فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۰۱ تا ۵٬۱۲۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
رقابت های قدرتی در سیاست خارجی کشورها از دیرباز بر شکل گیری روابط میان کشورها تأثیر اساسی داشته است. در این میان بنیان های ژئوپلیتیک از مهم ترین متغیرهای مؤثر در شکل گیری وروش سیاست خارجی کشورهاست. این بنیان ها واقعیت هایی هستند که ماهیت جغرافیایی سیاسی دارند و بر رفتار سیاسی، راهبردها، منافع و هدف های ملی، امنیت ملی، یکپارچگی سرزمینی، بقا و موجودیت کشورها نیز تأثیر می گذارند. هم جواری جمهوری اسلامی ایران با مناطق ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی متعدد از مهم ترین فرصت های مربوط با سیاست خارجی است. ایران برای دستیابی به هدف ها و منافع ملی در سیاست خارجی خود باید بنیان های ژئوپلیتیکی برگرفته از موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژی خود را به ویژه نسبت به همسایگانش در نظر بگیرد. در این میان، کشور ترکیه به عنوان یکی از مهم ترین همسایگان و بازیگران ایران در منطقه اوراسیا برای دستیابی به هدف ها و منافع ملی در سیاست خارجی خود ناچار به برقراری ارتباط در زمینه های مختلف با هم هستند. این مسئله لزوم بررسی روابط دو کشور را نشان می دهد. در این نوشتار از روش تحلی ل مقای سه ای و از داده های کتابخانه ای و اسنادی استفاده می کنیم. یافته های نوشتار نشان می دهد متناسب با سیاست های به کارگرفته شده هر دو کشور در این منطقه، جمهو ری اسلامی ایران با توجه به مؤلفه های ژئوپلیتیکی که عبارت اند از مؤلفه<sub> های اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و زیرمجموعه های این موارد برای دستیابی به منافع ملی بیشینه، روابطی از تعاملی تا رقابتی را نسبت به ترکیه انتخاب کرده است.
درباره سیاست در اسلام: مطالعه ای غیر دولت بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست پژوهی اسلامی ایرانی سال اول پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
111 - 137
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش خواهمی کرد تا در یک مطالعه پدیدارشناسانه رابطه ای هستی شناختی میان شیوه های زندگی پیشا-تأملی یک مردم و سیاست برقرار کنیم که بتواند فهمی از هستی شناسی سیاسی در پیوند با مفهوم بنیادین شیوه های زندگی را ممکن کند. در این چارچوب تلاش خواهیم نمود تا نشان بدهیم چطور این نه دولت اسلامی، چه حاکم آن پیامبر اکرم(ص) یا امام معصوم(ع) باشد و چه فقیه شیعی یا خلیفه سنی، بلکه نفس مسلمان بوده در مقام یک شیوه زیست یا شکلی از خو کردن با جهان است که از دین مبین اسلام یک هستی سیاسی می سازد.ما بحث درباره شیوه های خو گرفتن در جهان و نظام خاص کنترل بدنی را که هویّت های سیاسی گوناگونی را می سازند با مطالعه درباره نماز و هم پیوندهای منطقی آن موردمطالعه قرار خواهیم داد. بنا داریم در نهایت نشان بدهیم که چطور نماز، مخصوصاً در مقام یک فریضه جمعی، شکلی از هویت یابی یا تمایزیابی سیاسی است. تلاش خواهیم کرد تا به مطالعه درباره نسبت مفهوم دوستی، در معنای ارسطویی آن و سیاست در پیوند با نماز بپردازیم. همین طور نشان خواهیم داد که چطور نماز،مانند دیگر فرایظ دینی، در مقام مناسباتی جمعی می تواند مبنای دموکراتیک شکل گیری هویّت سیاسی،یا چنان که در رادیکال دموکراسی شانتال موف می بینیم، مجموعه دوستان باشد. ما تلاش خواهیم کرد تا مفهوم نماز را به بن مایه تئوریکی برای صورت بندی مفهوم شیوه زیست مسلمانانه در یک قرائت سیاسی از اسلام تبدیل کنیم.
بررسی و نقد اندیشه تمدنی سید قطب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایده ی سید قطب (1906-1966) برای ایجاد جامعه یا تمدن اسلامی با چالش هایی همراه است که چیستی آن ها، مسئله ی این پژوهش را شکل می دهد. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، مطالعه ی اسنادی است و اطلاعات با روش «توصیف و تحلیل» موردبررسی و نقد قرارگرفته اند. بر اساس یافته های این پژوهش، اندیشه ی تمدنی سید قطب مبتنی بر دو رکن: 1)تقسیم جوامع به اسلامی و جاهلی و انکار وجود جامعه ی اسلامی بالفعل 2) توسعه ی مفهوم توحید به توحید در حاکمیت و تطبیق شریعت است. بر این اساس، او معتقد است تعالی معنوی برای ایجاد جامعه ی اسلامی کفایت می کند و ضرورتی برای پیشرفت های مادی وجود ندارد. اما این دیدگاه با چالش های جدی مواجه است. ازجمله: اولاً: جاهلی و غیرمتمدن نامیدن تمام جوامع موجود، خلاف انصاف و حقایق تاریخی است و موجب برخورد و درگیری جوامع با یکدیگر می شود. ثانیاً: مشروط نمودن توحید به تطبیق شریعت، خلاف آموزه های پیامبر(ص) و امری بی سابقه در سنت اسلامی است که سرانجام آن نیز چیزی جز تکفیر و جنگ با تمام مسلمانان و غیرمسلمانان نخواهد بود. ثالثاً: انکار ضرورت پیشرفت های مادی برای جامعه ی اسلامی نیز ناشی از تفکر دوگانه ی او نسبت به تمدن غرب است که از یک سو، به تمدن غرب می تازد و از سوی دیگر اخذ بی ضابطه علوم تجربی غربی را مجاز می داند.
مهاجرت و مرزهای بشردوستانه؛ نقض حقوق بشر به نام حقوق بشر در اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پناهندگی و مهاجرت و آثار و پیامدهای آن از جمله معضلات جهان معاصر ماست. در این میان، مرزهای بشردوستانه مفهومی بدیع و تازه در نظام بین الملل است که ناظر بر برخی تلاش ها برای کاستن از آلام مهاجران در مرزهاست. اما نگاه عمیق تر به مرزهای بشردوستانه بیانگر وجود نوعی تبعیض و نابرابری نهادینه شده در ساختار و سازمان اجرایی این مرزهاست. این مقاله در چارچوب رویکردی هنجاری – توصیفی نشان می دهد که سیاست ها و اقدامات بشر دوستانه، که منطقا باید درد و رنج مهاجرین و پناهندگان را تسکین دهند، در نهایت سیاسی هستند و در عمل به بخشی از ابزار توجیه انواع و اقسام خشونت ورزی در مرزها تبدیل می شوند. در این راستا به نظر می رسد که تأکید بر رویه ها و مؤلفه های امنیت انسانی به جای امنیت ملی و دولتی می تواند چارچوبی مطلوب برای به ثمر نشاندن مرزهای بشردوستانه باشد. امنیت انسانی متضمن توجه به امنیت فرد نسبت به دولت ها و رهایی از ترس و رهایی از فقر و دیگر آرمان های اولیه حقوق بشر است. موضوع این امنیت، حیات و کرامت انسانی و غایت آن، محافظت از بنیادهای اصلی حیات نوع بشر در مقابل تهدیدهای فراگیر و تأمین مصالح درازمدت زندگی انسان های پناهنده و مهاجر است. از این رو در تلاقی میان تلاش های انسان دوستانه و امنیتی سازی، قراردادن موضوع امنیت انسانی در کانون رژیم های مرزی، جوهر گفتمان سیاسی است که باید در موضوع مهاجران و پناهندگان در غرب اتخاذ گردد.
Migration to Kharej: Dreamed Expectations of Iranian Migrants vs. Experienced Actualities of Living Abroad(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۶, Issue ۱ , Winter ۲۰۲۲
135 - 165
حوزههای تخصصی:
The growing number of migrants from Iran to the Western World during the past decades represents opportunities as well as challenges for both migrants and host communities. One of the issues that challenge Iranian migrants who move to Western countries is their unrealistic ideas about their presumed destination. This study aims to measure how accurate were the expectations of Iranians about life in Germany before their migration. We conducted two quantitative surveys among Iranians already living in Germany, as well as Iranians who intended to migrate to Germany. Comparing the results of the two sets of data, the study argued that in most cases (74%) the expectations before migration were over-optimistic. In 17% of the cases, they were realistic, and only in some cases (9%), they were under-optimistic. In addition, we found some correlations that suggest that factors such as gender, level of education, the reason for migration, and the preferred source of information of the participants can impact on the accuracy of the expectation.
بررسی چگونگی تعامل ورزش– سیاست خارجی بر پایه «نظریه میدان» پی یر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
284 - 259
حوزههای تخصصی:
ورزش مدرن، نقش و جایگاه مهمی در جهان معاصر دارد. با وجود گزاره مفروض «جدایی ورزش از سیاست»، باید اذعان کرد که رابطه دوسو یه استواری میان ورزش و سیاست در حوزه داخلی و عرصه خارجی برقرار است. پژوهش های زیادی درباره تأثیر متقابل ورزش و سیاست انجام شده و نظریه پردازان اجتماعی در قالب نظریه های «جامعه شناسی ورزشی» به این مقوله پرداخته اند. با این حال، در نظریه های روابط بین الملل در مورد رابطه «ورزش- سیاست خارجی» به لحاظ نظری کار پژوهشی چندانی انجام نشده است. از آنجایی که برای درک بهتر چرایی اهمیت ورزش در سیاست خارجی کشورها، وجود بستر نظری و چارچوب مفهومی لازم است، با طراحی یک مدل مفهومی با الهام از «نظر یه میدان» بوردیو، می توان به توصیف و تبیین تعامل میان ورزش و سیاست خارجی مبادرت ورزید. پرسش های اصلی پژوهش عبارت اند از: 1. ماهیت رابطه بین ورزش و سیاست خارجی چیست؟ 2. میزان تاثیرگذاری ورزش بر روابط دیپلماتیک، و پیشبرد صلح در نظام بین الملل چیست؟ در فرضیه پژوهشی استدلال می شود که ورزش بین الملل به عنوان ابزاری موثر در سیاست خارجی با ایجاد فرصت برای دیپلماسی عمومی و افزایش قدرت نرم کشورها، به انعطاف پذیری و پیشبرد صلح در روابط دیپلماتیک کمک می کند. با رویکردی کیفی و استفاده از روش تحلیل مقایسه ای دیدگاه های علمی و شواهد موجود در منابع مکتوب، و تاکید بر دو عنصر نظریه پی یر بوردیو یعنی «میدان و سرمایه» و تعمیم آن به عرصه جامعه بین الملل و کاربست مؤلفه های «قدرت نرم» و «دیپلماسی ورزشی»، رابطه ورزش با سیاست خارجی و چگونگی بهره گیری کشورها از میدان بین المللی ورزش در راستای اهداف سیاست خارجی تبیین می شود.
رویکرد سیاست خارجی عربستان سعودی در حمایت از گروه های تکفیری-جهادی (مطالعه موردی بحران سوریه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
149 - 173
حوزههای تخصصی:
عربستان سعودی به عنوان یکی از کشورهای مهم منطقه خاورمیانه در طول دهه های گذشته در چهارچوب یک کشور محافظه کار عمل کرده و عمدتاً به عنوان کنشگری که طرفدار وضع موجود و مخالف تغییر هست، شناخته شده است. اما در طول دوره بیداری اسلامی و به خصوص از سال 2011 در وقایع بحران سوریه، رفتارهای عربستان در عرصه منطقه ای نشانگر عبور این کشور از رویکرد محافظه کاری و متمایل شدن به سمت و سوی رویکرد تهاجمی در سیاست خارجی است. بر این اساس، سوال اصلی این است که: رویکرد ساسیت خارجی عربستان در حمایت از گروه های تکفیری –جهادی چگونه است؟(مسئله) برای پاسخ به سوال مذکور، بااستفاده از روش توصیفی –تحلیلی و جمع آوری داده ها با بهره گیری از مقالات، اسناد و منابع کتابخانه ای موجود (روش) این نتیجه حاصل شده است که راهبردهای عربستان در قبال گروه های تکفیری –جهادی در منطقه و بالاخص در سوریه، طیف های متنوعی از حمایت مستقیم، اجماع سازی در سطح سازمان های منطقه ای همسو و ائتلاف سازی با برخی کشورهای منطقه را در بر می گیرد که در نهایت می توان اذعان کرد که این نوع رویکردهای تهاجمی و الگو برداری از گروه های تکفیری-جهادی در آینده ای نزدیک برای حاکمیت و گفتمان وهابیت عربستان نیز دردسرساز خواهد شد(یافته ها).
تعمیق مناسبات چین و رژیم صهیونیستی و تأثیر آن بر منافع و امنیت ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۷
11 - 43
حوزههای تخصصی:
محیط آنارشیک نظام بین الملل و نبود یک قدرت مسلط و مشروع، هر یک از بازیگران را ملزم به بهره گیری از ظرفیت، اهداف و منافع مورد نظر خود در محیط پیچیده و شبکه ای نظام بین الملل می کند. اسرائیل به دلیل ضعف های راهبردی سعی دارد برای ارتقاء موقعیت منطقه ای و بهبود چهره جهانی و جایگاه بین المللی، مناسبات خود را با کشور چین به صورت همه جانبه توسعه دهد. به هر میزان سطح همکاری و تعاملات پکن – تل آویو گسترش یابد، عملاً بر امنیت و منافع ایران تأثیر منفی می گذارد و بر عکس. در این روند، از جمله پیامدهای تقویت و توسعه روابط چین و اسرائیل، رویکردهایی نظیر؛ شکاف میان ایران و چین، تأثیر منفی بر روند صلح مطلوب ایران در موضوع فلسطین، ترغیب چین از سوی اسرائیل مبنی بر عدم فروش تسلیحات به ایران، تشکیل گروهها و لابی های یهودی علیه منافع ایران در چین، اختلال در بازار فروش نفت و گاز ایران به چین، همراهی چین با نظم مطلوب منطقه ای اسرائیل و عدم حمایت از ایران در برنامه هسته ای می باشد. مفصل بندی این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی است. گردآوری داده ها نیز به روش کیفی و به صورت اسنادی و کتابخانه ای تنظیم یافته است.
China's influence expansion strategy in Africa (1993-2021).(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۳, Issue ۳۵- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۲
197 - 218
حوزههای تخصصی:
Smart power is one of the concepts and terms derived from the western discourse and the order of liberal democracy, which has specific meanings, meanings and indicators in this discourse. What is emphasized in this article is a different narrative from the Chinese perspective to smart power. Statistical data, documents and current trends all confirm that despite the dominance of the liberal order and its mechanisms on the political and economic structures of the world, Beijing has increasingly expanded its role and influence in different regions of the world, including Africa. This country has become a key country in the international system by taking advantage of the international opportunities provided by globalization along with the fundamental redefinition of national principles and interests. What enables a deep analysis in the text of this apparent conflict is the Chinese narrative of intelligent power, which is rooted in Chinese culture and thoughts, contemporary historical developments, and ultimately the consensus of the country's elites. Therefore, the main question of this article can be posed as what are the coordinates of Chinese smart power and how can the development and influence of China in Africa be justified based on the concepts and coordinates of this concept of soft power?Keywords: China, African continent, smart power, Chinese culture, influence
تبیینی سیاسی-تاریخی از تحولات پوششیِ زنان ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله ناظر بر وضعیت حجاب/بی حجابی در ایران معاصر است؛ که مسئله اصلیِ آن ارجاع به وضعیت فعلیِ جامعه ایران دارد. به این معنا که گسترش در دامنه و شُمار زنان و دخترانی که با حجاب اسلامی همنوا نیستند با چه منطقی قابل تبیین است؟ در پاسخ به این مسئله رویکردی تاریخی اتخاذ شد؛ و به دلیلِ مستندات موضوعه نیز نقطه آغاز آن را بر عصر ناصری بنا کردیم. از این جهت که نمونه این مطالعه، منفرد است؛ کار در زمره تحقیقات کیفی-تاریخیْ و از نوعِ درون موردیْ قرار می گیرد. در این راهبرد که واقعیت در پرتو تئوریْ مورد مطالعه قرار گرفته و به نوعی نظریه آزمایی صورت می گیرد؛ مکانیسم های علّیِ موجود در تئوریْ در واقعیتِ مورد مطالعه ردیابی می شوند. نظریه نوربرت الیاس در ارتباط با تغییرات رفتاری افراد نیز راهنمایِ این پژوهش است. پس از جمع آوری و تحلیلِ مستندات تاریخیْ این نتیجه حاصل شد که کلیتِ بی حجابیِ رایج در ایران فعلیْ نمی تواند مشخصاً و تنها، نتیجه ای دیالکتیکی و برآمده از سیاست های جمهوری اسلامی بوده باشد. درعین حالْ ظهور اینترنت و گسترش شبکه ای اجتماعی در دهه های اخیر نیز نمی تواند مبنای پاسخ به مسئله مورد واکاوی این تحقیق باشد. به نظر می رسد بخشی از زنان ایرانی از اواخر دوره ناصرالدین شاه و از حیث پوشش در مسیری به سمت غربی شدن در حرکت بوده ؛ و آنچه امروز شاهدیم، می تواند پیامدِ تا اینجایِ فرایندِ مذکورِ همچنان در جریان باشد. نتیجتاً پژوهش حاضر، ضمن تقویت تئوری الیاسْ کاربرد آن در تحلیل و تعلیل مسائل مرتبط در بستر جامعه ایران را تأیید و پیشنهاد می کند.
Analyzing the Implications of the Iran-Saudi Arabia Agreement through the Lens of Defensive Realism(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
There is no doubt that with the normalization of relations between Iran and Saudi Arabia after a long period of tension, one of the most key results of this agreement, that is, its impact on the security relations between Iran and the Arab world, and at the center of it, Iran and the Persian Gulf, is of particular importance. will be. Yemen, Lebanon, Syria and Iraq, during the past years, have always been the scene of indirect confrontation between these two regional powers. But the question is, what is the reason for these tensions? What effect has the agreement between Iran and Saudi Arabia had on the continuation of this cold war, and more importantly, what effect will this informal understanding have on the economic, political and security-military dimensions of Iran and other Persian Gulf countries? Some believe that the tensions between the two countries are caused by the endangerment of the oil-economic interests of these countries, some believe that this fear is caused by the possible increase of Iran's influence in the region, and in the opinion of others, the Arabs are worried about America's tendency towards Iran and perhaps attention less the United States to them. But perhaps these reactions can be explained in the form of defensive realism and according to "Taliaferro" one of its four main assumptions, i.e., the "security enigma", by means of which, every action of a government to increase its security, on the part of governments The competitor is considered as a hostile action. The following article tries to answer this question by assuming that the agreement between Iran and Saudi Arabia, as a factor that caused the security puzzle in the relations between the Arab world and Iran, both before and after it was achieved.
تحلیل اثر آسیب های محیط اقتصادی ایران بر سیاست گذاری عمومی
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس سال هشتم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
165 - 187
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاری در بستر محیط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی صورت می گیرد و از آن متأثر است و بر آن نیز تأثیر می گذارد. سؤال مطروحه در پژوهش این است که کدام بخش از ویژگی های منفی محیط اقتصادی کشور، چه تأثیرهای منفی ای بر عرصه سیاست گذاری عمومی دارد؟ بنابراین هدف تعیین شده، بررسی و پرداختن به معایب تأثیرگذار محیط اقتصادی بر عرصه سیاست گذاری کشور، از منظر آسیب شناسی است. در این راستا از روش کیفی مبتنی بر رویکرد کتابخانه ای و گردآوری مطالب و فیش برداری از کتب و مقالات مختلف، برای تبیین این اثرگذاری بهره گرفته شده و به طور متناظر هر یک از معایب محیط و آسیب مربوطه در سیاست گذاری بیان شده است. اساس مقاله بر این فرض استوار است که ویژگی های محیط اقتصادی کشور که به درآمدهای حاصل از فروش نفت متکی است، همچون متغیر مستقل؛ عرصه سیاست گذاری عمومی کشور را به عنوان متغیر وابسته متأثر می نماید. یافته های پژوهش بر تائید فرضیه وجود تأثیرپذیری سیاست گذاری عمومی از معایب محیط اقتصادی صحه گذاشته است. نتایج نشان داده است که آسیب های متعددی از این معایب موجود در محیط اقتصادی، بر عرصه سیاست گذاری عمومی کشور تحمیل گردیده و سیاست گذاری را از نیل به اهداف مطلوب تعیین شده باز می دارد.
چرایی و پیدایی محور مقاومت و تحلیل ساختاری مسائل مرتبط از منظر آینده نگاری راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
194 - 226
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران، از ابتدای پیدایش مطابق با اصول مکتبی خود و با پشتیبانی قانون اساسی، همواره به دنبال حمایت مادی و معنوی از جریان های مقاومت اسلامی و نهضت های آزادی بخش بوده و در این مسیر متحمل هزینه های بسیاری نیز شده است. موفقیت های مقاومت اسلامی لبنان در مقابل رژیم صهیونیستی، شکل گیری بسیج مردمی (حشد الشعبی) در عراق برای مقابله با گروه تروریستی داعش ، در کنار رشد فکری و سیاسی سال های اخیر مردم کشورهای منطقه غرب آسیا و گره خوردن مطالبات ایشان با آرمان هایی چون استقلال طلبی، عدالت جویی، اسلام خواهی، کوتاه کردن دست قدرت های مداخله گر از منطقه، در کنار خیزش بیداری اسلامی مردم ستمدیده در کشورهایی مانند بحرین، یمن، فلسطین، سوریه و ... همگی فرصت مناسبی را فراهم آورده است تا بتوانیم با نگاهی ژرف تر، به تحلیل چرایی و پیدایی جبهه مقاومت و مبانی فکری آن در حوزه سیاست خارجی بپردازیم و از منظر آینده نگاری راهبردی و ابزارهای مرتبط با آن، مؤلفه های این جبهه را بررسی نماییم. در این پژوهش با استفاده از روش های آینده نگاری راهبردی، در ابتدا از طریق پویش محیطی به شناسایی پدیده ها و مسائل مرتبط با چرایی و پیدایی جبهه مقاومت پرداخته شده است و پس ازآن با استفاده ازنظر خبرگان، اولویت های مهم این مسائل دسته بندی شده اند. در پایان نیز با کمک روش تحلیل تأثیر متقابل و نرم افزار میک مک، عوامل کلیدی اثرگذار و تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم آن ها ارزیابی و مهم ترین مسائل مرتبط با چرایی و پیدایی محور مقاومت موردبررسی قرارگرفته است.
پایش شالوده های دیپلماسی دفاعی در دیدگاه امنیتی امام خامنه ای(مدظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۶
77 - 107
حوزههای تخصصی:
ضرورت: دیپلماسی دفاعی به عنوان یکی از راه های مناسب برای پاسخگویی به تحولات عرصه بین الملل و شکل دهی به روندهای نظام مند در قالب قدرت نرم شناخته می شود که کشورها با بهره گیری از آن، امکان ارتقاء سطوح مختلف امنیت و قدرت ملی خود را امکان پذیر می سازند. جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یکی از بازیگران عرصه بین الملل تلاش دارد تا با بهره گیری از این ابزار، اهداف سیاست خارجی خود را در عرصه بین المللی پیگیری کند.هدف: همین امر ما را بر آن داشت تا به شناخت مبانی فکری و اندیشه ای رهبر انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) اقدام نماییم. پرسش: دیپلماسی دفاعی چگونه از منظر آیت الله خامنه ای قابل تجزیه و تحلیل (عناصر، بسته معنایی و جایگاه نظری) است؟ فرضیه و روش: دیپلماسی دفاعی در در اندیشه رهبری، مبتنی بر سه اصل ارتباط برادرانه با کشورهای اسلامی، مقابله با دشمنان و روابط مسالمت آمیز با کشورهای دوست است. این پژوهش یک تحلیل کیفی (کدمحور) از نوع تحلیل محتوا است. نتیجه گیری و دستاوردها: عناصر دیپلماسی دفاعی ایران از دیدگاه رهبری عبارتند از: «مقابله با نظام سلطه»، «همکاری های نظامی و دفاعی» «تقویت اتحادهای نظامی در جهان اسلام». جایگاه تئوریک این عناصر این معانی را برای مخاطب بازتولید می کند که مقابله با رفتار نظام سلطه در سیاست خارجی مشروع و مقبول است، همکاری های دفاعی و تقویت روابط دوستانه در دیپلماسی دفاعی باید هم راستا باشند و اتحادهای منطقه ای و اتحادهای نظامی در جهان اسلام ضروری است.
تحلیل قدرت و رفتار میانی ج.ا. ایران: فرصت و چالش های گسترش نفوذ منطقه ایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۷
91 - 118
حوزههای تخصصی:
مفهوم قدرت میانی برای تبیین رفتار میانی، هویت و نقش سیاست خارجی دولت ها استفاده می شود. ج.ا.ایران به عنوان قدرت میانی منطقه ایی هم عناصر ساختاری و هم رفتاری برای ایفای چنین نقشی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر این است که در چارچوب ترکیبی از رویکردهای واقع گرایی، رفتاری و سازه انگاری و برداشت جدید از قدرت میانی منطقه ایی جایگاه ایران را در دسته بندی های قدرت تحلیل کند و سپس براساس این تحلیل با روش کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی به این سوالات پاسخ دهد که چرا ج.ا.ا یران تصمیم گرفته است قدرت و نفوذ خود را در خارج از کشور به نمایش بگذارد یا اقدامات ایران برای تحقق این اهداف چه بوده است و چالش ها یا محدودیت های رفتار میانی ج.ا.ایران در سطح منطقه خاورمیانه چیست؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که هدف ایران از گسترش نفوذ منطقه ای تأمین بقای ج.ا.ایران، مبارزه با نفوذ و نظم منطقه ای مخالفان خود از جمله امریکا و اسرائیل، حمایت از جبهه مقاومت به ویژه فلسطینیان برای دستیابی به حقوق خود و صدور انقلاب اسلامی به منطقه به منظور وحدت جهان اسلام است. نتایج تحقیق حاکی از آن است، هر چند ج.ا.ایران با استفاده از ابزارهای مختلف از جمله قدرت سخت، نرم و اقتصادی قدرت و نفوذ خود را در منطقه گسترش داده است؛ اما به دلایل مختلف از جمله ؛ محدودیت ها و چالش هایی برای تتثبیت و گسترش نفوذ خود در سطح منطقه ای و فراتر از آن دارد.
تحلیل گفتمانی استکبارستیزی در اندیشه آیت الله خامنه ای از منظر پساساختارگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیست و پنجم بهار ۱۴۰۱ شماره ۹۴
153 - 181
حوزههای تخصصی:
در نگرش پساساختارگرایانه، هویت های اجتماعی و سیاسی محصول گفتمان ها فرض می شوند در واقع هویت ها و خودفهمی ها، در مقابل غیریت ها یا دیگران شکل می گیرند بنابراین، خلق یک هویت بر تاسیس یک تفاوت دلالت دارد. در این چارچوب با تکیه بر مفهوم «غیرِسازنده»، شکل گیری یک هویت را مستلزم عمل تمایز می دانیم که غالبا به تقابل ختم می گردد. مقاله حاضر در پی بررسی این پرسش است که از منظر پساساختارگرایی، استکبارستیزی چه جایگاهی در اندیشه رهبر انقلاب دارد؟ و بر این فرض استوار است که گفتمان استکبارستیزی مدنظر آیت الله خامنه ای حول محور چهار دال هویت بخش، فراگیر، استمرار و استقلال آفرین مفصل بندی شده است که مبتنی بر تقابل با «غیر» به هویت و صورت بندی امت شکل می دهد. این پژوهش بر اساس روش گفتمان لاکلا و موف و با تکیه بر داده ها و درون مایه های رویکرد پساساختارگرایی سامان یافته است. بنا بر یافته های پژوهش، آمریکا در قالب شیطان بزرگ، نقطه هدف استکبارستیزی گفتمان انقلاب اسلامی می باشد که به عنوان «بیرونی سازنده» هویت اسلام سیاسی ایرانیان، نقش بازی می کند. از منظر مقام رهبری این مرزبندی مستمر با ریشه های مذهبی به تحکیم هویت انقلابی و دینی نظام اسلامی منجر می شود.
نقش و جایگاه آموزه های مهدویت در تحقّق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی (با تأکید بر آموزه عدالت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران برمبنای مهدویت تحقق یافته و امامین انقلاب به سبب ارایه برنامه های راهبردی در صدد ایجاد جامعه ای منتظر برای ظهور حضرت بوده اند. یکی از مهم ترین رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در عصر حاضر، بیانیه گام دوم انقلاب است که هدف اصلی آن را نزدیک شدن انقلاب به آرمان بزرگش یعنی آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه) عنوان می کنند. پژوهش حاضر به این مسئله پاسخ می دهد: آموزه عدالت مهدوی، چه جایگاهی در تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی ایران دارد؟ (مسئله) برای بررسی این مسئله از ترکیب روش تحلیل محتوا در پژوهش کیفی و روش آینده پژوهی پس نگر استفاده شده است. (روش) برای پاسخ به مسئله مذکور در مرحله اول نقش آموزه های مهدوی در تحقق چله نخست انقلاب اسلامی و در مرحله دوم چگونگی ایجاد آمادگی برای طلوع خورشید ولایت(عج) بر اساس بیانیه گام دوم تبیین شده است. در مرحله سوم با در نظر گرفتن وضعیت آموزه عدالت مهدوی در جامعه فعلی و تصور آن در جامعه موعود (بر طبق احادیث و روایات واردشده)، نحوه نزدیک شدن جامعه فعلی به آن جامعه از طریق تبیین نقش الگویی آموزه عدالت مهدوی در خودسازی، جامعه سازی و تمدن سازی بیان شده است.(یافته ها) بنابراین با تلاش در عصر غیبت بر مبنای بیانیه گام دوم و تأکید بر آموزه عدالت مهدوی، میتوان هدف اصلی آن بیانیه را محقق کرد. (نتیجه)
استراتژی جمهوری اسلامی ایران در قبال کشورهای محور تحت نفوذ در جهان اسلام از منظر رئالیسم تدافعی(واکاوی بحران عراق و سوریه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی ایران در محور تحت نفوذ بعد از بحران در دو کشور عراق و سوریه، بیشتر دارای ماهیتی تدافعی- امنیتی و عمل گرایانه بوده است. اما واکنش های به وجود امده در دو کشور فوق ذکر از طرف دیگر قدرتهای ذی نفوذ این سیاست را به چالش طلبیده است.لذا اتخاذ استراتژی طرح شده برای حل این تناقض ،مسئله طرح شده در این پژوهش می باشد( مسئله ). نگارنده برای اثبات فرضیه ی خود از روش کیفی- تفسیری با رویکرد توصیفی – تحلیلی بهره جسته است ( روش ). بنظر می رسد ایران برای پیشگیری از تغییرات ناخواسته در سیستم موازنه منطقه ای که ممکن است جایگاه فعلی ایران را به مخاطره اندازد و با تاکید بر حفظ منافع ملی، سعی نموده بسیار فعال تر از گذشته در منطقه ی بحران حاضر شده و با بهره گیری از سیاست خارجی تدافعی - امنیتی و در عین حال فعال ، تلاش نموده تا جایگاه منطقه ای خود را حفظ و تثبیت و در مقاطعی تقویت نماید ( فرضیه ) . رویکرد سیاست خارجی ایران نسبت به هر دو بحران فوق ذکر با تاکید بر بیداری اسلامی در این دو کشور ، کاملاًواقع بینانه، عمل گرایانه ، امنیتی و مبتنی بر منافع ملی بوده است (یافته ها ) .
مصادیق تاریخی بیداری و مقاومت ملت یمن: از صدر اسلام تا عصر حاضر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
101 - 123
حوزههای تخصصی:
شناخت و بررسی زمینه های تاریخی بیداری مردم یمن و ارائه مصادیقِ مقاومت ملت یمن علاوه بر اینکه از نظر پژوهشی بدیع و نو است، در اینجا به صورت مسئله اصلی مقاله مورد توجه قرار گرفته است.(مسئله) هدف پژوهش شناسایی مصادیق تاریخی بیداری و مقاومت ملت یمن در طول تاریخ سیاسی- اجتماعی است. در این راستا سوال پژوهش به این صورت طرح شده؛ که مصادیق تاریخی بیداری و مقاومت یمن چه تأثیری بر تحولات کنونی یمن داشته است؟(سؤال) روش تحقیق از جهت هدف بنیادی و از نوع کیفی و با روش توصیفی– تحلیل تاریخی انجام شده است. (روش) شیوه جمع آوری، فیش برداری از منابع کتابخانه ای است. (ابزار جمع آوری داده ها) یافته های مقاله حاکی از آن است که ملت یمن در حیات سیاسی خود تجربه مقاومت و بیداری را از صدر اسلام تاکنون داشته است. در این مقاله مصادیق تاریخی بیداری و مقاومت ملت یمن را بررسی کردیم. به صورت مختصر شامل: در صدر اسلام با پیشتازی در پذیرش اسلام، مشارکت در دفع فتنه علیه پیامبر، اعلام مخالفت با سقیفه بنی ساعده، حضور در گستره جغرافیایی جهان اسلام، قرابت شیعیان زیدیه با تشیع دوازده امامی، دفاع از امام حسن و امام حسین، عدم پذیرش خلافت عباسی، قیام یحیی بن حسین و تشکیل دولت زیدی، قیام علیه صلیحیان اسماعیلی، درعصر حاضر قیام علیه علی عبدالله صالح اهم آن ها است(یافته ها).
تحلیل رفتار سیاست خارجی و امنیتی دولت های کوچک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۴۳)
5 - 34
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به ماهیت رفتاری دولت های کوچک می پردازد. دولت های کوچک نماینده اکثریت کشورها در نظام بین الملل هستند اما مطالعه مسائل و چالش های امنیتی آن ها نادیده گرفته شده است. این غفلت تا حد زیادی به این دلیل است که تمرکز نظری روابط بین الملل، به ویژه از دریچه رویکرد واقع گرایی، عمدتا بر تبیین تغییرات موازنه قدرت ناشی از تعاملات بین قدرت های بزرگ بوده و به همین ترتیب، از نظر تحلیل سیاست خارجی و امنیتی، تمرکز بر تبیین رفتار قدرت های بزرگ بوده است. نتیجه این است که دولت های کوچک در درک پویایی نظام بین الملل تا حد زیادی بی ربط تلقی می شدند. به طور مشخص، پرسش این مقاله این است که چگونه می توانیم درباره سیاست های خارجی و امنیتی کشورهای کوچک فکر کنیم و ویژگی های محیطی که دولت های کوچک در آن تکامل می یابند، چیست. پاسخ به این سوال مستلزم تبیین محیط بین المللی از یک سو و شناسایی رابطه ساختاری بین دولت های کوچک و معضل امنیتی از سوی دیگر است. این رابطه مشوق ها و محدودیت هایی را برای دولت های کوچک ایجاد می کند و منجر به تصمیماتی می شود که ممکن است راهبردی باشند یا نباشند. این نوشتار با بهره گیری از روش تبیینی و گردآوری کتابخانه ای به نتایج و فرآیندهای سیاست خارجی و امنیتی دولت های کوچک می پردازد و فرضیه خود را بر وجود الگوهای متفاوتی از روابط حمایت گرایانه در نظر گرفته است که لزوما با نتایج یکسانی در ساختار امنیتی دولت های کوچک همراه نیست. یافته های تحقیق نشان دهنده تغییر از تعاریف سنتی امنیتی با تاکید بر ویژگی های دفاعی و تسلیحاتی، به نگرانی های امنیتی جدید است که در آن همکاری نهادی و حمایت گرایانه بزرگ تر نزد دولت های کوچک ضروری به نظر می رسد.