژیم صهیونیستی، موانع اصلی در مسیر تحقق اهداف این پیمان هستند.
۱۲۸.

آینده پژوهی وضعیت محیطی (امینی- دفاعی) دو کشور ایران و عراق در نظام امنیت منطقه ای غرب آسیا (2035- 2025)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی سناریو سازی امنیت نظام منطقه ای موازنه قدرت هژمون منطقه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۳
یکی از اصلی ترین موضوعاتی که از منظر مطالعات استراتژیک،توجه قاطبه تحلیل گران را معطوب به خود نموده، تحلیل شرایط ، جایگاه و وضعیت محیطی(امنیتی- دفاعی) دو کشور جمهوری اسلامی ایران و عراق در نظام امنیت منطقه ای غرب آسیا دردهه ی پیش روی خواهد بود.پژوهش حاضر با نگاهی بدیع و آینده پژوهانه ،از نوع آینده پژوهی(کاربردی)، با روش سناریو نویسی ، به شیوه ی کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی تدوین و طراحی شده است. سوال این است که ،جایگاه وضعیت محیطی (دفاعی – امنیتی)دو کشور ایران و عراق درمحیط منطقه ای غرب آسیا در دهه ی پیش روی به کدام سمت و سوی سوق پیدا خواهد کرد ؟بنظر می رسد که جایگاه محیطی دو کشور ایران و عراق در نظام منطقه ای غرب آسیا در دهه ی پیش روی متفاوت از هم خواهد بود. زیرا استراتژی و اهداف طراحی شده دو کشور در محیط منطقه ای متفاوت و متضاد است. یافته ها ی پژوهش حاضر نشان می دهند که ترتیبات محیطی( دفاعی – امنیتی) در دهه ی پیش روی در منطقه ی غرب آسیا از چهار الگوی (ثبات هژمونیک ، مشارکتی ، موازنه قدرت ، هژمون منطقه ای )پیروی میکند. ایران با توجه به منافع ، مولفه ها و جایگاهی که در منطقه دارد، هدف غایی خود را با طراحی استراتژی و راهبردهای متفاوت(حذف رقبای منطقه ای و بین المللی)،رسیدن به هژمون منطقه ای(سناریوی دوم) طراحی نموده است. عراق هم با توجه منافع ، مولفه های موجود و جایگاه خود ، در پی الگوی مشارکتی و تا حدودی توازن قدرت( سناریوی عراق منسجم و فدرالیسم)است.
۱۲۹.

رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به آفریقا

کلیدواژه‌ها: سیاست خارجی افریقا ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۱۸
این مقاله در نظر دارد ضمن تبیین ظرفیت های افریقا برای جمهوری اسلامی ایران، به تشریح رویکرد سیاست خارجی ایران در افریقا مبادرت نماید. مقاله با روش کیفی توصیفی-تحلیلی تلاش دارد به این سوال پاسخ دهد که رویکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال افریقا چگونه قابل ارزیابی است؟ در پاسخ به این پرسش مقاله حاضر ضمن تاکید بر قدرت عددی کشورهای افریقایی در سازمانهای بین المللی و ظرفیت های معدنی و بازار مصرفی این قاره، بر این باور است که به رغم موانعی از قبیل: فقدان شناخت متقابل، دوری مسافت، عدم هم تکمیلی اقتصاد ایران و کشورهای آفریقایی، نبود ارتباط مستقیم و منظم هوایی و دریایی، تحریم های یکجانبه بین المللی علیه ایران، و فقدان راهبرد جامع در مورد توسعه همکاری ها با آفریقا، قاره افریقا قاره فرصتها برای سرمایه گذاری جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. بر این اساس، در مبحث نخست تاریخچه روابط ایران و افریقا و ذهنیت مثبت ایرانیان و افریقائیان نسبت به یکدیگر مورد بررسی قرار می گیرد. در مبحث دوم، نقاط مشترک و فرصت های بهره مندی متقابل ایران و آفریقا تجزیه و تحلیل می شود و در مبجث سوم به بررسی موانع و راهکارهای ارتقای مناسبات ایران و افریقا پرداخته می شود. مقاله چنین نتیجه می گیرد که جمهوری اسلامی ایران ضمن اهتمام به نقش آفرینی در انتقال علم و فناوری به افریقا می تواند دیپلماسی اقتصادی خود را در قاره افریقا با رویکرد تقویت زنجیره ارزش ها بهبود بخشد.
۱۳۰.

