فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۲ مورد.
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
193 - 227
حوزههای تخصصی:
مطالعه آشوب های اجتماعی از منظرهای گوناگون، دغدغه جامعه اطلاعاتی است. هدف از این مطالعات، ادراک چرایی و عوامل زمینه ساز برای کنترل و دستیبابی به قدرت پیش بینی آنهاست. مدل اپستین، مقبول ترین مدل عامل بنیان برای مدلسازی آشوب اجتماعی است که از زمان ارائه تاکنون، ارتقاهایی متعددی یافته است. در این مقاله ابتدا یک مرور جامع بر تمام کارهایی که این مدل را ارتقا داده اند خواهیم داشت. سپس ارتقای مدنظر روی مدل شرح داده شده و خروجی مدل پیاده سازی شده بررسی خواهد شد. نتایج مدل سازی در این پژوهش، نشان می دهد مهم ترین پارامتر در کاهش تعداد معترضان فعال و زندانی ها، پارامتر مشروعیت حکومت است. همچنین، در مدل سازی دیده شد که با ارتقای مدل اپستین و تغییر متناوب و پیوسته پارامتر میزان مشروعیت از مقدار 0 تا 1 و بطور معکوس تعداد افراد آرام وغیرمعترض به بیشترین تعداد خواهد رسید لذا با تمرکز بر این پارامتر، میتوان مدیریت کلان لازم را در مواجه با صحنه آشوب، اعمال نمود
بررسی مقایسه ای سیاست خارجی ترکیه و عربستان سعودی در سوریه و لیبی (2024-2011)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
130-159
حوزههای تخصصی:
عربستان و ترکیه به عنوان دو قدرت منطقه ای متحد آمریکا، نقش مهمی در تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا بازی می کنند. با این حال پس از آغاز اعتراضات عمومی و شروع بحران های داخلی در جهان عرب از سال 2011، این دو دولت سیاست های متفاوتی را در سوریه و لیبی در پیش گرفتند. پرسش اصلی مقاله این است که سیاست خارجی ترکیه و عربستان سعودی در خصوص تحولات سوریه و لیبی چه شباهت ها و تفاوت هایی دارد و چه عواملی باعث شکل گیری این تفاوت ها و شباهت ها شده است؟ فرضیه پژوهش تأکید می کند که «با وجود شباهت جایگاه ترکیه و عربستان در ساختار قدرت منطقه ای و قرار گرفتن در یک بلوک قدرت واحد، تفاوت میان ژئواستراتژی و ژئواکونومی این دو دولت به همراه تمایز نوع و سطح اتصالات آن ها با محیط بحران در سوریه و لیبی باعث گردید آن ها در بحران سوریه به همکاری با هم بپردازند و در بحران لیبی در مقابل هم بایستند». برای آزمون فرضیه از رویکرد مقایسه ای استفاده گردید و داده ها به روش اسنادی جمع آوری گردیدند. چارچوب مفهومی مقاله به صورت محقق ساخته و با ترکیب مفاهیم دولت بیشینه ساز قدرت و اصل احاله مسئولیت از مرشایمر، جنگ نیابتی از مامفورد و همچنین مفاهیم ژئواستراتژی و ژئواکونومی تمهید گردیده است.
تصویر مطلوب سیاسی انقلاب اسلامی در افق ۱۴۱۴ ه.ش در جهان اسلام از منظر امامین انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین هدف انقلاب اسلامی در راستای تشکیل حکومت عدل الهی در جهان عبارت است از کمک به شکل گیری کشورهای مستقل، آزاد، برخوردار از ثروت و امنیت، متدین و بهره مند از معنویت و اخلاق می باشد. با توجه به گسترش روزافزون صدور فرهنگی ارزش های متعالی انسانی و الهی انقلاب اسلامی در کشورهای جهان اسلام و حتی کشورهای غیر اسلامی، لازم است تا تصویر مطلوبی از سیاست های انقلاب اسلامی در جهان اسلام ارائه شود تا مسیر رشد و تعالی فعالین انقلاب اسلامی در راستای این تصویر تعریف گردد و مشکلاتی که تصاویر غیر واقعی تمدن مادی بشری که بویژه غرب برای انحراف و تحریف واقعیت ها کشیده است مشخص و به نمایش درآورده شود. در این پژوهش با جمع آوری داده ها از طریق روش دلفی و بررسی اندیشه های امامین انقلاب اسلامی از طریق مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل داده ها از طریق پنل های خبرگانی و مصاحبه های عمیق، به بررسی پاسخ پرسش های اصلی و فرعی پژوهش پرداخته شده است. یافته های پژوهش شامل مواردی همچون مؤلفه های قدرت سیاسی انقلاب اسلامی در جهان اسلام بر مبنای اندیشه امامین انقلاب اسلامی در افق 1414 اشاره شده است و همچنین راهکارهای تحقق تصویر مطلوب انقلاب اسلامی بر مبنای اندیشه امامین انقلاب اسلامی است که منجر به نزدیک شدن به جامعه تمدن نوین اسلامی و کمال انسانیت می باشد.در پایان بر اساس این یافته های پژوهش، تصویر مطلوبی از جایگاه سیاست انقلاب اسلامی در جهان اسلام از دیدگاه امامین انقلاب اسلامی ترسیم گشته است.
Analysis of the Features of Jihadi Management in the Second Phase of the Islamic Revolution with an Emphasis on the Intellectual System of Imam Khamenei(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In order to select competent managers, there must be indicators to evaluate managers with those criteria. Imam Khamenei interprets Jihadi management as a kind of spirit of struggle culture and conscious activism. The purpose of this research is to explain the characteristics of Jihadi management taken from the scholarly statements of the Supreme Leader (Madazaleh) and to present it to the country's management community in order to promote , applying and implementing their guidelines in the Islamic society. Now the question is, what are the characteristics of Jihadi management in the second step of the revolution with emphasis on the intellectual system of Imam Khamenei? By using the method of thematic analysis, the researcher conceptualized the data obtained from the statements of Imam Khamenei. Based on those concepts, primary themes and organizing themes were obtained. Finally, by combining and integrating the inclusive themes of five dimensions of faith and working for God, seriousness and tirelessness, insight in doing assigned tasks, haste combined with tact, antipathy with an emphasis on the thought of Imam Khamenei (Madazla) were extracted.
دیپلماسی رسانه ای ترکیه و بسط هویت نوعثمانی گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی تمدن نوین اسلامی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
149 - 176
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، رسانه های نوین به ابزاری قدرتمند برای بازنمایی هویت و نفوذ در افکار عمومی تبدیل شده اند. ترکیه به عنوان بازیگری فعال در عرصه بین الملل، از این ابزار به طور هوشمندانه ای در فضای سیاست خارجی و برای جلب توجه میان مخاطبان جهانی خود استفاده می کند. رشد چشمگیر رسانه های ترکیه در سال های اخیر، سوالاتی را در مورد اهداف و پیامدهای این پدیده برای ثبات و امنیت منطقه ای به وجود آورده است(مسئله). یکی از پیامدهای مهم این روند، تلاش کشور ترکیه و حزب و عدالت و توسعه به ویژه، برای بسط هویت نوعثمانی گرایی به مثابه عنصری تمدنی در داخل قلمرو حکمرانی خود و در میان جوامع مسلمان (ویژه در قلمرو حکومت عثمانی) است. نوعثمانی گرایی جریانی سیاسی-ایدئولوژیک است که به دنبال احیای امپراتوری عثمانی و گسترش نفوذ ترکیه در منطقه و جهان است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که دیپلماسی رسانه ای ترکیه چه کاربستی در بسط هویت نوعثمانی گرایی به عنوان عنصری موثر در بازتولید تمدنی پیدا می کند؟ به نظر می رسد (فرضیه) دیپلماسی رسانه ای ترکیه از طریق تصویرسازی از ترکیه به عنوان وارث امپراتوری عثمانی و برجسته کردن دستاوردهای تاریخی و تمدنی عثمانی در جهت بسط هویت نوعثمانی گرایی در سطح بین الملل عمل می کند. بررسی این فرضیه، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده خواهد شد. در این روش، محتوای رسانه های ترکیه شامل برنامه های خبری، فیلم ها و سریال ها مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد(روش). تحلیل داده ها این دستاورد را نشان داده اند که میان دیپلماسی رسانه ای ترکیه و هویت نوعثمانی گری، قوام بخشی متقابل برقرار است در نتیجه می توان گفت که رابطه معنادار این دو متغیر موجب شده است که ترکیه در دست یابی به اهداف تعریف شده در دیپلماسی رسانه ای خود کامیاب بوده است.
