نگاهی بر ماجرا در عرفان و تصوف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
167 - 192
حوزههای تخصصی:
جامعه تصوف به عنوان نهادی اجتماعی دارای ادبیات و آیین ها و مناسک خاصی هستند که اجرای این قوانین و ضوابط حاکم در خانقاه ها بر مریدان و حتی بزرگان و پیر و مرشد ضروری و الزامی می باشد. یکی از این آیین ها و مناسک ماجرا گفتن است. «ماجرا» در اصطلاح صوفیه و نظام آموزش خانقاه و آداب آن، بازخواست از درویشی است که ترک ادبی نسبت به پیر یا درویش دیگر از او سر زده و او در حضور پیر باید خطای خود بپذیرد و عذرخواهی کند. با توجه به اینکه ماجرا و ماجرا گویی به صورت پراکنده در اشعار شاعران و همچنین برخی کتب صوفیه دیده می شود و تنها منابع معتبر که به طور مفصل تر به این آیین پرداخته، کتاب «اورادالاحباب و فصوص الآداب ابوالمفاخر باخرزی» و «انسان کامل عزیز الدین نسفی» است، نویسندگان در این جستار با تکیه بر این متون و دیگر متون عرفانی به بررسی و تحلیل آداب و قوانین «ماجرا گفتن» پرداخته اند که می توان به این موارد اشاره کرد: کینه به دل نگرفتن و آشکارا سخن گفتن سالک رنجیده، ماجرا گفتن در حضور پیر و جمع درویشان، پاکیزه و خالی بودن مکان ماجرا از اغیار، استغفار کردن مرید خطاکار، پرداختن غرامت و مجازاتی همچون ایستادن در صف النعال، دستار انداختن و سر و پای برهنه کردن توسط درویش خطاکار، برپا کردن جشن برای کدورت رفع شده.