فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۵۴۱ تا ۴٬۵۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال شناسایی پیشران های مؤثر بر آینده شبکه های اجتماعی مجازی در مواجهه با رسانه های جمعی ایران در افق سال ۱۴۰۴ است. روش پژوهش از نوع آمیخته کمی و کیفی است که با استفاده از روش آینده پژوهی انجام شده است. این پژوهش از نوع توصیفی و اکتشافی با رویکرد شناسایی عدم قطعیت ها است که در این راستا با ۲۰ نفر از صاحب نظران و متخصصان حوزه رسانه، ارتباطات و شبکه های اجتماعی برخط که با روش گلوله برفی انتخاب شده بودند، مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته صورت گرفت. در پژوهش حاضر برای شناسایی پیشران ها از روش تشکیل پانل دلفی با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شد و برای کشف عوامل کلیدی نهایی مؤثر بر آینده شبکه های اجتماعی مجازی از روش مدل سازی تفسیری ساختاری (ISM) بهره برده شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش مدل سازی تفسیری ساختاری، شامل پرسشنامه محقق ساخته حاوی جدول ماتریس تاثیرات متقابل است و داده های آن نیز توسط نرم افزار «میک مک» تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد ۲۷ پیشران بر آیند شبکه های اجتماعی مجازی تأثیر دارند که در چهار عامل کلی اجتماعی فرهنگی، حقوقی سیاسی، اقتصادی و فناوری قابل طبقه بندی است. طبق یافته های پژوهش، فناورپایه شدن امور، بومیان دیجیتال، مالکیت رسانه ای و قدرت رسانه های سنتی بزرگ مقیاس، چهار عامل کلیدی نهایی موثر بر آینده شبکه های اجتماعی مجازی در مواجهه با رسانه های جمعی ایران در افق ۱۴۰۴ هستند.
ارتباط بین دلبستگی و ابعاد آن با سازگاری اجتماعی در استان کهگیلویه و بویر احمد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر که با هدف بررسی ارتباط بین دلبستگی و ابعاد آن با سازگاری اجتماعی می باشد، از نظر نوع هدف یک بررسی کاربردی، از نظر وسعت پهنانگر، از نظر دامنه خرد و از نظر زمانی یک بررسی مقطعی است. روش تحقیق در این پژوهش روش پیمایش، و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر، تمامی افراد ۱۸ سال به بالای شهرهای استان کهگیلویه و بویر احمد می باشد که تعداد آن ها بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ در حدود ۵۰۰ هزار نفر می باشد و ۳۸۴ نفر بر اساس فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. این تحقیق به دنبال بررسی ارتباط بین بررسی ارتباط بین دلبستگی و ابعاد مختلف آن با سازگاری اجتماعی می باشد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین دلبستگی (۳۸/۰) و ابعاد آن یعنی دلبستگی به محله(۴۱/۰)، دلبستگی به شهر( ۳۹/۰)، دلبستگی به خانواده (۳۴/۰) و دلبستگی به کشور (۳/۰) با سازگاری اجتماعی شهروندان استان کهگیلویه و بویر احمد ارتباط وجود دارد. بنابراین نتیجه می گیریم که هرچه میزان دلبستگی در ابعاد مختلف افزایش پیدا کند، میزان سازگاری اجتماعی نیز بالاتر می رود. سازگاری اجتماعی توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران است که در زمینه خاص اجتماعی به طریق خاص که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند است به حقیقت می پیوندد، و فرآیندی است که افراد را قادر می سازد تا رفتار دیگران را درک و پیش بینی کنند،
واکاوی ابعاد نا آرامی های 1401 از منظر جنگ ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
189 - 214
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ناآرامی های پاییز 1401 با طراحی پیچیده و گسترده که ماهیتی براندازانه داشت و با هدایتِ عوامل خارج از کشور صورت گرفت، با عنوان «جنگ ترکیبی» نام گذاری شد. هدف از تحقیق حاضر، واکاوی ابعاد ناآرامی های 1401 از منظر جنگ ترکیبی بود، زیرا شناخت مؤلفه ها و ابعاد این جنگ ترکیبی منجر به برنامه ریزی و آمادگی برای رویارویی با این موضوع در آینده خواهد شد.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی؛ به لحاظ ماهیت، اکتشافی و از نوع توصیفی تحلیلی بود. جامعه مشارکت کنندگان شامل خبرگان حوزه امنیّت اجتماعی و نیروهای مسلح (پلیس، سپاه و ستاد کل نیروهای مسلح) در تهران بود. نمونه به روش هدفمند انتخاب و در نفر هفدهم داده ها به اشباع نظری رسید. ابزار پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمونی انجام شد. اعتبارسنجی و اطمینان بخشی مصاحبه ها با ملاک گوبا و لینکلن تأیید شد.یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که ناآرامی های 1401 یک جنگ ترکیبی تمام عیار با طراحی پیچیده در قالب مضامین فراگیر در سه بُعدِ راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی بود. در ذیل ابعاد سه گانه، 22 مضمون سازمان دهنده و 117 شاخص شناسایی شد.نتیجه گیری: نتایج حاصل از یافته های تحقیق نشان می دهد، در ناآرامی های 1401 از همه ظرفیت های جنگ ترکیبی در سه سطح نرم، نیمه سخت و سخت استفاده شده بود. لازم است پلیس و مسئولین برنامه ریزی و آینده پژوهی را در دستور کار قرار دهند. اتفاقات آینده را پیش بینی کرده و نسبت به پیشگیری و مقابله اقدامات مناسبی را انجام دهند.
بررسی جامعه شناختی تقلب دانشگاهی در میان دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، بررسی جامعه شناختی تقلب دانشگاهی در میان دانشجویان است. این پژوهش در پرتو نظریه های انتخاب عقلانی و بازدارندگی، موضوع تقلب دانشگاهی دانشجویان را بررسی کرده است. روش این تحقیق بر پایه روش پیمایشی و شیوه نمونه گیری آن تصادفی طبقه ای متناسب با حجم است. جامعه آماری این تحقیق، دانشجویان دانشگاه مازندران اند و برای گردآوری اطلاعات از ابزار پرسش نامه استفاده شده است. حجم نمونه این تحقیق برابر با 401 دانشجو است که اطلاعات به دست آمده از آنان با استفاده از نرم افزار spssتجزیه و تحلیل شد. نتایج این پژوهش نشان داده است که متغیرهای نیازهای منفعت گرایانه، باورهای اخلاقی، مجازات غیررسمی و خودکنترلی، قابلیت پیش بینی متغیر تقلب دانشگاهی را دارند. تقلب دانشگاهی در میان دانشجویان، تحت تأثیر میزان ادراک از مجازات غیررسمی، یعنی احساس گناه، شرمساری و طرد شدن به وسیله ی اشخاص مهم، کاهش پیدا می کند. هنگامی که باور اخلاقی فرد، تقلب را به عنوان تقابل با ارزش ها تلقی کند نیز، از آن پرهیز می شود. از طرفی، گاهی افراد براساس اینکه تقلب چه هزینه و یا فایده ای به همراه دارد، دست به تقلب یا پرهیز از آن می زنند. در نهایت دستاورد نظری این پژوهش، حمایت تجربی نسبی از تئوری های انتخاب عقلانی و بازدارندگی در تبیین تقلب دانشگاهی است.
رسانه های اجتماعی و نظارت بر صاحبان قدرت مورد کاوی اینستاگرام در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۰
11 - 39
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تمرکز بر بعد نظارتی رسانه های اجتماعی و با بررسی اخبار مطرح شده مرتبط با کارکرد نظارتیرسانه ها، به بررسی تأثیر رسانه های نوین در نظارت بر افراد مشهور و مقامات پرداخته است. جامعه آماری،صفحات سیاسی شبکه اجتماعی اینستاگرام می باشد و نمونه شامل سه صفحه سیاسی اینستاگرام با گرایشاصلاح طلب، اصولگرا و مستقل است. روش نمونه گیری به صورت تمام شماری همه پست های مربوط به موضوعپژوهش می باشد. بدین معنا که از طریق بررسی محتوای این سه صفحه مهم اینستاگرام در بازه سال 1396، کلیهپست های مربوط به نظارت شبکه های اجتماعی بر افراد مشهور، مسئولین و مقامات استخراج و تا زمان نگارش اینپژوهش سرنوشت هرکدام بررسی شده است. از میان حدوداً یک هزار پست، 13 موضوع شناسایی شد که با موضوعاین پژوهش در ارتباط است. با بررسی این 13 موضوع مشخص شد که همه موارد نهایتاً با پیگیری که در این رسانهاجتماعی انجام شده، ظرف حداکثر یک هفته منجر به عذرخواهی و عقب نشینی مسئول مربوطه شده است. این مهمبیانگر آن است که نه تنها کارکرد نظارتی رسانه از طریق رسانه های اجتماعی محقق شده، بلکه هرکجا این رسانه هابه موضوعی ورود کرده اند، به واسطه ماهیت این مدل رسانه ها، به سرعت و در حداقل زمان، مسئول مربوطهمجبور به تمکین به خواست عمومی شده است. بر این اساس می توان گفت که با ظهور رسانه های اجتماعی، نظارت
جنبش روشنگری، استعمار و مسأله ایران در قرن نوزدهم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۰
153 - 172
حوزههای تخصصی:
به دنبال جنبش روشنگری و سپس انقلاب فرانسه، رقابت بین قدرت های بزرگ اروپائی برای دسترسی به ایران شدت گرفت، در سوی دیگر طیف هم روسیه تزاری قرار داشت. برخلاف روسیه که با ابزار نظامی راه خود را به سوی اروپا و شرق دور باز می کرد، قدرت های اروپائی با اندیشه های عصر روشنگری و سرمایه گذاری اقتصادی اهداف خود را به پیش می بردند. همزمان در ایران برخی روشنفکران ظهور کردند که همان اهداف جنبش روشنگری را سرلوحه فعالیت های خود قرار دادند. آنها با هدف پیشرفت ایران تلاش می کردند برخی آموزه های جدید مثل حکومت قانون را در ایران رواج دهند. تصور بر این بود که اگر ایران هم راهی را بپیماید که در اروپا پیموده شده، به زودی ترقی و تعالی از راه می رسید. این دسته افراد نه تنها نسبت به الزامات تمدن جدید توجه لازم را نداشتند، بلکه به این مقوله توجه نکردند که تمدن جدید سویه ای استعماری هم دارد که مقارن و ملازم اندیشه های جدید است. مقاله حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی نشان می دهد که این دسته روشنفکران با این مقوله ها، برخوردی انتقادی نداشتند و در نتیجه به جای تأسیس اندیشه طبق الزامات کشور، راه تقلید از چیزی را در پیش گرفتند که در صورت موفقیت هم نمی توانست ایران را نسبت به خطر استعمار بیمه کند.
تبیین ارتباط سازماندهی فضایی و جهت گیری خانه های تاریخی با تاکید بر نقش ورودی (نمونه موردی: خانه های بومی تبریز در دوره قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۰
239 - 277
حوزههای تخصصی:
جهت گیری معماری، گاه یک انتخاب، گاه اجبار و گاه به عنوان یک راه حل، ناشی از عواملی است که معمار سنتی توانایی تغییر مکانشان را نداشته و با جهت گیری، تمایل خویش ناشی از عوامل متفاوت را جهت حل مسئله از طریق سلسله مراتب دسترسی در سازماندهی فضایی، نشان داده است. ورودی بعنوان عضوی مهم در نظام سلسله مراتبی، به عنوان شروع کننده و حلقه اتصال فضاها، می تواند بر جهت گیری خانه های بومی اثرگذار باشد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف تبیین ارتباط میان جهت گیری خانه های قاجاری تبریز و سازمان فضایی آن ها از منظر نظام ورودی انجام گرفته است. طی بررسی ها، هدف از طراحی ورودی، هدفمندبودن مسیر دسترسی به حیاط بود و دستگاه ورودی نقش بسزایی در جهت گیری دارد؛ بدین صورت که با وجود تعدد ورودی که هرکدام، امکان تقسیم خانه به یک بخش مجزا را دارند و هر بخش می تواند جهت گیری و محور خاص خود را داشته باشد. نظام فضایی هر بخش بر عهده حیاط (در ورودی های حیاط بیرونی) و تالار (در ورودی های سایر جبهه ها) است که با گذشت زمان و نزدیک شدن به انتهای دوره قاجار و توسعه عمودی خانه ها، این نقش از تالار به سرسرا محول شده است. همچنین سازماندهی با سرسرا بر خلاف سازماندهی با تالار، موجب کاهش استقلال و افزایش انعطاف پذیری فضاها شده است.
پرسش از سوبژکتیویته فلسفه فارابی و آینده فرهنگ فلسفی ما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
105 - 127
حوزههای تخصصی:
اگر تا کنون فارابی را مؤسس فلسفه اسلامی دانسته اند، زین پس می توان وی را به عنوان مؤسس سوبژکتیویته ای خاص در تفکر فلسفی جهان اسلام نیز دانست. نزد برخی از فیلسوفان جهان و نیز در تفکر فلسفی معاصر ایران، به طورکلی، به امکان گفت وگو میان تفکر فلسفی کلاسیک و فلسفه های جدید اذعان شده است. اما این گفت وگو برای فلسفی اندیشان کلاسیک ایران از اهمیت مضاعفی برخوردار است چرا که چنین گفت وگویی جزو شرایط امکان حضور در افق فلسفی جدید و هم زبانی (و نه لزوماً هم رأیی) با آن است. تا کنون تمرین این گفت وگو، کم وبیش، بر محور مقولاتی فلسفی از قبیل وجود، ماهیت، علیت، حرکت، غایت، معرفت و... صورت گرفته است. پیشنهاد این مقاله آن است که می توان و حتی بایسته است که این بار با طرح یک مسئله اساسی دیگر و گشودن مسیری دیگر به ادامه این گفت وگو پرداخت. مسئله اساسیِ پیشنهادی، پرسش از سوبژکتیویته فلسفه فارابی است. فلسفه فارابی متضمن معرفت شناسی خاصی است و هر معرفت شناسی، کم وبیش، مشتمل بر نظریه یا توصیفی در باب سوژه است. حال پرسش این است که سوبژکتیویته منطوی در بحث معرفت نزد فارابی چیست؟ این پرسش از آن رو قابل اعتنا و طرح است که بنیاد مدرنیته را سوبژکتیویته تشکیل می دهد. این نوشتار تلاش می کند با الهام از روش شناسی دکارتی در استخراج سوبژکتیویته فلسفی، به استناد متون فارابی همین رویکرد را در آثار فارابی دنبال کند. در نتیجه این وجه، می توان فارابی را به عنوان بنیان گذار سوبژکتیویته اسلامی معرفی کرد.
کارکرد عکس در تعیین هویت دیاسپورا، با تحلیل مجموعه ای از آثار پرستو فروهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث مهاجرت یکی از مهمترین مباحث روز منتقدین و مفسران جامعه شناسی است که هنر و هنرمندان جایگاه بسیار مهم و حساسی را در شکل گیری مفاهیم و ارزش گزاری ها ایفا می کنند. این مقاله سعی بر آن دارد تا توجه انتقادی را به مفهوم زیبایی شناسی دیاسپوریک جلب کند و به این سوال پاسخ دهد که چرا استراتژی «تعلق» در مرزهای مختلف فرهنگی و جغرافیایی اهمیت دارد ؟ برای این منظور براساس این فرضیه که عکاسی هنری یک عمل اجتماعی است و پتانسیل ایجاد روابط همبستگی با سایر گروههای مهاجر را دارد، با تحلیل آثاری از پرستو فروهر هنرمند استدلال کرده که این فعالیت اجتماعی علاوه بر آنکه می تواند ارتباط ذهنی و عینی در مورد وطن را به عنوان یکی از شاکله های دیاسپورا در بین مهاجرین ایجاد کند، از لحاظ خلاقیت در زیبایی شناسی نیز قابلیت آن را دارد تا گروههای غیر مهاجر و بومی را تحت تاثیر قرار داده و در طولانی مدت نقشی اساسی در نوع دیدگاه آنها داشته باشد. در آخر به این نتیجه دست خواهد یافت که گروههای دیاسپوریک زیبایی شناسی مشابهی دارند که هنر عکاسی با موضوع مهاجرت و روایتگری تعلق می تواند بستر مناسبی با تفاوتها و مرزهای فرهنگی خلاقانه ای تولید کند که از طرفی باعث ایجاد حس و نوستالژی مشترک شود که به نوعی رقابتی و فراتر از هویت های ملی و قومی است و از سوی دیگر امکانات تعامل انتقادی فرا فرهنگی و برخورد جوامع پس از مهاجرت را فراهم سازد.
کاوشی زمینه مند از فرایند های منتهی به سودمحوری ازطریق بازاریابی رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
67 - 88
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی فرایند های منتهی به سودمحوری ازطریق بازاریابی رسانه های اجتماعی است. برای رسیدن به هدف مزبور، نویسندگان مقاله از روش شناسی کیفی و رویکرد نظریه داده بنیاد استفاده کرده اند. جامعه هدف، مدیران بازاریابی شرکت ها و صاحبان کسب وکار در شبکه های اجتماعی بودند که با نمونه گیری نظری و هدفمند، تعداد 15 نفر آنها برای اخذ مصاحبه عمیق انتخاب شد. فرایند نمونه گیری در این تحقیق تا مرحله اشباع اطلاعات ادامه یافت، به شکلی که مصاحبه جدید تأثیری در پیشبرد نظریه نهایی نداشت. داده های جمع آوری شده در این تحقیق با استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل و نتایج آن در قالب 11 مقوله اصلی و 1 مقوله نهایی، به همراه مدل پارادایمی، خط داستان و مدل نظری ارائه شد. یافته های به دست آمده حاکی از آن بود که «توسعه بازار فرامکان» به عنوان پدیده مرکزی به دنبال مجموعه عواملی چون تعامل آنلاین با مشتریان، نیروی انسانی متخصص در بازاریابی، توسعه تحقیقات بازاریابی، استراتژی های بازاریابی، سرمایه گذاری بر تبلیغات و کیفیت مطلوب وب سایت به همراه مجموعه ای از عوامل زمینه ای و مداخله گر ایجاد می شود. این بازار فرامکان به منظور حفظ پویندگی های حاکم بر خود، متکی بر راهبرد هایی چون برندسازی شبکه ای و اصلاح کانال های توزیعی است که پیامدی چون انگیزش مشتریان را به دنبال دارد. این نتایج همچنین نشان می دهند پویندگی های سودمحور بازارهای شبکه ای براساس کنش های عقلانی معطوف به هدف شرکت ها و متخصصان آنها عمل می کند. طرح واره نظری و مدل پارادایمی، درک بهتری را از نتایج فوق به دست می دهند.
تأثیر مشارکت معتمدین محل در برقراری امنیّت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
35 - 70
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امنیّت اجتماعی دارای اهمیت و نقش بسیار حساسی در ابعاد مختلف زندگی انسان است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر میزان مشارکت معتمدین در برقراری امنیّت اجتماعی انجام شد و هدف آن بررسی تأثیر مؤلفه های عضویت در مجامع مشارکتی، موقعیت مشارکتی، مشارکت در اجرا، مشارکت در تصمیم گیری در برقراری امنیّت اجتماعی در شهر تهران بود.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی؛ و روش آن توصیفی پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل معتمدین مناطق 17،11،10 شهر تهران بود. حجم نمونه آماری براساس فرمول کوکران تعیین گردید و از فرمول کوکران با حجم جامعه نامشخص و نامحدود استفاده شد؛ حجم نمونه برابر با این فرمول، 350 نفر به دست آمد که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای سنجش اعتبار پژوهش از اعتبار صوری و برای سنجش پایایی متغیرهای پژوهش از آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، نرم افزار SPSS به کار رفت. در سطح توصیفی از آماره های گرایش به مرکز و در سطح استنباطی از آزمون پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد.یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد، عضویت در مجامع مشارکتی، موقعیت مشارکتی، مشارکت در اجرا، مشارکت در تصمیم گیری در برقراری امنیّت اجتماعی در سطح 5 درصد تأثیر خطای معنادار دارد. ضریب همبستگی بین عضویت در مجامع مشارکتی و برقراری امنیّت اجتماعی برابر 56/0، ضریب همبستگی بین موقعیت مشارکتی و برقراری امنیّت اجتماعی برابر 61/0، ضریب همبستگی بین مشارکت در اجرا و برقراری امنیّت اجتماعی برابر 60/0 و ضریب همبستگی بین مشارکت در تصمیم گیری و برقراری امنیّت اجتماعی برابر 48/0 است.نتیجه گیری: یکی از عوامل ارتقای امنیّت اجتماعی، مشارکت اجتماعی معتمدین محل است و در صورت ارتقای مشارکت، مؤلفه های آن همچون عضویت در مجامع مشارکتی، موقعیت مشارکتی، مشارکت در اجرا و مشارکت در تصمیم گیری امنیّت اجتماعی نیز ارتقا پیدا می کند.
خود بازتابی و بازنمایی اخلاقی دیگری در فرا فیلم های سینمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۲
279 - 304
حوزههای تخصصی:
در فیلم های جریان اصلی سینما یک واقعیت خیالی و درواقع یک ساختارایدئولوژیکی، طبیعی نشان داده می شود؛ اما فرافیلم ها با پرداختن به مسائل فیلم سازی، تخیلی یا تصنعی بودن خود را برجسته می کنند. تقابل و کشمکش شخصیت ها در آثار سینمایی، اهمیت مطالعه نسبت خود و دیگری را در آن ها به خوبی نمایان می کند. در تاریخ فلسفه در رابطه با این نسبت دو نگاه کلی حاکم است که توسط سارتر و لویناس نمایندگی می شود؛ سارتر هم ستیزی را روح حاکم بر نسبت خود و دیگری می داند. در این دیدگاه «خودآیینی» حاکم است. در مقابل، لویناس از احساس مسئولیت نامتناهی در مقابل «دیگری» و «دیگرآیینی» اخلاقی صحبت می کند. سینمای ایران دارای تعداد زیادی فرافیلم است که اغلب مشکلات کارگردان در فرایند خلق فیلم و نسبت او با دیگر عوامل ساخت فیلم را به نمایش گذاشته اند. با توجه به کارکردهای خودبازتابانه، آیا این آثار توانسته اند به ساختاربندی مجددی از نظم گفتمانی حاکم بر جامعه در نسبت خود و دیگری دست یابند؟ برای پاسخ به این پرسش ، فرافیلم های زیر درختان زیتون (1373) عباس کیارستمی، میکس (1378) داریوش مهرجویی، بوی کافور عطر یاس (1378) بهمن فرمان و وقتی همه خوابیم (1378) بهرام بیضایی با رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف بررسی شده اند. نتیجه ی تحقیق آنکه در فرافیلم های کیارستمی و بیضایی دیگرآیینی مشهود است اما نظم گفتمانی حاکم بر فرافیلم های مهرجویی و فرمان آرا در نسبت با دیگری، علی رغم ظاهر انتقادی و روشنفکرانه ، بازتولید گفتمان حاکم است، چراکه خودبازتابی در فرافیلم ها تنها در صورتی می تواند باعث دیگرآیینی اخلاقی شود که حاوی خودانتقادی بوده و خودارجاعی آن، از لاک خودشیفتگی و محافظه کاری بیرون باشد.
نقش آموزش مجازی در توسعه دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (مطالعه موردی: دانشگاه مجازی المصطفی(صلی الله علیه وآله وسلم))(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۶۴)
373 - 406
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران، درسال 1357 باداعیه یک گفتمان مستقل استکبارستیز ودارای ریشه اسلامی، درعرصه جهانی صورت پذیرفت.بااین حال، پس ازگذشت بیش ازچهل سال ازعمراین انقلاب، مفهوم وگفتمان اصلی نظام برآمده از آن، به بسیاری ازنقاط جهان شناسانده نشده است. اهمیت اطلاعات و ارتباطات در عصر حاضر از یک سو و پیدایش اینترنت، و افزایش میزان و سرعت ارتباطات بین المللی از سوی دیگر، باعث شده تا اقتدار جهانی در اختیار کشورها و دولت هایی قرار گیرد که دسترسی بیشتری به اطلاعات و داده های جهانی داشته باشند. مقوله آموزش نیز همراه با این جریان دچار تحولاتی شده و پیدایش آموزش های مجازی فصل جدیدی را پیش روی فراگیران، اساتید، مدیران و تصمیم گیران عرصه آموزش باز کرده است. به همین جهت گسترش آموزش های مجازی به یکی از راه های افزایش قدرت نرم و توسعه دیپلماسی فرهنگی کشورها بدل شده است. تحقیق حاضر، با رویکرد پژوهشی کیفی به دنبال پاسخ به این سؤال برآمده است که نقش آموزش مجازی در توسعه دیپلماسی فرهنگی کشور جمهوری اسلامی ایران چیست؟ در ادامه دانشگاه مجازی المصطفی (ص) به عنوان موردمطالعه ازاین جهت بررسی و فعالیت های آن شرح داده شده است. در پایان، با استفاده از روش مصاحبه با متخصصان داده های موردنیاز جمع آوری گردید و تحلیل آن ها با روش تحلیل مضمونی، 5 مضمون فراگیر با عناوین «سازندگی یا مخرب بودن آموزش مجازی در بعد روابط میان فرهنگی»، «چالش های به کارگیری آموزش مجازی در بعد بین المللی»، «مزایا و فرصت های به کارگیری آموزش مجازی در بعد بین المللی»، «بایسته های فعالیت آموزشی مجازی در بعد بین الملل» و «نقش دانشگاه مجازی المصطفی» احصا شد و شرح و تفصیل هرکدام متناسب با نقش آموزش های مجازی در توسعه دیپلماسی فرهنگی کشور و با تأکید بر دانشگاه مجازی المصطفی (ص) بیان گردید.
رابطه ارتکاب به رفتارهای پرخطر براساس میزان برخورداری از هوش فرهنگی و سلامت اجتماعی نوجوانان مبتنی بر نقش پلیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، تحلیل رابطه ارتکاب به رفتارهای پرخطر براساس میزان برخورداری از هوش فرهنگی و سلامت اجتماعی نوجوانان مبتنی بر نقش پلیس است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه هدف را تمام دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر کرج تشکیل دادند که از بین آن ها تعداد 384 نفر براساس جدول کرجسی و مورگان به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، شامل پرسشنامه های سنجش رفتارهای پرخطر زاده محمدی و احمدآبادی (1387)، هوش فرهنگی آنگ و ارلی (2008) و سلامت اجتماعی کییز(2000) بود. داده ها با استفاده از روش های آماری پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین هوش فرهنگی و سلامت اجتماعی با رفتارهای پرخطر رابطه معناداری وجود دارد. همچنین، هوش فرهنگی به میزان 561/. و سلامت اجتماعی 138/. رفتارهای پرخطر را تبیین می کنند که بالاترین تبیین از بین ابعاد هوش فرهنگی، مربوط به بعد تولید معنای شخصی و از بین ابعاد سلامت اجتماعی بُعد مشارکت اجتماعی است. بنابراین، می توان اظهار داشت که بین بالابودن میزان هوش فرهنگی و سلامت اجتماعی رابطه معنادار و قدرت پیش بینی مطلوبی با رفتارهای پرخطر دانش آموزان وجود دارد؛ زیرا، فقدان هر یک از متغیرهای مذکور، موجب افسردگی، بدبینی، ارزیابی منفی از رویدادها، اعتیاد به مواد مخدر، ناهنجاری های اجتماعی و رفتارهای پرخطر دیگر خواهد شد.
مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) عوامل اقتصادی-اجتماعی مؤثر بر سرقت های خشن در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
213 - 246
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر افزایش سرقت های خشن به عنوان یکی از انواع جرایم خشن توجه اندیشمندان و پژوهشگران حوزه جامعه شناسی را جلب کرده است. سرقت های خشن، کیفیت زندگی، ثبات اجتماعی، احساس امنیت اجتماعی کنشگران اجتماعی را در سطوح مختلف تهدید کرده که به نوبه ی خود شاخص های توسعه اجتماعی را در ابعاد مختلف متأثر می کند؛ بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سرقت های خشن در استان خوزستان بود. در این پژوهش از روش کیفی و رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد و یافته های پژوهش با استفاده از نرم افزار میک مک تحلیل شد. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر 33 نفر از خبرگان انتظامی استان خوزستان، اساتید جامعه شناسی، روان شناسی و اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز بودند. در تحقیق حاضر برای انتخاب موردها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. معیارهای ورود افراد به مطالعه، داشتن تخصص و اطلاعات کافی درباره سرقت های خشن بوده و شرط توقف فرایند گردآوری داده ها، اجماع نظر متخصصان درباره موضوع و اشباع نظری بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که میزان سرقت های خشن در استان خوزستان (از منظر خبرگان) در حد زیاد بود. رتبه بندی عوامل شناسایی شده با استفاده از نرم افزار میک مک نشان داد که مهم ترین عوامل سرقت های خشن در استان خوزستان به ترتیب آنومی اجتماعی (رتبه اول)، فقر فرهنگی (رتبه دوم)، عادی شدن سرقت در بین سارقان (رتبه سوم)، اعتیاد به موادمخدر (رتبه چهارم)، نابرابری اقتصادی-اجتماعی (رتبه پنجم) و فقر و بیکاری در استان (رتبه ششم) است.
بررسی و رتبه بندی عوامل موثر بر افزایش سن ازدواج با تمرکز بر الزامات و بایسته های سیاستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش سن ازدواج به عنوان شاخصی تاثیر گذار بر تاخیر در تشکیل خانواده و کاهش باروری از اهمیت ویژه ای برخودار است. از آنجا که افزایش سن ازدواج از عوامل متعددی تاثیر می پذیرد، رتبه بندی این عوامل می تواند در سیاست گذاری-های هدفمند نقش آفرین باشد. در مقاله حاضر از روش تحلیل سلسله مراتبی و مصاحبه با خبرگان به منظور رتبه بندی عوامل تاثیرگذار بر افزایش سن ازدواج استفاده شده است. بدین منظور، پرسشنامه خبره طراحی و توسط 11نفر از خبرگان علمی تکمیل شد. یافته ها نشان داد که شاخص کاهش ارزش ازدواج، کم رنگ شدن اعتقادات مذهبی و توانمند بودن زنان به ترتیب اثرگذارترین شاخص ها و گسترش ارتباط دوستی پسران و دختران قبل از ازدواج، گسترش فیلم های شبکه های خانگی، سینمایی و دغدغه تامین مسکن مناسب به ترتیب مهم ترین زیر شاخص های موثر بر افزایش سن ازدواج جوانان از دیدگاه خبرگان علمی محسوب می شوند. پیشنهادات سیاستی حاکی از این است که سیاستگذاری ها وبرنامه ریزی های اثرگذار مشوق ازدواج با هدف ایجاد نگرش مثبت در امر ازدواج از طریق پویش های رسانه ای برای ازدواج از یک سو و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی جوانان برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب در سیاستگذاری های جمعیتی از سوی دیگر می توانند توامان راهکاری تاثیر گذار بر فراهم سازی ازدواج به موقع باشد.
تحلیل تفاوت های اجتماعی و اقتصادی مناطق مرزی و غیر مرزی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
53 - 78
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه با رجوع به ادبیات توسعه به بررسی تفاوت استان ها و شهرستان های مرزی و غیر مرزی در شاخص های جمعیتی- اجتماعی و اقتصادی پرداخته شده است. روش مطالعه تحلیل ثانویه داده های حاصل از سرشماری و سالنامه های آماری سال 1395 است. نتایج تحقیق نشان می دهد از نظر متغیرهای اقتصادی- اجتماعی، در هر دو سطح استانی و شهرستانی، تفاوت معنی دار و تایید شده ای بین مناطق مرزی و غیر مرزی وجود دارد. در هر دو سطح مطالعه، مناطق مرزی دارای نسبت باسوادی و نسبت افراد دارای تحصیلات عالی کمتری از مناطق غیرمرزی هستند. در کنار این دو متغیر، درصد بیکاری به ویژه بیکاری جوانان نیز در مناطق مرزی بیشتر از غیرمرزی است. نتایج مطالعه همچنین نشان می دهد از لحاظ ویژگی های جمعیتی مانند نسبت شهرنشینی، میزان مهاجرت و میانگین سنی نیز تفاوت های آشکاری بین دو منطقه وجود دارد. کمبود فرصت های شغلی، ضعف و عدم دسترسی به امکانات آموزشی، تمرکز منابع و تسهیلات در مناطق مرکزی موجب جریان مهاجرت از سوی مناطق مرزی به سمت مناطق مرکزی شده است.
مقایسه سبک زندگی اسلامی در افراد با و بدون اختلال ملال جنسیتی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۲شماره ۱۷
89 - 102
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی از جمله سبک زندگی می تواند در بروز اختلال ملال جنسیتی مؤثر باشد. پژوهش حاضر درصدد مقایسه سبک زندگی اسلامی در افراد با و بدون اختلال ملال جنسیتی است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی- پیمایشی و به روش علی- مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش تمامی افراد ساکن شهر شیراز هستند که از بین آنها 50 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس (25 نفر مبتلا به اختلال ملال جنسیتی و 25 نفر عادی) انتخاب شدند و به پرسشنامه سبک زندگی اسلامی کاویانی پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی (آزمون تی مستقل) با استفاده از نرم افزار spss26 انجام شد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که میانگین سبک زندگی اسلامی در افراد دارای اختلال ملال جنسیتی پایین تر از افراد عادی است. تفاوت نمره کل سبک زندگی و همچنین همه مولفه های آن به جز مولفه اخلاقی در افراد دارای اختلال ملال جنسیتی و افراد عادی از لحاظ آماری معنادار می باشد. بنابراین سبک زندگی اسلامی به عنوان یکی از عوامل اختلال ملال جنسیتی می تواند مورد توجه قرار بگیرد.
ارزیابی کیفیت داده های ثبت مرگ ومیر در ایران (1385تا 1403) بر اساس راهنمای استاندارد سازمان جهانی بهداشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرگ ومیریکی از مهم ترین وقایع حیاتی است که بررسی آن در سیاست گذاری های جمعیتی اهمیت بسزایی دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت داده های مرگ ومیر در ایران طی سال های ۱۳۸۵ تا ۱403، با استفاده از روش ده مرحله ای سازمان جهانی بهداشت انجام شد. در این مطالعه از داده های سرشماری۱۳۸۵،۱۳۹۰، ۱۳۹۵ و داده های پیش بینی جمعیت مرکز آمار برای سال های1400 تا1403 استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که نرخ مرگ ومیر در ایران پایین تر از استانداردهای جهانی است؛ به گونه ای که نرخ مرگ ومیر مردان شهری حدود پنج در هزار و برای زنان و مردان روستایی کمتر از پنج در هزار گزارش شده است. براساس معیارهای جهانی، نرخ مرگ ومیر کمتر از پنج در هزار بیانگر وجود کم ثبتی در داده ها است. نتایج، کاهش غیرمعمول نرخ مرگ ومیر کودکان زیر پنج سال و زیر یک سال را در مناطق شهری و روستایی در طی سال های مدنظر نشان می دهد. همچنین نوسان هایی در داده ها مشاهده می شود که نشان دهنده خطا و کم ثبتی در داده های مرگ ومیر، به ویژه بین کودکان زیر یک سال در مناطق روستایی است. علاوه براین، میزان کم ثبتی در داده های مرگ ومیر زنان بیشتر از مردان است. به طورکلی، زنان و کودکان بیشترین میزان کم ثبتی درداده های ثبت مرگ ومیر کشور را دارند که نشان دهنده نیاز به بهبود نظام ثبت وقایع حیاتی در ایران است.
همبسته های اقتصادی – اجتماعی مراقبت های بارداری و پس از زایمان در افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۹ پاییز و زسمتان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
109 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر بررسی وضعیت انجام مراقبت دوران بارداری در میان زنان افغانستان است. روش پژوهش کمی و مبتنی بر تحلیل ثانویه داده های پیمایش جمعیت و سلامت افغانستان (۲۰۱۵) است. نمونه مورد تحلیل شامل ۱۹,۸۸۸ زن دارای همسر ۱۵ تا ۴۹ ساله است که در پنج سال پیش از پیمایش زایمان داشته اند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی، در نرم افزار SPSS- 26 تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که زنان شهری، زنان با تحصیلات متوسطه و عالی، و زنان خانوارهای با وضعیت اقتصادی بهتر، دسترسی بیشتری به خدمات مراقبت های بارداری و زایمان دارند. عوامل فرهنگی و قومی نیز نقش تعیین کننده ای داشته اند؛ به گونه ای که زنان اوزبیک، تاجیک، هزاره و فارسی زبان نسبت به سایر گروه ها از بهره مندی بالاتری برخوردار بوده اند. علاوه بر این، خواسته بودن بارداری از عوامل کلیدی ارتقای دسترسی به خدمات سلامت محسوب می شود. تحلیل چندمتغیره بیانگر آن است که متغیرهای جغرافیایی، آموزشی، اقتصادی و فرهنگی اصلی ترین پیش بینی کننده های انجام مراقبت هستند. در نتیجه باید گفت که سطح مراقبت دوران بارداری و زایمان در افغانستان، بسیار پایین است و وضعیت آن در برخی از استان ها و به ویژه برای زنان با تحصیلات پایین و همچنین باروری های ناخواسته در سطح هشدار قرار دارد و نیازمند توجه ویژه است.