ژئوپلیتیک کریدور زنگزور و امنیت ملی ایران: مدلسازی تعاملات ائتلاف رقیب با چارچوب نظریه بازی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
145 - 169
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش،تلاش شده است به این سؤال پاسخ داده شود که پیامدهای همسویی و تلاش مشترک اسرائیل،آذربایجان و ترکیه در کریدور زنگزور از سال 2020 تا 2024 برای جمهوری اسلامی ایران چیست؟در همین راستا، ازروش کیفی و مبانی متدلوژیک نظریه بازی ها بهره گرفته شده است. .نتایج پژوهش نشان می دهند که رقابت در منطقه قفقاز بر سر ایجاد کریدور زنگزور که می تواند باعث افزایش رقابت و تنش در این منطقه شود.همچنین تلاش های هماهنگ سه کشور مذکور در کریدور زنگزور نشان دهنده یک راهبرد گسترده در جهت کاهش نفوذ ایران در قفقاز جنوبی و تهدید امنیت ایران را به دنبال دارد و ایران نیز باید برای حفظ منافع و موقعیت خود به ائتلاف با کشورهایی مانند روسیه و ارمنستان روی آورد؛در نتیجه این رقابت و بازی می تواند برای هر یک از بازیگران نتایج متفاوتی داشته باشد و حتی باعث برد-باخت آن ها در رسیدن به منافع-شان شود
بی سرزمینی داعش و تاثیر آن بر محور مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی پیامدهای بی سرزمینی داعش و تأثیر آن بر محور مقاومت می پردازد. با سقوط خلافت داعش و از دست دادن پایگاه های سرزمینی، این گروه از یک نیروی متعارف به یک سازمان چریکی، غیرمتمرکز و فراملی تبدیل شد. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه بی سرزمینی داعش بر امنیت و راهبردهای محور مقاومت تأثیر گذاشته است؟ فرضیه پژوهش بر این اصل استوار است که بی سرزمینی داعش نه تنها موجب کاهش تهدیدات آن نشده، بلکه با تغییر مدل جنگی، تقویت جنگ اطلاعاتی و رسانه ای و گسترش شبکه های تروریستی در مناطق مختلف، چالشهای جدیدی را برای محور مقاومت ایجاد کرده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که داعش پس از از دست دادن قلمرو، تمرکز خود را بر حملات پراکنده، جنگ سایبری و تبلیغاتی، و ایجاد شاخه های فراملی در آفریقا، آسیای مرکزی و افغانستان گذاشته است. این تحولات موجب شده که محور مقاومت نیز استراتژیهای خود را تغییر داده و علاوه بر عملیاتهای نظامی، مقابله اطلاعاتی و رسانه ای را در اولویت قرار دهد. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی بوده و از منابع کتابخانه ای و اسناد مرتبط برای بررسی تحولات پس از بی سرزمینی داعش استفاده شده است.
از هوش مصنوعی تا هوش ارگانوئیدی در روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات اخیر در حوزه هوش مصنوعی و هوش ارگانوئیدی تأثیرات عمیقی بر روابط بین الملل گذاشته اند، به گونه ای که دیپلماسی، امنیت، و حکمرانی جهانی را دگرگون ساخته اند. هوش مصنوعی با توانایی پردازش داده های عظیم و ارائه پیش بینی های راهبردی، به ابزاری حیاتی در عرصه سیاست و امنیت تبدیل شده است، در حالی که هوش ارگانوئیدی با شبیه سازی عملکرد مغز انسان، تحلیل های کیفی را ارتقا داده و محدودیت های هوش مصنوعی در درک پیچیدگی های انسانی را جبران می کند. این پیشرفت ها به کشورها امکان می دهد تا در مدیریت بحران ها، مذاکرات دیپلماتیک، و حتی درگیری های نظامی با دقت و سرعت بیشتری عمل کنند. با این حال، گسترش هوش غیرانسانی چالش های مهمی را نیز ایجاد کرده است، از جمله مسائل مربوط به مسئولیت پذیری در تصمیم گیری های خودکار، حفاظت از داده ها، و افزایش شکاف فناورانه بین کشورها که نیازمند تدوین چارچوب های حکمرانی جهانی است. علاوه بر این، وابستگی فزاینده به سیستم های هوشمند ممکن است حاکمیت ملی و استقلال تصمیم گیری دولت ها را تضعیف کند. این مقاله با رویکردی کیفی، نقش این فناوری ها را در حوزه روابط بین الملل بررسی می کند و با ارائه تحلیلی جامع، بر ضرورت درک تأثیرات این فناوری ها بر روابط بین الملل تأکید دارد و پیشنهاد می کند تحقیقات آینده باید بر تعادل بین کاربردهای راهبردی و ملاحظات اخلاقی تمرکز کنند تا استفاده مسئولانه از آن ها تضمین شود.
بررسی و تحلیل نقش علم و فناوری در حکمرانی عزت آفرین ایران در گام دوم انقلاب (با تأکید بر نقد نظام سلطه و تبیین الگوی بومی از منظر آیت اللّه خامنه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات پرشتاب دانش و فناوری در عصر حاضر، افزون بر خلق بسترهای نوین برای تعالی بشر، اغلب به ابزاری در خدمت بازتولید هژمونی و تعمیق ساختارهای نابرابر در نظام بین الملل تبدیل شده است. سیاست گذاری های علمی و فناورانه در غرب، به ویژه از حیث سازوکارهای حکمرانی دانش، عمدتاً معطوف به تحکیم منافع انحصاری قدرت های مسلط و تثبیت مناسبات سلطه گرانه بوده و از این رهگذر، علم را از کارکردهای اصیل خود در راستای تحقق عدالت، ارتقای معنویت و رفع نیازهای واقعی انسان معاصر دور ساخته است. در واکنش به این وضعیت، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به بنیان های فلسفی و تمدنی فرهنگ اسلامی ایرانی و اتخاذ رویکردی انتقادی به منطق سلطه علمی غرب، درصدد طراحی و استقرار الگویی بومی، مستقل و عزت آفرین از حکمرانی علم و فناوری برآمده است. این مطالعه با بهره گیری از چهارچوب مفهومی اسپریگنز، به واکاوی فرایند تکوین و تطور اندیشه راهبردی حضرت آیت اللّه خامنه ای درباره نسبت علم، فناوری و حکمرانی می پردازد. بر مبنای چهار مرحله مدل اسپریگنز شامل ادراک بحران، تبیین علل، ارائه راه حل و تجویز عملی نشان داده می شود که معظم له با شناسایی بحران وابستگی علمی و شکاف دانشی، ریشه های آن را در سلطه ساختارهای جهانی دانش و ضعف استقلال و خودباوری علمی می دانند. راهبرد ایشان بر توسعه «علم نافع»، تربیت نیروی انسانی متعهد و نوآور، تحکیم زیرساخت های خوداتکایی علمی و پیوند عمیق میان علم، اخلاق و عدالت اجتماعی استوار است و بر لزوم شکل دهی به نظام حکمرانی بومی و مقتدر در عرصه دانش و فناوری تأکید دارند. برایند این تحلیل حاکی از آن است که در چهارچوب فکری رهبر انقلاب اسلامی، حکمرانی علم و فناوری باید به مثابه ابزاری راهبردی برای ارتقای اقتدار ملی، تحقق عدالت اجتماعی و ایفای نقش فعال و تمدن ساز در نظام بین الملل تلقی شود. این رویکرد امکان عبور فعال و خلاقانه از ساختارهای سلطه و ارائه الگویی الهام بخش برای دیگر جوامع مستقل و عدالت خواه را فراهم می سازد.
Analyzing Determinate Factors Affecting the Relations Between Islamic Republic of Iran and European Union (1979-2022) from the view point of discourse theory(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Talking about the history of relations between European countries and Iran dates back to the Safavid era. Almost from the beginning of the relations between Iran and Europe, the importance of dealing with a country with the geographical coordinates of Iran became apparent to all European leaders; This unparalleled importance led to a countless European departures toward Iran over the years and the history of Iran witnessed the presence and influence of European forces. The hypothesis of this article is that After the Islamic Revolution, the relations between the Islamic Republic of Iran and Europe have undergone significant changes, and the logic governing Iran-Europe relations has completely changed. In fact, it seems following the Islamic Revolution, the relationship between theses actors, entered a state where even changes in governments and policymakers, the occurrence of various influential events, and efforts by both sides to improve relations, did not lead to continual progress. This indicates the presence of a fundamental factor in Iran-Europe relations that has consistently weakened their interactions over the years. But What is this fundamental factor that transcends all changes and influences their relationship? By employing discourse analysis methodology, The findings of this article suggest that the primary factor affecting the improvement or deterioration of Iran-Europe relations is the different and often conflicting discourses of these international actors; which serves as the main structural element shaping their interactions. This basis factor, brings two additional categories of factors—domestic and external ones—that play a secondary role in shaping Iran-Europe relations.
بررسی نقش فناوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی در تحول مشارکت سیاسی جامعه ایران؛ فراترکیب تحلیل ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
47-85
حوزههای تخصصی:
مشارکت سیاسی به عنوان یک ابرمفهوم ، ابعاد ،اشکال ،مشتقات و ملزومات فراوانی در دل خود جای داده است که در گروهها و افراد مختلف جامعه به نسبت شرایط فرهنگی،اجتماعی و فناورانه وضعیت و نمود متفاوت دارد. در این نوشتار با عنایت به متون و مقالات متعدد و با بهره گیری از روش فراترکیب(متاسنتز) و با نگاهی جامع و کلی، کیفیت وابعاد مختلف تاثیر فناوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی را بر اشکال ،ابعاد و مؤلفه های مشارکت سیاسی مورد بررسی قرار داده ایم. با غربالگری و عملیاتی سازی گامهای هفتگانه فراترکیب در نهایت 35 مقاله به عنوان جامعه آماری نهایی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نهایی حاصل از فراترکیب محتوا و نتایج متون منتخب جامعه آماری حاکی از این است که بین انواع رسانه ها و شبکه های اجتماعی مجازی مبتنی بر اینترنت و مشارکت سیاسی رابطه و همبستگی وجود دارد و میزان مشارکت سیاسی افزایش یافته است و انواع ،ابعاد و اشکال مشارکت سیاسی تحت تاثیر این فناویهای نوین دچار تحول شده است به طوریکه ما شاهد رشد اشکال مشارکت سیاسی نامتعارف،پنهان،غیر رسمی،آنلاین/مجازی(اشکال جدید مشارکت)و در مواردی افزایش مشارکت انتخاباتی(مشارکت سنتی و رسمی) هستیم .
صلح ابراهیم؛ پیشران ها و بازدارنده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۴
333-354
حوزههای تخصصی:
تحقق یا عدم تحقق اهداف پدیده های سیاسی، حاصل برهم کنش میان پیشران ها و بازدارنده هایی است که در سطوح ساختاری، ادراکی و کارکردی عمل می کنند. پیمان ابراهیم نیز در چارچوب همین منطق قابل تحلیل است؛ به گونه ای که فشارهای ناشی از ساختار نظام بین الملل، ادراک نخبگان از تهدیدها و فرصت ها و ظرفیت های داخلی، به عنوان متغیرهای بنیادین، می توانند مسیر توافق را تسهیل یا با چالش رو به رو سازند. ازاین رو، پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش بنیادین است که: چه پیشران ها و بازدارنده هایی در روند شکل گیری و تحقق اهداف پیمان ابراهیم نقش داشته اند و این عوامل چگونه می توانند مسیر دستیابی به اهداف طراحی شده را تسهیل یا با مانع مواجه سازند؟ این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و نمونه گیری گلوله برفی گردآوری و با نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. در نهایت، ۹۱ مضمون پایه و ۱۸ مضمون سازمان دهنده در قالب دو مضمون فراگیر «پیشران ها» و «بازدارنده ها» شناسایی شد. یافته ها نشان می دهد که حمایت حداکثری ایالات متحده آمریکا و لابی های صهیونیستی نقش پیشران و تسهیلگر دارند، در نقطه مقابل، آرمان فلسطین و انزوای هویتی و ماهیت ظالمانه و استکباری رژیم صهیونیستی، موانع اصلی در مسیر تحقق اهداف این پیمان هستند.
آینده پژوهی وضعیت محیطی (امینی- دفاعی) دو کشور ایران و عراق در نظام امنیت منطقه ای غرب آسیا (2035- 2025)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اصلی ترین موضوعاتی که از منظر مطالعات استراتژیک،توجه قاطبه تحلیل گران را معطوب به خود نموده، تحلیل شرایط ، جایگاه و وضعیت محیطی(امنیتی- دفاعی) دو کشور جمهوری اسلامی ایران و عراق در نظام امنیت منطقه ای غرب آسیا دردهه ی پیش روی خواهد بود.پژوهش حاضر با نگاهی بدیع و آینده پژوهانه ،از نوع آینده پژوهی(کاربردی)، با روش سناریو نویسی ، به شیوه ی کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی تدوین و طراحی شده است. سوال این است که ،جایگاه وضعیت محیطی (دفاعی – امنیتی)دو کشور ایران و عراق درمحیط منطقه ای غرب آسیا در دهه ی پیش روی به کدام سمت و سوی سوق پیدا خواهد کرد ؟بنظر می رسد که جایگاه محیطی دو کشور ایران و عراق در نظام منطقه ای غرب آسیا در دهه ی پیش روی متفاوت از هم خواهد بود. زیرا استراتژی و اهداف طراحی شده دو کشور در محیط منطقه ای متفاوت و متضاد است. یافته ها ی پژوهش حاضر نشان می دهند که ترتیبات محیطی( دفاعی – امنیتی) در دهه ی پیش روی در منطقه ی غرب آسیا از چهار الگوی (ثبات هژمونیک ، مشارکتی ، موازنه قدرت ، هژمون منطقه ای )پیروی میکند. ایران با توجه به منافع ، مولفه ها و جایگاهی که در منطقه دارد، هدف غایی خود را با طراحی استراتژی و راهبردهای متفاوت(حذف رقبای منطقه ای و بین المللی)،رسیدن به هژمون منطقه ای(سناریوی دوم) طراحی نموده است. عراق هم با توجه منافع ، مولفه های موجود و جایگاه خود ، در پی الگوی مشارکتی و تا حدودی توازن قدرت( سناریوی عراق منسجم و فدرالیسم)است.
رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به آفریقا
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
31 - 61
حوزههای تخصصی:
این مقاله در نظر دارد ضمن تبیین ظرفیت های افریقا برای جمهوری اسلامی ایران، به تشریح رویکرد سیاست خارجی ایران در افریقا مبادرت نماید. مقاله با روش کیفی توصیفی-تحلیلی تلاش دارد به این سوال پاسخ دهد که رویکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال افریقا چگونه قابل ارزیابی است؟ در پاسخ به این پرسش مقاله حاضر ضمن تاکید بر قدرت عددی کشورهای افریقایی در سازمانهای بین المللی و ظرفیت های معدنی و بازار مصرفی این قاره، بر این باور است که به رغم موانعی از قبیل: فقدان شناخت متقابل، دوری مسافت، عدم هم تکمیلی اقتصاد ایران و کشورهای آفریقایی، نبود ارتباط مستقیم و منظم هوایی و دریایی، تحریم های یکجانبه بین المللی علیه ایران، و فقدان راهبرد جامع در مورد توسعه همکاری ها با آفریقا، قاره افریقا قاره فرصتها برای سرمایه گذاری جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. بر این اساس، در مبحث نخست تاریخچه روابط ایران و افریقا و ذهنیت مثبت ایرانیان و افریقائیان نسبت به یکدیگر مورد بررسی قرار می گیرد. در مبحث دوم، نقاط مشترک و فرصت های بهره مندی متقابل ایران و آفریقا تجزیه و تحلیل می شود و در مبجث سوم به بررسی موانع و راهکارهای ارتقای مناسبات ایران و افریقا پرداخته می شود. مقاله چنین نتیجه می گیرد که جمهوری اسلامی ایران ضمن اهتمام به نقش آفرینی در انتقال علم و فناوری به افریقا می تواند دیپلماسی اقتصادی خود را در قاره افریقا با رویکرد تقویت زنجیره ارزش ها بهبود بخشد.
عصر جدید تعاملات استراتژیک در روابط چین و آفریقا
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
233 - 275
حوزههای تخصصی:
در عصر جدید تعاملات استراتژیک بین چین و آفریقا، تاثیر کشور چین بر آفریقا به شدت گسترش یافته است. چین با ارائه پیشنهادهای اقتصادی و عملیاتی به آفریقایی ها این امکان را فراهم کرده است تا از فرصت های تجاری و توسعه ای در آفریقا بهره مند گردد. در عین حال این روابط استراتژیک با چالش ها و انتقاداتی مواجه بوده و نگرانی هایی مبنی بر برقراری یک رابطه بی تعادل بین دو طرف وجود دارد. سوال اصلی که مطرح می شود آن است که سیاست چین در آفریقا در جهت انباشت قدرت چین یا در جهت بهبود روند توسعه در آفریقا می باشد؟ فرضیه ای که مطرح می شود آن است که چین در آفریقا با ارائه سرمایه گذاری های قابل توجه در زمینه های اقتصادی، عمرانی و زیرساختی، علیرغم آن که عمدتاً قدرت و تاثیر خود را گسترش داده و نقش بزرگی در این منطقه و در جهت انباشت قدرت خود ایفا می کند، بهبود روند توسعه و رشد اقتصادی در برخی از کشورهای آفریقایی را نیز تقویت کرده است. برای این نوشتار از منابع کتابخانه ای و مقاله ها بهره برده شده است و مقاله حاضر با استفاده از روش کیفی و با رویکردی تحلیلی- توصیفی مبتنی بر نظریه نئورئالیسم، به دنبال بررسی روند روابط چین و آفریقا است و یافته پژوهش آن است که گسترش روابط چین و آفریقا نقاط مثبت و منفی ای بر روی روند توسعه در آفریقا داشته است.
مناسبات ترکیه و رژیم صهیونیستی در مجموعه امنیتی منطقه غرب آسیا و تاثیر آن بر جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۴
22 - 49
حوزههای تخصصی:
مناسبات امنیتی ترکیه و رژیم صهیونیستی، همواره دارای تاثیرات قابل ملاحظه ای بر امنیت منطقه ای غرب آسیا به ویژه ایران داشته است. ترکیه از یک سو، به عنوان متحد منطقه ای آمریکا و از سوی دیگر، به عنوان اولین کشور مسلمان در سال1949 موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت و به دنبال آن، دو دولت به واسطه قراردادهای دوجانبه، روابط خود را تعمیق بخشیدند. در این راستا، سوال پژوهش حاضر این است که مناسبات ترکیه و رژیم صهیونیستی در مجموعه امنیتی غرب آسیا چه تاثیری بر جمهوری اسلامی ایران دارد؟این پژوهش با استفاده از روش کیفی تحلیل اسنادی و گردآوری داده های کتابخانه ای و اینترنتی انجام می شود. بدین ترتیب، این پژوهش با اتکا به نظریه مجموعه امنیتی بوزان و تعریف موسع وی از امنیت نشان میدهد که ترکیه و اسرائیل به عنوان متحدین منطقه ای آمریکا در مجموعه امنیتی منطقه غرب آسیا، در حوزه های مختلف امنیتی به ویژه در حوزه نظامی، اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی همواره همکاری های استراتژیک داشته اند. این درحالیست که در بعد امنیت سیاسی در مقاطع مختلف کم و بیش درگیر اختلافاتی غالبا لفظی می شدند.فلذا، این دو کشور در ابعاد پنجگانه امنیتی به یکدیگر وابستگی داشته و لزوما چالش در یک بعد امنیتی، به معنای نداشتن روابط امنیتی با یکدیگر نیست. به علاوه، روابط امنیتی ترکیه و اسرائیل می تواند بر جهان اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی ایران تاثیرات مهمی داشته باشد به طوری که میتوان هدف مشترک دو کشور را تضعیف ایران و نابودی محور مقاومت اسلامی و بهم خوردن توازن قوا به نفع جبهه غربی-عبری- عربی در مجموعه امنیتی غرب آسیا دانست.
راهبرد موازنه منطقه ای ایران در قفقاز جنوبی: تحلیل کنش گری در برابر محور ترکیه-آذربایجان-اسرائیل پس از جنگ دوم قره باغ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۴
49 - 62
حوزههای تخصصی:
جنگ دوم قره باغ در سال ۲۰۲۰، با ایجاد زلزله ای ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی، موازنه قدرت را به سود محور نوظهور ترکیه-آذربایجان-اسرائیل بازتعریف کرد. این تحول، ایران را با سه گانه ای از چالش های درهم تنیده مواجه ساخت: تهدید انزوای ژئوپلیتیکی از طریق «کریدور زنگزور»، تعمیق حضور نظامی-اطلاعاتی اسرائیل در مرزهای شمالی، و گسترش نفوذ ایدئولوژیک آنکارا. این مقاله با هدف تحلیلی جامع، ابعاد، ابزارها و محدودیت های راهبرد «موازنه فعال» ایران را واکاوی می کند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و توصیفی-تحلیلی و بر پایه چارچوب نظری رئالیسم نئوکلاسیک استوار است که کنش دولت را محصول تعامل فشارهای سیستمی و متغیرهای سطح داخلی می داند. یافته ها نشان می دهد ایران پس از دوره ای از انفعال، به راهبردی چندلایه شامل دیپلماسی مهارکننده، بازدارندگی نظامی معتبر، و رقابت ژئواکونومیک روی آورده است. با این حال، کارآمدی این استراتژی با موانع جدی داخلی، به ویژه آسیب پذیری اقتصادی ناشی از تحریم ها، و عدم قطعیت های خارجی، نظیر ابهام در نقش روسیه، روبروست. در نهایت، نتیجه گیری می شود که موفقیت پایدار این راهبرد به هماهنگی مؤثر ابزارهای سخت و نرم، مدیریت هوشمندانه ائتلاف ها، و تقویت بنیه اقتصادی داخلی برای پشتیبانی از یک سیاست خارجی فعال بستگی حیاتی دارد.
هویت ایرانی در کشاکش تقابلات درونی در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
1 - 40
حوزههای تخصصی:
این پژوهش نشان می دهد که مسئله هویت ملی برای فردوسی در چارچوب تقابل «خود- خود» تبیین شده و او به بررسی مسئله «تقابل های ایرانی- ایرانی» پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش این است که فردوسی چگونه مسئله هویت ایرانی را نه در مواجهه با بیگانه، بلکه در بستر تقابل های درونی بازتعریف می کند. فرضیه پژوهش آن است که فردوسی با نقد وضعیت سیاسی و اجتماعی عصر خود، تقابل های درونی را عامل اصلی تضعیف هویت ایرانی می داند. در این راستا و با بهره گیری از روش شناسی قصدگرای «کوئنتین اسکینر» و از طریق تحلیل مضمون داستان های منتخب شاهنامه به دنبال ارائه فهمی از مسئله هویت ایرانی بر مبنای تقابل خودی با خودی است. این پژوهش از این جهت نوآورانه به نظر می آید که نخست، مسئله هویت ملی را از منظر تقابل «خود- خود» بررسی می کند؛ دوم اینکه اثر تبیین این مسئله و راه حل های آن را در بازآفرینی هویت ایران امروز نشان می دهد.
چالش های همگرایی ایران و اقلیم کردستان در سایه نفوذ اسراییل در منطقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه ج.ا. ایران با کردستان عراق در سال های گذشته متاثر از عوامل بسیاری بوده است، یکی از مهمترین این عوامل حضور رژیم صهیونیستی در این منطقه بوده است. بطوری که در دو دهه گذشته مهم ترین خطوط قرمز اعلامی و اعمالی ایران در رابطه با کردستان عراق، حضور رژیم صهیونیستی در این منطقه و همچنین استقرار گروهک های تجزیه طلب کرد در مرز های عراق و ایران می باشد که زمینه های واگرایی این منطقه را با ایران فراهم کرده است. بر این اساس این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که، روابط اقلیم کردستان عراق با رژیم صهیونیستی چه نقشی در همگرایی این منطقه با ایران دارد؟ این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با استفاده از نظریه موازنه تهدید استفان والت مساله مورد نظر را بررسی نموده است. نتایج بیان میدارد که، مشکلات امنیتی ایجاد شده در مرزهای ایران، تقویت و همکاری گروه های داعش توسط تلاویو، ایجاد تنش در شهرهای ایران در چند سال اخیر توسط رژیم اشغالگر قدس، همکاری با ترویست های تجزیه طلب در مرزهای ایران از جمله مهم ترین مباحثی می باشند که باعث تاثیرگذاری بر روند همگرایی بین اربیل و جمهوری اسلامی ایران شده است.
اسرائیل و دولت های عربی؛ سراب سازش یا تغییر راهبرد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدنبال تحولات نوین در عرصه بین الملل و به ویژه در منطقه خاورمیانه، مفهوم امنیت به سمت رویکردی چندجانبه سوق یافته است. در این بین امنیت هستی شناختی به منزله امنیت وجودی، نقش ویژه ای در حفظ امنیت بازیگران ایفا می کند، به گونه ای که برای دستیابی به این مهم، برخی از کنشگران تاثیرگذار منطقه را به سمت تغییر راهبرد در برابر تهدیدات و خطرات مشترک سوق داده است. اسرائیل از جمله بازیگرانی است که از این تحول تاثیر پذیرفته و در پی حفط امنیت وجودی و هستی شناختی خود بوده است. در پژوهش پیش رو با تلفیقی از امنیت اجتماعی مکتب کپنهاگ و امنیت هستی شناختی، با رویکردی توصیفی- تحلیلی به واکاوی تاثیر ناامنی هستی شناختی بر روابط اسرائیل و کشورهای عربی پرداخته شده است. در این میان صهیونیسم علی رغم تعارضات و تخاصمات ریشه ای و هویتی خود با کشورهای عربی، به دنبال تغییر در نحوه پیاده سازی سیاست های امنیتی خود بوده است. این مقاله نشان می دهد عوامل متعددی در ابعاد داخلی و بین المللی در ایجاد ائتلاف نقش داشته که نوعی همگرایی و یا همکاری را بوجود آورده است. از این رو بهبود روابط اسرائیل با برخی کشورهای عربی همچون عربستان سعودی، امارات، قطر و دیگر کشورهای عربی منطقه خاورمیانه، گام برداشتن در مسیر پیاده سازی دکترین امنیتی این رژیم قلمداد می شود.