فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۴۱ تا ۲٬۵۶۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز تحولات فکری فرهنگی گسترده، سبب برنتابیدن ابرقدرت ها و مقابله مداوم با نظام بوده است. با گسترش دانش های نوین، روش های مقابله نیز تغییر یافت. یکی از مسائل مهم در جنگ شناختی، نفوذ جریانی و ایجاد اختلال در نظام محاسباتی و تغییر مسیر حرکت است که به جهت مقابله، در ابتدا با درک متناسب از اقدامات و بیان سیاست های مقابله ای می بایست نسبت به آسیب های احتمالی مقابله با نفوذ، مصون سازی اتفاق افتد. هدف از این پژوهش «تبیین آسیب های احتمالی مقابله با نفوذ و ارائه راهکارهای عملی در جنگ شناختی می باشد» که با روش تحلیلی توصیفی و فرضیه وجود آسیب های احتمالی به بررسی آنها می پردازد.یافته های پژوهش حاکی از آن است که در کنار شناسایی و اصلاح بسترهای نفوذ، با سیاست گذاری و برخورد قاطع، می توان به تقلیل آسیب ها، کاهش خسارات و صدمات سرمایه های کشور، خنثی سازی تأثیرات، تقویت ساختار و برهم زدن معادلات دشمن دست یافت.
نقش زنان در تقویت قدرت نرم ایران در سند چشم انداز 1404: بررسی دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱۰
33 - 58
حوزههای تخصصی:
امروزه تغییر ماهیت سیاستهای بین المللی و کاهش مقبولیت کاربرد قدرت سخت، منجر به توجه کشورها به مظاهر قدت نرم شده است. اکثر کشورها، اقدامات متفاوتی به منظور ارتقاء منابع و مولفه های قدرت نرم خود انجام داده اند. کشور ایران نیز از این امر مستثنی نیست و باید در جهت تقویت روزافزون قدرت نرم خویش همت گمارد. یکی از اسناد مهم کشور ایران که به مولفه های مختلف قدرت نرم به ویژه مولفه های اجتماعی آن تاکید کرده، سند چشم انداز 1404 است که در راستای این سند، همه اقشار مختلف مردم اعم از مرد و زن، باید این مولفه ها را در جهت ارتقای توانمندی ایران شناسایی نمایند و برای تبدیل آن به قدرت نرم تلاش ورزند. در واقع زنان به عنوان نیمی از اعضای جامعه ایران، برای دستیابی و ارتقای قدرت نرم می توانند نقشی تاثیرگذار داشته باشند. لذا این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که در سند چشم انداز 1404 با تاکید بر بیانات آیت الله خامنه ای، نقش زنان در تقویت مولفه های اجتماعی قدرت نرم ایران چگونه ترسیم شده است؟ برای دستیابی به پاسخ، با بهره-گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، متن سند و بیانات ایشان بررسی و 6 مقوله در خصوص نقش زنان در تقویت قدرت نرم ایران تعیین گردید. یافته ها نشان داد که زنان با تحکیم نهاد خانواده، علم آموزی، تحقق جامعه اخلاقی، رعایت حجاب و عفاف، تقویت روحیه ملی و مشارکت در عرصه های مختلف ، نقش مهمی در تقویت قدرت نرم ایران دارند.
واکاوی مفهوم آزادی و نسبت آن با حکمرانی مطلوب؛ بر مبنای دیدگاه شهید مطهّری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
59 - 80
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین مباحثی که امروزه در ادبیات سیاسی و به عنوان مهم ترین وظیفه حکومت در بسیاری از مکاتب (از جمله لیبرالیسم) مطرح می شود، مسأله آزادی است. در عین حال، از جمله مفاهیمی که دامنه تعاریف آن بیشترین تغایر و حتی تضاد را داشته است، مفهوم آزادی است. به همین دلیل آزادی از موضوعاتی است که شهید مطهّری به آن توجّه ویژه ای داشته و در آثار مختلف خود، از زوایای گوناگون به تبیین آن پرداخته است؛ مانند تعریف صحیح آزادی و اقسام آن از جهات مختلف، بررسی نسبت بین آزادی اجتماعی و آزادی معنوی و برنامه اسلام برای تحقّق هر یک، تفاوت نگاه اسلام و مکاتب غربی از جمله لیبرالیسم به مقوله آزادی، تفاوت آزادی تفکّر با آزادی عقیده و موضوع آزادی فرد و قدرت دولت. در این پژوهش تلاش شده است با مراجعه به آثار مختلف شهید مطهّری، موارد فوق تبیین گردد. همچنین با ایراد نقدهای مختلف به نگاه غرب به مسأله آزادی، کاستی های این دیدگاه روشن گردد. در نهایت کوشش شده وظایف حاکمیت مطلوب در راستای تحقّق آزادی افراد در جامعه مشخّص گردد، به نحوی که همه استعدادهای افراد رشد یابند، نه این که آزادی یک استعداد به نحوی باشد که به رشد سایر استعدادها لطمه واردشود.
عوامل طبیعی (فیزیکی) و انسانی ژئوپلیتیکی مؤثر بر تدوین راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی ایران در قبال ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
131 - 148
حوزههای تخصصی:
بررسی حوادث و رویدادهای تاریخی مبین آن است که شبه جزیره آناتولی از اهمیت راهبردی خاصی برخوردار بوده و نقش مهمی در حفظ صلح و ثبات منطقه ای و جهانی ایفا می نماید و ترکیه به عنوان یک بازیگر قدرتمند در منطقه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران می باشد و به عنوان کشوری همسایه و مسلمان، دروازه اروپایی ایران محسوب می شود. روش توصیفی، تحلیلی و به صورت کاربردی پس از انجام مطالعات نظری و محیط شناسی ژئوپلیتیکی، با استفاده از نظر خبرگان پرسش نامه ای تنظیم و بین صاحب نظر مرتبط با موضوع در قالب جامعه آماری 30 نفری توزیع و سپس نظر آنان نیز جمع آوری گردید. تاثیر سایر عوامل ژئوپلیتیکی بر راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی در مقابل ترکیه انجام شود تا راهبرد نویسان دفاعی با اطمینان بیشتری که حاصل انجام یک تحقیق علمی می باشد آن عوامل را در اتخاذ راهبرد دفاعی در مقابل ترکیه مورد استفاده قرار دهند. بر اساس یافته های پژوهش و تجزیه وتحلیل صورت گرفته 12 عامل ژئوپلیتیکی طبیعی و انسانی مؤثر بر تدوین راهبرد دفاعی کشور در مقابل ترکیه: 1. موقعیت راهبردی و ژئواستراتژیک ترکیه 2. موقعیت ژئوپلیتیکی ترکیه (موقعیت نسبی، گذرگاهی، حائل) 3. نقش و موقعیت ارتباطی ترکیه بین ایران و اروپا 4. وضعیت جغرافیای طبیعی (توپوگرافی و شبکه آب ها) ترکیه 5. میزان و اندازه جمعیت ترکیه 6. میزان تراکم جمعیت در مرز شرقی ترکیه هم مرز با ج.ا.ا 7. شکل ترکیه 8. میزان وابستگی و علاقه مندی جمعیت شرق ترکیه به ج.ا.ا 9. وسعت ترکیه 10. میزان همگرایی مردم شرق ترکیه با حکومت مرکزی 11. ویژگی های کیفی جمعیت (سواد، مهارت، سطح بهداشت، رفاه و...) ترکیه 12. آب وهوای (اقلیم) ترکیه شناسایی شدند.
تأثیرات خروج آمریکا از افغانستان بر امنیت ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱ (پیاپی ۸۱)
199 - 238
حوزههای تخصصی:
در پی حادثه 11 سپتامبر، آمریکا ذیل عنوان مبارزه علیه تروریسم وارد خاک افغانستان شد. اما بعد از گذشت 20 سال از آغاز حمله به این کشور، با امضای توافقنامه با طالبان در 29 فوریه 2020 متعهد به خروج از افغانستان شد. از طرفی به دلیل اهمیت تحولات افغانستان برای ایران، هرگونه اقدام آمریکا در این کشور، متوجه امنیت ملی ایران است. هدف این مقاله، بررسی پیامدهای خروج آمریکا از افغانستان و شکل گیری خلاء قدرت فرامنطقه ای در این کشور است. پرسش این است که با خروج آمریکا از افغانستان و حاکمیت مجدد حکومت طالبان چه پیامدهایی برای امنیت ملی ایران به عنوان همسایه استراتژیکی افغانستان ایجاد شده است؟ فرضیه مقاله این است که فرایند خروج آمریکا از اول مِی 2021 از سرزمین های همجوار ایران پیامد مثبت اما چالش ایجاد یک افغانستان بی ثبات تحت حاکمیت طالبان؛ تصادم قرائت های مختلف از اندیشه های سیاسی اسلام و افزایش فعالیت اندیشه های قومی و تکفیری، ناامنی در مناطق شرقی کشور و کاهش امنیت ملی ایران به عنوان پیامد منفی باقی بماند. این پژوهش با چارچوب رئالیستی با روش تبیینی و بر اساس منابع اینترنتی و کتابخانه ای نگاشته شده است.
بررسی پیوند کلید واژه های هویت و هنر در نظرگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت و گونه های آن مبحثی نوپدید در عرصه علوم فلسفه، تاریخ، جامعه شناسی و سیاست به حساب می آید. این مفهوم به همراه مؤلفه هنر، دو کلیدواژه اصلی این مقاله اند که تلاش کرده ایم چگونگی پیوند آن ها را در دیدگاه آیت الله خامنه ای بررسی کنیم. این پژوهش که بر بنیان منبع پژوهی و تحقیق کتابخانه ای استوار است، با درنگ و تحقیق در سخنان آیت الله خامنه ای از سال 1368 تا 1398، در بازه ای سی ساله، صورت گرفته است و با تبیین هویت و گونه های آن و تعریف و توصیف گونه های هنر، نهایتاً چگونگی پیوند این دو مؤلفه با یکدیگر را در این دیدگاه بررسی کرده ایم. یافته ها نشان می دهد هویت ملی و دینی در این دیدگاه هم سویی قابل توجهی دارند و منافع ملی، فقط در راستای هویت ملی تعریف می شوند. هویت فرهنگی اشراف بلامنازع بر سایر گونه ها دارد و هویت انقلابی زبان هویت های ملی، دینی و فرهنگی است. هنر، عطیه ای الهی است و در این دیدگاه ماًموریتی از نوع رسالت انبیا دارد. از نکات دقیق این نظرگاه خدمت دوسویه هویت و هنر است و هنر به عنوان ابزاری کارآمد و اثرگذار باید در خدمت عنصر هویت باشد.
آسیب شناسی گفتمان علمی حوزه و دانشگاه در تحول علوم انسانی با تاکید بر گفتمان فکری آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحول در علوم انسانی بدون داشتن یک نقشه راه علمی و مهندسی فرهنگ آن جامعه ممکن نمی گردد. تحقق آن نیز، بدون شناسایی مقدورات و موانع نرم افزاری و سخت افزاری گفتمان های علمی حوزه و دانشگاه ممکن نمی شود. در حقیقت این غیریت ها و موانع را می توان، در سه سطح طبقه بندی کرد: 1. علوم و مفاهیم سنتی و مدرن که با نیازها و اهداف تکاملی و تمدنی جامعه انقلابی و اسلامی موجود سنخیت ندارد؛ 2. ساختارها و نهادهای آموزشی، علمی و اجرایی سنتی و مدرن؛ 3. محصولات علمی و الگوها و مدل های اجرایی و تکنولوژی مدرن. این آسیب ها مانع تفاهم علمی میان دو گفتمان حوزه و دانشگاه در موضوع تحول علوم گشته و تا زمانی که ظرفیت و توان علمی این دو نهاد علیه همدیگر عمل کند، ظرفیت مثبت و موازنه مثبت آن دو خنثی گشته و امکان تحول در علوم انسانی میسر نخواهد شد و نمی توانند گره های کارشناسی نظام اسلامی را حل کنند. پژوهش حاضر تلاش می کند آسیب شناسی تحول در علوم را در اندیشه آیت الله خامنه ای، با روش توصیفی و تحلیلی با اسناد کتابخانه ای، مورد بررسی قرار دهد.
Adaptive Strategic Ambiguity: An American Response to the Evolving Balance of Power in the Taiwan Strait(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۸, Issue ۴, Autumn ۲۰۲۴
707 - 754
حوزههای تخصصی:
The geopolitical significance of Taiwan has prompted the United States to remain vigilant about the island's security, even after recognizing the People's Republic of China in 1979. Consequently, while refraining from any legally binding commitment to defend Taiwan, the U.S. Congress passed the Taiwan Relations Act, with the aim of equipping Taipei with the necessary military capabilities to deter a potential attack by China—a policy later termed "Strategic Ambiguity". However, while Taiwan’s economic development and democratic transition over the past four decades have underscored the importance of preserving the cross-strait status quo, China’s integration into the global economy has enabled the People’s Liberation Army to challenge it. Although conventional debates suggest the United States must choose between strategic clarity and traditional ambiguity, this paper moves beyond such a dichotomy, arguing that U.S. foreign policy behavior toward Taiwan exhibits elements of both. Building on the new conceptual framework of "Adaptive Strategic Ambiguity", this paper categorizes the U.S. policy toward Taiwan into three distinct dimensions: the reinvigoration of regional balance of power, the transition toward political clarity, and the advancement of economic de-risking.
انقلاب و زمین؛ اصلاحات ارضی و سیاست زمین دولت های انقلابی سوسیالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
275 - 308
حوزههای تخصصی:
زمین و نحوه توزیع و بهره برداری از آن، به عنوان یک مؤلفه مهم در نظام طبقاتی جامعه روستایی، از دیرباز مورد توجه حکومت ها بوده و مخصوصاً پس از وقوع انقلاب های کمونیستی، دستخوش تغییراتی بنیادی می گردد. از جمله در انقلاب های کمونیستی این مورد به چشم می خورد. در این کشورها، دولت سوسیالیستی نوپا بلافاصله به سیاست زمین و اصلاحات ارضی توجه ویژه ای نشان می دهد و تلاش می کند تا زمین، مطابق با آرمان های یک جامعه کمونیستی باز توزیع شود. شوروی، چین و کوبا سه کشوری هستند که انقلاب کمونیستی را تجربه کرده اند. هدف این مقاله، بررسی و تبیین اصلاحات ارضی و سیاست زمین دولت های سوسیالیستی منبعث از انقلاب های کمونیستی چین، روسیه و کوبا است. روش تحقیق این پژوهش، روش مقایسه ای و با استناد به منابع کتابخانه ای از زبان های اصلی است. بر اساس یافته های این تحقیق، سیاست زمین در انقلاب شوروی عبارت بود از: سیاست زمین متصلب کالخوزی، سیاست زمین منعطف کالخوزی و سیاست زمین بریگاردهای قراردادی. سیاست زمین در انقلاب چین عبارت بود از: سیاست زمین به شیوه کشاورزی خانوادگی، سیاست زمین به شیوه کشاورزی جمعی، سیاست زمین به شیوه کمون، سیاست زمین به شیوه تعاونی روستایی. سیاست زمین در انقلاب کوبا عبارت بود از: سیاست زمین به شیوه مالکیت عمومی، سیاست زمین مبتنی بر ملی کردن اراضی و سیاست زمین به شیوه تعاونی های مشارکتی.
مکتب ژئوپلیتیک روسی: معمای پایدار آسیب پذیری و گسترش گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در روسیه سه سده گذشته، اندیشه پردازی برای روند ژئوپلیتیک روسی، به شکل یک نیاز اساسی درآمده و اندیشه های گوناگونی را دامن زده است. چالش اصلی این پژوهش دست یابی به درک یک دانش ویژه روسی، در حوزه مسائل راهبردی و جغرافیایی این کشور است. از این رو، پرسش این نوشتار آن است که: چگونه می توان از یک مکتب ژئوپلیتیک روسی سخن گفت و مفهوم های بنیادین آن چگونه قابل درک هستند؟ ادعای نگارنده آن است که با وجود پراکندگی اندیشه ها می توان حلقه وصل و نقطه مشترک آنها را در مفهوم های: نادسترسی دریایی، سرزمینی بودن، آسیب پذیری دفاعی، ژئواستراتژی عمق راهبردی، منطقه حائل و گسترش گرایی پیاپی بیان کرد. در میان آنها دو مقوله: آسیب پذیری جغرافیایی و گسترش گرایی قلمروی، رهنمود های مرکزی پنداشته می شوند. برای بررسی این فرضیه از روش تحلیل محتوای کیفی مضمون ها و متغیرهای موجود در متن های مربوط به اندیشه ژئوپلیتیک در روسیه بهره گرفته می شود. دستاورد این مقاله آن است که تکیه بر دو مفهوم اساسی آسیب پذیری و گسترش گرایی، ریشه بسیاری از مشکلات مربوط به توسعه و سیاست خارجی را در روسیه امروز نشان می دهد.
معناکاوی مفهوم امنیت در شاهنامه با رویکرد نشانه شناسی پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شاهنامه فردوسی، به عنوان یکی از برجسته ترین متون حماسی ایرانیان، مفهوم امنیت به صورت رمزگان های مختلفی بیان شده است که با بررسی و تحلیل آن ها می توان به نظام اندیشگانی ایرانیان در باب مفهوم امنیت و اشکال مختلف آن، نمادهای آن و عوامل مؤثر در آن پی برد. چارلز سندرس پیرس، یکی از بنیانگذاران نشانه شناسی، نشانه ها را به سه نوع نمادین (رابطه میان دال و مدلول قراردادی)، شمایلی (رابطه دال و مدلول بر اساس شباهت) و نمایه ای (رابطه دال و مدلول علت و معلولی) تقسیم می کند. مقاله حاضر، می کوشد مفهوم امنیت را در شاهنامه فردوسی بر مبنای رویکرد نشانه شناسی پیرس واکاوی نماید تا بدین پرسش پاسخ دهد که در شاهنامه چگونه از نشانه های زبانی برای بیان مفهوم امنیت، مرجع امنیت و عوامل ضدامنیتی استفاده شده است. نتیجه این بررسی نشان می دهد که در شاهنامه هر سه صورت نشانه برای تعریف امنیت کاربرد داشته است. در این اثر اگرچه واژه «امنیت» به کار نرفته است است لیکن از واژه هایی چون «ایمن»، «آرام»، «خوبی»، «خرد»، «آبادانی» و «صلح» به معنای «امنیت» استفاده فراوانی شده است که از نوع نشانه های نمادین است. همچنین، در نشانه های زبانی چون قدرت، شهرت، داد و دهش، راستی، هنر، ساز و برگ جنگی، لشکر نیرومند و جان برکف، فرمانبرداری تام، تقدس مرز و سرزمین و غیره از نشانه های نمایه ای به شمار می رود که در بسیاری از داستان های شاهنامه علت امنیت سیاسی و ملی محسوب می شود. کلماتی چون ستم، بیدادگری، بی خردی، آز، بدی و اهریمنی، منیت و غرور، جادوگری از نشانه های نمایه ای هستند و رابطه دال و مدلول بر پایه علت و معلولی است. این نوع نشانه ها بر ضدامنیت روانی، اجتماعی و اقتصادی جامعه دلالت دارند. پهلوانانی چون زال، رستم، سهراب و شاهزادگانی چون اسفندیار، سیاوش، کی خسرو نشانه های شمایلی هستند که گفتار و رفتار و کردار آنان دال هایی هستند که مدلول امنیت را ترسیم می کنند. موجوداتی چون اژدها، دیو و اهریمن از نشانه های شمایلی ضدامنیت دینی و اجتماعی در نظم نمادین شاهنامه به شمار می آیند.
نظریه کارکردی؛ پل ارتباطی میان علم سیاست و حکمرانی سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۶
241 - 269
حوزههای تخصصی:
علم سیاست درکشورهای خاورمیانه رشته ایی نوظهور (علم متاخر از کنش) تلقی می شود؛ به عبارت دیگر در این کشورها فرآیند دگرگونی هنجاری در حوزه های ساختاری پیش از فضای آموزش انجام می گیرد.فقدان ارتباط میان علم سیاست و حکمرانی، بخشی از این بحران کلان است. مسئله مقاله پیش رو بررسی نقش علم سیاست در شکل گیری حکمرانی ایرانی است. این مسئله بر این امر تمرکز دارد که جایگاه و نقش علم سیاست در مناسبات نهادهای قدرت چگونه است و برای اجرایی شدن مناسبات موثر میان علم سیاست و مناسبات قدرت چه باید کرد؟ به منظور تبیین و تحلیل این مسئله، پرسش اصلی مقاله به این موضوع اشاره دارد که «ارتباط میان علم سیاست و حکمرانی سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی در ساحت های ساختاری و کارکردی از طریق چه فرایندی قابل ایجاد است؟» فرضیه مقاله بیانگر این امر است که «نظریه های توسعه بومی و الگوی پیشرفت ایران اسلامی که در مقایسه با نظریه های غربی تطابق بیشتری با فرهنگ سیاسی ایرانیان داشته نقش موثری در توسعه ادبیات حکمرانی سیاسی به جا خواهد گذاشت و این امر منجر به تقویت آموزه های ساختاری انقلاب اسلامی در ایران می شود.از آنجایی که حکمرانی سیاسی به عنوان آموزه ای برای ایجاد موازنه و تعادل در ساختار اجتماعی تلقی می شود، برونداد این امر چنین خواهد بود که هرگونه شکل بندی ساختاری در حوزه حکمرانی سیاسی و علم سیاست می تواند تاثیر خود را در آموزه های فرهنگی و اجتماعی منعکس سازد؛ از این رو تطابق این دو ساحت امری ضروری است.
نقش الهام بخشی انقلاب اسلامی ایران در پیدایش جنبش انصار الله براساس تحلیل سیستمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران در اهمیت یافتن تشیع به عنوان کانونی ژئوپلیتیک در جهان، ارتقای سطح فکری و بینش سیاسی شیعیان کشورهای منطقه نقش به سزایی داشته است. ایدئولوژی این انقلاب و حضور رهبری امام خمینی ره منجر شد تا شیعیان، از جمله شیعیان یمن شیفته ی این انقلاب شوند. در مقاله حاضر در پاسخ به سوال اصلی که انقلاب اسلامی ایران چه نقشی در شکل گیری و فعالیت های جنبش انصارالله یمن داشته است؟ مشخص گردیدکه انقلاب اسلامی ایران از طریق آموزه هایی مانند استبداد ستیزی، استکبار ستیزی ،مشارکت مردمی، استقلال خواهی و کسب هویت ، نقش الهام بخشی درپیدایش جنبش انصارالله یمن و نقش انسجام بخشی و ایجاد راهبرد مقاومت مردمی در مبارزه با نظام استبدادی و مداخله خارجی داشته است. بدین منظور با استفاده از ادبیات مفهومی نظریه ی سیستمی که جنبه ی جدید این موضوع را نشان می دهد،و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه ای به تحلیل نحوه تاثیرپذیری جنبش انصارالله از انقلاب اسلامی ایران پرداخته شد. در نتیجه تأثیرپذیری جنبش انصارالله از مفاهیم، هویت،دارزش ها و هنجارهای انقلابی و اسلامی ایران نقش مهمی در شکل دهی به اهداف و رفتار این جنبش داشته است
The Conceptual Realm of Human Rights in Hannah Arendt's Thought(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Hannah Arendt was one of the most prominent thinkers of political philosophy in the twentieth cen-tury, and the views of many scholars in the field of political philosophy in the present century are still inspired by her thought. She is the author of books such as Totalitarianism, Revolution, and The Human Condition. In the intellectual system of Hannah Arendt, the manner of formation and func-tioning of totalitarian states has been explained, and Arendt, with subtlety and precision, depicts the accompaniment of the masses with the state machinery in the creation of totalitarianism. She ex-plains that the totalitarian current, by riding on the wave of the emotions of the masses and penetrat-ing into the minds of human beings, carries them along with itself. Profound and unique concepts are seen in her political philosophy, including the political matter resulting from human action in the public realm which, alongside civil society, can bring about the liberation of the citizens of the modern world. The concept of theoretical challenge between the two concepts of moral evil and human rights finds meaning precisely at this point. Arendt faced a set of events and incidents which she tried to describe under concepts such as totalitarianism and human rights and, of course, also expressed her own solution. With the current understanding of Arendt’s political thought, it can be said that her solution in human rights lies in the concept of citizenship rights, plurality, freedom, the public sphere, political participation, and so on. With the critiques that Arendt directs toward the Universal Declaration of Human Rights, it can be concluded that her understanding of this concept is very different from what is heard today, and therefore her words may not only be incomprehensi-ble but may even lead to misunderstanding and mental confrontation. Therefore, addressing this subject can, while enlightening the audience, create a ground for the recognition of Hannah Ar-endt’s political thought, particularly her ideas in the field of moral evil, human rights, and the rela-tion between these two in her thought. In addition to all this, finding an answer to the causes and factors of the phenomenon of evil and violence is of great theoretical and also practical importance, and the recognition of Arendt’s thought can be an important step in this direction.
واکاوی عدول از دادرسی عادلانه کیفری متأثر از مقام و موقعیت متهم در حقوق ایران و اسناد بین المللی؛ حقوق بشر از منظر بین الملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه ایرانی روابط بین الملل سال دوم بهار ۱۴۰۳ شماره ۳
101 - 125
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، واکاوی عدول از دادرسی عادلانه کیفری متأثر از مقام و موقعیت متهم در حقوق ایران و اسناد بین المللی بود. در این پژوهش که به روش توصیفی – تحلیلی انجام شد به بررسی عادلانه بودن دادرسی کیفری که یکی از مهم ترین اصول حاکم بر تمامی فرآیند دادرسی کیفری است پرداخته شد. وصف عادلانه بودن علاوه بر اینکه در ارتباط با مراحل یک دادرسی کیفری مطرح می شود، در ارتباط با تمامی دادرسی های کیفری و فرآیند کلی دادرسی کیفری نیز مطرح می شود، به نحوی که تمامی اشخاص جامعه در وضعیت برابر و یکسانی قرار گرفته و با همه مثل هم رفتار شود. در برخی از موارد دادرسی کیفری متأثر از مقام و موقعیت و جایگاه متهم بوده و برخی از مراحل دادرسی کیفری تحت تأثیر این عامل به صورتی متفاوت از دیگران در مورد آنها اجرا می گردد، هرچند که این افتراق و تفاوت دارای مبانی و عللی بوده که درتلاش برای توجیه آن است، لیکن چنانچه موارد افتراق از حالت استثناء گذشته و طیف وسیعی از اشخاص را در برگیرد، عادلانه بودن کل نظام دادرسی مورد سئوال قرار می گیرد. در بررسی وضعیت عدول از دادرسی عادلانه کیفری متأثر از مقام و موقعیت متهم در ایران مشخص گردید که تحقق دادرسی عادلانه نیازمند کاستن از موارد افتراقی در دادرسی کیفری به دلیل موقعیت و مقام اشخاص است و یکسانی فرآیند دادرسی کیفری برای تمامی اشخاص جامعه با مبانی فقهی و دینی نیز سازگاری بیشتری دارد.
روایت «حکومت» در اندیشه سیاسی محقق سبزواری و محقق کرکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
218 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر فهم نگاه محقق سبزواری و محقق کرکی در باب «حکومت» با بهره گیری از الگوی نظری «غایت–مشروعیت» و با استفاده از «روش تفسیری» است. در بخش غایت حکومت؛ محقق سبزواری «خیرات عامه» با تأکید بر عدالت و محقق کرکی «اعتلا و گسترش شیعه» را به عنوان غایت حکومت طرح می کنند. در بخش کیستی حاکم؛ محقق سبزواری از باب «رعایت قوانین مَعدِلت» و محقق کرکی از باب «فواید عملی برای گسترش» شیعه حکم به مشروعیت عملکردی حکام صفوی می دهند. در حوزه محدودیت اعمال قدرت: محقق سبزواری بر «تدبیر و قانون، نهاد وزارت، تفکیک قوا، شایسته سالاری و داشتن مأموران مخفی» تأکید دارد و محقق کرکی با پذیرش مسئولیت و اذعان حکام صفوی به منصوب بودن از طرف ایشان، مانع مهمی برای جلوگیری از ظلم به رعیت و سوءاستفاده از دین برای سلطه بر مردم بوده است. در حوزه حق اعتراض بر ضد حاکمیت: محقق سبزواری و محقق کرکی با متوقف کردن امربه معروف و نهی ازمنکر به اجازه شاهان صفوی یا به دلیل احتمال ضرر و منع مردم از هرگونه اقدام عملی، از باب «کنشگری منفی» از مردم می خواستند در قتل و جور حکام با آنان همکاری نکنند.
Examining Iran-India Relations within the Framework of Major Powers: An Analysis of the United States’ Influence in the Post-JCPOA Era(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
333 - 350
حوزههای تخصصی:
Having deep historical roots, the relations between the Islamic Republic of Iran and the Republic of India have been shaped by a multitude of factors, encompassing domestic, regional, and international developments. The influence of major powers on the contemporary ties of these two countries stands out among the international factors. Drawing on the analytical framework developed by Erzsébet N. Rózsa (2021), this paper aims to examine the role of the United States (US) in transforming the dynamics of Iran-India relations. The central argument put forth is that the foreign policy behavior of both countries towards each other in recent years is driven by national strategic interests rather than historical connections. The study employs a three-tiered analysis, examining the bilateral, regional, and global levels. Each level focuses on particular prominent aspects, such as trade flows and the energy market, developments in Southwest Asia, and the nuclear issue, respectively. This article contends that at all three levels, the importance of forging a strong bilateral relationship between India and Iran cannot be overlooked, given their numerous converging interests. However, the US foreign policy towards Tehran, notably through the maximum pressure campaign initiated by former President Donald Trump and President Joe Biden’s failure to reverse unilateral sanctions, has indeed had a significantly detrimental impact on the ties between the two countries in the post-JCPOA period.
بررسی تطبیقی مبانی اعتقادی طالبان و وهابیت؛ راهکارهایی برای سیاست خارجی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۸ (پیاپی ۷۸)
185 - 222
حوزههای تخصصی:
از عوامل شایسته تحقیق درباره یک مذهب اسلامی، روابط آن مذهب و پیروان آن با پیروان سایر مذاهب اسلامی است. این روابط در مبانی اعتقادی آنها ریشه دارد. بر این اساس، سیاست خارجی راهبردی دولت های اسلامی نیز در کنار سایر عوامل از آموزه های دینی آنها اثر می گیرد. یکی از این مذاهب اسلامی عمده در جنوب شرق آسیا، مذهب ماتریدیه است که تأثیر به سزایی در عملکرد سیاسی و اعتقادی طالبان در افغانستان داشته است. این مذهب در قرن نوزدهم با الهام از اندیشه های کلامی علمای ماتریدی از جمله شاه ولی الله دهلوی با اهداف ضد استعماری و با تکیه بر جهاد در مقابل کفار در هندوستان شکل گرفت. در این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای به تحلیل و مقایسه مبانی اعتقادی گروه طالبان و وهابیت پرداخته می شود و این نتیجه حاصل شد که این دو گروه در برخی موضوعات کلامی مهم مثل توحید، زیارت، توسل، شفاعت و تفکیر شیعیان با یکدیگر اختلاف دارند. طالبان بر اساس این مبانی کلامی خود، پذیرش بیشتری نسبت به شیعیان دارند. در نتیجه، ارتباط ج.ا. ایران با طالبان و گروه های وهابیت بر اساس مبانی اعتقادی آنها باید متفاوت باشد.
تیپولوژی شخصیتی رهبران سیاسی در ترازوی داده های روانشناسی سیاسی با تاکید بر ترامپ و بنیامین نتانیاهو (فرصت ها و تهدیدات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفتار سیاسی رهبران توسط یک تعامل پیچیده از ویژگی های شخصیتی، انگیزه ها و عوامل زمینه ای شکل می گیرد. همچنین شناخت ویژگی های شخصیتی و رفتارهای سیاسی رهبران می تواند به پیش بینی رفتارهای آینده آن ها کمک کند و از وقوع حوادث ناگوار در سطح ملی و بین المللی جلوگیری نماید. نظر به پیروزی ترامپ در انتخابات 2024 آمریکا و جنایاتی که اسرائیل به بهانه حوادث (7) اکتبر 2023 در منطقه به رهبری بنیامین نتانیاهو شکل داده است ضرورت مطالعه تطبیقی کاراکترهای شخصیتی این دو رهبر می تواند ضرورت و اهمیت این جستار تحقیقاتی باشد. روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی و درعین حال تطبیقی با بهره جستن از ابزار اسنادی و کتابخانه ای است. سؤالی که پیش می آید این است ضرورت مطالعه تطبیقی رفتار ترامپ و نتانیاهو در وضع موجود چگونه قابل توجیه است؟ به نظر می رسد هر دو رهبر سیاسی مورد نظر دارای مشابهت های فراوان اخلاقی و رفتاری اند؛ ولی ترامپ بیشتر با دید اقتصادی منفعت محور و خود محوری به سیاست نگاه می کند، در حالی نتانیاهو رویکردی تهاجمی بی محابا و امنیت گرا مبتنی توسل به زور و نظامی دارد این امر می تواند تفاوت هم قلمداد گردد. در نتیجه برای رویارویی با چنین وضعیتی آماده شدن برای سناریوهای خطرناک در بدترین حالت می تواند یکی از رویکردهای دولت های متقابل با رژیم صهیونیستی (در جنگ اقتصادی، نظامی) محسوب گردد.
بررسی عقل کل و نفس کل از منظر صدرالمتالهین و برخی الزامات تمدنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عقل کل و نفس کل هر دو در عالم عقل قرار دارند و حقایق عقلیه اجمالی را از ذات ربوبی دریافت کرده و طی مراحلی به عوالم مادون انتقال داده و ضمن تفصیل آن حقایق به تدبیر عوالم می پردازند. ملاصدرا معتقد است که عقل کل همان روح محمدی صلی الله علیه و آله است که حقایق را بدون واسطه از خدای متعال دریافت کرده و بر نفس کل می نگارد. این دیدگاه ملاصدرا مستلزم پیامدهایی است. از جمله آن پیامدها اعتقاد عقلی به خطاناپذیر بودن شریعت محمدی و همچنین جریان عقلی در امتداد آن و به خصوص شکل گیری تمدن اسلامی است. این مقاله درصدد آن است که به تبیین دیدگاه صدرالمتالهین در باب عقل کل و نفس کل و جایگاه آن دو در عالم عقل و همچنین تطبیق عقل کل بر نبی مکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله پرداخته و برخی از الزامات تمدنی این دیدگاه را بیان کند.