شعر عرفانی به مثابه زبان هستی شناسی تاریخ؛ تبیینی بر ظهور تفکر حضوری - تاریخی در عرفان، فلسفه و شعر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک تحولات تاریخی و معنای ادوار هستی، از مسائل اساسی در فلسفه تاریخ و هستی شناسی تمدنی است. پرسش از چیستی روح زمانه، در واقع پرسش از امکان های تاریخی بشر برای روی آوردن به هستی و ساختن جهانی تمدنی است. هایدگر با مفهوم دازاین و تحلیل تاریخ هستی، زمینه ای برای تأمل در این نسبت گشود. از سوی دیگر، عرفان اسلامی نیز با بنیاد علم الاسماء، نگاهی هستی شناختی به تاریخ دارد و هر عصر را تجلی اسمی از اسماء الهی می داند. در این مقاله، با تحلیل تطبیقی این دو دستگاه فکری، نشان داده می شود که عرفان اسلامی به ویژه در قالب شعر فارسی، صورت بندی ای از تاریخ و هستی در افق تمدن اسلامی ارائه می دهد. شعر عرفانی تنها بیانی شاعرانه یا فردی نیست، بلکه زبان حضور در زمان باقی و نسبتی زنده با سنت است. بازخوانی شعر عرفانی از این منظر، نه فقط راهی برای فهم سنت، بلکه برای بازیابی افق تمدنی اسلام در برابر بحران های روح زمانه است. این مقاله می کوشد شعر و سنت عرفانی را به مثابه صورت های زنده تفکر تمدنی در نسبت با تاریخ هستی بررسی کند.