فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۰۱ تا ۱٬۱۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶۰
183 - 233
حوزههای تخصصی:
بخش عظیمی از فرهنگ و ادبیات شفاهی هر ملتی ادبیات عامه است. این نوع ادبی شامل عادات، سنن، افسانه ها، باورها، آیین ها، آداب و رسوم و ضرب المثل های ملت هاست. باورهای عامه در هر سرزمینی بیانگر اعتلای فرهنگ و فرهیختگی آن جامعه است که در طول سالیان متمادی، به عنوان بن مایه های مهم و اساسی در اختیار و استخدام شعرا و نویسندگان در کل جهان، به خصوص شعرا و نویسندگان فارسی زبان درآمده است. ملا محمد رفیع قزوینی، متخلص به واعظ، از دانشمندان، خطبا، نویسندگان و شعرای بنام و صاحب سبک عصر صفوی در قرن یازدهم هجری است که با بهره گیری از زبان جدید و با ترجیح تخت و مکتب کوچه و بازار بر تخت و مکتب سلاطین صفوی و به تبعیت از پیشینیان و هم اندیشه با شعرای هم عصر خویش، باورها و عقاید عامه را به اشکال مختلف در اشعارش به تصویر کشیده است. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، اکثر باورها و عقاید عامه در کل غزلیات، ابیات پراکنده و رباعیات شاعر استخراج شده و با آوردن شواهد مثالی از متون نظم و نثر پیشین و شعرای هم سبک شاعر، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتیجه پژوهش اینکه در اشعار واعظ، به خصوص غزلیات، با تأسی از شعرای سبک هندی، به خصوص صائب تبریزی، باورهای عامه در کنار معانی و مضامین شعری دیگر، به دلیل ارتباط افقی ابیات غزل و بهره گیری از پدیده هنری و ادبی اسلوب معادله از بسامد بسیار بالایی برخوردار است.
پذیرش سعدی در انگلستان: تبیین حضور سعدی از رهگذر ترجمه های مستشرقان در سده هجدهم و نوزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
89 - 106
حوزههای تخصصی:
این مقاله، زمینه های پذیرش و حضور سعدی در انگلستان عصر نئوکلاسیسم رااز منظر ترجمه های مستشرقان کمپانی هند شرقی تبیین و تحلیل می کند و نشان می دهد چگونه این مستشرقان به معرفی سعدی و پذیرش آثار او در جامعه انگلیسی کمک کرده اند. تحلیل عمدتاً بر روش توصیفی-تبیینی استوار است. سعدی و دیگر شاعران ایرانی با ویژگی های جهانی و انسان محور آثار خود، توانستند در دوره های مختلف تاریخ اروپا، به ویژه دوران روشنگری و رمانتیسم، تأثیرگذار باشند. همچنین، مقاله به نقش فارسی دوستی در تحولات تاریخی غرب اشاره می کند و تأکید دارد غرب از فارسی دوستی به مثابه ابزاری برای بازتعریف هویت و گذار از اسکولاستیک به انسان گرایی بهره برده است. در این فرایند، ترجمه آثار فارسی به زبان های غربی نقش اساسی در انتقال مفاهیم انسان محور و غیرمسیحی ایفا کرده است. یافته ها نشان می دهند انسان گرایی جهانی، ویژگی خاص آثار ترجمه شده فارسی، به ویژه سعدی، است و همین ویژگی باعث تمایز آثار فارسی از دیگر آثار ادبی، به ویژه ادبیات انگلیسی، شده است.
اهمیت و ضرورت تصحیح مجدد رساله «لطیفه غیبی» نوشته ملا محمد دارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۲
283 - 310
حوزههای تخصصی:
اصالت متن مبنای هر نوع نقد و ارزشیابی است و دستیابی یه یک تصحیح معتبر و انتقادی نیازمند جست وجو در نسخ خطی و مقابله آن ها به یکی از روش های علمی در تصحیح متون است. در پژوهش حاضر با معرفی دو نسخه کهن و معتبر کتاب لطیفه غیبی نوشته ملامحمد دارابی، بسیاری از عبارات و کلمات غلط و یا مبهم به شیوه انتقادی بررسی شده است. این کتاب هر چند در سال 1385 تصحیح شده است، اما مبنای کار بر همان چاپ افست سال 1319 شمسی -که در سال 1357 (با خوشنویسی) تجدید چاپ شده است- قرار گرفته است. با توجه به اشکالات عدیده متن در سطوح مختلف (عبارات و کلمات و...) در پژوهش حاضر با توجه به دو نسخه ای که در سال 1234 قمری و 1244 قمری کتابت شده است، بیش از 50 مورد از اغلاط کتاب مورد ارزیابی قرار گرفته و صورت صحیح آن پیشنهاد داده شده است. نتایج نشان می دهد که بسیاری از لغات و عبارات که مربوط به استدلالات نویسنده است به دلیل کتابت نادرست آن و یا غلط خوانی کاتب مغشوش و مبهم است. از میان نسخ، نسخ مقدم که در تاریخ 1234 قمری نگاشته شده است، صحیح تر از دیگر نسخ است. این نسخه به ویژه در عبارات عربی و اعراب گذاری کلمات (فارسی و عربی)، دقت کافی به عمل آورده است.
تصویر درخت در شعر شاعران نوپرداز معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۱ (پیاپی ۹۶)
267 - 288
حوزههای تخصصی:
درخت در شعر فارسی اهمیت ویژه ای دارد. عناصر فرهنگی، دینی، اسطوره ای، اخلاقی، عرفانی، و سیاسی گزاره هایی متأثر از درخت دارند. درخت بعد از آب و خورشید پدیده ای مهم است که عناصر و موقعیت های ویژه ادبی از آن آفریده می شود. با ظهور حوادث مختلف سیاسی در سده اخیر ازیک سو و خلق اندیشه ها و سبک های متعدد هنری، ازسوی دیگر، شیوه های خلاقانه پیوند پدیده های طبیعی با عناصر انسانی برجسته شده است. تصویر درخت در شعر نو جلوه ای تازه و چندجانبه یافته است. شاعران نوپرداز نقش های ویژه ای به عناصر غیرانسانی می بخشند و از این میانه درخت همزادی انسان گونه است که تحولات جامعه انسانی را در قامت خود نشان می دهد. در پژوهش حاضر، با تحلیل و توصیف شواهد شعری به روش کتابخانه ای در اندیشه شاعران منتخب، آشکار شد که درخت نمودار ناکامی های شخصی، عشق ورزی، واسطه ادراک، شاخص آزادی، معرف زیست بوم، نماد، تصویر مجسم مرگ و نیستی، انعکاس استبداد و نماینده انکار موجودیت انسان در حاکمیت استبداد است.
دراسه مظاهر سیوله المکان فی روایه "بیروت 75" لغاده السمان و"من یصدق أن رستم؟" لروح انگیز شریفیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
99-117
حوزههای تخصصی:
تُعَدّ أدبیات الهجره من الآلیات السیاسیه والاجتماعیه والثقافیه الهامه بین الشعوب المختلفه، حیث تتیح تبادل العناصر الثقافیه والاجتماعیه من أرض إلى أخرى، وقد یظهر التأثیر المتبادل الناتج عن هذا الانتقال فی أفراد مجتمعیْ المصدر والوجهه. وفی هذا السیاق، یُعَدّ عنصر "المکان" من العناصر الأساسیه فی النص الأدبی، وله دور بارز فی الروایه الفارسیه والعربیه، حیث وظّفه الکُتّاب بشکل فنی ممیز. تُعَدّ غاده السمان وروح انگیز شریفیان من الکاتبات البارزات فی سوریا وإیران، وقد کتبتا روایتی "بیروت 75" و"من یصدق أن رستم؟" انطلاقاً من مفهوم الهجره، وقد أولت الکاتبتان اهتماماً خاصاً لعنصر المکان فی الروایتین المذکورتین. ونظراً للدور النشط لهذا العنصر، فقد تنوعت الأماکن فی الروایتین وتکررت بشکل لافت، وتشمل أماکن حضریه وریفیه مثل: بیروت، دمشق، شقّا، قریه دوما، المخفر، المقهى، الفندق، المطعم، المدرسه، الصیدلیه، وإیران. تعتمد هذه الدراسه المنهج الوصفی-التحلیلی فی تحلیل مظاهر سیوله المکان فی الروایتین المشار إلیهما.
بررسی زمینه های تاریخی- اجتماعی اندیشه و آثار «بانو نصرت امین»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۴
61 - 93
حوزههای تخصصی:
بررسی زمینه های تاریخی و اجتماعی آثار به معنای تعمیق بیشتر درباره زمینه ها و زمانه ای است که افکار نویسنده در تلاقی سه محور تاریخ، موقعیت و فردیت به اتخاذ رویکردها و ترجیح و برآمدن اندیشه های خود نائل می شود. منظری که در مطالعه تاریخ ادبیات باید به آن توجه شود. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی با بررسی زمینه و زمانه حیات «بانو امین اصفهانی»، خط سیری از حیات بانو امین و وقایع و رویدادهای مربوط به دوران او ترسیم شده است که در آن با اشاره به زمانه و اوضاع فرهنگی و اجتماعی، زمینه ها و دلایل اقدامات مختلف و نگارش تألیفات متعدد او بیان می شود. نتیجه آنکه این مقاله خط سیر تاریخی را از حیات بانو امین ترسیم می کند که در آن با معرفی سیر و ترتیب تاریخی آثار او، کیفیت ادبی و نسبت محتوای آثارش را با تحولات اجتماعی روزگار او بیان می کند. خصیصه ادبی غالب در آثار امین، روانی و صراحت بیان در توضیح افکار و اندیشه هاست. امین حتی در بیان رویکردهای عرفانی در تفسیر نیز در عین کاربرد صناعات ادبی مختلف، بیانی روان و ساده را به خدمت گرفته است. این رویکرد وی به دلیل دغدغه اش درباره ترویج اندیشه های خود در ارتباط با فضای فرهنگی و اجتماعی است. امری که به درک بهتر ما از سیر تحولات فکری و رویکردهای بانو امین کمک می کند.
بررسی عوامل بازدارنده خودشکوفایی بر اساس نظریه راجرز (باگذری بر منطق الطیر عطارو مثنوی مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تلاش جهت شناسایی ابعاد وجودی انسان، قدمتی بس کهن دارد. در این راستا، هر یک از شاخه های علم، فراخور بن مایه های تئوریک خویش، به واکاوی جنبه ای از مختصات درونی و بیرونی بشر پرداخته اند که دستاورد آن هنوز ناچیز می نماید. راجرز، عطار و مولوی از جمله بزرگانی هستند که محوریت آثارشان مبتنی بر مقوله ی انسان شناسی است. هدف نهایی آن ها نیل انسان به کمال مطلق و تعالی می باشد. در این مسیر عوامل بازدارنده ای چون، ذهن تدافعی، من خود پندار، خود ستیزی، تعلق محوری و انجماد اندیشه انسان را از رسیدن به رستاخیز تکاملی خویش دور می دارد. معرفی علل بازدارنده ی خود شکوفایی بشر، از طریق بررسی نظریه راجرز و اندیشه عطار و مولوی، مورد اهمیت است که این جستار، به آن پرداخته است. بررسی آثار این بزرگان، به شناسایی ابعاد ناشناخته ی انسان کمک می نماید. روش کاوش فوق (توصیفی - تحلیلی) می باشد. پرسش اصلی این تحقیق، مبین این مسئله است که آیا با تعمق تطبیقی بر نظرراجرز و اندیشه عطار و مولوی می توان عوامل بازدارنده ی خود شکوفایی بشر را شناسایی کرد؟ نتایج آن نشان می دهد که دو مقوله ی روان شناسی و عرفان، تواما قادر به معرفی جنبه های باز دارنده ی وجود آدمی در مسیر وصول به تعالی می باشند.
تحلیل روایی ترجمه سخنرانی شهید ابراهیم رئیسی در اجلاس ریاض بر مبنای نظریه مونا بیکر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه به عنوان یک ابزار رسانه ای عامل ارتباط بین ملت ها و یک پدیده بینافرهنگی توسط دولت ها و سازمان ها برای تعیین خط مشی و روایت سازی از واقعیت های جهان مورد بهره برداری قرار می گیرد. بدیهی است در این مأموریت، مترجمان عاملی اثرگذار هستند که تنها واژگان و عبارات را ترجمه نمی کنند، بلکه براساس باورهای خود و سیاست های تعیین شده به ساخت روایت ها در زندگی روزمره مردم کمک می کنند. نظریه جامعه شناختی روایت که برای نخستین بار توسط مونا بیکر مطرح شد، مترجمان را به عنوان عوامل تأثیرگذار در روایت سازی از اتفاقات جهان پیرامون معرفی می کند. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی تلاش دارد ترجمه های عربی سخنرانی شهید ابراهیم رئیسی در شش رسانه با ایدئولوژی های متفاوت را برمبنای ابزار های نظره روایت به ویژه ابزار «قاب بندی» مورد تجزیه وتحلیل قرار دهد. پژوهش حاضر نشان می دهد چگونه مترجمان با استفاده از تصرف گزینشی، پیرنگ سازی علّی، تغییر موقعیت نقش آفرینان و زمان و مکان مندی، یک سخنرانی را باز روایت می کنند؛ از این رو، پس از تحلیل داده ها مشخص شد که نقش «روایت» و «قاب بندی» در ترجمه و بازتولید تصویر متن مبدأ، بسیار حائز اهمیت است و رسانه ها برای قبولاندن باور خود در بازتاب یک سخنرانی، آن را با کمک ابزارهای متنی و پیرامتنی دستکاری و قاب بندی می کنند. از دیگر یافته های پژوهش این است که ابزارهای قاب بندی با یکدیگر هم پوشی دارند. علاوه بر این، نمونه هایی از تحلیل داده های جمع آوری شده نشان می دهد تصرف گزینشی- الگوی حذف بیشترین بسامد را در قاب بندی یک ترجمه از سخنرانی دارا است.
تحلیل گفتمان روش های زبانی ادبی در مرزبندی میان خود و دیگری در «دمی علی کفی» اثر سمیح القاسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش و روش های عناصر زبانی در نمایش هویت خودی و مرزبندی خود با دیگری در شعر سمیح القاسم در کتاب «دمی علی کفی» پرداخته است. «دمی علی کفی»، مجموعه ای از اشعار پایداری سمیح است که او در آن تلاش کرده است از طریق شعر، به دفاع از وطن و هموطنان خود بپردازد؛ وطنی که خاک آن میراث اجدادی یک ملت است و به سبب سستی یا خیانت سردمداران وقت به اشغال بیگانگان درآمده است. شاعر در این اثر، شعر را سلاحی می بیند که باید با آن به دفاع از مظلوم و مبارزه با ظالم پرداخت. پژوهش پیش رو درصدد است با بررسی روش های ادبی و زبانی بکارگرفته شده در شعر، نحوه مرزبندی میان خود و دیگری در این اثر را تحلیل و بررسی کند و به این سؤال پاسخ دهد که عناصر ادبی و زبانی از چه طریق در مرزبندی طرف خودی با بیگانه نقش ایفا کرده اند؟ و به این نتیجه می رسد که روش هایی چون تکرار و چرخش ضمیر، نقش اساسی در معرفی هویت فلسطینی و ایجاد مرز میان خود و دیگری داشته است.
رمزگشایی داستان قلعۀ ذات الصُوَر مثنوی معنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
استفاده از تمثیل و حکایات در ادبیات ملل یکی از راه های انتقال مفاهیم است که تأثیر و ماندگاری آن نسبت به دیگر گونه های ادای کلام، به مراتب بر مخاطب بیشتر است. بهره بردن از تمثیل چنان مهم است که بخش اعظم آیات قرآن تمثیل است و خداوند بزرگ از این گونه بیانی برای ارائه مطالب عمیق تربیتی استفاده کرده است. تمثیل در متون ادب فارسی نیز سابقه دیرینه ای دارد. به ویژه در میان واعظان و مجلس گویان و عارفان یکی از ابزار انتقال مفاهیم پرورشی است. مولانا جلال الدین به تبع از مجلس گویان و واعظان و برای تأثیرگذاری بیشتر از حکایات و تمثیل به وفور استفاده کرده است تا آنجا که مثنوی معنوی او سراسر مجموعه ای از حکایات گاه تو در تو است که به خوبی توانسته است از آنها بهره ببرد. یکی از این حکایتها، حکایت قلعه ذات الصور است که از غرر تمثیلات مثنوی است و پایان این کتاب جلیل را به آغازش وصل کرده است. نویسنده در این مقاله از این حکایت رمزگشایی کرده و به این پرسش پاسخ می دهد که آیا داستان دژ هوش ربا به پایان رسیده است یا خیر؟ پژوهش به روش توصیفی – تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای نوشته شده و نتایج حاکی از آن است که حکایت کاهل در پایان مثنوی در واقع تتمه حکایت دژ هوش ربا است.
«گودرز» در روایت های عامیانه شاهنامه و طومارهای نقّالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۰
133 - 165
حوزههای تخصصی:
در شاهنامه فردوسی، گودرز پسرِ کشواد، یکی از پهلوانان نامداری است که برای نخستین بار در داستان جنگ مازندران ظاهر می شود و پس از همراهی با پهلوانان ایرانی در نبرد با تورانیان و اَنیرانیان و حتی کشته شدنِ بسیاری از فرزندان و نبیرگانش در این راه، در ابتدای پادشاهی لهراسب، از صحنه داستان کنار می رود. گودرز که در شاهنامه نزدیک به هفتاد نقش را ایفا می کند، سرداری است توانا، عاقبت اندیش، خردمند و انتقامجو، که او را می توان پس از رستم، یکی از برجسته ترین پهلوانان شاهنامه به حساب آورد. نقش گودرز در طومارهای نقّالی و روایت های عامیانه و شفاهی شاهنامه، بسیار بزرگ تر و مهم تر از شاهنامه است و خویشکاری هایی را به انجام می رساند که پیشتر در ادب حماسی، ذکری از آن ها به میان نیامده است. نگارنده در این جستار بر آن است تا با بررسی مجموعه روایت های نقّالی و شفاهی شاهنامه، از آغازِ تولّد تا پایانِ زندگی گودرز را به تصویر بکشد و روایت ها و اشاراتی را که درباره زندگی و خویشکاری های او آمده و در شاهنامه و ادب پهلوانی، بی پیشینه و بدیع است، نشان دهد. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که برخلاف شاهنامه فردوسی که پایان کار گودرز در هاله ای از ابهام است، در این روایت ها به توصیف تراژیک پایان کار گودرز پرداخته شده است.
تحلیل تطبیقی عناصر داستانی داستان ایرانیِ «شهری چون بهشت» و داستان چینیِ «جشن نعمت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۴
147 - 170
حوزههای تخصصی:
برخی آثار ادبی، بازتابنده واقعیت ها و سنن حاکم بر جوامع بشری است؛ زیرا عرف رایج بر سبک نویسنده تأثیر می گذارد و مخاطب با خواندن آنها، واقعیت ها و تعاملات اجتماعی ادوار خاص را درمی یابد. جامعه ایران در میانه قرن بیستم میلادی/ اوایل چهاردهم خورشیدی، شاهد تغییراتی سریع بود. نویسندگان، آثاری فراوان و متفاوت خلق کردند. در این میان آثار واقع گرای «سیمین دانشور»، تأثیری عمیق بر فضای ادبی ایران گذاشت. «لو شون»، نویسنده معاصر چین نیز در زمینه های رمان، داستان کوتاه، مقاله، نقد ادبی و ترجمه، در اوایل قرن بیستم، آثاری شگرف با تعبیراتی غنی و روشنگرانه پدید آورده است. هرچند دانشور و لو شون پرورش یافته دو فرهنگ متفاوت در دو کشور مختلفند، مقایسه دو اثر واقع گرایانه آنها بیانگر مشابهت های بسیار در نقد واقعیت های جامعه روزگار خودشان است. در این مقاله به روش تطبیقی، دو داستان کوتاه «شهری چون بهشت» از دانشور و «جشن نعمت» از لو شون بررسی شد و شباهت ها و تفاوت های ناگزیر شان از نظر برخی عناصر داستانی از جمله شخصیت پردازی، زاویه دید و... بررسی و مقایسه شده است. برای نمونه، شخصیت های اصلی هر دو داستان از قشر آسیب پذیر و رنجکش جامعه اند که رخدادهای زندگی شان، زنجیره اصلی داستان را شکل می دهد و با بیان وقایع زندگی و موقعیتشان، مشکلات و نابه هنجاری ها آشکار شده، واقعیت های حاکم بر جامعه نقد می شود. گرایش به مسائل اجتماعی و توجه به زندگی مردم جامعه و طبقات فرودست و هم ذات پنداری با شخصیت های اصلی، از شباهت های دو اثر و نمود باورهای دینی دانشور و دین ناباوری لوشون از تفاوت های بارز منعکس در دو اثر است.
کاربردشناسی شناختی عشق در هشت بهشت امیرخسرو دهلوی بر پایه کارگفت مستقیم و غیر مستقیم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کاربردشناسان مشهور انگلیسی که ساختار بافتی جمله را برای تفسیر متن در نظر می گیرند، کارگفت را مطرح می کنند که شاعر یا نویسنده باید اطلاعات درست، واضح و بدون ابهام لازم را بر پایه آن در اختیار مخاطب بگذارد. هدف کلی کاربردشناسی شناختی تبیین و تحلیل چگونگی کاربست عبارت ها و گفتمان آن ها در بافت زبانی است. امیرخسرو دهلوی مفاهیم غنایی و عاشقانه را با ساختاری متنوع در بافت زبانی مستقیم و غیرمستقیم در شعرش تبیین کرده و با کاربرد این عناصر به درک درست و دقیق این مفاهیم کمک شایانی کرده است. هدف غایی این پژوهش شناخت رویکردهای شاعر از منظر سبک شناختی برای تبیین معنا و مفهوم عشق بر پایه نظریه کاربردشناسی شناختی است، چنانکه چگونگی کاربرد واژه عشق و لوازم آن را در مثنوی غنایی هشت بهشت امیرخسرو دهلوی بر پایه کارگفت های مستقیم و غیر مستقیم به روش توصیفی- تحلیلی بررسی کرده است. امیرخسرو دهلوی برای شناساندن عشق و مفاهیم غنایی آن از کاربست های مستقیمی که بیانگر اصل وضوح است، بهره برده و بسامد آنها بیشتر در سطح واژه و موسیقی است که با استفاده از بیان صریح و روشن و اصل معنایی و صورت ظاهری واژه شکل گرفته است. هم چنین کاربرد عشق و لوازم آن را که اصل اساسی موضوع اشعار غنایی است، در قالب کارگفت های غیر مستقیمی مانند تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه، تلمیح و دیگر صنایع بلاغی با زبانی غیر مستقیم که دستاویزی برای بیان مفاهیم مورد نظر شاعر هستند، در هشت بهشت به تصویر کشیده است.
باور به نظام احسن در راستای ایجاد معنای زندگی هدفمند، در شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
137 - 159
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مشترک در مباحث دینی، فلسفی و روانشناختی معنای زندگی است. درک معنای زندگی و تنظیم حیات مادّی و غیرمادّی بر آن اساس، زندگی انسان را ارزش مند و هدف دار می سازد و فقدان آن امید و سرزندگی را از انسان می ستاند. شاعران که نخبگان فکری به شمار می روند، با شناخت درست از این مسأله، خود و مخاطبان را به فهم معنای زندگی و رفتار متناسب با آن دعوت می کنند. تحقیق پیش رو به روش توصیفی- تحلیلی و به شیوه ی کتاب خانه ای تنظیم شده در صدد آن است که نگاه ناصرخسرو، باباطاهر، نظامی و عطّار را به موضوع فوق الذکر واکاوی کند و دریابد که این شاعران چه راهکارهایی را برای معنادار کردن زندگی بر اساس اعتقاد به نظام احسن و جاری بودن حکمت خدا در تمامی وقایع هستی دارند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد هر چهار شاعر خداوند را مدبّر و حکیم علی الاطلاق می دانند که کار عبث و لغو نمی نکند و با خوش بینی به حوادث خوشایند و ناخوشایند می نگرند و سر تسلیم فرو می آورند و شرور و رنج های نظام آفرینش را مغایر با اصل توحید نمی دانند. در این نگرش خیریّت تمام امور را باور دارند و لب به اعتراض نمی گشایند.
بررسی جایگاه جراید برلنی ها در مهندسی زبان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از بحث انگیزترین اصلاحات در فرآیند مدرن سازی اصلاح زبانی است؛ ازاین رو، مهندسی زبان یکی از بخش های مخاطره آمیز آزمایشگری اجتماعی سیاسی در هر کشور به شمار می آید. در ایران، برلنی ها برای اولین بار اصلاحات زبان فارسی را مطرح کردند. این حلقه فصل مهمی از تاریخ روشنفکری در ایران محسوب می شوند. آنان در زمانی کوتاه با فعالیت های خود در ایران و در اروپا، با انتشار مجله ها و رساله ها و با تشکیل محافل بحث و گفت وگو، مهم ترین گروه فعال روشن فکران مهاجر ایران را در دوره معاصر پدید آوردند. بررسی جراید برلنی ها اتخاذ رویکرد آسیب شناسانه آنها را در مسائل زبانی درکنار راهکارهای عملی و اصلاحی در این عرصه نشان می دهد. جراید برلنی ها با طرح چالش های زبان فارسی و پرهیز از افراط و تفریط و اتخاذ مشی اعتدالی به انتقاد از شیوه های پاک سازی و اصلاح زبان فارسی پرداختند. با توجه به جایگاه مؤثر برلنی ها و جراید آنها در فرآیند اصلاحات زبانی ایران، مقاله پیش رو با روش توصیفی-تحلیلی به تبیین جایگاه این جراید در مهندسی زبان در ایران می پردازد.
مقایسه کیفیت زبان و تصویرهای شعری ناصرخسرو و عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر ناصرخسرو مشحون از ادلّه عقلی، مباحث مذهبی، مواعظ و حِکَم و... است که به کلام او رنگ وبویی فلسفی و تا اندازه ای پیچیده داده است. ازسوی دیگر، عطار در آثارش کوشیده تا با زبانی ساده و عاری از زرق وبرق و پیرایه های چشمگیر، میراث تصوف خراسان و میراث شعر پیش از خود را در هیئتی متفاوت عرضه کند. پرسش این جستار آن است که آیا سادگی یا پیچیدگی زبان در سادگی یا پیچیدگی سازه تصویرهای شاعرانه نقش دارد؟ پژوهش حاضر، که به روش کمّی و آماری نوشته شده است، به بررسی آماری و مقایسه ای ساختمان تصویرهای شعری ناصرخسرو و عطار می پردازد. نتایج این تحقیق نشان می دهد ساده یا پیچیده بودن زبان شاعر ارتباط چندانی با سازه تصویرهایش نخواهد داشت؛ به بیانی دیگر، صرفاً به دلیل سادگی یا دشواری کلام شاعر نمی توان هندسه تصویرهای او را نیز ساده یا پیچیده دانست. زبان شعر ناصرخسرو دشوار و پیچیده است، اما این ویژگی بر هندسه تصویرهای شعر او تأثیر بسزایی نداشته و بیشتر تصویرهای شعر او از نوع ساده و به دور از پیچیدگی است. ازسوی دیگر، سازه تصویرهای شعری عطار، با وجود سادگی زبان و ظاهر، دارای پیچیدگی ظریف و باریکی است که جز با تجزیه مصالح بلاغی به کاررفته در بنای تصویرها نمی توان به شبکه درهم تنیده و رابطه اجزا با یکدیگر پی برد؛ به بیانی، زبان عطار ساده و تصویرهای او پیچیده است.
تاویل های عطار از داستان یوسف (ع) و رستم در دیوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
193 - 222
حوزههای تخصصی:
تلمیح و کاربرد آن، تصویرساز است و سبب تغییر سبک و ایجاد سبک شخصی می شود. اندیشه ها و نکات دینی، تاریخی، اسطوره ای و حماسی، آبشخورهای تلمیح های شاعران هستند و عطار از شاعرانی است که تلمیح های دینی بسیار دارد اما از توجه به حماسه و اسطوره هم بازنمانده است. وی به شیوه معمول صوفیان، در اغلب اشارات و تلمیح ها به نام ها و القاب پیامبران، ، به تاویل گراییده و مطابق با گرایش و خواست و نیاز خویش آن را مطرح کرده است. در دیوان عطار، تلمیح دینی داستان یوسف (ع) و تلمیح حماسی داستان رستم، بسیار به کار برده شده است. این جستار توصیفی-تحلیلی با بررسی تاویل های این دو داستان در دیوان عطار، به این پرسش پاسخ داده که عطار به چه میزان و چگونه به تاویل این دو داستان پرداخته است. این در حالی است که بنیاد رمزی-تمثیلی مثنوی های عطار، فرض تاویل گرا بودن او را تقویت می کنند. یافته ها نشان می دهد که تاویل های عطار از این دو داستان، گاهی شطح آمیزاست و گرایش تعلیمی دارد و در سه حوزه: واژه ها، شخصیت افراد و کلیت داستان (در معناهایی مخالف یا متفاوت از معانی نخست)، اتفاق افتاده است. عطار، حماسه و عرفان را چون دو روی سکه هویت ایرانی به کار می گیرد و نشان می دهد که در کنار عرفان گرایی، روح حماسی در قرن ششم-هفتم هنوز زنده است و بخشی از اندیشه و خیالات مردم را نظم و نظام می بخشد.
Representation of War-Stricken Communities Dilemma: Reading The War of Don Emmanuel's Nether Parts and I Stared at the Night of the City through Faris’s Features of Magical Realism(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۶, No ۲, Spring ۲۰۲۴
171 - 193
حوزههای تخصصی:
This article sketches the application of Wendy B. Faris’s primary features of narrative techniques in magical realist fiction in the selected novels The War of Don Emmanuel's Nether Parts (1990) by the British novelist Louis de Bernières and I Stared at the Night of the City (2008) by Kurdish novelist Bakhtiyar Ali, while keeping an eye on Chanady’s and Hegerfeldt’s perspectives where relevant. The focus is on the authors' use of Faris's features; namely the phenomenal world, unsettling doubts, merging-realms, irreducible elements and disruptions of time, space and identity, to depict their war-torn communities. These novelists have manipulated these characteristics from their diverse viewpoints. Despite their different cultural backgrounds and intellectual perspectives, both novelists attempt to convey a sense of reality by exploring the enigmatic nature of human behaviour and psychology, politics, and life in general. In this study, the researchers aim to elucidate the significance of these features in the selected novels to demonstrate the dilemma of war-stricken communities. Essentially, the researchers seek to unravel how these literary elements help in representing the complex and multifaceted nature of societies grappling with the impacts of conflict. The authors' manipulation of Faris's features becomes a lens through which they examine and articulate the intricate realities of war-stricken communities in their respective works.
نقد به مثابه شرط ممکن در نوشتار و گفتار تأملی نظری بر پیش فرض های در بردارنده چرایی و چگونگی رویداد متن
حوزههای تخصصی:
از نقد و انواع آن به مثابه داوری، ارزیابی، شناسایی، تحلیل، مرور، تفسیر و نظایر آن یاد شده است که همگی به صورت پسینی، ناظر بر نقد به مثابه مواجهه ای پرسشگرانه از متن تولید شده به قصد کنکاش و بررسی آن، هستند. این درحالی است که هدف این نوشتار، رها کردن نقد از تعریف شدگی معمول پسینی و در نتیجه ایجاد فهمی بنیادین و مبتنی بر نقد متن به گونه ای پیشنی است که در فرایند تولید به کنشگری می پردازد. به همین منظور، این نوشتار بر عناصر پیشازبانی و فرازبانی تأکید دارد که رویکردی غیرساختارگرایانه است و به مثابه شرایط ممکن، زمینه ساز تولید واقعی رویداد متن می باشند. پیش داده هایی فراتاریخی که حاوی چرایی و چگونگی شکل گیری متن می باشند. شرایط ممکن پیش داده های عینی و فرازبانی هستند. امکان هایی که در فاصله با تفسیر و تأویل قرار دارند که قلمرو ذهن است. شرایط ممکن در قلب نظریه تاریخ(هیستوریک) قرار دارند و با فرآیند های بلند مدت در پیوند می باشند. فرآیند هایی که از ابتدای شکل گیری متن در آن نقش دارند. توجه به شرایط ممکن که شرایطی فرامتنی در فرایند تولید متن هستند، متن را به متنی واقعی بدل می سازند. در این حالت است که نقد به مثابه شرط ممکن در ایجاد متن، به صورت پیشنی و فراتر از روایت زبانی و مختصات هرمنوتیکی، از آن در برابر هر گونه بررسی و داوری پیشینی حفاظت و پشتیبانی می کند. در این مقاله سعی شد به نقد با نگاهی متفاوت نگریسته شود و همین امر باعث شد تا نتایجی متفاوت از معمول استخراج شود و زمینه ساز تولید واقعی رویداد متن باشد.
زمان تهی و سوژه ی شکاف خورده در رمان خانم دالووی ویرجینیا وولف: تحلیلی دلوزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان خانم دالووی ویرجینیا وولف نقدی بر جامعه ی انگلستان پس از جنگ جهانی اول می باشد که در غالب خودکشی سربازی جوان به تصویر کشیده می شود. خودکشی وی تفاسیر مختلفی از تراژدی تا قربانی شدن دربرداشته است. با استفاده از سنتز سوم نظریه ی زمان و مرگ دوگانه ی فیلسوف فرانسوی ژیل دلوز، هدف این مقاله بررسی خودکشی شخصیت سپتیموس اسمیت در رمان خانم دالووی ویرجینیا وولف می باشد. سپتیموس در اثر جنگ جهانی که رخدادی نمادین است دچار انشقاق و شکاف در سوژه گی خود گشته و به دو قسمت نامساوی پیشین و پسین تقسیم شده است. سوژه ی منقسم دچار انحلال خود می شود به طوری که دیگر «منی» وجود ندارد، این انشقاق جنبه ی مثبتی نیز دارد و آن رهایی از چنگ قانون و هویت است. به همین علت بردشاو که نماینده ی هنجار اجتماعی و اتوریته می باشد سعی به بستری کردن او و ستاندن رهایی جسمی و ذهنی از اوست. در همین راستا سپتیموس ناگزیر دست به خودکشی می زند تا آزادی خود را نجات دهد. مرگ او خاتمه ی زندگی اوست اما تاثیر مستقیمی بر شخصیت کلاریسا دارد که در طبقه ی مرفه و سیاست مدار زندانی شده است. مرگ سپتیموس موجب اختلال در مهمانی او و رهایی فکری کلاریسا از قید و بند می شود که خود گونه ای «شدن» است. کلاریسا برای دقایقی از مهمانی و مهمان ها دور شده و به وضعیت خود می اندیشد و زندگی خود را سراسر دروغ می بیند. در این راستا، مرگ جسمی سپتیموس موجب نوعی مرگ غیرشخصی در کلاریسا شده و او را نیز رها می کند و در نتیجه تایید زندگی به معنای دلوزی ست. زندگی برای دلوز یعنی مختل کردن آنچه که سرکوب گر است و در اینجا ،آن کس که سرکوب شده کلاریسا و همزاد او سپتیموس است که در نهایت با مرگ او رها می شود.