فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
دموکراسی سبکی از حکمرانی است که به تضمین حاکمیت مردم و حق تعیین سرنوشت می انجامد، دموکراسی از یونان باستان تا امروز تاریخ تطور چند هزار ساله دارد؛ به همین اعتبار یک مفهوم تاریخی است؛ در دوران معاصر و دهه های اخیر، این پرسش شکل گرفت که آیا خوانش های مختلف دموکراسی و خصوصاً دموکراسی دینی امکانپذیر است، گروهی از پژوهشگران به تکثر مدل های دموکراسی باور دارند و بعضی دیگر با نگاه ذات انگارانه معتقدند سکولاریسم و فراتر از آن لیبرالیسم جزء ذات و جوهر دموکراسی مدرن است، اما این دیدگاه تحمیل یک رویکرد ایدئولوژیک به دموکراسی است. باور ما در این نوشتار این است که اولاً دموکراسی به مثابه امر سکولار یا محصور در خوانش لیبرال نیست، دموکراسی با وجود شروطی از قبیل انتخاب عمومی، تحدید و تناوب قدرت و آزادی می تواند در قالب نظام ها و فلسفه های سیاسی مختلفی تحقق یابد و ثانیا نظام ارزشی دین و به طور خاص اسلام ظرفیت تحقق خوانشی از دموکراسی و مدل های چندگانه ای از آن را دارد. در نهایت سه مدل از مردم سالاری دینی را به طور گذرا تبیین نمودیم. در این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و مدل سازی کیفی ساده در تبیین مردم سالاری دینی استفاده شده است.
گونه شناسی استراتژی های اعتراضی به نظم بین المللی لیبرال با تمرکز بر نظم نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دهه نود میلادی شاهد عبور از نظم چندجانبه گرا به نظم یکجانبه گرای لیبرالی بود. ویژگی های نهادی این نظم در پی یکجانبه گرایی رو به رشد آن، منجر به مشکلات مشروعیت بخشی این نظم شد، که موجی متفاوت از استراتژی های اعتراضی از سوی بازیگران بین المللی را در پی داشت. هدف این مقاله شناسایی تحولات جدید نظم بین المللی و گونه شناسی استراتژی های اعتراضی به آن به روش کیفی و درچارچوب نهادگرایی نئولیبرال است. برای گونه شناسی استراتژی ها بر رفتار دولت ها در مواجهه با نهادهای بین المللی لیبرالی بعنوان شاخص نظم نئولیبرالی تمرکز شده است. بدین منظور به روش مطالعه موردی دو نهاد شورای امنیت سازمان ملل ودیوان بین المللی کیفری و انواع استراتژی ها نسبت به این دو نهاد لیبرالی محل تمرکز مقاله قرار گرفته است.
بازخوانی جنسیت محور الگوی سوم زن در اندیشه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، تحلیل و تبیین الگوی سوم زن انقلاب اسلامی به عنوان مدلی متمایز و برآمده از منظومه فکری آیت الله خامنه ای است که جایگاه جنسیت زنانه را در هویت فردی، نقش خانوادگی و جایگاه اجتماعی زنان بررسی می کند. این پژوهش به روش تحلیل مضمون جهت دار و با اتکا به بررسی نظام مند بیانات آیت الله خامنه ای انجام شده است. داده ها از متون و سخنان رسمی ایشان استخراج شده و در سه حوزه هویت فردی، خانواده و اجتماع مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که جنسیت زنانه در الگوی سوم، صرفاً به بدن مادی محدود نمی شود، بلکه نفس انسان نیز از حیث جنسیتی جهت مند است؛ موضوعی که با مبانی حکمت متعالیه و کلام اسلامی نیز همخوانی دارد. در منظومه فکری آیت الله خامنه ای، جنسیت زنانه به عنوان ظرفیتی الهی و بنیادین تلقی می شود که هم در هویت فردی، هم در نقش های خانوادگی و هم در بستر اجتماعی زن، کاملاً مشهود و مؤثر است. بر اساس منظومه فکری آیت الله خامنه ای، زن در الگوی سوم نه خالی از خصوصیات جنسیتی است و نه این خصوصیات به عنوان مانعی برای رشد و کرامت او تلقی می شوند، بلکه جنسیت زنانه، هویت زن را در سه ساحت فردی، خانوادگی و اجتماعی شکل داده و به عنوان بستر اصلی ظهور مسئولیت ها و ظرفیت های ویژه زنانه شناخته می شود.
راه های مبارزه با نظام سلطه از نگاه آیت الله خامنه ای مبتنی بر سیره باقرین علیهما السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت مبانی فکری و خط مشی نظریه پردازان سیاسی و اجتماعی، به تحلیل درست وقایع و درک مطلوب شرایط کمک می کند. یکی از این وقایع، اقدامات نظام سلطه در این سال ها است که چگونگی تقابل با آن نیاز به شناخت روش های صحیح است. مبارزه طولانی اهل بیت (ع) در برابر نظام سلطه و ارائه شیوه های متناسب و متنوع در شرایط خاص، به عنوان الگوی عملی برای این مبارزه به شمار می رود که همگی نیاز به شناخت دقیق رموزات آن است. احاطه آیت الله خامنه ای به رموزات و درس های سیره معصومین به ویژه تاریخ و سیره امام باقر (ع) و امام صادق (ع) و بهره گیری از آن، نشان از تکیه بر مبانی و خط مشی های اساسی است که نیاز به واکاوی دارد. از این روی هدف از پژوهش حاضر، بررسی روش های مبارزه با سلطه گران از منظر آیت الله خامنه ای، با نحوه استناد و بهره مندی ایشان از سیره امام باقر و صادق علیهماالسلام است؛ چرا که در زمان این دو امام، مبارزات سیاسی خاصی علیه نظام سلطه رخ داد. بنابراین با ارائه بیانات آیت الله خامنه ای و سیره اهل بیت به روش توصیفی، به تحلیل گفتمان آیت الله خامنه ای در مبارزه با نظام سلطه پرداخته خواهد شد. داده ها نشان می دهد که استناد آیت الله خامنه ای به سیره امام باقر و صادق (ع)، برای تبیین راه های مبارزه با سلطه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بسیار مورد توجه بوده است. استفاده از سیره اهل بیت (ع) به واقع شناخت عناصر جهان بینی فکری، جهت گیری و اندیشه آیت الله خامنه ای را نشان می دهد. این جهان بینی در حقیقت همان اصول و جهان بینی اسلامی است که زیربنای نظام سیاسی ازجمله استکبار و سلطه ستیزی قرارگرفته است.
نقش آفرینی ایالات متحده در کریدور زنگزور و پیامدهای آن بر محیط امنیتی قفقاز جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کریدور زنگزور به عنوان یکی از پروژه های ترانزیتی نوظهور در قفقاز جنوبی، در پی توافق اخیر جمهوری آذربایجان و ارمنستان و واگذاری مدیریت آن به ایالات متحده، به محور جدیدی در معادلات ژئوپلیتیکی و ترانزیتی منطقه تبدیل شده است. با این ملاحظه، سؤال اصلی این پژوهش این است که حضور و نقش آفرینی ایالات متحده در مدیریت کریدور زنگزور چه پیامدهایی بر محیط امنیتی قفقاز جنوبی و جایگاه بازیگران منطقه ای خواهد داشت؟ فرضیه پژوهش بر این مبنا استوار است که واگذاری مدیریت کریدور زنگزور به ایالات متحده ضمن تقویت پیوندهای آذربایجان و ترکیه، ایجاد مسیرهای ترانزیتی جایگزین و افزایش نفوذ فرامنطقه ای، موجب تضعیف کنترل روسیه و محدود کردن نقش ایران در منطقه شده و محیط امنیتی قفقاز جنوبی را به سمت رقابت پیچیده تر بازیگران سوق خواهد داد. یافته ها نشان می دهد که این تحول علاوه بر ایجاد فرصت هایی برای همگرایی اقتصادی، توسعه زیرساخت های حمل ونقل و تسهیل دسترسی به آسیای مرکزی و اروپا، چالش ها و ریسک های ژئوپلیتیکی متعددی برای ارمنستان، گرجستان، روسیه و جمهوری اسلامی ایران ایجاد می کند. آذربایجان و ترکیه از مزایای ژئوپلیتیکی و تسهیل جریان های ترانزیتی برخوردار می شوند، در حالی که ارمنستان هرچند از کاهش انزوای اقتصادی بهره مند می شود، بخشی از کنترل خود بر مسیرها را از دست می دهد. گرجستان جایگاه ترانزیتی خود را تضعیف شده می بیند و روسیه و ایران با محدود شدن نفوذ سنتی خود در معادلات منطقه ای مواجه می شوند.
نهادهای بین المللی مؤثر بر روند دولت - ملت سازی در افغانستان 2022-2001(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی تأثیر نهادهای بینالمللی بر فرآیند دولت ملتسازی در افغانستان از سال 2022 2001 میپردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که نهادهای بینالمللی چگونه بر روند دولت ملتسازی در افغانستان تأثیر گذاشتهاند. فرضیه تحقیق این است که نهادهای بینالمللی در روند دولت ملتسازی در افغانستان نقش سازنده و ایجاد کننده داشتهاست. این تحقیق با روش تحلیلی توصیفی انجام گردیده و ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش به صورت کتابخانهای با مراجعه به کتابها، مقالهها، پایاننامهها و مصاحبهها انجام شده است. چارچوب مفهومی این پژوهش از تجمیع مفاهیم همچون نوسازی، چرخش نخبگان و دولت شکننده شکل گرفتهاست. یافتههای تحقیق نشان میدهد پس از سقوط طالبان اول و آغاز مداخله نظامی و کمک بینالمللی سازمان ملل متحد، ناتو، بانک جهانی وصندوق بین المللی پول، اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا در راستای ایجاد دولت ملتسازی، انسجام نخبگان، ایجاد و تدوین قوانین، تشکیل و رشد نهادهای جدید (احزاب سیاسی)، ایجاد زیرساختها، ظرفیتسازی، آموزش نیروهای امنیتی، تأمین امنیت، توسعه و نوسازی، تأمین حقوق بشر و حقوق شهروندی در دولت شکننده افغانستان داشته است.چالش اساسی نهادهای بینالمللی در فرآیند دولت ملتسازی در افغانستان مسئله جامعه چندپارگی، جامعه قبیلهای و موزییکی افغانستان در فرآیند دولت ملتسازی بودهاست. هدف این مقاله تحلیل تأثیرات این نهادها بر روند شکلگیری دولت ملت در افغانستان، با توجه به چالشهای فرهنگی، قومی و امنیتی کشور افغانستان است. واژگان کلیدی: نهادهای بینالمللی، دولت، ملت، دولت ملتسازی، افغانستان. واژگان کلیدی: نهادهای بینالمللی، دولت، ملت، دولت ملتسازی، افغانستان.
اسلام و آینده پژوهی: مروری نظام مند بر مقالات فارسی آینده پژوهی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی یکی از ابزارهای راهبردی در تصمیم گیری و سیاست گذاری است که در پیش بینی و هدایت تحولات آتی نقشی کلیدی ایفا می کند. بااین حال، شکل گیری مبانی نظری این حوزه عمدتاً در بستر علوم اجتماعی غربی و با رویکردی سکولار صورت گرفته است. در این میان، جوامع اسلامی نیازمند توسعه رویکردی بومی، مبتنی بر جهان بینی توحیدی و ارزش های اسلامی اند. ازاین رو، آینده پژوهی اسلامی به عنوان چشم اندازی نوین و ضروری در حال شکل گیری است. پژوهش حاضر باهدف مرور نظام مند مقالات فارسی منتشرشده در حوزه آینده پژوهی اسلامی و با بهره گیری از چارچوب PRISMA انجام شده است. داده های مورد بررسی شامل ۱۲۷۳ مقاله از پایگاه های نورمگز، علم نت، سیویلیکا و گوگل اسکالر در بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳ بود که پس از دو مرحله غربالگری، ۹۳ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شد .یافته ها نشان می دهد که آینده پژوهی اسلامی در ایران از سال ۱۳۸۵ آغاز شده و در سال های اخیر با روندی رو به رشد همراه بوده است. تمرکز قابل توجه مقالات بر مفاهیمی همچون مهدویت، انتظار، عدالت، سنت های الهی و تمدن اسلامی است که نشان دهنده تأثیر محوری آموزه های دینی در جهت گیری این حوزه است. درعین حال، توجه به مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی نیز از تلاش محققان برای ایجاد چارچوب نظری متمایز حکایت دارد. بااین وجود، بررسی ها نشان می دهد که ابعاد روش شناختی و کاربردی آینده پژوهی اسلامی کمتر مورد توجه قرار گرفته و توسعه آن نیازمند طراحی روش ها و ابزارهای عملی و بومی است. این پژوهش گامی ابتدایی در جهت تبیین وضعیت موجود آینده پژوهی اسلامی و زمینه سازی برای ارتقای نظری و عملی آن در پاسخ گویی به مسائل جوامع اسلامی به شمار می رود.
بررسی نقش عاملیت ساختار کارگزار برعملکرد سیاسی انگلیس در منطقه خلیج فارس و بین النهرین طی جنگ جهانی اول(1914-1918م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
141-166
حوزههای تخصصی:
در سالهای پیش از جنگ جهانی اول منطقه بین النهرین که تحت حاکمیت دولت عثمانی بود به دلیل موقعیت ژئوپولتیک و وجود منابع نفتی مورد توجه کشورهای اروپایی به ویژه دولت انگلیس قرار گرفت. همجواری این منطقه با حوزه خلیج فارس که دارای منابع اقتصادی عظیمی برای دولت بریتانیا بود موجبات آن را فراهم آورد که این دولت با هدف سیطره بر بنادر بصره و مناطق نفتی موصل و کرکوک از تمام توان و مشارکت افراد صاحب نفوذ خود در این حوزه در راستای تعیین سرنوشت و خارج کردن منطقه بین النهرین (عراق فعلی) از حاکمیت دولت عثمانی بهره بگیرد. این پژوهش بر آن است تا به تبیین نقش عاملیت ساختار و کارگزار بر عملکرد دولت انگلیس بر این منطقه بپردازد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که اگرچه رویکرد دولت انگلیس در پیگیری منافع اقتصادی و سیاسی خود در این منطقه بر عملکرد دولتمردان بریتانیا مانند لرد کرزن، ماک ماهون، کارلوس گلبنکیان ، لورنس عربستان تأثیر مستقیمی داشت اما عملکرد این دولتمردان نیز بر تصمیمات سیاسی انگلستان در این حوزه تأثیر گذار بود. نظریات کارگزارن رسمی و فعالیتهای اقتصادی کار لوس گلبنکیان در این حوزه تأییدی بر این ادعا می باشد.
مطالعه تطبیقی توانمندسازی سیاسی زنان در ایران، ترکیه و عربستان( از سال 1789تا 2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاخص توانمند سازی سیاسی زنان دارای سه بعد اصلی انتخاب، عاملیت و مشارکت می باشد. توانمند سازی سیاسی زنان از ارکان مهم توسعه به شمار می رود و به معنای مشارکت هر چه بیش تر زنان در عرصه سیاست است. سه کشور ایران، ترکیه و عربستان با توجه به بافت فرهنگی موجود دارای اشتراکاتی از قبیل باورهای مذهبی، ساختار اجتماعی و قوانین دولتی هستند. سوال اصلی مقاله پاسخ به این سوال است که کدام یک از این سه کشور وضعیت مناسبی در زمینه توانمند سازی سیاسی زنان دارد؟ چهارچوب های نظری منتخب، نظریه های نوسازی، توسعه انسانی و توانمند سازی سیاسی زنان است. روش این تحقیق مطالعه تطبیقی و استفاده از داده های آماری است. یافته ها حاکی از آن است که کشور ترکیه نسبت به دو کشور ایران و عربستان وضعیت بهتری دارد. ایران با کاهش شاخص توانمند سازی سیاسی زنان نسبت به قبل و عربستان با افزایش این شاخص در سالهای اخیر در وضعیت یکسانی قرار دارند، همچنین توانمند سازی سیاسی زنان در این سه کشور بیانگر این مسئله است که افزایش این شاخص در این کشورها ارتباط زیادی با مدرنیزاسیون در این کشور ها دارد، با شروع فرایند مدرنیزاسیون در این سه کشور توانمند سازی سیاسی زنان افرایش یافته است.
تحلیل ساختاری نقش متاورس و شهرسازی دیجیتال در ارتقای دیپلماسی فرهنگی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه اخیر، گسترش متاورس و فناوری های شهرسازی دیجیتال، عرصه نوینی برای بازتعریف روابط فرهنگی میان ملت ها و شهرها فراهم کرده است. با این حال، بیشتر پژوهش ها بر ابعاد فناورانه و مدیریتی شهرهای هوشمند متمرکز بوده اند و نقش آن ها در دیپلماسی فرهنگی شهری کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل چگونگی تأثیر متاورس و شهرسازی دیجیتال بر ارتقای دیپلماسی فرهنگی انجام شد. روش پژوهش ترکیبی بود؛ در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه با خبرگان، مقوله های اصلی استخراج شد و در بخش کمی داده ها از طریق پرسشنامه بین ۳۸۴ نفر گردآوری و با مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که متاورس می تواند بستر تعاملات میان فرهنگی و تجربه های مشترک فرهنگی را تقویت کند و ظرفیت نهادی و سیاستی بیشترین اثر مستقیم را بر دیپلماسی فرهنگی دارد. نتیجه کلی پژوهش بیانگر آن است که متاورس صرفاً یک ابزار فناورانه نیست، بلکه زمانی می تواند در خدمت دیپلماسی فرهنگی قرار گیرد که با هویت شهری و سیاست گذاری نهادی تلفیق شود. پیشنهاد می شود سیاست گذاران شهری با حمایت از محتوای فرهنگی دیجیتال و طراحی رویدادهای متاورسی، زمینه تقویت دیپلماسی فرهنگی شهری را فراهم کنند.
آینده پژوهی هژمونی دلار: پیامدها و راهبردهای دفاعی برای امنیت ملی ایران تا افق ۲۰۳۵(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
35 - 68
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش پیش رو به بررسی آینده هژمونی دلار در بستر تحولات ژئوپلیتیکی قرن ۲۱ با تأکید بر راهبردهای جمهوری اسلامی ایران برای کاهش وابستگی به دلار و تأثیر آن بر امنیت ملی می پردازد. هدف اصلی، شناسایی عوامل کلیدی تضعیف یا تداوم هژمونی دلار و سناریوهای محتمل، همراه با تحلیل وضعیت ایران است. روش: این مطالعه از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد آینده پژوهی استفاده کرده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و نظرسنجی از ۱۲ خبره (اساتید دانشگاه و پژوهشگران اقتصاد سیاسی و روابط بین الملل) جمع آوری شده اند. ابزارهای تحلیل شامل نرم افزارهای میک مک برای تحلیل ماتریس متقاطع و اطلس.تی.آی برای کدگذاری کیفی است. همچنین از ابزار سوات برای تحلیل راهبردی وضعیت ایران بهره گرفته شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهند که عواملی مانند گسترش فناوری های مالی دیجیتال، کاهش اعتماد جهانی به دلار، رشد یوآن چین، و ابتکارات بریکس، هژمونی دلار را تهدید می کنند. تحریم های آمریکا و بحران های ژئوپلیتیکی نیز این روند را تسریع کرده اند. نتیجه گیری: هژمونی دلار به سمت افول تدریجی و نظام مالی چندقطبی در حرکت است. ایران می تواند با تقویت همکاری های منطقه ای، استفاده از ارزهای جایگزین، و توسعه فناوری های مالی، استقلال اقتصادی و امنیت ملی خود را تقویت کند، اما باید به چالش های فنی و ژئوپلیتیکی این گذار توجه نماید.
رویکرد اکوسیستمی به علم و فناوری در حوزه پدافند غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۸
203 - 235
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله بر اساس اصول و مولفه های اثرگذار بر رویکرد اکوسیستمی به علم و فناوری، چارچوبی (مدلی) برای پیاده سازی در حوزه پدافند غیرعامل ارائه می دهد. روش شناسی: نوع تحقیق کاربردی و روش تحقیق توصیفی- پیمایشی است. همچنین رویکرد این تحقیق آمیخته (کمی و کیفی) می باشد. در این تحقیق از اسناد، مدارک، گزارش ها، کتاب ها و مقاله های علمی مرتبط با موضوع تحقیق استفاده شد. جامعه آماری شامل تمام خبرگان و صاحب نظران متخصص و خبره در موضوع تحقیق می باشد. حجم نمونه آماری این تحقیق با استفاده از فرمول کوکران با توجه به تعداد جامعه آماری تحقیق (124 نفر) و پارامترهای تعیین شده، تعداد 93 نفر در نظر گرفته شده و به روش طبقاتی تصادفی ساده، نمونه گیری به عمل آمده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از ابزار پرسش نامه در قالب فن ISM (مدل سازی ساختاری تفسیری) استفاده گردید. یافته ها: با انجام مطالعات محیطی و با استفاده از داده های جمع آوری شده تعداد 12اصل و 11 بعد حاکم بر اکوسیستم علم و فناوری در پدافند غیرعامل استخراج شد. نتایج: در این مقاله ضمن پرداختن به مزایای رویکرد اکوسیستمی، الگویی جهت ایجاد یک زیست بوم علم و فناوری با پنج لایه ی تولید دانش، نوآوری، تجاری سازی، حمایت از توسعه و تأثیر اجتماعی و فرهنگی ارائه شده است، که می تواند به سیاست گذاران و مدیران کمک کند تا تهدیدات نهفته در ذات فناوری را به فرصت هایی برای پیشرفت تبدیل کنند.
اولویت بندی روش های پیش بینی تقاضا در زنجیره تأمین آماد طبقه نه نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
125 - 164
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بررسی و اولویت بندی روش های مختلف پیش بینی تقاضا در زنجیره تأمین آماد طبقه ۹ نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران. روش ها: در این پژوهش، داده های واقعی مربوط به تقاضای این اقلام برای دو یگان جمع آوری شد. از پنج روش پیش بینی شامل میانگین متحرک، میانگین متحرک وزنی، هموارسازی نمایی، هموارسازی نمایی تعدیل شده و رگرسیون خطی برای تحلیل الگوهای تقاضا استفاده شد. عملکرد روش ها با معیارهای میانگین خطای مطلق و میانگین مربعات خطا ارزیابی و تفاوت های آماری بین آن ها با آزمون ANOVA و تست Tukey مقایسه گردید. روش اجرای پژوهش مقایسه ای توصیفی است که در آن روش های پیش بینی تقاضا بر اساس دو متغیر بدون اینکه رابطه علی و معلولی بین متغیرها را مدنظر قرار دهیم مقایسه کردیم. یافته ها: نتایج نشان داد سه قلم کالا (لاستیک سبک، سنگین و باتری سبک) روش رگرسیون خطی کمترین خطا را دارد، درحالی که برای قلم چهارم یعنی باتری سنگین، بهترین عملکرد مربوط به روش میانگین متحرک بود. آزمون ANOVA در مورد سه قلم کالا نشان داد که بین روش ها تفاوت معناداری وجود ندارد، اما در مورد باتری سنگین، اختلاف معنی داری مشاهده شد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد بهتر است روش پیش بینی مناسب بر اساس نوع کالا و الگوی تقاضای آن انجام شود. اگرچه روش رگرسیون خطی غالباً بهترین عملکرد را نشان داد، اما در برخی موارد، روش میانگین متحرک نیز کارآمد است؛ بنابراین، ارزیابی دقیق ویژگی های هر نوع کالا و محیط عملیاتی، کلید موفقیت در بهبود فرایندهای پیش بینی در زنجیره تأمین است.
رابطه استقلال سیاسی و پیشرفت در منظومه فکری آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، استقلال و پیشرفت مورد توجه و از مهم ترین اهداف نظام های سیاسی بوده و زیربنا و اساس فکری رهبران و دولتمردان تمام جوامع، پیشرفت همه جانبه از طریق ارائه راه کارهای اساسی با شاخصه های مشخص تشکیل است. استقلال سیاسی به عنوان یکی از ارکان اساسی هر نظام سیاسی، نقشی کلیدی در تحقق اهداف و پیشرفت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایفا می کند. در منظومه فکری آیت الله خامنه ای، این مفهوم نه تنها به عنوان یک اصل بنیادی مطرح می شود، بلکه به عنوان پیش شرطی برای پیشرفت و توسعه در ابعاد مختلف نیز مورد تأکید قرار می گیرد. این مقاله به بررسی رابطه میان استقلال سیاسی و پیشرفت در اندیشه های آیت الله خامنه ای می پردازد و به این سؤال پاسخ می دهد که چگونه استقلال سیاسی می تواند به پیشرفت های قوام یافته اجتماعی و اقتصادی منجر شود. با توجه به اهمیت تبیین آرای آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر و سکان دار نظام سیاسی، پژوهش حاضر به تبیین رابطه میان استقلال سیاسی و پیشرفت، از دو جنبه، رابطه استقلال سیاسی با شاخصه های پیشرفت جمهوری اسلامی ایران و نسبت بین وابستگی سیاسی و عقب ماندگی و همچنین موضوع استقلال، جایگاه و شاخصه های آن به روش تبیینی پرداخته است. بر اساس یافته های پژوهش، فرایند استقلال از استقلال سیاسی به عنوان پایه و اساس استقلال، شروع، سپس به استقلال اقتصادی و در نهایت به استقلال فرهنگی ختم می شود؛ همچنین استقلال سیاسی به کشورها این امکان را می دهد که بدون دخالت خارجی تصمیم گیری کنند و در نتیجه، هویت ملی و فرهنگ خود را حفظ نمایند.
واکاوی روابط ایران و افغانستان در دولت طالبان و عوامل موثر بر آن (2025-2021)
منبع:
سیاست پژوهی غرب آسیا سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۳
60-79
حوزههای تخصصی:
قدرت گرفت ن دوب اره طالب ان در افغانس تان ب ا خ روج نیروه ای آمریکای ی به دنب ال تص رف کاب ل، پایتخ ت ای ن کش ور رخ داد و س بب ش د جمه وری اس لامی ای ران در مواجه ه ب ا همس ایه های ش رقی خود دچ ار برخ ی تناقض ه ا ش ود. از س ویی، چ ون ابع اد تح ولات ب رای ای ران روش ن نیس ت، ب ه آنچ ه می گ ذرد ب ه دی ده تهدی د و تردی د می نگ رد و وج ود توطئ ه در تمام ی تح ولات را دور از ذه ن نمی دان د. هرچند ایدئولوژی در محور سیاست خارجی طالبان قرار دارد، اما این ایدئولوژی همچون گذشته از یکپارچگی و انسجام کامل برخوردار نبوده و دچار نوعی دوگانگی شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که ایدئولوژی طالبان دوره دوم چه تاثیری بر روابط ایران با افغانستان دارد؟ روش پژوهش کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و اینترنتی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه یکپارچگی کامل ایدئولوژیکی ویژگی دوره اول حاکمیت طالبان بوده است، طالبان دوره جدید بر پایه عوامل موثر داخلی و خارجی، قومیت و ایدئولوژی به دو گروه با خاستگاه های فکری متفاوت تبدیل شده و از یکپارچگی ایدئولوژیک فاصله گرفته است، این دوگانگی ایدئولوژیک عاملی تعیین کننده بر روابط ایران و افغانستان در دوره جدید طالبان است.
امنیتی سازی تغییر اقلیم در سیاست بین الملل؛ (روند، دلایل و اقدامات فردی و جمعی)
منبع:
سیاست پژوهی غرب آسیا سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۳
80-108
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی به عنوان یکی از بزرگ ترین تهدیدهای زندگی بشر ارزیابی می شود و این ظرفیت را دارد که سیاست بین المللی را به شکل بی سابقه ای تغییر دهد. این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد که چه عوامل عینی باعث شده است که تغییر اقلیم به عنوان یک موضوع امنیتی در عرصه های سیاسی و توسط نهادها و سازمان های مختلف مورد توجه قرار بگیرد و چگونه بازنمایی های خاص تغییرات اقلیمی بر بحث ها، سیاست ها و عملکردهای سیاسی تأثیر گذاشته است. در پاسخ باید گفت که تغییر اقلیم با تغییر در شیوه معیشت مردم در مناطق مختلف جهان و تشدید فقر، پیامدهای امنیتی قابل توجهی داشته است. این عامل در کنار قدرت سازنده امنیتی سازی سبب شده است که تغییر اقلیم به عنوان یک موضوع امنیتی مورد توجه قرار بگیرد. همچنین با ورود تغییر اقلیم به عرصه سیاست و امنیتی شدن آن، سیاست بین الملل به سمت اتخاذ راه کارهایی برای کاهش دی اکسیدکربن در سطوح فردی و جمعی سوق یافته است. مباحث این مقاله به شیوه توصیفی-تحلیلی، روند، دلایل و پیامدهای امنیتی شدن تغییر اقلیم را تحلیل می کند.
سیاست و روابط بین الملل در جهان زیست هیبریدی هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
35 - 64
حوزههای تخصصی:
درک روزآمد از علم روابط بین الملل، محتاج درنگ نقادانه در سیاست بین الملل و تحولات جاری در نظام جهانی است. اندیشه سازی درباره رخدادهای بین المللی بدون رجوع به این سازه ادراکی، شهودی از آرای بی اعتبار در عصر هوش مصنوعی شناخته شده که استعدادی برای بازاندیشی در سازه های تئوریک نخواهد داشت. عطف به این حکم، پیدایش ابررسانه های ارتباطی-اطلاعاتی در معادلات جهانی، بازاندیشی در تدابیر نظری تئوری های روابط بین الملل جهت مدیریت معوقات فکری را به یک ضرورت بدل ساخت. اقتضای این ضرورت، مزید بر تلاش برای تدبیر ناترازی های نظری، تقویت غنای تحلیلی علم روابط بین الملل است تا سیاست را نه یک اندیشه خام، بلکه فن نظرورزی فهم کند. بررسی مبادی فوق، پرسشی را نزد نگاشته جاری بها داده که چگونه درک دیگرگون رخدادهای بین المللی توسط رسانه ها، موجد تعمیق پیوند هوش مصنوعی و علم روابط بین الملل می شود؟ تحولات پارادایمی در نظریه های روابط بین الملل و دگردیسی های مستحدث در سیاست جهانی از یک سو و رهیدن چرخه اندیشه ورزی از سلطه گفتمان های تئوریک از سوی دیگر، به چنین مناسباتی شکل می دهند. در صحت وسقم این سخن، یافته های پژوهش خبر از امکان ظهور روابط بین المللِ الگوریتمی و حکمرانی داده ها می دهند. فرضیه پژوهش با استقراض از نظریه نظم تکثیری و هوشمند، با روش تحلیلی به آزمون گذاشته می شود.
نسبت میان سرمایه اجتماعی، انقلاب و تمدن نوین اسلامی در اندیشه سیاسی آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین خنثی شدن فعالیت های ضدانقلاب و بیگانگان در سال های نخستین استقرار جمهوری اسلامی (حوادثی نظیر فعالیت های گروه های تجزیه طلب، کودتای نظامی و جنگ تحمیلی) محصول به میدان آمدن سرمایه ی اجتماعی شکل گرفته در دهه ی پنجاه و شصت هجری شمسی بود. اهمیت رجوع به سرمایه های اجتماعیِ شکل گرفته از ظرفیت های ایرانی – اسلامی در حل بحران های تاریخ معاصر، به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به تدریج جای خود را در چیستی حکمرانی و تمدن نوین اسلامی نزد آیت الله خامنه ای پیدا نمود و بدین ترتیب، اندیشه ی انقلاب اسلامی با حکمرانی و تمدن اسلامی تکمیل و به روز شد. این مقاله با محوریت این پرسش که جایگاه سرمایه اجتماعی در تحقق حکمرانی و تمدن نوین اسلامی چیست؟ در پی اثبات این فرضیه است که حصول به حکمرانی اسلامی و تمدن نوین اسلامی بدون پشتوانه ی سرمایه ی اجتماعی در اندیشه سیاسی آیت الله خامنه ای امکان پذیر نمی باشد؛ بنابراین، شرط تحقق حکمرانی اسلامی و به تبع آن، شکل گیری تمدن نوین اسلامی، استفاده از ظرفیت های سرمایه های اجتماعی به طور تمام و کمال است. یافته های تحقیق که بر اساس به کارگیری روش تحلیل مضمون به دست آمد، نشان می دهد که تحقق حکمرانی و تمدن اسلامی نزد آیت الله خامنه ای نیازمند دو اصل اساسی (به مثابه ی مضامین فراگیر اصلی) که در ارتباط با سرمایه اجتماعی معنا می یابند، است. نخست، مردم محوری؛ که نشان می دهد شکل گیری تمدن اسلامی بدون خواست و یاری مردم غیرممکن است و دوم این که اسلام و ارزش های انقلابی، مهم ترین سرمایه اجتماعی ایرانیان برای حصول به تمدن نوین اسلامی است و ازاین جهت باید به عنوان نقشه ی راه در نظر گرفته شوند.
الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پسا جنگ ۱۲ روزه
منبع:
غرب آسیا سال ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰)
1 - 30
حوزههای تخصصی:
از دیرباز «بازدارندگی» یکی از مسائل اصلی همه دولت ها در محیط بین المللی بوده است. در دوران ظهور فناوری های نوین به ویژه فناوری هوش مصنوعی، بازدارندگی وارد مرحله تازه ای شده است. هوش مصنوعی با قابلیت های گسترده در حوزه های تحلیل داده، پیش بینی رفتار دشمن، جنگ سایبری، عملیات شناختی و کنترل اطلاعات، توانسته است محاسبات راهبردی دولت ها را تغییر دهد. این فناوری نه تنها ابزارهای دفاعی و تهاجمی را متحول کرده، بلکه به عنوان یک عامل تعیین کننده در شکل گیری بازدارندگی نوین مطرح شده است. با توجه به کاربست فناوری های نوین در جنگ دوازده روزه، ضرورت ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته نمایان شده و الزامات بازدارندگی ایران را با پیچیدگی هایی مواجه ساخته است. هدف اصلی این مقاله شناسایی الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پساجنگ ۱۲ روزه است. پرسش اصلی این مقاله عبارتست است این که «الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پسا جنگ ۱۲ روزه کدامند؟» فرضیه مطروحه تحقیق این است که الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پساجنگ ۱۲ روزه عبارت است از الزامات سخت افزاری (تقویت توان موشکی و پهپادی و ... ) و الزامات نرم افزاری (استفاده از هوش مصنوعی، مدیریت ابزارها و فضای رسانه ای و ... .) این ترکیب می تواند ایران را در برابر تهدیدات نوین مقاوم تر سازد و به کشور امکان دهد تا در عرصه بین المللی، بازدارندگی خود را نه تنها بر پایه قدرت سخت، بلکه بر اساس توان فناورانه و نوآوری بومی تثبیت کند. مقاله از نوع کاربردی است و با استفاده از روش تحقیق توصیفی انجام خواهد شد. داده های مورد نیاز به روش کتابخانه ای و با استفاده از ابزار اسناد و مدارک گردآوری و به روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.
شکیبایی سیاسی و کارکردهای آن در حکمرانی اخلاقی اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۹
50 - 27
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل نقش و کارکردهای شکیبایی سیاسی به عنوان یک فضیلت اخلاقیِ بنیادین در چارچوب حکمرانی اخلاقی از منظر اسلام است. شکیبایی سیاسی که بر اصول اعتدال و حکمت مبتنی است، چونان شاخصی کلیدی در فرایند اعمال قدرت و تعاملات سیاسی، ضرورت حفظ سعه صدر، رواداری، تحمّل دیدگاه ها و مواضع مخالف، خویشتن داری و پرهیز از کینه توزی را به روشنی نشان می دهد. این فضیلت اخلاقی باعث می شود که در کنشگری سیاسی، آزادی، حضور و نقش دیگران به رسمیت شناخته شود و تعاملات سیاسی در بستر اخلاق، عدالت و خردمندی شکل گیرد که در نهایت به تقویت حکمرانی مطلوب و همگرایی اجتماعی منجر می شود. مسئله اصلی پژوهش، بررسی کارکردهای شکیبایی سیاسی در حکمرانی اخلاقی از منظر اسلام است. پرسش این است که چگونه شکیبایی سیاسی با ویژگی های ذاتی خود مانند سعه صدر، تحمّل مخالف و خویشتن داری، می تواند چونان اصلی بنیادین و محوری در حکمرانی اخلاقی در نظام اسلامی، نقش آفرینی کند و چه تأثیرات گسترده ای بر بهبود کیفیت روابط قدرت، تعاملات میان دولت، نهادهای مدنی و شهروندان خواهد داشت؛ افزون بر این پژوهش در پی ارائه راهکارهای عملی و سازوکارهای مؤثر برای نهادینه سازی این فضیلت اخلاقی در ارکان حاکمیت و فرایندهای حکمرانی است تا از این طریق زمینه های گفتگوی سیاسی سازنده، تحمل اختلافات و مدیریت تعارض های اجتماعی به شکل مؤثرتری بهبود یابد و به پیشرفت سیاسی پایدار کمک شود. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و با استفاده از منابع اسلامی، متون فقهی و سیاسی، به روش اجتهادی مفاهیم کلیدی همچون شکیبایی، اعتدال، حکمت و رواداری به دقت بررسی شده اند. این روش امکان تحلیل عمیق و هم زمان تطبیقی مفاهیم با واقعیت های حکمرانی در نظام اسلامی را فراهم کرده است. داده ها به شکل توصیفی و تحلیلی از متون دینی استخراج گردیده و بر اساس رویکرد عقلانی و نقلی بررسی شده اند. نتیجه اینکه شکیبایی سیاسی، چونان فضیلتی اخلاقی، زمینه ساز تقویت عقلانیت و خردمندی در سطح جامعه است و به افراد و نهادها این امکان را می دهد که از دام احساسات گذرا و واکنش های هیجانیِ آنی فراتر روند. این قابلیت سبب می شود روابط میان شهروندان با دیدگاه ها و گرایش های مختلف به سمت همدلی، گفتگوهای منطقی و آرامش بخش هدایت شود و فضا برای تفاهم و مشارکت فعال تر فراهم گردد؛ افزون بر این شکیبایی سیاسی موجب ارتقای جایگاه نظام سیاسی در نظر مردم می شود و مشروعیت آن را تقویت می کند؛ زیرا پذیرش و احترام به دیدگاه های متنوع، موجب افزایش اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی می شود؛ همچنین این فضیلت نقش مهمی در پیش گیری از رفتارهای خشونت آمیز، افراطی و واکنش های هیجانی دارد و از بروز شکاف ها و تنش های اجتماعی جلوگیری می کند. این مجموعه کارکردها، شکیبایی سیاسی را به یکی از ارکان اساسی تحقّق حکمرانی اخلاقی و توسعه سیاسی پایدار تبدیل می کند. نتیجه نهایی اینکه شکیبایی سیاسی به عنوان یک فضیلت اخلاقی، رکن اساسی و زیربنایی حکمرانیِ اخلاقی در نظام اسلامی به شمار می رود و ضروری است که این فضیلت به شکل نظام مند، ساختاری و پایدار در ارکان مختلف حکومت نهادینه شود. تدوین منشور شکیبایی سیاسی از ضرورت های کلیدی برای تحقّق این هدف است. این منشور، اصول الزام آور برای رفتار مداراگرانه نهادهای حکومتی، تعیین فرایندهای شفاف و منظم گفتگو و مذاکره سیاسی در شرایط عادی و بحران، قواعد تنظیمی برای رفتار صبورانه احزاب، رسانه ها و نخبگان سیاسی، ضمانت های اجرایی مؤثر برای مقابله با رفتارهای تندروانه، افراطی و خشونت سیاسی و همچنین ایجاد سازوکارهای نظارتی مردمی برای پایش میزان پای بندی نهادهای حاکمیتی به این فضیلت را شامل می شود. این منشور می تواند بستر مناسبی برای رشد فرهنگ حکمرانی مطلوب، تعمیق عقلانیت سیاسی و تقویت فضای گفتگوی علمی و انتقادی فراهم آورد؛ همچنین روابط میان دولت، شهروندان و نهادهای مدنی را به صورت قانونی، منطقی و محبت آمیز تنظیم کرده، موجب جلب اعتماد و مشارکت گسترده مردم در فرایندهای سیاسی و اجتماعی شود. در نهایت این نهادینه سازی شکیبایی سیاسی، نظام سیاسی را به سمت پویایی، پیشرفت پایدار و انسجام اجتماعی هدایت می کند؛ بدین ترتیب شکیبایی سیاسی نه تنها عاملی بازدارنده در برابر طغیان، خشونت و ناشکیبایی سیاستمداران و قدرتمندان است، بلکه بستری مهم و کلیدی در تحقّق عدالت، تعامل مثبت و همدلی اجتماعی در جامعه اسلامی به شمار می رود و نقش مؤثری در تحکیم بنیان های حکمرانی اخلاقی و ایجاد جامعه ای همراه با رفاه، آرامش و ثبات سیاسی دارد.