عصر جدید تعاملات استراتژیک در روابط چین و آفریقا

کلیدواژه‌ها: چین آفریقا تعاملات استراتژیک نفوذ ژئوپولتیک نئورئالیسم منافع ملی دیپلماسی مشارکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۲۲۳
در عصر جدید تعاملات استراتژیک بین چین و آفریقا، تاثیر کشور چین بر آفریقا به شدت گسترش یافته است. چین با ارائه پیشنهادهای اقتصادی و عملیاتی به آفریقایی ها این امکان را فراهم کرده است تا از فرصت های تجاری و توسعه ای در آفریقا بهره مند گردد. در عین حال این روابط استراتژیک با چالش ها و انتقاداتی مواجه بوده و نگرانی هایی مبنی بر برقراری یک رابطه بی تعادل بین دو طرف وجود دارد. سوال اصلی که مطرح می شود آن است که سیاست چین در آفریقا در جهت انباشت قدرت چین یا در جهت بهبود روند توسعه در آفریقا می باشد؟ فرضیه ای که مطرح می شود آن است که چین در آفریقا با ارائه سرمایه گذاری های قابل توجه در زمینه های اقتصادی، عمرانی و زیرساختی، علیرغم آن که عمدتاً قدرت و تاثیر خود را گسترش داده و نقش بزرگی در این منطقه و در جهت انباشت قدرت  خود ایفا می کند، بهبود روند توسعه و رشد اقتصادی در برخی از کشورهای آفریقایی را نیز تقویت کرده است. برای این نوشتار از منابع کتابخانه ای و مقاله ها بهره برده شده است و مقاله حاضر با استفاده از روش کیفی و با رویکردی تحلیلی- توصیفی مبتنی بر نظریه نئورئالیسم، به دنبال بررسی روند روابط چین و آفریقا است و یافته پژوهش آن است که گسترش روابط چین و آفریقا نقاط مثبت و منفی ای بر روی روند توسعه در آفریقا داشته است.
۱۳۱.

مناسبات ترکیه و رژیم صهیونیستی در مجموعه امنیتی منطقه غرب آسیا و تاثیر آن بر جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ترکیه رژیم صهیونیستی مجموعه امنیتی غرب آسیا جمهوری اسلامی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۸
مناسبات امنیتی ترکیه و رژیم صهیونیستی، همواره دارای تاثیرات قابل ملاحظه ای بر امنیت منطقه ای غرب آسیا به ویژه ایران داشته است. ترکیه از یک سو، به عنوان متحد منطقه ای آمریکا و از سوی دیگر، به عنوان اولین کشور مسلمان در سال1949 موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت و به دنبال آن، دو دولت به واسطه قراردادهای دوجانبه، روابط خود را تعمیق بخشیدند. در این راستا، سوال پژوهش حاضر این است که مناسبات ترکیه و رژیم صهیونیستی در مجموعه امنیتی غرب آسیا چه تاثیری بر جمهوری اسلامی ایران دارد؟این پژوهش با استفاده از روش کیفی تحلیل اسنادی و گردآوری داده های کتابخانه ای و اینترنتی انجام می شود. بدین ترتیب، این پژوهش با اتکا به نظریه مجموعه امنیتی بوزان و تعریف موسع وی از امنیت نشان میدهد که ترکیه و اسرائیل به عنوان متحدین منطقه ای آمریکا در مجموعه امنیتی منطقه غرب آسیا، در حوزه های مختلف امنیتی به ویژه در حوزه نظامی، اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی همواره همکاری های استراتژیک داشته اند. این درحالیست که در بعد امنیت سیاسی در مقاطع مختلف کم و بیش درگیر اختلافاتی غالبا لفظی می شدند.فلذا، این دو کشور در ابعاد پنجگانه امنیتی به یکدیگر وابستگی داشته و لزوما چالش در یک بعد امنیتی، به معنای نداشتن روابط امنیتی با یکدیگر نیست. به علاوه، روابط امنیتی ترکیه و اسرائیل می تواند بر جهان اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی ایران تاثیرات مهمی داشته باشد به طوری که میتوان هدف مشترک دو کشور را تضعیف ایران و نابودی محور مقاومت اسلامی و بهم خوردن توازن قوا به نفع جبهه غربی-عبری- عربی در مجموعه امنیتی غرب آسیا دانست.
۱۳۲.

