فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۶۱ تا ۴٬۴۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۷
745 - 770
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف دستیابی به مولفه های تمدن سعادتمندانه در آراء فارابی و دستیابی به الگویی معادل سازی شده با عصر حاضر انجام گرفته است. چرا که برای ساخت یک تمدن در شرایط گذار امروز، نیازمند دانش و فرهنگ در بستر نگاه واقع بینانه ی فلسفی هستیم و ساخت تمدنی جایگزین بدون اتکا به سنت ممکن نیست. یافتن الگویی منعطف و پایدار برای تعالی انسان در بستر جامعه ای نیکبخت، آمال نهایی این نگاره است. روش پژوهش بر اساس مطالعه کتابخانه ای آثار و آراء فارابی و سپس تحلیل و الگوسازی آن با توجه به مفاهیم و عناصر امروزیست. در نتیجه پژوهش به این مطلب رسیدیم که فارابی به عنوان فیلسوفی تمدن ساز در طرح مدینه ی فاضله خود، برای تمدن و فرهنگ، معیاری مبتنی بر دیدگاه ساخت گرا، مدل نیازها و دیدگاه اصالت فرد در ضمن جمع ارائه می دهد. این شبکه پایدار ساختاری بر اساس سیستم معرفتی، قانونی و فرهنگی خاص اوست که ضمن مرتفع ساختن کلیه نیازهای افراد، به نیاز اساسی او در جهت نیل به سعادت در پرتو کمال اخلاقی پاسخ بنیادین می دهد به گونه ای که اندیشمندان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می توانند با معیار قرار دادن این الگو، راهبردهای علمی و عملی متناسب با شرایط و ویژگی های هر جامعه ای را طراحی کنند. و در نهایت به این نکته رهنمون شوند که با وجود التقاط و درهم تنیدگی فرهنگی در عصر انتقال با الگوی برگرفته از طرح زنده و پویای مدینه فاضله فارابی در ساخت تمدن سعادتمندانه مبتنی بر غایت بشر، می توان طرح تمدن جایگزین را ایجاد کرد.
مقایسه جنگ عادلانه در اندیشه های سنت آگوستین، مایکل والزر و فقهای شیعه معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث جدی قرن 21م درخصوص شروع جنگ ها توسط دولت ها عادلانه یا ناعادلانه بودن آن است. کما اینکه از بُعد نظری از گذشته های دور در بین اندیشمندان مطرح و تا حال حاضر نیز ادامه داشته است. برای پی بردن به تغییرات ایجاد شده در این اندیشه ها و نیز تفاوت آن در میان آباء کلیسا و فقهای شیعه؛ پژوهش پیش رو به مقایسه جنگ عادلانه در اندیشه های سنت آگوستین، مایکل والزر و فقهای شیعه معاصر پرداخته است. پژوهش حاضر ازنظر ماهیت، نظری – کاربردی و ازلحاظ روش مطالعه، توصیفی – تحلیلی است. روش جمع آوری اطلاعات به اتکاء به دو روش کتابخانه ای و پرسشنامه، انجام گرفته است. برای این منظور دیدگاه های یازده فقیه و مرجع تقلید بر اساس پرسشنامه و آثار مکتوب آنها بررسی گردیده است. نتایج پژوهش نشان داد بین دیدگاه های فقهای شیعه و اندیشه های سنت آگوستین اشتراکات بیشتری به نسبت اندیشه های والزر درخصوص جنگ عادلانه وجود دارد. در عین حال هر سه اندیشه در بُعد اهداف جنگ عادلانه و موضوع کمک به ملت های تحت ستم بیشترین شباهت و درخصوص شروط جنگ عادلانه و دلایل مشروعیت بخش بیشترین اختلاف را با یکدیگر داشتند. همچنین یافته ها نشان دادند درحالی که آگوستین و فقهای شیعه حاکمان و خدا را مقام های تصمیم گیرنده درباره جنگ عادلانه معرفی می نمایند، والزر بر نقش افکار عمومی، مردم و شورای امنیت سازمان ملل به عنوان عناصر تصمیم گیرنده تاکید دارد.
