فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۸۶۱ تا ۲٬۸۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
علوم خبری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
133 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق ضمن آسیب شناسی فرایند اطلاع رسانی در ایام کرونا در ایران با هدف طراحی راهکارهای مقابله با اخبار جعلی در فضای رسانه ای ایران (مطالعه موردی: اینفودمی کووید19) انجام شده است. روش: این پژوهش یک پژوهش کیفی اس ت که با اس تفاده از تحلیل مضمون 15 مصاحبه با صاحب نظران ارتباطات اجتماعی و فعالان رسانه ای به شناس ایی راهکارهای مقابله با اینفودمی کووید19 در ایران پرداخته و شبکه مضامین را برای آن ارائه داده و ابعاد و مولفه های هر مضمون را مشخص کرده است.یافته ها: مضامین اصلی شناسایی شده از تحلیل متن مصاحبه های انجام شده عبارت اند از: «روزنامه نگاری کنش گر»، «روابط عمومی پیشگیرانه»، «سیاست زدایی از پدیده های علمی»، «اقدامات حقوقی- قضایی» و «بازسازی اعتماد ملی». برای «روزنامه نگاری کنش گر» باید این موارد را که به عنوان مضامین سازمان دهنده شناسایی شده اند در دستور کار قرار داد: مطالبه گری روزنامه نگاری علم، تشکیل میز فکت چکینگ، استفاده از هوش مصنوعی، مهارت برخورد غیر انفعالی با شایعات، کیفی گرایی رسانه ها به جای کمی گرایی، همگرایی رسانه ای و ارتقای مهارت های شناختی مخاطبان. برای تحقق «بازسازی اعتماد ملی» باید به این موارد توجه کرد: تقویت روزنامه نگاری مستقل، اقدام حداکثری و اعلام حداقلی و تحول در شیوه حکمرانی.نتیجه گیری: توسعه و تقویت جریان تحزب در کشور و رقابت احزاب واقعی، بستری را برای مقابله با اخبار جعلی و نادرست فراهم می کند. منابع و مراجع خبری اگر هویت سیاسی و حزبی مشخصی داشته باشند، به خاطر حفظ اعتبار و جایگاه تشکل خود در جهت تولید و توزیع اطلاعات درست و صحیح گام برمی دازند. در موقعیتی که افراد به هیچ صنف و گروه و حزبی وابسته نیستند، نگرانی بابت تکذیب ادعاها و گفته های خود ندارند و به راحتی محتواهای جعلی را ساخته و منتشر می کنند. به عبارت دیگر وابستگی به صنف و گروه و حزب، هزینه های دروغ پردازی را افزایش می دهد. نهادهای دولتی و خصوصی که مسئولیتی درباره بیماری کووید19 و تبعات آن دارند باید با بهره گیری از مدل «روابط عمومی پیشگیرانه» اطلاع رسانی خود را انجام دهند. یکی از چالش ها و دغدغه های اصلی بیشتر شرکت کنندگان، مواجهه سیاسی در کشور ایران با پدیده های علمی است. «سیاست زدایی از پدیده های علمی» پیشنهادی است که در بحرانی با موضوع ارتباطات سلامت ضروری به نظر می رسد. سکوت رسانه ای یا دلیل تراشی برای یک ادعای اشتباه که در نتیجه سیطره نگاه سیاسی بر علم اتفاق می افتد می تواند زمینه ساز رشد و گسترش اخبار جعلی شود. تشکیل «میز تخصصی فکت چکینگ» با ماموریت رصد اخبار جعلی مرتبط و اقناع مخاطبان یک پیشنهاد اجرایی است که در کشور ما تجربه نشده است. یافته های این پژوهش مبنی بر ضرورت «توزیع افقی اطلاعات و پرهیز از سلسله مراتب عمودی» با نظریه «جامعه شبکه ای» همخوان است.
مدل سازی عوامل کلیدی موفقیت در توسعه زیرساخت فرهنگی ایران (موردمطالعه: صنعت سالن های نمایش).(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای ارتباطات و رسانه دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۵
147 - 178
حوزههای تخصصی:
توسعه زیرساخت فرهنگی از لازمه های توسعه فرهنگی در هر جغرافیای ملی و سیاسی است. یکی از نمادهای فرهنگ در هر کشوری سینما و سالن های نمایش فیلم است. بنا بر آمار رسمی منتشر شده از سوی نهادهای فرهنگی در دهه اخیر تعداد سالن های نمایش در کشور با سرمایه گذاری های بخش دولتی و خصوصی افزایش یافته است. توسعه زیرساخت های فرهنگی نیاز به مطالعه در ابعاد گوناگون را برای تصمیم گیری بهتر مدیران و سیاست گذاران ایجاد می کند. یکی از نیازهای مطرح در این حوزه شناخت عواملی است که بیشترین اثر را در توسعه موفق زیرساخت های فرهنگی کشور دارند. این پژوهش با انتخاب صنعت سالن های نمایش فیلم به عنوان مورد مطالعه در پی شناخت عوامل کلیدی موفقیت در توسعه سالن های نمایش فیلم است. به همین منظور ابتدا با استفاده از مصاحبه با خبرگان این صنعت و تحلیل مضمون مصاحبه ها پنج عامل تأمین تجهیزات مناسب، معماری صحیح، شناخت محیط، ارتباطات فراسازمانی و توان مدیریتی به عنوان عوامل کلیدی موفقیت شناسایی شدند. همچنین با بهره گیری از روش مدل سازی ساختاری تفسیری روابط میان این عوامل شناسایی و مدل سه سطحی آن طراحی شد.
ملاحظاتی درباره دانشگاه پژوهی و غیبت شریعتی در دانشگاه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانشگاه پژوهی و اندیشیدن پیرامون مسائل دانشگاه ایرانی امروز یکی از مهمترین ضروریات کشور در حوزه ی علم و آموزش و فرهنگ است. این مهم نمی تواند بدون وجه نظر به آرای دانشگاهیان، دانشگاه پژوهان و متفکران ایرانی میسر گردد. این مقاله ضمن نگاهی اجمالی به دانشگاه پژوهی در آرای پژوهندگان، غیبت متفکر ایرانی دکتر علی شریعتی در دانشگاه ایرانی را مورد تامل قرار داده به معدود آثاری که دانشگاهیان ایرانی در خصوص وی نگاشته اند اشاره می کند. یکی از کتاب هایی که سیدجواد طباطبایی فقید در سال های پایانی حیات خویش نگاشت عبارت است از "ملاحظاتی درباره دانشگاه". این مقاله بر آن است تا، ضمن ارج نهادن به نفس ملاحظاتی از این دست که دانشگاه را موضوعی برای اندیشیدن و تأمل قرار می دهند، امکان داوری در خصوص توفیق یا عدم توفیق طباطبایی در تدوین ملاحظات خویش درباره ی دانشگاه، بدون توقف بر پریشانی ها و پراکندگی های شکلی و صوری آن، و با وجه نظر به فاصله ی کاذبی که ایشان از شریعتی اتخاذ کرده است فراهم سازد. مدعای اصلی این مقاله علی رغم اذعان به ضرورت دانشگاه پژوهی در ایران تذکار به حضور شبح گون و پنهان و آشکار شریعتی در ملاحظات طباطبایی درباره ی دانشگاه می باشد. در این مقاله هم چنین تلاش می کند ذیل پروژه دانشگاه پژوهی مخاطب را در خصوص دانشگاه ایرانی و غیبت شریعتی به عنوان یکی از متفکران ایرانی در آن به اندیشه و تامل وادارد.
Identifying the Components of the Sociology Curriculum Based on Futures Studies in Senior Secondary School Textbooks(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The objective of this study was to identify and determine the importance of futures studies components within the sociology curriculum of senior secondary school textbooks. Methods and Materials: This research employed a mixed-methods approach, combining qualitative and quantitative analyses. The qualitative part involved thematic analysis of all senior secondary school sociology textbooks using open, axial, and selective coding to identify key components. The quantitative part utilized Shannon entropy to determine the importance and ranking of these components. The study sample was selected through purposive sampling, focusing on relevant and credible textbooks and sources. Findings: The thematic analysis revealed 40 key components categorized into three main categories: learner characteristics, teacher characteristics, and organizational and structural features. Significant components included research thinking, project-based learning, future-oriented thinking, opportunity creation, and preparing students for the future. The results highlighted the pivotal role of both learners and teachers in fostering a future-oriented learning environment. The Shannon entropy analysis further established the priority and importance of these components within the curriculum. Conclusion: The integration of futures studies components into the sociology curriculum is essential for preparing students to navigate future challenges and opportunities. Emphasizing critical thinking, creativity, and problem-solving skills within the curriculum equips students with the necessary tools for the modern world. The study underscores the need for continuous evaluation and im
مطالعه تطبیقی و بررسی عطردان های شیشه ای ایران درقرن های سوم، چهارم و ششم هجری- قمری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
117 - 155
حوزههای تخصصی:
شیشه ماده ای منحصربه فرداست که توسط شیشه گر حیاتی مجدد بخشیده می شود. پیشینه شیشه گری درایران به هزاران سال قبل بر می گرددکه با ظهور اسلام وارد مرحله جدیدی شد. سده های سوم تا ششم ه.ق از مهمترین ادوار شیشه گری، عصر اسلامی به شمار می رود. پژوهش پیش رو به مطالعه تطبیقی و بررسی عطر دانهای شیشه ای دوران اسلامی با تکیه بر مطالعات اسنادی با رویکرد تاریخی به شیوه توصیفی- تحلیلی،در پی پاسخ به این پرسش که از لحاظ بصری دارای چه ویژگی های بوده و آیا متاثر از هنر قبل از اسلام است؟ تاثیرپذیری و تاثیرگذاری آن بر حکومت های همزمان و بعد از خود چگونه بوده است؟ بررسی ها نشان می دهد که این اشیاء به شدت تحت تاثیر هنر و فرهنگ دوره ساسانی و استفاده از جانوران مورد توجه آن زمان، از جمله عقرب، گربه، اسب و بدن و سر پرندگان بوده است.اشیاء براساس تخیل هنرمند ترکیب و ساخته شده است. به نظر می رسد هنرمندان آموزشهای تخصصی را از صنعتگران سوری که در سامرا تحت تسلط ساسانیان بود، دیده اند و همچنین آثار بدست آمده در دیگر مناطق جهان نشان می دهد هنرمندان ایرانی با خلق آثار رمزآلود و زیبا، صنعتگران و هنرمندان سوریه و عراق را تحت تاثیر قرار داده تا آنها نیز در سده های بعد مشابه آن را بسازند
دلالت معنایی ترنس بوده گی (مورد مطالعه: ترنس های شهر مریوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۹
35 - 66
حوزههای تخصصی:
اختلال هویت جنسی که گاهی ترنس یا ترنس سکشوال خوانده می شود به معنای نارضایتی از هویت جنسی موجود و احساس هویتی خلاف وضع موجود می باشد. این پژوهش در پی بازنمود دلالت معنایی فرد ترنس، خانواده و جامعه از ترنس بوده گی می باشد. با توجه به ماهیت برساختی پدیده مورد مطالعه، پارادایم تحقیق کیفی و به منظور مطالعه تجربه زیسته افراد ترنس، از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شده است. جامعه هدف شامل ترنس های شهر مریوان است که از طریق نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع و بسندگی، 13 نفر از آنان انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق بود. قابلیت اطمینان یافته ها از طریق حضور مستمر و مداوم محقق در میدان تحقیق و انجام تمام مراحل طبق برنامه پژوهشی تدوین شده و قابلیت انتقال یافته ها از طریق نوشتن یادداشت های فنی و ژرف و مقایسه یافته ها با پیشینه ها و چهارچوب مفهومی محقق گشت. یافته های به دست آمده مؤید آنند که در سطح خُرد، افراد ترنس، ترنس بودن را به مثابه: حلول روح غیر همجنس در کالبد فرد، محدودیت و اختلال و تضاد دانسته اند. در سطح میانی، خانواده ها، ترنس بودن فرزندشان را به مثابه لکه ننگ و محصولی تقلبی و غیر واقعی تلقی کرده اند. در سطح کلان، جامعه، ترنس بودن را به مثابه سرگردانی جنسی و نیز ابژه جنسی که مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند معنا کرده اند. ترنس بوده گی وضعیتی است که توأم با داغ ننگ و طرد شده گی اجتماعی است و ترنس ها نیز مبارزانی هستند که در جنگی نابرابر سعی در تسخیر قلمرو هویتی خود و قبولاندن آن به جامعه را دارند.
بررسی بهزیستی اجتماعی و رابطه آن با نگرش نسبت به مصرف مواد در بین نوجوانان عادی، پرخطر و معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رابطه بین بهزیستی اجتماعی با نگرش نوجوانان نسبت به مصرف مواد پرداخته است. پژوهش حاضر بر اساس روش و نحوه گردآوری اطلاعات، بر دو شیوه تحقیق اسنادی و پیمایشی استوار است. جامعه آماری تحقیق را سه گروه از نوجوانان عادی، پرخطر و سوءمصرف کننده (12-18 سال) شهر تهران تشکیل می دهد و مجموعاً 749 نفر با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای پاسخگوی پرسشنامه ها بودند. یافته ها حاکی از آن است که بهزیستی اجتماعی نوجوانان عادی، پرخطر و معتاد متفاوت است. از سوی دیگر نمودار خط برازش بیانگر آن است که هرچه بهزیستی اجتماعی افزایش می یابد، نگرش نسبت به مواد کمتر و به عبارت دیگر منفی تر می شود. و این دو متغیر نسبت به هم رابطه معکوسی دارند. تحلیل رگرسیونی بهزیستی اجتماعی بیانگر آن است که در بین نوجوانان عادی51 درصد از تفاوت نگرش نسبت به مصرف مواد و در بین نوجوانان پرخطر 58.1 درصد به دلیل تفاوت بهزیستی اجتماعی است. در بین نوجوانان پرخطر، شاخصی که بیشترین رابطه را با نگرش مثبت به مصرف مواد داشت، به ترتیب عبارتند بودند از همدلی اجتماعی، امید به آینده، اعتماد اجتماعی، حمایت اجتماعی، احساس ارزشمندی اجتماعی، دوستی و همبستگی و رضایت از محیط زندگی. هرچه این شاخص ها بالاتر روند، نگرش مثبت نسبت به مصرف مواد پایین تر می آید. درخصوص نوجوانان عادی، شرکت در فعالیت های اجتماعی، رضایت از محیط زندگی، احساس ارزشمندی اجتماعی، امید به آینده، اعتماد اجتماعی، تعلق اجتماعی، دوستی و همبستگی و معنادار دانستن زندگی بیشترین رابطه را با نگرش نسبت به مواد داشتند.
بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی و هویت محله ای بر کیفیت زندگی ساکنین محلات شهری در رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
53 - 76
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر تلاش شد تا با رویکردی جامعه شناختی و روش پیمایش، به بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی و هویت محله ای بر روی کیفیت زندگی ساکنین محلات شهر رفسنجان پرداخته شود. طبق فرمول کوکران تعداد 383 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده و توصیف و تحیل داده ها توسط نرم افزار Spss انجام شده است. نتایج نشان می دهد کیفیت زندگی حدود 40 درصد از افراد پاسخگو در حد پایین، 1/23 درصد در حد متوسط و حدود 33 درصد از افراد در حد بالا می باشد. طبق نتایج حاصل از یافته های تحلیلی پژوهش، متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق به میزان حدود 75 درصد با یکدیگر همبستگی دارند. ضریب تعیین برابر با 572/0 می باشد و این بدان معناست که حدود 57 درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل تبیین و پیش بینی می شود. در بین تمام مؤلفه های متغیرهای مستقل تحقیق، اعتماد، کیفیت محیطی، تعلق محله ای، همبستگی اجتماعی، امنیت محله، شناخته شدن و تعاملات اجتماعی معنادار می باشند و همچنین کیفیت محیطی (464/0Beta=) بیش ترین میزان پیش بینی را در بین متغیرهای مستقل دارد و به عبارتی می توان اشاره نمود که افرادی سطح کیفیت زندگی بالاتری دارند که از کیفیت محیطی بهتری برخوردار باشند.
شناسایی و اولویت بندی راهبردهای توسعه مدیریت شهری عدالت محور با تأکید بر شهر کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاشان شناسی دوره ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
129 - 158
حوزههای تخصصی:
شهرهای امروزی به عنوان یکی از عظیم ترین دستاوردهای فرهنگ و تمدن بشر در عصر حاضر مطرح اند. نگریستن از نگاه عدالت محوری به مقول ه مدیریت شهری، از اصولی ترین ارکان حکمرانی شهری است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف راهبردهای مدیریت شهری مبتنی بر عدالت در شهرداری های استان اصفهان با تأکید بر شهر کاشان پرداخته است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی، از نوع آمیخته (کیفی-کمی) و ازنظر روش توصیفی با رویکرد دلفی سه مرحله ای است. جامع ه آماری پژوهش در بخش دلفی و الگوریتم تاپسیس، تع داد 10 نفر از کارشناسان و خبرگان مدیریت شهری استان اصفهان است. ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات پرسش نامه ای بود که براساس ادبیات تحقیق استخراج و با روش دلفی و الگوریتم تاپسیس تجزیه وتحلیل صورت گرفت. یافته های تحقیق نشان داد زیرشاخص های تمرکززدایی حکومت مرکزی، توزیع برابر فرصت ها، شفافیت قراردادها، ایجاد سازمان های دانش محور و برنامه ریزی یکپارچه بیشترین اجزای تأثیرگذاری و رتبه های نخست پژوهش را کسب کردند. تشکیلات دموکراتیک، عدالت فضایی شهر و شهرسازی، اجرای تعهدات شهرداری به شهروندان، اصلاح ساختار سازمانی و کیفیت محیطی زیست به ترتیب عواملی هستند که کمترین تأثیر را بر راهبردهای مدیریت شهری مبتنی بر عدالت محوری دارند. براساس نتایج به دست آمده می توان بیان داشت که به منظور توسع ه مدیریت شهری عدالت محور، اتخاذ راهبردهایی همچون تمرکززدایی حکومت مرکزی، توزیع برابر فرصت ها، شفافیت قراردادها، ایجاد سازمان های دانش محور و برنامه ریزی یکپارچه می تواند مفید واقع گردد.
بررسی ارزش های ایرانی اسلامی در وصایای شهدا
منبع:
شاهد اندیشه دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹)
127 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش تحلیل ارزش های ایرانی اسلامی در وصیت نامه های شهدا می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش کیفی استنادی-تحلیلی بهره گرفته شد. آنچه مورد توجه است درک پارادایم های فکری شهدا و ارائه مدل مفهومی از وصیتنامه شهدا می باشد. داده ها از اسناد مکتوب (وصیت نامه شهدا) گردآوری شد.رویکرد پژوهش کیفی و روش نمونه برداری از نوع تصادفی ساده است. جامعه آماری شامل متن گزیده صد وصیت نامه از شهداء هشت سال دفاع مقدس می باشد که از میان آنها تعداد صد وصیت نامه به شکل تصادفی ساده انتخاب گردید. بررسی کیفی با استفاده از کدگذاری در نرم افزار مکس کیودا MAXQDA انجام پذیرفت . که ضمن کدگذاری اولیه، محوری و گزینشی به استخراج تم ها انجامید. مطابق نتایج این بررسی 372 کد از این وصیت نامه ها استخراج گردید که به نهایتا 8 مولفه از این کدها استخراج گردید. مولفه های مستخرج شامل ایمان و عمل به واجبات، پیروی از ولایت فقیه، حجاب و عفاف، آخرت، شناخت و حفاظت از اسلام، انتظار، تربیت، جنگ با دشمن و منافقان می باشند. اولویت بندی مولفه های مستخرج از وصیتنامه ها با استفاده از فراوانی های بدست آمده نشان داد در وصیت نامه های مورد بررسی در اولویت اول به مسئله پیروی از ولایت فقیه تاکید شده است.
تجلی نماز در وصیت نامه های شهدای استان ایلام و استنتاج مؤلفه ها و روش های تربیتی
منبع:
شاهد اندیشه دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹)
219 - 237
حوزههای تخصصی:
نماز، فصل مشترک همه وصیت نامه های شهدا است. هدف پژوهش، بررسی تجلی نماز در وصیت نامه های شهدای استان ایلام و استنتاج نکات تربیتی حاصل از آن در قالب مولفه ها و روش های تربیتی است. روش پژوهش از نوع کتابخانه ای و به صورت فیش نویسی بوده است که ۵۲ وصیت نامه شهید در اسناد کنگره ملی ۳۰۰۰ شهید استان ایلام در سال ۱۴۰۰ گردآوری شد. نتایج نشان داد مولفه های تربیتی حاصل از وصیت نامه شهدا در زمینه نماز به ترتیب شامل: توجه و اهمیت به نماز به عنوان ستون و پرچم دین، شرکت مداوم در نماز جمعه و جماعات، توجه به اقامه نماز اول وقت، توجه به خلوص نیت در نماز، تاکید بر اهمیت نماز به عنوان سدی در برابر تبلیغات منفی دشمنان علیه اعتقادات دینی و معنوی انقلاب اسلامی، خواندن صحیح نماز، توام بودن اقامه نماز با دعا و توسل، توجه به معانی، درک و فهم پیام های نماز، توجه به عمل به نماز و در نهایت توجه به اثرات زیان بار غفلت از نماز. همچنین مشخص شد به ترتیب روش های تربیتی نظیر: تبشیر و تنذیر، تشویق و ترغیب، پند و موعظه، مراقبه و محاسبه در وصیت نامه های شهدا در مورد نماز، بیشتر مشاهده شد. در پایان پیشنهادات کاربردی ارائه شده است.
مردم نگاری مجازی بر ساخت مفهوم «دین پیش پاافتاده» در اینستاگرام (مطالعه موردی: صفحات جعفر غفوری، حمیدرضا نامداری و سجاد شهیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
115 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: با گسترش دسترسی به شبکه های اجتماعی، پیوند میان دین و رسانه ابعاد جدید و قابل توجهی پیدا کرده است. یکی از این ابعاد، حضور شخصیت های دین مدار رسمی و غیررسمی در این بستر بوده است. در ایران نیز بسیاری از شیعیان با فعالیت اینستاگرامی خود، امر دینی را در این بستر امتداد بخشیده اند؛ روحانیون، مداحان، سلبریتی ها و بلاگرهای مذهبی از طرفی و از طرفی دیگر کاربرانی که از شهرت کمتری برخوردار بوده و به دنبال برساخت هویت دینی خود در این بستر بوده اند. هدف از این پژوهش مردم نگاری مجازی فعالیت دسته دوم بر اساس مفهوم «دین پیش پاافتاده» است.روش شناسی: بر این اساس با استفاده از روش مردم نگاری مجازی در بازه 90 روزه، فعالیت نمونه تحقیق مطالعه و ارزیابی شد. برای جمع آوری داده ها از روش مشاهده مشارکتی برخط، و برای تحلیل، از تحلیل مضمون استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش در دو محور اصلی قرار گرفتند؛ محور اول مؤلفه های برساخت دین پیش پا افتاده و محور دوم شیوه و چگونی برساخت آن است. در محور اول یافته ها در دو مضمون اصلی «احساس تکلیف دینی» و «کنش های دینی نمایشی» تنظیم شده است. بر این اساس یک فرد مذهبی با توجه به بستر اینستاگرام، خود را موظف به تبلیغ دین اسلام می داند؛ یکی از منابع اصلی شکل گیری چنین احساس مسئولیتی، دسترسی به شبکه های اجتماعی (خصوصاً اینستاگرام) است. به این ترتیب اینستاگرام که یک رسانه دوسویه و تعاملی است، امکان تولیدمحتوا را در اختیار کاربران قرار داده و تبدیل به بستری برای نمایش کنش های دینی آن ها شده است. این نوع دین داری دارای ویژگی هایی مانند ریا، غیرمعمول بودن، عدم اصالت، تقلیدی بودن و... است که امر دینی را به نحوی بازنمایی کرده که منجر به تعجب یا تمسخر کاربران شود.نتیجه گیری: نمونه تحقیق با استفاده از چنین مؤلفه هایی توانسته اند دین را به ژانر اینستاگرامی تبدیل کنند که مانند سایر ژانرهای این بستر، دارای مؤلفه های خاصی برای دیده شدن، جلب توجه و نمایشی شدن است. همچنین شیوه برساخت دین داری پیش پاافتاده با «تغایر تکنولوژیک» و «نفوذداری کاذب» بوده است. به طورکلی نمونه موردمطالعه تکنولوژی های رسانه ای را به مثابه ابزار می دادند و بعضاً با گستره دسترسی و پیشرفت تکنولوژی اهداف دینی یا شخصی خود را تعیین کرده اند. با این حال نمونه تحقیق سازوکار استفاده از این بستر را نمی دانستند؛ از طرفی دیگر آن ها خود را اینفلوئنسرهای اینستاگرامی می دانند؛ درحالی که غالب مؤلفه های اینفلوئنسری و نفوذ در اینستاگرام را ندارند. بنابراین انگاره نادرستی از خود داشته و سعی در تنظیم فعالیت رسانه ای خود بر این اساس را داشته اند. نمونه تحقیق با پیش پا افتاده سازی مصادیق دینی مانند مداحی، زیارت، نذری و.. سعی بر کسب شهرت و جلب توجه بیشتر در اینستاگرام داشته است؛ لذا دین پیش پاافتاده اینستاگرام که ماحصل رسانه ای شدن دین است، تبدیل به ابژه شهرت افزایی مقطعیِ نمونه موردمطالعه شده و تبدیل به عنصر مادی و دنیوی شده که در خدمت اهداف رسانه ای-نمایشی کاربران قرار گرفته است
تحلیل جامعه شناختی پویایی جامعه شهری؛ براساس معنویت راهبردی کارآفرینان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
213 - 252
حوزههای تخصصی:
این که پویایی شهری می تواند از چه ابعادی برخوردار باشد انگیزش مطالعاتی این پژوهش است. هدف آن است که با رویکردی متفاوت دیدگاهی مطرح نمود که چگونه می شود دینامیسم اجتماعی در فضای شهری را مورد تحلیل قرار داد. در این زمینه از توشه اطلاعات دو رساله جامعه شناسی با اتخاذ روش تحلیل ثانویه استفاده شده است؛ این رساله ها با تلفیقی از روش های کمّی و کیفی در شهرهای تهران و اراک انجام شده؛ ولی براساس طرح مسأله پژوهش، نتیجه حاکی از آن است که زندگی شهری می تواند از فضای پویایی برخوردار باشد با توجه به ابعاد مهمی مانند: فرصت های متنوع جهت آسایش و سلامت اجتماعی، کاهش آسیب ها، ارتقاء بهداشت محیط زیست و... به علاوه شهر پویا، اتخاذ سیاست هایی را در «میدان فرهنگی» جامعه لازم دارد تا خود اجتماعی شهروندان به سمت ابراز مسئولیت، شایستگی ها و توانایی ها فعال بشود. در این عرصه از مشارکت کنشگران کارآفرین در عرصه های مختلف باید استفاده کرد. توسعه پویایی شهری را می توان فرآیندی دانست که تحت لوای خوداجتماعی، قادر به تحقق است. اگر خوداجتماعی شهروندان ارتقاء یابد، با افزایش سطح اعتمادسازی از طریق تفویض مسئولیت، حس تعلق و مشارکت شان نیز افزایش خواهد یافت. این فرآیند درنهایت از طریق ارتقاء سطح آگاهی به خود، افزایش عزت نفس، خودکارآمدی، اعتماد و تقویت پیوندهای درونی به رونق و پویش شهری می انجامد. پویایی خوداجتماعی شهروندی در پرتو نقش فعال کارآفرینانی است که درحقیقت از نوعی معنویت: باورها، ارزش ها و نگرشی غیرسنتی برخوردارند؛ و باور دارند خود نیز در میدان عینی روابط مدنی شهر عمل می کنند؛ از این رو مؤثر واقع شده و می توانند الگوسازی کنند.
فراتحلیل مطالعات انجام شده در حوزه رفتارهای تغذیه ای نامطلوب در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
187 - 214
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین عوامل شکل دهنده الگوی غذایی جامعه، مجموعه عادات، فرهنگ غذا و تغذیه افراد آن جامعه است، به طوری که سلامت غذایی خانواده ها و برنامه ریزی برای دستیابی به تغذیه سالم از اساسی ترین دغدغه های جوامع امروز است؛ اما افزایش میزان شهرنشینی، افزایش مسئولیت های شغلی زنان و رواج الگوهای غذایی فوری و آماده (فست فود) باعث شکل گیری پدیده گذار تغذیه ای (گذار از الگوها و رفتارهای تغذیه ای سالم به ناسالم یا نامطلوب) شده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر مطالعه عوامل مؤثر بر رفتارهای تعذیه ای نامطلوب در ایران است. روش پژوهش به کار گرفته شده در تحقیق حاضر فراتحلیل است و جامعه آماری آن را تحقیقات انجام شده با موضوع رفتارها و عادات تغذیه ای نامطلوب در ایران طی سال های 1386-1399 تشکیل داده اند. پس از طی مراحل مشخص (جست وجو، غربال گری، شایستگی و مشمول بودن) نمونه گیری انجام شد و 25 تحقیق به عنوان نمونه انتخاب شد. برای تجزیه و تحلیل اطّلاعات گردآوری شده، پس از کدگذاری، از نرم افزار جامع فراتحلیل (CMA2) استفاده شد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که به ترتیب بیشترین متغیرهای تأثیرگذار بر عادات و رفتارهای تغذیه ای نامطلوب در ایران عبارتند از: عوامل فرهنگی (تبلیغات رسانه ها، توجه و نگرش به بدن، دینداری، میزان استفاده از رسانه ها)، عوامل اقتصادی (پایگاه اقتصادی-اجتماعی و سرمایه اقتصادی)، عوامل جمعیتی (سن، محل سکونت، وضعیت تأهل، میزان تحصیلات، جنسیت) و عوامل اجتماعی (سرمایه اجتماعی و حمایت اجتماعی). بین مؤلفه های عوامل فرهنگی، تبلیغات رسانه ها (541/0)، در بین عوامل اقتصادی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی (314/0-)، در بین عوامل جمعیت شناختی، سن (224/0-) و در بین عوامل اجتماعی، سرمایه اجتماعی (280/0-) بیشترین تأثیرگذاری را بر الگوها و رفتارهای تغذیه ای نامطلوب دارند.
مقایسه بازداری رفتاری، طرحواره های ناسازگار اولیه، تنظیم هیجان و کیفیت زندگی والدین دارای فرزند معلول با عادی مراجعه کننده به بهزیستی استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۸
87 - 106
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه بازداری رفتاری، طرحواره های ناسازگار اولیه، تنظیم هیجان وکیفیت زندگی والدین دارای فرزند معلول با عادی مراجعه کننده به بهزیستی استان لرستان بود. طرح پژوهش علّی مقایسه ای و جامع آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند معلول وعادی استان لرستان بود که از این افراد تعداد 286 مادر دارای فرزند معلول و 286 مادر دارای فرزند عادی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس به پرسشنامه های بازداری رفتاری کارور و وایت(1994)، فرم کوتاه پرسش نامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ (2006)، پرسش نامه تنظیم هیجان جان و گروس(2003) و مقیاس کوتاه ارزیابی کیفیت زندگی سازمان بهداشی جهانی(1996) پاسخ دادند. یافته ها با روش تحلیل واریانس چندمتغیری تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که میزان بازداری رفتاری، طرحواره های ناسازگار اولیه و تنظیم هیجان مادران فرزند معلول از مادران دارای فرزند عادی بیشتر است. همچنین میزان کیفیت زندگی مادران دارای فرزند معلول پایین تر از مادران دارای فرزند عادی می باشد. نتایج تلویحاً نشان می دهند توجه به انواع حمایت های سازمانی و طراحی و اجرای مداخله های آموزشی و درمانی در جهت بهبود بازداری رفتاری و خودتنظیمی هیجانی می تواند به بهبود شاخص های سلامت و کیفیت زندگی والدین کمک کند.
مسئله اعتماد اجتماعی و چالش حکمرانی در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتماد اجتماعی واقعیتی اجتماعی-فرهنگی است که ریشه در زمینه ها و تجارب اجتماعی تاریخی یک جامعه دارد. زمانی که در یک جامعه فرهنگ اعتماد ظهور می یابد و در نظام هنجاری جامعه ریشه می دواند، به عامل توانمندی تبدیل می شود که آثار و کارکردهای زیادی در سطوح مختلف از خود برجای می گذارد. اعتماد به مثابه هنجاری اجتماعی-فرهنگی بر این نکته تأکید دارد که تصمیمات مربوط به اعتمادکردن یا بی اعتمادی ریشه در زمینه اجتماعی و فرهنگی دارد. بر این مبنا اعتماد در فضای اجتماعی شکل می گیرد و در طول زمان تقویت می شود. در جامعه پیچیده امروزی، اعتماد از پیش شرط های اساسی برای توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هر جامعه ای محسوب می شود و عنصر پیش قراردادی و مقدم بر حیات اجتماعی است. در این نوشته، برمبنای صورت بندی اعتماد در دو قالب اعتماد خاص گرایانه و اعتماد عام گرایانه در ایران، چگونگی پیوند اعتماد اجتماعی با امر حکمرانی در ایران معاصر (در سه دهه اخیر) مورد بررسی نظری و تجربی قرار می گیرد.روش پژوهش موردپژوهی واحد است که با تحلیل ثانویه داده های پیمایش های ملی، داده های ثبتی مرکز آمار و بانک مرکزی و اطلاعات و یافته های استنباطی حاصل از پژوهش های پژوهشگران انجام شده است.مشخصه و ملاکی که پایه صورت بندی اعتماد در قالب های خاص گرایانه و عام شده، شعاع و گستره حوزه اعتماد است. اولی دارای شعاع محدود است که اعتماد و رابطه با غیرخودی ها را به رسمیت نمی شناسد و بیشتر به دنبال تقویت روابط درون گروهی در قالب «ما»ی کوچک است. برعکس، اعتماد عام گرایانه شعاع اعتماد و تعامل را فراتر از افراد خودی تعریف می کند و به اعتماد و پیوندهای فراگروهی و بین گروهی اهمیت می دهد و به «ما»ی بزرگ توجه دارد. دستیابی به توسعه نیازمند کنش و بازی جمعی در میدان گسترده تر و فراخ تری از میدان های محدود و کوچک برآمده از اعتماد خاص گرایانه است. این مهم قرین با اعتماد عام گرایانه و مستلزم گذار از اجتماع به جامعه است. این نوشتار این پیش فرض را در خود دارد که شکل گیری و کیفیت حکمرانی مطلوب در گرو اعتماد عام گرایانه است.یافته های این بررسی نشان می دهد سوای از اینکه در ایران معاصر با چالش کاهش اعتماد مواجه هستیم، اعتماد عام گرایانه در مقایسه با اعتماد خاص گرایانه اندک، و غلبه و دست بالا با اعتماد خاص گرایانه است که موجد اختلال در فرایند حکمرانی در مقیاس های محلی و ملی و حتی در چگونگی مواجهه با جامعه جهانی می شود.
شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر افزایش مشارکت ایرانیان در پرداخت مالیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۳
907 - 936
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مشارکت عمومی مردم در امور اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یکی از شاخص های مهم توسعه در کشورهای توسعه یافته به شمار می رود. مشارکت عمومی مردم در پرداخت مالیات از شاخص های مهم توسعه اقتصادی محسوب می شود. به همین دلیل ضرورت شناخت عوامل بروز و تشدید پرداخت یا فرار مالیاتی و تمهید و ارائه راهکارها و پیشنهادهای علمی کاربردی امری اجتناب ناپذیر است؛ بنابراین، پژوهش حاضر تلاش خواهد کرد عوامل مؤثر بر افزایش مشارکت عمومی مردم در پرداخت مالیات در ایران را بررسی، شناسایی و رتبه بندی کند.روش: پژوهش حاضر کیفی از نوع مدل ساختاری تفسیری است. جامعه آماری شامل کارمندان اداره مالیات شهر تهران بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه و ماتریس محقق ساخته استفاده شده است. در روش مدلسازی ساختاری تفسیری اطلاعات از افراد جامعه آماری دریافت و تحلیل می گردد. تمایل و توانایی مشارکت در پژوهش، تسلط نظری، تجربه عملی و قابلیت دسترسی از معیارهای انتخاب جامعه آماری بوده است. جامعه آماری این پژوهش کارمندان اداره مالیات شهر تهران هستند که 30 نفر از خبرگان این اداره بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند.یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، 10 عامل تأثیرگذار در افزایش مشارکت عمومی مردم در پرداخت مالیات شناسایی گردید که شامل عوامل سیاسی، قانونی، آموزش و آگاهی بخشی، ویژگی جمعیتی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، مدیریتی و ویژگی های روان شناختی است. تحلیل روابط متغیرها به استخراج یک مدل چهار سطحی منجر گردید که عوامل سیاسی و ویژگی های جمعیت شناختی در سطح چهارم، عوامل قانونی در سطح سوم، عوامل آموزشی، عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ویژگی روان شناختی در سطح دوم و عوامل سازمانی و مدیریتی در سطح اول قرار گرفته اند. عوامل سیاسی و جمعیت شناختی بیشترین و بالاترین اثرگذاری را بر گرایش به پرداخت مالیات دارند.بحث: نتایج پژوهش حاکیست شفافیت در مصرف مالیات توسط دولت با جلب اعتماد مؤدیان و بالارفتن اعتماد سیاسی، سبب افزایش گرایش افراد به پرداخت مالیات می گردد.
بررسی رابطه تدریس تحول آفرین و تفکر انتقادی با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
198 - 208
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش بررسی رابطه تدریس تحول آفرین و تفکر انتقادی با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی دانش آموزان بود.
روش شناسی: پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان اسلام آبادغرب در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 1650 بود. حجم نمونه بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای وبا استفاده از جدول کرجسی و مورگان 304 نفر برآورد گردید. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تدریس تحول آفرین بوجامپ و همکاران (2010)، پرسشنامه اشتیاق تحصیلی شافلی و همکاران (2005) و پرسشنامه تفکر انتقادی فاسیون و همکارانش (1989 تا 1990) بود. پایایی پرسشنامه ها از طریق آلفای کرونباخ به ترتیب برای تدریس تحول آفرین 928/ 0اشتیاق تحصیلی 923/0تفکر انتقادی 938/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و برای پاسخگویی به فرضیه های پژوهش از آزمون های آمار استنباطی (تحلیل مسیر و مدل سازی معادلات ساختاری) با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SMART PLS استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد بین تدریس تحول آفرین و تفکر انتقادی با اشتیاق تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد ومتغیر اشتیاق تحصیلی اثر میانجی بر رابطه بین تدریس تحول آفرین وعملکرد تحصیلی را دارد.همچنین شاخص های برازندگی مدل حاکی از آن بود که مدل اراه شده از برازش مناسبی برخوردار است..
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان با استفاده از تدریس تحول آفرین و همچنین تقویت اشتیاق تحصیلی دانش آموزان تفکر انتقادی را تقویت نمود.
منطق چند روایتی/ تک روایتی در تولیدات رسانه ای (مورد مطالعه: مجموعه های تلویزیونی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۵)
33 - 56
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاشی برای واکاوی منطق چندروایتی/ تک روایتی در تولیدات رسانه ای است که به طور خاص ژانر مجموعه های تلویزیونی برای مطالعه انتخاب شده است. به لحاظ نظری، از آرای میخاییل باختین، رولان بارت و ژیل دلوز برای مفهوم پردازی دوگانه تک روایتی/ چندروایتی بودن متن استفاده شده است و به لحاظ روشی، تحلیل محتوای کیفی به کار رفته است. با اتکا بر نمونه گیری نظری هدفمند دو مجموعه "روزگار قریب" و "پروانه" برای تحلیل انتخاب شدند که وجه مشترکشان روایت پردازی قصه ای تاریخی است. از "روزگار قریب" پنج سکانس و از "پروانه" سه سکانس که حاوی غنی ترین داده ها هستند انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد که "روزگار قریب" مبتنی بر منطق چندروایتی است و در آن روایت پردازی قصه اصلی در متن پرداختن به انواع خرده داستان ها و خرده روایت های دیگر انجام می پذیرد. نه فقط شخصیت ها و کنش ها و تعامل ها در ابعاد مختلف و از نقطه نظرهای متفاوت به نمایش گذاشته می شوند، بلکه طیف وسیعی از ماجراها و رخدادهای به ظاهر حاشیه ای، شخصیت های فرعی، صداهای ناشنیده و برهم کنش های به ظاهر بی اهمیت در کنار قصه اصلی روایت پردازی می شوند. درست در نقطه مقابل، مجموعه "پروانه" داستانی واحد را با اتکا بر روایتی خطی و یک سونگر به نمایش می گذارد که در آن مخاطب فقط قادر به شنیدن صدای راوی مسلط، و نه هیچ کس دیگر، است.
دین و امنیت فرهنگی: بررسی رابطه مشارکت در اجتماعات دینی و امنیت فرهنگی در جوانان شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
99 - 126
حوزههای تخصصی:
امنیت نیازی اساسی و همگانی است، اهمیت و ضرورت امنیت در پیوند ناگسستنی آن با زندگی است. در زمینه امنیت و ضرورت آن برای زندگی، همین بس که دانشمندان آن را به مثابه یکی از نیازهای اساسی انسان در نظر می گیرند. امنیت فرهنگی یکی از از شاخص های مهم امنیت در عصر حاضر برای همه ی کشورها، به خصوص برای کشور ایران با فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی، است. با در نظر گرفتن اهمیت مذهب و برگزاری مراسمات مذهبی در جامعه ایران این سوال مطرح می شود که آیا مشارکت بیشتر در مراکز مذهبی می تواند منجر به ارتقای امنیت فرهنگی جوانان شود. تحقیق حاضر با درک این مسئله و با هدف مطالعه رابطه مشارکت در اجتماعات دینی و امنیت فرهنگی در بین جوانان با استفاده از روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری تحقیق تمامی جوانان بین 15-29 ساله شهر ساری بوده اند که نمونه ای 400 نفره با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و بطور تصادفی انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد که بین شرکت در اجتماعات دینی و ابعاد مختلف امنیت فرهنگی از قبیل هویت ایرانی، هویت مذهبی، پایبندی به ارزش های خانوادگی، مذهبی، اجتماعی و فرهنگی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد که در این میان بیشترین همبستگی با ارزش اجتماعی و کمترین همبستگی با ارزش مذهبی بوده است. این بدین معناست که با افزایش مشارکت جوانان در اجتماعات دینی، امنیت فرهنگی آنان نیز افزایش می یابد.