فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
مضامین دیوان ناصرخسرو آمیخته با حسرتی عمومی و همیشگی هستند. مسأله این پژوهش چرایی غلبه غم گرایی در اشعار اوست. بدین منظور به روش توصیفی تحلیلی مضامین دیوان این شاعر بررسی و تحلیل شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که برجسته ترین علل گرایش او به حزن و اندوه، اوضاع اجتماعی و سیاسی آشفته عصر بوده است. آشفتگی هایی از قبیل فساد، استبداد و کژروی های حکام، انحرافات و ریاکاری های منفعت جویانه فقها به موازات بی خبری های عوام، سبب گشته است ضمیر پرسشگر و روح ناآرام ناصرخسرو آزرده و به غم گرایی متمایل شود. یکی از پیامدهای مهم این شرایط، بدبینی ناصرخسرو به کلیت زندگی و به تبع آن شکل گیری نوعی غم گرایی افراطی و زاهدانه در ضمیر او بوده است. او همچنین در خلال شکایات، گاه با ایجاد فضاهای ملی گرایانه اما تاریک و حزن آلود، غم گرایی را عامدانه به مثابه ابزاری برای تحریک مخاطبان برای اصلاح انحراف های اجتماعی به کار گرفته است.
یکی گنجی پدید آمد نقد و بررسی وجوه مختلف معانی رمزی در دیوان کبیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان، شاید مهمترین پدیده فرهنگی تکاملی بشر باشد. نگاه خاص هنرمند به جهان، لزوما در شیوه خاصی از بیان تجلی می کند؛ به عبارت دیگر هر دید ویژه ای در زبان ویژه ای رخ می نماید. و هنرمند برای انتقال صور نوین ذهنی اش باید از زبانی غیر از زبان عادی استفاده کند؛ او به ناچار از استعارات و سمبل ها و رمزها استفاده می کند تا مافی-الضمیرش را مجسم کند. بسیاری از واژه های هر زبانی، علاوه بر معنای مرکزی و عام خود، دارای معانی تلویحی اند و کاربردشان در متن القای بار احساسی می کند و این موجب ابهام و گستردگی معنا می شود هر شاعر واقعی در شعرش چیزی دارد که خاص اوست و نشانه هایی از ویژگی های فردی و روانشناختی شاعر را به همراه دارد. در مورد شاعری مثل مولانا، این ویژگی ها، کاملا برجسته اند، غزل او خود معرف خویشتن است. این مقاله به رمز در غزلیات شمس پرداخته؛ وجوه تجلّی و نمایش اندیشه ها و عواطف مولانا را در آنها نقد و بررسی می کند. در این راستا از روش های تحقیق کتابخانه ای و استقرایی، تحلیل جز به جز، استفاده شده. در تطور فکری مولانا، مخصوصا به عنصر موسیقی و رقص (سماع) تکیه شده و این موضوعات آغازگر بحث ماست در ادامه از زمینه های رمزی اساطیر و داستان های پیامبران سخن رفته در فصل چهارم از وجوه رمزی مربوط به اخترشناسی سخن به میان آورده مقاله را با پرداخت به رمزهای مربوط به حروف به پایان بردیم.
بررسی تطبیقی اشعار نزار قبّانی و منوچهر آتشی از منظر کهن الگو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
243 - 267
حوزههای تخصصی:
در ادبیات ملل گوناگون کهن الگوها به صورت مشترک وجود دارند و به وسیله ی آن، تمام تجربیات بشر از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. لایه ی جمعی ناخودآگاه، شامل زمان قبل از کودکی یعنی مضامین بازمانده از حیات اجدادی ست. بسیاری از کهن الگوها برخاسته از مناطق جغرافیایی خاصی هستند، که با باورهای عامیانه و تصاویر بومی گره خورده اند. در اشعار نزار قبانی و منوچهر آتشی نمادهای ازلی مانند آنیما، وطن، رنگ، عشق و مرگ، باغ و درخت، نقاب، سایه، خود مثالی به طور مشترک وجود دارد و تصاویر تیره و روشن ذهن این دو شاعر، حاصل تأثیر جنبه های مثبت و منفی کهن الگوهاست. نقد اشعار نزار قبانی و منوچهر آتشی با رویکرد کهن الگویی، در واقع راهی برای دستیابی به عقاید و ایدئولوژی، حالات روحی و عاطفی، نوع دیدگاه به دنیای پیرامون، غم و شادی و رنگ و بوی زندگی این دو شاعر است. کهن الگو در شعرهای هر دو شاعر برخاسته از باورهایی ست که در مواقعی با تلفیق اسطوره، شیوه ی زندگی، اقلیم جغرافیایی و زیستگاه شاعر را به مخاطبان عرضه می کند.
بررسی فنون بدن و بازتاب اجتماعی آن در خسرو و شیرین نظامی گنجه ای بر اساس نظریه مارسل موس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، بدن در سطح فردی و اجتماعی، همیشه هویّت ساز بوده است. فنون بدنی شامل مهارت ها و بازده ها، قوای جسمانی، سن، مسائل دینی، شیوه مصرف غذایی و نیز فنون جنسی برای بیان عواطف و احساسات و موجب بدنمندی اندیشه انسان شده است. نظامی، سرآمد داستان پردازان غنایی زبان فارسی، در آثار خود، علاوه بر استفاده از ارتباطات کلامی، از ارتباطات غیرکلامی برای زنده نگه داشتن آن ها استفاده کرده است. در این جستار با روش تحلیلی– توصیفی به بررسی و تحلیل فنون بدن بازنمایی جامعه شناسی بدن ایرانی در خسرو و شیرین نظامی با تکیه بر نظریه مارسل موس پرداخته شده است. در این میان جامعه شناسی و انسان شناسی بدن با بازنمایی ادبیات کلاسیک با تکیه بر ژانر عاشقانه (خسرو و شیرین) می تواند پهنه ای برای آشنایی فرهنگ و اجتماع ایران را در پی داشته باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که فنون بدن و مهارت هایی همچون: شمشیرزنی، نیزه زنی، تیراندازی، شکار، اسب سواری و غیره به وفور دیده می شود. علاوه براین قوای جسمانی، سن و مهارت های یادگیری در کودکی و بلوغ و تأثیرآن در کنشگر، نحوه مصرف و حفظ تعادل غذا و مسائل دینی به طور قابل ملاحظه ای مشهود است.
تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی اشعار حافظ در نمایشنامه در راه مهر براساس الگوی فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸
349 - 382
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های کارامد برای مطالعه ابعاد معناشناختی زبان عرفانی در متون ادبی، تحلیل گفتمان انتقادی است که رویکردی جدید از تحلیل گفتمان در مطالعات ادبی و هنری به شمار می رود و به تحلیل متون در پیوند با زمینه و بستر فرهنگی و فکری می پردازد. در این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی نگاشته شده است، پس از استخراج مفاهیم عرفانی موجود در نمایشنامه در راه مهر، مؤلفه های مهم شناسایی ، سپس مطابق با الگوی نظری فرکلاف به تحلیل گفتمان عرفانی نمایشنامه پرداخته می شود. هدف در این پژوهش تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی اشعار حافظ و چگونگی انعکاس آن در نمایشنامه در راه مهر و نیز یافتن مفاهیم و مؤلفه های عرفانی موجود در این اثر برمبنای رویکرد نظری تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و با روش کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این نمایشنامه از جمله آثار نمایشی عرفانی محسوب می شود که از اشعار حافظ الهام گرفته است و نویسنده درصدد بیان خیالات و عوالم عرفانی و اخلاقی به وجه نمادین و بیان نمایشی است. همچنین پژوهش حاضر نشان دهنده این است که این نمایشنامه، یک نمایشنامه خیالی، انتقادی، فلسفی و اخلاقی است که نویسنده سعی داشته است فلسفه عرفانی را در وجه تمایلات و احساسات ملی به شیوه نمایشی توصیف نماید. در واقع، نویسنده به نوعی عرفان رو می کند که برگرفته از اندیشه های عرفانی حافظ در اشعارش است.
Étude Géocritique De La Spatio-Temporalité À Travers Le Petit Prince D’antoine De Saint-Exupéry(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Au XXe siècle et plus précisément à la fin de la Seconde Guerre mondiale, la représentation littéraire de l'espace référentiel résultant de la pensée post-coloniale et postmoderniste reprend une place essentielle. Dès lors, l’étude interdisciplinaire de la littérature et de la géographie donne naissance à la géocritique, méthode d’analyse littéraire élaborée par Bertrand Westphal dont l'intérêt réside dans l'étude de la référentialité géographique et la fiction. Associé à l’analyse géocritique, nous mettons en lumière le Petit Prince, l’œuvre d’Antoine de Saint-Exupéry. Ce chef-d’œuvre met en valeur le rapport entre la fiction et la référentialité. En effet, cette œuvre possède autant de valeur littéraire que géographique. L'originalité de cette recherche consiste à examiner la spatio-temporalité à travers le Petit Prince en s’appuyant sur la géocritique telle qu’une méthode d’analyse interdisciplinaire. En tenant compte des théories géocritique, le temps en tant qu’une dimension de l’espace se spatialise et devient anachrone. Les résultats de la recherche révèlent que le pluralisme et le multiculturalisme sont nécessaires en vue de représenter l’espace polychrone et hétérogène. Ainsi, ce travail de recherche nous pousse à nous pencher sur la valeur de l’humanité à travers la lisibilité de l’œuvre littéraire et la réaction réciproque.
آیا او با کُشته شدن می میرد؟ «مسئله این است»: تطبیقی لکانی از پدرکشی در هملت اثر ویلیام شکسپیر و غراب جندون اثر امیرحسین الهیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۹)
105 - 123
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با بهره گیری از مفاهیم «تمناطلبی» و «نام پدر» از منظر ژک لکان، به مطالعه غراب جندون اثر امیرحسین الهیاری و هملت اثر ویلیام شکسپیر می پردازد. این جستار روایت پدرکشی را بررسی می کند و خوانشی از سازوکار «نام پدر» ارائه می دهد. پژوهش حاضر به نقش مادر یا مادرنماد در تسریع سقوط پدر یا پدرنماد می پردازد و چگونگی مغلوب شدن شخصیت های «هملت» و «خان زاده» را دربرابر «نام پدر» واکاوی می کند. برای تبیین این گزاره ها، این پژوهش با بهره گیری از مفاهیم روانشناختی لکانی، به شیوه ای تطبیقی مفاهیم «تمنا» و «نام پدر» را در شخصیت های «خان زاده» و «هملت» مطالعه می نماید. تحقیق حاضر نشان می دهد که معضل «هملت» درواقع جدا کردن خود از تمناطلبی دیگری (مادر) و تحقق بخشیدن به تمنای خود است؛ همچنین، پدرکشی «خان زاده» را می توان متأثر از داستان های دایه خود، «ماه باجی»، و در راستای تمناطلبی مادر دانست. مطالعه تطبیقی حاضر، وجه تمایز «خان زاده» و «هملت» را در پالوده شدن فانتزی «هملت» به واسطه سوگواری و مواجهه با مرگ می بیند؛ «خان زاده»، با اعتقاد به جهانی دیگر، تا جان در بدن دارد از نابودی سرزمین پدری و خودتخریبی دست برنمی دارد. لیکن، علی رغم تفاوت های آشکار در تجلی سرنگونی پدرنماد در این دو اثر، خللی در سلطه همه جانبه «نام پدر» به چشم نمی خورد.
منازل و مقامات سیر و سلوک در مشرب عرفانی روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اساسی ترین مباحث در طی طریق معنوی و سلوک عرفانی، مراحلی است که سالک در این سفر انفسی باید آن ها را پشت سر بگذارد. بررسی متون عرفانی از ابتدا تا سده هفتم نشان می دهد که درباره تعداد مراحل سلوک میان عارفان اختلاف نظر وجود داشته، به گونه ای که تعداد این مراحل از حداقل سه مرحله تا ده هزار مرحله گزارش شده است. شیخ روزبهان بقلی (متوفی 606 ق) نیز از جمله عارفانی است که در باب مراحل سلوک و مراتب آن نظرگاهی منحصر به فرد و متمایز دارد. نویسندگان مقاله حاضر، نخست آراء پراکنده روزبهان در باب منازل و مقامات سلوک را از کتاب های عبهرالعاشقین، رساله القدس، غلطات السالکین، شرح شطحیات و کشف الاسرار و مکاشفات الانوار جمع آوری کرده و سپس با تحلیل آن ها، منظومه فکری شیخ و مراتب سلوکِ روزبهانی را ترسیم کرده اند. جستجو در آثار روزبهان نشان می دهد که سلوک مورد قبول وی، دارای سه منزلگاه اصلی یعنی «عشق انسانی، فنا در عشق الهی و هستی» است و هر کدام از این منازل نیز شامل چندین مقام است. منزل نخست و دوم متشکل از دوازده مقام و منزلگاه آخر نیز دارای دو مقام است. نیز به نظر می رسد سه مفهومِ «زیبایی، عشق و تجلّی» در تمام مراتب سلوک روزبهانی دیده می شوند و با منظومه فکری شیخ پیوندی ناگسستنی دارند.
وحدت و گسست در ترجمه های کهن قرآن کریم (مقایسه رویکردهای ترجمه سوره حمد و صدر سوره بقره در تفاسیر سورآبادی و روح الجنان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه های کهن قرآن کریم به زبان فارسی؛ به ویژه در تفاسیر نخستین فارسی، از دیدگاه ادبی و تاریخی نمایانگر دوگانه ای از وحدت و گسست است؛ وحدت در حساسیت ویژه، دقت و وسواس در ترجمه کلمات و مفاهیم بنیادی و کلیدی، رعایت امانتداری در انتقال معانی خاص، انتخاب مناسب ترین واژه ها اعم از فعل، اسم، صفت و گسست در مصداق گذاری و تأویل و تفسیرهای مبتنی بر عقاید مذهبی و آراء فکری و عقیدتی-سیاسی فِرَق گوناگون مذاهب اسلامی در گام دوم ترجمه. در این جستار با روش تحلیلی توصیفی و از رهگذر واکاوی و مقایسه ترجمه های سوره حمد و آیات صدر سوره بقره که آنها را به ترتیب می توان بیانیه( مانیفست) اسلام و بیانیه (مانیفست) ایمان نامید، در متن دو تفسیر و ترجمه کهن، «ابوالفتوح رازی» و«عتیق سورآبادی»، به نتایج جالب توجهی در آسیب شناسی و چراییِ پرداختن به مصادیق عبارات ترجمه شده دست یافتیم. در نهایت نتیجه گرفتیم که رویکرد وحدت در ترجمه قرآن کریم به مثابه پیش درآمدی برای وحدت اسلامی و پس از آن وحدت ادیان الهی است و گسست در ترجمه مقدمه اختلافات مذهبی و کلامی بین فرق اسلامی ست که از همان قرون اولیه در نخستین ترجمه ها از قرآن نمایان می شود.
بازتاب اندیشه های ملامتی در فتوت نامه های صوفیانه تا قرن پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
97 - 115
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهشگران درباره میزان و چگونگی ارتباط بین دو مکتب ملامتیه و فتوت نظر یکسانی ندارند؛ برخی آن دو را یکی دانسته و برخی دیگر منکر این ارتباط شده اند. مسئله اصلی در اینجا این است که؛ با توجه به متن رسائل ملامتیه و فتوت نامه ها تا قرن پنجم هجری، چه شباهت ها و تفاوت هایی بین اصول فتوت و ملامتیه وجود داشته است. هدف این پژوهش تبیین شباهت ها و تمایزهای دو مکتب ملامتیه و فتوت است تا از این طریق دلایل اختلاف نظرهای موجود بین پژوهشگران در خصوص رابطه فتوت و ملامتیه و تصوف روشن شود.روش: روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی- توصیفی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای است.یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش، بیانگر برداشت های گونه گون و متفاوت در این خصوص است. ابوعبدالرحمن سلمی نویسنده اولین فتوت نامه که خود از پیروان ملامتیه بوده در «رساله ملامتیه» تعریفی از جوانمردی ارائه می کند، که در آن جوانمرد همان ملامتی کامل است، اما همو در «کتاب الفتوه»، مانند سایر فتوت نامه های این دوره نوعی فتوت صوفیانه را معرفی کرده است که تفاوت های عمده ای با اصول ملامت دارد. در جوانمردی عیاران نیز که «قابوسنامه» معرف آن است، از اصول اساسی ملامتیه نشانی نیست. به نظر می رسد تفاوت دیدگاه پژوهندگان از اینجا سرچشمه گرفته است. در واقع کسانی که رساله ملامتیه سلمی را مبنای کار خود قرار داده اند، جوانمردان و ملامتیه را یکی دانسته اند؛ و گروه دیگر که جوانمردی را در مفهوم عیاری مدنظر داشته اند این دو را در تباین با هم یافته اند و گروه سومی که تصوف، ملامت و جوانمردی را شاخه هایی از یک اصل دانسته اند، فتوت صوفیانه را ملاک قرار داده اند.
بررسی گونه شناختی خمسه عطایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵۰
111 - 134
حوزههای تخصصی:
خمسه سرایی یکی از سنت های دیرپای ادب فارسی است که از قرن شش هجری قمری آغاز شد و تا قرن چهاردهم در ایران و سرزمین های زیر نفوذ فرهنگ ایرانی ادامه یافت. حکیم نظامی با سرودن «پنج گنج» چنان شهرتی به دست آورد که پس از او، شاعران بسیاری در ایران، شبه قاره، آسیای مرکزی و آسیای صغیر، خمسه هایی به زبان های فارسی و ترکی سرودند. یکی از خمسه سرایان مشهور آسیای صغیر، که خمسه ای به زبان ترکی عثمانی سروده است، عطاءالله نوعی زاده متخلص به عطایی (قرن 11 ه.ق.) است. هدف این مقاله بررسی گونه شناختی خمسه عطایی به عنوان نماینده خمسه های ترکی عثمانی و مقایسه آن با خمسه نظامی به عنوان نمونه اولیه نوع ادبی خمسه است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که عطایی به قراردادهای شکلی خمسه، مثل تعداد و نام گذاری منظومه ها، وزن و باب بندی آن ها، حفظ توپوس های برجسته مثل بیت بسمله، ساقی نامه، ابیات آغازین و... پایبند بوده، اما یکی از ویژگی های اصلی نوع ادبی خمسه را که داستانی بودن منظومه های آن است رها کرده و تنها یک منظومه داستانی به تقلید از هفت پیکر سروده است. عطایی در سرودن مثنوی هایش به طور کلی، تحت تأثیر وضعیت جامعه عصر خود بوده و قصه های هفت گانه منظومه هفت خوان نیز حکایت از وضعیت اجتماعی عصر او دارد.
واکاوی جامعه شناختی پیامدهای کولونیالیسم بریتانیایی از استعمار کردستان تا قرارداد سایکس پیکو در رمان دختر کاه فروش اثر نَبَز گُوران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲۷
132 - 101
حوزههای تخصصی:
نَبَز گُوران از رمان نویسان کُرد در دوره معاصر است که رویکرد ویژه وی در آثار اَدبی اش معطوف به بازنمایی رنج های مردم کُرد در سرزمین های تحت سلطه دولت های استعمارگر، توتالیتر و فاشیستی و تصویر انسانیّتِ منکوب شده انسان معاصر در دوره هژمونی جنگ و خشونت بر سرنوشت مردم استبدادزده است. رمان دختر کاه فروش که در آن به تصویرسازی زندگی تراژیک دختر کاه فروش و رویدادهای سیاسی معاصر با دوره وی پرداخته شده، روایتی رئالیستی از رخدادهای اجتماعی سیاسیِ برآمده از سلطه استبدادی قاجار و استعمار بریتانیا بر سرزمین های کُردنشین است که سرنوشت مردمانش در گردابه استعمار، به رنج و بی بهر گی از استقلال و آزادی سیاسی و بی خویشتنی و پایمال شدن کرامت انسانی و تاراج ثروت های ملّی و چندپارگی مرزهای جغرافیایی می انجامد. از آن روی که تاکنون جستار مستقلّی به بررسی پیامدهای هژمونی استعمار بریتانیا در رمان دختر کاه فروش نپرداخته است، نگارنده در پژوهش حاضر بر آن است تا به بررسی این پدیده در این رمان بپردازد. مسأله بنیادین پژوهش حاضر این است که بُنمایه های استعمار و کولونیالیسم، چگونه و در چه قالب هایی در رمان دختر کاه فروش، نمود یافته و با چه مفاهیمی پیوند خورده است؟ جهت بررسی این مسأله، نگارنده از روش توصیفی تحلیلی مُبتنی بر بررسیِ جامعه شناختی بُن مایه های کولونیالیسم در این رمان بهره گرفته است. غصب و اِشغال سرزمین، تقسیم و چندپارگی جغرافیایی کردستان، غارت منابع و ثروت های سرزمین های کُردنشین و تعیین حاکمان دست نشانده از پُربسامدترین پیامدهای هژمونی استعمار انگلیس بر کردستان در رمان دختر کاه فروش است که با رویکرد تاریخی سیاسیِ همه سونگر، روایتگر رنجی جانکاه و پایمال سازی هویّتِ دیگریِ کُرد در فرایند نگرش به خاورمیانه و انسان شرقی به عنوان اُرگانیسم های مادّیِ فرآوری و بازدهی در چرخه تأمین نیازهای جهان امپریالیستی غرب است.
دغدغه های اجتماعی نخستین زنان داستان نویسِ ایرانی (مورد مطالعه: دلشاد چنگیزی)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹
68 - 79
حوزههای تخصصی:
زنان ایرانی از اواخر دوره قاجار سعی داشتند تا در مطبوعات نقش آفرینی کنند و علی رغم هجمه های بعضی از نیروهای بنیادگرا، به نوشتن ادامه دادند. آن ها از قدرت و نفوذ مطبوعات در میان توده مردم آگاه بودند و می خواستند با استفاده از این رسانه، دغدغه های اجتماعی خود را به منصه ظهور برسانند. این زنان با استفاده از قالب هایی چون مقاله انتقادی، شعر، داستان، ترجمه، و ... سعی در انجام این مهم داشتند. اما قالب داستان، که قالبی مدرن بود، توجه بسیاری از نویسندگان زن را به خود جلب کرد، به طوری که طبق آمارهای به دست آمده، قالب داستان دومین قالب پرطرفدار در میان زنانِ داستان نویس نسل اول بود. تا سال ۱۳۲۰، دلشاد چنگیزی نویسنده ای است که بیشترین تعداد داستان کوتاه را در میان زنان به خود اختصاص داده است. او، طی سیزده سال چاپ نشریه عالم نسوان، پنجاه داستان کوتاه نگاشت و در این نشریه به چاپ رساند. دلشاد چنگیزی در آثار خود به موضوعات اجتماعی زیادی پرداخته است. اما کدام یک از این موضوعات بیشترین بسامد را در آثار او دارند؟
بررسی علل نبود نام کوروش در شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
270 - 293
حوزههای تخصصی:
چرایی شاهنامه بدون نام کوروش کوروش بزرگ حدود 600 پ.م، چشم به جهان گشود؛ او پسر کمبوجیه اول در یک پادشاهی کوچک در جنوب غرب ایران به نام پارس در استان امروزی فارس بود. نخستین شاه خاندانی پارسی، چیش-پیش بوده و جانشینان او چون کوروش، خودشان را شاه اَنشَن می خواندند. بدون شک، افسانه کوروش بزرگ در روایات داستان گونه ایران باستان و در دوره خود مردمان هخامنشی رواج داشته وداستان هایی از زایش، پادشاهی و بزرگی نخستین شاه خودشان یاد می کردند. باوجودی که نام او در اسناد بابلی، یونانی و عبری و کتیبه های خودش آمده است، امّا نامی از او در شاهنامه نیامده است. هدف این پژوهش با بررسی متون تاریخی دوره ی فردوسی و با روش تحلیل محتوایی، قصد دارد پاسخی تاریخی-منطقی برای علل عدم نام کوروش در شاهنامه ارائه دهد. هدف این پژوهش چرایی عدم نام کوروش هخامنشی از روش تطبیق و بررسی شاهنامه ی فردوسی با متون تاریخی آن دوره چون تاریخ طبری و یعقوبی و ... است و به چه علت نام کوروش در شاهنامه نیامده است. یافته های این پژوهش علل عدم نام کوروش در شاهنامه را این گونه بیان می کند: حذف نام کوروش از زمان به قدرت رسیدن داریوش با توجه به کتیبه بیستون و فرمان های داریوش، درنتیجه نبودن نام کوروش در منابع ساسانی، استفاده ی مستقیم فردوسی از خدای نامک های ساسانیان و اعتماد به آنها، عدم آگاهی فردوسی از خط و زبان عبری و یونانی که ذکری ازنام کوروش کرده اند.
بررسی شیوه اعمال قدرتِ مبهم و استعاری در نمایشنامه قوی تراثرآگوست استریندبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
87 - 106
حوزههای تخصصی:
برخی از آثار ادبی، علیرغم ظاهر ساده و حجم کم، به قدری پر محتوا بوده و درونمایه قوی دارند که در معادلات فلسفی بزرگ ترین فیلسوفان دوره معاصر نیز می گنجند. نمایش قوی تر اثر یوهان استریندبرگ از این قاعده مستثنی نیست. هدف اصلی این مقاله پس از بازتعریف ابهام، فراتر از تعریف امپسونی و استعاره، گسترده تر از معنای دریدایی آن، با تکیه بر فرایند ناگزیر فراخواندن، فروهشتن و انتساب، کشف چگونگی اعمال قدرت نویسنده، و نقش او در خلق اثر- که خود خوانشی از دنیای پیرامون اثر است- و همچنین شیوه اعمال قدرت خواننده در درک و تفسیر متن- که خود بازنویسی اثر از دیدگاهی متفاوت است- می باشد و در این راه چهارچوبی کلی را که فوکو در بررسی قدرت و گفتمان ارائه نموده است، مبنای کار قرار می دهد. پس از یافتن ارتباط ابهام و استعاره با یکدیگر، به کشف نقش این دو در اعمال قدرت یا جلوگیری از آن و در نهایت رابطه این مفاهیم با ادبیات، خلق و خوانش این اثر ادبی پرداخته می شود. پاسخ به این سوال که ابهام و استعاره چه نقشی در تولید و اعمال قدرت یا جلوگیری از آن دارند هدف اصلی این کار پژوهشی است. در دنیای متن، همچون دنیای فرامتن، عرصه ابهام و استعاره سازی و در نتیجه میدان جنگ اراده ها، غرایز، منافع و استعاره های گوناگون و جنگ استعاره ها گاهی با روش های مسالمت آمیز به نوعی صلح یا آتش بس موقت می انجامند امّا در صورتی که چنین روش هایی به نتیجه نرسند، تنها خشونت برهنه زور می تواند استعاره ای را به نفع استعاره ای دیگر ناحق و باطل جلوه دهد. با توجه به اینکه روش تحقیق در این مقاله کیفی است، خوانش جزءبه جزء متن، گزینش برخی کلمات و اجزای تشکیل دهنده متن بر اساس رویکردی که در پیش گرفته شده است و توصیف کیفی داده ها عمده ی فعالیت ها را در پیاده کردن چهارچوب نظری تحقیق بر روی متن ادبی مورد مطالعه تشکیل می دهد.
نسخه شناسی انتقادی آثار فارسی جلال الدین دوانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
73 - 92
حوزههای تخصصی:
جلال الدین دوانی یکی از دانشمندان بزرگ کانون فکری شیراز در دوره تیموری است که کتاب ها، رساله ها و نامه های بسیاری نگاشته است. با توجه به نگرش مؤثر او در پویایی و بالندگی ادبیات عرفانی فارسی، شناخت آثار فارسی وی که بیشتر در زمینه عرفان، فلسفه و کلام نوشته شده اند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است و بی شک آشنایی با اندیشه های این دانشمند ادیب، زوایا و گوشه های پنهانی از تاریخ تطوّر ادب حکمی و عرفانی را روشن می گرداند. بدیهی است پیش از داوری درباره آرا و افکار او، تحقیق درباره اصالت آثارش ضرورت دارد؛ از این رو هدف پژوهش حاضر، نسخه شناسی انتقادی آثار فارسی منسوب به دوانی است تا از رهگذر آن، صحت و سقم آنها روشن شود. بررسی فهرست نسخ خطی کتابخانه ها نشان می دهد در بیشتر آنها درباره عنوان آثار دوانی، خطاها و اشتباهات کتاب شناختی فراوان وجود دارد که سلسله وار به آثار بسیاری از نویسندگان بعدی راه یافته است. در این مقاله به منظور رفع اشکالات و ابهامات کتاب شناختی مجموعه آثار فارسی دوانی، ابتدا جامع ترین فهرست مشترک در ایران یعنی فهرستگان نسخه های خطی ایران (فنخا) مبنای احصای عناوین آثار فارسی او قرار گرفته و سپس به استناد دست نویس های فارسی وی و سایر منابع، اصالت آثار فارسی منتسب به او در فهرست نسخ خطی کتابخانه ها بررسی شده است. در این جستار با استفاده از روش مطالعه تطبیقی دست نویس های فارسی دوانی در ایران، پاره ای از آگاهی های نسخه شناختی و کتاب شناختی ما درباره آثار دوانی به ویژه عنوان و تعداد آثار فارسی اصیل و غیراصیل او تصحیح شده است. نتایج نسخه شناسی انتقادی حاضر نشان می دهد دوانی دست کم بیست اثر فارسی اصیل دارد. همچنین با نظر به مدخل های آثار فارسی دوانی در فنخا مشخص شد دست کم نه اثر فارسی غیراصیل (برساخته) به او نسبت یافته است. بنابراین، حداقل نه اثر فارسی منسوب به دوانی در ایران، نادرست به نظر می رسد.
ناپایداری و تزلزل در معنا؛ خوانش واسازانه داستانی کوتاه از ابوتراب خسروی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۵
13 - 47
حوزههای تخصصی:
مطالعات ادبی در پرتو اندیشه پساساختارگرا از منظری متفاوت متن را واکاوی می کنند. پساساختارگرایی ضمن رها شدن از چهارچوب تصلب یافته ساختارگرایی، خوانشی واسازانه از متن به دست می دهد و معنا و گفتمان ادعایی آن را به پرسش می گیرد. در این راهبردِ مطالعاتی، پژوهشگر از رهگذر بازشناسی تناقضات نهفته در متن، از دوگانه های پایگانی ساختارگرایی فاصله گرفته، از معنای آشکار آن مرکزیت زدایی می کند و معنای خاموش گشته را به سخن می آورد. کاربست چنین راهبردی در واکاوی متون فارسی می تواند ابعاد ویژه ای را در باب آن ها و ساختارهای فکری نویسندگان آشکار سازد. پژوهش حاضر بر بنیاد این اندیشه و با اتخاذ رویکردی استنادی تاریخی در گردآوری داده ها، داستان کوتاه «حضور» از مجموعه داستان دیوان سومنات نوشته ابوتراب خسروی را واسازی نموده است. بنابر پژوهش پیش ِرو، متن «حضور» به رغم عنوان آشکار آن، رو به غیاب دارد و امر غایب در آن به سطح حضور فرامی رود. تزلزل در رابطه متناظر دال و مدلولی و درنتیجه، ناپایداری معنامندی دال ها، ناآغازی در متن، باژگونگی کارکردها و موقعیت های دال های متن و نام زُدایی از شخصیت ها بخشی از مصادیق مرکززدایی از گفتمان مرکزیت یافته متن قلمداد می شوند. در پرتو این رابطه ناپایدار، دال های کنشگر در متن دچار تعویق و گسست از معنای نهایی شده اند و بدین ترتیب، انکسار و پراکنش معنا در متن رقم خورده است؛ برونداد چنین وضعیتی آپوریا یا تنگنا در پذیرش معنای قطعی متن است، به طوری که خواننده دیگر قادر به تحدید معنای نهایی نیست. جابه جایی حضور و غیاب و ناپایداری معنا حتی بر تمهیدات متن و موقعیت های مکانی شخصیت ها نیز سایه انداخته است و متن از درون خود را نقض کرده است.
آسیب شناسی فرهنگی قوم بلوچ بر اساس مَثَل ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۵۵
73 - 113
حوزههای تخصصی:
پژوهش درباره زبان ها و گویش های محلی ایران و جمع آوری نمودهای مختلف فرهنگی ازجمله مثل ها، موجب شناخت بهتر فرهنگ و تاریخ اقوام، حفظ گویش و فرهنگ آن ها و درنهایت شناخت بهتر زبان ها و فرهنگ ایرانی می شود. ضرب المثل ها، بخشی عمده از فرهنگ عامه مردم بلوچ هستند که بررسی دقیق آن ها در مطالعه الگوهای فرهنگی، ارزش های اجتماعی و تحقیقات جامعه شناختی راهگشا خواهد بود. بیشتر این مثل ها دارای مفاهیم عالی اخلاقی و فرهنگی هستند که در آموزش اندیشه ها و مفاهیم متعالی، انتقال تجربیات قومی و نسلی و پیشرفت افراد در جامعه نقشی اساسی دارند، امّا مثل هایی نیز وجود دارند که کارکردهایی منفی دارند و به نظر می رسد که در گذر تاریخ، مایه آسیب و ناکامی های اجتماعی و فرهنگی بوده اند. این پژوهش به روش مطالعه کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی به بررسی این دسته از مثل ها پرداخته است تا تأثیری در افزایش آگاهی فرهنگی و ارتقای نگاه های منطقی و معقول در جامعه و فرهنگ بلوچ داشته باشد. هرچند شمار این قبیل مثل ها کم است، اما به سبب رواج گسترده، باعث ایجاد آسیب فرهنگی در جامعه شده اند. آسیب های فرهنگی در سه حوزه فرد، خانواده و اجتماع به همراه باورهای خرافی حوزه فرهنگ بررسی شده اند. هرچند یافته های پژوهش حاضر، بیشترین فراوانی را در آسیب هایی که مربوط به خانواده هاست نشان می دهد، اما پژوهش مستقل و مستندی با جامعه آماری مشخص در این خصوص صورت نگرفته است.
تأثیر تجربه های تلخ زیسته بر درون مایه، لطافت زبان و تصویر های شعری با تأملی درکابوس نمایی های موجود در شعر شفیعی کدکنی و امل دنقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبیات تطبیقی دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۰)
103 - 128
حوزههای تخصصی:
اهی رخدادهای تلخ زندگی، روح انسان و به ویژه روح لطیف شاعران را که عاطفهای به شدت شکننده دارند، به اندازهای مکدر میکند که پدیدهها و اشیای زیبای طبیعت، در چشم و دل آنها به کلی، رنگ می- بازد و شکلی کابوسگونه به خود میگیرد. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی مبتنی بر مقایسه، این رویکرد را در نمونه اشعاری، از دو شاعر برجسته معاصر، شفیعی کدکنی و امل دنقل بررسی نموده و کوشیده به این پرسش، پاسخ گوید که کابوسگونگی در شعر این دو شاعر، چگونه نمود پیدا کرده و چه تأثیری بر زبان و تصویرهای شعری آنها گذاشته است. یافتههای پژوهش نشان میدهدکه در شعر این دو شاعر دغدغهمند معاصر، کابوسهای شعری ترسناک بسیاری یافت میشود و در بسیاری از اوقات، رخدادهای ناگوار زندگی، شاعر را مجبور به انتخاب درونمایهای خشن و زمخت و به تبع آن، نواختن نغمه- هایی ناهمسو با لطافت ذاتی شعر سوق داده است در این نمونه اشعار، بیرحمی و تلخی حوادث، احساس شاعر را به گونهای ناگوار ساخته که وصف دلپذیر پدیدههای زیبای طبیعت و لطافت زندگی که ویژگی اتی شعر است، جای خود را به توصیف رخدادهای دلخراش داده و در پی آن، لطافت زبان و خیال شاعرانه، دستخوش یک نوع دگردیسی بنیانی شده است.
بررسی تطبیقی حماسه بلوچی «رند و لاشار» و جنگ «بسوس» در ادبیات جاهلی عرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ آذر و دی ۱۴۰۳ شماره ۵۹
39 - 66
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و تاریخ عرب پس از ظهور اسلام همواره مورد توجه مسلمانان در جای جای گیتی بوده است و مسلمانان با فراگیری علوم اسلامی، با فرهنگ و تاریخ عرب نیز آشنا شده اند. یکی از وجوه تاریخی عرب، جنگ های قبیله ای فرسایشی همچون جنگ «بسوس» و «داحس و غبراء» بوده که اکثراً کنشی به زندگی سخت و صحرانشینی آنان بوده است. «رند و لاشار» نیز از حماسه های عامه بلوچسستان است که شباهت های انکارناپذیری با جنگ بسوس در دوران جاهلی دارد. این پژوهش با رویکرد تطبیقی تاریخی و به شیوه تحلیل محتوا به بیان مشابهت های تاریخی این دو حماسه و جنگ می پردازد. فرضیه پژوهش بر این اصل استوار است که حماسه رند و لاشار در مواردی متأثر از جنگ بسوس میان دو قبیله بکر و تغلب در دوره جاهلی است و اقلیم مشابه و ساختار اجتماعی و خصوصیات اخلاقی یکسان، راه را برای این تأثیرپذیری هموار کرده است. نتیجه تحقیق با اثبات این فرضیه نشان می دهد که آتش جنگ بسوس و حماسه رند و لاشار با کشتن شترهای «بسوس» و «گوهر» شعله ور می شوند و این دو زن، شخصیت های محوری این جنگ ها بوده اند. وجه دیگر این تأثیرپذیری در علل این جنگ هاست که انتقام خواهی و حمایت از مهمان، انگیزه اصلی هر دو جنگ به شمار می روند.