ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۱۰۶۱.

واکاوی تطبیقی واژگان دخیل فارسی در ادب عربی منظوم خراسان (قرن چهارم و پنجم)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۷۶
در طول تاریخ، ملّت ها و اقوام مختلف به واسطه همجواری جغرافیایی، مبادلات تجاری و نیز برخی شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر آنها، به ناچار با یکدیگر ارتباط داشته و این روابط و پیوستگی به مرور زمان تا بدان جا تعمیق یافته، که پیوندهای ناگسستنی فرهنگی و خانوادگی را به دنبال داشته است. طبیعی است که این امر، بر زبان و ادبیّات مردم علی رغم تفاوت های فرهنگی و ملّی، تأثیر گذارده و تنوّع در گفتار و واژگان را رقم زده است. علاوه بر این، اهتمام حکومت ها به علم و دانش، وجود علما و ادبا و محافل مختلف ادبی، عامل دیگری بر امتزاج فرهنگی به ویژه، عرصه واژگانی و گفتاری بوده و روشن است که در چنین فضایی و تأثیرات متقابل دو زبان بر یکدیگر، راه برای ورود واژگان دخیل را هموار نموده است. این پژوهش کوشیده است با دسته بندی واژگان معرّب در ده موضوع مرتبط و با روش توصیفی و تحلیلی به واکاوی مسأله بپردازد و در مجموع سی واژه دخیل که بیشترین بسامد را در ادبیات منظوم شعرای عربی سرای خراسان داشته، مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شعرای تازی گوی خراسان در دو قرن چهارم و پنجم توانسه اند با وارد کردن واژگان دخیل فارسی در ادب عربی غنای فرهنگی این زبان را برجسته جلوه داده و میزان نفوذ فرهنگ و ادب ایرانی را در دیگر زبان ها، به ویژه عربی به نمایش گذارند که این امر را می توان نوعی ابتکار ادبای خراسان در احیای فرهنگ فارسی و هویت بخشی به اصالت زبان ایرانی دانست.
۱۰۶۲.

واکاوی اعتماد در گفتمان های سیاسی بازتاب یافته در کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۲
در این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی، به بررسی «اعتماد» در گفتمان های سیاسی بازتاب یافته در کلیله و دمنه پرداخته و رابطه پنج مؤلفه امنیت، نظام طبقاتی، خویشاوندی، دشمن و خطاکاران، در نسبت با اعتماد سنجیده شده است. یافته های پژوهش، نشان می دهد درباره اعتماد، با توجه به موقعیت ها و وضعیت هایی که شخصیت ها در آن قرار می گیرند، گفتمان های متفاوتی وجود دارد؛ چنان که درباره رابطه با شاه و دربار سه گفتمان دیده می شود: گفتمان محتاطانه که در آن بر محدودسازی شعاع اعتماد تأکید می گردد؛ گفتمان فرصت طلبانه که دستیابی به اعتماد را ممکن می داند و گفتمان اصلاح گرایانه که شاه با پذیرش خطا و تکیه بر خرد، در پی بازسازی اعتماد است. در زمینه انتخاب کارگزاران، در گفتمان سیاسی غالب، اعتماد بر اساس قدرت، ثروت و خویشاوندی است؛ اما در گفتمان بدیل که فرودستان مدافع آن هستند، بر شایستگی های فردی تأکید می شود. درباره اعتماد به دشمن، سه نگرش: بی اعتمادی مطلق، اعتماد عقلانی و اعتماد مبتنی بر ویژگی های فردی بازنمایی شده است. در خصوص خطاکاران نیز میزان اعتماد، به جایگاه اجتماعی افراد و نوع خطا وابسته است؛ چنان که خطاهای کوچک فرودستان با گذشت مواجه می شود؛ اما خطای فرادستان، حتی کوچک، بازیابی اعتماد را دشوار می کند. در مجموع، می توان گفت در گفتمان های سیاسی بازنمایی شده در کلیله و دمنه، ضمن تثبیت برخی هنجارهای سنتی، امکان بازاندیشی در روابط قدرت و عبور از مرزهای نظام طبقاتی وجود دارد. این رویکردها نشان می دهد اعتماد سیاسی در کلیله و دمنه، متأثر از بافت اجتماعی، جایگاه طبقاتی و راهبردهای کنشگران است.
۱۰۶۳.

سنجش و ارزیابی بافت کلامی رمان «علی مائده داعش» اثر زهراء عبدالله بر اساس رویکرد حل مسأله مایکل هوئی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۱
با پیشرفت روزافزون زبان شناسی و نقد ادبی در دوران معاصر، تحلیل آثار ادبی از سطح واژه و جمله فراتر رفته و به بررسی کلیت متن داستانی معطوف شده است. در این راستا، نظریات متعددی ارائه شده که یکی از مهم ترین و پرکاربردترین آن ها، نظریه «رویکرد حل مسئله» مایکل هوئی است که در حوزه زبان شناسی متن جای می گیرد. این نظریه شامل سه مؤلفه موقعیّت، مسئله، پاسخ و ارزیابی است. هرچند می توان آن را برای انواع متون به کار برد، اما در تحلیل رمان ها که ژانری اجتماعی دارند، کارایی بالایی دارد؛ به ویژه در رمان هایی که به مسائل اجتماعی و چالش های بنیادین جامعه می پردازند، بسیار مفید و قابل استفاده است. در این مقاله، با تکیه بر روش توصیفی–تحلیلی، رمان علی مائده داعش اثر زهراء عبدالله، نویسنده سوری، بر پایه نظریه «رویکرد حل مسئله» مایکل بررسی شده است. هدف، سنجش توانمندی رمان در طرح مسئله تعدی به زنان ایزدی توسط نیروهای داعش و نحوه پاسخ گویی آن به مخاطب در این زمینه است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تجاوز به زنان ایزدی، به عنوان یکی از بزرگ ترین جنایات داعش، مسئله محوری این رمان به شمار می آید. نویسنده به تبیین هولناک موقعیّت مسأله و ابعاد وحشتناک آن و همچنین به پاسخ هایی نظیر خودکشی، فرار و غیره که اکثراً به ارزیابی منفی می انجامد پرداخته است و در هر موقعیت که در نتیجه ظهور داعش و اعمال خشونت های سیستمی آن انجام می گرفت، کنش ها یا ضد کنش هایی انجام می گرفت که می توان آن را تلاشی برای خروج از بحران یا اعمال نظر وعقیده در نظر گرفت.
۱۰۶۴.

کارنواهای صیادی استان گیلان (مطالعه موردی: بندر انزلی و بندرکیاشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۲۰۹
در فرهنگ مردم حاشیه دریای خزر، صیادی جایگاه مهمی در معیشت و سبک زندگی آن ها دارد؛ بدین سبب، صیادان در این فرهنگ نقش چشم گیری در اقتصاد دارند. وجود دریا، رود و شرایط آب و هوا، فضای مناسبی برای زیست مردم ساحل نشین فراهم کرده است. برخی شهرهای ساحلی همچون بندرانزلی و بندرکیاشهر به دلیل داشتن مرداب و مصب رودخانه، از دیرباز محل تخم ریزی انواع ماهی های استخوانی و بدون استخوان بودند. این شهرها به عنوان پایتخت ماهیان خاویاری، صیادانی را در خود پرورش داد که نه تنها برای مجموعه شیلات لیانازوفِ روسی پرفایده بودند، بلکه در صیدهای انفرادی یا چند نفره نیز، بدون وابستگی به شیلات، صیاد باتجربه ای شدند. وجود اشعار، ترانه ها، ضرب المثل ها، کارآواها و قصه های شکارسری و صیادی در بین ماهی گیران و مردم عادی بازتاب داشته، به گونه ای که می توان آن ها را بخشی از فرهنگ شفاهی مردم گیلان دانست. در این فرهنگ، اشعار مختلفی به یاد صیادان سروده شد که از زبان خودشان یا دیگران جاری می گردد. اگرچه نواهای صیادی شمال ایران به دلیل وجود ماهیان باارزش خاویاری و شرایط ویژه صید، مانند نواهای صیادی جنوب ایران، با ساز و آواز خوانده نمی شود، اما در همین تعداد انگشت شماری که برجای مانده، نام برخی از ماهی ها، پرندگان، ابزار کار و اسامی افراد شنیده می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که شعر صیادی در حاشیه دریای خزر به دو شاخه «ترانه های کار و سوگواره های صیادی» تقسیم می شود. تعداد کارنواهای صیادی در شمال ایران به دلیل شرایط جغرافیایی و سیاسی اندک است و پژوهش های دامنه دار نتوانست نتایج بیشتری در دست پژوهش گر قرار دهد.
۱۰۶۵.

تحلیل انتقادی گفتمان مناجات های مصیبت نامه عطار برمبنای روش فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۴۷
مصیبت نامه از مهم ترین مثنوی های عطار در حوزه ادبیات عرفانی است که مناجات های شاعر با معبود جذابیتی ویژه به آن بخشیده است. شاعر ازطریق ساختار گفتمان هایی که ترس، ملامت و صمیمیت را بازنمایی می کند، اندیشه های اجتماعی و اخلاقی خود را بیان می کند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی-تحلیلی، ابعاد گفتمانی مناجات های مصیبت نامه عطار و چگونگی تبیین و تفسیر مناسبات اجتماعی و روابط قدرت در این متن براساس انگاره فرکلاف مطالعه می شود. انواع مناجات های عطار در مصیبت نامه براساس این رویکرد شامل سه شاخه مناجات خوف آمیز، صمیمانه، و ملامت آمیز است که در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی شده است. در سطح توصیف، ویژگی های واژگان، ساختار جملات و دستورزبان بیان کننده تجربه اجتماعی شاعر است و خفقان و التهاب اجتماعی قرن هفتم هجری در خراسان را بازگو می کند. در سطح تفسیر، تمرکز شاعر بر توصیف عمده صفات خداوند است که از تسلیم محض بنده دربرابر خداوند حکایت دارد و تسلط اندیشه جبرگرایی اشعریان بر اجتماع شاعر را تأیید می کند. در سطح تبیین، ردّپای نظام درباری و تمایل شاعر به پاک سازی فضای عصر را مشاهده می کنیم؛ فضایی که در آن آشوب های اجتماعی، مذهبی و عقیدتی رسوب کرده و دنیاگرایی و منفعت طلبی رونق گرفته است. بازنمایی نظام حاکمیتی جامعه و آرمان جویی شاعر برای ایجاد صلح و دوستی از دیگر یافته ها است.
۱۰۶۶.

مضمون شناسی گناه شهریار در اساطیر زرتشتی و متون پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۴۱۱
مضمون شناسی به عنوان یکی از رویکردهای جذاب و مهم ادبیات تطبیقی، به واکاوی و بررسی تحول یک الگو یا مضمون در چند متن روایی ادبی می پردازد. یکی از مضامین اساسی در فرهنگ های گوناگون، مضمون گناه است که ریشه در باور و اعتقادات فرهنگی ملل مختلف دارد و به عنوان یک تجربه شناختی، عاطفی، یک بحران اجتماعی یا دینی، موضوعی دیرینه است که می توان نشانه های حضور آن را در آثار تمدن بشری یافت. در این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی به بزه سه شهریار ایرانی جمشید، فریدون و کاوس از منظر مضمون شناسی پرداخته وتلاش شده توجیهی برای از دست دادن نامیرایی و جاودانگی این شهریاران فراهم شود. این پژوهش مفهوم گناه را در متون زرتشتی و پهلوی در برخورد با هنجارهای اجتماعی و همچنین در تقابل با مفاهیم قدسی و الوهی مورد بررسی قرار داده تا از این طریق لایه های پنهان و ناخودآگاه موجود در متون موردبحث را در حوزه گناه آشکار کند. با توجه به مستندات ارائه شده، این مقاله نشان می دهد متون پهلوی بیشترین تجلی گاه گسترش مضمون گناه است که با توجه به شرایط زمانی و نیازهای جامعه، این مضمون دچار گسترش یا نوزایی شده است. ازآنجاکه مفهوم گناه در پژوهش حاضر در تقابل با دو مفهوم هنجار و مفاهیم قدسی تعریف شد، گناه شهریاران اسطوره ای موردبحث در تقابل با این دو تعریف، قرار گرفت و نتیجه گیری شد سنت های موردپذیرش جامعه و قوانین قدسی و الوهی در جامعه ایرانی در یک دسته قرار می گیرند.
۱۰۶۷.

معرفی دیوان «دارالسلام» شیخ عبدالرزاق نقشبندی به همراه تحلیل ساختاری و محتوایی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
شیخ عبدالرزاق نقشبندی از صوفیان برجسته وادی جنت کشمیر است. وی دیوان «دارالسلام» را بر وزن «حدیقه الحقیقه» سنایی در موضاعات اخلاقی و عرفانی سروده است؛ و علاوه بر این، در مورد زندگی خود، چگونگی مشرف شدن به درگاه طریقت، ارادت نسبت به مراد و مرشدش و برخی مسائل اجتماعی و سیاسی عصر خویش نیز در آن سخن رانده است. همچنین او در این اثرگرانقدر 28 تن از بزرگان و خواجگان سلسله نقشبندیه را به صورت گسترده معرفی و مدح کرده است. از میان تذکره های موجود و مربوط به این موضوع، تنها در تذکره حاجی محی الدین مسکین در پنج سطر ازاین صوفی پرکار سخن به میان آمده است و بقیه تذکره ها در باره او ساکت هستند؛ اما متن اشعار باقی مانده از دیوان دارالسلام، آگاهی های مفصلی را درباره زندگی پر فراز و نشیب این شاعر صوفی مسلک فرا روی ما قرار می دهد. بر این اساس اشعار شیخ نشان می دهد او در قرن دوازدهم هجری می زیسته و مذهب حنفی داشته و در عرفان، پیرو مسلک و مرام مشایخ سلسله نقشبندیه بوده است. از دیوان دارالسلام تنها دو نسخه باقی مانده که در اوایل قرن سیزدهم هجری به وسیله شیخ عبدالقدیر بدری نگاشته شده است. اشعار شیخ عبد الرزاق که جنبه تعلیمی دارد معمولاً روان و قابل فهم است؛ اما به دلیل طولانی بودن برخی از موضوعات و حاشیه رفتن های بی مورد، گاهی مطالب غیر ضروری باعث سردرگمی خوانندگان می شود. از جهت زبانی حذف و افزایش واج ها از مهم ترین ویژگی های آوایی اشعاراین دیوان است. اگرچه دیوان شیخ به زبان رایج دوره شاعر سروده شده ؛ اما این شاعر آشنا به زبان فارسی واژگان فارسی و عربی قدیم را نیز به مقدار زیاد در دیوانش به کاربرده است. همچنین او در این اثر صوفیانه در به کارگیری فنون ادبی و زیبایی های بلاغی مانند شاعران حرفه ای عمل نکرده و بیشتراز آرایه تضمین و تلمیح بهره برده است که نشان دهنده تاثیر پذیری او از متون اسلامی به خصوص قرآن و حدیث است.
۱۰۶۸.

بررسی و تحلیل انضمامی روایت «رستم و شَغاد» با استفاده از رویکرد نقد نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۶
قصه «رستم و شغاد» یکی از فنّی ترین و منسجم ترین روایت های موجود در شاهنامه است. در این قصه، برجسته ترین پهلوان شاهنامه، رستم، از جریان روایت حذف می شود. علاقه فردوسی به رستم سبب شده است تا فردوسی برای حذف او حساسیت و وسواس زیادی نشان دهد. فردوسی برای حذف این شخصیت ملی مجبور بوده است تا دقت زبانی و روان شناختی زیادی صرف کند تا مرگ رستم، با آن عظمت و شکست ناپذیری، معقول و پذیرفتنی جلوه کند. نقد نو، به منزله رویکردی انضمامی و سیستمی، تلاش می کند تا با اصالت بخشیدن به متن، الگوهای کلامی، هماهنگی، و وحدت درونی اجزا را در اثر نشان دهد. پیش فرض مقاله این است که فردوسی با استفاده از مقولا تی به نام «بازی اعتماد» و «فریب عاطفی» تلاش کرده است تا مرگ پهلوانی چون رستم را برای خواننده باورپذیر کند. مقدماتی چون «مفتون سازی»، «متقاعدسازی»، «خلق بحران و اضطرار»، «ایجاد حیرت»، «تبدیل قصه من به ما»، «تبانی»، «جلب اعتماد»، «تسریع اعتماد»، و «توطئه» قتل رستم را تا حد زیادی منطقی می کند. در این مقاله، با روش توصیف و تحلیل کیفی و دقیقِ متن، تلاش می شود تا مقدمات زبانی و ذهنیت روان شناختی فردوسی برای توجیه پذیری مرگ ابرپهلوان اثر ارزیابی شود.
۱۰۶۹.

سبب تألیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۴
سرایش و خلق هر اثر ادبی انگیزه و سببی دارد که نویسنده یا شاعر در بیشتر مواقع بدان اشاره می کند و گاهی نیز برحسب دلایل برون متنی می توان به آن پی برد. توجه به ذکر تالیف به حدی است که در بیشتر منظومه ها، بخشی از مقدمه اثر بدان اختصاص یافته است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است و هدف آن بررسی سبب تالیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم است و سعی دارد نشان دهد شاعران چه انگیزه هایی برای سرایش اثر خود داشته اند و آیا همواره آنچه شاعر در سبب تالیف آورده قابل پذیرش است یا موضوعی خیالی و بن مایه ای ادبی محسوب می شود. این مقاله با بررسی سبب تالیف در نوزده منظومه غنایی تا قرن هشتم نشان داده که آنها در دو دسته مولف محور و مخاطب محور جای می گیرند. در نوع نخست شاعر منفعت شخصی و فردی مثل ماندگاری نام نیک و نشان دادن توانایی و مهارت خود یا دریافت صله مدنظر داشته و در نوع دوم، شاعر منظومه ای را به سفارش دیگران و اجابت درخواست آنها سروده است. پربسامدترین سبب تالیف سفارش دیگران از جمله صاحبان قدرت و درباریان است که در دوازده اثر بدان اشاره شده است. مردم پسندی و تمایل آنها به داستان های عاشقانه نیز دومین انگیزه سرایش محسوب می شود که هردو انگیزه مخاطب محور است. از میان صاحبان منظومه های مورد بررسی، نظامی توجه خاصی به ثبت آن داشته و بخش مستقلی بدان اختصاص داده است.
۱۰۷۰.

تبیین و تحلیل آیکونوگرافیکِ تندیسِ انسان عقرب شانه در فرهنگ جیرفت (هزاره سوم پیش از میلاد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۳۸
زمینه/ هدف: اشیای مکشوفه حوضه تمدن هلیل رود، در معنای اخص فرهنگ جیرفت؛ یکی از مناشقه برانگیزترین مباحث دنیای شرق باستان است. منطقه جیرفت از منظر باستان شناختی تا پیش از سال 1380ش. تقریباً ناشناخته بود. پس از وقوع سیل در این منطقه و کشف ظروف سنگی گوناگون با شمایل مختلف، توجه بسیاری از باستان شناسان بار دیگر به جنوب شرق ایران جلب شد. از منظر باستان شناختی دیرینگی فرهنگ مذکور به هزاره سوم پیش از میلاد در عصر مفرغ می رسید. یکی از مهم ترین اشیای این فرهنگ مجسمه انسان عقرب شانه است. هدف پژوهش پیش رو آن است که معنای حقیقی و کارکرد تندیس انسان عقرب شانه در فرهنگ جیرفت و ارتباط تندیس مزبور و معنای آن در تمدن های همجوار جیرفت در هزاره 3پ.م را مورد واکاوی قرار دهد. روش/ رویکرد: یکی از مهم ترین شیوه های مطالعاتی آثار هنری، پژوهش آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک است. مطالعه آیکونوگرافیک مرحله ای از تأویل است که از طریق آن ادبیات و داستان های مرتبط با یک اثر نمایان می شود. در مقابل از طریق مطالعه آیکونولوژیک معنای نهفته در نمادها و تمثیل ها در بافت و ساختار فرهنگی یک تمدن مورد بررسی قرار می گیرد. پژوهش حاضر با تکیه بر منابع کتابخانه ای و شیوه توصیفی-تحلیلی بر آن است از طریق مطالعه آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک، به مطالعه مجسمه مذکور بپردازد. یافته ها/ نتایج: با توجه به ناشناخته بودن خطوط مکتوب در الواح جیرفت، یکی از شیوه های مطالعاتی آثار فرهنگ جیرفت مطالعه آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک است. در بخش آیکونوگرافی مجسمه انسان عقرب شانه به شباهت عینی اسطوره ضحاک و تندیس مکشوفه فرهنگ جیرفت از طریق داده های مکتوب در آثار ادبی و دینی اشاره شده است. در بخش آیکونولوژی، با توجه به یافته های باستان شناسی در مناطق همجوار فرهنگ جیرفت، ارتباط این فرهنگ از طریق مراودات بازرگانی و در نهایت امر، با استفاده از شیوه مطالعه تطبیقی، شباهت میان مجسمه مذکور با دیگر ایزدان و الهه های رایج در تمدن های همجوار جیرفت مورد واکاوی قرار گرفته است.
۱۰۷۱.

وجوه تعاملی سوژه و ژست در سه گانه بکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۶۷
سوژه و ژست از مفاهیمی هستند که در رابطه تعاملی و تناظری با یکدیگر قرار دارند. در گفتمان ادبی، سوژه به تأثیر از ژست دچار استحاله می شود و از این منظر، ژست در بازتولید هویّت و باورمندی سوژه ایفای نقش می کند. مسئله اصلی پژوهشِ حاضر تأثیر ژست بر سوژه و تبیین سازوکارها و کارکردهای آن است. یکی از جلوه های تأثیرپذیری سوژه از ژست و وجوه تعاملی این دو مفهوم را در آثار ساموئل بکت می توان پی جویی کرد. نوع تفکّر بکت که از نواندیشی فلسفی و طنز گزنده او مایه می گیرد، موجب تحوّل ساختارهای ادبی و اندیشگانی در قرن بیستم شد و از این منظر، وجوه تعاملی این دو مفهوم در این ساختار بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش کارکرد سوژه و ژست و وجوه تعاملی آن در سه گانه بکت واکاوی می شود و تأثیر ژست بر افول سوژه نمایان می گردد. استحاله سوژه به میانجی ژست از این منظر قابل بازنمایی است که در روایت سه گانه بکت، فقدان ژست ، سوژه های بکتی را بی چهره و مستهلک می کند که حتّی به ماقبل سوژگی می رسند. برای نشان دادن این فرایند، مسیر حرکت سوژه در بکت در سه ساحت پیشا- افول، افول و پسا- افول بازنمایی شده است. در این فرایند سوژه بکتی از تن دادن به نظم نمادین سر باز می زند و به سوژگی نمی رسد. مسیر افولی فیگور بکتی با رفتن به ساحت هیچ، تن را می زُداید و تنی ساکن و ذهنی وراج را برای او رقم می زند. بنابراین تنِ سوژه (فیگور) در گفتمان بکت به تنی فرو پاشیده، از هم گسیخته و به غایتِ تودگی می رسد.
۱۰۷۲.

چالش ها و برکات سماع در الگوی معرفتی عرفان و تصوف اسلامی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۹
سماع یکی از لوازم جدایی ناپذیر مجالس صوفیان است که از تلاوت قرآن با صدای نیک آغاز شده و آرام آرام به رقص و پایکوبی و اضافه شدن ادوات موسیقی تحول یافته است . به این سبب همواره از جانب متفکران جامعه به ویژه علمای دین و فقها ،مورد بحث و انتقاد بوده است. علی رغم این انتقادات تند و حتی تحریم صریح سماع از جانب بر خی از بزرگان دین، صوفیه هیچ گاه آن را رها نکرده و در گذر زمان بر انجام و گسترشش اصرار ورزیده اند. سبب این است که اولا آنها اعتقادی به حرمت سماع ندارند و ثانیاً برای سماع نتایجی در نظر می گیرند که شنیدن همه ی ملامت ها و مخالفت ها را آسان می سازد. صوفیه معتقدند نامحرمان معترض به سبب نگرش سطحی، عمق سماع را درک نکرده اند وگرنه این لطیفه ی الهی که خارج از اختیار صوفی حادث می شود، سالک را با آهنگ نیایش موجودات همراه می کند، پیمان خداوند در روز ازل را به یاد می آورد، ذکر کثیر الهی است، یأس و نومیدی را از بین می برد، شیاطین و آلودگی ها را از انسان دور می کند و راهی میان بر برای رسیدن به مطلوب است. پس از این ابزار مناسب برای طی طریق و آموزش سالکان باید بهره ی مناسب جست.
۱۰۷۳.

استعاره مفهومی «شادی» در غزلیات حافظ با رویکرد زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۲۹۹
زبان شناسی شناختی، نگرشی نوین و دریچه ای تازه در مسیر مطالعات بین رشته ای زبان شناسی و ادبیات است. یکی از نظریه های برجسته در این نگرش، نظریه استعاره مفهومی است که عهده دار انتقال پیام هاست و این ظرفیت را دارد که تجارب انتزاعی زبان را به مفاهیم محسوس و ملموس تبدیل کند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی، در پی دستیابی به الگویی شناختی برای مفهوم سازی شادی در غزلیات حافظ است. در این باره، با بررسی استعاره های مفهومی و تحلیل های شناختی، سعی بر کشف و تبیین نحوه تجلی و بازنمایی مفهوم شادی در اشعار حافظ شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نظریه های نظام مند و کاربردی استعاره های مفهومی، با ارائه چارچوبی منسجم و علمی، امکان تحلیل و تبیین دقیق ابعاد پیچیده و ناملموس احساس شادی را در نگرش و جهان بینی حافظ فراهم می آورند. حافظ برای بیان ابعاد گوناگون شادی، از حوزه های تجربی و انتزاعی متعدد و متفاوتی بهره گرفته است. در پژوهش حاضر، وجوه گوناگون مفهوم شادی در انواعی از حوزه های هستی شناختی، جهت مندی و ساختاری و با تجارب حسی گوناگون و بار معنایی مثبت و منفی در جهت عینی سازی این مفهوم بررسی شده است. علاوه بر آن این مقوله در انواعی از حوزه های شناختی اشیا، جاندارمداری، طبیعت، مکان، خوراک نیز مفهوم سازی شده است. در حوزه جهت مندی، استعاره های مفهومی شادی در دو جهت بالا و پایین ترسیم شده و سرانجام در حوزه ساختاری، به تحلیل انطباق معنای کلی شادی در قلمروهای تجربی مرتبط با آن پرداخته شده است.
۱۰۷۴.

بازتاب هفت وادی سلوک عطار در غزل نخست حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۲
عرفان حافظ و بررسی مفاهیم و معانی عرفانی در شعر او از مهمترین موضوعات قابل تحقیق در دیوان اوست، که البته در این باره شارحان گذشته و معاصر اختلافاتی نیز داشته اند، اما در آثار عطار و به ویژه در منطق الطیر او، به طور ویژه و با دو رویکرد صریح و تعلیمی، و کنایی و نمادین به سیر و سلوک عرفانی و وادی ها یا مراحل سلوک پرداخته شده است. در این پژوهش که به شیوه کیفی و کتابخانه ای و با روشی تحلیلی و مقایسه ای انجام یافته، غزل نخست دیوان حافظ (با مطلع: الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها…) که به نوعی مرامنامه ی سلوکی او به شمار می آید، مورد توجه واقع شده و تأثیر هفت وادی سلوک عرفانی عطار در آن، به اختصار واکاوی و تفسیر و تبیین شده است. از نتایج تحقیق حاضر آن است که حافظ شیرین سخن با زبانی نمادین و بیانی غنایی و غیر مستقیم و ایهامی، هفت وادی عرفانی (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، و فقر و فنا) را به زیبایی و ظرافتی هنری در هفت بیت این غزل مشهور خود درج کرده و از دغدغه ها و دشواری های سلوکی عرفانی خود رونمایی کرده، و به طور ضمنی نیز این مبانی را به مشتاقان سلوک عرفانی و عموم مخاطبان خود معرفی کرده و آموزش داده است.
۱۰۷۵.

محمدرستم بدخشی و نقش و جایگاه آثار او در تاریخ نویسی فارسی در شبه قاره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
میرزا محمد رستم حارثی بدخشی (درگذشته: 1161ق) از دولتمردان، مورخان و رجال برجسته بدخشانی تبار شبه‌قاره بود. در میان آثار او که به زبان‌های فارسی و عربی نوشته شده است، دو کتاب فارسی تاریخ محمدی و عبرت‌نامه از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. این پژوهش با هدف شناسایی چهره این مورخ کمتر شناخته شده و بررسی و تحلیل ساختار و محتوای این دو اثر معروف او و جایگاه آنها در تاریخ‌نویسی فارسی در شبه‌قاره صورت گرفته است. دستاورد پژوهش حاکی از آن است که اشراف مؤلف به منابع، روش هدفمند و اصولی در تألیف، تعهد او به خلق آثاری جامع و بدون خطا، مناصب دولتی که این امکان را به او می‌داد تا از نزدیک شاهد بسیاری از رویدادهای این دوره باشد، استفاده از منابع شفاهی موثق، نگاه چند بعدی او به مسائل پیرامونش که این آثار را برای مطالعات ادبی، زبانی، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و جغرافیایی نیز مفید می‌سازد و به ویژه کمبود منابع تاریخی برای این دوره از مواردی هستند که این آثار را منحصر به فرد می‌کنند. در کنار این ویژگی‌ها نثر شیوا و روان فارسی و استفاده از واژه‌های هندی، اردو، عربی و حتی ترکی نیز که بر تسلط مؤلف بر این زبان‌ها صحه می‌گذارد، نشان از تلفیق فرهنگ‌های مختلف در این دوره از تاریخ‌نویسی شبه‌قاره دارد.
۱۰۷۶.

