فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۲۱ تا ۵٬۱۴۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
خیرعمومی به عنوان یکی از مفاهیم اساسی در اندیشه سیاسی تاکنون بصورت مستقل مورد کنکاش قرار نگرفته است. در حالیکه این مفهوم در کنار مفاهیمی چون "منافع عمومی، مصالح عمومی، سیاستگذاری عمومی، کالاهای عمومی و منافع مشترک و خیر مشترک"، اساس و بن مایه اغلب رویکردها و جدال های مکاتب گوناگون را شکل بخشیده است. در گفتمان متداول علوم سیاسی، "خیرعمومی" به آن امکانات مادی، فرهنگی یا نهادی گفته می شود که اعضای یک جامعه در آن اشتراک منافع دارند. "خیرعمومی" مفهوم مهمی در فلسفه سیاسی و اندیشه سیاسی است؛ زیرا نقش مهمی در تفکر فلسفی درباره ابعاد عمومی و خصوصی زندگی اجتماعی دارد. این مقاله در پی آن است که بطور تحلیلی مقایسه ای سیر مفهومی خیرعمومی را در مقایسه با سایر مفاهیم، هم بصورت تعریف مفهومی و هم در قالب رویکردهای اندیشه های سیاسی مطالعه نموده و ادبیات این مفهوم را بطور مجزا مورد توجه قرار دهد. خیرعمومی چیست؟ چه تفاوتی با سایر مفاهیم دارد و در اندیشه سیاسی چه جایگاهی دارد؟ در این مقاله که از نوع توسعه ای بوده و به شیوه توصیفی – تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر کتابخانه ای به دست آمده، تفاوت ها و وجوه مختلف این مفهوم نشان داده شده و در چشم اندازهای مختلف برای اولین بار این مفهوم مورد تحلیل قرار گرفته است.
مدل سازی آینده ی دکترین جنگ پیشگیرانه علیه تروریسم برمبنای سیاست بوش پسر درپسا 11 سپتامبر
حوزههای تخصصی:
مدل سازی آینده دکترین جنگ پیشگیرانه علیه تروریسم برمبنای سیاست بوش پسر درپسا 11 سپتامبر چکیده: تروریسم پدیده ای است که جهان معاصر ما به شکل پیچیده ای گرفتار آن شده و علیرغم تلاش گسترده برای مبارزه با این پدیده، امکان حذف یا کنترل جدی آن در آینده نزدیک نمی رود. بعد از حادثه 11 سپتامبر، تیم بوش پسر و نومحافطه کاران حاکم بر کاخ سفید به طراحی استراتژی مبتنی بر «جنگ پیشگیرانه» علیه تروریسم پرداختند و این سیاست در طول دو دهه آغازین قرن جدید در کاخ سفید استمرار داشته است. در این نوشتار ما با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعه کتب، اسناد و اخبار مربوطه، این راهبرد مبارزه با تروریسم را مورد بررسی قرار داده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که این استراتژی باتوجه به مختصات جنگ پیشگیرانه (نیاز به دشمن سازی، دیدگاه خاص غرب به اسلام، یکجانبه گرایی، استاندارد دوگانه و تلاش برای توسعه هژمونی آمریکایی) و آثار و نتایج آن (عدم توجه به ریشه تروریسم، رد مسئولیت کیفری اتباع آمریکایی، رخداد فجایع و مسئولیت جمعی، افزایش محدودیت های سیاسی و اجتماعی و خشونت های حکومتی) در صورتی که با سیاستهای یکجانبه گرایانه آمریکا استمرار پیدا کند، منجر به افزایش شکاف با دستاوردهای جدید حقوق بین الملل در عرصه جزایی شده و در این صورت محکوم به شکست خواهد بود.
بازتاب انقلاب اسلامی ایران در آمریکای لاتین(مطالعه موردی: جمهوری بولیواری ونزوئلا)
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
109 - 128
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران بعنوان یکی از بزرگترین رخدادهای قرن بیستم تاکنون موضوع بحث بسیاری از محافل علمی- پژوهشی جهان بوده است. انقلاب اسلامی بنا به ماهیت، مفاهیم و واژگان، هنجارهای خاص و ویژه ای را به ارمغان آورده و متضمن اهداف و پدیده هایی بوده است. قصد نگارندگان آن است که با اتکا به روش سازه انگارانه که بیش از هر چیز یک چارچوب تحلیلی است، به بررسی تأثیرات انقلاب اسلامی بر جمهوری بولیواری ونزوئلا در آمریکای لاتین و روابط خارجی بین این دو کشور که تاکنون مورد بحث روشمند قرار نگرفته است بپردازد. در همین ارتباط، سوال اصلی پژوهش بر این مبنا شکل گرفته است که بازتاب انقلاب اسلامی ایران در کشور ونزوئلا چگونه بوده است؟، پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیلی- توصیفی و در چارچوب رهیافت سازه انگاری، به بررسی بازتاب این انقلاب بزرگ در مناطق آمریکای لاتین پرداخته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که انقلاب اسلامی ایران در درون مرزهای سیاسی خود محصور نمانده و به طور مستنقیم و غیر مستقیم علاوه بر تأثیر گذاری های منطقه ای، در سطح بین الملل هم بر کشورهایی همچون جمهوری بولیواری ونزوئلا تاثیرگذار بوده است.
تبیین سطوح راهبردی منافع دولت اسلامی در سیاست خارجی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
دولت اسلامی سیاست خارجی را در چارچوب منفعت گرایی متلازم و به صورت چندسطحی دنبال می کند؛ به طوری که بر اساس خصیصه ذاتی تلازم، تأمین بهینه منافع خود را به ویژه در بخش منافع معنوی، در گرو تحقق منافع مشروع سایر ملت ها به شکل عادلانه می داند. گستره فراگیر منفعت گرایی، توان محدود دولت و پیچیدگی های موجود در عرصه سیاست خارجی، پیگیری بهینه این راهبرد را با مشکل مواجه کرده و تزاحمات گوناگونی را پیش روی کارگزاران سیاست خارجی قرار می دهد و این سؤال اساسی را مطرح می کند که دولت اسلامی برای رهایی از تزاحم، منفعت گرایی متلازم را در چه سطوحی دنبال می کند؟ این پژوهش در پاسخ به این سؤال، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، این انگاره را مطرح می کند که سیاست خارجی دولت اسلامی بر اساس الگوی سطح بندی ارزش-محور، چهار سطح راهبردی جامعه بشری، امت اسلامی، جامعه ایمانی و سطح حفظ نظام را در سیاست خارجی تعریف می کند که با حفظ اولویت، بستر تکاپوهای دولت در حوزه منفعت گرایی متلازم در سیاست خارجی قرار می گیرد.
Parliamentary Diplomacy: Its Evolution and Role in International Relations(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper tries to examine the role and position of parliamentary diplomacy in today's international relations with a brief review of the history of diplomacy, its evolution in the span of time, and the formation of new types of diplomacy. The paper also seeks to answer questions about the role of parliaments in today's international relations as well as the position of parliamentary diplomacy within the framework of regional and international cooperation. However, it is generally opined that parliamentary diplomacy is not competing with traditional state-oriented diplomacy as parallel diplomacy. Rather, by emphasizing the continuation of the Westphalian model of nation-states in today's international system, it serves as a complementary tool to state diplomacy in favor of securing the national interests of countries.
واکاوی رابطه دیپلماسی عمومی و قدرت نرم در سیاست خارجی کشورها از منظر سازه انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۵ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۸)
107 - 134
حوزههای تخصصی:
از آنجا که دیپلماسی عمومی یکی از اجزای سیاست خارجی است، نقش مهمی در تاثیر گذاری بر افکار عمومی دارد و یکی از ابزارهای اصلی جنگ نرم محسوب می شود. قدرت نرم به مثابه یکی از ارکان سیاست بین الملل در عصر حاضر، جایگاه رفیعی یافته است، به گونه ای که سیاستمداران برای دست یابی به آن تلاش زیادی دارند. علت این امر را می توان در کارآمدی و موفقیت قدرت نرم نسبت به اشکال کلاسیک قدرت(قدرت سخت) جست و جو کرد.هدف اصلی این مقاله، واکاوی دیپلماسی عمومی و شیوه های مختلف آن در عرصه قدرت نرم است. این پژوهش با ابتنای به چارچوب نظری سازه انگاری و با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی در صدد است، دیپلماسی عمومی را به مثابه یکی از ار کان قدرت نرم در سیاست خارجی کشورها واکاوی کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که دیپلماسی عمومی ابزار اصلی قدرت نرم و یکی از شیوه ها و ابزار های پیاده سازی قدرت نرم در سیاست خارجی کشورها است.
سیاست همسایگی: رهیافتی برای جمهوری اسلامی ایران در نظم منطقه ای غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۹)
5 - 34
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است: راه برون رفت جمهوری اسلامی ایران از فشار ساختاریِ منطقه ای و جهانی در محیط منطقه ای غرب آسیا چیست؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که داشتن یک استراتژی دقیق، دوراندیشانه، مستمر و منسجم در قالب یک فراروایت تحت عنوان «سیاست همسایگی» برای تنظیم هوشمندانه الگوی رفتاری با کشورهای همسایه، راه برون رفت از فشار ساختاری حادث شده بر جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای ناشی از آن، مانند انزوا، حصر ژئوپلتیک و شکل گیری معمای امنیتی در محیط منطقه ای غرب آسیاست. در همین راستا، هدف پژوهش، بررسی جنبه های مختلف سیاست همسایگی، سازوکارها و خط مشی ها و مزیت های منتج از آن برای جمهوری اسلامی ایران در محیط منطقه ای غرب آسیاست. مهم ترین یافته پژوهش این است که اتخاذ سیاست همسایگی از سوی جمهوری اسلامی ایران به دلیل مرجعیت تمدنی آن در منطقه غرب آسیا، مزیت های پیش بینی پذیریِ رفتارها و اعتمادسازی و اعتمادآفرینی، کاهش نقش منفی قدرت مداخله گر جهانی، توانایی مدیریت بحران های منطقه ای، خلق متحدان و شرکای استراتژیک، کاهش رقابت های منفی درون منطقه ای، خلق گفتمان ها و ایده ها و ساختارهای درون منطقه ای، خنثی کردن نقش منفی متغیرهای آشوب ساز درون منطقه ای و درنهایت، شکل گیری الگوی نظم مطلوب منطقه ای با محوریت جمهوری اسلامی ایران را در پی خواهد داشت. مقاله از نوع توصیفی تحلیلی است و از روش شناسی استنباطی جهت نیل به اهداف تحقیق استفاده شده است.
بررسی مقوله صلح در اسناد و رویه فدراسیون بین المللی فوتبال (فیفا)
منبع:
سازمان های بین المللی سال چهارم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۱
341-362
حوزههای تخصصی:
فدراسیون بین المللی فوتبال (فیفا)، یکی از سازمان های بین المللی غیردولتی است که به صورت فعال در مسائل جامعه بین المللی نقش آفرینی می کند؛ یکی از این اهداف «مسئله صلح» است. پرسش اساسی این پژوهش نیز در باب نقش «فیفا» در ایجاد و تثبیت صلح می باشد. از دهه هشتاد میلادی، نقش آفرینی گسترده فیفا با مشارکت سایر نهاد های بین المللی فعال در زمینه صلح به ویژه سازمان ملل متحد و زیر مجموعه های آن شروع شد. این مشارکت ها ریشه در اساسنامه این سازمان دارد که در بندهای متعدد، زمینه حضور فعال فیفا را در بسترهای مختلف؛ از جمله حقوق بشر، منع تبعیض نژادی و تبعیض جنسیتی فراهم کرده است که به نوبه خود باعث بستر سازی برای ایجاد صلح و یا تثبیت صلح در شرایط دشوار شده است. رویه این سازمان نیز حاکی از توان مضاعف فیفا دارد که با اجرای مشترک برنامه هایی نظیر «اتحاد برای کودکان، متحد برای صلح»، «دوستان فوتبال»، «فوتبال برای امید» و «فوتبال برای صلح»، نقش مؤثری در فرایند ایجاد و تثبیت صلح در مناطق بحران زده ای همچون بالکان، فلسطین اشغالی، افغانستان، آفریقا و سایر مناطق دنیا دارد. چشم انداز فیفا نیز بیش از پیش حاکی از توجه به مسئله صلح و فعالیت در این زمینه است. این امر به ویژه با توجه به گسترش ارتباطات بین فیفا و سایر سازمان های فعال در زمینه صلح و اهمیت مسئله مسئولیت اجتماعی فیفا، ملموس است. در این پژوهش از روش توصیفی_تحلیلی برای تشریح و تبیین منابع کتابخانه ای استفاده شده است.
نسبت سیاست خارجی با بهداشت: چالشی نظری پیش روی سیاست خارجی ایران در عصر کرونا
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷
47-71
حوزههای تخصصی:
پیشینه پیوند بهداشت و سیاست خارجی در جهان به بیش از یک قرن پیش بازمی گردد؛ با اینحال رابطه و جایگاه این دو مفهوم با یکدیگر در سیاست خارجی ایران همچنان مبهم و نامشخص است. به نظر می رسد علت اصلی این امر به فقدان یا ضعف چارچوب نظری برای این مهم، در سیاست خارجی ایران بازمی گردد. برپایه ضرورت فوق سوال اصلی پژوهش حاضر این است که جایگاه بهداشت در نظریه های جریان اصلی روابط بین الملل کجاست و چه رابطه ای بین دو مفهوم بهداشت و سیاست خارجی می توان برقرار کرد؟ برای پاسخ به سوال فوق از روش توصیفی-تحلیلی و شیوه کتابخانه ای برای گرداوری داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش به سه رویکرد در تبیین این رابطه و جایگاه اشاره می کند: سیاست خارجی به مثابه بهداشت، بهداشت به مثابه سیاست خارجی و بهداشت به عنوان یکی از دستورکارهای سیاست خارجی. همچنین نشان می دهد امروزه توجه به بهداشت در سیاست خارجی از چارچوب های پیشین اخلاقی و انسان دوستانه(لیبرالیسم) خارج شده و جای خود را در مباحث قدرت و امنیت(واقعگرایی) بازکرده است.
اتحادیه اقتصادی اوراسیایی و منطقه گرایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه گرایی و همگرایی های منطقه ای یکی از سازوکارهای مهم در توانمندسازی و توسعه کشورها در دوران جدید است. در دهه های اخیر، فدراسیون روسیه به عنوان بزرگ ترین و قوی ترین کشور جداشده از اتحاد شوروی، تلاش های زیادی برای منطقه گرایی در اوراسیا انجام داده است. در این میان، اتحادیه اقتصادی اوراسیایی مهم ترین و فعال ترین اتحادیه در قلمروی اتحاد شوروی است که با محوریت روسیه از سال 2015 به وجود آمده است. جمهوری اسلامی ایران که همواره از فرایندهای منطقه گرایی در حوزه های پیرامونی و سازما ن های منطقه ای شرق و غرب کنار گذاشته شده یا به آن ها وارد نشده است، همکاری و همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی را در دستور کار قرار داده است. امضای موافقت نامه موقت تشکیل منطقه آزاد تجاری میان جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیایی در سال 2018 گامی در این زمینه بوده است. بر این اساس، این پرسش مطرح می شود که سیاست های منطقه گرایی روسیه و ایران در چارچوب همگرایی اقتصادی اوراسیایی چگونه است و چه هدف هایی را دنبال می کنند؟ این نوشتار را به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای و اسنادی انجام داده ایم. نتایج نوشتار نشان می دهد که برخلاف نام اقتصادی موافقت نامه، هدف های سیاسی و ژئوپلیتیکی آن برای روسیه و ایران اهمیت و اولویت بالایی دارد. همچنین تحریم های گسترده ایالات متحد علیه ایران و تنگاهای ژئوپلیتیکی روسیه و چالش با غرب سبب شده است بر حسب ضرورت و نیاز روسیه و ایران در چارچوب اتحادیه اقتصادی اوراسیایی همکاری کنند.
الگوی رفتاری جمهوری آذربایجان با جمهوری اسلامی ایران؛ برآیندی از سازه های هویتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متعاقب فروپاشی شوروی در سال 1991م و استقلال جمهوری های جدا شده، منافع امنیتی ایران در حوزه آسیای مرکزی و قفقاز تغییر نمود. ایران می توانست با توسعه روابط خود با جمهوری های تازه استقلال یافته، منافع امنیتی خود را در منطقه تأمین نماید. یکی از جمهوری های استقلال یافته، جمهوری آذربایجان بود که نقش استراتژیکی در منافع امنیتی ایران ایفا می نماید. به رغم پیوند های قوی مذهبی، تمدنی و فرهنگی جمهوری آذربایجان با حوزه سرزمینی ایران، روابط آن در عصر پسااستقلال با ایران بیشتر بر محور واگرایی بوده تا بر محور هم گرایی. به نظر می رسد که در این واگرایی، نقش سازه های هویتی از اهمیت به سزایی برخوردار است. به خاطر اهمیت موضوع، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ گویی به این سؤال محوری است که سازه های هویتی چه تأثیری بر روابط جمهوری آذربایجان با جمهوری اسلامی ایران داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد سازه های هویتی از جمله: برساخته شدن تقابل های هویتی ترکی در مقابل ایرانی از سوی نخبگان سیاسی جمهوری آذربایجان، سکولاریسم در مقابل اسلام گرایی در سطح داخلی جمهوری آذربایجان و برداشت و رویکردهای متفاوت دو دولت در سطح منطقه ای و نظام بین الملل، بر واگرایی جمهوری آذربایجان با جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار بوده است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی تحلیلی و روش گردآوری داده ها منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
تحلیل عرفی شدن در جهان اسلام از دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امکان یا امتناع عرفی شدن جهان اسلام از جمله دغدغه های اصلی متفکران مسلمان در قرن معاصر می باشد و برخی از متفکرانی تلاش نموده اند بر اساس آبشخورهای فکری به تبیین این مسئله بپردازند. در راستای اهمیت این امر، این نوشتار با اتخاذ رویکرد توماس اسپرینگز و بر اساس روش تحلیل محتوای کیفی درصدد پاسخ به این سوال اصلی است: «علل بحران عرفی شدن جهان اسلام ناظر بر دیدگاه آیت الله خامنه ای چیست و برون رفت از عرفی شدن جهان اسلام و رسیدن به وضعیت مطلوب چگونه خواهد بود؟». یافته های پژوهش بر نکاتی چند تاکید دارد: یک. در دیدگاه آیت الله خامنه ای عرفی شدن جهان اسلام پدیده ای عرضی و نه ذاتی بوده و این امر، بیشتر تحت تاثیر عوامل ارادی تا غیر ارادی می باشد. از اینرو امکان تغییر وضعیت موجود به وضعیت مطلوب وجود دارد. دو. در این نگاه فراتر از مقام ثبوت، در مقام اثبات کارآمدی نظام سیاسی اسلام مهمترین عامل در جلوگیری و کسترش نفوذ سکولاریسم در جهان اسلام می باشد. در این راستا، وقوع انقلاب اسلامی، تشکیل نظام جمهوری اسلامی و در پیش گرفتن اهداف تمدنی تمدن نوین اسلامی مسیری خلاف روند عرفی شدن جهان اسلام است که تاثیر و تاثرات آن در محیط داخلی و همچنین جریان های اسلام گرا نظیر حزب الله لبنان، الحوثی یمن، و حشد الشعبی عراق می توان دید.
کاربست آینده پژوهی در مطالعات انتخابات گذشته ریاست جمهوری در ایران؛ (مطالعه موردی: انتخابات ریاست جمهوری سال 1400)
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۶)
105 - 134
حوزههای تخصصی:
در جهان آشوب زده کنونی، آنچه سبب شده تا توجه به آینده در کانون توجهات قرار گیرد، استفاده از فرصت های نهفته در آن، به منظور تاب آوری و جلوگیری از غافلگیری است. این موضوع سبب شده است تا بسیاری از افراد و سازمان ها، همواره در پی کشف آینده و اقدام پیش دستانه برای بهره مندی از منافع آن باشند. یکی از مهم ترین بسترهای این نگاه در ایران، انتخابات ریاست جمهوری می باشد که در سال 1400، نقطه تمرکز جریان های گوناگون برای کاهش یا افزایش میزان مشارکت مردم در آن شده است. در این مقاله ابتدا محیط پیرامونی مشارکت در انتخابات 1400 دسته بندی و پیشران های هر دسته مورد تحلیل قرارگرفته است. فراتحلیل نظرات نخبگان براساس بررسی روندهای موجود در جامعه و فضای اجتماعی، نشان می دهد که عدم قطعیت های کلیدی پوشش دهنده سایر عدم قطعیت ها، دو عامل "امید و معیشت" هستند؛ به این معنا که هرکدام از پیشران ها می تواند تأثیر مثبت یا منفی بر امید اجتماعی و هم چنین بر بهتر یا بدترشدن وضعیت معیشت جامعه داشته باشد. پس این دو، به عنوان چارچوب سناریوها ایفای نقش می کنند. درنهایت چهار سناریوی مشارکت شورآفرین، مشارکت مردم برای تغییر شرایط، مشارکت سلبی و نه به صندوق (مشارکت حداقلی) به عنوان سناریوهای میزان مشارکت در انتخابات تعیین و بررسی شده اند.
مطالعه تطبیقی گونه شناسی های روش در آینده پژوهی
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی، حوزه نوپای علمی است که به دلیل عمر کوتاه، خاصیت بین رشتگی، وجه کاربردی و ویژگی های مطالعه آینده، دچار تکثر روش شده و همین تکثر به سردرگمی آینده پژوهان در انتخاب روش مناسب منجر می شود. پژوهشگران تلاش های زیادی برای نظم دهی به روش ها و روش شناسی این رشته انجام داده اند که ازجمله آنها گونه شناسی های استقرایی روش آینده پژوهی بوده است. در این گونه شناسی ها با مرور صدها پژوهش آینده پژوهی و با نگاه پسینی، سعی در ارائه یک دسته بندی کاربردی برای روش ها شده است. بااین حال، تاکنون یک کار تطبیقی به منظور ارائه تصویر جامعی از گونه شناسی روش های آینده پژوهی انجام نشده و به نظر می رسد همگرایی لازم درخصوص گونه شناسی و دسته بندی روش های آینده پژوهی وجود ندارد. مسئله این پژوهش، مطالعه تطبیقی و هم زمان گونه شناسی های روش در آینده پژوهی است تا بتوان یک نگاه جامع و یکپارچه به تمام گونه شناسی های صورت گرفته ارائه داد. بدین منظور گونه شناسی های مختلف شناسایی شده و ازطریق مطالعه تطبیقی سعی در تجمیع معیارهای آنها در چند معیار کلان شد. درنهایت تمام معیارهای گونه شناسی از چهار منظر دسته بندی شدند و نشان داده شد که در یک نگاه جامع می توان روش ها را از چهار منظر: ماهیت روش، فرایند روش، هدف روش و قابلیت روش دسته بندی نمود. این پژوهش می تواند مقدمه ای بر ارائه یک گونه شناسی جامع برای روش های آینده پژوهی باشد.
بررسی شاخصه های سبک زندگی اسلامی در تقابل با سبک زندگی غربی در مواجهه با بحران کرونا
منبع:
سیاست کاربردی سال سوم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
187-211
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده است با مرور و بررسی دیدگاه ها و نظرات مختلف مرتبط با مفهوم سبک زندگی و مولفه های آن به ویژه در شرایط بحرانی ، شناختی نسبی پیرامون تاثیرات ویروس کرونا بر سبک زندگی ارائه شود؛ همچنین ارتباط و اثرات متقابل این دو بر یکدیگر نیز مورد بحث قرار گرفته است. نظریه پردازان متعددی به بحث و بررسی پیرامون کرونا و آثار آن پرداختهاند. همچنین با توجه به اهمیت و نقش اساسی نوع سبک زندگی در نحوه برخورد با پیشامدهای اجتماعی در سطح خرد و کلان، در این پژوهش به نظرات آنان در مورد نحوه یا تغییر سبک زندگی افراد جامعه در مقابل ویروس کرونا اشاره شدهاست. همچنین در این مقاله سبک زندگی از منظر اندیشمندان اسلامی و غربی با یکدیگر مقایسه شده است، به ویژه دیدگاه امامین انقلاب که در زمره مهمترین و تاثیرگذارترین رهبران مذهبی و سیاسی قرن اخیر هستند پرداخته شده است. بهعلاوه سبک زندگی غربی نیز از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرارگرفته است. از آنجایی که انسان کنونی خصوصا انسانی که با تفکر غربی دنیوی تعریف می شود، جهت ادامه زندگی در رویاروییاش با کرونا به پوچی رسیده و بیش از پیش در کلاف سردرگم سبک زندگی تحمیلی نظام سلطه که هدفش استثمار و استعمار انسان عصر جدید است، به دام افتاده است. در این میان نظام سلطه در تلاش است تا کارآمدی و توانمندی خود در تمامی ابعاد زندگی بشری را بهعنوان نسخهای جامع و کامل برای زندگی بشر و حذف نیاز انسان مدرن به معنویات و دین به رخ بکشاند.
تبیین عناصر وجودی سازنده تمدن نوین اسلامی «با الگوگیری از دوسویه تمدن نبوی و مهدوی»
حوزههای تخصصی:
واضح است حرکت در مسیر تمدن سازی و ارائه هر طرح و نظریه ای در این باب، مبتنی بر فهم دقیق سازه های تمدن و عناصر تمدن ساز است. برای رهیافت به این مهم، تلاش کرده ایم با روشی تحلیلی و رویکردی انتقادی ضمن تأمل در آرا و اندیشه های نظریه پردازان تمدنی و در پرتو دوسویه تمدنی خود یعنی تمدن نبوی و تمدن مهدوی، نخست با تمایز نهادن میان عناصر ایجادی و عناصر وجودی تمدن ساز، به دانش تمدنی خود غنای بیشتری بخشیم و پاره ای از ابهامات و غبارها بر رُخ سازه های تمدن نوین اسلامی را رفع کنیم و در وهله بعد با تقسیم قسم اخیر ذیل دو عنوان کلی مؤلفه های سخت افزار و مؤلفه های نرم افزار، به بیان صریح مصادیق هریک بپردازیم. در همین راستا و در مقام تبیین مؤلفه های نرم افزار تمدن ساز با بیان عناصر شش گانه وجود عدالت اجتماعی، حاکمیت اخلاق کریمانه، آرامش روحی و روانی، امنیت اجتماعی، رفاه عمومی و وحدت و هم بستگی میان مسلمانان در طرح واره ای نوین، هندسه مدنیت جدید منطبق با آموزه های اسلامی را ترسیم کرده ایم.
تاثیر ناتو بر سیاست خارجی ترکیه در قبال دول همجوار
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷
1 - 21
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی ترکیه در طول هفت سال اخیر به ویژه پس از تحولات سیاسی-اجتماعی موسوم به بیداری اسلامی دستخوش فراز و نشیب های بسیاری بوده است. سیاستمداران حزب حاکم عدالت و توسعه تا قبل از سرنگونی دومینو وار حاکمان تونس، مصر، لیبی و یمن موفق شده بودند ترکیه را با تکیه بر قدرت نرم این کشور در عرصه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به عنوان الگویی شاخص به دیگر کشورهای منطقه معرفی کنند. نگاه دکترین عمق استراتژیک ترکیه همگرایی و تعامل فزاینده را با کشورهای همجوار ترویج کرده بود، با تمام این وجود متغییرهای زیادی بر چرخش سیاست خارجی ترکیه در نگاه سلبی و تهاجمی بخصوص در قبال تحولات منطقه مانند جنگ قره باغ، داعش، سوریه موضوع خلیج فارس داشته که با نگاه ترکیه بر اروپایی شدن به ویژه نقش ناتو در این کشور با پیچیدگی های همراه شده است. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر ناتو بر سیاست خارجی ترکیه در برابر دولت های همسایه می پردازد و این سوال را مطرح می کند که ناتو چه تاثیری بر رویکرد ترکیه در قبال دول همجوار دارد. برای این منظور پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه با کارشناسان به این نتیجه رسیده است که نگاه اروپایی شدن ترکیه پس از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه باعث نفوذ هر چه بیشتر ناتو در این کشور شده است که این خود بر همسویی هرچه بیشتر سیاست خارجی ترکیه گردیده و در نهایت منجر به نگرانی کشورهای غیر همسو با ترکیه گردیده است.
اهداف عربستان سعودی از توسعه فناوری های فضایی، موشکی و پهپادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۵ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۴۰)
39 - 66
حوزههای تخصصی:
پادشاهی عربستان تلاش برای دستیابی به فناوری های فضایی، موشکی و پهپادی را از دهه های گذشته مورد توجه قرار داد و امروزه با جلب حمایت و کسب فناوری از قدرت های بزرگ خصوصاً آمریکا، روسیه، چین و فرانسه و همچنین ایجاد سازوکارها و نهادهای داخلی، تلاش برای بومی سازی و سرهم بندی (مونتاژ)، مشارکت در سازمان های بین المللی و نیز میزبانی و حضور در رویدادهای منطقه ای و جهانی؛ توسعه این فناوری ها را با جدیت دنبال می کند. این پژوهش با روش تحلیلی-تبیینی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، این پرسش را در نظر دارد که «چرا عربستان سعودی توسعه فناوری های فضایی، موشکی و پهپادی را در پیش گرفته و قدرت های بزرگ چه نقشی در تحقق این هدف دارند؟» در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که هدف اصلی عربستان از توسعه فناوری های فضایی، موشکی و پهپادی حفظ و ارتقای قدرت بازدارندگی و تأمین امنیت است. در ذیل این هدف کلان، ارتقاء تسلیحات تهاجمی و تدافعی، بهره مندی از تجهیزات مدرن اطلاعاتی و ارتباطاتی، دستیابی به اهرم فشار در رقابت های منطقه ای و جهانی، کسب دستاورد در جنگ یمن، ایجاد تنوع در روابط سیاسی-نظامی، اصلاح چهره و وجهه بین المللی، استفاده از پیوندها و همپوشانی های موجود میان این سه فناوری و دستیابی به برخی دیگر از کارکردهای صلح آمیز و جنگاورانه؛ از دیگر اهداف این کشور است.
دولت ملت سازی در غرب آسیا؛ارائه الگوی بومی برای غلبه بر چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۴ بهار ۱۴۰۰ شماره ۵۰
175 - 201
حوزههای تخصصی:
دولت ملت سازی، روندی است که در آن یک کشور تلاش می کند ازطریق انباشت قدرت و توسعه ظرفیت نهادی، خودمختاری، حاکمیت و استقلال خود را کسب و حفظ کند. چنین هدفی با دستیابی به اشباع سرزمینی، همبستگی ملی و ثبات سیاسی میسر می شود. این روند به دلایلی در اکثر کشورهای غرب آسیا به صورت موفقیت آمیزی طی نشده و دولت و ملت بر هم منطبق نیستند. از مهم ترین این دلایل می توان به ساختگی بودن این کشورها و سربرآوردن آنها از قراردادهای بعد از جنگ جهانی اول اشاره کرد که این امر مشکلات و چالش های زیادی برای این کشورها به وجود آورده است. دراین راستا این سؤال مطرح می شود که روند دولت ملت سازی در کشورهای غرب آسیا با چه چالش هایی روبه رو بوده است؟ فرضیه این است که چالش های داخلی و خارجی مختلفی مانند وجود شکاف های قومی، مذهبی و نژادی، عدم شکل گیری و تثبیت هویت ملی، عدم استقرار ساختارهای دموکراتیک و نیز عدم حل اختلافات سرزمینی با کشورهای همسایه و مداخله خارجی برای این کشورها به وجود آمده است. همچنین هیچ طرح و مدل فراگیری برای پیشبرد فرایند دولت ملت سازی و برون رفت از مشکلات و بحران های این منطقه وجود ندارد. در این مقاله سعی شده است یک طرح تحلیلی کلی جهت تبیین فرایند و چالش های پیش روی روند دولت ملت سازی در این منطقه ارائه شود. در این مسیر مقاله حاضر از نوع توصیفی تبیینی بوده که به صورت اسنادی و با روش کتابخانه ای اطلاعات و داده ها جمع آوری شده است.
مبانی انسان شناختی قرآن در تمدن سازی تربیت محور (با تکیه بر تفسیر المیزان)
حوزههای تخصصی:
تمدن سازی نوین اسلامی یکی از مهم ترین گفتمان های نوپیدا در دوران معاصر است که در پی نهضت های اسلامی، جنبش بیداری اسلامی و شکست و رسوایی مکاتب مادی و غربی، اذهان اندیشمندان اسلامی را به خود جلب نموده است. با عنایت به اهمیت ترسیم تمدن نوین اسلامی و بایستگی استخراج علوم انسانی از قرآن کریم و نیز نظر به جایگاه تربیت محوری تمدن اسلامی، و باتوجه به اینکه علامه طباطبائی ابتکارهایی در مباحث تربیتی ارائه نموده است، پژوهش حاضر با بهره مندی از شیوه تحلیل محتوا، به استخراج و استنباط مبانی ویژه تفسیر المیزان در حوزه انسان شناسی و ارتباط آن با تمدن سازی پرداخته است. برپایه مبانی قرآنیِ علامه در تفسیر المیزان، نفس انسان مسیر سلوک او به سوی خداوند بوده و شناخت و ارزیابی مداوم آن بسیار ضروری است. نفس یا همان شخصیت انسان بستگی و پیوندی ژرف با کارکرد او داشته و حتی می تواند دچار دوگانگی شود، پدیده ای که شناسایی آن در مدیریت کلان تمدنی بسیار حائز اهمیت است. از دیگر مبانی انسان شناختی علامه درباره سعادت انسان، رابطه آن با عمل، حقیقی و فطری بودن آن و هویت نسبی و مرتبه ای سعادت است که شناخت و تدبیر صحیح آن از لوازم تمدن سازی تربیت محور می باشد. درنهایت نیز هویت جمعی و استکمال اجتماعی انسان مطرح می باشد که جایگاه آن در تمدن بسیار محوری و برجسته است.