فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۸۱ تا ۴٬۵۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درصدد فهم شیوه های برساخت و بازنمایی سوژه زن مطلقه در سینمای دهه اخیر ایران است که با بهره گیری از روش نشانه شناسی و تلفیق رویکردهای بارت و فیسک و سلبی و کاودری و چارچوب نظری مبتنی بر ایدئولوژی از منظر آلتوسر و نظریه بازنمایی «هال» صورت گرفته است. با استفاده از نمونه گیری هدفمند 3 فیلم (ناهید، رگ خواب و اینجا بدون من) برای تحلیل گزینش شد. نتایج نشان می دهد که طبقه اجتماعی پایین، در معرض قضاوت قرار داشتن، نگاه مغرصانه مردم به زنان مجرد مطلقه، بی توجهی و سوء ظن جامعه نسبت به زنان مستقل و مطلقه، بازتولید چرخه خشونت از جانب آنها و جامعه، وضعیت رفتاری، معیشتی، اقتصادی و رفتاری نامطلوب و در نهایت نمایش بازیابی زنانگی در محیط هایی مثل آشپزخانه از جمله مهمترین رمزگان ایدئولوژیکی است که در فیلم ها معنا یافته است. همچنین پیروی از ایدئولوژی (مردسالاری) باعث می شود زنان نیز آن را درونی کنند و عامل بازتولید آن گردند مانند زن صاحب خانه در فیلم رگ خواب. همچنین کنش های سوژه زنان مطلقه و پذیرفتن نقش های تحمیلی از جانب جامعه به عنوان یک زن و یک مطلقه آن را تبدیل به سوژه ای از درون تهی شده می کند که نقش های مختلف او را دچار یاس می کند. همچنین ایدئولوژی مردسالارانه چنان در افراد جامعه و مناسبات روزمره مردم، سنت و خانواده ریشه دوانده است که زن مطلقه تبدیل به سوژه منقادشده ایدئولوژی می شود و کنش خلاف جهت آن منجر به بازخواست شدن از جانب افراد مسحور آن ایدئولوژی می شود.
تحلیل مضمون «سرمایه فرهنگی» به مثابه امر متجسد و ذهنی در «نهج البلاغه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«سرمایه فرهنگی» متجسد یکی از انواع سرمایه های فرهنگی است که در روش شناسی تحلیل اجتماعی جامعه شناس فرانسوی پیر بوردیو نقشی تعیین کننده دارد. این پژوهش در نظر دارد تا عناصر سرمایه فرهنگی متجسد و ذهنی را در «نهج البلاغه» بررسی و عرضه کند. به عبارت دیگر چطور می توان مصادیق سرمایه فرهنگی اسلامی را بر مبنای نظریه سرمایه فرهنگی را پویش نمود؟ مقاله حاضر با استفاده از روش «تحلیل تماتیک» سرمایه فرهنگی متجسد و ذهنی را در «نهج البلاغه» بررسی کرده است. نتایج حاصل شده بر این اساس است که 20 مضمون اصلی مقایسه ای به صورت 10 مضمون از نظریه بوردیو در مقابل 10 مضمون دیگر از «نهج البلاغه» با یکدیگر مقایسه شده اند. همچنین 24 مضمون فرعی از خوانش «نهج البلاغه» برای قوام بخشیدن به دامنه و ابعاد مضامین به دست آمده و در نهایت از شبکه مضامین به 4 مضمون کلی رسیده است. نتایج پژوهش نشان می دهد در رویکرد غربی استنباط از «سرمایه فرهنگی» با رویکرد اسلامی دارای تفاوت های ماهوی است؛ بدین صورت که در دیدگاه بوردیو سرمایه فرهنگی با مقاصد دنیوی متناظر است، در حالی که نزد امیرمؤمنان علی(ع) با تعالی انسان و مقاصد انسانی و اخروی در تناظر است. همچنین سرمایه فرهنگی مدنظر بوردیو جنبه متجسد و عینی دارد و سرمایه فرهنگی از منظر امام جنبه ذهنی و انتزاعی دارد.