راهبرد موازنه منطقه ای ایران در قفقاز جنوبی: تحلیل کنش گری در برابر محور ترکیه-آذربایجان-اسرائیل پس از جنگ دوم قره باغ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: جنگ دوم قره باغ راهبرد موازنه سیاست خارجی ایران قفقاز جنوبی کریدور زنگزور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۷
جنگ دوم قره باغ در سال ۲۰۲۰، با ایجاد زلزله ای ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی، موازنه قدرت را به سود محور نوظهور ترکیه-آذربایجان-اسرائیل بازتعریف کرد. این تحول، ایران را با سه گانه ای از چالش های درهم تنیده مواجه ساخت: تهدید انزوای ژئوپلیتیکی از طریق «کریدور زنگزور»، تعمیق حضور نظامی-اطلاعاتی اسرائیل در مرزهای شمالی، و گسترش نفوذ ایدئولوژیک آنکارا. این مقاله با هدف تحلیلی جامع، ابعاد، ابزارها و محدودیت های راهبرد «موازنه فعال» ایران را واکاوی می کند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و توصیفی-تحلیلی و بر پایه چارچوب نظری رئالیسم نئوکلاسیک استوار است که کنش دولت را محصول تعامل فشارهای سیستمی و متغیرهای سطح داخلی می داند. یافته ها نشان می دهد ایران پس از دوره ای از انفعال، به راهبردی چندلایه شامل دیپلماسی مهارکننده، بازدارندگی نظامی معتبر، و رقابت ژئواکونومیک روی آورده است. با این حال، کارآمدی این استراتژی با موانع جدی داخلی، به ویژه آسیب پذیری اقتصادی ناشی از تحریم ها، و عدم قطعیت های خارجی، نظیر ابهام در نقش روسیه، روبروست. در نهایت، نتیجه گیری می شود که موفقیت پایدار این راهبرد به هماهنگی مؤثر ابزارهای سخت و نرم، مدیریت هوشمندانه ائتلاف ها، و تقویت بنیه اقتصادی داخلی برای پشتیبانی از یک سیاست خارجی فعال بستگی حیاتی دارد.
۱۳۳.

هویت ایرانی در کشاکش تقابلات درونی در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اندیشه سیاسی شاهنامه فردوسی تقابل خود- خود هویت ایرانی هنجار غالب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۳
این پژوهش نشان می دهد که مسئله هویت ملی برای فردوسی در چارچوب تقابل «خود- خود» تبیین شده و او به بررسی مسئله «تقابل های ایرانی- ایرانی» پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش این است که فردوسی چگونه مسئله هویت ایرانی را نه در مواجهه با بیگانه، بلکه در بستر تقابل های درونی بازتعریف می کند. فرضیه پژوهش آن است که فردوسی با نقد وضعیت سیاسی و اجتماعی عصر خود، تقابل های درونی را عامل اصلی تضعیف هویت ایرانی می داند. در این راستا و با بهره گیری از روش شناسی قصدگرای «کوئنتین اسکینر» و از طریق تحلیل مضمون داستان های منتخب شاهنامه به دنبال ارائه فهمی از مسئله هویت ایرانی بر مبنای تقابل خودی با خودی است. این پژوهش از این جهت نوآورانه به نظر می آید که نخست، مسئله هویت ملی را از منظر تقابل «خود- خود» بررسی می کند؛ دوم اینکه اثر تبیین این مسئله و راه حل های آن را در بازآفرینی هویت ایران امروز نشان می دهد.
۱۳۴.

چالش های همگرایی ایران و اقلیم کردستان در سایه نفوذ اسراییل در منطقه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رژیم صهیونیستی همگرایی جمهوری اسلامی ایران اربیل معضلات امنیتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۵
رابطه ج.ا. ایران با کردستان عراق در سال های گذشته متاثر از عوامل بسیاری بوده است، یکی از مهمترین این عوامل حضور رژیم صهیونیستی در این منطقه بوده است. بطوری که در دو دهه گذشته مهم ترین خطوط قرمز اعلامی و اعمالی ایران در رابطه با کردستان عراق، حضور رژیم صهیونیستی در این منطقه و همچنین استقرار گروهک های تجزیه طلب کرد در مرز های عراق و ایران می باشد که زمینه های واگرایی این منطقه را با ایران فراهم کرده است. بر این اساس این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که، روابط اقلیم کردستان عراق با رژیم صهیونیستی چه نقشی در همگرایی این منطقه با ایران دارد؟ این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با استفاده از نظریه موازنه تهدید استفان والت مساله مورد نظر را بررسی نموده است. نتایج بیان میدارد که، مشکلات امنیتی ایجاد شده در مرزهای ایران، تقویت و همکاری گروه های داعش توسط تلاویو، ایجاد تنش در شهرهای ایران در چند سال اخیر توسط رژیم اشغالگر قدس، همکاری با ترویست های تجزیه طلب در مرزهای ایران از جمله مهم ترین مباحثی می باشند که باعث تاثیرگذاری بر روند همگرایی بین اربیل و جمهوری اسلامی ایران شده است.
۱۳۵.

اسرائیل و دولت های عربی؛ سراب سازش یا تغییر راهبرد؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ناامنی هستی شناختی مکتب کپنهاگ اسرائیل کشورهای عربی ائتلاف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۰
بدنبال تحولات نوین در عرصه بین الملل و به ویژه در منطقه خاورمیانه، مفهوم امنیت به سمت رویکردی چندجانبه سوق یافته است. در این بین امنیت هستی شناختی به منزله امنیت وجودی، نقش ویژه ای در حفظ امنیت بازیگران ایفا می کند، به گونه ای که برای دستیابی به این مهم، برخی از کنشگران تاثیرگذار منطقه را به سمت تغییر راهبرد در برابر تهدیدات و خطرات مشترک سوق داده است. اسرائیل از جمله بازیگرانی است که از این تحول تاثیر پذیرفته و در پی حفط امنیت وجودی و هستی شناختی خود بوده است. در پژوهش پیش رو با تلفیقی از امنیت اجتماعی مکتب کپنهاگ و امنیت هستی شناختی، با رویکردی توصیفی- تحلیلی به واکاوی تاثیر ناامنی هستی شناختی بر روابط اسرائیل و کشورهای عربی پرداخته شده است. در این میان صهیونیسم علی رغم تعارضات و تخاصمات ریشه ای و هویتی خود با کشورهای عربی، به دنبال تغییر در نحوه پیاده سازی سیاست های امنیتی خود بوده است. این مقاله نشان می دهد عوامل متعددی در ابعاد داخلی و بین المللی در ایجاد ائتلاف نقش داشته که نوعی همگرایی و یا همکاری را بوجود آورده است. از این رو بهبود روابط اسرائیل با برخی کشورهای عربی همچون عربستان سعودی، امارات، قطر و دیگر کشورهای عربی منطقه خاورمیانه، گام برداشتن در مسیر پیاده سازی دکترین امنیتی این رژیم قلمداد می شود.
۱۳۶.

اقدامات اجرایی شورای امنیت در پرتو تحولات ساختار نظام بین الملل پس از جنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سازمان ملل متحد شورای امنیت جنگ سرد ساختار نظام بین الملل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۵
یکی از نیازهای اساسی بشر در طول تاریخ کهن تمدن انسانی، امنیت بود و مفهوم امنیت در گذر زمان روند تکاملی به خود گرفته و از امنیت فردی تا امنیت بین المللی تحول یافته است. پیدایش جامعه ملل در قرن بیستم، نقطه عطفی در سیستم امنیت بین المللی محسوب می شود، چرا که پس از آن بود که توسل به زور در عرصه روابط بین الملل منع گردید است. از این پس تأمین صلح و امنیت بین المللی، به عنوان یک مسئولیت برای دولت ها مطرح شد و مفهوم امنیت جمعی جایگزین امنیت فردی گردید. آیا تحول در ساختار نظام بین المللی پس از جنگ سرد در بسط اقدامات اجرایی شورای امنیت تأثیر گذاشته است؟ روش پژوهش در این رساله توصیفی- تحلیلی، با استفاده از گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و فیش برداری است. لذا سعی بر این بوده است تا از منابع معتبر استفاده گردد.بنابراین به جمع آوری اطلاعات پرداخته که با هدف توصیف عینی و واقعی و درنتیجه تنظیم یک نتیجه نهایی بدون هیچ گونه دخالت یا استنتاج ذهنی است و لذا پژوهشگر سعی بر گزارش واقعی در ارائه نتایج نموده است.در این پژوهش بر اساس اقدامات اجرایی شورای امنیت در پرتو تحولات ساختار نظام بین الملل پس از جنگ سرد با روش کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و با رویکرد تحلیلی توصیفی موردتحلیل و واکاوی قرار گرفته است. براساس یافته های تحقیق، شورای امنیت بار سنگین امنیت زایی، صلح پروری، مهار و مدیریت بحران های بین المللی را بر عهده دارد.
۱۳۷.

ترا بشریت و چالش های نوین در نظریه های سیاسی: چالش ها و طرح واره های آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترابشریت نظریه های سیاسی حاکمیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
مقدمه و اهداف: ترابشریت به عنوان جنبشی فکری و فلسفی که از دهه 1950 با ایده های جولیان هاکسلی آغاز شد، با بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک و نانوفناوری به دنبال ارتقای توانایی های جسمی، ذهنی و اخلاقی انسان است. این جنبش نه تنها به بهبود کیفیت زندگی و افزایش طول عمر می پردازد، بلکه با تغییر ماهیت انسانی، پرسش های بنیادین درباره هویت، اخلاق و سیاست مطرح می کند. ترابشریت مفاهیم سنتی سیاسی مانند حاکمیت، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی را به چالش می کشد و نظریه های کلاسیک و معاصر سیاسی را نیازمند بازنگری می داند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر ترابشریت بر نظریه های سیاسی و شناسایی چالش های ناشی از آن برای مفاهیم بنیادین سیاسی است. سؤال اصلی پژوهش این استکه ترابشریت چگونه نظریه های کلاسیک و معاصر سیاسی را تحت تأثیر قرار داده و چه چالش هایی برای مفاهیم بنیادین سیاسی ایجاد می کند؟ سؤالات فرعی شامل تأثیر فناوری های ترابشری بر حاکمیت، دموکراسی، حقوق بشر و هویت ملی است. روش ها: این پژوهش از روش تحلیلی-توصیفی با تأکید بر تحلیل محتوای متون فلسفی و سیاسی بهره می برد. داده ها از منابع علمی معتبر، شامل آثار بوستروم، فوکویاما، هاکسلی، و متون کلاسیک (افلاطون، ارسطو، هابز) گردآوری شده اند. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر تلفیق نظریه های سیاسی کلاسیک (مانند قرارداد اجتماعی و عدالت طبقاتی) و معاصر (لیبرالیسم و پست مدرنیسم) است. با تحلیل تطبیقی این نظریه ها و طرح واره سازی آینده نگرانه (دموکراسی ترابشری، نئوفئودالیسم فناورانه، اقتدارگرایی زیستی)، چالش ها و فرصت های سیاسی ترابشریت ارزیابی شده و راهکارهای سیاستی پیشنهاد شده است. این رویکرد امکان بررسی جامع تأثیرات ترابشریت بر سیاست و ارائه چارچوبی برای مدیریت تحولات آینده را فراهم می کند. یافته ها: ترابشریت با تغییر ماهیت انسانی از طریق فناوری های نوین، چالش های متعددی برای نظریه های سیاسی ایجاد کرده است. نظریه های کلاسیک مانند دیدگاه های افلاطون و ارسطو که بر طبیعت ثابت انسانی تأکید دارند، با سیالیت ترابشریت ناسازگارند. برای مثال، طبقه بندی افلاطون بر اساس استعدادهای ذاتی با مهندسی ژنتیک که این استعدادها را تغییر می دهد، به چالش کشیده می شود. نظریه های معاصر مانند لیبرالیسم و پست مدرنیسم با تأکید بر برابری و تنوع هویتی انعطاف پذیرترند، اما در تنظیم نابرابری های فناورانه و حفظ حریم خصوصی با مشکل مواجه اند. ترابشریت حاکمیت دولت ها را با ظهور بازیگران غیر دولتی مانند شرکت های فناوری تضعیف کرده و چالش هایی مانند امنیت سایبری و حریم خصوصی ایجاد می کند. در حوزه دموکراسی، نابرابری های ناشی از دسترسی محدود به فناوری ها مشارکت سیاسی را تهدید کرده و خطر دستکاری افکار عمومی از طریق هوش مصنوعی را افزایش می دهد. در زمینه حقوق بشر، ترابشریت با تغییر ماهیت انسانی، بازتعریف حقوق بشر را ضروری ساخته و چالش هایی مانند تبعیض مبتنی بر فناوری و نقض حریم خصوصی را مطرح می کند. همچنین، فناوری های ترابشری با ایجاد هویت های ترکیبی، پیوندهای فرهنگی و هویت ملی را به چالش می کشند. طرح واره های آینده شامل دموکراسی ترابشری (توزیع عادلانه فناوری)، نئوفئودالیسم فناورانه (سلطه نخبگان)، و اقتدارگرایی زیستی (مهار دولتی) است که هر یک پیامدهای خاص خود را دارند. نتیجه گیری: ترابشریت نه تنها یک تحول علمی، بلکه یک انقلاب فلسفی و سیاسی است که نیازمند بازنگری در نظریه های سیاسی و تدوین چارچوب های حقوقی و اخلاقی جدید است. پیشنهادات سیاستی شامل ایجاد قوانین بین المللی برای تنظیم فناوری ها، تضمین دسترسی عادلانه، و تشکیل نهادهای نظارتی برای جلوگیری از سوءاستفاده است. در ایران، توسعه زیرساخت های حقوقی متناسب با ارزش های فرهنگی، برنامه های یارانه ای برای کاهش نابرابری، و تقویت پژوهش در این حوزه ضروری است.
۱۳۸.

الگوی تحلیلی روابط ایران و عربستان سعودی از 1979 تا 2024(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: جمهوری اسلامی ایران عربستان سعودی پیش بینی ناپذیری بحران های انباشتی دوری نهادینه شده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۹
مقدمه و اهداف : روابط ایران و عربستان به عنوان دو همسایه و رقیب قدرتمند منطقه ای، همواره با پیچیدگی های بسیار همراه بوده است. گذشته از تحلیل های رایجی که از اختلافات ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیکی دو کشور صورت می گیرد، شاید بتوان ریشه مناسبات کنونی را در لایه عمیق تری از کنش ها و واکنش های متقابل جستجو کرد. بر این اساس، سؤال مهم این است که مبانی الگوی تحلیلی روابط ایران و عربستان کدام اند؟ در پاسخ می توان گفت که روابط ایران و عربستان بر سه متغیر مهم «عدم قطعیت و پیش بینی ناپذیری»، «بحران های انباشتی» و «دوری نهادینه شده» استوار است. طبیعتاً با در نظر گرفتن این سه متغیر که هر کدام در سطوح مختلف قابل اثبات و ارزیابی هستند، می توان به درک صحیحی از روند روابط ایران و عربستان و سمت و سوی آینده روابط این دو کشور دست یافت. روش : پژوهش پیش رو تلاش کرده تا با رویکردی تحلیلی - توصیفی و مبتنی بر منابع اسنادی تحلیلی جامعی از مناسبات ایران و عربستان ارائه دهد. در این راستا، روابط دو کشور را در قالب سه مفهوم «عدم قطعیت و پیش بینی ناپذیری»، «بحران های انباشتی» و «دوری نهادینه شده» تحلیل می کند. یافته ها : بر اساس سه مفهوم و متغیر یاد شده، پیش بینی ناپذیری در روابط ایران و عربستان به مرور زمان منجر به بی اعتمادی در روابط شده که رویکرد منفی دو کشور به یکدیگر را تقویت کرده است. تداوم روابط در شرایطی که عدم قطعیت ها بر روندها غلبه داشته باشد منجر به انباشت بحران در روابط می شود. انباشت بحران به این معناست که دو کشور به ندرت توانسته اند به فهم مشترکی دست یابند به همین خاطر عمده بحران های متقابل در روابط مشمول گذر زمان شده است. آنچه می توان خروجی دو متغیر پیش بینی ناپذیری و بحران های انباشتی دانست، مولفه ای تحت عنوان دوری نهادینه شده است. دو کشور به این درک رسیده اند که در نتیجه یک بی اعتمادی و تنش طولانی، به زیست سیاسی بدون نیاز به یکدیگر عادت کرده اند. این در شرایطی است که متغیرهایی مانند حضور و نفوذ ایالات متحده به عنوان قطب قدرت فرامنطقه ای و عدم وابستگی متقابل اقتصادی، میزان دوری نهادینه شده در روابط دو کشور را تعمیق می بخشد. این روند با دولت جدید عربستان که اساساً رویکردی متفاوت به سیاست خارجی دارد تقویت شده است. نتیجه گیری : با توجه به متغیر سه گانه یاد شده به نظر نمی رسد روابط ایران و عربستان علی رغم عادی شدن، بتواند به دور از شکنندگی به مسیر خود ادامه دهد به خصوص اینکه دو کشور جهت گیری بین المللی متفاوتی نیز دارند. هر دو قطب های متفاوت قدرت را انتخاب کرده و هر دو سیاست های اقتصاد نفتی را در پیش گرفته اند، اگرچه باید این نکته را یادآور شد که عربستان با دولت جدید خود در قالب چشم انداز 2030 به دنبال آن بوده تا متنوع سازی اقتصادی و حرکت به سمت اقتصاد پسانفتی را تجربه کند که در این صورت می توان شاهد میزانی از تفاوت در وضعیت درآمدهای اقتصادی دو کشور بود. در نهایت اینکه، اگرچه جمهوری اسلامی ایران و عربستان روابط خود را عادی سازی کرده اند، اما نمی توان تضمین کرد که این روابط در وضعیت عادی باقی بماند. این وضعیت با روی کار آمدن دولت ترامپ و فشار بر عربستان برای همکاری با کاخ سفید علیه ایران، شکننده تر نیز خواهد شد. واژگان کلیدی: جمهوری اسلامی ایران، عربستان، پیش بینی ناپذیری، بحران های انباشتی، دوری نهادینه شده.
۱۳۹.

بررسی نظریه استراتژی غیر مستقیم در سیره نظامی رسول خدا (ص) [با تأکید بر نظرات سون تزو و لیدل هارت](مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: استراتژی غیر مستقیم رسول خدا (ص) سن تزو لیدل هارت جنگ روانی دیپلماسی جنگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۸۴
یکی از مقوله های مهم در خصوص جنگ که از دیرباز موردتوجه نظریه پردازان نظامی قرارگرفته «استراتژی غیر مستقیم» است سن تزو متفکر چینی سده ششم پیش از میلاد برای اولین بار در اثر خود با عنوان «هنر جنگ» این استراتژی را مطرح ساخت و در قرن نوزدهم نیز توسط لیدل هارت اندیشمند انگلیسی به عنوان یک نظریه مستقل در کتابی که با همین عنوان نوشت و نظرات خود را در آن بطور مبسوط بیان کرد دنبال شد. در حقیقت استراتژی غیر مستقیم برای رسیدن به موفقیت و پیروزی، بدون درگیر شدن در جنگی تمام عیار و به منظور کاستن از تلفات انسانی و هزینه جنگ از سوی آنان طرح شد. این رویکرد امروزه نیز به دلیل گسترش تهدیدات غیر نظامی و درگیری های داخلی بیشتر از گذشته مورد توجه قرار می گیرد. پژوهش حاضر بر اساس روش تاریخی و تحلیلی و با تکیه بر آثار اندیشمندان یاد شده و نظرات آنان در صدد پاسخ به این سوال است که آیا در مدیریت و سیره نظامی پیامبر (ص) چنین اندیشه ای قابل جستجو و بررسی است؟ نتیجه تحقیق که با اتکا بر داده های منابع کهن تاریخی صورت گرفته نشان می دهد آن حضرت به مثابه یک فرمانده موفق بدون آنکه در آموزشگاه های نظامی آموزش دیده و یا از نظریات اندیشمندان نظامی و آثار آنان بهره مند گشته باشد با اجرای عملی استراتژی غیر مستقیم به پیروزی های مهمی دست یافته و از تلفات و آسیبهای جنگ کاسته است
۱۴۰.

راهبرد استقلال استراتژیک اتحادیه اروپا و هوش مصنوعی خوب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی خوب هوش مصنوعی قابل اعتماد استقلال استراتژیک اروپا امنیت هوش مصنوعی حکمرانی هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۶
هوش مصنوعی را می توان از شاخص ها و نتایج مهم انقلاب صنعتی پنجم دانست. تحولی که بسیاری از کشورها را به فکر اتخاذ یک راهبرد مناسب برای مدیریت عواقب آن انداخته است. هدف مقاله پاسخ به این پرسش است که چرا اتحادیه اروپا اقدام به سیاستگذاری در حوزه فناوری هوش مصنوعی نموده است؟ بنا بر فرضیه، اتحادیه اروپا بنا دارد قوانین و سیاستگذاری مناسب و پایداری در حوزه هوش مصنوعی وضع نماید تا ضمن مدیریت عواقب آن، شرایط دستیابی به هوش مصنوعی خوب و قابل اعتماد را در راستای استقلال استراتژیک خود فراهم نماید. فرضیه فوق از دریچه نظریه سیاستگذاری عمومی و تنظیم گری  به بحث گذاشته می شود. روش جمع آوری اطلاعات در قالب استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. سپس اطلاعات جمع آوری شده به روش کیفی در قالب روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد اتحادیه اروپا در تلاش است با وضع قوانین و دستورالعمل ها، ریسک پذیرش تکنولوژی جدید را به حداقل رسانده و الزامات امنیتی و حکمرانی را متناسب با هوش مصنوعی بازتنظیم نماید.   

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان