ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۹۶۱.

بررسی توازن آوایی غزلیات ابن یمین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۹
موسیقی یکی از تاثیر گذارترین عوامل زیبایی و جذابیت شعر است. این عامل از راه توازن آوایی به صورت کمی(وزن) و کیفی( توازن واجی) خود را نشان می دهد. ابن یمین در 324 غزل که در دیوان اشعار خود سروده ، به خوبی از عهده آن برآمده است. در این غزل ها بیشتر از اوزانی استفاده کرده که حالت خیزابی دارند، اوزان «فاعلاتن، فعلاتن، فعلاتن ، فعلن» با 81 غزل « فاعلاتن، فاعلاتن ، فاعلاتن، فاعلات » با 47 غزل؛«مفعول، فاعلات، مفاعیل، فاعلن» با 41 غزل و« مفعول، مفاعیل، مفاعیل، فعولن» با 33 غزل؛ در میان غزلیات ابن یمین بسامد بیشتری در میان غزلیات دارند. غیر از جامعه آماری این پژوهش در بقیه غزلیات دیوان نیز همین ویژگی موسیقایی وجود دارد. در بخش توازن آوایی کیفی نیز انواع تکرار را در غزلیات او می بینیم، در این پژوهش انواع واکه های کوتاه و بلند، همخوان های آغازین، میانی و پایانی، تکرار کلمه را بررسی کرده ایم و مشخص گردیده که شاعر به خوبی و آگاهانه از این امکانات زبانی برای به اوج رساندن موسیقی شعر خود بهره برده است. در بخش واکه ها(مصوّت ها) «ا و -ِ» بیشترین بسامد را دارند و کمترین بسامد مربوط به واکه های«-ُ، -َ، او» می شود. در بخش همخوان ها (صامت ها) همخوان های«س، خ، ش» بسامد بیشتری دارند و همخوان های«پ،ع، غ، ن» کمتر تکرار شده اند. این پژوهش با روش تحلیلی – توصیفی انجام گرفته است؛ جامعه آماری 50 غزل از دیوان اشعار ابن یمین می باشد. در آغاز، مباحث توازن آوایی را در غزلیات شناسایی کرده و بعد از آن با رسم نمودار و جدول به تحلیل و بررسی هر کدام پرداخته ایم.
۹۶۲.

ساختمان بند التزامی بر پایه عملیات تطابق چامسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۵
به دلیل تاثیر زبان انگلیسی بر جستارهای زبان شناختی و دستورشناختی، و نیز ضعیف بودن ساختهای التزامی در این زبان، ساختهای التزامی کمتر مورد توجه دستوریان، به ویژه دستوریان زایشی بوده است. این بدان دلیل است که زبان انگلیسی این ساختها را محدود به چند مورد در حاشیه دستور خود نموده است، و در عوض به جای استفاده از بند متمم التزامی از بند مصدری بهره گرفته است. این در حالی است که زبان فارسی، همچون برخی دیگر از زبانها از این ساختها به گونه زایا بهره می برد. بر این پایه، هدف از این جستار، کنکاش در ساختهای التزامی در زبانها، و مقایسه ساخت بند التزامی زبان فارسی با آن بندهاست. بر این پایه، جستار کنونی نشان می دهد که عناصر حاشیه چپ بند در یک بند التزامی زبان فارسی مبتنی بر آثاری همچون ریتزی (Rizzi, 1997) و دیگران است. آنگاه نشان می دهد که ساخت نحوی بند التزامی در این زبان، تمامی عناصر ایجاد کننده خودایستایی و التزامی بودن را برخوردار است تا از نگاه رده شناسی، این ساختها حتی از زبان ژاپنی، که نظام کاملی را از ساخت التزامی نشان می دهد یک گام فراتر باشد. این ساخت التزامی، آن گونه که این کاوش پی گرفته است شباهت کاملی را با ساخت اخباری از خود نشان می دهد و نقطه مقابل یک ساخت ناخودایستا و عریان مصدری است که در زبانهایی مانند انگلیسی یافت می شود. سپس نشان می دهد که چینش عناصر سازنده یک بند التزامی بر پایه همان چینشی است که اوشیما (Oshima, 2003)، آنتوننکو (Antonenko, 2010) ، و دیگران برای ساختهای التزامی در زبانهای رومانیایی، زبان روسی و دیگر زبانها پیسنهاد کرده اند. سرانجام، این کاوش با استفاده از عملیات تطابق چامسکی (Chomsky, 2000) نشان می دهد که چگونه ساختمان یک بند التزامی بر پایه نحو کمینگی اشتقاق می شود و چگونه این ساختها نیازمند بازنگری در عملیات تطابق هیراییوا (Hiraiwa, 2001) را در زبانها گوشزد می کنند.
۹۶۳.

آسیب شناسی کارکرد و طرح داده های قرآنی در آثار رضا امیرخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۷
رضا امیرخانی در زمره نویسندگان معاصری قرار می گیرد که در آثار خود توجه ویژه ای به آیات، اشارات، معانی و مفاهیم قرآنی دارد. استفاده فراوان امیرخانی از آیات قرآن کریم در بستر دلالت های بیانی و چیدمان های واژگانی ارائه شده در آثارش، به خلق استراتژی زبانی ویژه ای می انجامد. البته امیرخانی در زایش معنایی مورد نظر خود همیشه موفق نیست، بلکه گاهی همزمان که آیات قرآن در بستر بازی های زبانی خاص او مجال بروز و ظهور می یابند، خواننده سردرگم شده، احساس و ادراک او به چالش کشیده می شود. نوشتار پیش رو با کاربست روش تحلیلی توصیفی، به آسیب شناسی طرح مفاهیم و اشارات قرآنی در آثار امیرخانی پرداخته است. بر این اساس، مقاله حاضر ضمن کاوش دلالت های واژگانی موجود در نوشته های امیرخانی، نحوه ترکیب معنایی- مفهومی آیات قرآن کریم در آثار وی را مورد ارزیابی و تحلیل قرار داده است. ارائه برداشت ها و خوانش های نادر از عبارات و مفاهیم قرآنی در کنار بازی های زبانی پیچیده و مُخِلِ در فهم معنایی که با برخی عبارات قرآنی شده است، از جمله اشکالات محتوایی آثار امیرخانی در حوزه طرح مفاهیم و معانی قرآنی است.
۹۶۴.

تحول نثر روایی در عصر قاجار: از خوابنامه تا رمان مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه: در عصر قاجار، با ورود مفاهیم جدید به عرصه اجتماع و ادب، نویسندگان روشنفکر در جستجوی قالب های روایی نوینی برای بیان اندیشه های خود بودند. در این میان، خوابنامه نویسی به عنوان گونه ای ادبی-سیاسی با استقبال گسترده ای روبه رو شد. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی ساختار روایی این آثار و تبیین جایگاه آن ها در تاریخ تحول ادبیات داستانی فارسی است. روش: روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، به بررسی ساختاری و مقایسه ای نه خوابنامه شاخص از دوره قاجار می پردازد. چارچوب نظری پژوهش، واکاوی هشت عنصر داستانی شامل پیرنگ، شخصیت پردازی، حقیقت مانندی، درونمایه، زاویه دید، صحنه پردازی، گفت وگو و لحن است. یافته ها: آن چه در این پژوهش به وضوح می توان نشان داد نقش خوابنامه ها در شکل گیری رمان های مدرن فارسی است به گونه ای که در بررسی های سرچشمه های این رمان ها نمی توان از نقش این خوابنامه ها چشم پوشی کرد بلکه این آثار را می توان پلی بین قصه نویسی کهن و رمان نویسی مدرن دانست. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان از یک ساختار منسجم و مشابه در عناصرداستانی دارد؛ به گونه ای که پیرنگ آن ها از یک ساختار شش بخشی مشترک تبعیت می کند. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که خوابنامه های قاجاری با کیفیت ماهرانه ای که در به کارگیری عناصر داستان از خود نشان داده اند، نه تنها قالبی متمایز و دارای تشخص هستند، بلکه به عنوان پلی میان داستان نویسی کلاسیک و رمان مدرن فارسی عمل کرده و سهمی تعیین کننده در تکوین ادبیات داستانی معاصر ایران داشته اند.
۹۶۵.

De l’utopie dans Utopia de Thomas More à l’anti-utopie absurde dans L’Automne à Pékin de Boris Vian(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۸
Dans cette recherche, nous avons entrepris d’analyser le concept d’utopie dans deux œuvres littéraires particulièrement significatives et représentatives de leurs époques. La première est Utopia, le roman philosophique de Thomas More, éminent penseur humaniste et philosophe anglais du XVIᵉ siècle, la seconde œuvre que nous avons choisi d’étudier est L’Automne à Pékin de Boris Vian, écrivain français du XXᵉ siècle, figure inclassable de la scène artistique et intellectuelle de l’après-guerre. Notre démarche vise ainsi à mettre en lumière les convergences et les divergences entre ces deux textes qui, bien qu’éloignés dans le temps et issus de contextes culturels radicalement différents, partagent le souci d’inventer des mondes autres. Comparer deux œuvres de deux auteurs appartenant à des époques différentes nous aide à mieux comprendre la différence de traitement d’une même problématique dans leurs écrits : l’utopie. L’objectif de cette recherche est de vérifier Utopia de Thomas More et Exopotamie de Boris Vian qui illustrent deux usages opposés du monde imaginaire, l’une comme modèle critique et rationnel de la société, l’autre comme anti-utopie absurde révélant la vacuité de toute quête de sens et aussi d’examiner l’anti-utopie dans L’Automne à Pékin.
۹۶۶.

فضیلت اخلاقی از دیدگاه مولوی و اقبال لاهوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۵
بخش بزرگی از ادب تعلیمی زبان فارسی مشتمل بر آموزه های اخلاقی است که با بیان فضایل و رذایل اخلاقی، انسان را به ترک رذیلت و کسب فضیلت به منظور خودسازی فرا می خواند. هدف این پژوهش مقایسه اندیشه اخلاقی مولوی و اقبال لاهوری در مسئله فضیلت اخلاقی بوده و پژوهش از یک روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که مولوی انسان را موجودی غریب در دنیای مادی می داند که از اصل خویش دور مانده است. راه رسیدن به معبود، پایبندی به آموزه های شرعی و عرفانی، ترک رذایل و عمل به فضایل اخلاقی است تا انسان به مقام فنا نائل آید. اقبال به عنوان مرید مولوی، شاخصه های اخلاقی وی را در ذهن دارد، اما مقام فنا را نمی پذیرد و اصلاح فرد را مقدمه اصلاح جامعه می داند. همچنین مولوی ترک رذایل را مقدّم بر عمل به فضایل دانسته و در ملاک فضیلت، جانب دین را ترجیح می دهد، اما اقبال بر فضایل تأکید دارد و نسبت به مولانا بر عقل، بیشتر تکیه می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد این دو شاعر ضمن فطری دانستن آموزه های اخلاقی، شکوفایی اخلاقی را در گرو تربیت می دانند و اخلاق عرفانی مورد تأکید هردو است.
۹۶۷.

بررسی تحلیلی نور و ضدّنور در حدیقه الحقیقه سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۸۴
نور یکی از زیباترین شگفتی های جهان خلقت و از بحث برانگیزترین مسائل بنیادی در فلسفه و عرفان اسلامی است. از آن جا که عالمِ عرفان عرصه پیدایش اضداد است؛ توجه به ضدّنور و مصادیق آن نیز، برای تکمیل رسالت سالک در اتّحاد با نور مطلق، ضروری است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به تبیین اندیشه های دینی و اشراقی سنایی در رابطه با تقابل نور و ضدّنور، در مثنوی حدیقهالحقیقه پرداخته است. بر این اساس؛ مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که استدلال ها و تفسیرهای سنایی از نور، بیشتر ناظر بر کدام جنبه از جلوه گری نور است و موانع و اضداد نور را در مسیر سلوک چگونه می توان شناخت؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که حکیم سنایی اشراف کامل به مبحث نور، از منظر دین و عرفان داشته و در سایه مصادیق حسی و انتزاعی نور و اضداد آن، از هدایت و آگاهی با رمز نور؛ و از گمراهی و غفلت با رمز ضدّنور یاد کرده است. همچنین وی پیامبر اکرم (ص)، انبیاء، اولیاءالهی، قرآن، دل و عقل را از منابع مهم کسب نور معرفی کرده و سرمنشأ نور آن ها را ذات اقدس الهی می داند.
۹۶۸.

چالش ها و برکات سماع در الگوی معرفتی عرفان و تصوف اسلامی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۹
سماع یکی از لوازم جدایی ناپذیر مجالس صوفیان است که از تلاوت قرآن با صدای نیک آغاز شده و آرام آرام به رقص و پایکوبی و اضافه شدن ادوات موسیقی تحول یافته است . به این سبب همواره از جانب متفکران جامعه به ویژه علمای دین و فقها ،مورد بحث و انتقاد بوده است. علی رغم این انتقادات تند و حتی تحریم صریح سماع از جانب بر خی از بزرگان دین، صوفیه هیچ گاه آن را رها نکرده و در گذر زمان بر انجام و گسترشش اصرار ورزیده اند. سبب این است که اولا آنها اعتقادی به حرمت سماع ندارند و ثانیاً برای سماع نتایجی در نظر می گیرند که شنیدن همه ی ملامت ها و مخالفت ها را آسان می سازد. صوفیه معتقدند نامحرمان معترض به سبب نگرش سطحی، عمق سماع را درک نکرده اند وگرنه این لطیفه ی الهی که خارج از اختیار صوفی حادث می شود، سالک را با آهنگ نیایش موجودات همراه می کند، پیمان خداوند در روز ازل را به یاد می آورد، ذکر کثیر الهی است، یأس و نومیدی را از بین می برد، شیاطین و آلودگی ها را از انسان دور می کند و راهی میان بر برای رسیدن به مطلوب است. پس از این ابزار مناسب برای طی طریق و آموزش سالکان باید بهره ی مناسب جست.
۹۶۹.

بررسی و تحلیل کارکرد راوی در مناسبات معنایی و انتقال مفاهیم کشف المحجوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۳
در دانش روایت شناسی، همواره نقش و کارکرد راوی ها در موضع انتقال معنا و بررسی چگونگی آن، مورد توجه تحلیل گران بوده است. ازآنجایی که در متون عرفانی، فهم و درک معنای عمیق متن به طور مستقیم وابسته به نحوه روایت آن است، بررسی چگونگی استفاده از راوی ها در این متون می تواند به درک بهتر ساختار معنایی آن ها کمک کند. حال این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی با تبیین مبانی نظری روایت شناسان و بهره گیری عملیاتی از نظریه ژنت در بخش بندی و کارکرد انواع راوی، به بررسی کشف المحجوب هجویری پرداخته است تا حضور هر نوع راوی در انسجام ساختاری متن و تأثیر انواع آن بر روند درک معنا و آموزه های عرفانی را بررسی کند. درنهایت، نتایج این پژوهش نشان خواهد داد که در ابوابی که نویسنده به شرح احوال مشایخ و شرح فرقه های مختلف می پردازد، بیشترین تعداد راوی حضور دارد. راوی ضمنی یا انتزاعی که منِ دوم هجویری است، برای درک لایه های پنهان معنایی به کار گرفته می شود و با طبقات متفاوتی از خوانندگان عام و خاص در تناظر است؛ کاربست راوی در این اثر، با تبیین غیرمستقیم مفاهیم پیچیده عرفانی و ازطریق لایه های مخفی به صورتی هدفمند مرتبط است. راوی مخفی، عملاً تجربیات فردی عرفا را که قابل تعمیم نیست، از زبان راوی هایی ذهنی و آرمانی نقل می کند و متعاقباً بر مخاطب آرمانی و ضمنی تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.
۹۷۰.

مبانی درست نویسی در زبان فارسی معیار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۶۷
بحث از خطاهای زبانی و تمرکز بر اصلاح خطاهای نوشتار از موضوعاتی است که در بسیاری از کتاب های ویرایش و نگارش مطرح شده است. در این کتاب ها بدون توجه به مبانی درست نویسی، خطاهای زبانی مطرح شده و در نتیجه اظهارنظرهای شخصی و سلیقه ای بسیاری در این کتاب ها راه یافته است. این درحالی است که هرگونه بحث درباره درست نویسی مستلزم تبیین اصول و مبانی آن است. نظر به نبودِ بحث روشمند در حوزه مبانی درست نویسی، در این پژوهش کوشش می شود ضمن مرور و نقد دیدگاه های ابوالحسن نجفی، خسرو فرشیدورد، میرشمس الدین ادیب سلطانی و ناصرقلی سارلی معیارهایی برای درست نویسی پیشنهاد شود. نتایج این بررسی نشان می دهد یکی از نکات بسیار مهم که در تبیین مبانی درست نویسی به آن اهمیت داده نمی شود، توجه به سبک ها و گونه های مختلف زبان است. زبان معیار گونه های مختلفی دارد که از بین آنها گونه اداری، رسانه ای، ادبی و علمی شناخته شده تر است. با توجه به اینکه موضوع کلام و نیز مخاطب در هریک از این گونه ها با گونه های دیگر متفاوت است، لازم است در تدوین اصول درست نویسی به این تفاوت ها توجه شود. همچنین، ضروری است در تدوین قواعد درست نویسی به تحولات زبان در ادوار زبانی مختلف و نیز گفتار توجه شود. بسیاری از الگوهای زبانی و گفتاری به تدریج به برخی از گونه های نوشتاری راه می یابد. پراکندگی ها و نبودِ معیارهای صریح در پژوهش های پیشین منجر به پیشنهاد معیارهایی برای درست نویسی در این پژوهش شد. این معیارها عبارت است از: 1. سره گرایی؛ توجه به ویژگی های صرفی، نحوی و آوایی زبان فارسی؛ 2. توجه به روابط معنایی اجزای جمله و انتقال معنا؛ 3. اقتصاد زبانی یا کم کوشی؛ 4. پیشینه زبان و انطباق گفتار و نوشتار. لازم است این معیارها در کنار هم و با توجه به تفاوت ها و تنوعات زبانی در نظر گرفته شود.
۹۷۱.

بررسی فلسفه به مثابه ادبیات از منظر آرتور دانتو (مطالعه موردی اثر « فایدون» از افلاطون)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۳۵
آرتور دانتو در مقاله خود تحت عنوان «فلسفه به مثابه ادبیات/ فلسفه و ادبیات/ فلسفه ادبیات» مطرح می نماید که فرم و شگردهای ادبی در تبیین مطالب فلاسفه نقش مهمی ایفا نمودند اما در تحلیل آثار فلسفی همواره این خصوصیات نادیده گرفته شده است، تاکنون پژوهشگران حوزه مطالعات میان رشته ای بارها به تحلیل آثار ادبی از منظر آرای فیلسوفان یا مکتب های فلسفی پرداخته اند، اما واکاوی آثار فلسفی از منظر فرم و عناصر ادبی کمتر مدنظر آنها قرارگرفته است. این پژوهش در نظر دارد که با اتخاذ نمودن رویکرد متفاوت دانتو نسبت به بررسی آثار فلسفی، توجه محققان را به جایگاه ادبیات در بستر این متن ها جلب نمایند و براساس شیوه توصیفی-تحلیلی همراهی میان ادبیات و فلسفه را در یک اثر شاخص فلسفی چون فایدون از افلاطون که دارای خصوصیات بارز ادبی است مورد مطالعه و بررسی قراردهد. مدنظراست که با تکیه بر منابع موجود به این سوال پاسخ داده شود که فیلسوف بزرگی چون افلاطون به چه علت و طریقی از خصوصیات ادبی یک تراژدی برای ارائه بیانی متفاوت از مفاهیمی چون جاودانگی روح، فانی بودن جسم و مرگ استفاده نمود و سقراط فیلسوف نامدار یونانی را در قامت یک قهرمان تراژدی برای مخاطبانش تصویر کرد. در طی پژوهش صورت گرفته مشاهده می شود که ادبیات قدرت شایانی در ترسیم مطالب فلسفی و متقاعد ساختن ذهن مخاطب در پذیرش آنها دارد و می تواند ابعاد تازه ای به فهم متن فلاسفه ببخشد و نگرش متفاوتی نسبت به مباحث آنها نزد خوانندگان ایجاد نماید.
۹۷۲.

Storytelling Models in Classical Persian Literature(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۴
Iran is considered one of the ancient and civilized countries of the world, with a culture and civilization that has persisted for thousands of years without collapse. Written storytelling is one of the defining features of ancient civilizations, with its origins in Iran dating back approximately three thousand years. This article examines storytelling models in classical Persian literature. The common narrative methods in classical Persian literature can be categorized into five models: the repetitive model, the pearl beads on a plate model, the string of pearls (pearl necklace) model, the cluster of grapes model, and the grand narratives containing smaller stories model. It should be noted that the diversity of these methods is closely linked to the customs, traditions, and tastes of ancient Iranian society. Traces of these storytelling techniques can be observed in classical Persian literature until the twentieth century. However, after this period, influenced by contemporary European literature, these models gradually faded and disappeared from contemporary Persian literature.
۹۷۳.

مقایسه زنان «کلیدر» با زنان «شاهنامه»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
«شاهنامه» (400 ه . ق)، اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی (329- 416)، از آغاز آفرینش، پیوسته به عنوان یک شاهکار ادبی بی بدیل که با مسائل ملی و هویتی ایرانیان گره خوردگی جداناشدنی دارد، مورد برداشت و الهام پذیری شاعران و نویسندگان ایرانی گوناگون، به منظور خلق آثار ادبی مختلف، بوده است. این مهم، در دوره معاصر نیز، علی رغم تمام تحولات بنیادینی که در ادبیات این دوره، نسبت به ادبیات گذشته ایران، به وجود آمده است، همچنان مشهود است. رمان پُرآوازه «کلیدر» (1357- 1362 ش)، نوشته محمود دولت آبادی (متولد 1319)، از جمله آثار شاخص ادبیات معاصر ایران است که طراحی و ساخت موارد مهمی از اجزا و عناصر آن، متأثر از شاهنامه فردوسی بوده است. در این پژوهش توصیفی- تحلیلی که داده های آن از اسناد و منابع کتابخانه ای نشأت گرفته است، رمان کلیدر، از نظر شخصیت های زن، با شاهنامه فردوسی، مقایسه شده است. به همین منظور، چهار شخصیت مهم زن در کلیدر، بلقیس، زیور، شیرو و مارال، و چهار شخصیت مهم زن در شاهنامه، سیندخت، گُردآفرید، منیژه و تهمینه، انتخاب و با هم تطبیق داده شده است. این تطبیق، مشتمل بر مقایسه بلقیس با سیندخت، زیور با گُردآفرید، شیرو با منیژه، و مارال با تهمینه است. یافته های پژوهش، بر وجود همانندی های درخوراعتنا، میان زنان مطابقت داده شده، تأکید دارد. البته در این مقایسه، میان شخصیت های مورد مقایسه، تفاوت هایی هم، قابل ملاحظه است.
۹۷۴.

تحلیل تطبیقی ساختار شخصیت ورونسکی، سیدمیران، لئون و رودلف بر اساس روانکاوی فروید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
پژوهش پیش رو با رویکرد تحلیلی – تطبیقی بر مبنای روانکاوی فروید در بخش ساختار شخصیت، کشمکش های روحی و روانی شخصیت های مرد نابهنجار رمان های شوهرآهوخانم، آناکارنینا و مادام بواری را بررسی می نماید، این رمان ها در موضوع، درونمایه، شیوه بیان و روایت شباهت دارند؛ بنابراین روانکاوی شخصیت های ضد قهرمان در این رمان ها مساله ی اصلی این پژوهش است. یافته ها نشان می دهد که شخصیت های ضد قهرمان (مرد و نابهنجار) در هر سه رمان در مسیر حرکت خطی داستان تا انتها به گونه ایی عمل می کنند که تحت سیطره وجه نهاد قرار دارند و در راستای برآورده کردن وجه نهاد باعث روانپریشی خود و اطرافیان و نیز فروپاشی کانون خانواده می شوند. سیدمیران با سه شخصیت دیگر، یعنی؛ لئون و رودلف در رمان آناکارنینا و ورونسکی در رمان مادام بوواری کمی متفاوت است. دلیل این تفاوت متاهل بودن سیدمیران است. موضوع و درونمایه ی هر سه رمان با این که در دو فضای متفاوت جامعه شرقی و غربی رخ می دهد، خیانت و فروپاشی خانواده است. به دلیل غلبه وجه نهاد، اضطراب روان نژندی و همچنین اضطراب اخلاقی در ساختار شخصیت این افراد مشاهده می شود. به دنبال این اضطراب ها اغلب مکانیسم های دفاعی در هر چهار شخصیت نشان داده می شود.
۹۷۵.

پیوندهای ساختاری نماد در شعر نئوکلاسیک و بازنمود آن در غزلیات محمد سعید میرزایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۱
نماد و نمادپردازی تلاشی برای ابهام آفرینی، عمق بخشی، شرکت دادن خواننده در آفرینش معنا و حرکت از تک معنایی به سوی چندمعنایی است. ورود به عصر مدرنیته، آشنایی با جریان های شعری غرب و مکتب سمبولیسم و نیز غلبه جوّ اختناق بر فضای سیاسی و اجتماعی پس از مشروطه هرکدام به نوعی در تغییر کمّی و کیفی نماد تأثیرگذار بوده است. در این میان، پژوهشگران نیز کوشیده اند با عمق بخشی به تحلیل بلاغی نمادها به رهیافت های جدیدی در این حیطه دست یابند. ارتباط و هم افزایی نمادها و کشف ارتباط ساختاری آنها و پدید آمدن اصطلاحاتی چون «نماد کلان» و «نماد ارگانیک» حاصل این تلاش هاست. پژوهش حاضر، بر آن است تا به شیوه توصیفی تحلیلی، رابطه ساختاری نماد و شبکه های نمادی را در سروده های محمد سعید میرزایی به عنوان مهم ترین مؤلفه سبکی او بررسی کند. به این منظور پس از طرح مباحث نظری و سپس استخراج نمادهای خُرد (به عنوان کمیّت پایه ای)، نمادهای کلان و ارگانیک به عنوان شبکه های ساختاری نماد در سروده های او کاویده شده است. حاصل آنکه میرزایی شاعری است که نمادهایش در پیوند شبکه ای و ساختاری معنا می یابد و در این میان غلبه با آمیختگی نماد ارگانیک و نماد کلان است؛ به این معنا که شاعر، همان نمادهای کلان و پُربسامد را در یک یا چند غزل محور قرار داده و از آن به عنوان نماد ارگانیک بهره برده است.
۹۷۶.

بررسی و تحلیلِ ساختاری و محتواییِ «افسانه شبِ» شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۳
مثنوی های شاخص شهریار از نظر هنر شاعری عرصه ی توصیف، تصویرگری و میدانِ جولان خیالِ رها و الهام ِ محض اند؛ به جهت موضوع و محتوا نیز جنبه های بیرونی زندگی شاعر وعلایق و مناسبات اجتماعی، فرهنگی و تاریخیِ او را بازتاب می دهند؛ در عین حال، به جهت «ساختار» و «نظام فرهنگی»، مثنوی های شهریار جزئی مهم از کلیّتِ اجزای «جهانِ فرهنگی و ادبی» شعر اویند. مثنویِ «افسانه ی شب» با 1622بیت در 40مدخل عنوان دار و موضوعات متنوّع، بلندترین مثنوی شهریار و یکی از مثنوی های شاخص در شعر معاصر است. این شعر با آنکه به ظاهر بُرش های گوناگون از مقاطعِ مختلف زندگی است که با برخی رخدادهای تاریخیِ ملی و مذهبیِ جامعه ی ایرانی در هم آمیخته وگاه با استفاده از تکنیک تک گویی درونی، با زندگی شاعر، علایق شخصی و خاطرات او پیوند خورده و روایت می شود، امّا از ساختاری منسجم و متناسب با محتوای اصلیِ شعر برخوردار است و همه ی اجزای آن یک کلیّت را تشکیل می دهند. همه ی رخدادهایِ خیالی و واقعیِ این شعر در ظرفِ زمانیِ «شب» اتّفاق می افتد و شهریار با برداشتی ویژه از پدیده ی شب، آن را به گونه ی بی سابقه و با کاربستِ جنبه هایی از زبانِ گفتار با «تگ گویی» و«گفتگو» توصیف می کندو عالی ترین تصاویر و «تابلو»ها را از این حوادث و مناظر طبیعی در ظرف شب به دست می دهد.
۹۷۷.

گابریل گارسیا مارکز، نویسنده ای اومانیست و تاریخ گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۹۳
معمولاً مخاطبان ایرانی، گابریل گارسیا مارکز را با «صد سال تنهایی» و صرفاً با سبک رئالیسم جادویی می شناسند؛ در حالی که او در طول دوران پربار زندگی اش، مسیر نوشتنش را در عین نگه داشتن همان سبک، تغییر داد. هدف اصلی این تحقیق، نشان دادن آبشخورهای اصلی آثار او و پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا نگاه او در روایت داستان هایش، می تواند خواننده را به نوعی تاریخ گرایی و اومانیسم، هدایت کند؟ اغلب، مارکز را حاصل تحولات قرن نوزدهم و آمریکای لاتین دانسته و دلیل استقبال اکثر ایرانی ها از آثار آمریکای لاتین در ایران را نیز وجود شباهت های تاریخی، سیاسی، اقتصادی و... بین ایران و آمریکای لاتین دانسته اند؛ در حالی که نگارندگان، می کوشند نشان دهند که ریشه های فکری نوشته های این نویسنده، به قرن شانزدهم و آثار کسانی همچون دسیدریوس اراسموس و فرانسوا رابله برمی گردد و آثار نویسندگان آمریکای لاتین، ادامه آثار بزرگ اروپایی و آمریکایی و روس، ازجمله گوستاو فلوبر، ویلیام فاکنر، ژان-پل سارتر، آلبر کامو، ارنست همینگوی، لئو تولستوی، فیودور داستایفسکی و... است. این نوشته نمی خواهد جنبه اصلی آثار مارکز را که نویسندگی، قصه گویی، داستان نویسی و روایت، در حد اعلاست، به تاریخ یا فلسفه سیاسی تقلیل بدهد. بی شک، ارزش داستان گویی مارکز، از دیگر جنبه ها و ابعاد آثار او بیشتر است؛ اما می توان گفت که آثار او فقط منعکس کننده سبک رئالیسم جادویی نیست و برخی آثار او همچون «ژنرال در هزارتوی خویش»، «خزان خودکامه» و حتی برخی قسمت های «صد سال تنهایی» را می توان از منظر تاریخ گرایی کهن و تاریخ گرایی نوین، خواند و به نتایجی جالب رسید.
۹۷۸.

تحلیل مفهوم دگراندیشی در کلیه و دمنه بر مبنای دیدگاه میشل فوکو، جان استوارت میل و توماس هابز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۱
زمینه: مفهوم دگراندیشی، یکی از اصول بنیادی در تعاملات اجتماعی است که به طور خاص در ادبیات کلاسیک ایران موردتوجه قرارگرفته است. «کلیله ودمنه» به عنوان یک اثر ادبی باریشه های عمیق فرهنگی و فلسفی، فرصتی مناسب برای بررسی این مفهوم فراهم می آورد. این اثر با به تصویر کشیدن روابط پیچیده میان شخصیت ها و ارائه حکایات آموزنده، می تواند به تجزیه وتحلیل دگراندیشی و اهمیت آن در جامعه انسانی کمک کند. روش: این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی، به بررسی متون موجود در «کلیله ودمنه» پرداخته و با تحلیل محتوای حکایات مختلف، تأثیر دگراندیشی بر رفتار شخصیت ها و نتایج داستان ها استخراج و ارزیابی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که «کلیله ودمنه» مفهوم دگراندیشی را، به طور مؤثری در قالب شخصیت ها و حکایات خود بازنمایی می کند. این اثر با تأکید بر اهمیت احترام به نظرات دیگران، تنوع دیدگاه ها و لزوم گفت وگو در ایجاد همزیستی اجتماعی، به خوانندگان می آموزد که دگراندیشی نه تنها یک ارزش اخلاقی، بلکه یک نیاز ضروری برای ارتقای جامعه است. به طورکلی، تحلیل دگراندیشی در «کلیله ودمنه» با تأمل در دیدگاه های اندیشمندان مذکور اندیشمند، نشان دهنده تنوع و پیچیدگی این مفهوم است. دگراندیشی می تواند به عنوان ابزاری برای مقاومت و نقد قدرت (فوکو)، تهدیدی برای نظم و ثبات اجتماعی (هابز) و عاملی برای پیشرفت و آزادی بیان (میل) در نظر گرفته شود. این تنوع در دیدگاه ها به ما کمک می کند تا دگراندیشی را در زمینه های مختلف اجتماعی و سیاسی بهتر درک کنیم و بر ضرورت پذیرش تنوع و تعامل مثبت میان افراد تأکید کنیم.
۹۷۹.

تبیین قراردادهای اجرایی در شکل گیری نمایش آئینی تعزیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
تعزیه، نمایشی آیینی است که قالب و مضمون آن از سنن مذهبیِ ریشهدار متأثر است و در طول تاریخ و به مرورزمان در قالب گونه های مختلف، از دل آئین ها، سوگواره ها و مراسم روضه خوانی سر برآورده است؛ تعزیه، دارای مجموعه ای از قراردادهای اجرایی است که به صوت سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل و به فراخور گذر زمان، فرازوفرودهایی را طی کرده و دستخوش تحول شده است؛ ازاین رو تبیین اصول و قواعد قراردادهای نمایشی در شکل گیری نمایش آیینی تعزیه، یکی از ضرورت های نمایش امروز ماست. هدف اصلی این پژوهش تبیین قراردادهای نمایش آئینی تعزیه در فرایند تولید اینگونه ی نمایش آئینی است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی تدوین شده و جهت تکمیل مبانی نظری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است؛ در این مقاله سعی بر آن است تا به این سؤالات پاسخ داده شود که قراردادهای نمایشی به چه معناست و عناصر و شاخص های قراردادهای نمایش آئینی تعزیه کدامند؟ در نتیجه گیری تصریح شده است که آشنایی و فراگیری قراردادهای نمایشی همچون « قراردادهای پیرنگ یا طرح روایی و ترتیب و توالی رویدادها در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای نمایشگری در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای زمانی در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای اشیاء در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای مکان و صحنه آرایی در نمایش آئینی تعزیه»، «ارتباط متقابل و مشارکت فعال نمایشگران با تماشاگران در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای لباس و رنگ در نمایش آئینی تعزیه» و «قراردادهای موسیقی و آواز در نمایش آئینی تعزیه» می تواند موجب افزایش شناخت نمایشگران از ظرفیت های اجرایی قراردادهای نمایشی در اشکال مختلف نمایش آئینی تعزیه شود.
۹۸۰.

Born-Digital Dialectics: Twitter Literature as a Cyberspace Genre(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۷۸
This paper establishes Twitter literature as a born-digital literary genre shaped by the dialectical nature of cyberspace and its constraints and affordances, including enforced brevity, threading modularity, and algorithmic virality. It addresses the gap in studies on electronic literature and digital humanities, traditionally pivoted on studies of hypertext fiction, while pushing the literary potentials of microblogging to the margin. Synthesizing Hayles’s media-specific analysis, Levine’s genre theory, and other ideas on the dynamics of cyberspace, it argues that the constraints of Twitter do not overshadow creative forms of cultural critique, but, on the contrary, they create a space of tension between democratization and hierarchy. This paper contends that the constraints potentially democratize the production of literature through a highly social space of engagement and participation, yet the algorithmic systems usually preserve the hierarchies and attenuate the democratic potential. Through a genealogical analysis, the literary possibilities behind Twitter literature and its evolution are traced to pre-digital fragments, digital precursors, and key movements on Twitter. Analyses of two examples, including Jennifer Egan's Black Box and Teju Cole’s Small Fates, demonstrate how constraints foster aphoristic density, nonlinear narratives, and participatory meaning-making within the contested space. The paper promotes digital humanities by redefining twenty-first-century literariness and placing cyberspace as a potential zone for genre formation.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان