فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۰۱ تا ۲٬۹۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
133 - 178
حوزههای تخصصی:
ازدواج های زیر 18 سال را کودک همسری یا ازدواج زودهنگام می گویند. هدف اصلی پژوهش حاضر، مطالعه عوامل مؤثر بر گرایش به ازدواج زودهنگام و پیامدهای چندگانه آن است. روش پژوهش از نوع استقرایی فراترکیب کیفی در بازه زمانی 1389 الی 1402 است که به روش نمونه گیری غیراحتمالی (تعمدی) از 96 اسناد علمی (استخراج شده از پایگاه علمی نورمگز، مگ ایران و ایران داک)، بعد از غربالگری و گزینش، 55 سند علمی به عنوان حجم نمونه انتخاب و وارد فاز تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که عوامل فرهنگی (فقر فرهنگی؛ منزلت پایین دانش؛ فشار فرهنگی؛ هنجارها و باورها)؛ اجتماعی (خشونت خانوادگی؛ فروپاشی سرمایه اجتماعی؛ فروپاشی نهاد خانواده؛ سبک زندگی پرخطر؛ فشارهای اجتماعی)؛ اقتصادی (فشار زندگی فقیرانه؛ محرومیت نسبی؛ آینده شغلی ناامن؛ نگاه مادی به ازدواج)؛ روانی (ترس روانی؛ عزت نفس پایین؛ برچسب منفی؛ فشارهای روانی) و عوامل زمینه ای-جمعیتی در ظهور و شیوع ازدواج زودهنگام نقش مؤثری داشته است. ازدواج های زودهنگام منجر به بحران کانون زناشویی؛ رفتارهای پرخطر زناشویی؛ فقر فرهنگی؛ افزایش بارتکفل و فشار اقتصادی؛ بحران هویتی؛ احساس ناامنی؛ خشونت طلبی؛ کاهش سلامت جسمانی و سبک زندگی ناایمن شده است.
تحلیل سیاست گذارانه میزان شیوع آسیب های اجتماعی و اولویت بندی آنها در محلات شهری؛ مورد مطالعه: محلات محروم و برخوردار شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محلات محروم در کلان شهرها، مهم ترین بسترهای شکل گیری و گسترش مسائل اجتماعی و یکی از عوامل مهم تهدید کننده امنیت شهرها محسوب می شوند. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی متفاوت از میزان شیوع و اولویت بندی مسائل اجتماعی در محلات محروم شهر کرمانشاه، تدوین شده است. روش پژوهش، ترکیبی (کمی و کیفی) بوده است. در بخش کمی، 800 نمونه از 15 محله، شامل 2 محله برخوردار و 13 محله محروم انتخاب شده است. در بخش کیفی، 13 جلسه بحث گروهی متمرکز با حضور معتمدان محلات محروم تشکیل شده است. براساس نتایج پژوهش، بین میزان شیوع یک آسیب در محله و میزان اولویت رسیدگی به آن، تفاوت وجود دارد. در حالی که شایع ترین مسائل اجتماعی در تمام محلات بررسی شده، مسائل اقتصادی (بیکاری و فقر) است، اما مسائل اولویت دار برای رسیدگی از نظر ساکنان، اولاً در محلات مختلف متفاوت است؛ دوم، لزوماً اقتصادی نیستند و سوم، سطح مطالبات فراگیر و معطوف به رفع تبعیض از محلات محروم در قیاس با کل شهر است. نتایج پژوهش بر آن است که نشان دهد فضای فکری سیاست گذاری در تعقیب مسائل اجتماعی در محلات محروم، مبتنی بر اولویت بندی مسائل پر شیوع و به همین دلیل محکوم به شکست است. همچنین نقش میانجی های اجرای برنامه های سیاست گذارانه، به نوعی مناسک گرایی تقلیل یافته است. علاوه بر آن، حاکمیت دیدگاه همه جانبه گرایانه به جای دیدگاه کل گرایانه، موجبات بازتولید مسائل اجتماعی را در محلات محروم فراهم کرده است.
بازنمایی پاندمی کووید 19 در رسانه های اجتماعی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳شماره ۳۷
84 - 51
حوزههای تخصصی:
بحران ها جزء جدایی ناپذیر زندگی اجتماعی به شمار می روند و روزبه روز برتعداد و تنوع آن ها افزوده می شود. رسانه های اجتماعی به دلیل قابلیت های گسترده در جذب مخاطب و توانایی شکل دهی به افکار عمومی نقش مهمی در پیشگیری و مدیریت بحران ها دارند به نحوی که با توجه به کارکردهای متعددشان، می توانند به عنوان یکی از ارکان اصلی مدیریت بحران محسوب شوند. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل مضمون در بازه زمانی اسفندماه ۹۸ تا شهریورماه ۹۹ باهدف بازنمایی اخبار ویروس کووید 19 در رسانه های اجتماعی ایرانیان، به تحلیل بیشترین مطالب منتشرشده و نیز پر بازدیدترین پست های کانال های تلگرامی مرتبط با شیوع کرونا پرداخته است. بر اساس یافته های پژوهش با کاهش شدت انتشار مطالب مرتبط با کرونا، از میزان اهمیت پست های مرتبط با قرنطینه، فاصله گذاری اجتماعی و اقدامات دولت برای مدیریت بحران در کانال های تلگرامی کاسته شده و حساسیت و توجه مردم به اعمال محدودیت های کرونایی در بازه زمانی موردبررسی کاهش یافته است که این امر عاملی اصلی تشدید بحران کرونا در جامعه در بازه زمانی موردمطالعه بوده است.
نقش تفکر انتقادی در بهبود کارکرد سواد رسانه ای با تکیه بر منظومه شناختی مخاطب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳شماره ۳۷
152 - 119
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناخت رابطه بین مهارت تفکر انتقادی و تعهد مذهبی به عنوان منظومه ی شناختی مخاطب با سواد رسانه ای در دانش آموزان سال آخر متوسطه مدارس منطقه 4 آموزش وپرورش شهر تهران است که در سال تحصیلی 99-98 اشتغال به تحصیل داشتند. این پژوهش به روش زمینه یابی انجام شده است. نمونه آماری پژوهش، 205 دانش آموز بودند که از طریق محاسبه فرمول کوکران از بین جامعه آماری، انتخاب شدند. نمونه گیری پژوهش به روش احتمالی ساده انجام گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بوده و برگرفته از پرسشنامه های تفکر انتقادی ریکتس، تعهد مذهبی ورتینگتون و پرسشنامه محقق ساخته است. روایی پرسشنامه محقق ساخته، با مشارکت و کسب نظر 35 نفر از اساتید دانشگاه های کشور و بر اساس الگوی لاوشه سنجیده شد. در این پژوهش از آزمون پیرسون برای بررسی میزان همبستگی بین متغیرها و مدل رگرسیون چندگانه برای بررسی برازش داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بین متغیرهای پژوهش، رابطه مستقیم و معنی داری وجود داشت. همچنین بین یک به یک زیرمقیاس های متغیرهای پژوهش رابطه مستقیم وجود داشت. مدل رگرسون چندگانه، همبستگی نسبتاً نیرومند و معناداری را بین متغیرهای پژوهش نشان داد. مقدار ضریب تعیین تعدیل شده در این مدل نیز نشان داد که برازش داده ها به خوبی صورت یافته و فرض پژوهش تأیید می شود. بنابراین برای بهبود اثربخشی سواد رسانه ای می توان از آموزش مهارت تفکر انتقادی به مخاطب و تقویت منظومه شناختی، ارزشی معتبر وی سود جست.
طراحی مدل مطلوب برندسازی شخصی ورزشکاران حرفه ای در اینستاگرام و نقش آن در مهاجرت ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳شماره ۳۷
414 - 375
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام تحقیق طراحی مدل مطلوب برندسازی شخصی ورزشکاران حرفه ای در اینستاگرام و نقش آن بر مهاجرت ورزشی بود. روش تحقیق آمیخته به صورت کیفی و کمی و اطلاعات بخش کیفی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختارمند از 15 نفر از خبرگان به دست آمد. متعاقباً با تکنیک دلفی غربالگری صورت گرفت که 4 عامل و 52 شاخص شناسایی و براین اساس پرسشنامه 52 سؤالی تدوین شد. جامعه آماری شامل ورزشکاران حرفه ای فعال در اینستاگرام و برای تعیین حجم نمونه به ازای هر عامل 10 نمونه، درمجموع 520 نمونه در نظر گرفته شد. برای مدل سازی معادلات ساختاری از نرم افزار SmartPLS2 استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی بعد از سه مرحله اصلاح، چهار عامل 1-عملکردی با 7 شاخص 2-شخصی با 12 شاخص 3-اجتماعی با 13 شاخص و 4-اخلاقی با 8 شاخص، درمجموع 40 شاخص به دست آمد. از طریق بررسی پایایی درونی، پایایی گویه ها، روایی همگرا و واگرا و ضرایب معناداری مسیرها و همچنین میزان R2 مدل مورد برازش و تأیید قرار گرفت. شاخص نیکویی برازش (گاف) برابر 48/0 محاسبه شد که بسیار مناسب بود. همچنین نتایج نشان داد که برند شخصی ورزشکاران بر روی مهاجرت ورزشی تأثیر دارد (44/0=(و 11/17 =T). میزان تأثیر عوامل اجتماعی برابر 0.185 و عوامل شخصی برابر 0.384 و در سطح P<0/01 معنی دار بودند ولی عوامل عملکردی و اخلاقی تأثیر معنی داری نداشتند. مقدار R2 نشان داد که عوامل چهارگانه برند شخصی ورزشکاران حدود 48 درصد از علل مهاجرت ورزشی را تبیین می کند. در نهایت علی رغم عوامل مختلفی که سبب مهاجرت می شود، مهاجرت ورزشکاران به عنوان بخشی از فرآیند ورزش جهانی است و رسانه ها با انتشار سریع اطلاعات این فرآیند را تسهیل می نمایند.
ارائه مدل ارتقای فرهنگ شهروندی مبتنی بر استفاده از شبکه های اجتماعی در میان شهروندان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۳شماره ۳۸
336 - 297
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل ارتقای فرهنگ شهروندی بر مبنای استفاده از شبکه های اجتماعی در میان شهروندان تهرانی انجام شده است و از نظر هدف، کاربردی، از نظر زمان گردآوری داده ها مقطعی و از نظر روش کیفی با رویکرد گراندد تئوری با روش نمونه گیری نظری و با استفاده از مصاحبه عمیق و نیمه ساختار در سال 1399 انجام شد. در بخش روایی صوری، محتوایی و سازه با همکاری اساتید و متخصصین ذیربط در حوزه ارتباطات و مدیریت شهری (خبرگان) بررسی و ملاحظات لازم انجام شد. یافته ها نشان داد، شبکه های اجتماعی تاثیر مثبت و معنی داری بر ابعاد فرهنگ شهروندی دارد یعنی افرادی که بیشتر از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند فرهنگ شهروندی بیشتری دارند. افراد عضو شبکه های اجتماعی ، مسئولیت پذیری، مشارکت، قانون مداری و فرهنگ شهروندی بالاتری نسبت به سایر افراد دارند.در شبکه های اجتماعی، همواره اعضای شبکه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به شرکت در فعالیت های واقعی در زندگی اجتماعی تحریک و تشویق می شوند. اثرگذاری زیاد شبکه های اجتماعی بر میزان و کیفیت مشارکت های اجتماعی باعث شکل گیری این شبکه ها در زمینه های خاص شده است. فرآیند ارتقا فرهنگ شهروندی از طریق شبکه های اجتماعی، با ارتباطات تعاملی، پویا و همه جانبه با دوستان، آشنایان، مسئولین و مدیران شهری و سایر اعضای اجتماع رخ می دهد ،اما در کشور ما نیاز به ایجاد تغییر و تحولات بیشتری است تا بتوان در راستای ارتقای فرهنگ شهروندی مبتنی بر شبکه های اجتماعی عملکرد موثری ارائه نمود.
Limitations of English Language Learning in Universities of Chaharmahal and Bakhtiari Province and Strategies to Overcome Them(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
iranian journal of educational sociology, Vol ۷, Number ۱ (۲۰۲۴)
124 - 132
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study aims to identify the limitations of English language learning in universities within the Chaharmahal and Bakhtiari province and to explore effective strategies proposed by students, instructors, and administrators to overcome these challenges.
Methodology: Employing a qualitative research design, this study conducted semi-structured interviews with 24 participants, including university students, English language instructors, and academic administrators from the Chaharmahal and Bakhtiari province. The data were analyzed through thematic analysis to achieve theoretical saturation, revealing key themes and concepts related to the limitations and strategies of English language learning.
Findings: The study identified two main themes: "Limitations" and "Strategies." Under "Limitations," five categories emerged: Resource Constraints, Curriculum Issues, Instructor Challenges, Motivational Factors, and Cultural Barriers, each encompassing specific challenges such as inadequate resources, outdated curriculum, instructor proficiency, and motivational and cultural issues. The "Strategies" theme also comprised five categories: Resource Enhancement, Curriculum Development, Instructor Support, Motivation Boosting, and Cultural Integration, suggesting targeted interventions like improving educational resources, updating the curriculum, supporting instructors, enhancing student motivation, and integrating cultural elements into the learning process.
Conclusion: The study underscores the multifaceted nature of challenges in English language learning in the Chaharmahal and Bakhtiari province, highlighting the need for comprehensive strategies that address resources, curriculum, instructor capabilities, motivational dynamics, and cultural considerations. Effective implementation of these strategies could significantly improve English language education, contributing to better language acquisition and educational outcomes for students in this region and similar contexts.
طبقه و التزام دینی در ایران: آزمون فرضیات رقیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
۱۹۴-۱۶۱
حوزههای تخصصی:
این مسئله و پرسش که آیا و چگونه دینِ افراد ارتباطی با موقعیت یا جایگاه آنان در نظام قشربندی اجتماعی دارد، از حیث تاریخی موضوعی موردعلاقه جامعه شناسان در چرخه های مختلف زمانی این رشته علمی از ابتدای تکوین تاکنون بوده است. مرور ادبیات تئوریک در این حوزه مطالعاتی نشان داد که پاسخ های علمی به پرسش مذکور را می توان به طورکلی ذیل دو نظریه محرومیت و قدرت نسبی در جامعه شناسی دین یافت که پیش بینی های متضادی را در مورد نحوه توزیع سطوح التزام دینی در نظام قشربندی اجتماعی ارائه می دهند. این مقاله پژوهشی به منظور آزمون تجربی فرضیات رقیب منبعث از دو نظریه محرومیت و قدرت نسبی در تبیین چگونگی ارتباط طبقه و التزام دینی تدوین گردید. در همین راستا، این فرضیه های رقیب با داده های حاصل از پیمایش ملّی با ۸۲۵۰۰ نفر از ایرانیان مسلمان مقابله شد تا میزان انطباق و تناظرشان با شواهد تجربی مورد ارزیابی قرار گیرد. یافته های تحقیق نشان داد که ارتباط طبقه با التزام دینی در میان مردم ایران عمدتاً در جهتی سازگار با تئوری محرومیت بوده و برای مدعای اصلی نظریه مزبور دلالت تأییدی داشته است. افزون بر آن، چون مدعای اصلی نظریه قدرت نسبی متضمن فرضیه متضاد و مانعه الجمع با نظریه محرومیت است، تأیید تجربی نظریه محرومیت منطقاً مستلزم رَد نظریه متضادش یعنی نظریه قدرت نسبی بوده است.
ارائه الگوی مدیریت خبر آتش سوزی های بزرگ در کشور؛ مطالعه موردی: حادثه پلاسکو در سال 1395(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف ارائه الگوی مدیریت خبر آتش سوزی های بزرگ در کشور انجام شده است. روش تحقیق آمیخته با استفاده رویکردهای کمی و کیفی است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل سردبیران خبری صدا و سیما در زمان بحران موردنظر، سخنگو و عوامل درگیر در مدیریت و عملیات سازمان آتش نشانی تهران، دبیر شورای اطلاع رسانی دولت در آن زمان و متخصصان ارتباطات و سردبیران رسانه ها در آن بحران بوده است. علاوه براین، جامعه آماری مربوط به بخش کمی، شامل کلیه اخباری است که در دو هفته بحران پلاسکو (30 دی 1395 لغایت 13 بهمن 1395) در رسانه-ها منتشر شده و شامل بیش از 100 هزار خبر است است. به منظور جمع آوری نمونه دربخش کیفی، ازروش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها درتحقیق حاضر در بخش کیفی و در راستای بهره گیری ازنظرات و دیدگاه های متخصصان وکارشناسان ازمصاحبه عمیق استفاده شده است. همچنین از روش های تحلیل مضمون و تحلیل محتوای کمی برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی و کمی استفاده شد. یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن است که رسانه های رسمی در قبال بحران پدید آمده در حادثه پلاسکو دارای نقطه قوتهایی از قبیل اولویت قائل شدن برای حادثه پلاسکو و به نوعی برجسته سازی خبری، نگاه محلی ملی به حادثه پلاسکو، مقدار زمان اختصاص داده شده به حادثه و بیان کردن ساده و بدون ابهام اخبار مربوط با حادثه پلاسکو بوده است. با اینجال، رسانه ملی در رابطه با حادثه ساختمان پلاسکو نقطه ضعف های اساسی دارد.در قبال حادثه پلاسکو و رعایت نکردن بی طرفی خبری، برجسته نکردن دولت، مسئولان، قوه قضاییه، شهرداری تهران و مجلس و توجه کمتر به مسئولیتهای آنان نسبت به حادثه پلاسکو و پوشش کمتر دولت و ارگانهای دولتی در این حادثه و به نوعی رفع مسئولیت از آنان مهمترین نقاط ضعف پوشش خبری حادثه ساختمان پلاسکو بوده است.
تدوین و اعتباربخشی مدل ژورنالیسم سازنده بر اساس مدل سازی معادله ساختاری: ارائه راهبرد سازگار با بافت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۹
115-142
حوزههای تخصصی:
ژورنالیسم سازنده یک رویکرد نوین به ارتباطات است که با تکیه بر مبانی نظری روانشناسی مثبت و اتخاذ یک رویکرد راه حل-محور، به دنبال حل مسائل و مشکلات جوامعی است که در آن ها مخاطبان با مشکلات فردی و اجتماعی روبرو هستند. با توجه به فراوانی چالش های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در ایران و نیاز به تغییر رویکرد رسانه ای، تحقیق حاضر تلاشی است تا انگاره عینی و کاربست-پذیر از این رویکرد ارائه کند و بر اساس آن سازگارترین راهبرد بومی برای اجرای این رویکرد را پیشنهاد کند. بدین منظور از روش مدل-سازی معادله ساختاری در نرم افزار اس پی اس اس و برای تدوین و اعتباربخشی انگاره ژورنالیسم سازنده و از راهبرد سناریونویسی در نرم-افزار سناریو ویزارد برای ارائه سازگارترین سناریوی استفاده از ژورنالیسم سازنده در رسانه های کشور استفاده شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که در برساخت انگاره ژورنالیسم سازنده 15 متغیر اصلی با بار عاملی قابل قبول نقش دارند که بر اساس ارزش ایگن در سه محور دانشی-معرفتی، رویکردشناختی-روش شناختی و سازمانی-ساختاری توزیع شده اند. همچنین نتایج حاصل از سناریونویسی نشان داد که آگاهی افزایی شناختی – عاطفی، نگرشی و انگیزشی نسبت به ژورنالیسم سازنده، تغییر ساختار، قوانین و وابستگی نهادی در رسانه های سنتی و آموزش رسانه-کنش گر در زمینه روش شناسی و روانشناسی ژورنالیسم، کلیدی ترین متغیرها در راهبرد سازگار هستند. این یافته ها برای مدیران رسانه ای، خبرنگاران، و محققان حوزه رسانه در ابعاد محتوایی و روش شناسی تحقیق، دارای کاربرد است.
مطالعه رابطه توسعه اقتصادی و دموکراسی در سطح جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
81 - 102
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: به دلیل ماهیت بسیار پیچیده و در حال تغییر جوامع امروزی، دولت ها با مسائل بسیار پیچیده و متنوعی روبرو می شوند که به تنهایی قادر به رفع آنها نیستند و در این راستا نیازمند مشارکت عموم شهروندان خود هستند. وضعیت جوامع نیز نشان داده که شهروندان تنها زمانی حاضر به همکاری با دولت های خود می شوند که آن دولت را برآمده از خود و دموکراتیک بدانند. هدف اصلی این مقاله، مطالعه سلسله مراتبی رابطه بین توسعه اقتصادی و دموکراسی در سطح جهان است. روش و داده ها: در این مقاله با استفاده از تحلیل ثانویه داده های حاصل از موج هفتم پروژه بررسی ارزش های جهانی (WVS) که در سال 2021 انجام شده، تأثیر توسعه اقتصادی بر دموکراسی در بین 48 کشور و با تعداد نمونه 69578 نفر مورد مطالعه قرار گرفت. از تحلیل واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون برای آزمون فرضیات و رگرسیون سلسله مراتبی برای سنجش مدل تحقیق استفاده شد. یافته ها: براساس یافته ها، بین متغیرهای توسعه اقتصادی با طبقه اجتماعی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین بین طبقه اجتماعی با اعتماد و رضایت از زندگی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. اعتماد، استقلال فردی و رضایت از زندگی نیز با دموکراسی رابطه مثبت و معنی داری دارند. نتایج رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که متغیر وابسته دموکراسی مستقیماً تحت تأثیر متغیرهای اعتماد، استقلال فردی، رضایتمندی، طبقه اجتماعی و توسعه اقتصادی است و در مجموع این متغیرها توانسته اند 11 درصد از تغییرات متغیر وابسته را توضیح دهند. بحث و نتیجه گیری: توسعه اقتصادی به عنوان متغیر اثرگذار بر دموکراسی، به تنهایی تعیین کننده تحولات دموکراتیک جوامع نبوده، و به واسطه اثراتی که بر تغییرات فرهنگی جوامع دارد می تواند بر رشد دموکراسی اثرگذار باشد. پیام اصلی: رابطه بین توسعه اقتصادی و دموکراسی در جوامع جدید، رابطه ای چندبعدی و پیچیده است. بالا بردن سطح توسعه اقتصادی و قرار دادن جامعه در جایگاه امن اقتصادی، بر بالا رفتن کیفیت زندگی شهروندان اثرگذار بوده و منجر به ارتقای فرهنگ مدنی در جامعه گردیده که همین تغییرات، منجر به ارتقای سطح دموکراسی در جامعه می گردد.
کاوش فرایندهای اجتماعی عود مصرف مواد مخدر در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
131 - 156
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در سالیان اخیر، گرایش جوانان به مواد اعتیادآور رشد بی وقفه ای پیدا کرده است. هدف مطالعه حاضر، ارائه مدل پارادایمی جهت واکاوی اکتشافی شرایط علّی، زمینه ای، و مداخله گر مرتبط با پدیده عودمصرف مواد در استان خوزستان، از نگاه کارشناسان و متخصصان فعال در کلنیک های تخصصی ترک اعتیاد است. روش و داده ها: مطالعه حاضر با استفاده از روش شناسی نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده های مورد نیاز جهت تحلیل با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق با 21 پزشک فعال در کلینیک های ترک اعتیاد استان خوزستان که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند، جمع آوری شده است. یافته ها: برمبنای مدل پارادایمی ارائه شده در مقاله، یکی از مهم ترین دلایل عود مصرف را باید در ناهماهنگی نظام سلامت با تغییرات حوزه تولید و مصرف مواد اعتیادآور لحاظ نمود. متاسفانه تمامی دستورالعمل های جاری در عرصه مواجه با سوءمصرف مواد (از مبارزه با تولید و توزیع تا پیشگیری و درمان)، همچنان منطبق بر مواد اوپیوئیدی است. از سوی دیگر، غلبه پارادایم پزشکی بر رویکردهای اجتماعی سبب شده تا سوءمصرف مواد به نوعی بیماری بیولوژیکی تقلیل پیدا کند و ازاین رو ترک مصرف به شیوه های قطع ناگهانی، سم زدایی یا کمپ های 21 روزه به مثابه درمان تلقی شود. در چنین شرایطی عود مصرف به عنوان یک پدیده طبیعی تلقی شده و علل اجتماعی، فرهنگی و روان شناختی آن در حاشیه سیاست گذاری های نظام سلامت در حوزه سوءمصرف قرار گرفته است. بحث و نتیجه گیری: شناخت چندپاره از سوءمصرف مواد، سبب غلبه پارادایم ترک بر درمان شده است به نحوی که عود مصرف پیامدی غیرقابل اجتناب برای مبتلایان به اعتیاد تلقی می شود. این در حالی است که با در نظر گرفتن سوءمصرف مواد (اعتیاد)، به عنوان پدیده ای زیست اجتماعی، درمان آن به شکل کامل میسر و دسترس پذیر خواهد بود. پیام اصلی: سوءمصرف مواد پدیده ای زیست اجتماعی است که ابتلا به آن بیش از آنکه متأثر از زمینه های ژنتیکی و فرآیندهای بیوشیمیایی مصرف مواد باشد، حاصل ناکارآمدی نهادی جامعه به ویژه در حوزه فراغت است. ازاین رو، تمام تلاش ها برای درمان آن در سطح فردی ناتمام بوده و منجر به غلبه پارادایم ترک بر درمان شده است. این درحالی است که با توجه ویژه به ابعاد زیست شناختی، روان شناختی و جامعه شناختی سوءمصرف مواد به مثابه یک پدیده زیست اجتماعی، می توان این بیماری را درمان نمود.
مردم نگاری شبکه ای کنش ها و چالش های حجاب استایل های اینستاگرامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اخیراً سبک های پوشش حرفه ای و مد در میان قشر مذهبی و محجبه نفوذ کرده است، و شاهد آن هستیم که بانوان مذهبی جامعه هم در کنار آنکه دغدغه پوشیدگی لباس خود را دارند، به دنبال ست کردن روسری، ساق دست و کیف و کفش خود هستند؛ این پدیده گاهی اوقات شکل افراطی به خود می گیرد. ریشه آن را می توان در جریان حجاب استایل ها و بلاگرهای حجاب جستجو کرد. جریانی که موجب شده بخشی از اقشار مذهبی هم از فلسفه حجاب فاصله بگیرند. حجاب استایل ها و بلاگرهای حجاب علاوه بر برنامه ریزی برای استحاله چادر و حجاب قشر مذهبی، اهداف سیاسی را نیز دنبال می کنند. بر این اساس، هدف از انجام مطالعه حاضر، واکاوی کنش ها و چالش های حجاب استایل ها در رسانه اجتماعی اینستاگرام است.روش شناسی: این مطالعه با رویکرد تفسیرگرا، از استراتژی پژوهش مردم نگاری شبکه ای (نتنوگرافی) برای واکاوی کنش ها و چالش های حجاب استایل های اینستاگرامی بهره می برد. در این راستا، کامنت ها و پست های منتشر شده در 6 ماه اخیر توسط 5 حجاب استایل اینستاگرامی با استفاده از نمونه گیری قضاوتی هدفمند گردآوری و تحلیل شد. افزون بر این، با 6 نفر از فعالین حوزه حجاب و عفاف نیز مصاحبه های بدون ساختاری صورت گرفت. یافته ها: مضامین شناسایی شده برای آسیب های حجاب استایل های اینستاگرامی مشتمل بر تغییر در مفهوم حجاب، استفاده ابزاری از حجاب، ترغیب به مصرف غیرعقلایی، استانداردسازی نامناسب، و شکل گیری تقابل و تفرقه بود. به علاوه، مضامین احصاء شده برای راهکارهای مواجهه موثر با حجاب استایل های اینستاگرامی شامل ارائه الگوی مناسب حجاب مطابق با ارزش های اسلامی، توسعه زیرساخت های اجتماعی و فرهنگی و قانون گذاری مناسب برای فضای مجازی بود.نتیجه گیری: در ابتدا بلاگرهای حجاب، درصدد معرفی بُعد اجتماعی حجاب بودند اما در عمل نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه تبلیغی نادرست از پوشش حجاب در عرف جامعه شکل گرفت. حجاب استایل ها با تبدیل حجاب به استایل و استفاده از عبا به جای چادر، به دنبال عادی سازی این نوع از پوشش هستند و فعالیت این بلاگرها نه تنها تأثیر مثبتی در پذیرش حجاب نداشته است بلکه ارزش های حجاب را دچار تغییرات منفی کرده است.
تنازع آرمان خواهی و واقع بینی در سینمای محمدحسین مهدویان با تحلیل سه فیلم «لاتاری»، «ماجرای نیمروز» و «رد خون»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۸)
125 - 155
حوزههای تخصصی:
در هر جامعه انقلابی پس از چند سال با رخ نمایاندن نتیجه عملی انقلاب مسئله نزاع آرمان و واقعیت موضوعیت می یابد. سینما به مثابه یک نهاد اجتماعی همواره واجد این ظرفیت بوده است که اهم مسائل اجتماعی را بر اساس زبان خود روایت کند و در طرح و صورت بندی منازعات زندگی جمعی، از جمله نزاع آرمان گرایی و واقع گرایی مشارکت کند. در پژوهش های پیشین در مواردی اثر تغییر گفتمان ها بر تغییر سینماگران مورد بررسی قرار گرفته است اما تمرکزی بر مسئله آرمان و واقعیت نشده است. نسل های مختلف از سینماگران ایرانی بر موضوع آرمان تمرکز داشته اند. در دهه های 60 ،70 و 80 این موضوع در آثار کارگردانانی چون محسن مخملباف، ابراهیم حاتمی کیا و رضا میرکریمی دیده شده است. در نسل جدید سینماگران هم محمدحسین مهدویان کارگردانی است که این مسئله برایش موضوعیت دارد. در این تحقیق هر سه اثر محمد حسین مهدویان یعنی «لاتاری»، «رد خون» و «ماجرای نیمروز» که مربوط به موضوع آرمان و واقعیت است به روش جان فیسک، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نتیجه تحلیل این سه فیلم این است که محمدحسین مهدویان در نزاع آرمان و واقعیت، نه به طور کامل طرف آرمان است و نه واقعیت و هر دوی این نگاه ها را نابسنده می داند، هرچند نگاه آرمانی صرف را مخرب تر تصویر کرده است.
بررسی طرز تلقی دو نسل جوان و میانسال از آزادی در ایران (مورد مطالعه: شهروندان شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی تلقی دو نسل جوان و میانسال از آزادی در شهروندان شهر رشت با استفاده از نظریات رونالد اینگلهارت و آیزیا برلین تدوین شده است. براساس نظریه برلین آزادی به عنوان عنصری مهم در بافت ارزش ها، حقوق شخصی و زندگی خصوصی و اجتماعی افراد جای دارد. همچنین بر پایه نظریه اینگلهارت با توجه به دگرگونی ارزش و تغییر نسلی تفاوت دیدگاه در حوزه های مختلف بین شهروندان شکل می گیرد. مقاله حاضر از لحاظ روش، در زمره پژوهش های کمی قرار دارد و داده های پژوهش به وسیله پرسش نامه و با حجم نمونه 384 نفر و با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی در نسل جوان با محدوده سنی 18- 29 ساله و میانسال با محدوده سنی 40 تا 49 ساله جمع آوری شده است. طبق یافته های پژوهش، میانگین تلقی از آزادی در نسل جوان 2.60 و در نسل میانسال 2.63 بوده و هر دو نمره کمی بالاتر از عدد میانگین است و بر این اساس تفاوت اندکی در دو نسل وجود دارد، هرچند تلقی از آزادی فردی در نسل میانسال کمی بیشتر از نسل جوان است؛ اما میزان سرمایه اجتماعی در دو نسل تفاوتی ندارد. احساس محرومیت اجتماعی در نسل میانسال اندکی بیشتر از نسل جوان است و تفاوت احساس محرومیت اجتماعی در دو نسل جوان و میانسال معنادار نیست. میانگین دینداری در نسل جوان با نمره 3.13 و در نسل میانسال نمره 3.55 بالاتر از میانگین است؛ به عبارتی تفاوت دینداری در دو نسل جوان و میانسال معنادار بوده و قابلیت تعمیم به جامعه آماری را دارد. براساس نتایج رگرسیون چندگانه متغیرهای احساس محرومیت اجتماعی، سرمایه اجتماعی و دینداری 24 درصد از تغییرات متغیر تلقی از آزادی را تبیین می کنند و متغیر دینداری بیشترین اثر مستقیم را بر تلقی از آزادی دارد.
مطالعه زمینه های اجتماعی آموزش آنلاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش آنلاین حاصل پیوند میان آموزش و فناوری و یکی از محورهای اصلی تحول جامعه و آموزش محسوب می شود. در راستای این تحول، پرسش اساسی این است که شکل گیری آموزش آنلاین در بستر پلتفرم های آموزشی، مستلزم وجود چه شرایط اجتماعی ای است و چه راهبردهایی را طلب می کند؟
برای پاسخگویی به این پرسش، از روش شناسی کیفی و رویکرد نظریه داده بنیاد استفاده شد. جامعه هدف، معلمان و مدرسان شهر یزد بودند که با نمونه گیری نظری و هدفمند، 15 نفر آن ها برای اخذ مصاحبه عمیق انتخاب شدند. فرایند نمونه گیری در این تحقیق تا مرحله اشباع اطلاعات ادامه یافت؛ به شکلی که مصاحبه جدید تأثیری در پیشبرد نظریه نهایی نداشت.
داده های جمع آوری شده در این تحقیق در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. این تحلیل ها با تکیه بر چارچوب مفهومی جامعه شناسانه صورت گرفت و نتایج آن در قالب 16 مقوله اصلی و یک مقوله هسته به همراه مدل پارادایمی خط داستان ارائه شد. یافته ها حاکی از آن بود که «سازمان دهی هدفمند آموزش آنلاین» به عنوان پدیده مرکزی به دنبال مجموعه ای از عواملی مانند تمرکززدایی مکانی و زمانی از آموزش، کنش هدفمند آموزشی افراد، سرمایه گذاری روی معلمان، سن محوری آموزش آنلاین، تکثر منابع عرضه و تقاضای آموزشی، مدیریت خصوصی اپ های آموزشی و پذیرش زمانمند آموزش آنلاین به همراه مجموعه ای از عوامل زمینه ای و مداخله گر ایجاد می شود.
اجرای هدفمند آموزش آنلاین نیازمند راهبردهایی مانند خلاقیت و ارتباط در آموزش و رقابت آموزشی آنلاین است که نتایجی مانند تمرکززدایی در آموزش، تکامل یافتن آموزش و نامحدودیت در آموزش آنلاین را به دنبال دارد. خط داستان و مدل پارادایمی درک بهتری از نتایج به دست می دهند.
تحلیل داده بنیاد دسترسی به سلاح گرم غیر مجاز در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: وجود تعداد سلاح گرم غیر مجاز در دست مردم ارتباط مستقیم با جرائم خشونت آمیز همچون سرقت، نزاع، قتل، گروگانگیری و راهزنی؛ با بهره گیری از سلاح گرم دارد؛ این موضوع می تواند چالشی جدی برای امنیت عمومی را شکل دهد. این پژوهش با رویکردی کیفی و با هدف تحلیل دسترسی مجرمین به سلاح گرم غیرمجاز ؛ تلاش نموده است تا درکی روشن و مبتنی بر بستر خاص استان خوزستان درباره این پدیده ارائه نماید. روش: پژوهش حاضر از حیث هدف بنیادی؛ از لحاظ روش کیفی و با رویکرد گرندد تئوری انجام شده است. روش نمونه گیری؛ هدفمند ودر قالب نموه گیری نظری صورت پذیرفته است. روش جمع آوری داده ها؛ در قالب مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با 15 نفر از کارکنان پلیس مرتبط با جرائم مسلحانه در استان خوزستان، انجام پذیرفته است.یافته ها: یافته ها متشکل از 18 کد مفهومی و 7 مقوله اصلی شامل: مجاورت با مرز و آثار جنگ به عنوان شرایط علی؛ جذابیت های فرهنگی سلاح و تعاملات تاریخی مرزی به عنوان شرایط زمینه ای؛ فرصت های نامشروع، کژکارکردی نهادی و اشراف کامل مرزی به عنوان شرایط مداخله گر؛ ارتکاب سرقت مسلحانه، ارتکاب نزاع های مسلحانه، ارتکاب قتل و ارتکاب گروگانگیری به عنوان راهبرد و ایجاد نا امنی و همچنین ایجاد احساس ناامنی به عنوان پیامد دسته بندی شده اند.نتایج: پدیده محوری پژوهش با توجه به مقولات شکل گرفته؛ با عنوان"سهولت دسترسی به سلاح گرم نتیجه استقبال از فرصت های نامشروع " نام گذاری شده است. بدین ترتیب وجود برخی فرصت های نامشروع به همراه پاره ای عوامل فرهنگی، موقعیت جغرافیایی و همچنین کژکارکردی نهادها منجر به سهولت دسترسی به انواع سلاح گرم در استان خوزستان شناسایی گردیده است .
«نظام آموزش و پرورش توسعه گرا و سطح تحقق «آن در ایران، مالزی، ترکیه و کره جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
89 - 157
حلقه مفقوده توسعه اقتصادی اجتماعی جوامع، عمدتاً فکری- فلسفی است که آن را باید در بازسازی اندیشه ها و بهسازی فرآیندهای عمل و بازنگری در سیاست گذاری فرهنگی، آموزشی و اقتصادی جستجو نمود. پس بازنگری در سیاست گذاری فرهنگی، بخصوص توسعه محور نمودن شکل و محتوای سیستم های آموزشی، از الزامات جهانی زندگی در هزاره سوم است. مسئله این پژوهش، چیستی این اصلاحات آموزشی توسعه گرا برای ایران است. بینش نظری پژوهش «رویکرد قابلیت سازی یا توانمندسازی» می باشد. سه شاخص اساسی این رویکرد؛ مشارکت و آزادی انتخاب، عدالت اجتماعی - آموزشی و شایستگی، معرف مولفه های ساختاری و محتوایی نظام آموزش پرورش توسعه گراست؛ که تحقق آن در یک بافتارفرهنگی سیاسی منسجم و هماهنگ بین اجزاء و زیرنظام های آن در جامعه امکان پذیر است. رویکرد پژوهش، کیفی، روش آن اسنادی و تطبیقی است. راهبرد تحلیلی، شامل تحلیل اسنادی و الگوی تطبیقی جرج بردی است. سه کشور مورد بررسی (کره جنوبی، مالزی و ترکیه) می باشند. نتایج نشان می دهد که فاصله نظام آموزش پرورش ایران، در مولفه های ساختاری و محتوایی، با رقبای توسعه ایران، زیاد است. الزامات ساختاری و محتوایی برای تحقق نظام آموزش پرورش توسعه گرا در ایران شامل؛ تدوین شاخص های ارزیابی سند تحول: ایده برداری از کشورهای موفق، توجه به عدالت اجتماعی - آموزشی، تحقق چشم انداز مالی مندرج در سند تحول بنیادین؛ رفع موانع سیاسی احتمالی می باشد.
بررسی چگونگی موفقیت جهادسازندگی به مثابه نهادی بومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
123 - 143
امروزه هر کشوری سعی دارد بر مبنای شرایط تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خود، برنامه و روش منحصر به فردی را در مسیر پیشرفت طراحی و اجرا کند. از این رو بررسی تجربیات موفق بومی و احصاء عوامل و چگونگی موفقیت در آنها از امور لازم برای روشن شدن مسیر پیشرفت اختصاصی هر کشور است. مقاله حاضر با تمرکز بر مطالعات پیشین از روش تحلیل ثانویه برای بررسی چگونگی موفقیت جهاد سازندگی به عنوان یکی از تجربیات موفق بعد از پیروزی انقلاب اسلامی استفاده کرده است. لذا از بررسی 38 عنوان کتاب، مقاله و رساله برگزیده در موضوع جهادسازندگی ابتدا به مضامین اصلی در توضیح چگونگی موفقیت جهادسازندگی دست یافتیم و آنها را براساس ابعاد نظریه تحلیل نهادی استروم در 4 بعد اصلی ویژگی بازیگران، ویژگی نهاد، ویژگی خدمات و ویژگی های جامعه توضیح دادیم.در نهایت عامل پیوند دهنده ویژگی های مرور شده در ابعاد چهارگانه ذیل مفهوم «عقلانیت اجتماعی» جایگذاری و تحلیل شد.
تحلیل سرمایه اجتماعی در بین ایرانیان (به مثابه کلان مفهوم تبیین کننده وضعیت اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماندگاری هر جامعه انسانی به سطحی از سرمایه اجتماعی وابسته است. نوشتار حاضر به تحلیل سرمایه اجتماعی در میان مردم ایران با توجه به یافته های پیمایش های ملی (سال های 1394، 1397 و 1400 ه.ش) می پردازد. نتایج نشان دهنده کاهش سرمایه اجتماعی در برخی ابعاد، به ویژه در حوزه های مربوط به اعتماد و رضایت نهادی و سازمانی است. وضعیت سرمایه اجتماعی در این حوزه ها در بازه 0 تا 100، از نمره 50/43 در سال 1394 به میانگین نمره 75/36 در سال 1400 کاهش یافته است. این شرایط بر اساس «نظریه سرایت» بر کاهش امید به آینده اجتماعی و پایین آمدن چشم انداز مثبت نسبت به آینده جامعه تأثیرگذار بوده است. به همین دلیل، افراد طبق «نظریه جبران» به سرمایه گذاری در حوزه های فردی و بین فردی روی آورده و سعی دارند برای آینده فردی یا گروهی خود سرمایه گذاری کنند که این امر نشان دهنده شکل گیری نوعی سرمایه اجتماعی جزیره ای است. نکته امیدوارکننده این است که نوعی ارتباطات اجتماعی مبتنی بر فضای مجازی و همچنین روابط حرفه ای، صنفی و علایق مشترک به جای سرمایه اجتماعی خویشاوندی و طایفه ای در حال شکل گیری است که نشان دهنده چرخش در برخی از اشکال تعاملات و مناسبات در جامعه امروزی می باشد.