فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جنگ اسرائیل و حماس (از 7 اکتبر 2023) در نوار غزه به یکی از مصادیق برجسته و بحث برانگیز در حوزه اخلاق جنگ و حقوق بین الملل بدل شده است. تداوم منازعات مسلحانه، تلفات گسترده غیرنظامیان، نابودی زیرساخت های حیاتی و محاصره بلندمدت غزه، سوالات مهمی را درباره مشروعیت اخلاقی و حقوقی اقدامات نظامی اسرائیل پدیدآورده است. برخی تحلیل گران، کارشناسان و نهادهای بین المللی و حقوق بشری از کاربرد واژه هایی چون «نسل کشی»، «پاک سازی قومی» یا «جنایات علیه بشریت» برای تفسیر و توصیف رفتار نظامی اسرائیل در غزه استفاده می کنند. در مقابل، برخی دیگر، این ادعاها را اغراق آمیز یا سیاسی می دانند. این نوشتار با هدف بررسی وضعیت اخلاق جنگ در منازعه اسرائیل و فلسطین (2023)، درصدد پاسخ به این سوال اصلی است که آیا می توان رفتار نظامی اسرائیل را ناقض اصول جنگ عادلانه دانست و شواهدی وجود دارد که رفتار آن را در چارچوب نسل کشی تحلیل کند؟ روش: نگارنده حسب ماهیت پژوهش از روش تحقیق استدلالی (Reasoning Approach) مبتنی بر رویکرد قیاسی برای تحلیل و تبیین ابعاد منازعه جنگ اسرائیل و حماس استفاده کرده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که اسرائیل نه تنها در تحقق معیارهای اصلی، حق آغاز جنگ شامل نیت صحیح، مرجع صالح، آخرین راه حل و احتمال موفقیت ناکام، بلکه در اصول بنیادین رفتار عادلانه در حین جنگ مانند تمایز میان نظامیان و غیرنظامیان، رعایت تناسب و ضرورت نظامی، به طور مکرر ناقض اصول اخلاقی در جنگ بوده است. داده های میدانی و گزارش های سازمان های بین المللی حکایت از آن دارد که تخریب سیستماتیک زیرساخت های حیاتی، محاصره طولانی مدت و گفتمان سیاسی مقامات اسرائیل، واجد عناصری همچون «نیت خاص نابودی»، «هدف گیری جمعیتی» و «ماهیت سیستماتیک و گسترده» می باشد که در کنوانسیون ۱۹۴۸ به عنوان شاخص های نسل کشی تعریف شده است. نتیجه گیری: در مقام نتیجه گیری این پژوهش بر دو نکته کلیدی تاکید دارد: نخست، نظریه جنگ عادلانه گرچه چارچوب ارزشمند و مناسبی برای ارزیابی مشروعیت اقدامات نظامی ارائه می دهد اما در تبیین منازعات نامتقارن و خشونت های ساختاری معاصر ناکام و ناکافی می باشد بنابراین بازاندیشی و تکامل آن لازم و ضروری است. دوم، بر لزوم ورود جدی تر جامعه بین الملل به بررسی اتهام نسل کشی در قبال اقدامات اسرائیل و فعال سازی سازوکارهای الزام آور برای پیشگیری، توقف و مجازات آن تاکید دارد. باید توجه کرد بدون پاسخ گویی مؤثر در سطح حقوق بین الملل، اصول بنیادین اخلاق جنگ و حقوق بشردوستانه با خطر بی اعتباری مواجه شده است.
بنیادهای موازنه گرایی در سیاست نگاه به شرق ایران و جایگاه روسیه در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد نگاه به شرق در سیاست خارجی ایران به گسترش روابط با کشورهای تعریف شده در حوزه شرق به ویژه قدرت های نوپدید از جمله روسیه معطوف است. در تحلیلی کلان نگر، موقعیت روسیه به عنوان قدرت بزرگ در نظام متحول بین المللی و در تحلیلی میانی، تقابل جمهوری اسلامی با کشورهای غربی، متغیرهای مهمی در تعیین جایگاه روسیه در سیاست نگاه به شرق هستند. در این نوشتار به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که موازنه گرایی در سیاست نگاه به شرق ایران بر چه بنیاد هایی استوار بوده و چه تأثیری بر جایگاه روسیه در این سیاست گذاشته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که موازنه گرایی در سیاست نگاه به شرق ایران بر بنیاد های رقابتی استوار بوده و جایگاه روسیه را تاحد ائتلاف راهبردی و ژئوپلیتیک ارتقا داده است. هدف نوشتار این است که با تبیین جایگاه روسیه در سیاست نگاه به شرق ایران، به طور ضمنی از نتایج به دست آمده در وجه تعمیق روابط دوجانبه خوانشی انتقادی داشته باشیم. دستیابی به این هدف بر رویکرد تلفیق سطح های تحلیل مبتنی است تا در پرتو آن از روش روندپژوهیِ رویدادمحور بهره بگیریم. در این چارچوب روش شناسانه، آن دسته رویدادهای سیاست خارجی ایران و روسیه را که نقاط عطف هستند، در ارتباط با یکدیگر در سطح های تحلیل کلان (تحولات ساختاری نظام بین الملل) و میانی (سیاست گذاری خارجی نسبت به تحولات سیستمی) تبیین می کنیم. یافته های این نوشتار نشان می دهند که افزایش فشارها (تحریم ها) بر ایران سبب شده است، علاوه بر کارکرد ژئوپلیتیکی روسیه، جانمایی ژئواکونومیک آن نیز در دستور کار سیاست نگاه به شرق جای گیرد، اگرچه رهاورد چشمگیری نداشته است.
تحلیل نقش هیأت های مذهبی در پایداری هویت انقلاب اسلامی: بررسی مکانیسم های هویت سازی و چشم اندازهای آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی مکانیسم های هویت سازی هیأت ها و طراحی الگوی آینده نگر به منظور تقویت نقش آنان در استحکام هویت اسلامی انجام شده است. هدف اصلی، شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی و ارائه چشم اندازهای ممکن جهت تحول ساختاری هیأت ها در چارچوب انقلاب اسلامی است. روش تحقیق از رویکرد ترکیبی بهره برد؛ از یک سو با استفاده از نظریه داده بنیاد، مصاحبه های عمیق با ۳۰ مدیر هیئات مذهبی صورت گرفت و از سوی دیگر با سناریونویسی به کمک نظرسنجی دلفی از ۲۰ خبره، سناریوهای محتمل برای آینده تدوین گردید. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های ساختاریافته، گزارش های روایی و شاخص های پایداری بودند. داده ها با استفاده از روش های کیفی و کمی تحلیل شده و نرم افزارهای آماری مرتبط به کار گرفته شدند. یافته های پژوهش نشان از وجود مکانیسم های کلیدی در فرآیند هویت سازی دارد؛ که شامل: (۱) الگوسازی معنایی (تبدیل عاشورا به سبک زندگی)، (۲) جامعه پذیری دینی (مشارکت آیینی) و (۳) انباشت سرمایه نمادین (شهید، پرچم)؛ است. همچنین، چهار سناریوی آینده به دست آمده به ترتیب تمدن ساز با احتمال وقوع (۳۵ درصد)، بوروکراتیک (۳۰ درصد)، مقاومت خودجوش (۲۵ درصد) و انزوای کامل (۱۰ درصد) ارائه شده است. به علاوه، راهبرد بهینه به صورت شبکه سازی سه ضلعی (هیأت-حوزه-دانشگاه) به همراه اقتصاد هیئتی (وقف دیجیتال) پیشنهاد گردید. نتیجه گیری پژوهش نشان می دهد که پایداری هویت انقلاب اسلامی، مستلزم تحول هیأت به «پلتفرم های تمدن ساز» با محوریت نوآوری دیجیتال و مدیریت پارادوکس حمایت نهادی است.
تقدس بخشی به بغداد: از سیاست های نمادین تا معماری قدرت و احادیث جعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
367-394
حوزههای تخصصی:
بغداد در دوران عباسی به عنوان پایتخت خلافت، نقشی بی بدیل در جهان اسلام ایفا می کرد. این شهر نه تنها مرکز سیاسی و اداری خلافت بود، بلکه به واسطه جایگاه اقتصادی و فرهنگی ، مسیرهای تجاری گسترده و تجمع علما و دانشمندان، به کانون علمی، فرهنگی و مذهبی جهان اسلام تبدیل شد. اهمیت بغداد در این دوره، ناشی از هم زمانی سیاست گذاری دقیق، مهندسی شهری پیشرفته و بهره گیری از نمادسازی مذهبی و معماری نمادین بود که مشروعیت خلافت عباسی را تقویت می کرد. این مقاله با تمرکز بر هم افزایی سه محور کلیدی—سیاست مکان، معماری و روایت دینی—نشان می دهد که چگونه انتخاب موقعیت جغرافیایی بغداد، طراحی شهری و شبکه های روایت سازی مذهبی با هم در تثبیت پایتخت عباسی نقش داشتند. مسئله اصلی این پژوهش بررسی چگونگی نقش انتخاب موقعیت جغرافیایی، طراحی شهری و روایت سازی دینی در تثبیت جایگاه بغداد به عنوان پایتخت و مرکز مشروعیت عباسی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که انتخاب دجله به عنوان محور شهر، و ایجاد مسیرهای تجاری به شرق و غرب، طراحی هسته مرکزی شامل مسجد جامع و قصر خلافت و نمادهای معماری همچون قبه سبز و بهره گیری از احادیث منسوب به پیامبر و امام علی(ع)، همگی در تقویت مشروعیت سیاسی، دینی و اقتصادی بغداد نقش داشتند. این ترکیب هوشمندانه نشان می دهد که بغداد نه صرفاً محصول ویژگی های طبیعی یا اقتصادی، بلکه نتیجه برنامه ریزی هدفمند حکومتی و نمادگرایی فرهنگی-مذهبی بود. روش تحقیق این مطالعه، تاریخی-تحلیلی و مبتنی بر منابع دست اول و متأخر شامل متون جغرافیایی، تاریخی و حدیثی است و با بررسی تطبیقی داده ها، الگوهای تصمیم گیری و نمادسازی عباسیان را بازسازی می کند.
نقش انرژی های تجدید پذیر درتوسعه پایدارکشورها: مطالعه موردی آلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محدود بودن منابع انرژی فسیلی و مشکلات ناشی از انتشارات گازهای گلخانه ای ضرورت توجه بیش از پیش به انرژی های تجدید را بر همگان روشن ساخته است. توسعه ی پایدار مفهومی است که به واسطه ی پیامدهای منفی زیست محیطی و اجتماعی ناشی از رویکردهای توسعه ی یک جانبه ی اقتصادی پس از انقلاب صنعتی و تغییر نگرش بشر به مفهوم رشد و پیشرفت است. هدف این تحقیق شناخت نقش انرژی های تجدید پذیر درتوسعه پایدارکشورها، مطالعه موردی کشور آلمان است که با روش توصیفی تحلیلی با مداقه در منابع و متون موجود با بهره مندی از مفهوم توسعه پایدار به این مهم می پردازد و بدنبال پاسخ به این سوال است که: نقش انرژی های تجدید پذیر درتوسعه پایدارکشور آلمان چگونه است؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که کشور آلمان با برنامه ریزی دقیق و علمی عملا توانست در دو دهه گذشته سهم منابع تجدیدپذیر در تولید انرژی کشورش را بطور قابل ملاحظه ای افزایش دهد. بطوری که جایگزینی انرژی های پاک را به جای انرژی های فسیلی با موفقیت عملی سازد و در برآوردن نیازهای امروزیان بی آسیب رسانی به نیازهای آیندگان موفق باشد. این کشور توانسته است از منابع انرژی بدرستی استفاده کند، سرمایه گذاری ها را در مسیر درست هدایت کند و در سمت گیری توسعه تکنولوژیکی در زمینه بهره گیری از انرژی های نو و تجدیدپذیر گام های اساسی در جهت رفع نیاز های حال و آینده و تحکیم زیرساخت های توسعه پایدار بر دارد.
الگوی حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۵
379-400
حوزههای تخصصی:
مقاله با تبیین مفهوم حکمرانی به عنوان فضای افقی فرایند تصمیم گیری در جامعه، راه ها و شیوه های تحقق تصمیم ها، روش کارآمد برای توفیق در این سیاست ها و نحوه رفتار کارگزاران و کنشگران، الگوی حکمرانی در جمهوری اسلامی را منطبق بر الگوی حکمرانی الهی مبتنی بر توحید و عدالت می داند. این الگوی حکمرانی دارای مختصات زیر است: نخست، مشارکتی مبتنی بر مردم سالاری دینی است. دوم عقلانی مبتنی بر عقلانیت موسع یعنی ترکیبی از عقلانیت ابزاری، عقلانیت اخلاقی یا هنجاری، عقلانیت غایی یا هستی شناختی، عقلانیت تفاهمی، عقلانیت ارتباطی، عقلانیت انتقادی، عقلانیت اقتضائی و عقلانیت جمعی است. سوم ترکیبی است از این لحاظ که تلاش نموده تا به سوال افلاطونی چه کسی باید حکومت کند و سوال ماکیاولی چگونه باید حکومت کرد پاسخ دهد. چهارم تاب آور یا تاب مند است به نحوی که بر اساس اقتصاد مقاومتی تلاش دارد تا بین دوگانه درونگرایی و برونگرایی پیوند برقرار سازد. پنجم تمدن گرا در پی تحقق تمدن نوین اسلامی و نیز دانش بنیان به معنای شبکه ای، پویا و علمی است. ششم اقتضایی، روزآمد و کارآمد است که بر سازگاری سنت و مدرنیته استوار است. در پایان، نویسنده برای تحقق حکمرانی هوشمند در جمهوری اسلامی، بر استفاده از فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، برای بهبود فرآیندهای تصمیم گیری و مدیریت منابع در سطح دولتی و سازمانی تاکید می ورزد.
آینده پژوهی در نظام داوری پروژه های عمرانی و زیرساختی ایران: رهیافتی تحلیلی با تاکید بر ارائه ی پارادایم نوین حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۵
404-436
حوزههای تخصصی:
در پروژه های کلان عمرانی و زیرساختی، پیچیدگی های فنی، مالی و قراردادی زمینه ساز بروز اختلافات حقوقی است که حل وفصل آن ها از طریق نهادهای داوری سنتی، به فرآیندهایی طولانی و پرهزینه منجر می شود. این پدیده، که در ادبیات حقوقی از آن به عنوان "قضایی سازی" یاد می شود، از کارایی داوری به عنوان یک مکانیسم حل وفصل جایگزین می کاهد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد آینده پژوهی و با روش تحقیق کتابخانه ای و اسنادی، به تحلیل انتقادی وضعیت نهاد داوری در پروژه های زیر ساختی و عمرانی ایران می پردازد. چالش های کلیدی وضعیت فعلی نهاد داوری در ایران، شامل عدم تخصص داوران در مسائل میان رشته ای، رویه های فرآیندی سنتی و کند و محدودیت های قانونی در استفاده از داوری است. در حالی که نظام های داوری پیشرو جهانی در صنعت ساخت و ساز با اتخاذ رویکردی آینده نگر و مدرن بر پیشگیری از وقوع اختلاف از طریق مدل های فرآیندی و ابزارهای نوین تاکید دارند، نظام داوری ایران هنوز بر مبنای نگرش سنتیِ حل اختلافات پس از وقوع عمل می کند. این پژوهش تلاش می کند تا با پیش بینی تحولات آتی، پارادایمی را تدوین کند که داوری در پروژه های عمرانی و زیرساختی ایران را از یک مرجع صرفاً رسیدگی کننده به اختلافات، به یک مکانیسم استراتژیک مدیریت ریسک متحول سازد. این پارادایم نوین بر سه اصل بنیادین استوار است: داوری پیشگیرانه، تخصصی سازی داوران و کاربرد فناوری های نوین. نهایتاً، این پژوهش مبتنی بر نگرشی آینده پژوهانه، راهبردهای نوینی را برای دستیابی به یک نظام حقوقی کارآمد در زمینه ی داوری پروژه های عمرانی و زیرساختی ایران پیشنهاد می کند.
اسلام و آینده پژوهی: مروری نظام مند بر مقالات فارسی آینده پژوهی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی یکی از ابزارهای راهبردی در تصمیم گیری و سیاست گذاری است که در پیش بینی و هدایت تحولات آتی نقشی کلیدی ایفا می کند. بااین حال، شکل گیری مبانی نظری این حوزه عمدتاً در بستر علوم اجتماعی غربی و با رویکردی سکولار صورت گرفته است. در این میان، جوامع اسلامی نیازمند توسعه رویکردی بومی، مبتنی بر جهان بینی توحیدی و ارزش های اسلامی اند. ازاین رو، آینده پژوهی اسلامی به عنوان چشم اندازی نوین و ضروری در حال شکل گیری است. پژوهش حاضر باهدف مرور نظام مند مقالات فارسی منتشرشده در حوزه آینده پژوهی اسلامی و با بهره گیری از چارچوب PRISMA انجام شده است. داده های مورد بررسی شامل ۱۲۷۳ مقاله از پایگاه های نورمگز، علم نت، سیویلیکا و گوگل اسکالر در بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳ بود که پس از دو مرحله غربالگری، ۹۳ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شد .یافته ها نشان می دهد که آینده پژوهی اسلامی در ایران از سال ۱۳۸۵ آغاز شده و در سال های اخیر با روندی رو به رشد همراه بوده است. تمرکز قابل توجه مقالات بر مفاهیمی همچون مهدویت، انتظار، عدالت، سنت های الهی و تمدن اسلامی است که نشان دهنده تأثیر محوری آموزه های دینی در جهت گیری این حوزه است. درعین حال، توجه به مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی نیز از تلاش محققان برای ایجاد چارچوب نظری متمایز حکایت دارد. بااین وجود، بررسی ها نشان می دهد که ابعاد روش شناختی و کاربردی آینده پژوهی اسلامی کمتر مورد توجه قرار گرفته و توسعه آن نیازمند طراحی روش ها و ابزارهای عملی و بومی است. این پژوهش گامی ابتدایی در جهت تبیین وضعیت موجود آینده پژوهی اسلامی و زمینه سازی برای ارتقای نظری و عملی آن در پاسخ گویی به مسائل جوامع اسلامی به شمار می رود.
The Geometry of Imam Khomeini's Political Thought in Kashf al-Asrar and its Analysis based on Skinner's Method(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Imam Khomeini was one of the clerics who authored the book "Kashf al-Asrar" (Unveiling of Secrets) in response to Hokmizadeh’s work. In the course of answering the thirteen questions raised in Hokmizadeh's book, he presented a formulation of his political thought regarding government and the role of the clergy within that political structure. The objective of this article is to provide a theoretical and coherent formulation of Imam Khomeini’s political thought in Kashf al-Asrar. In this research, in addition to the documentary method for outlining the geometry of his political thought, we seek to answer, based on Skinner’s intentionalist hermeneutics method, the following: What social context and background did Imam Khomeini's political thought form and cohere in, and, more importantly, with what intention was it written? The findings of this research indicate that Imam Khomeini, in this book, emphasizes the "Sovereignty of God's Law" (Hakimiyyat-e Qanun-e Khoda) as the central axis of the political structure. This is substantiated and justified from four perspectives: necessity, legitimacy, expediency, and efficacy. The outcome is the formation of a Constituent Assembly to elect the Shah (provided the Shah adheres to God's law) and a Consultative Assembly (Majlis-e Shora), centered on the clergy, to supervise the implementation of God's law. Based on Skinner’s method, Imam Khomeini’s discourse in this book is formulated into three types of acts: defensive, offensive, and dual-purpose (two-faceted).
گونه شناسی و دگرگونی الگوهای اعتراض های جمعی در ایران پس از انقلاب (1401-1357)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
31 - 60
حوزههای تخصصی:
در سال های پس از انقلاب، اعتراض های جمعی بی شماری در ایران رخ داده است. سؤال این است که الگوهای اعتراض های جمعی در ایران چه تغییراتی یافته و چشم انداز آینده آن چیست؟ در این مقاله با روش تاریخی و تحلیل طولی داده ها، نشان داده شد که اغلب اعتراض های جمعی در سال های اولیه انقلاب سویه های سیاسی- ایدئولوژیک داشت؛ در اوایل دهه هفتاد تحت تأثیر کاهش حمایت های دولتی از طبقات پایین، جنبه های معیشتی یافت؛ در فاصله سال های 1378 تا 1388 معطوف به رفع محدودیت های سیاسی شد؛ از 1388 به این سو، با ضرباهنگ تندتر و گستره وسیع تر کلیت نظام سیاسی را هدف قرار داد. اعتراض های سال های اخیر کمتر ایدئولوژیک و فاقد تشکیلات و رهبری خاصی است. سرکوب شدید اعتراض ها در سال های اخیر هرچند مانع تکرار آن ها نشده است؛ اما از به هم پیوستن آن ها جلوگیری کرده است. این ویژگی ها مانع قدرتمندی و تأثیر مستقیم اعتراض ها شده؛ اما نظام مستقر را تحت فشار شدیدی قرار داده و در هر یک از موج های خود، از مشروعیت و پایگاه اجتماعی آن کاسته است. با توجه به بحران ها و نارسایی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موجود و انباشت نارضایتی ها، زمینه ها و محرک های اعتراض های جمعی همچنان بالاست و درصورتی که تغییرات سریع و عمیقی در رویکردها و سیاست های داخلی و خارجی رخ ندهد خیزش موج های بزرگ تر و شدیدتر اعتراض های جمعی در پیش خواهد بود.
بررسی تطبیقی عملکرد سازمان ملل متحد و جنبش عدم تعهد در جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
205 - 230
حوزههای تخصصی:
تجاوز عراق به ایران که به تشویق آمریکا و حمایت برخی دولت ها آغاز شد، فارغ از آثار ویرانگر در حوزه های مختلف، عرصه ای برای ارزیابی در خصوص عملکرد سازمان های بین المللی از جمله سازمان ملل و جنبش عدم تعهد بود. هدف این مقاله که به روش توصیفی–تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای تدوین گردیده، ارزیابی تطبیقی عملکرد سازمان ملل و جنبش عدم تعهد در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران است. سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از اینکه عملکرد این دو سازمان در طول جنگ تحمیلی چگونه بوده است؟ نتیجه کلی پژوهش بیانگر این واقعیت است که سازمان ملل به دلیل وابستگی به قدرت های بزرگ و جنبش عدم تعهد به دلیل ناهمگونی اعضا، در جریان جنگ تحمیلی، نتوانستند به وظیفه ذاتی خود عمل کنند و البته سازمان ملل نقش غیر سازنده تری نسبت به جنبش عدم تعهد در جریان جنگ تحمیلی داشته است.
عوامل و شاخصه های داخلی زوال سیاسی در امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای سیاسی معاصر سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
109-138
حوزههای تخصصی:
مجموعه تحولات و روندهای منجر به بازتوزیع قدرت بین المللی و تحول در قواعد و نرم های زیست بین الملل و همچنین افزایش قطبیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داخل امریکا طی چند دهه اخیر، باعث تغییر در نظریه ها و روایت های کلان و خرد سیاسی به مفاهیم بنیادی حوزه سیاست شده است. سه دهه پس از آنکه فوکویاما امکان وجود جهانی متفاوت از دنیای تحت سیطره لیبرال دموکراسی را در قالب بشارت پایان تاریخ، منتفی دانست برخی محققان علوم سیاسی امریکایی هشدار می دهند که لیبرال دموکراسی اکنون نه فقط نظامی ابدی نیست که شاخصه های زوال آن نیز نمایان شده است. این مقاله درصدد پاسخ به این سوال است که عوامل و شاخصه های داخلی زوال(افول) سیاسی در امریکا کدامند؟ فرضیه اصلی پژوهش این است که مجموعه عواملی در محیط داخلی ایالات متحده شامل تثبیت زدایی دموکراتیک، بروز سوسیالیسم امریکایی، افزایش نابرابری و قدرت فزاینده لابی ها در فرایند زوال سیاسی امریکا موثر بوده و نمی توان صرفا شاخصه های بین المللی را در این امر موثر دانست. یافته های پژوهش بر اساس روش توصیفی- تحلیلی نشان می دهد که افول هنجارها و الگوهای رفتاری، عامل افول سیاسی در محیط داخلی امریکاست و شاخصه هایی همچون عوامل چهارگانه مذکور به روند افول سیاسی شتاب و ستیزهای اجتماعی را شدت می بخشند.
سازه های فرهنگی در روابط ایران و چین: بازخوانی مشترکات تمدنی در چارچوب سازه انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران و چین، به عنوان دو تمدن دیرینه و تأثیرگذار، در طول تاریخ روابط فرهنگی عمیق و مستمری داشته اند که بازخوانی آن ها می تواند افق های تازه ای در دیپلماسی فرهنگی بگشاید. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل ثانویه منابع مکتوب، به شناسایی و تبیین مشترکات فرهنگی میان دو کشور پرداخته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که این اشتراکات در سه محور اصلی قابل دسته بندی اند: عناصر فرهنگی، اسطوره های مشترک، و آیین های مشابه. این مؤلفه ها، در صورت فعال سازی از طریق ارتباطات میان فرهنگی، می توانند به شکل گیری هویت های مشترک و بازتعریف منافع فرهنگی منجر شوند. مدل مفهومی تحقیق، بر پایه نظریه سازه انگاری، سازوکاری را ترسیم می کند که در آن فرهنگ نه تنها بازتابی از گذشته، بلکه ابزاری برای ساخت آینده ای هم گراست. در این چارچوب، اشتراکات فرهنگی صرفاً شباهت های آماری نیستند، بلکه ظرفیت آن را دارند که در قالب دیپلماسی فرهنگی، به ابزار راهبردی برای تقویت تفاهم، اعتماد و همکاری پایدار میان ایران و چین تبدیل شوند.
واکاوی راهبردهای منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در مقابله با مناسبات ترکیه و رژیم صهیونیستی بر مبنای نظریه مجموعه امنیت منطقه ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه ایرانی روابط بین الملل سال ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹
80 - 104
حوزههای تخصصی:
یکی از پیچیده ترین مناسبات بین کشورهای منطقه غرب آسیا ،روابط رژیم صهیونیستی و کشور ترکیه می باشد. روابط دو کشور، دارای ماهیت راهبردی بر اساس نیازهای امنیتی دو طرف می باشد.حضور و نفوذ رژیم صهیونیستی در ترکیه و گسترش مناسبات با این کشور علی رغم فراز و نشیب ها روندی فزاینده داشته و همین مسئله همواره باعث بروز نگرانی جمهوری اسلامی ایران شده است. با وجود لفاظی های تنش زا و اختلافاتی مانند مسئله فلسطین، کردها، حقوق بشر ، در عمل روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی، پایداری نسبی خود را حفظ کرده و اختلافات بین آن ها به عنوان پوششی برای سیاست های اعمالی در زمینه های اقتصادی، فرهنگی و نظامی - امنیتی بوده است. این تحقیق با روش توصیفی -تحلیلی و با استفاده از منابع اسنادی و کتابخانه ای به بررسی ابعاد مناسبات رژیم صهیونیستی با ترکیه بر مبنای نظریه مجموعه امنیت منطقه ای و راهکارهای مقابله ای جمهوری اسلامی ایران در قبال این مناسبات پرداخته است . یافته های تحقیق نشان می دهد، حضور و نفوذ رژیم صهیونیستی در کشور ترکیه در راستای تحقق اهداف این رژیم و بر اساس دکترین پیرامونی بین گورین در منطقه می باشد که می تواند تهدیدات جدی امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران در بر داشته باشد.
مطالعه تطبیقی رویکرد حضرت آیت الله خامنه ای و علامه سید محمدحسین فضل الله نسبت به مشارکت سیاسی زنان
حوزههای تخصصی:
یکی از مؤلفه های برجسته توسعه در جوامع، مشارکت مردم در امور کشور است و حضور فعالانه اقشار جامعه برای رسیدن به اهداف توسعه یک امر مهم و حیاتی می باشد. در ایران اسلامی نیز که فرایند توسعه بعد از جنگ تحمیلی آغاز گردید، زنان جامعه به مثابه نیمی از نیروی انسانی جامعه کوشیده اند در این مسیر تاثیر بسزایی در توسعه جوامع خویش داشته باشند. به موجب درک اهمیت این مشارکت است که کشورهای اسلامی نیز خواستار رفع موانع مشارکت زنان هستند و در تلاشند تا بستر حصول نیمی دیگر از سرمایه انسانی جامعه خویش را در راستای نیل به بالندگی و شکوفایی مهیا نمایند. باید اذعان داشت که مشارکت زنان نه تنها به معنای شرکت در انتخابات و حضور در راهپیمایی ها بلکه به منزله ی نقش بنیادین و اساسی آنان در تمامی نهادهای دموکراتیک جامعه می باشد. بدین جهت این امر مستلزم پرداختن به دیدگاه اندیشمندان و متفکران سیاسی پیرامون مشارکت سیاسی زنان و قیاس اندیشه های متعدد، منجر به مساعدت در راستای فزونی این مشارکت ها می گردد. مطالعه حاضر با بهره گیری از روش کتابخانه ای و با تحلیل اطلاعات به صورت فیش برداری انجام شده است که هدف این پژوهش بررسی و تطبیق رویکرد آیت الله خامنه ای و علامه سید محمدحسین فضل الله در خصوص مشارکت سیاسی زنان می باشد.
تأثیر جهانی شدن بر سیاست گذاری اقتصاد سبز در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس: مطالعه موردی عربستان و امارات (2024 -2015)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۴ (پیاپی ۸۴)
263 - 312
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن به عنوان یکی از تحولات پیچیده عصر حاضر سبب شکل گیری یک شبکه جهانی متعامل گردیده است. یکی از ابعاد برجسته جهانی شدن، توجه فزاینده به مسائل زیست محیطی در سطح جهانی است. در این زمینه، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به ویژه عربستان و امارات به واسطه پیوندهای اقتصادی خود با بازار جهانی، همواره تحت تأثیر روندهای بین المللی قرار داشته اند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر جهانی شدن بر سیاست گذاری اقتصاد سبز در عربستان و امارات می باشد. پرسش این است که جهانی شدن چگونه سیاست گذاری اقتصاد سبز در کشورهای عربستان و امارات را طی سال های ۲۰۱۵ تا 2024 تحت تأثیر قرار داده است؟ فرضیه این است که جهانی شدن با فراهم سازی بستر پیوستن این کشورها به اقتصاد جهانی، زمینه سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر و توسعه زیرساخت های سبز را ایجاد کرده و این کشورها را به رعایت توافقات زیست محیطی و حرکت به سوی اقتصاد سبز سوق داده است. یافته های پژوهش نشان می دهد جهانی شدن، سیاست گذاری اقتصاد سبز در عربستان و امارات را از طریق تسهیل دسترسی به سرمایه گذاری های بین المللی و فناوری های نوین تسریع کرده است. برای آزمون فرضیه از روش آمیخته و تکنیک فرآیند یابی استفاده شده است تا مکانیسم های علّی تأثیر جهانی شدن بر سیاست گذاری اقتصاد سبز در این دو کشور تبیین شود.
تحلیل موقعیتی مواضع بازیگران مختلف در آلودگی رودخانه ارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار به بحران آلودگی رودخانه ارس در مرز میان ایران، جمهوری آذربایجان و ارمنستان می پردازیم. با استفاده از روش پژوهش تحلیل موقعیت کلارک که یکی از رهیافت های نظریه پردازی داده بنیان یا همان نظریه گراندد است، نقش ها و مواضع بازیگران اصلی در این بحران محیط زیستی را بررسی می کنیم. داده ها را به وسیله مصاحبه های عمیق با 21 نخبه دانشگاهی و افراد آگاه در زمینه محیط زیست منطقه و تحلیل اسناد موجود به عنوان منابع تکمیلی گرد آورده ایم. یافته های این نوشتار نشان می دهد که جوامع محلی، صنایع بزرگ و نهادهای بین المللی همراه با دولت های کشورهای همسایه، مسئولیت بیشتری در ایجاد و مدیریت آلودگی دارند، اما در مورد مسئولیت ها و راهکارهای کاهش آلودگی دیدگاه های متفاوتی دارند. نخست، نقش دولت ها در بحران آلودگی رودخانه ارس بیشتر بر مدیریت ناکارآمد منابع، نبود نظارت کافی بر صنایع و اجرای ناقص قوانین محیط زیستی متمرکز بوده است. همچنین دولت ها در ایجاد همکاری های منطقه ای و بین المللی برای حل بحران، به دلیل تضاد منافع و اولویت های سیاسی، عملکرد مطلوبی نداشته اند. دوم، صنایع محلی به دلیل رویکردهای ناپایدار بهره برداری از منابع، نقش مهمی در گسترش آلودگی دارند. سوم، چون آلودگی، بر جوامع محلی آثار مستقیم دارد، آنان خواستار مشارکت بیشتر در فرایندهای تصمیم گیری و سیاست گذاری هستند. چهارم، سازمان های بین المللی مانند سازمان ملل و نهادهای محیط زیستی جهانی تلاش می کنند نقش تسهیلگر را داشته باشند، اما تضاد منافع و موانع نهادی کشورها مانع همکاری مؤثر شده است.
Silencing Trauma: Depoliticization and the Concealment of the Political in American Veterans’ Fictional Narratives of the Korean and Vietnam Wars(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۹, Issue ۳, summer ۲۰۲۵
433 - 475
حوزههای تخصصی:
Trauma studies mainly focus on the psychological mechanisms of trauma and the various ways witnesses and victims represent it. But recent approaches in the field emphasize that despite doubts about the accuracy of traumatic memories, trauma narratives could point to the socio-political issues involved because they reflect the dominant societal discourses, and connect the text to history and ideology. As such, literary narratives can potentially depict traumatic events as non-political experiences, obscure their connections to power dynamics, and “depoliticize” these events. As a result, power structures are validated, and challenges to the root causes and consequences of trauma are prevented. To identify the patterns and possibilities of depoliticization in war narratives, this article examines four nationally acclaimed literary works about the Korean and Vietnam wars, written by American veterans. Employing a combination of theoretical frameworks from trauma studies alongside Norman Fairclough and Ruth Wodak’s models in critical discourse analysis, the research identified and categorized instances of depoliticization to show how they reflect or conceal broader historical and sociopolitical contexts. The results reveal that although these narratives appear to be anti-war, they conform to the dominant discourses of their time by downplaying, manipulating, or omitting political references—i.e., through depoliticization of the narrative. Given that depoliticized trauma narratives can diminish or obscure political responsibility, this study opens up extensive prospects for deeper examination of the relationship between the representation of trauma and political power. Ultimately, the findings emphasize the importance of a critical approach to analyzing trauma narratives and war literature.
بریکس و نقش روسیه در تشدید فاصله ایران و غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
315-336
حوزههای تخصصی:
تأسیس گروه بریکس در سال ۲۰۰۹ در روسیه و گسترش آن با پیوستن آفریقای جنوبی، نمایانگر تلاش قدرت های نوظهور برای ایجاد آلترناتیوی در برابر نهادهای مالی و سیاسی برآمده از نظم برتن وودز است. اعضای این نهاد با بهره گیری از ظرفیت های اقتصادی، جمعیتی و ژئوپلیتیکی خود، درصدد تضعیف انحصار ساختاری نهادهای غربی بر نظام مالی بین المللی و ایجاد سازوکارهای مستقل در حوزه های پولی، بانکی و توسعه ای هستند. از این منظر، بریکس را می توان مصداق بارز مقاومت نهادی قدرت های نوظهور در برابر نظم لیبرال مسلط و تلاشی در راستای گذار تدریجی به یک نظام چندقطبی دانست. جمهوری اسلامی ایران از دی ماه سال ۱۴۰۲ به عنوان عضو رسمی بریکس شناخته شد. در واقع، فاصله گرفتن از غرب باعث شد تا ایران به دنبال تجارت ترجیحی و همگرایی اقتصادی با کشورهای منطقه باشد. این در حالی است که پیش تر مثلث اوراسیایی بریکس، یعنی روسیه، هند و چین، از عوامل عدم عضویت ایران در این نهاد بین المللی بودند. در واقع، این کشورها با عقب نگه داشتن ایران از بریکس سعی داشتند شرایطی امن در عرصه سیاسی و اقتصادی داشته باشند؛ زیرا تحریم های وضع شده علیه ایران باعث می شد تا نتواند به اقدامات خود جامه عمل بپوشاند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که عضویت ایران در بریکس چه منافع احتمالی ای برای روسیه به همراه داشته و چطور فاصله از غرب به نفع مثلث اوراسیایی این نهاد به ویژه روسیه تمام شده است. فرضیه پژوهش این است که ایران در راستای عضویت در بریکس، تنها فاصله خود از بازارهای جهانی غرب را افزایش داده و این موضوع منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی بزرگی برای روسیه محسوب می شود. در این مقاله تلاش بر آن است بر اساس نظریه رئالیسم تهاجمی و با روش پژوهش کیفی و رویکرد تحلیلی-توصیفی، اهداف روسیه از عضویت ایران در بریکس مورد بررسی قرار گیرد.
تحلیل روند دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران با فدراسیون روسیه در سطح دوجانبه 2035-2010(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
129 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف؛ هدف این مقاله تحلیل دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران با فدراسیون روسیه در سال های 2035-2010 هست و اینکه روند دیپلماسی دفاعی دو کشور در این دوره چگونه بوده است؟ سوال اصلی تحقیق است. روش شناسی؛ این مقاله از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی – تحلیلی و کیفی بوده است شیوه تجزیه وتحلیل داده ها در گام اول، با توجه به رویکرد کیفی بودن، با استفاده از روش تحلیل روندی انجام شده است که ماهیت تحلیلی و آینده پژوهی نیز داشته باشد. یافته ها؛ یافته های تحقیق نشان می دهد بعد از شروع جنگ اوکراین و روسیه و فرسایشی شدن جنگ، راهبردها از تاکتیکی یک طرفه به تاکتیکی دوطرفه تغییر یافته است به این شکل که قبل از جنگ فعالیت های نظامی در بخش های انتقال تسلیحات، مبادله های آموزشی و فنی از روسیه به ایران بوده است ولی با شروع جنگ، ایران به عنوان بزرگترین حامی نظامی فدراسیون روسیه تبدیل شد و قراردادها در قالب معاوضه ای صورت می گرفته است. نتیجه گیری؛ با در نظر گرفتن تحلیل روندی و تقویتی دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران با فدراسیون روسیه در سطح دوجانبه، زمینه های تبدیل شدن روابط دو کشور از تاکتیکی به شریک استراتژیکی در بازه زمانی میان مدت (15-10) وجود دارد.