واکاوی تأثیر ذهنیت مدرن بر چگونگی برساخته شدن نظم سیاسی-اجتماعی در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدرنیته به شکلی از زندگی و تشکیلات اجتماعی اطلاق می شود که عقل خودبنیاد نقاد که پیوسته به بازنگری سنت های بشری می پردازد، پارادایم اصلی آن را تشکیل می دهد. این پدیده در غرب زاده شد و به تدریج وارد سرزمین های دیگر شد. ورود این سبک تفکر به ایران، واکنش های متفاوتی در پی داشت. برخی از روشنفکران سعی کردند با کنارنهادن ارزش های دینی و سنتی و تقلید از غرب، نظمی مدرن و سکولار را بنیان گذارند. در مقابل، نواندیشان دینی که عمدتاً در دهه چهل و پنجاه شمسی رشد چشمگیری داشتند، با این برداشت مخالفت و تلاش کردند با تمسک به ارزش های دینی و مصلح کردن آن با باورهای مدرن نامتناقض با اسلام، مانع هجوم اندیشه های غربی به فرهنگ و تمدنشان شوند. در این پژوهش، براساس سه گانه لاکانی، تأثیر ذهنیت مدرن بر نظم سیاسی-اجتماعی مطلوب امام خمینی (ره) را به روش توصیفی-تحلیلی مورد کنکاش قرار می دهیم. دیدگاه امام خمینی (ره) به مثابه یکی از نواندیشان دینی برجسته دهه چهل و پنجاه شمسی، در رابطه با غرب مبتنی بر نقد جنبه های استعماری و اومانیستی آن است؛ کما اینکه برخی از اصول تمدنی آن را با تفسیری دینی که خود از آن ارائه می کند، قبول می کند و از آن ها برای تدوین نظم سیاسی اجتماعی متعالی مدنظرش بهره می گیرد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که امام (ره) به منظور مقابله با اقدامات هنجارستیز و مدرن مآبانه شاه که در راستای ترویج امر واقع بود، درصدد بازسازی امر نمادین با محوریت یک نظام سیاسی مبتنی بر ارزش های متعال دینی برآمد.
کاوشی در تجربه زیسته مردان نابارور در شهر رشت: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
149 - 190
حوزههای تخصصی:
ناباروری مردان به عنوان یکی از اختلالات مهم و یک مشکل اجتماعی پیچیده با پیامدهای مختلف تعریف شده است. این مطالعه با هدف بررسی تجربه زیسته مردان نابارور با رویکرد کیفی و الگوی پدیدارشناسی انجام شد. جامعه مورد مطالعه 17 نفر از مردانی بوده است که در مؤسسه درمان ناباروری مهر رشت در حال درمان بوده اند. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است و نمونه گیری تا زمان اشباع داده ها و عدم دستیابی به داده های جدید ادامه یافته است. تکنیک پژوهش مورد استفاده مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. مصاحبه ها با استفاده از روش کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد عمده ترین مضمون، مردانگی خاموش است. این وضعیت برای مردان نابارور پرتنش، پارادوکسیکال و دارای تأثیرات چندوجهی است که در یازده زیرمضمون مشخص شد: احساس ناامیدی از والدگری، بحران معنای زندگی، چرخش شناختی در حوزه ناباروری، برچسب اجاق کور، فرسایش سرمایه زناشویی، رنج سراسربین، فرسایش سرمایه اجتماعی، هویت مردانه مخدوش، نزدیکی سقوط زندگی، بی تفاوتی متظاهرانه و زندگی در سایه. ناباروری و تأخیر در فرزندآوری به عنوان یک معضل چندبُعدی، شرایط خاصی بوجود آورده و به همراه الگوهای تثبیت شده فرهنگی، تنش ذهنی و اجتماعی به جا گذاشته است.
معرفی و نقد کتاب «بی خانمانی و سیاست گذاری اجتماعی»
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
۴۰۹-۳۹۹
حوزههای تخصصی:
کتاب «بی خانمانی و سیاست گذاری اجتماعی» نوشته روجرز باروز، نیکلاس پلیس و دبورا کویلگارس است که محمد خانی ترجمه کرده و از سوی انتشارت علمی و فرهنگی به سفارش اداره کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران در سال 1396 به چاپ رسیده است. هر سه نویسنده کتاب، پژوهشگران دانشگاه یورک انگلستان هستند و سابقه پژوهش در مرکز سیاست گذاری مسکن در دانشگاه یورک دارند. کتاب با نگاهی چندوجهی و جامع، وضعیت بی خانمانی در بریتانیای معاصر را بررسی می کند. بی خانمانی اگرچه در دامنه گسترده مسائل اجتماعی قرار نمی گیرد، اما به عنوان آسیبی اجتماعی شکلی جهان پیدا کرده است و اختصاص به مناطق خاصی مانند کشورهای پیرامونی و کمتر توسعه یافته ندارد. کتاب حاضر گواهی روشن از تجربه کشوری صنعتی (انگلستان) در مورد بی خانمانی و چالش های آن است. کتاب با پیشگفتاری از علی اصغر محکی مدیرکل سابق مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران آغاز می شود که در بر محرومیت اجتماعی و طرد از خانواده آن تأکید شده است. وی درصدد آن است تا ضرورت بی مسکنی برای بی خانمان ها را تنها به عنوان یکی از ابعاد آن نشان دهد و بر ابعاد اجتماعی-خانوادگی بی خانمانی را برجسته کند. در ادامه و پیش از آغاز متن اصلی، سخن مترجم نیز درخور تأمل است. مترجم کتاب در سخن بسیط، به معرفی بخش های مختلف کتاب پرداخته است و محتوای کتاب را حاصل ارتباط نزدیک نویسندگان با میدان اجتماعی می داند.
شناسایی راهکارهای دورکاری و قرنطینه خانگی از دیدگاه زنان عضو هیأت علمی در ایام کرونا با رویکرد پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و چهارم بهار ۱۴۰۲شماره ۶۱
97 - 130
حوزههای تخصصی:
بحث در مورد دورکاری و قرنطینه خانگی زنان عضو هیأت علمی دانشگاه ها و پژوهشگاه ها در ایام کرونا و مطالعه تجارب زیسته آن ها می تواند نقش مؤثری در شناخت و توسعه ادبیات اشتغال زنان ایفا نماید. این پژوهش پدیدارشناسانه، تجارب زیسته 30 نفر از زنان عضو هیأت علمی دانشگاه ها و پژوهشگاه های مشارکت کننده، با هدف کشف و توصیف دورکاری و قرنطینه خانگی در ایام کرونا را مورد بررسی قرار داده است. این پژوهش برای گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختارمند و با روش نمونه گیری هدفمند بهره برده است. بر اساس روش پدیدارشناسی فرایند تحلیل در سه سطح کلان انجام شد. در سطح سوم تحلیل، حاصل یکسان سازی افق های فکری: تعداد 5 افق مربوط به دورکاری، 9 افق مربوط به قرنطینه خانگی و 9 افق مربوط به استراتژی ها و راهکارها بود. در سطح دوم، توصیفات منسجم روایات به تفکیک دورکاری، قرنطینه خانگی و استراتژی ها و راهکارها شکل گرفت و در بالاترین سطح انتزاعی یا همان سطح اول تحلیل، ادغام ساختاری توصیف های منسجم انجام شد. بر اساس یافته های این پژوهش، وجود قرنطینه خانگی ناشی از ویروس کرونا و شیوع آن باعث ظهور فرهنگ قرنطینه در کشور و جهان شده است که این امر منجر به بازتعریف روابط و مناسبات اجتماعی، مسئله اخلاق، تعهدات اجتماعی، الگوهای روابط انسانی، اجتماعی، توجه به توازن میان نقش های شغلی و خانوادگی و اخلاق مراقبتی زنان در زندگی، تأکید شده است. در نهایت با توجه به نتایج، راهکارهایی در حوزه های، پژوهش، مدیریت و خانواده ارائه گردید.
بررسی جامعه شناختی چالش های توسعه ورزش همگانی با تأکید بر نقش رسانه استانی (مورد مطالعه: استان مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۶)
99 - 125
حوزههای تخصصی:
ورزش به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای افزایش سلامت جسم و روان افراد، تأثیر زیادی بر سایر حوزه های کلیدی زندگی اجتماعی داشته است. با گسترش رسانه های مختلف، گرایش مردم به سمت ورزش افزایش یافته و ارائه خدمات ورزش همگانی برای کمک به سلامت جسم و روان افراد همواره از مهم ترین برنامه های دولت ها بوده است. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های توسعه ورزش همگانی و تبیین جامعه شناختی تأثیر رسانه استانی (رادیووتلویزیون) به عنوان عمومی ترین رسانه بر مشارکت مردم در ورزش همگانی انجام شده است. روش پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و جامعه مورد مطالعه شامل ورزشکاران، استادان، مسئولان ورزش همگانی و مدیران رسانه ای استان مرکزی بوده است. با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند، تا حد اشباع نظری با 29 نفر از اعضای نمونه مصاحبه صورت گرفته است. تجزیه و تحلیل یافته ها با بهره گیری از روش تحلیل مضمون نشان داده است که عوامل بازدارنده «ضعف ساختاری و نگرش مدیریتی» از مهم ترین موانع توسعه ورزش همگانی و عوامل مرتبط با «تقویت زیرساخت های فنی و انسانی حوزه ورزشی» از مهم ترین عوامل جذب در ورزش همگانی هستند. بر اساس تحلیل سوات، ورزش همگانی استان مرکزی از نظر موقعیت راهبردی در منطقه wt (ضعف و تهدید) و در وضعیت نامناسب قرار دارد. باتوجه به استقرار صنایع بزرگ در استان و مسئولیت اجتماعی آنها در برابر حفظ سلامت شهروندان، پیشنهاد می شود که از قدرت رسانه استانی در ترویج ورزش همگانی و مطالبه گری مسئولیت اجتماعی صنایع برای کمک به گسترش آن در سطح استان استفاده شود.
تحلیل فرهنگی - ارتباطی اختلاط جنسی؛ مبتنی بر دیدگاه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۶۴)
407 - 436
حوزههای تخصصی:
با بررسی منابع دینی به دو سنخ خط روایی و سیره ای در سلوک اهل بیت (ع) در رابطه با موضوع اختلاط بر می خوریم. بر همین اساس، سؤال اول این مقاله آنست که: اختلاط جنسی از منظر اسلام چه حکمی دارد؟ پاسخ به این سؤال به نحو مطلق است یا مشروط؟ با توجه به پاسخی که به این سوال مقدماتی داده می شود، سؤال اصلی دوم مطرح می شود که با توجه به مبنای اسلامی اختلاط جنسی اجتماعی، با چه صورت بندی فرهنگ و ارتباطی می توان بین خطوط مختلفی روایی جمع کرد؟ به بیان دیگر، چارچوب اسلامی اختلاط جنسی از حیث فرهنگی و ارتباطی، چگونه صورت بندی می شود؟یافته های این تحقیق که با روش توصیفی-تحلیلی به دست آمده نشان می دهد که دوگانگی موجود در روایات ظاهری بوده و از منظر فرهنگی و ارتباطی قابل جمع اند؛ با این تفسیر که اصل اختلاط به معنای شکل گیری ارتباط کلامی و غیرکلامی بین دو یا چند زن و مرد در یک فضای مشترک فیزیکی یا مجازی در اسلام مذموم و ممنوع نیست، بلکه در چهار موقعیت فرهنگی و ارتباطی، این نوع اختلاط مذموم خواهد بود: 1-اشتراک معنای متلذذ 2-انتقال پیام نامتعارف 3-اختلاط مستقر مکانمند 4-اختلاط مستمر زمان مند. این صورت بندی فرهنگی-ارتباطی از چارچوب اسلامی اختلاط، می تواند مبنای سیاست گذاری در مواجهه با آن قرار گیرد.
«مأیوس سازی» به مثابه ابزار عملیات روانی: مطالعه صفحه اینستاگرام ایران اینترنشنال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۱
83 - 107
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تحلیل موضوعاتی است که شبکه ایران اینترنشنال با هدف مأیوس سازی کاربران خود در رسانه اجتماعی اینستاگرام به آنها متوسل شده است. مأیوس سازی یکی از روش های اصلی عملیات روانی محسوب می شود و رسانه های مخالف نظام سیاسی ایران تلاش می کنند با توسل به آن شهروندان ایران را از امید به پیشرفت ناامید کنند. به عبارت دیگر، هدف این رسانه ها ایجاد تردید در افکار عمومی درباره کارآمدی نظام سیاسی کنونی ایران است. در این مطالعه، رسانه ایران اینترنشنال مطالعه شده است که می توان ادعا کرد یکی از دلایل تأسیس این شبکه کاربرد آن به مثابه مجرای رسانه ای عملیات روانی بوده است. برای این منظور، مطالب منتشر شده در صفحه این رسانه در اینستاگرام در بازه زمانی 9 تا 30 آوریل سال 2023 مطالعه شدند. برای تحلیل یافته ها از روش تحلیل مضمون و الگوی براون و کلارک (2006) استفاده شده است. نتایج تحلیل نشان داد، در این رسانه برای مأیوس سازی بر شرایط اقتصادی به ویژه تورم و تولید، مهاجرت، مسائل محیط زیستی، بزرگ نمایی ناکارآمدی برخی از مدیران و فساد اقتصادی تأکید شده است. پیشنهاد این مقاله برای مقابله با این رویکرد، کاربرد رویکرد تبیینی است که با توجه به ویژگی های مخاطبان هدف رسانه های برون مرزی باید بیشتر استفاده شود.
رابطه ی فعالیت های توسعه ای و مهاجرت های داخلی در ایران معاصر: (مطالعه ی موردی استان سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
147 - 180
حوزههای تخصصی:
مدیریت فرآیند توسعه به واسطه ی مداخله ها و دسترسی های نابرابر نخبگانی و عملکرد نهاد سیاست باعنوان محرک توسعه، عامل تاثیرگذار در برخورداری و عدم برخورداری از مواهب توسعه در مناطق قلمداد می شود. عدم تعادل در بهره مندی از مواهب توسعه، تحرک جمعیتی را به دنبال خواهد داشت و موجب مهاجرت فزاینده به مرکز و کلان شهرها بوده و روند سیاست گذاری های توسعه ای را به نقاط مرکزی معطوف می کند.
در این مقاله ضمن اشاره به مبانی نظری و مرور تحقیقات انجام شده، جنبه های تجربی و اقدامات توسعه ای دولت ها را بر اساس رهیافت استقرایی در روش ترکیبی، با دو روش کیفی شامل مطالعه اسناد، داده ها و اطلاعات ثبتی، و مصاحبه ی کیفی مورد بررسی قرار داده ایم. در بررسی عوامل ساختاری و تصمیمات سیاسی تأثیر گذار بر مهاجرت، از داده های ثبتی موجود در اسناد تدوین شده ی سازمان برنامه و بودجه استفاده شد و در خصوص علل و مهم ترین دلایل گرایش افراد به مهاجرت، از مصاحبه ی کیفی استفاده شده است.
یافته های تحقیق بیانگر تسلط الگوی تمرکزگرا در سیاست گذاری های توسعه بوده و بررسی شاخص ها، گویای این است که توزیع متعادل و برابر توسعه در بین شهرستان های استان صورت نگرفته و مهاجرت ریشه در عدم توزیع عادلانه ی امکانات، متناسب با پتانسیل ها و توان مندی های مناطق دارد.
تعارضات همسرگزینی دختران با والدین: یک مطالعل پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۵
551 - 567
حوزههای تخصصی:
مطالعه کیفی حاضر با هدف آشکارسازی تعارضات همسرگزینی دختران با والدین، در زمینه انتخاب همسر به شیوه پدیدارشناختی بود. جامعه آماری کلیه دختران متعارض با والدین در زمینه انتخاب همسر شهر اصفهان بود که با نمونه گیری هدفمند، 15 دختر انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده ها با روش تحلیل کلایزی تحلیل شد. مضمون های پژوهش عبارت بود از: مضمون اول، پویایی های قدرت با زیرمضمونِ جنگ قدرت دختر با والدین برای بهبود شرایط قبل از ازدواج، ساده گرایی دختر در برابر ایدئال گرایی والدین در ازدواج، ساده گرایی والدین در برابر ایدئال گرایی دختر در ازدواج، مضمون دوم تعارضات مالی با زیرمضمونِ تعارض دختر با والدین بر سر استقلال طلبی مالی قبل از ازدواج، مادی گرایی والدین در برابر همه جانبه نگری ملاک های دختر، مضمون سوم تعارضات ارتباطی با زیرمضمونِ شکاف نسلی، تعارض دختر و همشیره ها در حوزه ازدواج، تعارضات عمومی والدین دختر در حوزه های مختلف، باورهای متعارض والدین دختر در حوزه ازدواج و مضمون چهارم تعارضات نگرشی اعتقادی با زیرمضمونِ درگیری بر سر نگرش های اعتقادی بین والدین و دختر، تفاوت ملاک های والدین و دختر در ازدواج.
بررسی رابطه تمایزیافتگی خود و سبک های حل تعارض زوجی با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در زنان متأهل شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۵
399 - 414
حوزههای تخصصی:
سلامت خانواده به تداوم و سلامت رابطه زوجی بستگی دارد و این رابطه هسته مرکزی نظام خانواده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه تمایزیافتگی خود و سبک های حل تعارض زوجی با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در زنان متأهل شهر اصفهان انجام گرفت. در این پژوهش از روش توصیفی هم بستگی از نوع مدل یابی معادله های ساختاری استفاده شد. جامعه آماری شامل زنان متأهل شهر اصفهان در سال 1401 بود که با شیوه نمونه گیری در دسترس، تعداد دویست زن متأهل انتخاب شدند.
ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسش نامه استاندارد سبک های حل تعارض (رحیم، 1983)، پرسش نامه تمایزیافتگی خود (اسکورون و فرایدلندر1، 1998) و پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی2 و همکاران، 2002) بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش مدل یابی معادله های ساختاری با رویکرد تحلیل مسیر توسط نرم افزار spss26 و برای تحلیل روابط واسطه ای نیز از روش بوت استرپ در برنامه Amos24 استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین تمایزیافتگی خود و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، بین تمایزیافتگی خود و سبک های حل تعارض زوجی و نیز بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و سبک های حل تعارض زوجی در زنان متأهل رابطه معناداری وجود دارد (001/0p<). درنهایت، راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین تمایزیافتگی خود و سبک های حل تعارض زوجی در زنان متأهل نقش میانجی داشت (001/0p<). در مجموع، یافته های این پژوهش نشان داد افراد تمایزیافته ای که از تنظیم هیجان های سازگارانه در تعارض های زناشویی استفاده می کنند، در صورت روبه رو شدن با تجارب هیجانی دشوار قادرند که به اندازه کافی این هیجان ها را مدیریت کنند و تعارض های زناشویی را کاهش دهند.
نقش ادبیات داستانی در بررسی آثار هنری بر پایه نظریه جامعه شناسی واثنو (مطالعه موردی: نگارگری صفوی و رمان نام من سرخ اثر اورهان پاموک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصر صفوی به عنوان یکی از درخشان ترین دوره های هنری در ایران، با حمایت پادشاهان از هنرمندان همراه بود. نقل و انتقالات سیاسی این دوره، باعث آشنایی بیشتر هنرمندان شرقی با هنر غرب شد. پژوهش حاضر ضمن بررسی جوانب بصری و نظری نگارگری صفوی از دیدگاه رمان «نام من سرخ» بر پایه جامعه شناسی واثنو، تفاوت های بین دو مکتب هرات و تبریز دوم را بررسی نموده و نتایج به دست آمده را با یک قطعه «شکار» صفوی، تطبیق داده است. پاموک از فلسفه حاکم بر نگارگری ایرانی و تفاوت آن با نقاشی غرب آگاهی داشته و در این رمان، وجودِ اختلاف نظر بین دو دیدگاه سنتی و مدرن در کارگاه نقاشی امپراتوری عثمانی را واکاوی کرده است. اینکه اثر مذکور، پیرو کدام یک از مکاتب نگارگری صفوی است و چگونگی ارتباط آن با این مکتب از منظر جامعه شناسی، سؤالاتی است که در این پژوهش به آن ها پاسخ داده می شود. طبق نتایج به دست آمده، این اثر از نظر ترکیب بندی، مربوط به مکتب تبریز دوم می باشد و هنرمند در عین وفاداری به اصول نهادینه شده در مکتب مدنظر، از نوآوری های هم عصر خود بهره برده است. نتایج این مقاله اهمیت ارجاع به ادبیات داستانی در نقد آثار هنری را به خوبی نمایش می دهد.
ماهیت فهم اجتماعی نصوص از دیدگاه شهید صدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فهم اجتماعی نصوص از دیدگاه شهید صدر، نظریه ای فقهی-سیاسی است که ساحت های مختلف زندگی سیاسی-اجتماعی و اقتصادی فرد مسلمان را دربرگرفته است و او به دنبال فهم نصوص شرعی، با تکیه بر ظهورات غیرلفظی است. وی ذهنیت هماهنگ، بر پایه ارتکازات عمومی میان خردمندان از افراد نوع خویش را در فرایند فهم دلیل وارد و پس از فهم لفظی و تعیین دلالت های وضعی و سیاقی نصوص، دریافت اجتماعی را بر آن حاکم ساخته و مفهوم غایی نص را در بستر ارتکاز اجتماعی مشترک موجود، که متناسب با مناسبت حکم و موضوع است، ارائه کرده است. با پذیرفتن این نظریه می توان مراد شارع در حوزه تکالیف فردی و موقعیت خاص راویان را بدون وارد شدن به ورطه قیاس، با استناد به قرینه ارتکاز و فهم اجتماعی، به گستره نظریه ای فقهی سیاسی تبدیل کرد. پژوهش حاضر با کاربست روش تحلیل اسنادی، چارچوب نظری خاص خود را برای تقریر اندیشه فقهی سیاسی شهید صدر معرفی کرده است.
جایگاه دین داری در تغییرات امید اجتماعی شهروندان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸
71 - 103
حوزههای تخصصی:
امید در گفتمان سیاست گذاری کشور، هرچند به عنوان مسئله ای اجتماعی با ابعاد وسیع مطرح نشده، مسئله بخش گسترده ای از مردم و سیاست گذاران کشور بوده و هست. هدف از پژوهش حاضر، مطالعه جامعه شناختی از تفسیر امید اجتماعی در میان شهروندان شهر تهران است. در روش شناسی پژوهش حاضر از راهبرد نظریه زمینه ای بهره برده شده است. برای نیل به این هدف با پنجاه شهروند تهرانی، از روش نمونه گیری هدفمند و نظری استفاده شده است. فرایند انجام مصاحبه ها تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها از طریق نظام کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت و در نهایت مقوله هسته استخراج شد. در فرایند کدگذاری باز، 33 کد محوری، 9 مقوله اصلی و 1 مقوله هسته از نظام کدگذاری داده ها استخراج شد. نتایج این پژوهش روایتگر معنای چندبعدی دین داری در احیای امید است. به نظر می رسد که شهروندان تهرانی با امید به تکیه گاهی نامتناهی، تحمل سختی و مشقت ها را معنادار کرده و برای دین داری در حوزه احیای امید، عاملیتی چندبعدی و مثبت قائل هستند. همچنین دین از طریق ایجاد همبستگی و انسجام به نوعی وجه اجتماعی امید را تقویت کرده، در نهایت به صورت آشکار و پنهان به کاهش آسیب های اجتماعی کمک می کند.
فضای مجازی و قطب بندی سیاسی در ایران، مطالعه موردی: واکنش های کاربران توئیتر فارسی به رویدادهای سیاسی و اجتماعی (سال های 1400- 1401)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۰
241 - 271
حوزههای تخصصی:
توسعه شبکه های اجتماعی برخط (آنلاین) و ظهور جامعه بن سازه ای (پلتفرمی) در دهه های اخیر، تأثیر اجتماعی و سیاسی شگرفی بر روابط میان آدمیان در سرتاسر جهان گذاشته است. در پلتفرم توییتر از جمله در میان کاربران ایرانی آن، مسأله سیاست بسیار پررنگ است. امروزه این پلتفرم به یکی از مهم ترین ابزارهای اطلاع رسانی وارتباطات سیاسی در جهان تبدیل شده به طوری که بسیاری از دیپلمات ها و مقامات عالی سیاسی جهان نیز نظرات خود را در مورد رویدادها و مسائل سیاسی و بین المللی در این پلتفرم ابراز می کنند. از آنجا که علاوه بر محتوای هر نوع رسانه ای، شکل و فضای ارتباطی آن رسانه نیز تأثیرات خاص خود را بر مخاطبان و کاربران دارد، پرسش این است که فضای توییتر چه تأثیری بر بینش سیاسی و روابط میان کاربران ایرانی گذاشته است؟ در این مقاله، با استفاده از کلان داده های توییتری، به این موضوع پرداخته شده؛ و برای پاسخ به سوال پژوهش از دو روش مشاهده مشارکتی و موردکاوی، و برای جمع آوری اطلاعات از روش داده کاوی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که توییتر فارسی باعث ایجاد «اجتماعات همفکر» و «حباب فیلتر» در میان کاربرانش شده و کاربران از ابزارهای موجود در این پلتفرم در جهت اجتناب از چالش های اختلاف نظر استفاده می کنند. مجموعه این عوامل منجر به ایجاد یک «مارپیچ سکوت» و «چرخه دوقطبی» شده است. به عبارت دیگر، فضای توییتر، دوقطبی سیاسی در میان کاربران توییتری را تشدیده کرده است. این وضعیت باعث شده فضای کلی سیاست در جامعه ایران نیز از فعالان سیاسی حاضر در توییتر اثر پذیرد و قطب بندی شود.
فرهنگ سلبریتی گری و نمایش سوگ در رسانه های جدید تحلیل روایت صفحات اینستاگرام بهاره رهنما، نسیم ادبی و رضا صادقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
37 - 76
حوزههای تخصصی:
سلبریتی ها نقش مهمی در بازتولید رویه های زندگی روزمره و مناسک در قاب رسانه های جدید ایفا می کنند. سوگواری آنلاین یکی از ساحت هایی است که آنان در بازآرایی و رسانه ای کردن آن نقش ایفا می کنند. این مطالعه می کوشد با استفاده از تحلیل روایت مضمونی، چگونگی بازتولید سوگ در صفحات اینستاگرامی و ابعاد تجربه سوگواری آنلاین سلبریتی ها را واکاوی کند. به همین منظور، سه سلبریتی سوگوار (بهاره رهنما، نسیم ادبی و رضا صادقی) به صورت غیرتصادفی هدفمند انتخاب و پست های مرتبط با سوگواری آنان اعم از متن، ویدیو، صوت و تصویر تحلیل شدند.تحلیل روایت نشان داد نمایش سوگ در رسانه های اجتماعی، صحنه اجرا را تا فضای زندگی خصوصی سلبریتی ها گسترش داده و مجال بیشتری برای بازتعریف هویت به مثابه فرد سوگوار فراهم کرده است. رهنما و ادبی از این فضا برای خود – برندسازی و صادقی برای برندینگ آثار خود بهره برده اند. همچنین مطالعه نشان داد سه سلبریتی خط روایتی متفاوتی را در پیش گرفته اند اما هر سه نفر به بازتولید مناسک مذهبی یا سنت در فضای آنلاین دست زده اند و از سوگواری برای تقویت پیوندهای اجتماعی خود (با اشخاص مهم و هواداران) استفاده کرده اند.
شناسایی و رتبه بندی عوامل سیاسی و اجتماعی مؤثر بر مشارکت سیاسی زنان افغان با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری (مورد مطالعه: کابل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
163 - 182
حوزههای تخصصی:
در هر جامعه ای به طور متوسط زنان نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند. نیمی از جمعیت فعال را و نیمی از جمعیتی که تأثیر بسزایی در رشد و ارتقا نسل آینده و به تبع آن توسعه ملی یک کشور را می تواند در پی داشته باشد. دراین بین عوامل سیاسی و اجتماعی جزو مهم ترین عواملی هستند که زمینه را برای حضور زنان در مشارکت سیاسی مهیا می کنند و یا موانعی برای حضور آنان می شوند. نقش زنان در مشارکت سیاسی یک جامعه و به ویژه جامعه کنونی افغانستان که نیازمند حضور و مشارکت بیشتر افراد متخصص جامعه و به ویژه آنکه درصد قابل توجهی از آن را زنان تشکیل می دهد.هدف از این مقاله شناسایی و رتبه بندی عوامل مهم سیاسی و اجتماعی مؤثر بر مشارکت سیاسی زنان در افغانستان با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری می باشد. تحقیق حاضر ازجمله تحقیقات توصیفی- میدانی می باشد که با استفاده از توزیع پرسشنامه محقق ساخت به جمع آوری داده ها پرداخته شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شهروندان بالغ شهر کابل می شود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی با فرمول کوکران حجم نمونه 375 نفر برآورد شده اند. داده های به دست آمده با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی با نرم افزار Smart-PLS تحلیل و سپس جهت رتبه بندی از آزمون فریدمن در نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد عوامل سیاسی با ضریب 3.06 مورد تائید و با رتبه 1.27 در رتبه اول قرار دارد و عوامل اجتماعی با ضریب 4.76 مورد تائید و با رتبه 1.28 در رتبه دوم تأثیرگذاری بر مشارکت سیاسی زنان افغان قرار دارند.
نقش میانجی فرهنگ بومی و کنش ارتباطی در تأثیر رویکرد عدالت ترمیمی بر حل اختلافات منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، تعیین تأثیر عدالت ترمیمی بر حل اختلافات منطقه ای است. دراین میان، به نقش اثرگذار متغیرهای کنش ارتباطی و فرهنگ بومی اشاره شده است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، شامل کارکنان انتظامی شهرستان لردگان به تعداد 228 نفر است. حجم نمونه با استفاده از فرمول مدل سازی معادلات ساختاری (SEM)، به تعداد 141 نفر محاسبه گردید که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه با روایی مورد قبول (درنظرگرفتن بار عاملی گویه ها) و پایایی معادل 857/0 بهره برده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل 9 انجام شد. یافته ها حاکی از آن است که در سطح اطمینان 95 %، الگوی ساختاری پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است؛ عدالت ترمیمی هم به صورت مستقیم و هم با نقش میانجی فرهنگ بومی و کنش ارتباطی بر حل اختلاف منطقه ای تأثیر مثبت دارد. در همین راستا، پلیس به عنوان یک دستگاه پیشرو در حفظ امنیت در جامعه لازم است تا نسبت به ارتقای آرامش شهروندان حساسیت بیشتری نشان دهد که این امر مستلزم حل اختلافات و دعاوی از رهگذر توسعه رویکرد عدالت ترمیمی، تلاش در راستای ایجاد تفاهم میان طرفین دعوا و حرکت در مسیر نهادینه سازی فرهنگ بومی است.
مؤلفه های قومی مؤثر در برندسازی ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه در محیط بین المللی «برند ملی» اهرم مورد نیاز دولت هاست تا جایگاه خود را در عرصه جهانی بهبود بخشیده و مستحکم نمایند. رهبرانی که ارزش برند ملی را درک کنند، می توانند از تفاوت ها و تنوع فرهنگی در جهت ایجاد مزیت رقابتی و برتری استفاده کنند. آگاهی از نگرش ها و شناسایی ابعاد مختلفی که بر برند ملی یک کشور تأثیر دارند امری ضروری است؛ از همین رو، پژوهش حاضر جنبه اکتشافی داشته و از روش کیفی بهره برده است. جامعه آماری پژوهش را متخصصین حوزه برندسازی ملی تشکیل داده اند که تعداد این افراد 57 نفر می باشد و الگوی ذهنی این افراد براساس روش پژوهش «کیو» مورد شناسایی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که هشت مؤلفه برای متغیر گروه های قومی و شش مؤلفه برای متغیر برند ملی کشف شده اند که از این میان، بین مؤلفه «فرهنگ قومی» با «تصویر بین المللی» رابطه مثبت و معنادار و «منافع قومی» با «سرمایه های اقتصادی» رابطه منفی و معناداری وجود دارد.