بازنمایی فرهنگ و سنت عرفانی در رمان طوبا و معنای شب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
فرهنگ و سنّت عرفانی، از گفتمان های مهمی است که از گذشته در فرهنگ ما رواج داشته و روایی خود را حفظ کرده است. این فرهنگ، به تأثیر از تحولات فضای مدرن و پسامدرن، دچار دگرگونی شده و فضاهای جدیدی را رقم زده که گاه با نگاه سنتی به عرفان متفاوت است و گاه آن را به نقد می کشد. گزاره هایی از این فرهنگ نیز در دنیای معاصر به حیات خود ادامه داده اند. فرهنگ و سنّت عرفانی در ادبیات معاصر نیز بازتاب دارد و جلوه های آن به تصریح و گاه غیر مستقیم در ساختار و محتوای برخی رمان های معاصر قابل بازیابی است. رمان طوبا و معنای شب، اثر شهرنوش پارسی پور است که رنگ و بوی عرفانی دارد و مؤلفه های عرفانی در آن نمود دارد. در این رمان، فرهنگ و سنّت عرفانی از فضاهای سنتی فاصله گرفته و به شکل های دیگری بروز یافته است. در پژوهشِ حاضر با روش توصیفی- تحلیلی تلاش شده تا گزاره های مرتبط با این فرهنگ در این رمان، شناسایی و تبیین گردد تا از این طریق، نحوه مواجهه انسان معاصر با میراث عرفانی و داوری او نسبت به آن، نشان داده شود. با این بررسی، می توان برخی از شاخص های مربوط به جریان شناسی مقوله عرفان را از منظر ادبی ارائه داد.
۱۰۷۷.

پایان بی پایان: بازخوانی وقت تقصیر از محمدرضا کاتب براساس نظریه داستان فرانک کرمود(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۷۱
این مقاله با بهره گیری از نظریه داستان فرانک کرمود، به ویژه تمایز بنیادین او میان کرونوس (زمان خطی، بی معنا و تکراری) و کایروس (لحظه بحران و معنا)، به تحلیل رمان وقت تقصیر نوشته محمدرضا کاتب می پردازد. کرمود بر این باور است که انسان ها برای غلبه بر بی معنایی زمان، روایت هایی منسجم خلق می کنند تا به زندگی ساختار، معنا و هویت ببخشند. اما در جهان معاصر، به ویژه در بافت هایی سرشار از خشونت و بحران ساختاری دائمی، این امکان روایت سازی به شدت تضعیف می شود. وقت تقصیر نمونه ای برجسته از چنین جهانی است: شخصیت ها و روایت ها در حالت تعلیق و تکه تکه زیست می کنند و فاقد آغاز و پایان قطعی اند. شکنجه و رنج نه به عنوان لحظات بحرانی، بلکه به مثابه بخشی از چرخه ای بی پایان و بی معنا عمل می کنند. حکومت در رمان، با تحمیل بحران و خشونت مداوم، هر امکان کایروسی را از شخصیت ها می گیرد و آنها را در کرونوس بی انتها محبوس می سازد. این تحلیل نشان می دهد که سلطه بحران دائمی و فروپاشی روایت و هویت، ساختار رمان و تجربه وجودی شخصیت ها را شکل می دهد؛ به گونه ای که آنها قادر به خلق داستانی یکپارچه و معنادار از خویشتن نیستند و در چرخه ای از رنج و بی معنایی گرفتار مانده اند. تصویر نسناس ها و هویت های درحال فروپاشی، بازنمایی پارادایم آخرالزمانی و پست مدرن است که در آن نه امید به آغاز وجود دارد و نه چشم اندازی به پایان. درنتیجه، وقت تقصیر با فروپاشی روایت و تعلیق دائمی معنا، نقدی رادیکال بر وضعیت انسان معاصر ارائه می دهد و ادبیات را به ابزاری برای فهم و نقد شرایط بحران زده و بی ثبات عصر حاضر بدل می سازد.
۱۰۷۸.

بررسی و تحلیل هفده بند از متنِ تذکرهالاولیایِ عطّار با تکیه بر حواشی و تعلیقاتِ شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۲
زمینه: محمّدرضا شفیعی کدکنی آخرین چاپ علمی و انتقادی تذکره الاولیایِ عطّار نیشابوری را در سال 1398 و با همّت نشر سخن در دو مجلّد روانه بازار نمود. به این چاپ، علی رغم این که تا این زمان معتبرترین و علمی ترین تصحیحِ موجود از تذکره به شمار می رود، متأسّفانه نواقص و کاستی هایی راه یافته است. این نواقص و اشکالات هم در متن تذکره و هم در حواشی و یادداشت هایی که شفیعی کدکنی بر متنِ تذکره نوشته است، مشاهده می گردد. اگرچه شماری از پژوهشگران و استادانِ دانشگاه در چند مقاله انتقادی به پاره ای از این موارد اشاره کرده اند، نگارندگان مقاله حاضر نیز با تأمّل در هفده بند از متنِ تذکره الاولیاء و مقابله آن با حواشیِ شفیعی کدکنی، به ایرادها و اشکالاتِ دیگری برخورده اند که در ادامه مقاله به آن ها اشاره می رود. روش: گفتنی است که نگارندگان در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای یادداشت هایِ خود را تهیّه و تنظیم نموده اند. یافته ها: نگارندگان در مقاله حاضر، با دقّت در هفده بند از متنِ تذکرهالأولیاء، حواشی و یادداشت هایِ شفیعی کدکنی را درباره گزاره های مرتبط با این هفده بند، بازخوانی و تجزیه و تحلیل نموده اند. نتیجه این بررسی نشان می دهد که بعضی از حواشیِ شفیعی کدکنی کاملاً اشتباه است. در بعضی از موارد نیز حواشیِ او نارسا و ناقص بوده و ممکن است مخاطبِ تذکره را دچار کج فهمی و برداشتِ اشتباه نماید.
۱۰۷۹.

تحلیل مفهوم دگراندیشی در کلیه و دمنه بر مبنای دیدگاه میشل فوکو، جان استوارت میل و توماس هابز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۴۶
زمینه: مفهوم دگراندیشی، یکی از اصول بنیادی در تعاملات اجتماعی است که به طور خاص در ادبیات کلاسیک ایران موردتوجه قرارگرفته است. «کلیله ودمنه» به عنوان یک اثر ادبی باریشه های عمیق فرهنگی و فلسفی، فرصتی مناسب برای بررسی این مفهوم فراهم می آورد. این اثر با به تصویر کشیدن روابط پیچیده میان شخصیت ها و ارائه حکایات آموزنده، می تواند به تجزیه وتحلیل دگراندیشی و اهمیت آن در جامعه انسانی کمک کند. روش: این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی، به بررسی متون موجود در «کلیله ودمنه» پرداخته و با تحلیل محتوای حکایات مختلف، تأثیر دگراندیشی بر رفتار شخصیت ها و نتایج داستان ها استخراج و ارزیابی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که «کلیله ودمنه» مفهوم دگراندیشی را، به طور مؤثری در قالب شخصیت ها و حکایات خود بازنمایی می کند. این اثر با تأکید بر اهمیت احترام به نظرات دیگران، تنوع دیدگاه ها و لزوم گفت وگو در ایجاد همزیستی اجتماعی، به خوانندگان می آموزد که دگراندیشی نه تنها یک ارزش اخلاقی، بلکه یک نیاز ضروری برای ارتقای جامعه است. به طورکلی، تحلیل دگراندیشی در «کلیله ودمنه» با تأمل در دیدگاه های اندیشمندان مذکور اندیشمند، نشان دهنده تنوع و پیچیدگی این مفهوم است. دگراندیشی می تواند به عنوان ابزاری برای مقاومت و نقد قدرت (فوکو)، تهدیدی برای نظم و ثبات اجتماعی (هابز) و عاملی برای پیشرفت و آزادی بیان (میل) در نظر گرفته شود. این تنوع در دیدگاه ها به ما کمک می کند تا دگراندیشی را در زمینه های مختلف اجتماعی و سیاسی بهتر درک کنیم و بر ضرورت پذیرش تنوع و تعامل مثبت میان افراد تأکید کنیم.
۱۰۸۰.

تحلیل پیکرگردانی اسطوره سیمرغ به قو در گذر از ادب غنایی به رمانتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۲۴۵
پیکرگردانی اسطوره ها، تحت تأثیر عوامل درون متنی و برون متنی در بستر روایت ها شکل می گیرد که یکی از مهم ترین این عوامل، تغییر مکاتب ادبی است. گذار از ادب غنایی به رمانتیسم، موجب دگرگونی اسطوره ها، ازجمله اسطوره سیمرغ شده است. در این تحول، سیمرغ که در شاهنامه به عنوان رابط آسمان و زمین و در منطق الطیر به عنوان فرمانروای پرندگان، معرفی و ستایش می شود، در متون رمانتیک معاصر، به پیکره هایی چون بوف، ققنوس و قو تغییر شکل داده و با از دست دادن قدرت و قطع ارتباط با آسمان، ناتوان از تحقق آرمان های فردی، به سوی نابودی سوق می یابد. مسئله پژوهش حاضر، این است که تغییر نوع ادب غنایی به رمانتیسم، چگونه بر پیکرگردانی اسطوره سیمرغ تأثیر گذاشته و چه ویژگی های جدیدی را در آن ایجاد کرده است. بدین منظور، این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر اساس مطالعات کتابخانه ای، تغییرات اسطوره سیمرغ را از منظر پنج عنصر روایی شامل شخصیت پردازی، گفتار، کنش، زمان و نیز مکان بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که در گذر از ادب غنایی به رمانتیسم، اسطوره ها از نظر جثه، کوچک تر، از لحاظ کنش، گفتار و زمان، محدودتر، و از منظر مکان، در فاصله ای بیشتر از آسمان قرار می گیرند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان