فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۲۱ تا ۲٬۶۴۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۴
35 - 52
حوزههای تخصصی:
امنیت ملی از دیر باز در ساختار سیاسی تمامی کشورها مورد توجه و اهمیت بوده است. به خصوص در مورد جمهوری اسلامی ایران این موضوع با توجه به حساسیت هایی که در ابعاد ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک منطقه ای و بین المللی، که از آن برخوردار است، ملموس تر می باشد. در این میان عادی-سازی یا عادی انگاری روابط عربستان با یکی از معارضین درجه یک جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا، می تواند نگرانی هایی را در حوزه های امنیتی در پی داشته باشد. عربستان سعودی که در گذشته به صورت پنهان روابط خود را با رژیم صهیونیستی برقرار نموده بود حال در پی برقراری روابط به صورت علنی و ترغیب دیگر کشورهای عربی به برقراری روابط با این رژیم می باشد. این موضوع می-تواند بر امنیت منطقه غرب آسیا تاثیرگذار باشد. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و استفاده از روش توصیفی تحلیلی در پی آن است تا با بررسی عادی سازی روابط عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی تاثیرات آن را بر امنیت ملی ایران مورد سنجش قرار دهد.
بازخوانی لوازم انسان شناختی نظریه اعتباریات علامه طباطبایی در پرتو انسان شناسی پراگماتیک کانت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی اگرچه در فضای بحث معرفت شناختی مطرح شده است اما لوازمی در خود دارد که متناسب با آن می توان از یک نگاه خاص به انسان و به تبع آن استنباط یک انسا ن شناسی فلسفی و عملی و در شکل خاص خود، یک انسان شناسی تجربی و پراگماتیک صحبت کرد. اهمیت این لوازم برآمده از نظریه ادراکات اعتباری وقتی روشن می شود که آن را با مباحث کانت در باب انسان شناسی پراگماتیک و چهار استعداد مهم انسان در آن که شامل استعداد حیوانیت، فنی، عملی و اخلاقی می شود، تطبیق داد و از خلال چنین مقایسه ای یک بازخوانی از نگاه انسان شناسانه علامه طباطبایی بنا بر لوازم و امکاناتی که نظریه ادارکات اعتباری دارد، انجام گیرد. بنابراین در پژوهش حاضر در ذیل ارائه تبیینی از آموزه های انسان شناسی پراگماتیک کانت، به جست وجو و استخراج و استنباط مؤلفه های آن در مباحث انسان شناسانه نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی می پردازیم و بدین ترتیب راه برای بازخوانی نظریه انسان شناسی عملی ، پسینی و تجربی علامه بر مبنای ادراکات اعتباری فراهم می شود.
Necessity and Feasibility Assessment of Transformation in the New Global Order in the Opinions and Thoughts of the Leader(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Since the Islamic Republic victory, the leaders of the revolution have consistently emphasized that the revolution's Islamic nature has sparked significant transformations in the regional and international order. Grounded in religious beliefs and values, the Islamic revolution has drawn upon Iran's rich cultural, political, and social background, making it a fertile and productive force for change. The first step towards change was the internal political and social transformation of Iran, culminating in the establishment of the Islamic Republic under the banner of "Revolution in the Name of God." This revolution led to transformations in all material and spiritual dimensions of the existing international system. The Islamic Revolution has invalidated materialistic and atheistic theories that explain and interpret revolutions. It has presented a new interpretation and thought based on unity and spirituality and recognized human dignity and social justice globally. The revolution has demonstrated the possibility of forming a community based on justice and spirituality, revived hope in the Islamic and Arab world regarding the defeat of imperialism and Zionism, empowered the front of truth against the front of falsehood, changed the political map of the world, awakened the Islamic nation, changed the balance of power in the Middle East and the world, and presented a model for liberation movements worldwide. These outcomes have had a significant impact on the material and spiritual structures of the international system. The present study, with a descriptive and analytical method and based on the guidance and intellectual framework of the esteemed Leader, will attempt to describe and explain their perspective of the necessity and feasibility assessment of transformation in the new global order
The Role of National and International Tribunals in Protecting the Right to Fresh Water Access -Safe and Affordable(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
207 - 234
حوزههای تخصصی:
The purpose of this paper is to depict the link between human right principles and access to fresh water, which are intertwined and more importantly fresh water access is an integral part of universal human rights. It aims to convey that the provision of fresh water to people needs to be covered by relevant judiciary system, so that it can protect people of any denial/ hindrance to fresh water access and in the case of violation, how they can find legal solution. Consequently, point out how legal venues can be used to address any violations or shortcomings in regard to provision of fresh water to people. The notion that the people are rights holders and governments are deemed as primary duty bearers to provide fresh water safely and affordable requires recognizing the legality of it by local, national or state. In the nutshell, provision of fresh water is not an advantage given to the people, but is the people’s right, albeit observing affordability and safely factors. Every local and national governing bodies has to consider managing the supply of fresh water as well as incorporate the enforcement clauses in their legal system. In case local/national legal system does not have the framework to address the issues regarding potential denial/dispute about supply of fresh water, the Regional Human Right Courts and other remedial mechanisms are another legal venue to ensure that laws are interpreted consistently according to international human rights within the framework of holistic consideration of people’s dignity and equality.
رویکرد آینده نگرانه در تدوین برنامه هفتم توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال ۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
131 - 151
حوزههای تخصصی:
در تدوین سیاست های کلی برنامه هفتم توسعه باید به استعدادهای منطقه و مشارکت های محلی توجه ویژه نمود. هدف پژوهش حاضر بررسی رویکرد آینده نگر مناسب در تدوین برنامه هفتم توسعه بوده و آن را مورد بررسی تحلیلی قرار داده و به همراه آن راهکار های لازم را ارائه می دهد. پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و از منظر نحوه جمع آوری و تحلیل داده ها در حوزه مطالعات توصیفی است. مقاله حاضر ابتدا از طریق مطالعات کتابخانه اى و بررسى اسنادى به صورت نظرى و با استفاده از روش روش تجزیه و تحلیل شکاف به تحلیل شکاف بین وضعیت موجود با اهداف در نظر گرفته شده پرداخته است..نتایج تحقیق نشان می دهد که پی اده س ازی تفک ر توسعه منطقه ای در حوزه کارکردی فعالیتهای اقتصادی و اجتم اعی و با استفاده از رویکرد آینده نگاری منطقه ای قابلیت تحقق پیدا میکند و در این چرخه تمایزها و استعدادهای منطقه ای باید بصورت تفصیلی مورد توجه قرار گیرد.همچنین بایستی به منظور تامین عدالت مناطق و ایجاد فرصت برابر، دسترسی همگانی به خدمات و دستاوردهای توسعه و نیز در راستای اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و به منظور ایجاد تعادل و بهره مندی از امکانات مناطق و ارتقای توانایی در برابر انواع تهدیدات، توجه به توسعه منطقه ای مورد توجه ویژه قرار گیرد.:یافته های این پژوهش با بررسی رویکرد آینده نگر توسعه در ایران قدرت مطالعه را در راستای یافتن نتایج معنی دار و کمک به برنامه ریزان و سیاستگذراران برنامه هفتم توسعه افزایش داده و از تحلیل آنها با تکیه بر مستندات جمع بندی مناسبی ارائه می دهد .
راهبردهای حوزه سامرا در مواجهه با امر سیاست(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۲
39 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی راهبردهای حوزه علمیه سامرا در مواجهه با امر سیاست است. در این راستا، ضمن بررسی ویژگی های مَدرسی این مکتب در علم اصول، روش تدریس و مواجهه با مسائل نوپدید، به کارکردهای آن در عرصه اجتماع و سیاست پرداخته شد. نتایج این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی به دست آمده، نشان داد که در بسیاری از ویژگی های پیش گفته، حوزه علمی سامرا بر دیگر حوزه های شیعی فضل تقدم داشته و به همین دلیل در غالب رویدادهای فکری و عملی اندیشه سیاسی معاصر، بدان ارجاع شده است. آموزش های سیاسی حوزه سامرا سبب شد که اندیشه های اجتماعی و سیاسی اسلامی گسترش یابد و در محافل حوزوی، مجالس درس و وعظ جایگاه خود را بیابد. قوام و فراوری روش علمی و آموزشی حوزه سامرا و راهبردهای سیاسی آن، همچون الگویی در اختیار حوزه نجف و قم بود. برجستگی راهبردهای حوزه سامرا در مواجهه با امر سیاست را در مرحله نخست مرهون بهره برداری اجتماعی از قدرت فتوا و برنامه ریزی برای حرکت های سیاسی آتی می توان دانست. در مرحله دوم، این اندیشه در محدوده سامرا و دوره حیات میرزای شیرازی باقی نماند، بلکه دانش آموختگان این مکتب در دیگر حوزه های علمی و نیز پس از فوت میرزا، اندیشه و رفتار سیاسی او را پی گرفتند.
نقش رژیم صهیونیستی در شکل گیری و تحکیم پیمان ابراهیم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پیمان ابراهیم توسط دونالد ترامپ بین رژیم صهیونیستی و امارات متحده عربی و بحرین در ۱۳ اوت ۲۰۲۰ منعقد شد. چنین پیمانی با هدف جلوگیری از رفتارهای منطقه ای ایران و در نتیجه مهار قدرت ایران در منطقه شکل گرفته است. قوام و تحکیم چنین پیمانی ریشه در تلاش احزاب راستگرای رژیم صهیونیستی بویژه (حزب لیکود) به رهبری بنیامین نتانیاهو، (حزب یامینا) به رهبری نفتالی بنت و حزب (آینده کجاست) به رهبری یائیر لاپید دارد. پرسش اصلی: نقش مقامات راستگرای رژیم صهیونیستی چگونه منجر به شکل گیری و تحکیم پیمان ابراهیم گردیده است؟فرضیه : برقراری نظم جدید و ترتیبات امنیتی به واسطه نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه، زمینه را برای شکل گیری و تحکیم پیمان ابراهیم از سوی مقامات راستگرای رژیم صهیونیستی فراهم کرده است. نوع پژوهش بر اساس هدف کاربردی است. روش گردآوری داده ها و اطلاعات، مطالعه کتابخانه ای است. پژوهش حاضر از الگوی نظری موازنه تهدید بهره برده است.
تجلی خلل های درونی و بیرونی دموکراسی ها در ناکارآیی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از غربیان دموکراسی را پرآوازه ترین نوع نظام سیاسی و یکی از برترینِ داشته های برآمده از میراث سنت سیاسی اروپایی-آمریکایی می دانند که کم تر کسی از تشبث به آن خودداری می ورزد. با این وجود، بیش وکم تمام دموکراسی های این خاستگاه، با خلل هایی مواجهند که از کارآیی آنان در مسیر معنای واقعی کاسته به انحراف شان می انجامند. این خطری فراروی هر نظام سیاسی با نام دموکراسی است که می تواند از این منظر به آسیب زایی یا مشروعیت زدایی دچار گردد. همین زنگ خطر، ضرورت پژوهش در چرایی این آسیب ها را ضروری می نماید. امّا گوناگونی و ناهمسانی دموکراسی ها سبب می گردد تا در پژوهشی با گستره موضوعی محدود، نوع خاصی از دموکراسی ها که حائز اوصاف معیّنی هستند، اتخاذ مبنا گردد. سوال پژوهش از چیستی این خلل ها و فرضیه بر دوگانگی درونی و برونی آن ها دلالت می کند. محک فرضیه در سنجه آزمون و برآمد پژوهش به روش تحقیق تحلیلی-توصیفی، شیوه گردآوری منابع کتابخانه ای-اینترنتی نشان می دهد خلل های درونی دموکراسی ها برآمده از شهروندانی است که با بی میلی به کنش عمومی، ناآگاهی یا ضعف دانشی و منفعت طلبی در کنار مقامات انتخابی که از خواست و منافع همگانی منحرف می گردند و بروکرات های غیرانتخابی که نحله و منافع اداری خود را بر نفع همگانی ارجح می انگارند. به علاوه، نفوذگری گروه های ذی نفوذ که تصمیم گیری و تصمیم سازی را از خواست عمومی منحرف می سازند و انحراف در ارائه خدمات عمومی که دموکراسی ها ناچار از ارائه آن ها هستند، خلل های بیرونی موجد ناکارآیی دموکراسی ها هستند.
تأثیر فرهنگ سیاسی بریتانیا بر خروج از اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
81 - 53
حوزههای تخصصی:
خستگی و آسیب های ناشی از جنگ های جهانی، اروپا را بسان بیماری رو به مرگ تبدیل کرد، اما راه چاره بی درنگ در تلاش برای همگرایی کشورهای دوست و دشمن اروپا در سازوکاری منطقه ای جست وجو شد. اتحادیه اروپا به عنوان نماد وحدت، همکاری و همگرایی با گرایش های واگرایانه و گریز از مرکز روبه رو شده و برگزیت را می توان نقطه اوج موج گرایش های جدایی طلبانه دانست که همگرایی اروپا را بیش ازپیش به چالش کشیده است. نتیجه همه پرسی 23 ژوئن 2016 از انگلیسی ها شوک بزرگی به اتحادیه اروپا وارد کرد. پیش بینی می شد که پرونده خروج بریتانیا از این اتحادیه، با تلاش های دیوید کامرون و اخذ امتیازهای چهارگانه بسته شود، اما 52 درصد رأی دهندگان بریتانیایی با انتخاب برگزیت با پایان بخشیدن به عضویت 42 ساله کشور خود در اتحادیه اروپا موافقت کردند. در این زمینه پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه رویکردها و جهت گیری های بریتانیا در برابر اتحادیه اروپا از فرهنگ سیاسی این کشور تأثیر پذیرفته و یا خواهد پذیرفت؟ برپایه این استدلال که فرهنگ سیاسی به عنوان بخشی از هویت ملی و سیاسی کشورها، تعیین کننده تعریف و دیدگاه های ویژه آنان درباره منافع ملی است که به برساخت کنشگری ویژه در عرصه سیاست خارجی منجر می شود، در فرضیه پژوهشی بیان می شود که فرهنگ سیاسی بریتانیا به شکل محافظه کارانه ای بر سیاست واگرایی آن از اتحادیه اروپا تأثیرگذار بوده است. برای تبیین پدیده برگزیت، و شناخت رابطه بین فرهنگ سیاسی و سیاست خارجی بریتانیا در برابر اتحادیه، از روش تحلیل رویدادهای تاریخی و سخنرانی های برخی از مقام های دولتی و نیز بررسی یافته های همه پرسی ها و نظرسنجی های مرتبط با برگزیت، و از چارچوب نظری سازه انگاری استفاده شد. نوع فرهنگ و به ویژه فرهنگ سیاسی مردم بریتانیا در شکل گیری سیاست واگرایانه این کشور درباره اتحادیه تأثیر بسزایی داشت. با وجود برگزیت، این کشور همچنان در تلاش برای رسیدن به جایگاه یک قدرت بزرگ تأثیرگذار بر سیاست جهانی بوده است.
چالش تمایز میان نظام مسئولیت بین المللی ناشی از اعمال حق شرط مغایر با موضوع و هدف معاهدات حقوق بشری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۴۵)
37 - 56
حوزههای تخصصی:
مسئولیت بین المللی دولت ها ناشی از اعمال حق شرط مغایر با موضوع و هدف معاهدات حقوق بشری یک تفاوت عمده با سایر انواع مسئولیت های بین المللی دارد و آن این که تخلف مزبور دولت اعمال کننده، حق شرط را نه تنها در برابر دولت های اعتراض کننده بلکه در مقابل کل جامعه بین المللی مسئول می نماید. سؤال اصلی که در این تحقیق که به صورت توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است، این است که چه تمایزی میان نظام مسئولیت بین المللی ناشی از اعمال حق شرط مغایر با موضوع و هدف معاهدات بین المللی با پذیرش آن به ویژه در معاهدات حقوق بشری وجود دارد؟ نتیجه تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی -تحلیلی نشان می دهد که مسئولیت بین المللی دولت ها ناشی از اعمال حق شرط مغایر با موضوع و هدف معاهدات حقوق بشری را می توان در ساختار انعطاف پذیر مواد 19 و 20 کنوانسیون بین المللی حقوق معاهدات دانست، در حالی که در ماده 19، حق شرط در مرحله تنظیم یک معاهده بین المللی را در صورتی که مغایر با موضوع و هدف معاهده بداند، نمی پذیرد اما در ماده 20 در مرحله پذیرش از سوی دولت ها، موردنظر قرار نم ی دهد.
تحلیل اکتشافی-ساختاری برسازی خطر امنیتی ایران نزد اعراب توسط عربستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۴۵)
197 - 221
حوزههای تخصصی:
پویایی ماهوی، برهم کنش منافع، تکثر بازیگران و تغییرات جهانی در الگوهای امنیتی کشورها باعث شده است تا منطقه غرب آسیا در دهه های اخیر شاهد تغییرات رادیکال امنیتی باشد. اما یکی از مهم ترین این تغییرات امنیتی، تضاد امنیتی بین ایران و عربستان در سطح پراگماتیک بوده است که با کنش گری عربستان، برسازی خطر امنیتی از ایران و اجماع سازی در بین اعراب، بر پیچیدگی های امنیتی منطقه افزود و علاوه بر ایران و عربستان منافع حیاتی بسیاری از کشورهای عربی را تحت تأثیر قرارداد. علیرغم این مهم، تحقیقات پرداخته شده به این موضوع اندک و اغلب دارای نقیصه روشی و معرفتی بوده است. بر همین اساس، تحقیق حاضر تلاش کرده است تا با کاربست نظریه برسازی امنیتی در مکتب کپنهاگ و استخدام برخی نوآوری های روش شناسی در علوم انسانی، به ویژه تحلیل تلفیقی اکتشافی و تحلیل کیفی ساختاری و استفاده از روش های اعتباربخشی نرم افزاری و نخبگانی، ضمن شناسایی مؤلفه ها و متغیرهای مؤثر در برسازی خطر امنیتی ایران، ماهیت این متغیرها را شناسایی کند و متناسب با آن راهبردهایی را پیشنهاد دهد. نتایج پژوهش نشان داد که برسازی خطر امنیتی ایران در سه محور اصلی هستی شناسی (شامل 2 متغیر)، معرفت شناسی (شامل 4 متغیر) و روش شناسی (شامل 7 متغیر) اتفاق افتاده است. همچنین، نتایج تحلیل ساختاری حاکی از توزیع این متغیرها در دسته های متغیرهای حیاتی، هدف، ریسک، خروجی و اهرمی است. یافته های حاصل شده از دیدگاه نظریه تحقیق و واقعیت های محیطی مورد تحلیل بسیط قرار گرفت.
جایگاه چین در ادبیات جهان پساآمریکایی (یک بررسی نظری)
حوزههای تخصصی:
ادبیات جهان پساآمریکایی به مجموعه ای از آرای متفکرین سیاسی و بین المللی اشاره دارد که پیرامون بحث امکان ورود بازیگران جدید به عرصه ی نظام بین الملل و احتمال خروج سیاست جهانی از وضعیت تک قطبی شکل گرفته است. این پژوهش بر این موضوع تمرکز دارد و تلاش می کند که دیدگاه ها و رهیافت های مختلفی که در این زمینه ارائه شده را مورد بحث و بررسی قرار داده و نشان دهد که چین به عنوان یک بازیگر تجدیدنظرطلب و ناراضی از سیستم توزیع قدرت، در این ادبیات از چه جایگاهی برخوردار است. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که چین در ادبیات جهان پساآمریکایی از چه جایگاه و موقعیتی برخوردار می باشد؟ طبق یافته ها و نتایج این پژوهش، اکثر دیدگاه ها و نگرش های ارائه شده در قالب ادبیات جهان پساآمریکایی، چین را به عنوان یکی از محتمل ترین هماوردان آمریکا در آینده مدنظر قرار داده و اکثر متفکرین روابط بین الملل (مانند جان مرشایمر، فرید زکریا، هنری کسینجر، جان آیکنبری و دیگران) نیز این کشور را در زمره ی اصلی ترین چالش گران آینده نظام بین الملل در نظر می گیرند. روش جمع آوری اطلاعات اولیه این پژوهش به صورت کتابخانه ای بوده و نویسنده با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی به سؤال تحقیق پاسخ خواهد داد. همچنین داده های اولیه پژوهش به کمک استدلال منطقی تجزیه وتحلیل خواهد شد.
پیامدهای سیاسی و اجتماعی امنیتی شدن اعتراضات در جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۰۳
233 - 263
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی پیامدهای سیاسی و اجتماعی امنیتی شدن اعتراضات در جمهوری اسلامی ایران است. امنیتی شدن فضای اعتراضات توسط دستگاه های اجرایی و امنیتی نظام سیاسی، خود یکی از عواملی است که پیامدهای سیاسی و اجتماعی بسیاری برای دولت ها دارد؛ از این رو لازم است نخست آسیب شناسی شود که این پیامدها چیست و چگونه بر کارامدی نظام های سیاسی تأثیرگذار است؟ سپس بایستی راه حلی برای برون رفت از این مسئله یافت. بررسی های این پژوهش بر مبنای توصیفی-تحلیلی و طبق چهارچوب مکتب کپنهاک نشان می دهد که پیامدهای امنیتی اعتراضات نه فقط خشم و بی اعتمادی مردم به مسئولان، بلکه به ارزش های بنیادین جامعه همچون اعتقادات دینی را نیز افزایش داده است. در کنار پیامدهای سیاسی و اجتماعی، امنیتی شدن اعتراضات برای کشور پیامدهای اقتصادی نیز در پی دارد. در نهایت می توان گفت در جمهوری اسلامی ایران، امنیتی سازی اعتراضات به عنوان ابزاری جهت سوءاستفاده برخی افراد که منافعشان در سرکوب و سکوت مردم است، تبدیل شده و هر نهادی در شرایط بحرانی، با امنیتی کردن فضا، خشم معترضان را بیشتر و آنها را تحریک کرده است و مردم را در مقابل یکدیگر و نظام سیاسی قرار می دهد. در این موقعیت نظام سیاسی، یکی از مهم ترین ابزارهای مشروع، ولی خارج از قانون خود را برای مواقع بحرانی از دست داده و دیگر نمی تواند با استفاده از سرمایه های اجتماعی، پشتیبانی مردم را هنگام تهدید امنیتی داشته باشد. در نتیجه آتش اعتراضات می تواند پایه های نظام سیاسی ایران را تهدید و به نابودی کشاند.
سناریوهای فراروی بازار کار ایران با ظهور هوش مصنوعی در افق 1410(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰۶
1 - 28
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری درحال تحول، مزایای اقتصادی و اجتماعی بسیار بزرگی برای آینده ترسیم کرده است. این فناوری می تواند در نحوه زندگی، کار، یادگیری، اکتشاف و تعامل انقلاب ایجاد کند. این پژوهش با رویکرد آینده پژوهی و هدف ترسیم سناریوهای فراروی بازار کار ایران با ظهور هوش مصنوعی در افق 1410 انجام گردیده است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی اکتشافی است که ب ر پای ه رویک رد کیفی به منظور مفهوم سازی و ارائه تحلیل های تجویزی می باشد. شیوه های گردآوری اطلاعات و روش تجزیه و تحلیل، شامل بررسی کتابخانه ای علمی و تخصصی، ذهن انگیزی، پنل های خبرگی و بهره گیری از روش های آینده پژوهی نظیر چرخه آینده، تحلیل ذینفعان و مدل سناریوپردازی الگوی شبکه جهانی کسب و کار بوده است. با استفاده از ترکیب این روش ها، 9 کنشگر، 52 پیشران و چهار عدم قطعیت شناسایی شد که در نتیجه برهم کنش عدم قطعیت ها 16 حالت نااطمینانی به وجود آمد که در نهایت با تأیید خبرگان 5 سناریو باورپذیر ترسیم شد. این پنج سناریو که به نام های «خدمت پذیر هوشمند»، «مونوپولی»، «جهان سرافا»، «رقابت تخریبی» و «نیچ مارکت» نام گذاری شدند، می توانند مبنایی برای کمک به سیاست گذاری حوزه بازار کسب و کار و اشتغال در این حوزه باشند.
نقش عوامل محیطی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مقابله با شیعه هراسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
260 - 285
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی جمهوری اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر اصولی ثابت و پایدار ازجمله حمایت از محرومان و مستضعفان جهان، داشتن روابط صلح آمیز با دول غیر محارب، منع مداخله در امور سایر کشورها و همزیستی مسالمت آمیز با همسایگان و سایر دولت ها استوار می باشد. این اصول دربرگیرنده باورها، اعتقادات جمهوری اسلامی درباره واقعیت ها یا علیت ها، صحت عمل و رفتار در حوزه تعاملات و نظام بین المللی است که از دین اسلام برخاسته است. موضوع اساسی که ضرورت دارد به آن پرداخته شود آن است که آیا سیاست خارجی جمهوری اسلامی در حوزه مقابله با شیعه هراسی بر اساس اصول ذکرشده موفق بوده است؟ بدین سبب این مقاله درصدد است بر اساس نظریه سازه انگاری نقش عوامل محیطی سیاست خارجی جمهوری اسلامی را در چهار مؤلفه سیاست هویتی، کنشگران سیاسی، کنشگران اجتماعی و کارگزار و ساختار مورد ارزیابی قرار دهد و از طریق شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدیدهای احتمالی به ارتقاء سیاست خارجی جمهوری اسلامی جهت مقابله با شیعه هراسی کمک نماید. این تحقیق از نوع کاربردی بوده و با روش توصیفی و زمینه ای موردی انجام شده است. ابزار گردآوری میدانی و کتابخانه ای بوده، حجم نمونه 25 نفر و داده ها به روش SPSS مورد تحلیل قرارگرفته است.
سیاست هند دربرابر ابتکار یک کمربند- یک راه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژئوپلیتیک جنوب آسیا در سال های اخیر با ارائه ابتکار یک کمربند- یک راه چین تبدیل به عرصه رقابت جدی دهلی نو و پکن شده است. هند ابتکار چین را تهدیدی علیه منافع ملی خود محسوب می کند که از یک سو می تواند برنامه های این کشور را جهت دستیابی به رهبری منطقه ای با چالش هایی مواجه سازد و از سوی دیگر جایگاه قدرت این کشور را در نظام بین الملل تضعیف نماید. به همین دلیل دهلی نو در صدد است تا با اتخاذ سیاست هایی مانع از ظهور هژمونی منطقه ای چین در قالب ابتکار یک کمربند- یک راه شود و همزمان نیز جایگاه خود را در نظام منطقه ای و بین المللی تقویت نماید. بر همین اساس، سوال پژوهش بر این مبنا قرار دارد که هند چه سیاست هایی را در منطقه در قبال تهدیدات ابتکار یک کمربند- یک راه چین اتخاذ کرده است؟ فرضیه پژوهش بدین صورت مفصل بندی شده است که هند جهت مواجهه با ابتکار یک کمربند- راه و قدرت فزاینده چین در قالب این ابتکار، سیاست ها و راهبردهایی نظیر ایجاد کریدورهای رقیب تجاری، توسعه زیرساخت های حمل و نقل دریایی، تقویت همگرایی اقتصادی با کشورهای منطقه، افزایش قدرت و نفوذ دریایی، تقویت چندجانبه گرایی منطقه ای با هدف گسترش همکاری های فنی و تجاری و همچنین ائتلاف سازی فرامنطقه ای را، در راستای حفظ توازن قدرت، در دستور کار سیاست خارجی خود قرار داده است. روش تحقیق در این مقاله کیفی و بر مبنای رویکرد تحلیلی- تبیینی می باشد. داده های این پژوهش کیفی نیز از منابع کتابخانه ای و اینترنتی استخراج شده است. همچنین به منظور تحلیل علمی وتئوریک مسئله پژوهش از نظریه موازنه قوای کنت والتز بهره گرفته شده است.
قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با مهندسی افکار عمومی توسط گروه های معاند و ضد انقلاب (موردمطالعه؛ انتخابات ریاست جمهوری 1400)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۴
213-237
حوزههای تخصصی:
رسانه ها و بویژه شبکه های اجتماعی در عصر حاضر، با اثرگذاری بر لایه های سه گانه باور، ارزش و رفتار، نقش بسیار مهمی در مهندسی افکار و رفتارهای سیاسی مردم در انتخابات دارند. در این مقاله با تأکید بر سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، نقش آفرینی رسانه های معاند در مهندسی افکار عمومی و راهبردهای مقابله با آن در راستای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، مورد تحقیق قرار گرفته است. تحقیق حاضر، از نظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت، نوع داده ها و رویکرد روش شناختی از نوع مطالعات کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون است. ابزار جمع آوری داده ها، استفاده از روش نمونه گیری؛ هدفمند و بر اساس اشباع نظری می باشد. برای تجزیه وتحلیل داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده، از تکنیک تحلیل تم استفاده شده است. گروه های معاند و ضدانقلاب در راستای جنگ شناختی، از رسانه های جمعی دیداری و شنیداری مانند شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای و پیام رسان های اجتماعی و برخی سلبریتی ها، با بهره گیری از شیوه ها و روش های مانند: تشکیل اتاق های فکر و میزهای تحلیل وضعیت؛ تمرکز بر روی رد صلاحیت کاندیداها؛ بحران سازی و ایجاد فضای دوقطبی در جامعه؛ راه اندازی کمپین های مختلف، بهره برداری از مشکلات اقتصادی، ایجاد شایعات، القای یأس و ناامیدی، برجسته کردن نقش رهبری در انتخابات، برای تأثیرگذاری و مهندسی افکار عمومی جامعه ایران در انتخابات ریاست جمهوری 1400، استفاده نمودند. قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در مقابله با این اقدامات شامل: نقش مقام معظم رهبری در هدایت افکار عمومی، تقویت جریان انقلابی در شبکه های اجتماعی، افزایش اعتماد عمومی نسبت به رسانه های جمعی و غیره می باشد.
تحریمهای سیاسی و تاثیر ان بر قرار داد ها با تکیه بر راهکار فقهی و حقوقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۶
119 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تحریم های سیاسی و تاثیر آن بر قرار داد ها با تکیه بر راهکار فقهی و حقوقی می باشد و روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است در شرایط کنونی قراردادها و تعهدات، تحت تأثیر شدید شرایط سیاسی کشور قرار گرفته و افزایش روز افزون قیمت و عدم ثبات در بازار منجر به ضرر شدیدی به متعهد گردیده است در برخی موراد تحریم ها ادامه حیات قراردادها را غیر ممکن ساخته و با عنایت به اینکه در نظام حقوقی ،ایران اصل لزوم قراردادها حاکم است میتوان با توجه به مبانی فقهی از جمله قاعده لاضرر قرارداد منعقده بین متعاملین را بازبینی کرد. محاکم این فرایند را تبدیل تعهد تلقی نموده و تعدیل آنرا مجاز نمیدانند؛ اما می توان در اثر حوادث پیش بینی ناپذیر مفاد قرار داد را بازبینی و بر اساس قواعد فقهی راه حل روشن و صریح در این موارد ارائه نمود .
تحلیل وبررسی پیامدهای اصلاحات ارضی درایران با تاکید بر نظریۀ دگرگونی بزرگ کارل پولانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصلاحات ارضی به عنوان تغییر در اشکال جدید زمین داری و سازمان دهی اجتماعی جایگاه ویژه ای در فهم تاریخ معاصر ایران و انقلاب اسلامی دارد. در همین راستا و بنا به اهمیت سال های بعد از اصلاحات ارضی و منتهی به انقلاب اسلامی، این مقاله باهدف بررسی پیامدهای اقتصادی و سیاسی اصلاحات ارضی با رویکرد کارل پولانی انجام گرفت. این تحقیق از طریق تحلیل کیفی تحولات اجتماعی دهه ۴۰ و ۵۰ و با مطالعات کتابخانه ای، به این پرسش که چارچوب نظری دگرگونی بزرگ کارل پولانی چگونه می تواند اصلاحات ارضی و پیامدهای آن را برای درک تحولات اجتماعی سال های منتهی به انقلاب اسلامی ایران روشن کند، پاسخ مشخصی داده است. با بررسی اصلاحات ارضی و قرار دادن آن در متن اقتصاد کلان و جامعه، و با به کارگیری دستگاه نظری (دگرگونی بزرگ) پولانی مشخص گردید که این اصلاحات در ایران دهه ۴۰ و ۵۰ نه تنها موفق نبود، بلکه ازنظر سیاسی و اقتصادی با بن بست مواجه شد. پیامدهای سیاسی اصلاحات ارضی متصلب شدن دستگاه دولتی محمدرضا پهلوی و بسته شدن راه های نفوذ به قدرت برای سایر اقشار و طبقات بود و پیامدهای اقتصادی نیز، عدم موفقیت در بهره وری و برهم خوردن تعادل وضعیت معیشتی مردم بود.
تحلیل بازیگرمحور آینده عراق متناسب با تمایلات خارجی اعضای بیت شیعی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۱)
91 - 109
حوزههای تخصصی:
عراق، یکی از مهم ترین کشورهای منطقه غرب آسیا است که تاریخی پرتحول داشته و طی سال های اخیر نیز در تلاش برای بازیابی نقش تاریخی خود در منطقه بوده است. بیت شیعی به عنوان اصلی ترین و پرجمعیت ترین کنشگر در عراق، در ترسیم این آینده، نقشی کلیدی دارد. ماهیت ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچری این کشور، منجر به نگاه ویژه برخی کشورهای خارجی به عراق شده است. در همین چارچوب، بازیگران بیت شیعی عراق نیز متناسب با منافع و گرایش های خود، می کوشند تا جایگاه خود را در معادلات سیاسی این کشور، همسو با تمایلات خارجی خود سامان داده و و فراتر از آن، مناسبات سیاست خارجی عراق را ذیل این تمایلات قرار دهند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا، سه بازیگر کلیدی ای هستند که بازیگران بیت شیعی عراق، با نسبت هایی از تعامل/ تقابل با آنها، در پی آینده سازی برای کشور خود می باشند. مقاله حاضر در پی شناخت سویه های این آینده متناسب با روابط تعاملی و تقابلی بازیگران بیت شیعی عراق با سه بازیگر نام برده است. تحلیل یافته ها نشان می دهد میزان اهتمام بازیگران بیت شیعی عراق به گزینه توازن، قابل تأمل بوده و این مهم می تواند در ترسیم سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در آینده، اثرگذار باشد.