تحلیل نئوفرمالیستی عناصر بصری در آثار نمایشی صداوسیما در ره نوجوانان (مورد مطالعه: سریال وضعیت سفید)
منبع:
مطالعات دینی رسانه سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۷ و ۱۸
122 - 148
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به دنبال تحلیل و بررسی نئوفرمالیستی عناصر بصری سریال وضعیت سفید در بیان آموزه های تربیت دینی نوجوان است.روش شناسی پژوهش: شیوه جمع آوری داده ها در این پژوهش اسنادی – کتابخانه ای است که پس از جمع آوری و مطالعه منابع، اعم از کتاب و فیلم، مطالب کاربردی فیش برداری و دسته بندی شده و مورد استفاده قرار خواهد گرفت. روش تحلیل فیلم در پژوهش حاضر، رویکرد نئوفرمالیستی (نوشکل گرایی) است.یافته ها: در دو بخش عناصر زیبایی شناسی روایی و عناصر سبکی به بررسی سریال وضعیت سفید پرداخته شده است. در این تحقیق، استفاده از عناصر روایی همچون روایت، درونمایه و شخصیت پردازی و عناصر سبکی مانند صحنه پردازی، طراحی لباس و گریم، نورپردازی، تصویربرداری، تدوین، رابطه میان نماها و چگونگی استفاده از آن توصیف و تحلیل شده است. استفاده از این عناصر در خدمت بیان مفهوم محوری فیلم یعنی آرامش بوده است. این مفهوم همگام با سیر تکامل روحی شخصیت فیلم تا انتهای فیلم به وسیله عناصر شکلی و روایی دنبال می شود. همچنین چگونگی استفاده از این عناصر با شیوه ها و عناصر تربیتی دینی تناسب دارد.بحث و نتیجه گیری: در پایان، می توان موفقیت سریال وضعیت سفید را نتیجه نگاه دقیق، خلاقانه و هنرمندانه کارگردان اثر و بهره گیری درست و به جا از محتوا و درون مایه در عناصر فرمی و توجه به رابطه دو سویه میان فرم و محتوا در جهت تاثیر بر مخاطب و انتقال حس نوستالوژی دانست.
بررسی جامعه شناختیِ عوامل مؤثّر بر مشارکت اجتماعی (مورد مطالعه: شهرستان های جوانرود و روانسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
203 - 219
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثّر بر مشارکت اجتماعی در شهرستان های جوانرود و روانسر انجام شده است. در این پژوهش می خواهیم بدانیم میزان مشارکت اجتماعی شهروندان شهرستان های جوانرود و روانسر در چه وضعیتی می باشد؟ و عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی را مورد بررسی و آزمون قرار دهیم تا مشخص شود که چه عواملی برکاهش مشارکت اجتماعی تأثر گذاشته اند؟ چهارچوب نظری تحقیق از آرا صاحب نظران مکتب نوسازی قدیم مانند لرنر و راجرز و ... گرفته شده است. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار تحقیق پرسشنامه بوده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه شهروندان بالای 18 سال ساکن در شهرستان های جوانرود و روانسر بوده است. حجم نمونه 384 نفر بوده که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. یافته های پژوهش حاکی از میزان مشارکت اجتماعی متوسّط در شهرستان های جوانرود و روانسر است و رابطه معنی داری بین متغیّرهای مستقل (تقدیرگرایی، تحصیلات، سن و جنسیّت) با متغیّر وابسته (مشارکت اجتماعی) وجود دارد. بین متغیّر طبقه اجتماعی با مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که مقدار ضریب همبستگی چندگانه 393/0 می باشد و متغیّرهای مستقل، 6/14 درصد از تغییرات متغیّر وابسته را تبیین می کنند و از بین عوامل مؤثّر بر مشارکت اجتماعی، فقط متغیّرهای سن و تقدیرگرایی به ترتیب تأثیر گذار بوده اند. نتایج نشان داد که تقدیرگرایی محرّک مشارکت اجتماعی می باشد.
اثربخشی خودِ رستگاربخش بر سلامت روان در افراد ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۱
135 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی این موضوع بود که اولاً بزرگسالان ایرانی خود رستگاری بخش را تجربه می کنند به عبارت دیگر روایات زندگی خود را به صورت رستگاری بخش بیان می نمایند. ثانیاً رابطه بین خود رستگاری بخش و مولد بودن و در نتیجه سلامت روان در جامعه ایران مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه روایتی، 57 بزرگسال ایرانی در دامنه سنی 22-65 سال به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پس از تکمیل فرم رضایت نامه برای شرکت در پژوهش، از آنها خواسته شد پرسشنامه داستان زندگی مک آدامز و مقیاس مولد بودن لویالا را تکمیل کنند. پاسخ های افراد به سؤالات پرسشنامه داستان زندگی با استفاده از روش کدگذاری مک آدامز و داده های پرسشنامه مولد بودن با استفاده از مقیاس لیکرت نمره گذاری و با روش همبستگی پیرسون تحلیل شدند. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که در جمعیت بزرگسال ایرانی، بین نمرات خودرستگاری بخش و مولد بودن رابطه معنی دار وجود دارد. (0/05>P) جمعیت بزرگسال ایرانی عمدتاً داستان های خود را در تم خودرستگاری بخش تعریف نکردند، همچنین آنها در آزمون مولد بودن نیز نمرات کمی را کسب کردند.
مهاجرت و مسئله ذره ای شدن، مطالعه ای کیفی در میان زنان مهاجر شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله پیوندیابی در بین مهاجران، همیشه مهم بوده است. سازگاری مهاجران در جامعه میزبان، منوط به کیفیت پیوندیابی آنهاست؛ اما مهاجرانی که وارد مقصد می شوند، تا حد زیادی به جای پیوند با جامعه میزبان، به سمت ذره ای شدن (اتمیزه شدن) گرایش می یابند و معمولاً در حواشی اسیر می شوند. پژوهش حاضر به دنبال واکاوی چگونگی فرآیند ذره ای شدن زنان مهاجر بوده است. روش پژوهش، کیفی و از نظریه زمینه ای بهره گرفته شده است. مشارکت کنندگان، 21 نفر از زنان مهاجر به شهر یزد از استان های مختلف کشور بوده اند که به صورت هدفمند و به شیوه نمونه گیری نظری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها به شیوه کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شده است. نتایج نشان داد آغاز فرآیند ذره ای شدن زنان مهاجر، خودخواسته و در راستای واماندگی آنان در زادگاه، در ابعاد مختلف از جمله رنج های فزاینده پایدار، زیست بحرانی در زادگاه و گسست اعتماد بر اثر شرایط بی ثبات کننده مبدأ رخ می دهد. آنان در فرآیند شرایط سخت یاد شده به نوعی واگرایی از مبدأ می رسند و برای بازسازی دوباره زندگی و شخصی سازی آن در جهت آرامش و بهره وری بیشتر، به بازتعریف شبکه اجتماعی خود در پیوند با مقصد دست می زنند. از سوی دیگر، زنان مهاجر با ورود به مقصد و مواجهه با عواملی چون ناپذیرش گری فرهنگی شهر جدید، چرخه ناتوانی اقتصادی و سبک زندگی انزواطلب شهری، ناخواسته مجبور می شوند ارتباطات خود را سود محور کنند. نتیجه روند طی شده، خلاصه شدن روابط آنان در دایره ای از روابط اجتماعی تعریف شده، سودمند و مطمئن است که بر حسب شرایط سیال وار تجدید، بسط یا تحدید می شود.
تبیین اجتماع پذیری و جذب مخاطب در فرآیند طراحی داخلی غرفه های نمایشگاهی با تحلیل مولفه های ادراک مکان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فضای نمایشگاهی به عنوان بخشی از فضاهای عمومی، افراد را در درون سازمان های فضایی گوناگون به صورت اختیاری و برای انجام فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و غیره گرد هم می آورند. چگونگی بهره گیری از دانش معماری در تبیین ساختار کالبدی با هدف ایجاد تعاملات اجتماعی و نمود اجتماع پذیری از موارد مهم و مشترک در حوزه بین رشته ای جامعه شناختی، روانشناسی محیط و علوم رفتاری است که در ارتباط با برنامه ریزی فضاست. این تحقیق بر آن است تا نقش معماری داخلی و ادراک فضای نمایشگاهی را بر نحوه اجتماع پذیری مورد تحلیل قرار دهد و در نهایت به ارایه الگویی بهینه دست یابد. نحوه ادراک فضاهای کالبدی به مثابه متغیری مستقل بر کیفیت اجتماع پذیری (جذب مخاطب) مؤثر واقع می شود. تحلیل محیط کالبدی غرفه های نمایشگاهی به عنوان واحد مطالعه در مفهوم مکانی جمعی- رفتاری، سامانه ای جمعی- فضایی را تشکیل می دهد که عامل های اصلی با روش کیفی و کمّی جهت تبیین نتایج، مورد مطالعه قرار گرفته اند. بعد از غربال فاکتورهای اثرگذار تحلیل محتوای متون توسط پیمایشِ دلفی، ارزیابی کمّی با توجه به حرکت تعاملی کاربر در فضا توسط شبیه سازی و محاسبات با نرم افزار Mic Mac انجام گرفته و نتایج حاصله در Scenario Wizard برای سناریوی بهینه مورد سنجش قرار گرفته که موارد مهم با تأکید بر عوامل کالبدی و بصری، عوامل: شکل، ابعاد، رنگ، نور، حرکت، خوانایی و نفوذپذیری است: بیانگر شکل های منتظم در فرم کلی غرفه ها با تأکید بر نورپردازی مصنوعی، ابعاد در مقیاس داخلی با میانگین 60 تا 100 مترمربع، راهروهایی به صورت شطرنجی در حداقل عرض 8 متر با نور ملایم.
بازنمون مطالعات حوزه آینده پژوهی در نشریات علمی ایران از سال 1387 تا 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
1 - 30
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر در نظر دارد با مطالعه و مقایسه موضوعات مورد بررسی در تولیدات علمی فرارشته آینده پژوهی (در مفهوم عام آن)، اشتراک و افتراق زیرحوزه های 18 گانه مرتبط با هر یک از شش مفهوم آینده پژوهی، آینده نگاری، آینده شناسی، آینده اندیشی، آینده گرایی و آینده کاوی را نشان دهد.روش:این پژوهش از حیث روش، توصیفی-اکتشافی است که ب ا بهره گیری از فنون علم سنجی انجام شده و بر پای ه رویک رد کیفی در پی گردآوری داده ها به منظور مفهوم سازی و ارائه تحلیل های تجویزی است. مبنای تجزیه و تحلیل ها نیز مقالات علمی پژوهشی و علمی ترویجی نمایه شده در پایگاه نشریات علمی ایران (مگیران) است. شیوه های گردآوری اطلاعات و روش تجزیه و تحلیل، بررسی کتابخانه ای علمی و تخصصی است. تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار Excel انجام پذیرفت. یافته ها:یافته ها گویای این است که بیشترین فراوانی مقالات در حوزه مطالعات آینده به ترتیب به حوزه شهری و منطقه ای 205 مقاله، دینی و مذهبی 128 مقاله و دفاعی و نظامی 102 مقاله است. ضمناً بالاترین میزان رشد مقالات حوزه های مورد مطالع ه در سال 1400 است. نتیجه گیری:نتایج این پژوهش در راستای مقایسه فراوانی مق الات علم ی منت شر شده در شش مفهوم م ورد مطالع ه مرتبط با آینده در دوره پانزده ساله 1387 تا 1401 است که نتایج تجزیه و تحلیل ها گویای این است که بیشترین فراوانی مقالات به ترتیب به مفهوم آینده پژوهی با 822 و آینده نگاری با 279 عنوان پژوهش اختصاص دارد. ضمن اینکه بالاترین رشد مقالات در این پانزده سال برای مفهوم آینده پژوهی می باشد.
The Academic Failure Model of the Senior Students of Mazandaran Province based on the Socio-Economic Position and Family Social Capital with the Mediation of Family Chaos(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Today, the issue of academic failure is one of the most important and scrutinized factors in educational systems and examining the effective factors on it can help in better understanding this phenomenon and providing solutions to its reduce. Therefore, the current research was conducted with the aim of modeling the academic failure of senior students based on the socio-economic position and family social capital with the mediation of family chaos. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was quantitative from type of correlational. The population of the present research was the senior students of Mazandaran province, which 170 people of them were selected as a sample by cluster sampling method. The research tool was a researcher-made questionnaire of effective social factors on academic failure, which had four components of academic failure, socio-economic position, family social capital and family chaos. The face validity of the questionnaire was confirmed by education specialists and experts and its reliability was obtained with Cronbach's alpha method above 0.70. The data were analyzed with tests of regression and structural equation modeling from type of path analysis in SPSS and LISREL software. Findings: The findings showed that all three variables of socio-economic position, family social capital and family chaos separately had a significant correlation with the academic failure of senior students and were able to predict the 31.0%, 20.2% and 22.9% of the changes of their academic failure, respectively. Also, all the three mentioned variables together could predict 51.6% of the changes of academic failure of senior students. In addition, the academic failure model of senior students based on the socio-economic position and family social capital with the mediation of family chaos had a good fit, and in this model, the variables of socio-economic position and family social capital on family chaos and academic failure and the variable of family chaos on academic failure had a direct and significant effect and the variables of socio-economic position and family social capital with the mediation of family chaos had an indirect and significant effect on academic failure (P<0.001). Conclusion: According to the results of this study, in order to reduce the academic failure of senior students can provide the basis for improving the socio-economic position, increasing the family social capital and reducing the family chaos.
فرصت ها و آسیب های آموزش مجازی برای دانش آموزان در دوران اپیدمی کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
395 - 414
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: حدود چهار سال از همه گیری ویروس کرونا می گذرد. در پی شیوع این بیماری مهلک در ایران و به دنبال آن تعطیلی مراکز آموزشی، شیوه آموزش در کشور با استفاده از فضای مجازی، دگرگون شد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل فرصت ها و تهدیدهای آموزشی-تربیتی «آموزش و پرورش» در فضای مجازی در دوران کرونا به انجام رسیده است. روش و داده ها: روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و براساس نظریّه زمینه ای است که از مصاحبه نیمه ساختاریافته، به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. جامعه هدف تحقیق شامل دو مدرسه مقطع متوسطه اوّل شهرستان قدس استان تهران است. گردآوری اطّلاعات از نمونه های تحقیق به صورت نمونه گیری غیراحتمالی (هدفمند) تا جایی ادامه پیدا نمود که اشباع نظری محقّق شد. یافته ها: می توان از «نبود زیرساخت های مجازی برای تقویت آموزش مجازی»، «کمبود نظارت بر دانش آموز در کلاس مجازی»، «نابرابری بین دانش آموزان»، «افت تحصیلی»، «فقدان احساس امنیّت روانی»، «ازبین رفتن انگیزه» و «رواج احساس افسردگی و اجتماع گریزی» به عنوان آسیب ها و در مقابل از «افزایش سواد رسانه ای»، «آشنایی فرهنگی در سطح جهانی» و « استفاده گسترده آموزش مجازی برای نهاد آموزش و پرورش» به عنوان فرصت های آموزش مجازی یاد کرد. بحث و نتیجه گیری: بر پایه نتایج، عوامل فردی، خانوادگی، نهاد آموزش و پرورش و ساختارهای موجود به صورت مشترک بر تجربه زیسته دانش آموزان از تحصیل در فضای مجازی تأثیرگذار بودند و فضای مجازی 7 نوع آسیب و 3 نوع فرصت آموزشی-تربیتی را در مدّت مجازی شدن آموزش در پی داشته است؛ هرچند همه گیری کرونا از یک طرف باعث افزایش مهارت و تجربه آموزشی کلیّه ذی نفعان شده، امّا از طرفی دیگر آسیب های جسمانی، روانی، افت تحصیلی و فرسودگی شغلی را به بار آورده است. توصیه سیاستی پژوهش، شناخت نقاط قوت آموزش مجازی و کاهش نقاط ضعف آن در جهت تقویت عدالت آموزشی در کشور است. پیام اصلی: با پیش بینی الزامات و نیازها، برنامه ریزی و سیاست گذاری و بازنگری جدّی در منابع انسانی، مالی و پشتیبانی می توان آموزش مجازی را توسعه داد و در آینده به عنوان مکمّل آموزش حضوری به نحو احسن از آن بهره جست. لازم است مدارس و معلمان در زمینه آموزش مجازی آمادگی لازم را داشته باشند چراکه وقتی این بستر فراهم شده و تجربه نیز شده است می تواند زمان و مکان را حذف کند و در زمینه عدالت آموزشی نیز موثر باشد. در آموزش مجازی به راحتی می تواند آموزش های معلم خبره ضبط شود و دانش آموزان کشور به صورت مکرر می توانند آن را ببینتد و از این فرصت استفاده کنند.
نقش واسطه های کنترلی در نگاشت طرح وارۀ بدن بازیکن در بازی های ویدئویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۹ تابستان ۱۴۰۲شماره ۳۴
157 - 129
حوزههای تخصصی:
بازی های ویدئویی از پرمخاطب ترین انواع هنر های نورسانه ای به شمار می آیند که به دلیل تعاملی بودن و حضور واسطه های کنترلی، که میان بازی و بازیکن اتصال برقرار می کنند، از اهمیت بسزایی برخوردار هستند. طرح این پرسش که چگونه کنترل گرها در بازی های ویدئویی، طرح واره بدنی بازیکن را در جهان بازی ویدئویی نگاشت می کنند، هدف اصلی این پژوهش بود. روش پژوهش مورد کاوی بوده و گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای انجام شد و شامل اسناد ویدئوئی و مشاهده بوده است. برای تحلیل داده ها از روش «تبیین ساختارها» استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بازیکن با استفاده از کنترل گرهای مبتنی بر حرکت، کنش بیشتری داشت و کنترل گر نگاشت متجانسی از طرح واره بدن برجهان بازی انجام می داد. اما نتایج بیانگر این مسئله بودند که به دلیل انقطاع مادی میان دو جهان مجازی و فیزیکی و مشکلاتی نظیر عدم تولید نیروی بازخوردی و مسائل ناشی از عملکرد هوش مصنوعی، شاکله بدن با فقدان دریافت اطلاعات صحیح در کارکرد خود مواجه شد و بازیکن نمی توانست حسی واقعی و متناسب با عمل خود را تجربه کند.
پنجره های تعاملی و قطعه های کوچک صمیمیت: مطالعه ی کیفی روابط و تعاملات غیررسمی جوانان در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۰
337 - 360
حوزههای تخصصی:
یکی از بسترهای زمینه ساز شکل گیری و تقویت اعتماد متقابل بین مردم، روابط اجتماعی است. در صورتی که روابط غیررسمی، بر پایه ی نوعی تعاملات عمیق عاطفی و دور از منفعت طلبی های فردی باشد، نه تنها تلطیف گر فضای اجتماع است بلکه شرایط ارتقای اعتماد اجتماعی را تسهیل می کند. پژوهش حاضر به بررسی نوع روابط و تعاملات، نحوه ی تداوم و کیفیت آن در روابط غیررسمی در بین مصاحبه شوندگان پرداخته است. در این راستا، مصاحبه-هایی عمیق با استفاده از روش کیفی و بر اساس رویکرد تفسیری انجام گرفت. در طراحی روش شناسی نیز، نظریه زمینه ای استفاده شد که با رویکرد عینی گرایی اشتراوس و کوربین، روایت ها تحلیل شد. جامعه ی هدف پژوهش، جوانان شهر یزد بودند که 20 نفر از آنان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و از طریق مصاحبه، اطلاعات مورد نیاز استخراج شد. «قطعه های کوچک صمیمیت در روابط» عنوان پدیده ای است که بازنمای روابط و معاشرت های صورت گرفته در بین مصاحبه شوندگان بوده است. این اصطلاح بازگو کننده ی فقدان وسعت و ژرفای روابط و عمق صمیمیت در آن می باشد. به عبارت دیگر، بازگو کننده ی رابطه هایی خرد شده و بسط نیافته با خانواده، دوستان و آشنایان بوده است که علی رغم ارتباط با هر کدام از گروه ها، روابط منفک و جدا بوده و ارتباط زنجیره ای شکل نیافته است. ضمن آن که صمیمیت در ابعاد کوچک، فاقد وسعت قلمرو و ژرفای عاطفی بوده و عمق این ارتباط با دوستان چندان تعریف نشده و معاشرت با دوستان و آشنایان در یک خلأ صمیمیت با مراوده های سطحی، به مراتب ضعیف تر و کمرنگ تر از ارتباطات خانوادگی دیده شده است.
تمایل به ازدواج مجدد در بین سالمندان بیوه شهرستان فریدونشهر و عوامل مرتبط با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
183 - 217
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تمایل به ازدواج مجدد در بین سالمندان بیوه شهرستان فریدونشهر و عوامل مرتبط با آن انجام شده است. روش پژوهش، پیمایشی از نوع تحلیلی- مقطعی است. جامعه آماری کلیه سالمندان بیوه شهرستان فریدون شهر به تعداد 1254 نفر و حجم نمونه با کمک جدول مورگان، 264 نفر برآورد شده است. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته با استفاده از روش نمونه گیری سهمیه ای، و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Spss نسخه 26 استفاده شد. ارزیابی فرضیه ها حاکی از آن است که بین متغیرهای مشکلات روحی، مشکلات جنسی، تعلق خاطر به فرزندان، حمایت شبکه ای و بازدارنده های هنجاری با متغیر وابسته همبستگی معنی دار است. متغیرهای مشکلات ظاهری و مشکلات جسمی در بین کل نمونه با متغیر وابسته همبستگی معنی دار داشتند که این نتیجه، با تفکیک جنسی حاصل نشد. همچنین تمایل به ازدواج مجدد بر حسب متغیرهای شغل و سطح سواد پاسخگویان متفاوت بوده است. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان می دهد متغیرهای مشکلات ظاهری، روحی، جنسی، حمایت شبکه ای و بازدارنده های هنجاری بیش از 55 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نموده اند که بر این اساس مدل پژوهش حاضر از قدرت تبیین و پیش بینی خوبی برخوردار است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که تمایل به ازدواج مجدد در بین مردان سالمند شهرستان فریدون شهر بیشتر از زنان بوده و موضوع ازدواج مجدد سالمندان می بایست به عنوان اولویت نهادها و سازمان های مسئول قرار گیرد.
تبیین جامعه شناختی سیاست گذاری های ﺗﻮﺳﻌﻪای دولت در بخش مسکن اقشار آسیب پذیر جامعه شهری و روستایی استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین جامعه شناختی سیاست گذاری های توسعه ای دولت در بخش مسکن اقشار آسیب پذیر جامعه شهری و روستایی در استان اردبیل است. پژوهش از نوع پژوهش های کیفی و از نوع نظریه میدانی است. جامعه مورد مطالعه شامل مدیران، کارشناسان و صاحب نظران حوزه مسکن در استان اردبیل است که به صورت نمونه گیری هدفمند صورت گرفته است. تحلیل اطلاعات، در سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) با استفاده از نرم افزار (مکس کیو دی ای) انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که شرایط علی تحقیق سیاست گذاری های موفق در حوزه مسکن اجتماعی شامل مدیریت مقرون به صرفگی، مکان یابی با محوریت برابری اجتماعی و بهره مندی عمومی، بهسازی شهری همراه با جلب مشارکت مدنی، سازگاری با شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اقلیمی منطقه، رعایت استانداردهای علمی مقوله محوری شامل ایجاد هماهنگی با برنامه های توسعه شهری و روستایی، توجه به فرهنگ اقلیم و اقتصاد مناطق، مخاطب شناسی، توجه به مسائل فرهنگی، اعتمادسازی قبل از اجرا، بستر و زمینه شامل مدیریت بهینه اراضی و تأکید بر بهره وری، انبوه سازی، ارتقای فنی، ایجاد حس تعلق به مکان هست. شرایط مداخله گر شامل ساخت خودیار و تدریجی، حمایت از تعاونی مسکن، سیستم تضمین کیفیت و ایجاد اطمینان است. راهبردها شامل کنترل شکاف عرضه و تقاضا، توجه به نمادهای فرهنگی و نشانه های اجتماعی، توجه به نمادهای فرهنگی و نشانه های اجتماعی، توجه به فرهنگ اقلیم و اقتصاد مناطق، کنترل قیمت اجاره و پیامدها شامل تعادل بازار، کاهش استهلاک، ارتقای شاخص های بهسازی مسکن روستایی، ایجاد حس تعلق به مکان با سبک های معماری نوین، واگذاری امور به مردم در اجرای طرح است.
شناسایی و استخراج ویژگی های پلیس چند فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی و استخراج ویژگی های پلیس چندفرهنگی، و رویکرد پژوهش، کیفی و روش پژوهش، مرور نظام مند بود. کلیه منابعی که در بازه زمانی 2000 تا 2023 به موضوع ویژگی ها و ماهیت پلیس چندفرهنگی پرداخته بودند، جامعه آماری پژوهش حاضر را تشکیل دادند. نمونه آماری، کلیه منابع دردسترس پژوهشگر بود که در بازه زمانی 2000 تا 2023 به موضوع ویژگی ها و ماهیت پلیس چندفرهنگی اختصاص داشتند. ابزار پژوهش، چک لیست محقق ساخته بود. کلیدواژه هایی همچون «multicultural ’چندفرهنگی‘» در پایگاه های اطلاعاتی خارجی، همانند Elsevier, Eric Science direct, PubMed و کلیدواژه های فارسی مشابه، در پایگاه های داخلی، مانند ایران داک، سید، نورمگز و مگ ایران با استفاده از موتورهای جستجوی یاهو و گوگل در بازه زمانی مذکور منایع مربوط به موضوع پژوهش مورد جستجو قرار گرفتند. پس از بررسی با استفاده از معیارهای ورود، از بین 59 منبع یافت شده، تعداد 18 مقاله متناسب با اهداف پژوهش انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش توصیفی–تحلیلی و برای تعیین اعتبار آن ها، از ممیزی بیرونی استفاده شد. براساس نتایج پژوهش، تعداد 30 ویژگی برای پلیس چندفرهنگی وجود دارد که برخورداری پلیس از ویژگی های شناسایی شده، زمینه برخورد آن ها با مسائل محیط های چندفرهنگی را فراهم می کند.
نقش روابط عمومی ها در جریان سازی و پیشبرد تحولات سازمانی
حوزههای تخصصی:
تحول سازمانی همانا بازآفرینی یک سازمان و یا کسب وکار در مدارهای جدید، استراتژی های نو، ساماندهی به اکوسیستم جدید و پوست اندازی سازمان و شکل دهی به تار و پود و ساختار جدید است. تحول سازمانی موفق علاوه بر آمادگی تحول نیازمند مدیریت سخت افزاری و نرم افزاری در فرآیند تحول است. فصل مشترک تحولات سازمانی و کسب وکار جدید ایجاد، توسعه و نهادینه سازی ارزش های مشترک و هنجارهای جدید در بین کارکنان و ذینفعان است. نظام ارتباطات سازمان و روابط عمومی ها رسالت انتقال پیام تحول را بر عهده دارند. در مقاله حاضر ضمن گونه شناسی نقش روابط عمومی ها در جریان سازی و پیشبرد تحولات سازمانی مشتمل بر نقش های پرچمداری و عاملیت، نقش زمینه ساز، حمایت گر و مداخله کننده و همچنین استراتژی های پیشبرد جریان تحول و راهکارهای تحقق از منظر علم ارتباطات بحث شده است. رسالت روابط عمومی در شبکه سازی اجتماعی، هدایت و مدیریت شبکه های ذینفعان با ساختن پل های عریض ارتباطی در عین توجه به شبکه های آتش بازی و خلق تصویرسازی مثبت از رخداد تحول، تثبیت و نهادینه سازی تحولات سازمانی است.
نقش روابط عمومی در ابژه علم
منبع:
جامعه شناسی ارتباطات سال ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۳
76-61
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهمی که در برساخت گرایی مطرح شده است ابژه علم است. اینکه به واقع چرا بعضی فرضیه پردازان و دانشمندان در ساحت علم می درخشند و دیدگاه هایشان مطرح می شود و بعضی دیگر هر گز از چهارچوب دانشگاه و کتابخانه خارج نمی شوند. در این مقاله با روش تحقیق ثانویه و مطالعه مروری دیدگاه ها و آثار اندیشمندان حوزه علوم اجتماعی و روابط عمومی و رسانه خصوصاً در بررسی دیدگاه های روابط عمومی مدرن در برساخت گرایی ابژه علم و مرور رویدادهای تاریخی به مساله پرداخته شده است.آنچه که مسلم است اعتبار علمی یک دانشمند در کنار نیازهای جامعه و دیدگاههای متناسب با این نیازها در جهت پاسخگویی و حل مسایل عمومی مردم بر اساس مقتضیات و شرایط روز جامعه و خواست حاکمیت نقشی اساسی در اثربخشی روابط عمومی و رسانه در برندسازی شخصی یک دانشمند و ابزه دیدگاه هایش ایفا می نماید
تحلیل کیفی و ارزیابی اثرگذاری مشوق ها و تسهیلات اقتصادی قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۹ پاییز و زسمتان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
129 - 150
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با ترکیب رویکرد برساخت گرایی و مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین، به تحلیل و ارزیابی کیفی اثرگذاری مشوق ها و تسهیلات اقتصادی قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت پرداخته است. داده ها از طریق مصاحبه عمیق با 57 نفر شامل متخصصان جمعیت شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، سیاستگذاری اجتماعی، مدیران اجرایی و طراحان قانون گردآوری شدند. نتایج نشان داد، مهم ترین موانع تحقق اهداف قانون، چالش های ساختاری-اقتصادی مانند تورم و ناامنی اقتصادی، عدم کفایت و کارایی مشوق ها و ناسازگاری های ساختاری-نهادی است. تضعیف اعتماد نهادی، تغییرات اجتماعی-فرهنگی و لَختیِ (مقاومت) نهادی نیز از جمله موانع زمینه ای و مداخله گرند. تحلیل ها نشان می دهد، مشوق های اقتصادی تنها در بهبود نسبیِ الگوی باروریِ اقشار کم درآمد و با هدف دریافت مزایای فرزند سوم و چهارم مؤثر بوده و گروه های کلیدی همچون زوج های جوان، شاغلان بخش غیررسمی، مجردین در آستانه ازدواج، زنان خانه دار و طبقات متوسط شهری از حمایت کافی برخوردار نشده اند. از این رو، اصلاحات ساختاری برای بازسازی اعتماد نهادی، بهبود امنیت اقتصادی، اصلاح هدف گذاری و اولویت بندی، ارزیابی و اصلاح مستمر قانون، هماهنگیِ نهادی و گذار از مشوق های صرفاً مالی به سیاست های توانمندساز پیشنهاد می شود. همچنین، اجماع نخبگانی بر نهادینه شدن سیاست های امیدآفرین در چارچوب نهادهای خانواده محور تأکید دارد که توأمان کیفیت و کمیت جمعیت را هدف گذاری کنند.
تحلیل زیملی برساخت هنر تعاملی در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه های معاصر نظیر اینترنت، امکاناتی مانند تعامل، مشارکت و حضور همزمان در مکان های متفاوت را برای هنر جدید ایجاد کرده اند که می توان آنها را به عنوان نمونه کوچکی از جامعه مورد تحلیل جامعه شناختی قرار داد. در این پژوهش، دو نمونه هنر تعاملی متکی بر اینترنت، با نظریه جامعه شناختی صوری زیمل و روش تحلیل کیفی، بررسی شده اند. هدف پژوهش بررسی چگونگی انطباق فضای تعاملی برساخته شده در فضای مجازی از طریق رسانه های تکنولوژیک با انگاره های جامعه واقعی است. ضمن توصیف فرایند در دو اثر "ترافیک احساسی" و "01"، نمونه ها بر اساس مفاهیم زیمل شامل فاصله، غریبه، سرگردان، بیان خود، حفظ مفهوم خود و نیز تاثیر افزایش تعداد مشارکت کنندگان در تعامل تحلیل شده اند. سپس وجوه اشتراک و افتراق آنها استخراج شده است. نتایج نشان می دهد که اینترنت می تواند به بهتر نشان دادن مفهوم فاصله و عدم تطابق آن با نزدیکی و حضور کمک کند. با استفاده از امکانات تکنولوژیک مفهوم "غریبه" زیمل با درجاتی کمتر از غریبگی به مفهوم "سرگردان" نزدیک می شود. با توجه به کنترل هنرمند، حضور مجازی باعث نزدیک شدن به مفهوم "غریبه" زیمل می شود اما حضور فیزیکی در محل اجرای اثر با توجه به آزادیِ انتخاب ماندن در سرزمین به مفهوم "سرگردان" نزدیک می شود. مطابق با نظریه زیمل افزایش تعاملات از تعامل دوتایی به سه تایی و بیشتر باعث پیچیدگی آن و تاثیرگذاری بر کیفیت تعامل می گردد.
مبانی دلالی و شاخصه های روشی و آثاری گرایش اجتماعی تفسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۳ زمستان ۱۴۰۲شماره ۴ (پیاپی ۱۲)
34 - 67
حوزههای تخصصی:
از تحوّلات بسیار مهم تفسیر قرآن کریم در دوره معاصر، پیدایش گرایشی جدید به نام تفسیر اجتماعی است. هدف این گرایش خروج قرآن کریم از انزوا و تبدیل آن به منبعی پویا برای رفع شبهات وارد بر دین در عرصه های جدید زندگی اجتماعی، پاسخ گویی به نیازهای جدید زندگی اجتماعی و درمانی برای دردهای متأثر از جلوه های جدید زندگی اجتماعی است. بروز این گرایش تفسیری با مواجهه جوامع اسلامی و تمدن غرب و چاره جویی برای درمان انحطاط جوامع اسلامی از سوی مصلحان به وسیله بازگشت به قرآن کریم نمود پیدا کرد. برای این گرایش تفسیری مبانی و شاخصه هایی شمرده شده است. تعدادی از شاخصه های ذکرشده خالی از اشکال نبوده و نمی توان آن ها را از شاخصه های این گرایش تفسیری محسوب کرد. برخی از عناوین شاخصه ها دقیق نیستند و برخی از شاخصه ها در گرایش های تفسیری دیگر نیز مشاهده می شوند. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی است درصدد است تا به نقد و بررسی مبانی دلالی و ویژگی های روشی و آثاری این گرایش تفسیری بپردازد و با معرفی بیشتر این گرایش زمینه را برای بهره مندی بیشتر از آن فراهم آورد.